فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی یک سندرم روانی متشکل از تحلیل عاطفی (احساس تخلیه ي قوای روانی)، مسخ شخصیّت (واکنش منفی و عاری از احساس و توأم با بی اعتنایی مفرط نسبت به گیرندگان خدمات) و کاهش احساس موفّقیّت فردی است که به ایجاد تصوّر منفی از خود، نگرش منفی نسبت به شغل و احساس عدم ارتباط با مراجعین می انجامد و به شدّت روابط فردی، شغلی و سازمانی را تحت تأثیر قرار می دهد(صابری و همکاران،۱۳۸۷ :۹۶).

فرسودگي شغلي عبارت است از : حالتي از خستگي جسمي ، هيجاني و ذهني كه به دليل فشار مداوم و مكرر ناشي از برخورد فشرده و دراز مدت با عوامل انساني يا فيزيكي بوجود مي آيد . نشانه ها و علائم فرسودگي شغلي ، معمولاً به صورت احساس درماندگي ، نا اميدي ، سرخوردگي ، و پيدا كردن ديدگاه منفي نسبت به خود و ديگران بروز داده مي شوند . افراد ممكن است تصور كنند كه بيش از حد كار مي كنند وقادر به كنترل آن نيستند(صابری و همکاران،۱۳۸۷ :۹۶). .

فرسودگي شغلي بر اثر استرس شديد ، مداوم و كنترل نشده و زماني كه تقاضاي محيط كار بيش از توانايي هاي شخصي براي سازگاري يا موفقيت باشد بوجود مي آيد . هر گاه با استرس مقابلة مؤثر نشود ، فرسودگي شغلي بوجود مي آيد . بروز فرسودگي شغلي ناگهاني نيست ، بلكه فرآِيند پيش رونده دارد و رشد آن مرحله اي است(صابری و همکاران،۱۳۸۷ :۹۷).

 

۲-۳-۱-مراحل و سير فرسودگي

مرحلة ماه عسل :

زماني است كه ما در جايي استخدام مي شويم و با شور و شعف خاصي كار خود را شروع مي كنيم . ممكن است زودتر از وقت معمول سركار حاضر شويم و ديرتر هم محيط كار را ترك كنيم . شروع به كار ، ذخاير و انرژي ما را خرج مي كند . اگر تقويت ، تحسين ، تشويق و رضايت به دنبال كار نباشد ، كاهش انرژي آغاز مي شود و فرد بدون آنكه خودش متوجه باشد به تدريج از ا نرژي جسمي و رواني تهي مي شود .

مطلب مشابه :  مراحل برنامه اجتماع درمان مدار در درمان اختلالات وابسته به مواد

كمبود كارمايه :

مرحله است كه فرد احساس كم آوردن انرژي مي كند و نارضايتي شغلي و خستگي شروع مي شود و فرد سعي مي كند از طريق پناه بردن به مصرف سيگار ، مواد مخدر ، مشروب ، انجام دادن خريدهاي تفنني ، خوابيدن زياد ، به نوعي خود را فريب دهد(صابری و همکاران،۱۳۸۷ :۹۷).

 

۲-۳-۲- آغاز نشانه هاي مزمن فرسودگي :

در اين مرحله احساس خستگي مزمن ، سردردهاي دوره اي ، ترش كردن معده ، خشم و افسردگي شديد ، شدت پيدا مي كنند .

بحران :

در اين مرحله ، بدبيني عميق ، شك به توانايي هاي شخصي ، حساس بودن به بيماري هاي جسمي ناشي از درماندگي و نا اميدي و بروز ذهنيت فرار و پاسخ گريز از مشكلات .

مرحلة به بن بست رسيدن :

يعني فرد ، مستعد خطر از دست دادن شغل مي شود. با مراجع ، همكاران و مدير در محل كار درگير مي شود . در خانه نيز با همسر و فرزندان خود برخوردهاي مكرري نشان مي دهد .

ويژگي هاي افرادي كه مستعد فرسودگي هستند :

زود سر كار مي روند .

دير از سر كار بر مي گردند .

در حين غذا خوردن مشغول كار هستند .

كارها را به منزل مي برند .

به ندرت به مرخصي يا تعطيلات مي روند .

تفريح رفتن آنها به خاطر كارشان است .

وقت را براي همسر و فرزندان جيره بندي مي كنند .

عادات خوابيدن و غذا خوردن آنها بي نظم است .

توانايي نه گفتن در برابر كار را ندارند(صابری و همکاران،۱۳۸۷ :۹۹) .