ابعاد سرشت عبارتند از:

نوجویی:

که تنوع طلبی یا محرک خواهی هم نامیده می‏شود، نمایانگر پاسخ به چیزهای تازه و نو (جدید)  است. این خصوصیت باعث جستجوی مشتاقانه برای محرک‏های تازه و ناآشنا شده، بالقوه باعث خلاقیت و کشفیات می‏شود. این ویژگی، مواردی مانند‏ تکانش‏گری، برون‏ریزی خشم، بی‏ثباتی در روابط و خودمحوری را به دنبال دارد. نوجویی شامل چهار صفت است که عبارتند از تحریک‏پذیری کنجکاوانه در مقابل انعطاف‏ناپذیری، اسراف‏کاری در مقابل صرفه‏جویی، تکانش‏گری در مقابل تامل و بی‏‏نظمی ‏در مقابل انضباط خشک. افرادی که نوجویی بالا دارند بسیار سریع هیجان‏زده می‏شوند، کنجکاو، مشتاق، پرشور، تکانشی و نامرتب هستند و خیلی زود کسل می‏شوند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

اجتناب ‏از ‏آسیب:

به عنوان ترس از شرایط نامطمئن تعریف می‏شود و عبارت است از بازداری اجتماعی، شرم در برابر غریبه‏ها، آستانه تحریک‏پذیری پایین، نگرانی بدبینانه نسبت به مشکلات، حتی در شرایطی که برای اکثر مردم نگران کننده نیست (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

پاداش- وابستگی:

رفتاری که در‏گذشته تقویت دریافت کرده است، حتی در شرایطی که تقویت ادامه نداشته باشد نیز تکرار می‏شود و افراد در میزان این تداوم رفتاری که پس از قطع تقویت وجود دارد با هم فرق می‏کنند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

 

پشتکار:

راهبرد سازکارآن‏های است برای مواقعی که تقویت به صورت متناوب و سهمی ارائه می‏شود و پیامد کار همواره ثابت می‏ماند. زمانی که پیامدها به سرعت تغییر می‏کنند پشتکار به‏یک ویژگی ناکارآمد‏ تبدیل می‏شود. افراد با پشتکار بالا، ناکامی ‏و خستگی را به عنوان یک چالش می‏نگرند و حتی زمانی که با نقص و یا انتقاد مواجه می‏شوند، به راحتی کارها را رها نکرده و در واقع سعی می‏کنند با کار اضافی آن کار را جبران کنند. این افراد به دنبال موفقیت‏های بیش از اندازه هستند. بر عکس افرادی که پشتکار پایینی دارند به صورت سست، غیرفعال، غیرقابل اطمینان، ناپایدار و سرگردان عمل می‏کنند. این افراد در زمانی که احتمال دادن تقویت ثابت باقی می‏ماند (مثل حقوق ماهانه ثابت برای کارکنان یک مجموعه)، معمولا در اقدام به کارها بسیار کند عمل می‏کنند و داوطلب انجام کاری نمی‏شوند.

مطلب مشابه :  تمثيل و روان درماني و تاثیر آن بر کیفیت زندگی

 

۲-۱-۱-۸- ابعاد منش عبارتند از:

خودراهبری:  

خودراهبری بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل استوار است. احساساتی نظیر وحدت، احترام، عزت نفس، کارآمدی، رهبری و امیدواری، از این خود انگاره نشات می‏گیرند.

همکاری  :

برپایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که ‏از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می‏شود. واژه همکاری در برگیرنده تفاوت‏های فردی در میزان هویت‏یابی جمعی و پذیرش دیگران است. افرادی که حس همکاری بالایی دارند، افرادی همدل، صبور، مهربان، حمایت کننده و با انصاف هستند و از کمک کردن به دیگران لذت می‏بر‏ند.

 

خودفرآوری:

خودفرآوری بر پایه مفهوم از خویشتن به عنوان بخش وحدت یافته‏ای از جهان و منابع پیرامون آن است که ‏از این خود انگاره ‏احساساتی چون مشارکت عارفانه در امور، ایمان مذهبی، متانت و صبوری غیر مشروط نشات می‏گیرد. افرادی که در این خرده‏ آزمون نمرات بالا به دست می‏آورند، زمانی که درگیر روابط اجتماعی بوده و یا در حال انجام کاری هستند، از مرزهای فردی خود فراتر می‏روند. به نظر می‏رسد که‏ آن‏ها در دنیای دیگری سیر می‏کنند و دارای تجربیات اوج هستند و اکثراً افرادی خلاق هستند. برعکس افرادی که سطح خودفرآوری پایینی دارند در روابط خود و یا در هنگام‏ تمرکز بر کارها خودآگاه باقی می‏مانند و به ندرت تحت تأثیر هنر و زیبایی قرار می‏گیرند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).