اختلالات رفتار

۱-۱-۲  تاریخچه اختلالات رفتاری

تا سال ۱۹۹۷ اصطلاح (ناتوانی جدی هیجانی[۱]) در قوانین آموزش ویژه مورد استفاده قرار می گرفت، در حال حاضر اصطلاح (اختلالات رفتاری) توسط)مجمع کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری([۲] پذیرفته شده است و از این نظر که بر جنبه­ ی قابل مشاهده ­ی مشکلات کودکان متمرکز است بر سایر اصطلاحات برتری دارد. از آنجایی که رفتارهای مشکل ساز اغلب نابهنجار نامیده می شوند ارایه تعریفی مناسب از بهنجار و نابهنجاری به منظور تعریف و طبقه بندی اختلالات رفتاری ضروری به نظر می رسد. نابهنجاری را می توان انحراف از اعتدال (حدوسط) تعریف نمود. البته جهت این انحراف منفی است.این موضوع که اختلال، واکنش فرد به شرایط محیطی یا اختلال در کارکرد های درون فردی است، همواره مورد بحث بوده است(ماش و دوزویس[۳]، ۱۹۹۶).

شاید جامع ترین معیار برای قضاوت در مورد اختلالات رفتاری، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی باشند(بندیکت[۴]، ۱۹۳۴). پس از مطالعات گسترده اظهار داشت که هر جامعه ای رفتارهای خاص را انتخاب می کند که مناسب آن است و افراد در آن جامعه به گونه ای پروش می یابند که رفتارهای آنان مطابق با ارزش های جامعه باشد. افرادی که به هر دلیل این رفتارها را از خود بروز ندهند، اجتماع آنان را منحرف قلمداد می کند. انحراف همواره به هنجارهای فرهنگی مربوط است(نلسون و ایزرائیل[۵]، ۲۰۰۰).

جنسیت نیز بر هنجارهای فرهنگی- اجتماعی تاثیر دارد. در اغلب جوامع از مردها انتظار می رود موجوداتی پرخاشگر، سلطه­ گر­تر، ماجراجوتر و فعال تر از زنان باشند. در مقابل از زنان انتظار نمی رود حساس تر،عاطفی تر، وابسته تر و آرام تر از مردان باشند.الگوهای جنسیت، ما را در قضاوت در مورد رفتار بهنجار یاری می دهند(نلسون و ایزرايیل، ۲۰۰۰). سن و سطوح تحولی فرد هم، در قضاوت در مورد رفتار، مهم تلقی می شوند. در دوره نوجوانی به علت تغییرات سریع، سطح تحول بسیار تعیین کننده است، بنابراین وجود هنجارهای تحولی به ارزیابی رفتار کمک بسیار می کند.

مطلب مشابه :  مراحل برنامه اجتماع درمان مدار در درمان اختلالات وابسته به مواد

در ارزشیابی رفتار کودکان، احساس و نگرش اطرافیان نزدیک نیز نقش دارد.بر طبق پژوهش های انجام شده، ارجاع کودکان به متخصصان بهداشت روانی به ویژگی های خانواده، معلمان و افرادی که با کودک سرو کار دارند، بستگی دارد(کاستلو و آنگلو[۶]، ۱۹۹۵).

مطالعات بسیاری در مورد ناسازگاری های اجتماعی صورت گرفته است. در حال حاضر ناسازگاری اجتماعی، اختلال سلوک[۷] و رفتارهای پرخاشگرانه، مخرب و ضد اجتماعی تلقی می شود. اختلال سلوک بیش از سایر اختلالات در دانش آموزانی که مبتلا به اختلالات رفتاری هستند مشاهده می شود(کلاین[۸]، ۱۹۹۰)

هر جامعه ای برای پیشرفت و رشد در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و … نیاز به افرادی دارد که از نظر روانی و جسمانی سالم باشند. با توجه به اینکه نوجوانان امروز، صاحبان بلافصل آینده جامعه هستند، سلامتی و بیماری آنان در سلامتی و بیماری جامعه فردا و نسلهای آینده اثراتی قابل توجه خواهد داشت. بنابراین لازم است به سلامت روانی و جسمانی این قشر عظیم بیشتر توجه شود و گامهایی اساسی در جهت پیشگیری و درمان بیماریها و اختلالات روانی و رفتاری آنها برداشته شود. در مجموع، تحقیقات معتبر انجام شده در جهان نشان داده اند که میزان اختلالات رفتاری در کودکان سنین دبستان در مناطق مختلف متغیر بوده و معمولا بین ۲ تا ۱۲ درصد استکه در غالب موارد بررسی شده، میزان شیوع این اختلالات در پسران بیشتر از دختران بوده است(باقری، ۱۳۷۳). بررسی آماری ده کشور اروپایی و نیز نتایج مطالعات شیوع شناسی در ۱۱  شهر و استان کشورمان نشان داده است که عواملی همچون نابسامانی های درون خانواده( عدم سازگاری والدین، سرزنش، تهدید، انضباط ضعیف، تحصیلات پایین والدین، فقر اقتصادی) عوامل مربوط به مدرسه مانند روابط معلم و دانش­آموزان با یکدیگر، وضعیت تحصیلی، کیفیت و امکانات آموزشی، همچنین سن، جنس، هوش به عنوان (عوامل وراثتی) و عوامل فرهنگی و اجتماعی، مهم ترین علل بروز اختلالات رفتاری هستند(شمس اسفند­آباد، ۱۳۸۰).

مطلب مشابه :  موانع نوآوري

۲-۱-۲ تعریف و توصیف اختلالات رفتاری

اختلالات رفتاری در نوجوانان اشاره به مشکلات سلامت روان داردکه این اختلالات زندگی آنها را متاثر میسازد(جعفری، ۲۰۰۳). باتوجه به این حقیقت، غربالگری نوجوانان، یافتن عوامل مرتبط با اختلالات رفتاری و نیز معرفی ایشان به مراکز مشاوره جهت درمان اختلالات رفتاری از اهمیت شایانی برخوردار است(یزدان پناه و همت زاده، ۲۰۰۶). کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری دارای فراخنای توجه کوتاهی هستند، عزت نفس پایین تری دارند، در ارتباط با اعضای خانواده، اطرافیان و مردم مشکل دارند وبه آسانی ناکام می شوند که این در کودکان بی سرپرست بیشتر به چشم می خورد(بایمیستر و سوین[۹]، ۱۹۹۰). از ديگر يافته هاي مطالعه حاضر مي توان به وجودارتباط بين تحصيلات پدر و اختلالات رفتاري كودكان اشاره كرد، و به طور كلي با بالا رفتن سطح تحصيلات والدين درصد وقوع اختلال رفتاري در كودكان كاهش مي يابد . اين نتايج با يافته هاي مطالعات غياثي (۲۰۰۸) و خوشابی( ۲۰۰۷) همخواني دارد . در اين خصوص مي توان گفت كه با بالا رفتن سطح تحصيلات والدين آگاهي آنها نسبت به چگونكي تربيت كودك و توجه به نيازهاي رواني اجتماعي آنها افزايش مي يابد كه مي تواند باعث كاهش بروز اختلالات رفتاري در كودكان شود(ایپن و اسوادی[۱۰]،۲۰۰۷). با توجه به نتايج ، بين شغل پدر و اختلال رفتاري رابطه آماري معني داري وجود داشت، بطوريكه بيشترين اختلال در كودكاني كه پدرشان بيكار بوده وجود داشته است. سطح اقتصادي و درآمد خانواده بستگي به شغل والدين دارد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه با بهبود شغل پدر وقوع اختلال رفتاري كاهش مي يابد . مطالعات زيادي سطح اقتصادي پايين خانواده ها را در بروز اختلالات رفتاري كودكان موثر مي دانند(طهماسیان و مهریار[۱۱]،۱۹۹۸).

مطلب مشابه :  نحوه انتخاب رشته در سال 98

نحوه ارتباط والدین با کودکان قوی ترین عامل موثر بر الگوهای تعاملی خانواده محسوب می­شود، خصوصا در دوره هایی لز زندگی کودکان که تحولات اساسی رشد روانی طی می­شود. تحقیقات پیرامون آسیب های روانی کودکان نشان می­دهد که بسیاری از خانواده ها از شیوه های تربیتی نامطلوب منشا ترس، عدم اعتماد، احساس نارضایتی، بدبینی و اضطراب در فرزندان آنها می­شود استفاده می­کنند(علیزاده، ۲۰۰۲).از طرفی از هم پاشیدگی سازمان اصلی خانواده ضربه مهلکی به آینده فرزند در اجتماع می­زند. تغییراتی که بر اثر مرگ والدین یا یکی از آن دو، طلاق و ترک خانواده در اوضاع و شرایط زندگی کودکان پدید می­آید، نقش موثری در گرایش آنها به بزهکاری دارد. افراد بزهکار بیش از افراد غیر بزهکار به خانواده های از هم پاشیده تعلق دارند(آلن پو، ۱۳۷۶). بر سر این نکته که تجربه تعارض بین والدین با رشد اجتماعی کودک رابطه منفی دارد توافق همگانی وجود دارد.رابطه بین افزایش تعارض زناشویی و مسايل کوک ظاهرا تا نوجوانی ادامه می­یابد. پژوهش ها نشان می دهند که افسردگی، انزوا، رفتار اجتماعی، رفتار تکانشی و بیش فعالی در نوجوانان بد سرپرست و بی سرپرست رابطه مستقیم دارد(استانفورد لورا[۱۲]، ترجمه دهقانپور، ۱۳۷۷). شیوع اختلالات رفتاری در میان کودکانی که از خانواده محروم هستند، کودکانی که بر اثر عوامل و بلایای طبیعی بی سرپرست مانده و یا به دلیل جدایی والدین، فقر اقتصادی، اعتیاد و یا عدم کارکرد درست و صحیح والدین در محیط های شبانه روزی زندگی می کنند، نسبت به دیگر کودکان بیشتر است(کاپلان[۱۳]، ۱۹۹۸).

[۱] seriously emotionally disturbed

[۲] council for children with behavioral disorder

[۳] Mash & Dozois

[۴] Benedict

[۵] Nelson & Israel

[۶] Costello & Angold

[۷] conduct Disorder

[۸] Cline

[۹] Baumeister & Sevin

[۱۰] Eapen &  Swadi

[۱۱] Tahmassian & Mehryar

[۱۲] Estanford Lora

[۱۳] Kaplan