دانلود پایان نامه

آموزش صورت گرفته است. اما به نظر می رسد که این پیشرفت ها نه تنها چشمگیر نبوده بلکه هنوز نتوانسته باعث گسترش سریع فرصت های یادگیری و دسترسی به منابع تحصیلی و آموزشی برای کلیه دانش آموزان در سطح کشور شود.
لذا با توجه به زیر ساخت های فن آوری اطلاعات و ارتباطات، جوان بودن این فن آوری در کشور، نوع فرهنگ و امکانات آموزشی که این فن آوری می تواند فراهم آورد، نیاز است توجه ویژه ای به کاربرد فاوا در آموزش کشور به ویژه در آموزش و پرورش مبذول گردد.
با توجه به وجود امکان بالقوه استفاده از فناوری اطلاعات در سطوح مختلف در سرتاسر کشور پهناور ایران، با فراهم آوردن امکان دسترسی به آموزش برای کلیه علاقمندان به ادامه تحصیل، با بهره گرفتن از این فن آوری ها، می توان فرصت های برابری را برای ساکنین مناطق کم برخوردار از لحاظ آموزشی فراهم آورد. البته لازم به ذکر است با توجه به جوان بودن این شیوه آموزش در حال حاضر موانع محدودی در این مسیر موجود است که با گذشت زمان در آینده نزدیک مرتفع خواهند شد. بنابراین شناسایی و بررسی دقیق این موانع و محدودیت ها و پیدا کردن راه کارهایی در جهت رفع آنان بر اهمیت و ضرورت انجام تحقیقاتی از این دست می افزاید.
۱-۴-اهداف تحقیق
۱-۴-۱-هدف اصلی :
شناسایی رابطه بین توسعه فناوری اطلاعات و گسترش فرصتهای برابر آموزشی در استان مازندران
۱-۴-۲-اهداف فرعی :
۱-شناسایی رابطه بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله حداکثرسازی در آموزش و پرورش استان مازندران
۲-شناسایی رابطه بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله برابرسازی در آموزش و پرورش استان مازندران
۳- شناسایی رابطه بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله نخبه پروری (استعدادیابی) در آموزش و پرورش استان مازندران
۱-۵-سوال های تحقیق
۱-۵-۱-سوال اصلی :
چه ارتباطی بین توسعه فناوری اطلاعات و گسترش فرصت های برابر آموزشی وجود دارد؟
۱-۵-۲-سوال های فرعی :
۱-چه ارتباطی بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله حداکثرسازی وجود دارد؟
۲-چه ارتباطی بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله برابرسازی وجود دارد؟
۳-چه ارتباطی بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله نخبه پروری (استعدادیابی) وجود دارد؟
۱-۶-فرضیه های تحقیق
۱-۶-۱-فرضیه اصلی
بین توسعه فناوری اطلاعات و گسترش فرصتهای برابر آموزشی در استان مازندران رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۶-۲-فرضیه های فرعی
۱- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله حداکثرسازی در آموزش و پرورش استان مازندران رابطه معناداری وجود دارد.
۲- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله برابرسازی در آموزش و پرورش استان مازندران رابطه معناداری وجود دارد.
۳- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله نخبه پروری (استعدادیابی) در آموزش و پرورش استان مازندران رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۷-تعریف واژه ها و اصطلاحات به صورت مفهومی
۱-۷-۱-فناوری
مطالعه، طراحی، توسعه، پیاده‌سازی، پشتیبانی یا مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، خصوصاً برنامه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزار رایانه را فناوری می گویند (معتمدن‍ژاد،۱۳۸۲: ۳۱).
۱-۷-۲-فناوری اطلاعات
فن آوری اطلاعات تکنیک ها، روش ها و ابزاری است که برای دست یابی به اطلاعات و برقراری ارتباط با دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. این تعریف بر فن آوری های مبتنی بر الکترونیک و رایانه اشاره دارد. به وسیله این فن آوری ها می توان به اطلاعات دسترسی پیدا نمود و آن را به صورت الکترونیکی از طریق رایانه مورد استفاده قرار داد (آنجلو و وما ، ۲۰۱۰: ۱).
۱-۷-۳-فرصت برابر آموزشی
فرصت های برابر آموزشی یعنی برخورداری افراد یک جامعه از همه امکانات برابر آموزشی و پرورشی (بابادی و همکاران، ۱۳۸۷: ۲۸۸)، که برخی از صاحبنظران آن را یکی از اقسام عدالت فرهنگی تعریف نموده اند.
۱-۷-۴-حداکثرسازی
طبق نظر گاتمن حداکثرسازی به تخصیص منابع زیاد، مناسب و مفید به آموزش، در به حداکثر رساندن فرصت برای همه دانش آموزان اطلاق می شود (فرگوسن، ۱۹۹۸: ۳).
۱-۷-۵-برابرسازی
این رویکرد شانس زندگی دانش آموزان محروم را مانند دانش آموزان ثروتمند افزایش می دهد. رویکرد برابرسازی، به برابری نتایج اشاره دارد و برای دست یابی به این امر باید همه ی موانع طبیعی و محیطی دست یابی به سطوح متفاوت آموزش از بین بروند (همان).
۱-۷-۶-نخبه پروری
در این مورد منابع آموزشی باید به نسبت توانایی طبیعی و انگیزه یادگیری افراد توزیع شود . گاتمن با تعریف آستانه دموکراتیک بین برابرسازی و نخبه پروری تعادل ایجاد می کند. این رویکرد بیان می کند که آموزش باید به اندازه کافی برای همه دانش آموزان ارائه شود تا افراد زندگی خوبی داشته باشند و همچنین بتوانند درفرآیندهای دموکراتیک که انتخاب های بهتر افراد را شکل می دهد، مشارکت فعال داشته باشند (همان).
۱-۷-۷-آموزش الکترونیکی
آموزش الکترونیکی عبارت است از به کار گیری شبکه فن آوری اطلاعات در یادگیری و یاد دهی. تعدادی از عبارت های دیگر نیز برای بیان این نوع از یاد دهی و یادگیری به کار می روند که شامل: یادگیری همزمان ، آموزش مجازی، یادگیری توزیعی و یادگیری بر پایه وب می باشد. اساساً همه آنها به فرایند های آموزشی اشاره می کنند که فن آوری اطلاعات را به عنوان واسطه برای فعالیت های یاد دهی و یادگیری همزمان و غیرهمزمان بکار می برند (نیدو، ۲۰۰۶: ۱).
۱-۸-تعریف عملیاتی متغییرها
۱-۸-۱-فرصت های برابر آموزشی
در این تحقیق این متغیر به وسیله سه بعد حداکثر سازی، برابرسازی و نخبه پروری مورد سنجش قرار می گیرد. متغیر حداکثر سازی با گویه هایی نظیر : منابع زیاد آموزش، گسترده بودن امکانات و فضای آموزشی و منابع آموزش الکترونیک مورد سنجش قرار می گیرد. متغیر برابرسازی با گویه های : میزان دسترسی دانش آموزان مناطق محروم به منابع آموزشی، میزان دسترسی دانش آموزان طبقات پایین به منابع آموزشی، برابری نتایج، میزان رفع موانع برای دستیابی به سطوح بالاتر آموزشی و یکسان سازی آموزش مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. متغیر نخبه پروری نیز با گویه های کشف توانایی های طبیعی دانش آموزان، ارزیابی انگیزه یادگیری دانش آموزان، در دسترس قرار دادن منابع آموزشی لازم، درک توانمندی های ضروری و توجه به مشارکت فعال در کنار مهارت های صرف دانش آموزان سنجیده می شود. ارتباط متغیرها با گویه ها در جدول زیر نشان داده شده است.
جدول۱٫تعاریف عملیاتی
متغییر
شاخص
گویه
حداکثر سازی
منابع زیاد آموزش
گسترده بودن امکانات
گسترده بودن فضای آموزشی
گسترده بودن منابع آموزش الکترونیک
۱-تعداد کامپیوتر در مدارس
۲-تعداد ویدئو کنفرانس در مدارس
۳-تعداد پروژکتور و ابزارهای تصویری
۴-برخورداری از سی دی های آموزشی
۵-برخورداری از معلم متخصص
۶-برخورداری از فضاهای مجازی
برابرسازی
میزان دسترسی دانش آموزان مناطق محروم به منابع آموزشی
میزان دسترسی دانش آموزان طبقات پایین به منابع آموزشی
برابری نتایج
میزان رفع موانع برای دستیابی به سطوح بالاتر آموزشی
یکسان سازی آموزش
۱-میزان دسترسی روستائیان به کامپیوتر
۲-میزان دسترسی روستائیان به منابع آموزشی
۳-میزان دسترسی اقشار پایین به کامپیوتر
۴-امکان برقراری ارتباطات مجازی در روستاها
۵-برخورداری روستاها از معلمان مجرب و متخصص
۶-میزان توزیع امکانات آموزشی در روستاها
۷-میزان دسترسی روستائیان به امکانات
۸-میزان توجه به یکسان سازی آموزش در روستاها و بین اقشار پایین
نخبه پروری
یا استعدادیابی
کشف توانایی های طبیعی دانش آموزان
ارزیابی انگیزه یادگیری دانش آموزان
در دسترس قرار دادن منابع آموزشی لازم
درک توانمندی های ضروری
توجه به مشارکت فعال در کنار مهارت های صرف دانش آموزان
۱-میزان توجه به استعداد ها
۲-میزان توجه به توانمندی ها
۳-میزان توجه به انگیزه ها
۴-میزان مشارکت دانش آموزان در برنامه های فارغ از درس
۵-میزان مشارکت دانش آموزان در تامین ابزارهای مبتنی بر فناوری
۶-میزان علاقه دانش آموزان به تکنولوژی
۷-میزان برقراری ارتباط با دانش آموزان با ای میل
۸-میزان پاسخ گویی به مشکلات دانش آموزان با بهره گرفتن از ای میل
۹-میزان دسترسی دانش آموزان به دانلود سوالات در وب سایت مدرسه
۱۰-به روز رسانی کردن وب سایت مدرسه
این ابعاد با مجموعه ای از سوالات مناسب که قبلا به روایی و پایایی مناسب رسیده باشند مورد آزمون قرار می گیرند. سوالات این پرسشنامه در طیف پنج گزینه ای لیکرت با دامنه ی خیلی زیاد تا خیلی کم قرار می گیرد. نحوه امتیازبندی نیز به این صورت است که در سوالات با بار مثبت خیلی زیاد بالاترین امتیاز (۵) را می گیرد و در سوالات با بار منفی خیلی کم بالاترین امتیاز(۵) را خواهد گرفت. بدین ترتیب نمره ایی که پاسخگو از این متغیر، کسب می کند، به عنوان امتیاز این متغیر در نظر گرفته می شود.
۱-۸-۲-فناوری اطلاعات
در این متغیر نیز از میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی و مواد آموزشی از طریق ابزاری چون رایانه یا آی پد، میزان دسترسی و امکان آموزش از راه دور و نیز میزان بکارگیری فناوری های صوتی و تصویری در کلاس ها به منظور نمایش دادن موضوع و محتوای درسی از پاسخگویان پرسش به عمل می آید و پاسخگو در طیف پنج گزینه ای لیکرت نظر خود را از خیلی زیاد تا خیلی کم بیان می دارد. نمره گذاری نیز بدین ترتیب است که خیلی زیاد در سوالات با بار مثبت (۵)، زیاد(۴)، تاحدودی(۳)، کم (۲) و خیلی کم (۱) می گیرد و در سوالات منفی برعکس عمل می شود. در نهایت نمره ایی که پاسخگو از این متغیر کسب می کند به عنوان امتیاز این متغیر در نظر گرفته می شود.
متغییر
شاخص
گویه
فناوری اطلاعات
میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی
میزان دسترسی به منابع آموزشی
میزان دسترسی و امکان آموزش از راه دور
میزان بکارگیری فناوری های صوتی و تصویری در کلاس ها
۱-تعداد کامپوتر
۲-تعداد دی وی دی پلیر
۳-تعداد سی دی های آموزشی
۴-مجهز بودن کلاس ها به ویدئو پروژکتور
۵-مجهز بودن کلاس ها به پرده نمایش
۶-بکارگیری فناوری های صوتی
۷-بکارگیری فناوری های تصویری
۸-مجهز بودن معلمان به امکانات مبتنی بر فناوری مثل لب تاپ یا آی پد
۹-نمایش محتوای درسی روی پرده نمایش
۱۰-پاسخ گویی به سوالات درسی از طریق اینترنت
۱۱-رفع مشکلات درسی از طریق پست الکترونیکی
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
این فصل به بررسی آراء و مبانی نظری موجود در زمینه مساله تحقیق که همان فناوری اطلاعات و فرصت های برابر آموزشی است می پردازد. در بخش اول این فصل مهم ترین رویکردهای نظری در باب فناوری و فرصت های آموزش بیان شد. در این بخش با جمع بندی آراء سعی شد که چهارچوب نظری تحقیق به طور دقیق تدوین شده و در نهایت پس از فرضیه سازی ، یک الگو و یک مدل تحلیلی مناسب تهیه گردد. در بخش دوم نیز، نگاهی به سابقه علمی و مروری بر تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از کشور انداخته شده و ضمن بیان مهم ترین نتایج استخراج شده از این تحقیقات در نهایت به تحلیل و نتیجه گیری کلی از آنها پرداخته شده است.
۲-۱-مروری بر مبانی نظری
محققان معتقدند برای بررسی برابری فرصت های آموزشی ابتدا باید نابرابری های آموزشی را مورد کنکاش قرار داد. نابرابری های آموزشی و عدالت آموزشی ، مفاهیمی هستند که همانند دو روی یک سکه ، واقعیتی به نام میزان دسترسی دانش آموزان و لازم التعلیمان طبقات ، جنسیت ها ، نژادها ، فرهنگ ها و مناطق متفاوت را به تحصیل ، تعریف می کنند . به عبارت دیگر ، افزایش هر روی سکه ، موجب کاهش روی دیگر آن خواهد شد . با این وصف ، چنانچه جامعه ای بخواهد در جهت بسط عدالت آموزشی حرکت کند ، ناگزیر است نابرابری فرصت های آموزشی را کاهش دهد . این ضرورت ، به عنوان یک حرکت اصلاحی ، همواره مورد توجه صاحب نظران و دست اندرکاران آموزشی کشورهای گوناگون بوده است . چرا که نابرابری فرصت های آموزشی ، از یک سو می تواند موجب ایجاد زیان های درون سیستمی ، مانند افزایش افت تحصیلی شود و از سوی دیگر ، نظام اجتماعی را دچار بحران کند (دهقان، ۱۳۸۳: ۴۲).
۲-۱-۱-انواع نابرابری های آموزشی
آموزش در شکل جدید به عنوان یک فرایند فراکار کردی ، از یک سود تاثیر غیرقابل انکاری برجامعه پذیری افراد دارد و از سوی دیگر ، یکی از ابزارهای مهم توزیع امکانات و فرصت های محسوب می شود و نهایتاً تحرک اجتماعی را مسدود یا تسهیل می سازد . کیفیت آموزش و عملکرد تحصیلی ، طی یک فرایند زنجیره ای، از انواع نابرابری اجتماعی متاثر می شود و با توسل به تحرک اجتماعی ، بر کاهش یا افزایش و یا بازتولید نابرابری موثر است .
در دسته بندی و تشخیص انواع نابرابری های آموزشی ، با انواع گوناگون نابرابری ها مواجه خواهیم شد . گو این که تفکیک انواع نابرابری های آموزشی ، بیش تر مبتنی بر تبیین مفهومی است و در عمل ، بسیاری از این نابرابری ها ، حوزه های متداخل زیادی با هم دارند ، اما برای توضیح دقیق آن ها و تبیین عوامل موثر بر افزایش یا کاهش آن ها ، گریزی از دسته بندی های متداول نیز وجود ندارد . در هر حال به نظر می رسد ، در جامعه ی ما مهمترین انواع نابرابری های آموزشی عبارت اند از نابرابری های آموزشی مبتنی بر تفاوت های :
الف : طبقاتی
ب : جنسیتی
ج : فرهنگی
د : قومی (همان: ۴۳).
۲-۱-۱-۱- نابرابری های آموزشی مبتنی بر تفاوت طبقاتی
فارغ از دیدگاه های نظری متنوع و گاه پیچیده طبقه ی اجتماعی که عمدتا ٌ در محدوده ی دیدگاه های مارکسی و وبری جمع بندی می شوند ، و همچنین مباحث مربوط به قشربندی اجتماعی که سایه ی مکتب ساخت گرایی کارکردی در آن مشهود است ، طبقه ی اجتماعی در مباحث نابرابری آموزشی ، بیش تر در چارچوب پایگاه طبقاتی یا پایگاه اقتصادی – اجتماعی مفهوم سازی شده است .
واژه ی پایگاه ، در جامعه شناسی با معانی متفاوتی به کار رفته است . برخی همانند رالف لینتن ، آن را موقعیتی در ساخت اجتماعی تعریف کرده و خصلت ساختی آن را بیش تر مدنظر قرار داده اند و کم تر به صورت فردی به آن پرداخته اند . در حالی که بعضی دیگر ، همانند هارولد گارفینکل ، در آثار خود پایگاه را بیش تر نسبی و روابطی تعیرف کرده اند ، به گونه ای که حتی یک مخاطب گذرا نیز می تواند در سرنوشت فردی که مدعی احراز پایگاه معینی است ، تاثیر بگذارد و رتبه ی پایگاهی وی را تغییر دهد (کاپر، ۱۹۸۵به نقل از دهقان، ۱۳۸۳: ۴۴).
به نظر می رسد که تعاریف عمدتاً ساختی بیش تر مورد توجه بوده و فضای نابرابری طبقاتی را بیشتر توضیح می دهد . بر همین اساس می توان گفت ، پایگاه موقعیتی است که هر فرد در ساخت سلسله مراتب برخورداری در یک جامعه و در زمان معین ، اشغال می کند و در آن ، بخشی از منابع ارزشمند را داراست . عمده ترین منابع ارزشمند را در ثروت ، مهارت ، منزلت و کنترل نیروی کار می توان یافت . این منابع در رتبه های پایگاهی متفاوت ، به صورت های گوناگون و حجم های متفاوت تقسیم شده اند که در مجموع نشان دهنده ی طبقه ی اجتماعی فرد نیز خواهند بود .
بنابراین ، جامعه شناسان برای سنجش عینی طبقه ی اجتماعی پایگاه اقتصادی اجتماعی ، افراد را از نظر درآمد و دارایی ، منزلت شغلی و تحصیلات مورد بررسی قرار می دهند . گو این که طبقه ی اجتماعی در برخی از مفهوم سازی ها ، فراتر از این مولفه ها دیده می شود . به نوعی که مجموعه ی فراگیری از رفتار ها ، انتظارات و دیدگاه ها را نیز در بر می گیرد (اسلاوین، ۱۹۹۴: ۱۱۵-۱۱۶).
ادبیات موضوع حکایت از آن دارد که رابطه ی بین نابرابری اقتصادی – اجتماعی با آموزش و پرورش رسمی، بیش تر نوعی سابقه و دیرینه ی تجربی دارد . بدین معنی که عمده کارهای انجام شده و مباحث منتشر شده ، بر پژوهش های وسیع میدانی و تجربی ناظر است که ارتباط بین نابرابری های طبقاتی و آموزش و پرورش را مورد مطالعه قرار داده اند . هالسی این روند پژوهشی را تحت نام تجربی گرایی روش شناختی دسته بندی می کند و در ذیل آن ، به کارهای کلمن ، دانکن و بلاو و همچنین جنکس به عنوان کارهای برجسته ، اشار

دیدگاهتان را بنویسید