تعریف بهداشت روان در فرهنگ های مختلف:

 

بهداشت روان سازش با فشارهای مکرر زندگی می باشد و سازگاری عبارت است از ایجاد تعادل و هماهنگی رفتار فرد با محیط به گونه­ای که ضمن حفظ تعادل روانی یا در ارتباط با تغییرات و دگرگونی های محیط خودش نیز به تطابقی موثر و سازنده دست یابد لذا هر فرد به طور موفقیت آمیز باید خود را با محیط سازگار نماید و عموماً ناگزیر است که با زندگی نسبتاً سازش موثر داشته باشد ولی باید توجه داشت که هرکس دارای ظرفیت مشخص جهت تحمل فشارهای زندگی روزانه است. وجود فشارهای عاطفی گوناگون خطر از هم پاشیدگی روان را افزایش خواهد داد و به سلامت روان لطمه وارد خواهد نمود و فرد قادر نیست رفتار موزون و هماهنگی با جامعه داشته باشد و سلامت روان خود را حفظ نماید.

سلامت روان عبارت است از رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذیرش واقیعتهای اجتماعی و قدرت سازگاری با آنها، ارضا کننده نیازهای خویشتن به طور متعادل و شکوفایی استعداد فطری خویش می باشد.

فردی از سلامت روان برخودار است که قادر باشد تا عقده های درونی خود را حل و فصل کند و با تغییرات و مقتضیات محیط طبیعی و اجتماعی خویش سازگار باشد و تلاش کند تا تندرستی و نشاط برای خود و دیگران فراهم سازد زیرا سلامت روان حالتی مساعد برای رشد و نمو از جهت بدنی، عاطفی و شعوری، بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران است(آقاجانی وهمکاران۱۳۸۱).

سازمان بهداشت جهانی ۱سلامتی را اینگونه تعریف کرده است که  آن را حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری میداند و همچنین  این سازمان، ضمن توجه دادن مسئولین کشورها در راستا تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد جامعه همواره بر این نکته تاکید دارد که هیچ یک ازاین سه بعد بر دیگری برتری ندارد(سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۰).

مطلب مشابه :  ویژگی های دانشگاه اسلامی ایرانی در کلام رهبری

مفهوم بهداشت روانی در فرانسه شعبه ای از بهداشت عمومی تلقی شده وهدف آن حفظ سلامت روح و پیشگیری از ایجاد عوامل ناراحت کننده نظیر خستگی روانی و هیجانات شدید، اعتیاد و بالاخره از ابتلا به حالات ساده روانی( نوروزها)[۱] و یا حالات عمیق روانی( سایکوزها)[۲] می دانند.

مفهوم بهداشت روانی بر اساس تعریف انجمن روانپزشکی آمریکا[۳] کاربرد و معیار و ضوابطی است که از شیوع بیماریهای روانی کاسته وسلامت روان افراد اجتماع را تامین نماید. این ضوابط شامل اقدامات و تدابیری در طب پیشگیری، تشخیص، درمان بیماری های روانی و تسریع در برگشت آنها به اجتماع است.

سازمان بهداشت جهاني، سلامت روان را چنين تعريف كرده است بهداشت روانی در درون مفهوم كلي بهداشت جاي مي گيرد وبهداشت يعني، توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي، رواني، جسمي و بهداشتي ،سلامتي تنها در نبود بيماري يا عقب ماندگي نيست تعريف گينز برگ در مورد بهداشت رواني عبارت است از تسلط و مهارت در ارتباط با محيط ، بخصوص در سه فضاي زندگي، عشق ،كار وتفريح.  استعداد يافتن و ادامه كار، داشتن خانواده، ايجاد محيط خانوادگي خرسند، فرار از مسائلي كه با قانون درگيري دارد، لذت برد ن از زندگي و استفاده صحيح از فرصتها ،ملاك تعادل و سلامت روان است (ميلاني فر ۱۳۷۴). تعريف سلامت روان را براساس ادبيات موضوع وابسته به هفت ملاك ميداند كه عبارتند از :

۱- فقدان بيماري ۲- رفتاراجتماعي مناسب ۳- رهايي از نگراني وگناه ۴- كفايت فردي وخود مهارگري ۵- خويشتن پذيري و خود شكوفايي ۶- تفرد و سازماندهي شخصيت و ۷- گشاده­نگري و انعطاف پذيري.  به نظر تودور ، با توجه به ادبيات موجود نمي توان با قاطعيت از ملاك­هاي پذيرفته شده جهاني براي سلامت روان سخن گفت: بنابراين، سلامت روان از ديدگاههاي گوناگوني تعريف مي شود و هر تعريفی از سلامت روان، فرضيه هاي فرهنگي ذاتي خود را داراست (لطافتی بریس،۱۳۸۸).

مطلب مشابه :   تاریخچه اختلالات رفتاری از دیدگاه روانشناسی

همه متخصصان متفق القولند که سلامت روان در تحول شخصیت واحد نقشی بنیادین است. تصور تحول موزون انسان بدون وجود سلامت روان غیر ممکن است. بی شک عوامل متعددی بر سلامت روان تاثیر می گذارد که فهرست کردن همه آنها دشوار است چرا که وجود تفاوتهای فردی ممکن است به تنوع در عوامل موثر بر سلامت روان بینجامد با این حال، یافته های حاصل از پژوهش ها در زمینه های زیست شناسی و عوامل اجتماعی دانش، ما را درباره عواملی که ممکن است سلامت روان تحت تاثیر قرار دهند وسعت بخشیده اند (اینترنت، مقاله روانشناسی موفقیت به سوی  سلامت روان).

 

World Heallh organization.1

[۱]Nervous

[۲]Psychosis

[۳]American Psychiatry Association