تمثيل

    زبان، جانشين حقايق و ترجمان معناهاست . وقتي كاربرد توصيفي پديده ها مد نظر باشد زبان توصيفي ، وقتي قاعده مندي علمي مد نظر باشد زبان علمي  و زماني كه نگرش نمادين پديده ها مورد نظر قرار مي گيرد  از زبان تمثيلي استفاده مي شود(سعيدي روشن،۱۳۸۵ ). بهترين زباني كه مي تواند معارف عقلي و مفاهيم معنوي را براي مردم تبيين كند ،زبان تمثيل است بنحوي كه  معارف حيات بخش قرآن كريم در  شيوه تربيتي خود، ضمن بهره برداري ازساير شيوه ها از  مثال هاي نغز و شيرين نيز استفاده كرده است تا احساسات شنونده را برانگيزد و باوري را اصلاح كند.همانگونه كه مي فرماييد:

                                

                            ( و لقد ضربنا للناس في هذا القران من كل مثل لعلهم يتذكرون)

                         و ما در اين قرآن براي هدايت مردم هر گونه مثلهاي روشن آورديم باشد كه خلق متذكر آن شوند

تفاوت تمثيلات قرآني با ساير تمثيلات اينست كه مثالهاي قرآني بر يك واقعه مشخص يا امر خيالي كه بر اثر تكرار در ميان مردم رواج يافته و آنگاه در وقايع مشابه به كار رود ،دلالت ندارد بلكه طرحي نو بوده كه قبلاٌ وجود نداشته است.   با نگاهي به کتب عهد قديم (تورات) و عهد جديد (انجيل)،همچنين در سخنان پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در بر دارنده تمثيلات و حكمت هاي اخلاقي  فراواني است هر يك واقعيت هاي زندگي روزانه را جلوه گر ميسازد(محمد قاسمي،۱۳۸۶ ) همه اين شواهد نشانگر اينست كه مدتها پيش ازشروع روان درمانگری به شكل فعلي ، داستان ها، اساطير و تمثيل ها به منزلة يک عامل اصلاح، بازسازي و درمان عاميانه، در کمک به حلّ تعارضات دروني انسانها نقش عمده اي داشته اند.

در گسترة ادبيات فارسي نيز، نقش قصه، داستان و تمثيلدر کمک به افراد براي ايجاد تغييرات مفيد و سودمند زندگي نقش اساسی داشته است. شايد به همين خاطر است که شاهکارهاي نثر و نظم در ادب فارسي از قبيل: سندبادنامه مرزبان نامه، کليله ودمنه، مثنوي معنوي، فيه ما فيه، مقالات شمس، مثنوي هاي عطار، گلستان، شاهنامةفردوسي و … آموزه هاي خود را در قالب قصه و تمثيل به دقت تمام براي مقاصد خاصّ آموزشي- تربيتي، طرّاحي نموده اند. در فرهنگ شرقي به ويژه در فرهنگ ايراني داستان ها، افسانه ها، قصه هاي جن ّو پري، حکايات و تمثيل ها به منزلة ابزار درمانگری و تعليم و تربيت غيرمستقيم به طور روزمره به کار رفته و مي روند. و در فرايند آموزش سبک هاي فکري ، شيوه هاي متفاوت و گوناگون زندگي ، برداشت از وقايع و راهکارهاي مقابله اي با چالش هاي زندگي، مورد استفاده قرار مي گيرند(صاحبي، بي تا).

بهره­گيري از داستان­ها، استعاره­هاي مناسب، تصوير سازي ذهني و تمثيلات روشن كننده از جمله راههايي است كه به كاربرد خلاق و مؤثرتر شناخت درماني كمك مي­كند. به اعتقاد آدلر  همة شناخت، عبارت از دريافت چيزي از طريق چيز ديگر است. ما در فرايند درك، همواره با تمثيل سروكار داريم و همة مفاهيم و شناخت­ها بر شالوده اين دريافت هاي تمثيلي استوارند(كوپ،  ۱۹۹۵ ) .

تمثيل در لغت به معناي مثال آوردن و تشبيه كردن و آن نوع تصوير نگاري است كه در آن مفاهيم و مقاصد اخلاقي از پيش شناخته شده­اي از روي قصد به اشخاص، اشياء و حوادث منتقل مي­شود. بدين معني كه نويسنده،شخصيت­ها، حوادث و صحنة داستان را طوري انتخاب مي­كند كه بتواند منظورخود را كه معمولاً عميق­تر از روايت ظاهري داستان است به خواننده منتقل كنند. به اين ترتيب، تمثيل يك روية آشكار دارد و يك يا چند رويه پنهان.تمثيل را استعارة گسترش يافته نيز گفته­اند، تمثيل در ضرب المثل­ها و افسانه­ها و ادبيات همة ملت­ها وجود دارد و نشان مي­دهد كه ذهن بشر از ديرباز تا امروز از شيوة مشترك كاربرد تمثيل استفاده كرده است. متداول­ترين شكل تمثيل، افسانه حيوانات يا افسانة تمثيلي است كه در آن حيوانات، تمثيل شخصيت­ها يا خصوصيات اخلاقي و رفتارهاي گوناگون نوع بشر قرار مي­گيرند. افسانه­هاي ازوپ داستانسراي يوناني، لافونتن شاعر فرانسوي، كتاب كليله و دمنه ونيز رمان مزرعة حيوانات جورج اورول نويسندة انگليسي نمونه­هايي از آثار تمثيلي محسوب مي­شوند. براي تمثيل از نظر طول، حد مشخص در نظر گرفته نشده بنابراين تمثيل مي­تواند در كل يك اثر و گاه در بخشي از آن بكار رود (ميرصادقي و مير صادقي، ۱۳۷۷).

مطلب مشابه :  7 کلاهبرداری اینستاگرام که بیشتر فالوورهای اینستاگرام شما را می برد

عطار در مثنوي هاي خود، که از زبان ديوانه گانِِ عاقل و يا عاقلانِ مجنون نما با مردم سخن مي گويد، عملاً با ياري جستن از مفهوم ديوانه و از زبان و ذهن آنان در پي ارائه ذهنیت و نگرش های متفاوت به مخاطب است. مثنوي معنوي مولوي که نقطه اوج تجلي قدرت و نفوذ تمثيل در شعر فارسي است نيز، داستان و قصه را ابزار بازسازي فکر، بازآموزي و اصلاح و تغيير رفتار ساخته است، بطور مثال حكايت پير و طبيب. حكايات بوستان سعدي نیز نشان مي­دهد كه از حدود ۱۶۲ حكايت كه به صراحت عنوان حكايت همراه خود دارد و بيشتر حكايات به صورت مكالمه و گفتگوست كه در اصطلاح ادبي آنرا مناظره مي­خوانيم. در بوستان گاه دو طرف مناظره انسان­اند، مانند حكايت ملك روم و دانشمند، مرزبان ستمكار با زاهد، قزل ارسلان با دانشمند و …. گاه جانورانند چون كركس و زغن… شمع و پروانه يا انسان و جانورانند مانند درويش و روباه، مرد و پروانه يا انسان و جمادند مثل حكايت عابد و استخوان پوسيده. سعدي علاوه بر تقابلي كه ميان اشخاص و اجزاي داستان پديد آورده، مي­كوشد بين كردار و گفتار طبيعي اشخاص تناسب برقرار سازد. او عموماً افكار عالي رابه شيوه تمثيل بيان مي­كند و در هر تمثيل غرض خاصي دارد. تمثيل در آثار بسياري از شعرا و اديبان ايران و جهان وجود دارد كه  در اينجا از ذكر آن خودداري ميشود.

چگونگي اثربخشي داستان ها در حلّ مسائل زندگي به منزله نوعي روان درمانگری به شمار می آید. شايد معروفترين نمونة آن شهرزاد قصه گو باشد. کسي که با مجموعة هزارويک شب، قصه ها را استادانه و با زيرکي تمام براي مداواي پادشاه مبتلا به جنون و بيماري رواني به کار گرفت (پزشکیان، ۱۹۸۲).

در بسياري از پژوهش­هاي روان شناسي، استعاره را به معناي عام كلمه بكار مي­برند و هرگونه تشبيه را جزو مقوله استعاره به حساب مي­آورند در حاليكه بين تعريف استعاره در زبان شناسي و روان شناسي از يك سو و ادبيات از سوي ديگر، تفاوت وجود دارد (قاسم­زاد، ۱۳۷۹).

در زبان انگليسي متافور[۲]، به استعاره و قصه هاي کوتاه وحکایت ها نيز اطلاق  مي شود. اما در زبان فارسي استعاره با تمثيل اگرچه خويشاوندي نزديکي بين آنها وجود دارد تا حدودي متفاوت  هستند . در واقع تمثيل ها، داستان هاي آموزشي اند که به صورت غيرمستقيم، اما بسيار باقدرت، ، معاني متفاوتي را براي بازسازيِ تجارب فرد و ارائه نگاهي نو از منظري غيرمنتظره و يا غيرعادي ارائه مي کنند(صاحبي،۱۳۸۷).استعاره عاريت خواستن و به عاريت گرفتن است يعني به كار بردن كلمه اي يا عبارتي در غير معناي حقيقي خود(مير صادقي و ميرصادقي ،۱۳۷۷ ).فضيلت استعاره در اين است كه در هر لحظه بيان را صورت تازه­اي مي­بخشد و از يك واژه، چندين فايده در نتيجه حاصل مي­شود، معناي بسياري را در لفظ اندك نشان مي­دهد و از يك صدف چندين مرواريد بيرون مي­آورد (شفيعي كدكني، ۱۳۵۸ به نقل از قاسم­زاده، ۱۳۷۹).

مطلب مشابه :  قیمت کاشی ضد اسید | کویر | مرجان | البرز | تکسرام| سرامیک صنعتی ارزان

    تمثيل و روان درماني:

يكي از جالب­ترين جنبه­هاي تلاش براي تغيير انسان اين حقيقت است كه استفاده از تمثيل  و استعاره محور شيوه­هاي درماني بنظر مي­رسد. وجه اشتراك مكاتب درماني متفاوت، گرايش شديد به استفاده از بيان تمثيلي و استعاره اي است. تمام درمانگران، صرف­نظراز مكتبي كه دارند، درمورد مشكلات سعي مي­كنند يك استعاره را تغيير دهند (هي لي، ترجمه ثنايي،۱۳۷۰) و يا با استفاده از تمثيلات، شناختي را تغيير دهند تا احساس يا  رفتار نوي ايجاد كنند.

هر تمثيل واجد قدرت خاص خود است و مي توان از آن به عنوان يک ابزار ضروري براي انتقال مفاهيم استفاده نمود. اين فرايند فکري را مي توان به عنوان يک تفکر فراتحليلي مدنظر قرار داد. یعنی نحوه اي از تفکر که به ما اجازه مي دهد تا شکاف بين تفکر استقرايي و تفکر قياسي را پر کنيم(برمان و براون[۳]، ۲۰۰۰). تمثيل به ما کمک مي کند تا به جهان پيرامون و دنياي مان با نگاهي متفاوت و نو نگريسته و آن را درک کنيم (دیویدی[۴]،۱۹۹۷). يکي از جنبه هاي بسيار مهم تمثيل که آن را به ابزاری قدرتمند براي روان درمانگری مبدّل مي سازد اين است که تمثيل به درمان گر اين امکان را مي دهد تا مفاهيم پيچيده و غامض را که توضيح و تبيين آن براي مراجع بسيار دشوار مي نمايد، به شکل کاملاً عيني و ساده بازآفريني کند. تمثيل به ما اجازه مي دهد تا تفکر انتزاعي را برونسازي[۵] کرده و به شکل مفاهيم قابل لمس ترجمه کنيم. شايد از اين روست که شلين[۶](۲۰۰۰) معتقد است؛ تمثيل مشارکت و ياري منحصربه فرد نيمکرة راست مغز به توانمندي هاي زباني نيمکرة چپ است بدينوسيله هر دو نيمکرة مغز ما به ويژه کورتکس، تحريک و برانگيخته مي شوند(به نقل از صاحبي، ۱۳۸۷ ) .

در يک نگاه عميق تر، داستان ها و تمثيل ها،نوعي کهن الگو[۷]هستند. داستان ها، تمثيل ها و اسطوره هاي هر قومي، تاريخ، فرهنگ، ارزشها و سنت هاي مردم آن قوم را حمل مي کنند.آنها خواننده يا شنونده را به چالش فرا خوانده، گاهي آموزش مي دهد و گاهي او را سرگرم مي کند. تمثيل ها خاصيت سرگرم کنندگي، چالش فکري-ذهني و آموزش و تفويضِ تجربه هاي اجتماعي را به همراه دارند. از آنجا که اين داستان ها شنونده را به طور مستقيم مخاطب قرار نمي دهد و با زندگي روزانة فرديِ شنونده، ظاهراً فاصلة دارد، مراجع با کشف نقاط ضعف خود توسط داستا ن ها مقاومتي که معمولاً در مقابل روان درمان گر-مشاور، نشان مي دهد، از خود بروز نمي دهد، لذا تمثيل ها، اساطير و افسانه ها اگر آگاهانه به کار برده شوند، مي توانند به مراجع کمک کنند که طرز تلقي و نگرش[۸] تازه اي نسبت به سبک هاي رفتاري و شيوه هاي فکري خود پيدا نمايد (هارپر و گری[۹]،۱۹۹۷) .

مطلب مشابه :  چرا معلمان زن دچار افسردگی میشوند؟

تمثيل ها به گونة فرا زماني- فضايي عمل مي کنند. تمثيل، گذشته را به حال ربط داده و آنگاه هردو زمان گذشته و حال را به آينده فرا مي افکند. در واقع تمثيل با ايجاد رابطه بين زمان ها و بافتارهايِ (موقعيتها-شرايط) مختلف و بين ايده ها و مفاهيم و بين رفتارها و ارزش ها، شنونده را قادر مي سازد تا فکر و عملش را بازنگري و پيش بيني نمايد (برنز[۱۰]، ۲۰۰۰)

امروز با استفاده از چارچوب نظری رويکردهايِ درماني و در فرايند ضابطه بندي مشکلِ مراجع، مي توان به طور دقيق تر از تمثيل در فرايند بازسازيِ شناختي (شناخت درمانگري) استفاده کرد.گاهي اوقات مي توان براي تغيير رنگ، وضوح تصوير و ديدن جزئيات به طور روشن تر يا ديدن تصوير کلي و بزرگ تر، فيلتر هاي گوناگوني را آزمون کرد و تمثيل ها چنين نقشي را به راحتي ايفا مي کنند.در سطح بسيار کارآمد و جادوي شان، تمثيل ها مي توانند چارچوب و معيارهاي سنجش و ارزيابي و نقشه و برداشت هاي برخواسته از عادات ما از جهان را به چالش فرا خوانده و يا ما را از شيوة فکريِ محدود شدة هميشگي مان دور کرده و به سوي يادگيري و کشف هاي جديد رهنمون شوند(صاحبی،۱۳۸۷).

   مارتين بابر معتقد به اثر بالقوه شفادهندگي داستان درمورد دردهاي روحي بود. او داستان را بعنوان رسانه­اي مي­دانست كه در آن موضوعات وجودي زندگي، تعلق، اميد، شهامت، شكوفايي و عشق در هم بافته مي­شوند و از يك گروه به گروه ديگر، از يك نسل به نسل ديگر منتقل مي­شود ( استوا رت، ۲۰۰۵، ترجمه نوابي ن‍‍ژاد،۱۳۸۶ ).  شايد مهمترين نفشي که  قصه یا حكايت و تمثيل در درمان ايفا مي كند، همگاني جلوه دادن مشكلاتي است كه مراجع با آنها دست و پنجه نرم مي كند . بنابراين مراجع احساس نمي كند كه تنها است و مشكلش منحصر به فرد و غيرقابل حل است.

پژوهشگران علم ارتباطات نيز كه راههاي اثرگزاري بر ديگران را مورد مطالعه قرار مي­دهند يكي از روشهای اقناع يا قانع ساختن مخاطب با ارائه نمونه، استدلال، استنادات محكم يا توسل به روايت­هاي ديگران مي­دانند كه به اقتضاي مورد مي­توان از چهار روش اقناعي از جمله استقرايي، قياسي (منطقي)، اشراقي و الهامي استفاده نمود .گروهي از مردم را با تمثيل، داستان و اسطوره بهتر مي­توان قانع نمود و اين از جمله شگردهايي كه موجب ماندگاري آثاري مثل مولانا شده است(باهر،۱۳۸۶).

تمثيل و داستان بدليل جذابيت ذاتي خود به طرق گوناگون با خواننده ارتباط برقرار مي كنند. و از آنجا ئيكه در سطوح مختلف با افراد ارتباط برقرار مي سازد، در سطح وسيعي ميتواند برای تغيير خلق و وضعيت رواني با افزايش سطح انرژي فرد يا گروه، به چالش كشيدن رفتارها ي غير قابل قبول، خلق تداعي هاي قدرتمند در ذهن شنونده و تقويت خلاقيت، تسهيل ارتباط با استفاده از حواس چند گانه، فعال سازي نيمكره راست مغز، ساده سازي و نه (ساده انگاري) ايده هاي پيچيده  سودمند واقع شود (صاحبي،بي تا).

[۱] -سوره زمر/۲۷

[۲] – Metaphor

[۳] – Berman & Brown

[۴] – Dwivedi

[۵] Externalize

[۶]- Shlain

[۷]-  Archetype

[۸]- Attitude

[۹]- Harper,P & Gray,M

[۱۰]- Burns,G,W