جايگاه نظريه سرمايه اجتماعي در مباحث اقتصادي و مديريت سازماني

در جهان پرشتاب امروز، سازمانهاي زيادي در تلاشند تا براي رسيدن به اهداف سازماني و اقتصادي و تداوم حيات خود، از الگوها و شيوه هاي مختلف بهره ببرند و مزيت رقابتي جديدي كسب نمايند تا بتوانند از خطرات ناشي از دگرگوني هاي سريع محيطي و فناوري در امان بمانند (رحمانپور، ۱۳۸۲).

وجود سرمـایه اجتماعی می تواند فعالیت های اقتـصادی را تسهیل کند و هزینه های آن را کاهش دهد. هر چه سرمایه اجتماعی رو به کاهش رود، فرایند تولید که مستلزم بـه کـارگیری عوامل تولید است، پر هزینه می شود. زیرا بکارگیری عوامل تولید نیازمند قرارداده های دو طرفه بین کارفرما و صاحبان عوامل تولید است. در غیاب سرمایه اجتماعی اجرای این قراردادها بسـیار پرهزینه می شود و از اینرو بازدهی نسبی عوامل تولید از جمله سرمایه انسانی کاهـش می یابد. این امر بـاعث می شود تا انگیزه سرمایه گذاری در سرمایه انسانی کاهش یابد. زیرا در فقدان سرمایه اجتماعی، بویژه اگر همراه با ناکارآمدی باشد، کسب درآمد از راه ها و فعالیت هایی که نیاز به تحصیلات و تخصص ندارد بسیار ساده تر و کم هزینه تر می باشد (سوری و ديگران، ۱۳۸۶).

در ديدگاههاي سنتي مديريت توسعـه، سـرمايه هاي اقتصادي، فيزيكي و نيروي انساني مهمتريـن نقـش را ايفا مي كردند؛ اما در حال حاضر براي توسعه، مديران بيشتر از آنكه به سرمايه اقتصادي، فيزيكي و انساني نيازمند باشند، به سرمايه اجتماعي نياز دارند؛ زيرا در جامعه اي كه فاقد سرمايه اجتماعي است، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست داده، وپيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار مي شود (الواني، ۱۳۷۸).

مطلب مشابه :  ارزیابی سبک های مقابله ای

هر چند تا مدت ها پس از مطرح شدن مـفهوم سرمايه اجتماعي، چنين سرمايه اي صرفاً در مباحث جامعه شناسي محصور مانده بود و وجود آن يك شايستگي ضروري براي سازمان محسوب نمي شد، اما امروزه اين ضرورت كاملاً درك و پذيرفته شده است و به عنوان بستري مناسب براي بهره وري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مسير اين تغيير نگرش، همراه و همگام با تغيير ديدگاه نسبت به سازمان و مديريت مي باشد و شايد بتوان ادعا كرد عدم توجه مديران به سرمايه اجتماعي در گذشته به دليل احساس بي نيازي آنان به اين مفهوم در سازمان ها بوده است. اين احساس بي نيازي، خود تحت تأثير رهيافت هاي سنتي سازمان و مديريت قرار داشته است (رضايي، ۱۳۸۵). اما در حال حاضر تغييرات پر شتاب محيطي از قبيل نيازهاي رو به رشد براي اطلاعات و آموزش، پيشرفت مداوم در زمينه فناوري اطلاعات، نيازهاي ضروري براي نوآوري و خلاقيت، تغيير به سوي طراحي ساختار سازماني مسطح و منعطف، ارتباط تنگاتنگ بين سازمان و شبكه هاي مشتريان، تأمين كنندگان و رقبا ايجاب مي كند كه كارمندان و مديران سازمانها، سرمايه اجتماعي را به منزله يك شايستگي مشخص سازماني، ايجاد كنند (رحمانپور، ۱۳۸۲).

اين تغييرات محيطي، مديران را متقاعد كرد كه براي اعضاي سازمان يك هويت جمعي و حقيقت فرافردي (اجتماعي) قائل شوند و به جاي محصور كردن تفكر خود به بهره وري، راهبردهاي و استراتژي هاي سازماني، رقابت همه جانبه و …، اعتراف كنند كه حداقل بخشي از توفيقات و موفقيت هاي سازماني در قدرت بالقوه شبكه هاي ميان فردي و شغلي و در ميان خود اعضاي سازمان نهفته است (رضايي، ۱۳۸۵).

مطلب مشابه :  تفاوت رویکردتفکر انتقادی با انواع دیگر رویکردهای تفکر

در يك نگاه اجمالي به كارگيري سرمايه اجتماعي در سطـح سازمـاني داراي مـزاياي مـانند؛ ايـجاد سازمان و تيم هاي كاري و منعطف، ارائه ساز و كارهايي براي بهبود مديريت عملكرد گروهي ، زمينه سازي براي توسعه سرمايه هاي غير مادي در سازمان و افزايش تعهد اعضا و كاركنان سازمان نسبت به مصلحت عامه است (حق شناس، ۱۳۸۶).

علاوه بر موارد بالا افزايش اعتماد در سازمان، تسهيم بهتر اطلاعات و دانش به خاطر روابط اعتمادگونه، مراجع و اهداف مشترك، كاهش هزينه هاي مبادله به خاطر سطح بالاي اعتماد و روحيه همكاري، همبستگي بسيار در عمل به خاطر ثبات سازماني و درك مشترك از اهداف سازمان،كاهش نرخ جابجايي در سازمان و كاهش هزينه هاي آموزش و استخدام، دوري از گسيختگي هاي مرتبط با تغييرات دائمي كاركنان و حفظ اطلاعات با ارزش سازمان و …. از ديگر مزاياي سرمايه اجتماعي در سازمان به شمار مي رود (رضايي، ۱۳۸۵).

براساس پژوهشي كه در سال ۱۹۹۸ به وسيـله مـركـز تـوسعه نـيروي كار انجام شد ۷۰ درصد دانشي كه در محيط هاي كاري آموخته مي شود از طريق روابط غير رسمي منتقل مي شود. سازمان هاي هوشمند، بر دانش مورد نياز شركت تسلط پيدا كرده و با ايجاد سرمايه هاي اجتماعي به عنوان يك شايـستگي سازماني اين دانش را به مرحله اجرا مي گذارد. به هم جهت امروزه از ضروري ترين مهارت هاي انساني، مهارت كسب و ايجاد سرمايه اجتماعي مي باشد (رضايي، ۱۳۸۵).