دانلود پایان نامه

معنای راستین است. رهیافت اسطورهشناسی بارت را نیز میتوان در همین راستا درک کرد. اما در نظریه گفتمان لاکلائو و موفه اینکه یک صورتبندی گفتمانی چه معناهایی در خود دارد و اینکه معنای واقعی آن چیست، چندان حائز اهمیت نیست، بلکه رویه های شکلگیری و صورتبندی معنا است که اهمیت دارد. از این لحاظ تحلیلگفتمان را میتوان مشابه با تبارشناسی در نظر گرفت.

به هر حال روش تحلیلگفتمان لاکلائو و موفه را باید در بستر تفکرات پست مدرنیستی درک کرد. روش های پستمدرن همچون خود پستمدرن دارای صورتبندی خاصی نیست و تنها شاید بتوان منطق و یا منطقه های مشترکی میان آنان یافت. تاجیک در ارتباط با این خصیصه پسامدرنیته در مقدمه ترجمه کتاب “پسامدرنیته” مینویسد:
«پسامدرنیسم، یک “گفتمان” یا بهتر بگوییم، مجمع الجزایری از خرده گفتمانها و پادگفتمانهایی است که جغرافیای مشترک آنان در خصیصه گفتمانی بودن آنان (به معنای اخص کلمه) نهفته است. مراد از خصیصههای گفتمانی، شناسههایی همچون “سیال بودن”، “مخالفت با انسداد و تصلب”، “محلی بودن”، “عارضی بودن”، “تکثر”، “همنشینی حاشیه و متن یا خودی و دگر”، “مخالف با تقلیل، تخفیف و جوهرگرایی”، “مخالفت با جزمیت و قدسیت”، “تعیین چند جانبه”، “مخالفت با حقیقت محوری” و … است» (لاین، ۹:۱۳۸۱).
به هر صورت پست مدرنیته روششناسی، شناختشناسی و روششناسی متفاوت و گاه متضادی با مدرنیته ارائه کرد و از دیدگاه های عینی به سمت رویکردهایی تفسیری تر پیش رفت. در جدول زیر که از فصل هفتم کتاب کالینهای انتخاب شده است، به خوبی میتوان این تمایز را مشاهده کرد.
هستی شناسی
شناخت شناسی
روش شناسی
در بیرون چه چیزی برای شناختن وجود دارد؟
چه شناختی(امیدوار باشیم) درباره آن بدست آوریم؟
چگونه میتوانیم به آن شناخت دست یابیم؟

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هستی شناسی تفاوت:
دنیا به صورت متفاوت تجربه می شود
این تجارب از لحاظ فرهنگی و زمانی خاص هستند.
این تجارب واحد و بیهمتا هستند.
آنها با فرآیندهای عام پیوند ندارند و نمودهای آن هم نیستند
تردید گرایی شناخت شناسانه:
مواضع متفاوت فاعل شناسا، ادعاهای شناختی متفاوتی را شکل می دهند.
شناخت دیدگاه مبناست و دیدگاه های متفاوت قیاس ناپذیرند.
ادعاهای حقیقت گویی را نمیتوان به صورت تجربی ارزیابی کرد.
پافشاری بر ادعای حقیقت گویی، تعصبآمیز، ماهیتا تمامیت خواه است.
روش شناسی واسازانه:
تردید گرایی روش شناسانه مانع از ادعاهای حقیقت گویی گزاف می شود.
دیدگاه های مدرنیستی همچنان فرض میکنند که در دسترسی به واقعیت جایگاهی ممتاز دارند؛ فرض دفاع ناپذیر و دارای آثار بالقوه دیکتاتوری.
فنون واسازانه میتوانند چنین فرارورایتهای خطرناکی را از طریق جلب کردن توجه به “دیگرهای” به حاشیه رانده شده، دچار اختلال و فروپاشی کنند.
جدول شماره (۱) هستی شناسی، شناخت شناسی و روش شناسی پست مدرنیسم (های، ۱۳۸۵)
نظریه گفتمان ارنستو لاکلائو و شنتال موفه، در کتاب هژمونی و راهبرد سوسیالیستی: به سوی سیاست رادیکال دموکراسی شکل گرفت و در واقع بسط نظریه گفتمان فوکو در حوزه فلسفه سیاسی-اجتماعی است(سلطانی، ۱۳۸۳). از نظر لاکلائو و موفه، هر عمل و پدیدهای برای معنادار شدن باید گفتمانی باشد. فعالیتها و پدیده ها وقتی قابل فهم میشوند که در قالب گفتمانی خاص قرار گیرند. هیچ چیزی به خودی خود دارای هویت نیست، بلکه هویتش را از گفتمانی که در آن قرار گرفته است کسب میکند. در ادامه برای روشن شدن بحث، مفاهیم بنیادین نظریات لاکلائو و موفه و از دل آن مفاهیمی که در تحلیل فیلمهای حاتمیکیا به ما یاری رسانده برشمرده میشوند.

۲-۳- مفاهیم بنیادی نظریه گفتمان لاکلائو و موفه :
۱- گفتمان: صورتبندی مجموعهای از کدها، اشیاء، افراد و… هستند که پیرامون یک دال کلیدی جایابی شده و هویت خویش را دربرابر مجموعهای از غیریتها بدست میآورند.
۲- مفصل بندی : هر عملی که میان عناصر پراکنده ارتباط برقرار کند، به نحوی که هویت و معنای این عناصر در نتیجه این عمل اصلاح و تعدیل شود.
۳- دال مرکزی : دال مرکزی نشانهای است که سایر نشانه ها در اطراف آن نظم میگیرند. هسته مرکزی منظومه گفتمانی را دال مرکزی تشکیل میدهد و جاذبه این هسته، سایر نشانه ها را جذب میکند. همه نشانه های مفصلبندی شده در یک گفتمان از ارزش برابر برخوردار نیست و به انواع گوناگونی تقسیم میشوند. مهم ترین این نشانه ها “دال مرکزی” است. دال مرکزی نشانه ممتازی است که نشانه های دیگر حول آن انسجام مییابد .این دال، دالهای دیگر را حمایت میکند و آنها را در قلمرو جاذبه معنایی خود نگه میدارد. مثلا آزادی در لیبرالیسم یک دال مرکزی محسوب میشود و مفاهیمی چون دولت، فرد و برابری در سایه این دال مرکزی و با توجه به آن معنا پیدا میکند.
۴- عناصر یا دالهای شناور :
عناصر دالها و نشانههایی که معنای آنها هنوز تثبیت نشده است و گفتمانهای مختلف سعی در معنادهی به آنها دارند. عناصر، نشانههایی هستند که در حوزه گفتمان گویی قرار دارند و دارای چندگانگی معنایی هستند.گفتمانهای مختلف هر کدام در تلا شند تا این عناصر را در درون نظام معنایی خود تبدیل به وقته نمایند. در این حالت نوعی انسداد در معنای نشانه حاصل میشود و مانع از نوسانات معنایی آن میشود اما این انسداد و انجماد به هیچ وجه دائمی نبوده و انتقال از حالت عنصر به وقته هیچگاه کاملا صورت نمیپذیرد و بدین ترتیب گفتمانها هیچگاه صددرصد تثبیت نمیشوند به گونهای که امکان هرگونه تغییر و دگرگونی معنایی تحتِ تاثیر چندگانگی معنایی حوزه گفتمانگویی از آنها سلب شود. این ویژگی نشانه ها موجب میشود که به آنها دال شناور گفته شود. به صورت خلاصه اینکه گفتمانها تلاش میکنند تا از طریق تبدیل عناصر به وقتهها و تقلیل معانی متعدد یک نشانه به یک معنا و ایجاد نوعی انسداد در معنای نشانه، ابهام معنایی را برطرف سازند. اما این عمل به طور کامل امکا نپذیر نیست و معنا به طور صددرصد تثبیت نمیشود زیرا احتمالات معنایی که در حوزه گفتمان گویی وجود دارند همواره ثبات معنا در گفتمان مورد نظر را تهدید میکنند. از اینرو همه وقتهها به طور بالقوه، بصورت چند معنا باقی میمانند و همیشه این احتمال وجود دارد که هر کدام از معانی دیگر، وارد نظم گفتمانی شود. در واقع انسدادو بستگی در معنای یک نشانه عملی موقتی است و زمینه برای برجستهسازی معانی دیگر یک نشانه به وسیله گفتمانهای دیگر همواره مهیا است. گفتمانها همواره در حال رقابت برای تثبیت معنا هستند، گفتمانها همواره در تقابل با حوزه خارج از خود قرار دارند همواره این احتمال وجود داردکه شیوه تثبیت معنای نشانه ها در یک گفتمان به وسیله شیوه های دیگر تثبیت معنا در گفتمانهای دیگر به چالش کشیده شود.
۵- حوزه گفتمان گویی :
حوزه گفتما نگویی، محفظهای از معانی اضافه و بالقوه در بیرون از منظومه گفتمان خاص که توسط آن طرد شدهاند و مواد خامی برای مفصلبندیهای جدید محسوب میشوند. هر دال معانی متعددی میتواند داشته باشد و هر گفتمان با تثبیت یک معنا، معناهای بالقوه زیادی را طرد میکند. این معانی همچنان موجودند و امکان ظهور در گفتمانی دیگر و شرایطی دیگر را دارند. حوزه گفتمان گویی در واقع معانی است که از یک حوزه گفتمان سر ریز، و وارد آن میشوند، یعنی معانیای که یک نشانه در گفتمان دیگری دارد یا داشته است ولی از گفتمان مورد نظر و غالب حذف میشود تا یکدستی معنایی در آن گفتمان حاصل شود. بنابراین هر چیزی که از یک گفتمان حذف میشود و یا خارج از آن است، درحوزه گفتمان گویی قرار میگیرند.
۶- هژمونی :
هژمونی به معنای سلطه و اقتدار است و یک گفتمان زمانی هژمونیک میشود که توانسته باشد، تمام دالهای شناور را در اطراف دال مرکزی هماهنگ و منسجم نماید. و نیز نظام معنایی خود را در اذهان سوژهها انسانها هرچند به صورت موقت تثبیت کرده باشد.
“هژمونی” یک گفتمان مبتنی بر انسجام معنایی دالهای دیگر حول دال مرکزی است. درصورتی که یک گفتمان موفق شود با اتکا بر دال مرکزی خود، مدلولهای مد نظر خود را به دالهای گفتمانش نزدیک کند، یا به عبارت دیگر، نظام معنایی مطلوب خویش را در ذهنیت جمعی اجتماع هر چند به طور موقت تثبیت نماید و رضایت عمومی را جلب کند، آن گفتمان “هژمونیک” میشود. اما در صورتی که گفتمان رقیب بتواند به کمک سازوکارهای مختلف، این نظام معنایی را شالودهشکنی کند و ساختارهای معنایی شکل گرفته در ذهنیت جمعی مردم را درهم بریزد، آنگاه این گفتمان هژمونیاش را از دست میدهد. بنابراین، موفقیت گروه های سیاسی به تواناییشان برای تولید معنا بستگی دارد.
۷ – سوژه یا فردیت و عاملیت: این مفهوم از مفاهیم کلیدی نظریه “گفتمان” است.”سوژه” همواره در میان گفتمانهای مختلف در پی یافتن خویش است. سوژه خود را به واسطه یک چیز خارجی میشناسد و این چیز در نظریه “گفتمان” همان “موقعیتهای سوژه” است که گفتمانها آن را فراهم میآورند. دغدغه اصلی نظریه گفتمانی آن است که چگونه مردم در جوامع، خود را میفهمند و عمل میکنند. به نظر آلتوسر، این امر توسط رفتارهای ایدئولوژیک ساخته میشود. اما نظریه “گفتمان” بر آن است که سوژهها در شرایطی خاص ) واگرایی گفتمانها ( میتوانند از طریق مفصلبندی و تعیین هویت با گفتمانهای فرعی، هویتها و معانی اجتماعی خود را بازسازی نمایند.
۸ _گفتمان عینیت یافته یا گفتمان رسوب کرده :گفتمان رسوب کرده به گفتمانهایی گفته میشود که با برجسته سازی خود و طرد “غیر”، موقعیت خود را در اذهان سوژهها تا آنجا تثبیت کرده که صورت طبیعی به خود گرفته و هرگونه انتقاد و یا براندازی آن غیر ممکن تلقی می شود. گفتمان های غالب هرچه در سرکوب و طرد رقیب بیشتر موفق باشد، بیشتر به صورت طبیعی جلوه میکند. زیرا ریشه های شکلگیری گفتمان به فراموشی سپرده میشود و وضع موجود به یک وضع کاملا طبیعی نمایانده میشود.
فصل سوم
روش پژوهش
۳-۱- روش تحقیق:
این رساله مبتنی بر مطالعات فرهنگی و تحلیلگفتمان میباشد. بواقع رویکرد مطالعات فرهنگی نقشی شناختی برای هنر قائل است و از توجه صرف به مقوله زیبا شناختی فراتر میرود و آن را در ارتباط با فهم ما از جهان هستی قرار میدهد. از نظر هابرماس هنر میتواند مساله آفرینترین عناصر زندگی روزمره را بازنمایی کند و متفکر انتقادی میتواند با تبدیل زبان بیانی هنر به زبان استدلالی، رگههای حقیقت نهفته در بازنماییها را آشکار سازد. حقیقتی که دیگر لزوما زیبا نیست. این سخن میتواند به ما که سینما را به عنوان هنر معرفی میکنیم در تحلیل فیلمهای حاتمیکیا یاری رساند.
همچنین “مطالعات فرهنگی نوعی صورتبندی گفتمانی به بیان فوکویی آن است و هیچ خواستگاه منفردی ندارد” (هال، ۱۳۸۷: ۳) و اینکه این رویکرد “متشکل از گفتمانهای چندگانه و تاریخهای گوناگون است” (همان). این حوزه متشکل از روششناسیها و مواضع نظری گوناگونی است که همگی آنها محل بحث و چالشاند به گونهای که گاه از آن با عنوان هیاهوی نظری نام برده میشود که با احساسات و مباحث، اشتیاقهای ناپایدار و گاهاً سکوتهای مغرضانه همراه شده است.
درساختار و شالودهی این تحقیق از نظریات مربوط به تحلیل گفتمان استفاده خواهیم کرد. تحلیلهای گفتمانی که در ابتدا تنها با تاکید بر متون در زبانشنا سی آغاز شده بود، بعدها توسط کسانی چون فوکو، دریدا، کریستوا، بارت و… وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت. این متفکران “تحلیلگفتمان در سنت خود از دو روش فلسفی عمده پدیدارشناسی و هرمنوتیک بهره بردهاند و تمرکز عمده آنها بر روش های فهم متمرکز شده است و “دلمشغولی آن به جای توجه به اینکه “چه اتفاق افتاده است” بر اینکه ” این رویداد چه معنا میدهد” استوار شده است (pichering. 2004:37). در این شکل از تحلیل دیگر به این امر توجه نمیشود که رابطه فیلم با واقعیت چیست، چه اینکه خود واقعیت را امری بر ساخته میداند. توجه به این نکته ما را از افتادن در دام ایدئولوژىهای کلینگر باز میدارد و خود فیلم را به عنوان حوزهای گفتمانی به رسمیت میشناسد.
تحلیل گفتمان از نظر روششناسی دارای ویژگیها و خصوصیاتی است که این روش را از دیگر روش های علوم اجتماعی متمایز میکند. به طور مثال در بسیاری از نظریههای گفتمانی، گسست گفتما نها مفروض تلقی میشود، درحالی که پیش فرض نظریههای تاریخی ) همانند فلسفه هگل ( تداوم و عدم گسست اندیشههاست. مهمترین اصول و ویژگیهای تحلیلگفتمان عبارتند از نفی موضوع استعلایی در اندیشه، نفی کلان روایتهایی نظیر توسعه و ترقی، نفی سوژه خودمختار، نفی وحدت و قطعیت، تاکید بر خصلت تاریخی عقل و معرفت، عدم وحدت خرد، تعیینکنندگی گفتما نها، کشیده شدن پرده زبان بر واقعیت، زبانی و نسبی بودن عقل، عدالت و حقیقت، وحدت ظاهری پدیده ها و ایجاد هویت با غیریتسازی، نفی قطعیتهای اخلاقی، تکثر در حوزه های مختلف اجتماعی، تاریخی و گفتمانی دیدن پدیده ها، عدم امکان بازنمایی ناب جهان و واقعیت اجتماعی، تاکید بر وجود مفروضات پیشینی در تحقیقات علمی و نفی ادعای اثبات گرایان مبنی بر بیطرفی علوم، نفی ارزشهای جهانشمول، گفتمانی دیدن همه پدیده ها و نفی بنیاد و ذات ثابت، زمانی و مکانی بودن هر گفتمان و تاریخمندی آن، رابطه دوسویه متن و زمینه، کاربست ایدئولوژیک گفتمانها، نسبیت معانی و تثبیت موقت در هر گفتمان، بی اثر کردن تاریخ عقاید، نفی سوژه خود مختار و علت غایی، تابعیت معرفت نسبت به قواعد گفتمانی، بیبنیادی متافیزیک، اختیاری بودن رابطه دال و مدلول، تشکیل هویتهای متمایز، نفی اوصاف ذاتی بشر به شیوه عقل گرایی دکارتی، نفی حقیقت محوری، شکل گرفتن گفتمان در روابط قدرت، نفی نظریه بازتاب در معرفتشناسی، نفی تمایزهای به ظاهر بنیادی در اندیشه، انکار ادعای دستیابی به حقیقت و نظریه فرا واقعیتها. ادعای تحلیل گفتمان آن است که تحلیلگر در بررسی و ارزیابی یک متن از خود فراتر میرود و وارد بافت یا زمینه متن میشود.یعنی از یکسو به روابط درون متن و از سوی دیگر به بافتهای موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی میپردازد. بافت نیز نقشی بنیادین در توصیف و تبیین متن و گفتگو ایفا میکند. هرچند ویژگیهای بافتی نه تنها گفتمان را تحت تاثیر قرار میدهند، بلکه گفتمان هم میتواند مشخصههای بافتی را تعیین کند یا آنها را تغییر دهد. در کل به محض آنکه ما رویکرد بافتی نسبت به گفتمان را جدی تر تلقی کنیم، در واقع بسیاری از جنبههای جامعه و فرهنگ را در تجزیه و تحلیل خود دخالت میدهیم. ون دایک ضمن تاکید بر ابهام و پیچیدگی مضمون گفتمان، سه بعد اصلی آن را در فهم اولیه گفتمان سودمند می داند :
الف( کاربرد زبان.
ب( برقراری ارتباط میان باورها ) شناخت (.
ج( تعامل در موقعیتهای اجتماعی.
از این نقطه نظر مطالعه گفتمان عبارت است از توصیفی منسجم از این سه بعد.
تحلیل گفتمانی دارای نحلههای گوناگونی است به شکلی که استفاده از هر یک از آنها بعنوان روش علوم اجتماعی نتایجی نسبتا متمایز به همراه خواهد داشت. نظریههای گفتمان برگرفته از نظریههای سوسور در زبانشناسی است. سپس در دیرینه شناسی فوکو با معرفت شناسی پیوند یافت. فوکو در تبارشناسی به جستجوی رابطه قدرت/دانش و پیوند گفتما نها و قدرت برآمد. لاکلائو و موفه ضمن استفاده از مفهوم فوکویی قدرت و نظریات زبان شناسی سوسور و پساساختارگرایی دریدا و با نقد سنت مارکسیستی، این نظریه را در حوزه علوم سیاسی بسط دادند. بدین ترتیب نظریه گفتمان در نزد این دو اندیشمند با سیاست و اجتماع پیوند خورد. نورمن فرکلاف نیز با تحلیل زبان شناسانه متون و بررسی رابطه آنها با واقعیت و قدرت توانست گرایشی بینابینی در نظریههای گفتمان ایجاد کند. صاحبنظران در تحلیل انتقادی گفتمان به مانند بارت معتقدند افراد “هم ارباب زبان و هم برده آنند” و این یعنی مطرح کردن مفهوم کنشگر در این مفاهیم( CDA ) سعی در دستیابی به نظریهای متعادل دارد. تعادل میان این دو پیش نهاده:”زبان ساخته شده است”و “زبان سازنده است” . به بیانی دیگر نزد ایشان کنش گفتمانی پویا مطرح میشود، که در دیالکتیکی سیال هم تولیدشدگی و ه

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع مشکلات رفتاری

دیدگاهتان را بنویسید