خود جرحی و طبقات تشخیصی

نشانه های آسیب به خود در طیفی از اختلالات خلقی، سوء مصرف مواد، اختلال استرس پس آسیبی، اختلال کنترل مشاهده می شود. با این حال برخی از محققین بر این عقیده اند که خودجرحی تکرار شونده یک نشانگان کاملاً مشخص است و نباید آن را صرفاً به عنوان نشانه سایر اختلالات طبقه­بندی کرد (میوهلکامپ،۲۰۰۵؛فاوازا،۱۹۸۹). استدلال این گروه این است که انگیزش ها و کارکردهای خودجرحی در اختلال های مختلف یکسان و مشترک است و در نتیجه نمی تواند منحصر به یک اختلال خاص باشد و به صورت خود به خود یک طبقه جدای تشخیصی است. در سال­های اخیر با افزایش توجه به خودجرحی به عنوان یک پدیده جدید رو به افزایش در میان نوجوانان، پیشنهاداتی برای اضافه کردن طبقه تشخیصی نشانگان خودجرحی بدون خودکشی به نسخه جدید راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی ارائه شده است(شافر،جیکوبسون،۲۰۰۹).

در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (سادوک و سادوک،۲۰۰۷) در پنج طبقه تشخیصی خود جرحی به عنوان یک نشانه و ملاک تشخیصی گنجانده شده است:

۱٫موکنی وسواسی: در توصیف این طبقه این چنین آمده است : افزایش تنش بلافاصله پیش از عمل و ارضا یا رهایی فوری درحین یا پس از رفتار موی کنی.

۲٫اختلالات کنترل تکانه NOS:هر چند به صورت مستقیم اشاره نشده که رفتارهای خودجرحی جزو این طبقه هستند امّا اگر رفتارهای خودجرحی دارای دو ویژگی تجربه تنش قبل از عمل و حس رهایی پس از عمل باشند جزو این طبقه قرار می­گیرند.

۳٫اختلال شخصیت مرزی: خودجرحی یکی از نه دسته نشانه های این اختلال است  که تحت این عنوان ذکر شده است:” رفتارها و ژست­های خودکشی یا رفتار خود معیوب­سازی تکرار شونده”. در تمایز افراد با اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خود جرحی این نتیجه به دست آمده است که در گروه با اختلال شخصیت مرزی و خود جرحی فراونی نشانه های اختلال وسواسی – اجباری بیشتر است (مک کی،کولچیکی و دانیکو،۲۰۰۰ ؛ سمنانی، ثقه الاسلام، شاهپوری، ۱۳۸۵).

۴٫اختلال حرکتی کلیشه­ای که یکی از اختلالات دوران کودکی به حساب می آید. نمونه هایی رفتارهای مشخص کننده این طبقه تشخیصی عبارت است از کوبیدن سر، گاز گرفتن بدن،کندن پوست بدن یا کوبیدن بدن. برای این طبقه تشخیصی وجود اختلال عقب ماندگی ذهنی باید رد شود و علل این نشانه ها به خاطر وجود اختلال نافذ رشد مانند اوتیسم، اختلال وسواسی-اجباری یا موکنی وسواسی نباشد (سیمون و هالندر،۲۰۰۱).

  1. اشکال غیر مستقیم خود آسیب رسانی در افراد مبتلا به اختلال ساختگی رایج است. اما یکی از تشخیص افتراقی های اختلال ساختگی رد خود آسیب رسانی آگاهانه است.

مطالعات زیادی برای بررسی رابطه خود جرحی با طبقات تشخیصی مختلف انجام شده است.  برای مثال در  مطالعه ای بر روی ۱۳۱ نوجوان بستری در بخش های روانپزشکی، تشخیص های شایع بین گروه نوجوانان خود آسیب رسان به ترتیب عبارت بود از افسردگی تک قطبی(۱۷%)، اختلال استرس پس ضربه ای (۱۶%)، اختلال بیرونی سازی (۱۰%)، اختلال سازگاری(۸%) و اختلالات اضطرابی (۳%) (فرا،تریونی و ویلیامز،۲۰۱۲). خودآسیب رسانی از نوع خودجرحی در نوجوانان ۱۷-۲۰ سال بیشتر با اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت افسرده و اختلال شخصیت منفی گرا رابطه دارد(کاوود،هاپریچ،۲۰۱۱). بسته به شدت و فراونی خود جرحی ممکن است تشخیص­ها متفاوت باشد. در مطالعه­ای بر روی نوجوانان بستری در بخش های روانپزشکی با طبقه بندی  شرکت کنندگان کنندگان به سه دسته خودجرحی کننده آستانه ای (افرادی که سه یا بیش از سه بار سابقه خود جرحی داشتند و برای خودجرحی تحت مراقبت قرار گرفته بودند)، خود جرحی کننده تحت آستانه ای (افرادی که ۱ یا ۲ بار سابقه خود جرحی داشتند و تا کنون برای خودجرحی تحت درمان نبودند) و گروه بیماران بدون خودجرحی مشخص شد که احتمال تشخیص افسردگی اساسی در گروه آستانه ای و احتمال تشخیص اختلال استرس پس ضربه ای در گروه دوم بیشتر است (سوئنسن، اسپریتو، دایل،کیتلر،هانت ۲۰۰۸).علت تفاوت نوع تشخیص بین دو گروه (خودجرحی کننده خفیف و شدید) ممکن است به دلیل تغییر انگیزش نوجوانان از انجام خودجرحی باشد؛ در ابتدا احتمالاً نوجوان با انگیزه کنار آمدن و مقابله با خاطرات آزار و بدرفتاری دوران کودکی این رفتار را انجام دهند؛ اما پس از اینکه فراوانی این رفتار زیاد شد انگیزه های دیگری مانند تنظیم هیجان های منفی، رهایی  از افسردگی و وابسته شدن و ایجاد حالت وابستگی ممکن است باعث شود نشانه های افسردگی در فرد تداوم و به صورت یک نشانگان کامل تشخیصی درآید (سوئنسن، اسپریتو، دایل، کیتلر،هانت،۲۰۰۸).

مطلب مشابه :  یک تولد هیجان انگیز و انگیزه بخش : تولد در دفتر کار

اختلال افسردگی اساسی یکی از تشخیص های است که با خودجرحی رابطه دارد.  نتیجه یک مطالعه طولی نشان داده است مهم ترین پیش بینی کننده و عامل خطر در تداوم رفتارهای آسیب به خود در نوجوانی و اوایل بزرگسالی سابقه اختلال افسردگی اساسی به شکل مزمن است(آگلان،کرفوت،پیکلز،۲۰۰۸ به نقل از شافر و جیکوبسون،۲۰۰۹). شواهدی که از طبقه بندی خود جرحی به عنوان نوعی اختلال خُلقی حمایت می کنند عبارتند از: ۱) پیش درآمد اغلب وهله های خودجرحی مشکلات خُلقی به ویژه از نوع خلق ملال است. ۲)حداقل دربین بیماران روانپزشکی بستری، نسبت بالایی از بیماران مبتلا به خودجرحی سابقه اقدام خودکشی را گزارش می کنند  ۳)نرخ اقدام خودکشی در افراد دارای سابقه خودجرحی تقریباً مشابه و در برخی موارد بالاتر از این نسبت در جمعیت های نوجوان و جوان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی است ۴)تقریباً همانند اختلال افسردگی اساسی نسبت خودجرحی در دختران بیشتر از پسران است(شافر و جیکوبسون،۲۰۰۹).

خودجرحی به عنوان یکی از نشانه های اختلال کنترل تکانه نامشخص(NOS) نیز طبقه بندی شده و با دیگر اختلال طبقه اختلال های کنترل تکانه یعنی اختلال موکنی وسواسی شباهت های زیادی دارد. شواهد­ی که از طبقه بندی خودجرحی به عنوان یک نوع اختلال کنترل تکانه نامشخص حمایت می کند عبارتند : ۱)همانند سایر اختلالات کنترل تکانه، قبل از رفتارهای تکرار شونده، تکانه ها/تنش هایی شدیدی تجربه می شود ۲) به دنبال این رفتارها احساس رهایی حاصل می­شود.  ۲) همبودی اختلال­های رفتاری که با اختلال های کنترل تکانه  رابطه دارند مانند رفتارهای ضداجتماعی در افراد خود جرحی کننده نیز بالا است (شافر و جیکوبسون،۲۰۰۹).

مطلب مشابه :  جوان و محيط اجتماعي از دیدگاه روانشناختی

خود جرحی با نشانه های اختلال تجزیه­ای نیز  رابطه دارد. یکی از نشانه­های و همبسته ها و همین طور عوامل خطر رفتارهای خود آسیب رسانی حالت های تجزیه ای است و یکی از کارکردهای خود آسیب رسانی غلبه بر حالت های تجزیه ای است (سویموتو،۱۹۹۸). معمولاً نشانه­های تجزیه ای، راه  حل غیرهشیارانه ای است که ذهن برای گریختن و یا جدا شدن از تصاویر و تکانه های متاثر از تجارب ضربه زننده گذشته یا اخیر به وجود می آورد؛ گویی با علائم تجزیه ای حالت های بی حسی یا کشتن خویشتن به صورت درونی به وجود می­آید  و در این وضعیت­ها، خودآسیب­رسانی راهی است برای بازگشت به وضعیت اولیه پیش از حالت­های تجزیه ای (سویموتو،۱۹۹۷).

خود جرحی  با نشانه­های اختلال وسواس فکری و عملی نیز رابطه دارد. برخی محققین براین عقیده اند که نوجوانانی که رفتارهای خودجرحی تکانشورانه مانند بریدن یا سوزاندن بدن  انجام می­دهند، بیشتر نشانه های اختلال کنترل تکانه و تکانشوری دارند ، در حالیکه نوجوانان با انواع خودآسیب رسانی از نوع کندن پوست، کندن مو بیشتر  نشانه های اختلال وسواس فکری عملی را دارند (سیمون و فاوازا، ۲۰۰۱). خودجرحی تکانشی بیشتر در اختلال های شخصیت مرزی، اختلال ضد اجتماعی، اختلال استرس پس ضربه ای و اختلال خوردن مشاهده می شود؛ در حالیکه خودجرحی اجبارگونه بیشتر در اختلال وسواس فکری و عملی و اختلال وسواس موکنی وجود دارد(سیمون و فاوازا،۲۰۰۱). شواهد مختلفی از این فرضیه ها حمایت می کند. برای مثال در مطاله ای بر روی  ۱۵۰ زن با اختلال خوردن مشخص شد  هم نشانه های وسواس فکری و عملی و هم تکانشوری در گروهی که انگیزه خودجرحی داشتند بیشتر از گروه بدون انگیزه خود جرحی بود(دیویس، کاروینه، ۲۰۰۲). دربیماران مرزی که سابقه خودجرحی دارند بیشتر از بیماران مرزی بدون سابقه خود جرحی نشانه­های اختلال وسواس فکری و عملی وجود دارد (مک کی،کولچیکو،دانیکو،۲۰۰۰). همچنین، در ایران در مطالعه ای بر روی ۲۴۳ زن و مرد با تشخیص اختلال شخصیت مرزی مشخص کرد که برمبنای مصاحبه بالینی ساختار یافته ۹۴ بیمار (۹/۴۵٪) ملاک های اختلال وسواس فکری و عملی را هم داشتند و مقایسه بیمارانی که سابقه خودجرحی داشتند با افراد بدون سابقه خودجرحی نشان داد شدت نشانه­های وسواس فکری عملی در افرادی با سابقه خودجرحی بیشتر از افراد بدون سابقه خودجرحی است(سمنانی،ثقه الاسلام،شاهپوری،۱۳۸۵). برهمین اساس برخی محققین خودآسیب رسانی را به عنوان یکی از اختلال­های طیف وسواس فکری و عملی نیز دسته بندی می کنند (استکتی،۲۰۰۸).

مطلب مشابه :  کاربردهای درمان شناختی

خودجرحی ممکن است در اختلال های مرتبط با وابستگی به مواد نیز وجود داشته باشد. علاوه بر این شباهت های زیادی بین الگوی وابستگی به مواد و الگوی تکرار خودجرحی وجود دارد. افرادی که به صورت تکرارشونده خودجرحی انجام می دهند نوعی نقص راجعه در مقاومت کردن در برابر تکانه دارند و به تدریج نسبت به تاثیر تقویت کنندگی این رفتار در کاهش تنش عادت می کنند و ممکن است در طی زمان، فروانی خودجرحی و شدت خودجرحی برای رسیدن به تاثیر قبلی افزایش یابد و همه این نشانه ها در افراد مبتلا به سوء مصرف و وابستگی به مواد نیز وجود دارد (نیکسون،کلوتیر و آگراوال،۲۰۰۲). در مطالعه ای بر روی ۴۲ نوجوان بستری با رفتارهای خودجرحی تکرارشونده، سنجش شاخص­های وابستگی به خودجرحی نشان داد در ۴۱ نفر نشانه­های وابستگی به این رفتار وجود داشت و افرادی که با انگیزه ابراز خشم درونی شده از خودجرحی استفاده می­کردند نشانه های اعتیادی خودجرحی شان بیشتر بود (نیکسون،کلوتیر و آگراوال،۲۰۰۲).در جدول ۲-۲ طبقات تشخیصی مختلفی که در نوجوانان با خودجرحی شناسایی شده است گزارش شده است.

جدول ۲٫ خلاصه نتایج مطالعات  مرتبط با تشخیص های روانپزشکی در افراد خودجرحی کننده(شافر و جکوبسون، ۲۰۰۹).

منبع نمونه دوره سنی نمونه ابزار تشخیی بدون تشص محور اول اختلال خلقی اضطراب سوء مصرف الکل/مواد اختلالات خوردن اختلال شخصیت مرزی اختلال های تخریب گر سایر طبقات تشخیصی
ناک و همکاران(۲۰۰۶) بیماران بستری ۱۲-۱۷ ۸۹ مصاحبه تشخیصی ساختار یافته ۱۳% ۴۲% ۱۶% ۶۰%   ۵۲% ۶۳% انواع اختلالات شخصیت

۶۷%

زلوتنیک­ و همکاران(۱۹۹۹) بیماران سرپایی افراد بزرگسال ۸۵ مصاحبه تشخیصی ساختار یافته گزارش نشده گزارش نشده ۲۱% ۴۰% ۹% ۲۲% ۱۲%  
هینیتکا و همکاران(۲۰۰۹) نوجوانان عادی ۱۳-۱۸ سال ۸۰ مصاحبه تشخیصی ساختار یافته ۲۱% ۶۳% ۳۷% ۵% ۱۵%   ۱۰% ۲%(شامل روان پریش و با­تشخیص NOS)