دانلود پایان نامه

نارضایتی از بدن و رابطه‌ی نارضایتی از بدن با سایر مشکلات بهداشت روانی و جسمی ابداع و به کارگیری شیوه‌های مداخله‌ای ، درمانی و پیشگیری توجه خاصی را به خود جلب کرده است. به این منظور براساس ادبیات موجود از رویکردها و محتوا‌های مختلف در میان بزرگسالان، نوجوانان و جوانان، دانش آموزان و دانشجویان استفاده شده است. براساس محل وشرایط انجام مداخله ها می‌توان آنها را به مداخله‌های فردی، خانوادگی، مداخله‌های مدرسه‌ای و مداخله‌های جامعه‌نگر تقسیم کرد.

به لحاظ رویکرد و محتوا این مداخله ها را می‌توان به ۱) روانی ـ تربیتی التقاطی، ۲) مداخله‌های جامعه‌نگر رسانه‌ای، ۳) مداخله‌های ارتقای عزت نفس، ۴) مداخله‌های ناهماهنگی شناختی، ۵) مداخله های مبتنی بررویکرد فمنیستی و۶) مداخله‌های شناختی ـ رفتاری تقسیم کرد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این مداخله‌ها عمدتاً برای کمک به زنان طراحی شده‌اند. اما قابل کاربرد برای مردان نیز هستند و علاوه بر ارزش درمانی می‌توانند به عنوان شیوه‌های پیشگیرانه و بهداشتی نیز برای افراد در معرض خطر به کار گرفته شوند. در ادامه به توضیح بیشتر این برنامه‌های مداخله‌ای می‌پردازیم.
الف ) برنامه‌های روانی ـ تربیتی التقاطی
هدف زیربنایی این برنامه‌ها کاهش درون فکنی یک مدل آرمانی یا به شدت عضلانی به ترتیب در زنان و مردان است. به علاوه هدف این برنامه کاهش از اهمیت و ارزشی است که به لاغری یا عضلانی بودن داده می‌شود. در این برنامه‌ها عامل علّی خطر ساز اصلی در ایجاد نارضایتی از وضعیت بدن همین امر در نظر گرفته می‌شود و تلاش می‌شود با فراهم ساختن اطلاعات واقع بینانه‌تر، از شکل گیری نارضایتی از بدن و اختلال‌های خوردن جلوگیری شود و فرد رژیم غذایی بهنجار و مناسبتری داشته باشد. معمولاً این برنامه‌ها حوزه‌های زیر را درچارچوبی التقاطی مورد تأکید قرار داده و آموزش می‌دهند.
۱ـ آموزش درباره تغییرات بهنجار شکل بدن و فیزیولوژی به ویژه در دوره‌ی بلوغ
۲ـ تأثیر عوامل فرهنگی بر تصویر تن، رفتار خوردن و تغییرات آن در گذر زمان
۳ـ القائاتی برای ایجاد احساسی مثبت نسبت به تن
۴ـ آموزشهایی درباره‌ی تن انگاره های ناسالم و غیر واقع بینانه‌ای که در رسانه‌ها و تبلیغات ارائه می‌شوند
۵ـ تلاش برای تغییر و اصلاح نمایشهایی که از تصویرهای زنان در رسانه‌های جمعی ارائه می شود
۶ـ آموزش درباره‌ی خطرات رژیمهای غذایی برای کاهش وتنظیم سریع وزن در کوتاه مدت
۷ـ آموزش درباره‌ی ماهیت و علائم اختلالهای خوردن و چگونگی دستیابی به کمک در این باره به هنگام نیاز
۸ـ آموزش صحیح و سالم تنظیم وزن
۹ـ آموزش رابطه بین احساسات و خوردن.
مطالعات مربوط به این روش حاکی از ثمرات مثبت کوتاه مدت آن است و تقریباً نیمی از برنامه‌های اجرا شده از این نوع براساس گزارش شخصی شرکت کنندگان در آن سبب کاهش نارضایتی از بدن یا کاهش خوردن ناسالم شده است (استینر آدایر به نقل از پاکستون، ۲۰۰۲).
ب) مداخله‌های جامعه نگر رسانه‌ای
هدف این برنامه‌ها نیز این است که آگاهی زنان را بالا ببرند، به آنها نشان دهند که تصاویرجذاب زنانی که در رسانه‌ها ارائه می‌شود، تحریف شده است و نشان داده شود که چگونه برای اهداف تجارتی این مدل‌ها رژیم غذایی خطرناکی گرفته‌اند. در این برنامه‌ها تلاش بر این است که مهارت‌های رسانه‌ای زنان را افزایش دهند، به گونه‌ای که تصاویر تحریف شده‌ی زنانه‌ای را که به آنها ارائه می‌شوند به چالش بگیرند و ضرورتاً تحت تأثیر این تصاویر نگرش‌های مثبت و واقع بینانه ای را که نسبت بدن خودشان دارند در جهت منفی تغییر ندهند. باور بر این است که این برنامه‌ها، درون فکنی یک الگوی لاغر اندام آرمانی را کاهش می‌دهند و خودکارآمدی در رابطه با شکل و وزن بدن را بالا می‌برند. در واقع این برنامه‌ها، شیوه‌ای نقادانه برای مواجهه با رسانه‌ را به مشارکت کنندگان می‌آموزند و آنها را از حالت منفعل برای پذیرش نگرشهای القاء شده، خارج می‌کنند. نیومارک و همکاران (۲۰۰۰) نمونه ی جالبی از این نوع برنامه را به نام “من بودن مجانی است” برای دختران به کار برده‌اند. مطالعه درباره‌ی این برنامه و برنامه‌های مشابه نشان دهنده‌ی کارآمدی و اثر بخشی آن در کاهش نارضایتی از وضعیت بدن بوده است و سبب کاهش اثرات منفی تماشای تصاویر تبلیغاتی زنان شده است.
ج) مداخله های مبتنی بر ارتقای عزت نفس
در این مداخله‌ها فرض بر این است که با چاره کردن عوامل روان شناختی زیر ساز نارضایتی از بدن همچون ضعف عزت نفس و خلق پایین، می‌توان نارضایتی از تن انگاره را کاهش داد. در پژوهشی، اودآ و آبراهام (۲۰۰۰) به بررسی تأثیر ارتقای عزت نفس بر تن انگاره و اختلالهای خوردن دانش آموزان دوره ی راهنمایی پرداختند. بررسی آنها نشان داد که این روش نارضایتی از بدن را کاهش می‌دهد اما، اثرات آن در پیگیری طولانی مدت ماندگار نیست. با این وجود در پیگیری طولانی مدت، گروه مداخله‌ی ارتقای عزت نفس در مقایسه با گروه گواه، متوسط وزن بالاتری داشت.
د) مداخله‌های ناهماهنگی شناختی
این مداخله یکی از مداخله‌هایی است که به وسیله‌ی استیس و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) به ویژه برای دانشجویان مبتلا به نگرانی نسبت به وضعیت بدن، شاغل به تحصیل سال‌های اول دانشگاه طراحی و اجرا شده است. این مداخله که ارزش پیشگیرانه نیز دارد بر کاهش درونی فکنی بدن لاغر آرمانی – به گونه‌ای که معمولاً در فرهنگ‌های غربی و امروزه تقریباً تمامی فرهنگ‌ها به وسیله رسانه‌های جمعی تبلیغ می‌شود- تمرکز دارد. این نگرش به این دلیل انتخاب شده است که تصور می شود مهم‌ترین عامل خطر ساز برای ایجاد نارضایتی از بدن، نگرانی از تناسب اندام و اختلالهای خوردن در آینده باشد.
نظریه‌ی ناهماهنگی شناختی بیان می‌کند که داشتن نگرشها و باورهای ناهمخوان و ناهماهنگ سبب ناراحتی و آشفتگی روانی می‌شود و این ناراحتی و آشفتگی به نوبه ی خود افراد را به اصلاح نگرشها و باورهای نا همخوان با هم بر می‌انگیزد. به این ترتیب، استیس و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) استدلال می‌کنند که اگر کسانی که الگوی آرمانی لاغر اندام را به عنوان یک نگرش یا باور درون فکنی کرده‌اند برانگیخته شوند تا به طور اختیاری مواضعی مخالف این باور یا نگرش درون فکنی شده اختیار کنند، کاهشی در درون فکنی الگوی لاغری آرمانی شان ایجاد می‌شود که سبب کاهش نارضایتی از بدن، کاهش تمایل به رژیمهای غذایی پرخطر برای تنظیم وزن و کاهش احساسات منفی می‌شود که با الگوی آرمانی درون فکنی شده ی پیشین، همراه هستند.
در این مداخله مجموعه‌ای از تمرین‌های شفاهی، نوشتاری و رفتاری طراحی شده است که به مراجعان کمک می‌کنند تا مواضعی مخالف الگوی آرمانی لاغر اندام درون فکنی شده (دارای تناسب اندام و جذاب) اتخاذ کنند.
ه) رویکرد فمنیستی
این رویکرد که به رویکرد پیرن (۱۹۹۹، به نقل از پاکستون، ۲۰۰۵) هم معروف است، راهبردی پیشگیرانه و فمنیستی است که طی دوره‌ای ده ساله در مدرسه باله‌ی کانادا تدوین شده است. در این رویکرد عمدتاً از بحثهای گروهی منظم که به وسیله‌ی دکتر پیرن هدایت می شوند به منظور اجازه دادن به بیان احساس و نگرانیهای دختران و شناسایی مشکلات آنها استفاده می شود. این رویکرد جنبه ی تجربه ای داشته و مولفه‌های مختلفی از جمله روابط نزدیک و صمیمانه، همدلی، پذیرش و به چالش کشیدن نقشهای تحمیلی جوامع مردسالار (همچون: نقش همسری، مادری، کدبانویی و…) را در برمی گیرد.
و) مداخله ی شناختی ـ رفتاری

مداخله‌ی شناختی ـ رفتاری به منظور کاهش نارضایتی از بدن و تن انگاره ی منفی براساس رویکرد شناختی ـ رفتاری استوار است و تلاش دارد توجه انتخابی به بدن یا بخش های ناراحت کننده آن، هم چنین شناخت ها، نگرشها، باورها و عواطف منفی مربوط به بدن را آماج خود قرار دهد. علاوه بر اصلاح این فرایندها و فراوردهای شناختی، اجتناب از وارسی بدن نیز با فراهم ساختن آموزش مناسب و فنون رفتاری، مورد تأکید قرار می گیرد. در رویکرد شناختی رفتاری به تدبیر آشفتگی تن انگاره ، هدف تأثیر براحساس نارضایتی بیماران از بدنشان یا بخشهایی از بدنشان به وسیله ی استفاده از اصلاح شناختی، قانع سازی، آرام سازی و استفاده از فنون تجسمی است ( باترز و کش، ۱۹۸۸)، به علاوه در تدبیر شناختی ـ رفتاری از تغییر عنوان، منع پاسخ، مواجهه، تعبیر و تفسیر جایگزین و تجسم هدایت شده نیز استفاده می شود. گونه های مختلف این مداخله شناختی ـ رفتاری توسط محققان مختلفی تدوین و به کار گرفته شده است که از آن جمله می توان به کش (۱۹۹۵)، کش ولاوالی(۱۹۹۷)، روزن (۱۹۹۷/۱۹۹۶) و فارل، شافران، لی و فایربرن (۲۰۰۹)اشاره کرد.
مداخله های شناختی ـ رفتاری از این نوع معمولاً بین شش تا دوازده جلسه به طول می انجامد اما، شکلهای کوتاه شده این درمان نیز بنا به باور برخی از محققان مثل باترز و کش (۱۹۸۷) ، کش و گرانت (۱۹۹۵) و روزن (۱۹۹۷) به همان انداره در کاهش نگرانی و نارضاینی از بدن تأثیر گذار و کار آمد هستند. با این وجود، نتایج مربوط به کارآمدی درمانها و مداخله های شناختی ـ رفتاری نگرانی و نارضایتی از بدن و تناسب اندام ضد و نقیض و مورد اختلاف نظر هستند.
مداخله های دیگر
علاوه بر مداخله هایی که به آنها اشاره شده از “درمان ویبروآکوستیک”، ورزش و‌ آموزش آرامش نیز برای کاستن از نگرانی و نارضایتی از وضعیت بدن اسنفاده شده است. درمان ویبروآکوستیک در برگیرنده ی استفاده از صندلی‌ها و تخت‌هایی است که علاوه بر ماساژ و حرکت دادن فرد از طریق بلند گوهایی برایش صدا پخش می کنند براساس مطالعات در کاهش تنش و نگرانی افراد مؤثر است (روتل ، ۱۹۹۸).
پیرسون (۲۰۰۹) در مطالعه‌ای بر بررسی تأثیر کارگاه درمان پذیرشی و تعهد درمانی در تدبیر نارضایتی از بدن و نگر‌ش‌های معیوب مروط به خوردن پرداخت. مطالعه‌ی زنان مورد مطالعه نشان داد که گروه تحت درمان در همه ارزیابیهای مربوط به آسیب شناسی خوردن، اضطراب بدن، ناراحتی‌های مربوط به افکارخوردن و تن انگاره کاهش قابل ملاحظه‌ای نشان می‌دهند. محقق در این مطالعه نتیجه گرفت که پذیرش به عنوان متغیر‌ی میانجیگر در تغییرات مربوط به تصویر تن عمل می‌کند و نتایج بررسی مؤید تأثیر مداخله‌ای کوتاه مدت برای اختلال تن انگاره و نگرانی‌های مربوط به خوردن است.
پیشینه ی پژوهش درباره ی تن انگاره ونارضایتی از بدن در ایران
در ایران نیز به ویژه در دو دهه ی اخیر، پژوهشهای متعددی در زمینه تن انگاره و نارضایتی از بدن ، به ویژه بوسیله ی روانشناسان، پژوهشگران علوم اجتماعی و علاقمندان به مطالعات زنان انجام شده است،که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود.
آزاد ارمکی و چاوشیان (۱۳۸۱) در پژوهشی تحت عنوان” بدن به مثابه ی رسانه ی هویت” به بررسی رابطه مدیریت بدن و متغیرهای فرهنگی بر روی ۸۲۵ زن و مرد بالای ۱۸ سال ساکن تهران پرداختند . این مطالعه نشان دادکه متغیرهای جنسیت ، سن ، تحصیلات ، سرمایه فرهنگی ، دیانت و نگرش سنتی به خانواده با مدیریت بدن رابطه دارند اما، متغیرهای ساختاری مانند پایگاه اجتماعی و اقتصادی ، سرمایه اقتصادی و شغل رابطه ی معناداری با مدیریت بدن ندارند .
مطالعه ی عمیدی، غفرانی پور و حسینی (۱۳۸۵) درباره ی رابطه نارضایتی از تصویر ذهنی بدن و شاخص توده بدنی در دختران نوجوان، نشان داد که علیرغم، پایین بودن میزان چاقی و اضافه وزن در دختران مورد مطالعه ی آنها- در مقایسه با سایر نقاط کشور- میزان رضایت از تن انگاره، در آنها بسیار کم است و با افزایش شاخص توده بدنی ، میزان رضایت کمتر هم می شود . در این مطالعه، بیشتر دختران با آنکه قد و وزن طبیعی داشتند اما، از ظاهر خود ناراضی بودند .
نتایج پژوهش گل پرور (۱۳۸۶) با عنوان “رابطه اضافه وزن با اعتماد به نفس ، افسردگی ، سبک زندگی و خود پنداره بدنی در زنان خود معرف به مراکز کاهش وزن” نشان داد که، اضافه وزن با خود پنداره بدنی (اعم از وزن ذهنی و ارزشیابی قیافه ) در زنان خود معرف مراجعه کننده به مراکز کاهش وزن رابطه دارد .
محمدی و سجادی نژاد (۱۳۸۶) در مطالعه ای به ارزیابی شاخصهای روان سنجی پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی و آزمون مدل ارتباطی شاخص توده بدنی، نارضایتی از تصویر بدنی وعزت نفس در دختران نوجوان پرداختند. این مطالعه تنها پژوهش مدل ساختاری گزارش شده در ایران است، که ضمن تایید اعتبار و پایایی پرسشنامه ی نگرانی درباره ی تن انگاره، بر اساس مدل پیشنهادی رابطه ی عزت نفس با نگرانی از تن انگاره را تایید کرد.
مطالعه ای که توسط پهلوان زاده ، مقصودی ، قضاوی و حبیب پور (۱۳۸۷) با عنوان “رضایت از تن انگاره و شاخص توده بدن در نوجوانان” انجام شد ، نشان دادکه شاخص توده ی بدن ۳۹٫۵ درصد نوجوانان پسر و ۳۹ درصد نوجوانان دختر غیر طبیعی است و رابطه ی معنی داری بین رضایت از تن انگاره و شاخص توده ی بدن در دانش آموزان وجود دارد. همچنین، یافته ها نشان دادند که میانگین رضایت از تن انگاره در دختران کمتر از پسران است. .
بابایی(۱۳۸۸) در پژوهشی درباره ی تاثیر جنسیت بر تن انگاره ی دانشجویان دانشگاه همدان، دریافت که دانشجویان پسر تن انگاره ی بهتری نسبت به دختران دارند . همچنین وی گزارش کردکه گذراندن دوره های فعالیت جسمانی باعث بهبود تن انگاره در مردان می شود اما، این دوره ها تاثیر قابل ملاحظه ای بر رضایت از بدن زنان ندارد .
در مطالعه پرستش (۱۳۸۸) که با هدف بررسی رابطه بین مدیریت ظاهر و هویت فردی جوانان بر روی ۳۸۰ نفر از جوانان ۱۵ تا ۲۵ سال انجام شد، مشخص شدکه مدیریت ظاهر در بین جوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین، این بررسی نشان داد که بین مدیریت ظاهر جوانان و هویت فردی آنان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و هر چه که میزان حق انتخاب و گزینش افراد بیشترمی شود ، مسئله هویت و برداشت آنان از خویشتن خویش (هویت فردی ) ، اهمیت بیشتری می یابد .
پاشاشریفی (۱۳۸۹ ) ، در پژوهشی با عنوان “مقایسه تصویر بدنی ، شاخص توده ی بدن، سلامت عمومی و خود پنداره، در افرادی که جراحی زیبایی انجام داده اند، افراد متقاضی جراحی زیبایی و افراد عادی شهرستان بهبهان” نشان داد که بین افراد متقاضی جراحی زیبایی ، افرادی که جراحی زیبایی انجام داده اند و افراد عادی از نظر تن انگاره ، شاخص توده ی بدنی ، سلامت عمومی و خود پنداره، تفاوت وجود دارد .
دهقانی ، چهرزاد ، جعفری اصل، سلیمانی وکاظم نژاد (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان” میزان رضایت ازتن انگاره در دختران نوجوان دبیرستانهای شهر رشت” نشان دادند که دختران نوجوان دبیرستانهای شهر رشت به جز در حیطه گرایش به ظاهر، در سه حیطه ارزیابی وضعیت ظاهری ، رضایت از قسمتهای مختلف بدن و اشتغال خاطر با اضافه وزن، از تن انگاره خود رضایت دارند.
پژوهش ریاحی (۱۳۹۰) که با هدف تعیین تفاوتهای جنسیتی در رضایت از تن انگاره و تبیین اثرات برخی از عوامل اجتماعی – روانی بر روی ۳۶۰ نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران انجام شد، نشان داد که تفاوت جنسیتی معناداری در رضایت از تن انگاره دانشجویان وجود دارد، به گونه ای که زنان نارضایتی بیشتری در مقایسه با مردان از بدنشان گزارش کردند . نتایج همچنین نشان دادند که متغییرهای سرمایه گذاری روی بدن ، شرم از بدن ، وارسی بدن و عزت نفس می توانند به طور معناداری رضایت از تن انگاره را در بین کل پاسخگویان پیش بینی نمایند . همچنین ، تفاوت جنستی معناداری در تاثیر گذاری متغیر شرم از بدن مشاهده شد. بدین معنی که علاوه بر سرمایه گذاری بدن و عزت نفس ، متغیر شرم از بدن به عنوان بخشی از متغیر خود شیء انگاری،پیش بینی کننده ی میزان رضایت از بدن در بین زنان ( و نه مردان ) بود.پژوهشگر نتیجه می گیردکه اثر انتظارات اجتماعی راجع به بدن آرمانی، بر زنان و درون فکنی آن در زنان در مقایسه با مردان بیشتر است. همچنین، تفاوت جنسیتی معنی داری در میزان سرمایه گذاری بدن گزارش شد،که نشان می داد زنان جوان در مقایسه با مردان سرمایه گذاری بیشتری بر بدن خود انجام داده و با شدت بیشتری درگیر رفتارهای

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : عدالت سازمانی-فروش و دانلود پایان نامه کامل

دیدگاهتان را بنویسید