ح بزرگتر مي باشد. بنابراين فرضيه فرعي سوم مبني بر اينکه “مدل اسپرينگيت نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها در سه سال قبل از ورشکستگي نتايج بهتري را نشان مي دهد” در سطح اطمينان ۹۵/۰ مورد تاييد قرار مي گيرد. قادر قرني در تحقيقي قابليت نسبتهاي مالي در پيش بيني توقف فعاليت شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار
تهران را براساس مدل اهلسون در فاصله زماني ۷۵ تا ۸۱ مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه رسيد که بين نسبتهاي مالي مدل اهلسون و پيش بيني توقف فعاليت شرکتها رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه اصلي اول: “مدل اسپرينگيت در سه سال مورد بررسي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون نتايج بهتري را نشان مي دهد”.
با توجه به نتايج مندرج در جدول (۵۴-۴)، مدل اسپرينگيت در سه سال مورد بررسي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون داراي لگاريتم نسبت درستنمايي کوچکتر، درصد تطابق و درصد پيش بيني صحيح بزرگتر مي باشد. درنتيجه فرضيه اصلي اول مبني براينکه “مدل اسپرينگيت در سه سال مورد بررسي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون نتايج بهتري را نشان ميدهد” در سطح اطمينان ۹۵/۰ مورد تاييد قرار مي گيرد. حسين عسگري در تحقيقي مشابه به بررسي کارايي الگوهاي اسپرينگيت، زاوگين و فولمردر پيش بيني ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سه سال مورد بررسي پرداخت و در سطح اطمينان ۹۰/۰ به اين نتيجه رسيد که در سه سال مورد بررسي الگوي اسپرينگيت نسبت به الگوهاي زاوگين و فولمر ازکارايي بيشتري براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها برخوردار است.
فرضيه اصلي دوم: ” در سه سال مورد بررسي بين نتايج اين سه مدل در پيش بيني ورشکستگي شرکتها، تفاوت معناداري وجود دارد”.
با توجه به نتايج مندرج در جداول (۵۵-۴) و (۵۶-۴) در آزمون ميانگين ناپارامتري کروسکال واليس سطح معناداري (sig) برابر با ۰۲/۰ مي باشد که از مقدار خطا ۰۵/۰=? کوچکتر مي باشد، در نتيجه فرضيه اصلي دوم مبني بر اينکه “بين نتايج اين سه مدل در پيش بيني ورشکستگي شرکتها، تفاوت معناداري وجود دارد ” در سطح اطمينان ۹۵/۰ مورد تاييد قرار مي گيرد. مهدي فغاني در تحقيقي رابطه بين نسبتهاي مالي و پيش بيني ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طي سالهاي ۶۹ تا ۷۸ را مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه رسيد که بين نسبتهاي بکارگرفته شده در اين تحقيق و پيش بيني ورشکستگي شرکتها رابطه معني داري وجود دارد.
۳-۵ نتيجه گيري کلي تحقيق
در اين پژوهش به مقايسه توانايي مدلهاي اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون براي پيش بيني ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قلمرو زماني ۷۹ تا ۸۷ پرداخته شد. براي اين
منظور دو فرضيه اصلي مطرح و براي آزمون هر يک از فرضيات دو فرض آماريH0 وH1 را تعريف کرديم، براي آزمون فرضيه اصلي اول پژوهش سه فرضيه فرعي مطرح گرديد که با استفاده از روش رگرسيون لوجستيک متد ENTER که در فصل سوم تشريح گرديد تحليل مدلها صورت گرفت. در نتيجه فرض H0 در هر سه فرضيه از گروه فرضيات فرعي رد و فرض H1 در هر سه فرضيه از گروه فرضيات فرعي تاييد گرديد. بنابراين با توجه به نتايج حاصل از سه فرضيه فرعي مي توان گفت که مدل اسپرينگيت در يکسال، دو سال و سه سال قبل از ورشکستگي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون از کارايي بيشتري براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها برخوردار است. در نهايت با توجه به اينکه هر سه فرضيه فرعي پژوهش مورد تاييد واقع گرفتند مي توان نتيجه گرفت که فرض H0 فرضيه اصلي اول رد و فرض H1 مبني براينکه مدل اسپرينگيت در سه سال مورد بررسي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون نتايج بهتري را نشان مي دهد در سطح اطمينان ۹۵/۰ و با توجه به تعداد نمونه هايي که طبق تعريف عملياتي پژوهش مورد آزمون قرار گرفته حفظ مي شود.
در بررسي فرضيه اصلي دوم با توجه به نتايج حاصل از آزمون مقايسه ميانگين ناپارامتري کروسکال واليس مشخص شد که فرض H0 رد و فرضH1 مبني براينکه در سه سال مورد بررسي بين نتايج حاصل از سه مدل اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون در پيش بيني ورشکستگي يک شرکت تفاوت معناداري وجود دارد حفظ گرديد.
۴-۵ پيشنهادهايي مبتني بر يافته هاي تحقيق
طبق فرضيه اصلي اول که محقق ادعا کرده است “مدل اسپرينگيت در سه سال مورد بررسي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون نتايج بهتري را نشان مي دهد” و اين ادعا در سطح اطمينان ۹۵/۰ مورد تاييد قرار گرفت و براساس فرضيات فرعي نيز اثبات شد که مدل اسپرينگيت در يکسال، دوسال و سه سال قبل از ورشکستگي براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون نتايج بهتري را نشان ميدهد، به سرمايه گذاران که همواره در پي شناخت وضعيت مناسب سرمايه گذاري مي باشند ومديران که علاقمند به ارزيابي نقاط ضعف و تهديدهاي آتي و اتخاذ تصميمات لازم در مواجه با اين تهديدها مي باشند پيشنهاد مي گردد که از مدل اسپرينگيت بعنوان ابزاري جهت پيش بيني ورشکستگي يا تداوم فعاليت شرکتها استفاده نمايند و براين اساس به اتخاذ تصميمات منطقي بپردازند.
طبق فرضيه اصلي دوم که محقق ادعا کرده است “در سه سال مورد بررسي بين نتايج سه مدل اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون در پيش بيني ورشکستگي شرکتها تفاوت معناداري وجود دارد” و اين ادعا در سطح اطمينان ۹۵/۰ مورد تاييد قرار گرفته، به بانکها و موسسات اعتباري که يکي از مشکلات آنها در رابطه با پرداخت وام با مبالغ بالا به اشخاص حقيقي و حقوقي بررسي وضعيت مالي وام گيرنده و حصول اطمينان از بازگشت سرمايه خود مي باشد پيشنهاد مي گردد که از مدل اسپرينگيت بعنوان ابزاري براي تجزيه و تحليل وضعيت مالي آتي وپيش بيني ورشکستگي يا عدم ورشکستگي وام گيرنده در طي سالهاي آتي استفاده نمايند.
۵-۵ پيشنهادهايي جهت تحقيقات آتي
۱- محققين مي توانند هر يك از مدلها را در صنايع مختلف و با استفاده از آزمونهاي آماري ديگر به جزء رگرسيون لوجستيك مورد آزمون قرار دهند.
۲- تحقيق پيرامون كاربرد اين مدلها براي شركتهاي خارج از بورس اوراق بهادار تهران ضروري به نظر مي رسد.
۳- ايجاد مدلهاي پيش بيني ورشكستگي متناسب با شرايط اقتصادي كشورمان با استفاده از شاخص هاي مالي نيز مي تواند براي محققين آينده مناسب باشد.
۴- ايجاد مدلهاي پيش بيني ورشكستگي متناسب با شرايط اقتصادي كشورمان با استفاده از شاخص هاي غير مالي به همراه شاخص هاي مالي مي تواند كارايي مدل را افزايش دهد.
۵- استفاده از مدلهاي شبكه عصبي و الگوريتم ژنتيك در پيش بيني ورشكستگي شركتهاي ايراني مي تواند براي محققين آينده مورد توجه قرار گيرد.
۶- ايجاد مدلهاي پيش بيني ورشكستگي متناسب باشرايط اقتصادي كشورمان با استفاده از روشهاي لوجستيك و تحليل مميزي و مقايسه آنها با هم مي تواند مفيد واقع شود.
۷- محققين آينده مي توانند به بررسي رابطه بين توانايي نسبي تداوم فعاليت و ريسك شركت (هرچه توانايي نسبي تداوم فعاليت شركتي بالاتر ارزيابي شود ريسك شركت مذكور پايين تر خواهد بود و بالعكس) بپردازد.
۸- با توجه به تاثير زياد ريسك سيستماتيك در ايران پيش بيني بحران مالي از طريق عوامل ريسك سيستماتيك (ريسك هاي غير قابل پيش بيني ) و تاثير اين عوامل بر تداوم فعاليت شركتها توصيه مي شود.
۹- استفاده از روش تجزيه و تحليل نسبت ها و همچنين تجزيه و تحليل ريسك بازار در پيش بيني بحران مالي شركتها و بررسي اينكه كداميك از اين دو از توانايي بيشتري در پيش بيني بحران مالي برخوردار است، به محققين آينده توصيه مي گردد.
۶-۵ محدوديت هاي تحقيق
از مهمترين مشكلاتي كه دراكثر تحقيقات داخلي وجود دارد دسترسي سريع و آسان به اطلاعات دقيق با قابليت ارائه در فرمتهاي مختلف و به صورت طبقه بندي شده مي باشد. انجام اين تحقيق در مراحل مختلف با محدوديت هايي همراه بود كه برخي از آنها بشرح ذيل مي باشند:
۱- نبود سيستم جامع در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان يك سازمان نظارت رسمي در كشور.
۲- عدم تطابق اطلاعات موجود در گزارشات بورس با سيستم هاي اطلاع رساني و صورتهاي مالي شركتها به منظور جلب سرمايه هاي سرمايه گذاران و دلايل مالياتي.
۳- درايران با توجه به تحقيقاتي كه درسازمان بورس اوراق بهادار، سازمان ثبت شركتها و اداره كل تصفيه و امورورشكستگي انجام شده ملاحظه گرديده كه تا زمان انجام اين تحقيق از شركتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران،هيچ شركتي به حكم دادگاه اعلام ورشکستگي نکرده است وفقط توقف فعاليت شرکتها اعلام مي شود وهمين خود مانعي در شناسايي شرکتهاي ورشکسته جهت تحقيقات مي باشد.
با توجه به موارد ذکر شده و محدوديت هاي موجود در ايران، نياز به تعريف عملياتي از ورشکستگي كه مصداقي مناسب از ورشكستگي باشد، در اين پايان نامه ضروري به نظر مي رسيد.

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایمواد مخدر، ارتکاب جرم، ارتشاء

دیدگاهتان را بنویسید