دانلود پایان نامه

رفتار تظاهری از صفات در نظر گرفته شود با یکدیگر مطابقت می کنند. به بیان ساده تر این نظریه پیش بینی می کند که مردم سعی دارند از یک عمل استنباط کنند که آیا آن عمل با یک ویژگی و خصیصه پایدار شخص عمل کننده منطبق است یا نه؟ برای پاسخ به چنین سوالاتی مردم بر مبنای سه عامل استنباط می کنند: الف) درجه حق انتخاب شخص: رفتارهایی که آزادانه انتخاب شده باشند برای ارائه اسنادهای شخصی مناسب ترند تا رفتارهایی که تحمیلی باشند. ب) میزان مورد انتظار بودن رفتار فرد: رفتارهایی که از هنجار دور باشند اطلاعات بیشتری را از شخص به ما ارائه می دهند تا رفتارهای عادی و مطابق باهنجار که یا بخشی از یک نقش اجتماعی هستند و یا تحت شرایط خاصی انتظار می رود که انجام شوند. ج) اثرات یا پیامد های رفتار شخص: اعمالی که بازده های مطلوب متعددی دارند انگیزه های باطنی یک شخص را به روشنی اعمالی که فقط یک بازده مطلوب ایجاد می کنند و یا بازده مطلوبی ندارند آشکار نمی سازد.
نظریه تغییر همگام هارولد کلی: مطابق با نظر کلی، مردم اسنادهای خود را بر مبنای اصل تغییر همگام انجام می دهند. برای اینکه چیزی علت یک رفتار باشد در هنگام وقوع رفتار باید همیشه حضور داشته باشد و بالعکس. در ارتباط با این نظریه همراهی سه نوع از اطلاعات دارای اهمیت است: همرایی: آیا دیگران نیز در همان موقعیت همان رفتار را دارند. تمایز: آیا تنها در ارتباط با این محرک این رفتار را دارند یا در خصوص محرک های دیگر نیز وضع به همین گونه است؟ ثبات یا همسازی: آیا در زمان های دیگر نیز در برابر این محرک همین رفتار در شخص دیده شده است؟
نظریه ترکیبی اسناد شیور: شیور (۱۹۷۵) نظریه های قبلی اسناد را با یکدیگر ترکیب کرد و سه فرض درباره طبیعت انسان مطرح ساخت. نخست: رفتارها به طور تصادفی رخ نمی دهند بلکه سازمان یافته و نظامدار و قابل پیش بینی هستند. دوم: مردم تمایل به درک، تبیین و پیش بینی رفتار دیگران دارند و سوم: رفتارهای قابل مشاهده افراد، درباره علل زیربنایی خود به ویژه در مورد خصیصه ها و صفات شخصی، اطلاعات معتبری دست می دهند. شیور مدلی برای اسناد پیشنهاد کرد که دارای ۳ مرحله متمایز است: گام اول: تعیین این که آن رفتار واقعا انجام گرفته است یا نه؟ گام دوم: تعیین این که آیا رفتار از روی قصد انجام شده و یا غیرعمدی بوده است و گام سوم تعیین این که آیا شخص به انجام رفتار وادار شده و تحت تاثیر دیگری بوده است یا نه.
نظریه سه بعدی واینر: برنارد واینر (۱۹۸۶) طبقه بندی سه بعدی را در نظر گرفت که اسناد های مربوط به موفقیت و شکست را توصیف می کند. مطابق با نظر واینر مردم می توانند بازده های رفتاری را نه فقط به عوامل درونی و بیرونی بلکه به عوامل پایدار – ناپایدار و قابل کنترل و غیرقابل کنترل نسبت دهند. مکان درونی و یا بیرونی یک اسناد، حرمت خود را تحت تاثیر قرار می دهد. ثبات و پایداری اسناد، انتظارات آینده را تعیین می کند و قابلیت کنترل یک اسناد، منجر به برانگیختن عواطف اجتماعی که به سمت مردم متوجه است می شود. وقتی مردم بازده های منفی را به عواملی که در کنترل شخص هستند نسبت می دهند عصبانی می شوند و درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند و زمانی که آن ها همین بازده را به عوامل غیر قابل کنترل نسبت می دهند با ترحم با قضیه برخورد می کنند.
درماندگی آموخته شده
در حدود بیست سال پیش مارتین سلیگمن و همکاران او در ضمن آزمایش های مربوط به شرطی شدن حیوانات اظهار داشتند زمانی که موجود زنده در برابر رویدادهای غیر قابل کنترل قرار می گیرد و شکست می خورد این کنترل ناپذیری را به موقعیت های دیگر زندگی نیز تعمیم می دهد و حتی هنگام مواجهه با موقعیت های قابل کنترل نیز به صورت منفعل و ناتوان عمل می کند. بررسی درماندگی آموخته شده در انسان ها نیز نشان داد که آدمی نیز در شرایط غیرقابل کنترل که از سمت محیط بر او اعمال می شود کمتر به پاسخ گریز دست می زند. اگرچه افرادی که دارای تجربه درماندگی نباشند حداکثر توان و نیروی خود را به کار میگیرند تا از این شرایط رهایی یابند. سلیگمن این طور استدلال کرد که موجود درمانده رویدادها را خارج از کنترل خویش می بیند و این باور در او ایجاد می شود که رویدادها از حوزه پاسخدهی او بیرون است (سبک اسناد منفی و بدبینانه). چنین باوری می تواند منجر به ایجاد واکنش های هیجانی، انگیزشی و شناختی به یکی از این اشکال شود:
نقص انگیزش: رویدادهای غیرقابل کنترل، انگیزه موجود زنده را برای بروز پاسخ هایی که ممکن است شرایط پیرامون خود را تحت کنترل درآورد، تضعیف کرده و در وی حالت انفعالی ایجاد می کند.
نقص شناختی: با توجه به سوابق کنترل ناپذیری، موجود زنده قادر به تشخیص قابل کنترل بودن موقعیت های دیگر نیست و در نتیجه هر گونه تلاشی را بی نتیجه می داند.
تغییر در خلق و خو: تکرار تجربه های غیرقابل کنترل منجر به ایجاد حالتی می شود که نهایتا برای فرد افسردگی را در پی دارد (نریمانی، رفیق ایرانی و ابوالقاسمی، ۱۳۸۰).
تلفیق نظریه های اسنادی با درماندگی آموخته شده

 

مطلب مشابه :  عدالت اجتماعی-دانلود متن کامل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پس از به کارگیری الگوی اولیه درماندگی آموخته شده و پی بردن به اهمیت تفاوت های فردی در این فرایند مشخص شد که علاوه بر تجربه عوامل کنترل ناپذیر، عوامل دیگری نیز در تعیین اثرات بعدی رفتار موثرند. یکی از مهمترین عوامل، چگونگی تفسیر فرد از رویدادها و روشی است که فرد توسط آن، رویدادها را تبیین می کند. در واقع، نحوه اسناد رویدادها ممکن است مهمتر از آنچه واقعا رخ می دهد باشد. سلیگمن در سال ۱۹۷۰ نظریه درماندگی آموخته شده را با نظریه اسنادی از نو تلفیق کرد. به استناد این الگو زمانی که فرد با مسائل غیرقابل حل مواجه می شود و درمییابد که پاسخدهی او بی نتیجه است پرسش مهمی که در ذهن او نقش می بندد این است که علت ناتوانی کنونی من چیست؟ آیا همواره شرایط این گونه است ؟ و آیا این ناتوانی در موقعیت های دیگر نیز تکرار می شود؟ پاسخ به سوالات فوق در قالب اسناد های علی مطرح می شود که این اسنادها تحت تاثیر سه بعد (درونی- بیرونی، پایدار- ناپایدار، فراگیر- اختصاصی) و دو سطح (خوشبینانه، بدبینانه) قرار می گیرند. با قرار گرفتن فرد در موقعیت کنترل ناپذیر و باور به بینتیجه بودن پاسخ، واکنش ها می تواند فرد را به دو نتیجه متفاوت برساند. نتیجه اول این است که مساله حل شدنی است ولی او ناتوان است یا این که باور می کند مساله لاینحل است و او ناتوان نیست. به تبیین نوع اول که برای توجیه این شکست ارائه می شود اسناد درونی (انتساب علت ناتوانی به خود) و به تبیین نوع دوم، اسناد بیرونی (انتساب علت شکست به عاملی خارج از خود) می گویند. با انتساب شکست به عوامل درونی حالت انفعالی در فرد ایجاد شده و حرمت خود فرد نیز کاهش می یابد. پس از انتساب علت شکست به موقعیت درونی یا بیرونی، فرد پایداری آن عامل را بررسی می کند. در این حالت فرد از خود می پرسد آیا عاملی که منجر به شکست وی شده دائمی است و یا بی ثبات و ناپایدار، و در نهایت با تجربه شکست کنترل ناپذیر، فرد از خود می پرسد آیا آنچه منجر به شکست وی در موقعیت فعلی شده، تنها در شرایط خاص منجر به این شکست شده است و یا این که گستره وسیعی از موقعیت ها را تحت تاثیر خود قرار داده و او در موقعیت های آتی نیز با شکست روبه رو می شود؟
خوش‏بینی، نظریه ها، همبسته ها و عوامل سبب ساز
دو دیدگاه عمده در مورد خوش‌بینی وجود دارد (سلیگمن،۲۰۰۵): ۱٫ خوش‌بینی سرشتی که توسط کارورو شییرمطرح شده و بر این باور است که خوش بینی ارثی است و از والدین به ارث می رسد.
۲٫ خوش‌بینی آموخته‌شده که سلیگمن آن را مطرح کرد و یکی از جدیدترین دیدگاه‌ها در روان‌شناسی شناختی به شمار می رود. طبق این دیدگاه انتساب علت رویدادها به عوامل ناپایدار، بیرونی و فراگیر منجر به سبک اسناد خوش بینانه می شود. مکس مور با طرح مفهوم «خوش‏بینی پویا» بیان می کند که اگر کسی صرفا معتقد باشد که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت و هیچ اقدام مؤثری انجام ندهد، خود را در یک «خوش‏بینی احمقانه» قرار داده است. به اعتقاد او برای اینکه خوش‏بینی قدرت غلبه بر محدودیت‏های زندگی را در اختیار افراد قرار دهد، باید بهطور درست واقعیت‏ها را شناخت نه این که از آن ها غافل شد. وی خوش‏بینی پویا را این‏گونه تعریف می‏کند: خوش بینی پویا، نگرشی اختیاری، فعال و سازنده است که با تمرکز بر امکانات و فرصت‏ها، شرایط موفقیت را برای فرد فراهم می‏سازد. از نظر وی خوش‏بینی ‏پویا، دوازده ویژگی کلیدی‏ دارد که در دو مؤلفه‏ کلی قرار می‏گیرند:
الف. تفسیر رویدادها به صورت مثبت، ب. تاثیر گذاری بر پیامد ها به صورت مثبت
برخی از ویژگی‏های افراد خوش‏بین به گونه‏ای است که فرد در چهارچوب آن ها تجربیات و رویدادها را به صورت مثبت تفسیر می‏کند. این ویژگی ها به پنج گروه تقسیم می شوند:
۱٫ توجه انتخابی : تأکید و تمرکز فرد بر جنبه‏های باز، سازنده و ثمربخش زندگی.
۲٫ اجتناب از شکایت : اجتناب از نق زدن و شکایت‏های بی‏فایده درباره مشکلات خود، درنظرگرفتن دنیا به صورتی که هست، نه ‏شکایت ‏از این که‏ جهان‏ منصفانه نیست.
۳٫ به چالش کشیدن محدودیت‏ها : یک رویکرد سازنده که باورهای محدودکننده موجود در خود فرد، افراد مرتبط با فرد و جامعه فرد، توسط آن به چالش کشیده شود؛ یک برخورد باز و خلاق نسبت به امکانات.
۴٫ احساس سرشار بودن : فرد احساس کند که توسط اوضاع و شرایط یا افراد دیگر کنترل نمی‏شود و آزاد است که هر کاری بخواهد انجام می‏دهد؛ دریابد که جهان سرشار از فرصت‏هاست.
۵٫ شوخ طبعی : دیدن نقاط ضعف خود با یک احساس شوخ‏طبعی، بروز شوخ طبعی صمیمانه و سلامت‏بخش در جهت نشان دادن دیدگاه‏های تازه و مقابله با اندیشه‏های جزم‏گرایانه.
ب. تأثیرگذاری بر پیامدها به صورت مثبت
ازآن‏جایی که خوش‏بینی پویا بدون اقدام مؤثر، خوش‏بینی واقعی نخواهد بود، مؤلفه دوم ویژگی‏هایی را دربرمی‏گیرد که فرد در چهارچوب آن ها پیامدها را به صورت مثبت تحت تأثیر قرار می‏دهد و دارای هفت ویژگی است:
۱٫ عقلانیت : عقلانی و منطقی بودن، نه هدایت شدن توسط ترس‏ها و تمایلات، ارزیابی موقعیت‏ها به صورت عینی، اقدام و عمل پس از شناخت واقعیت‏ها، آن‏گونه که هستند به دور از گرایش‏های خود.
۲٫ خود بهبودبخشی : افراد خوش‏بین خود را به صورت یک فرایند می‏بینند و در جست‏وجوی بهبودبخشی مداوم هستند. خودبهبودی آنان توسط ترس‏ها هدایت نمی‏شود، بلکه یک خودانگاره رغبت ‏برانگیز آن را سوق می‏دهد.
۳٫ تجربه‏گرایی : غالبا رویکردهای تازه را می‏آزمایند، کارایی خود را از دست ‏نمی‏دهند، فعالانه در جست‏وجوی راه‏ های مؤثر برای رسیدن به هدف هستند.
۴٫ اعتماد به نفس : معتقدند که می توانند به چیزهای بهتر دست یابند، اعتقادی بنیادی در مورد شایستگی خود در زندگی دارند.
۵٫ خودارزشمندی : باور به اینکه فرد ارزش موفقیت و شادکامی را دارد. بدون این ویژگی، فرد انگیزه لازم را برای تلاش در جهت بهبود بخشیدن به زندگی خود نخواهد داشت.
۶٫ احساس مسئولیت : پذیرفتن مسئولیت و ایجاد شرایط موفقیت، آگاه بودن از اینکه چگونه فرد خود امکان موفقیت را فراهم می‏سازد. این امر به طور جدی، مستلزم یکپارچگی و زندگی بر اساس ارزش‏های خود می باشد.
۷٫ انتخاب محیط : جذب شدن به افراد و شرایط مثبت، در جست‏وجوی افرادی که حمایت‏کننده و رغبت‏برانگیزاند، نه افراد دلسرد، آشفته و بی‏حال.
مؤلفه‏های خوش‏بینی از دیدگاه سلیگمن

۱٫ تداوم: «گاهی» در برابر «همیشه». افراد خوش‏بین علل رویدادهای ناگوار را موقتی و علل رویدادهای خوشایند را دایمی می‏دانند. برای مثال، فرد خوش‏بین در هنگام مواجهه با موقعیت شکست اظهار می‏دارد: «این بار موفق نشدم، در این مورد موفق نشدم.»
۲٫ فراگیر بودن: «خاص» در برابر «کلی». افراد خوش‏بین علل رویدادهای ناخوشایند را اختصاصی و مربوط به یک موقعیت خاص می‏دانند، اما علل رویدادهای خوشایند را فراگیر، پایدار و مربوط به تمام یا بیشتر جنبه‏های زندگی می‏دانند.
۳٫ شخصی‏سازی: «درونی» در برابر «بیرونی». شخصی‏سازی به این بعد از علل رویدادها اشاره دارد که تقصیر چه کسی بوده و چه کسی در شکست یا موفقیت فرد نقش داشته است. افراد خوش‏بین موفقیت‏ها و خوشایندها را ناشی از خودشان می‏دانند، اما شکست‏ها و رویدادهای ناخوشایند را به دیگران نسبت می‏دهند. در نتیجه، دارای حرمت خود بالاتری هستند و نسبت به خودشان نگرش مثبت دارند. البته این بدان معنا نیست که افراد خوش‏بین مسئولیت رفتار خود را در مورد شکست‏ها و خطاها اصلاً به عهده نگیرند.
به طور کلی نتایج پژوهش ها نشان می دهد که خوش بینی با به تاخیر انداختن رضایتمندی ناشی از منافع گذرا و کوتاه مدت، با امید دستیابی به هدفهای بلند مدت رابطه دارد و احتمالا افراد خوش بین ایمان دارند که هدفهای بلند مدت قابل دسترسی هستند. امید به عنوان سازه ای در نظر گرفته می شود که بسیار نزدیک به مفهوم خوش بینی است.
مفهوم امید شامل مولفه های زیر است (سلیگمن، ۲۰۰۵):
– هدف ارزشمندی که فرد به سمت آن برانگیخته می شود،
– ادراک توانایی طراحی گذرگاههایی به سوی هدفهای مطلوب به رغم موانع موجود (تفکر گذرگاه)،
– انگیزش برای استفاده از این گذرگاهها و اعتقاد به توانایی خود برای پیگیری اهداف (تفکر عامل)،
هر سه این عوامل در مسیر حرکت به سمت هدفها از تجارب گذشته فرد تاثیر می پذیرند و تحت تاثیر تجارب گذشته فرد به موقعیت فعلی آورده می شود.
برخی از نظریه‏پردازان از جمله تایگرخوش‏بینی را یک عاطفه و احساس دانسته‏اند. سلیگمن خوش‏بینی را یک حالت شناختی می‏داند که وابسته به نحوه تفکر افراد درباره علت‏ ها (سبک اسناد) است. مکس مور نیز خوش‏بینی را یک حالت شناختی به شمار آورده و آن را نوعی فکر سازنده و مؤثر می‏داند. اما شیر و کارور خوش‏بینی را نوع سبک شخصیتی می‏دانند و عنوان «خوش‏بینی سرشتی» را مطرح می سازند و خوش‏بینی را تلفیقی از شناخت و عاطفه می‏دانند. در آغاز به نظر میرسد که خوشبینی تا حدودی جنبه ارثی داشته باشد. مطالعات نشان دادهاند که همبستگی نمرات آزمون خوشبینی دوقلوهای یک تخمکی از همبستگی نمرات دوقلوهای دوتخمکی بیشتر است (همبستگی ۴۸/۰ در مقابل صفر). افزون بر این محیط نیز در رشد این خصیصه نقش دارد. با توجه به اهمیت تبیین انسان از رویدادها، آنچه بهداشت روانی افراد را تامین می کند ایجاد محیطی مملو از تقویت و تایید نیست، بلکه محیطی است که در آن انسان به طور کامل عمل می کند و هم خود را قبول دارد و هم مورد قبول دیگران قرار می گیرد. با توجه به تحقیقات سلیگمن، ارزیابیهای مثبت والدین از کودک بیش از هر چیز دیگری می تواند زمینه را برای اسناد خوشبینانه کودک فراهم آورد. ارزیابی های منفی والدین از کودک منجر می شود که کودک از وجود خود احساس خشنودی نکند. اگر کودک احساس کند که ارزیابی های دیگران از او منفی است نسبت به خود احساس منفی پیدا می کند و احساس عدم امنیت خواهد داشت. بدون تردید مجموعه فضای خانواده بر ادراک کودک و ارزیابی های او از تواناییهای وی تاثیر می گذارد. جو توأم با احترام و آزادی و کمک کننده مدرسه نیز می تواند در رشد صحیح و قضاوت صحیح کودک از خود متاثر باشد. ایجاد جو رقابتآمیز و تهدید کننده در مدرسه و تاکید بیش از حد بر نمره در عوض تاکید بر اهمیت رشد همه جانبه کودک می تواند منجر به برداشتی غیرمنطقی از توانمندی ها و رشد اسنادهای منفی از خویشتن شود. تحقیقات بندورا نیز بر مشاهده الگوهای موفق و ارتباط آن با اسنادهای مثبت فرد صحه می گذارد. به عقیده سلیگمن نگرش های فرد نسبت به تسلط یا درماندگی ریشه در روند رشد کودک دارد. زمانی که محیط کودک سرشار از همانندی بین اعمال و پیامدها است احساس تسلط به وجود خواهد آمد و از سوی دیگر اگر کودکی تجربه کند که پاسخ های داوطلبانه او مستقل از پیامدها می باشد درماندگی در وی ریشه خواهد گرفت و مستعد افسردگی و پیامد های هیجانی منفی منتج از آن خواهد شد. رشد خوشبینی

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه یادگیری سازمانی

دیدگاهتان را بنویسید