دانلود پایان نامه

خود نسبت به عواقب رفتارشان داشته باشند. برای مثال امکان دارد که آنها به خودشان بگویند که این رفتارها نمی‌تواند به آنها صدمه بزند زیرا نگرش آنها خیلی مثبت است. ازسوی دیگر داشتن بدبینی غیرواقعبینانه نیز موجب می شود در صورت روبروشدن با موارد منفی و اتفاقات ناگوار، فرد به این باور برسد که هرگز قادر نخواهد بود بر این وضعیت چیره شود و دچار درماندگی، انفعال و افسردگی گردد (سلیگمن، ۲۰۰۵).

نتایج تحقیقات گوناگون نشان داده است که سبک اسناد بر عملکرد افراد تأثیر بسزایی دارد. در پژوهشی که بر ۶۳ زن و مرد ورزشکار (عضو تیم شنای دانشگاه کالیفرنیا) انجام گرفت، افراد دارای سبک اسناد خوشبینانه هنگامی که در اولین مسابقه خود شکست میخوردند، نگرش مثبت خود را نسبت به آینده حفظ کرده، بیشتر تلاش میکردند و بنابراین در مسابقه بعدی نتایج بهتری کسب کردند. اما هنگامی که افراد دارای سبک اسناد بدبینانه در مسابقه اول شکست میخوردند، ناامید شده، دست از تلاش میکشیدند و بنابراین در مسابقه بعدی نیز نتیجه مطلوبی کسب نمیکردند (آبلا، ۲۰۱۰). در پژوهش دیگری مشاهده شد بسکتبالیستهایی که دارای سبک اسناد بدبینانه بودند، اگر در مسابقه اول شکست میخوردند، در مسابقه بعدی انتظار موفقیت را نداشتند، دچار اضطراب زیادی شده و عملکردشان تضعیف میشد. در مقابل بازیکنان خوشبین در مسابقه بعدی اضطراب کمتری داشته، اعتماد به نفس آنها کاهش نمییافت و عملکرد مطلوب خود را حفظ میکردند (رودولف، ۲۰۰۹). نتایج پژوهشی که بر روی دانشجویان کالج سلطنتی روانپزشکان در انگلستان در سال ۲۰۱۱ انجام شد نشان داد زمانی که به دانشجویان بدبین گفته شد در یک امتحان میان ترم نمره پایین گرفتهاند، آنها دچار افسردگی شدند و عملکردشان در آزمون بعدی نیز مطلوب نبود. اما دانشجویان خوشبین که نمره بد خود را به عوامل بیرونی، موقت و ناپایدار نسبت میدادند، دچار افسردگی نشدند و در امتحان بعدی عملکرد مطلوبی داشتند. نتایج پژوهش سلیگمن (۲۰۰۵) درباره بازاریابان بیمه عمر نشان داد افراد دارای سبک اسناد خوشبینانه بسیار کمتر از افراد دارای سبک اسناد بدبینانه، کار خود را رها میکردند. همچنین آنها در سال اول فعالیت خود ۲۱% و در سال دوم ۵۷% نسبت به همکاران بدبین خود بیشتر توانستند کالا بفروشند.
خوشبینی و بدبینی می‌توانند بر عملکرد شناختی افراد نیز تأثیر بگذارد. در بررسی پاسخ‌های تعدادی از دانشجویان کالج، سلیگمن بیان کرد دانشجویانی که در بدبینی نمره بالایی گرفتند به احتمال بیشتری به محرک‌های منفی توجه کرده‌اند در حالی که دانشجویان دارای نمره بالا در خوشبینی، به هر دو محرک مثبت ومنفی توجه کردند. نتایج یک پژوهش طولی ۳۵ساله، که آزمودنیهای آن را ۹۹ نفر از فارغالتحصیلان دانشگاه هاروارد تشکیل میدادند نشان داده شد افرادی که سبک اسناد بدبینانه داشتند در سن ۴۵ تا ۶۰ سالگی از مشکلات جسمانی بیشتری رنج میبردند. یعنی سبک اسناد بدبینانه در کودکی و نوجوانی یک عامل خطرزا برای ابتلا به بیماریهای جسمانی در سنین میانسالی و پیری به شمار میرود (رودولف، ۲۰۰۹). سلیگمن و همکارانش به بررسی رابطه سبک تبیین خوشبینانه و عملکرد دستگاه ایمنی پرداختند. نتایج نشان داد که سبک اسناد بدبینانه با عملکرد ضعیف دستگاه ایمنی در بزرگسالان ارتباط دارد. میان سبک اسناد بدبینانه و تعداد کم لنفوسیتهای ۴ و ۸ رابطه معناداری وجود داشت. در مقابل میزان لنفوسیتهای نوع ۴و۸ افراد خوشبین در حد بهنجار یا بالاتر بود (سلیگمن، ۲۰۰۵).
نتایج پژوهش دیگری بر روی بیمارانی قلبی، که تحت درمان به وسیله یک برنامه توانبخشی قلبی بودند نشان داد بیمارانی که دارای سبک اسناد بدبینانه بودند، در پایان دوره درمان میزان بهبود خود را کمتر از بیماران خوشبین گزارش کردند (رز، ۲۰۱۰)
سبک اسناد در کودکان نارساخوان
ویژگیهای عاطفی و حالات هیجانی منتج از سبک های اسنادی عناصر مهمّی هستند که بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی تأثیر می گذارند؛ چرا که آن ها تعیین کننده میزان تلاشی هستند که یک یادگیرنده در یادگیری مهارت های خاص به کار می گیرد (بلوم، ۱۹۸۲). نتایج پژوهش ها نشان داده اند که میان موفقیّت تحصیلی و عوامل هیجانی ناشی از سبک های اسنادی ارتباط بسیار گسترده ای وجود دارد و دانش آموزانِ نارساخوان در مقایسه با همسالان عادی خود، موفقیت ها و شکست ها را به میزان بالاتری به عوامل بیرونی و با احتمال کمتری به توانایی و عوامل درونی، قابل کنترل و پایدار نسبت می دهند و موفقیت های خود را نیز بیشتر به شانس یا عوامل بیرونی، غیرقابل کنترل و ناپایدار نسبت می دهند (فریلیچ، ۲۰۱۰؛ تارنوسکی و نَی، ۱۹۸۹). این دانش آموزان میان موفقیت ها و اعمال خود رابطه نزدیکی نمی بینند و شکست خود را به فقدان توانایی نسبت می دهند. تأکید بر عوامل بیرونی، غیرقابل کنترل و ناپایدار از سوی دانش آموزان نارساخوان و شکست های تحصیلی آنان به تدریج منجر به شکل گیریِ خودپندارهی تحصیلی ضعیف تری در آن ها نسبت به سایر دانش آموزان می شود (نریمانی، علایی و علایی خرایم، ۱۳۹۱). این خودپنداره پایین از مقطع ابتدایی شروع شده و تا مقطع دبیرستان نیز ادامه می یابد. شکست در رسیدن به مقاصد تحصیلی و شکلگیری خودپنداره سطح پایین در دانش آموزان نارساخوان به تدریج احساس درماندگی آموخته شده را در آن ها به وجود می آورد (زیلند، ۲۰۰۴). احساس درماندگی در یادگیری مهارت خواندن، کودک را در موقعیتی قرار می دهد که با وجود داشتن توانایی هوشی بهنجار، احساس عدم شایستگی و بی کفایتی می کند، شکست های پیاپی خود را به جای فقدان کوشش به فقدان توانایی نسبت می دهد (سلیگمن، ۲۰۰۵)، با احتمال کمتری تکالیف جدید را شروع می کند، احساس می کند که بر محیط خود کنترل ندارد، و بدشانسی های متناوبی را تجربه می کند (زیلند، ۲۰۰۴). دانش آموزان نارساخوان در مقایسه با دانش آموزان عادی دارای سطح کمتری از انگیزش پیشرفت (نریمانی و علایی خرایم، ۱۳۹۱)، حرمت خود (والاس، ۲۰۱۱)، خود تنظیمی (اشنایدر و لوپز، ۲۰۰۷) و سطح بالایی از افسردگی (هیس و روت، ۲۰۰۰) و احساس تنهایی (والاس، ۲۰۱۱؛ سایدریدیس، ۲۰۰۶) هستند. این حالات پایدار ناشی از سبک اسناد منفی و بدبینانه چیزی نیست که تنها با آموزش خواندن صحیح و یا نوشتن درست کلمات و عبارات از بین برود. حالت های پایدار منتج از سبک های اسنادی منفی و بدبینانه در این کودکان تا مدت های طولانی پابرجا می ماند و به بسیاری از جنبه های زندگی نیز تعمیم می یابد. دانش آموزان نارساخوان نسبت به خود، جهان و آینده نگرشی منفی دارند. تجارب شخصی آن ها بهطور قابل ملاحظه ای اندوهناک تر از دیگران است. تجربه های مکرر شکست در امور مختلف، کودکان نارساخوان را به این باور می رساند که توانایی برآمدن از عهده تقاضاهای محیطی را ندارند در نتیجه برداشت های آن ها از خود و رویداد های محیطی منفیتر و بدبینانهتر از دیگران است چرا که این افراد برای خود، ارزش پایینی قائل هستند و دارای حرمت خود و خودپنداشت پایین تری هستند. به طور کلی داشتن نارسایی در قلمرو خاص می تواند تمام زمینه های عملکرد کودک را تحت تاثیر قرار دهد و کودک را از داشتن ارزیابی واقع بینانه نسبت به خود، جهان و استعدادها و توانایی های خود بازدارد. تجربه خواندن در مدرسه در حالت کلی میتواند کفایت، شایستگی، حرمت خود، خودپنداشت و خودباوری کودک را تحت تاثیر قرار دهد و شکست در خواندن می تواند منجر به بروز مشکلاتی در زمینه های تحصیلی، اجتماعی، رفتاری و سایر زمینه های مهم زندگی کودک بشود. در ارتباط با ویژگی ها، رفتارها و واکنش های کودکان نارساخوان نیز پژوهش های فراوانی صورت گرفته است که از آن جمله می توان به منبع کنترل، خلقوخو، مشکلات رفتاری و منزلت اجتماعی کودکان نارساخوان اشاره کرد که با کودکان عادی تفاوت دارد. به طور کلی می توان بیان کرد که کودکان نارساخوان در مقایسه با کودکان عادی، دارای اضطراب بیشتر، حرمت خود پائین تری هستند و علاقه کمتری به مدرسه دارند، هنگام شکست خود را بیشتر سرزنش می کنند و موفقیت های خود را به شانس نسبت می دهند. آن ها انتظار موفقیت کمتری دارند و به شکست های خود بیشتر به شکل منفی جواب می دهند و علت شکست را کمبود توانایی های خود می دانند. نتایج پژوهش ها حاکی از آن است که می توان سبک های اسناد را با بهره گرفتن از روش های رویکرد روانشناسی مثبت نگر در جهت کمک به دانش آموزان به منظور اینکه یادگیرندگانی مستقل و مقاوم شوند تغییر داد (سلیگمن، ۲۰۰۵).
روانشناسی مثبت نگر
برخلاف روان‌شناسان پیشین که محور پژوهش‌ها و کارهای علمی خود را تنها بر جنبه‌های منفی و مخرب افکار، باورها و احساسات انسان ها متمرکز کرده بودند و تمام سعی و تلاش‌ آن ها به جنبه‌های اختلال‌انگیز افکار و ابعاد بیمار‌گونه روان انسان و رفع و زدودن نشانه‌های بیماری‌های روانی انسان ها معطوف شده بود، امروزه بسیاری از روان‌شناسان به جنبه‌های مثبت افکار، باورها، احساسات و رفتارهای انسان توجه بیشتری دارند. در دهه های اخیر روانشناسی مثبت نگر به عنوان تلاشی در جهت بررسی توانمندی های انسان به عنوان بستری برای مطالعه در مورد بهزیستی و شادمانی در حوزه های مختلف آموزشی، بهداشتی، درمانی و دانشگاهی در نظر گرفته شده است (گلستانیبخت، ۱۳۸۶). روانشناسی مثبت نگر جهت تسهیل رشد، به مطالعه علمی تجارب مثبت و ویژگی های فردی میپردازد تا چهارچوبی مفهومی برای شادمانی در حوزه های لذت، درگیری و معنا فراهم سازد (سلیگمن، ۲۰۰۵). مارتین سلیگمن پدر روانشناسی مثبت نگر معتقد است روانشناسی باید به یک اندازه با رشد سلامتی و درمان بیماری در افراد مرتبط باشد. در نتیجه هدف از ایجاد روانشناسی مثبت نگر سرعت بخشی به تغییر مرکز ثقل روانشناسی است تا علاوه بر درمان بیماری ها بر ساخت کیفیت مثبت زندگی نیز اقدام شود. در همین زمینه سلیگمن اعتقاد دارد که سبک اسناد افراد مبنای مثبت اندیشی و خوش بینی است که قابل اکتساب و یا تغییر می باشد.
شیوه های تغییر سبک اسناد و ایمن سازی روانی
افرادی که امنیت روانی دارند، از سلامت روانی نیز بهره ‌مند هستند. بیشتر بیماری‌های روانی از ناامنیِ روانی سرچشمه می‌گیرند. فردی که به ‌طور مداوم از محرک‌های درونی و بیرونی احساس ناامنی، ترس و خطر می‌کند، سلامت جسمی و روانی او در معرض خطر واقع می‌شود، در بسیاری از موقعیت‌ها با پرخاشگری یا اضطراب واکنش نشان می‌دهد و در دنیای ذهنی او مدام کشمکش و حالت تدافعی وجود دارد. احساس ناامنی دائمی، متابولیسم بدن را به ‌هم می‌ریزد، زیرا دستگاه ایمنی بدن، توان محدود دارد و از تحمل تنش دائمی ناتوان است، در نتیجه، ادامه این وضع، فرد را به سوی بیماری‌های جسمی و روانی سوق خواهد‌ داد. ایمن سازی روانی باعث می‌شود که انسان احساس آرامش کند؛ به بیان دیگر، فردی می‌تواند احساس آسودگی و اطمینان کند که احساس تهدید نکرده و ایمنی روانی داشته باشد. واژه ایمنی و مشتقات آن، نظیر امنیت روانی، امنیت شغلی، امنیت اجتماعی، امنیت جانی، در زندگی روزمره دارای اهمیت بالایی است. ایمنی، یکی از نیاز‌های اولیه و غریزی بشر بوده، چنان که از دیر‌باز یکی از دغدغه‌های اساسی بشر، تأمین ایمنی در حوزه‌های مختلف زندگی بوده است. امنیت به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می‌شود. امنیت درونی یا امنیت روانی، یکی از مهم‌ترین عوامل زندگی سالم هر فرد را تشکیل می‌دهد. با رشد صنعت و تکنولوژی و پیچیده‌شدن جوامع، روابط اجتماعی نیز دست‌خوش تغییرات شده و پیچیدگی‌های خاصی در آن پدید آمده است. همچنین متغیر‌های تأثیر‌گذار بر امنیت روانی، نظیر شغل، سبک اسناد فرد، طبقه اجتماعی، امید به زندگی، سیاست، عشق، اعتبار اجتماعی و بسیاری از موارد دیگری که می‌توانند امنیت روانی افراد را تضمین یا مختل نمایند، ساخت‌ها و حوزه‌های گسترده‌ای را به ‌خود اختصاص داده‌اند. با توجه به اینکه امنیت اجتماعی لازم و ملزوم امنیت روانی یک جامعه است، نیاز جامعه سالم و انسانی به امنیت روانی برای رشد و تحول در ابعاد گوناگون زندگی، بیشتر از نیاز به آسایش و رفاه است، زیرا در سایه امنیت و آرامش روانی است که هر ‌هدف ابتدایی، متوسط و غایی قابل دسترسی و تحقق یافتنی است، از این‌رو، تأمین امنیت در همه ابعاد آن، به ویژه امنیت روانی و آرامش جمعی، مهم‌ترین وظیفه و مسئولیت دولت‌ها و خواسته ملت‌ها و جوامع به شمار می‌رود (سلیگمن، ۲۰۰۵). لذا مکاتب مختلف روانشناسی، اهداف اصلی خود را زدودن نشانه‌های اضطراب و پدید‌آوردن احساس امنیت روانی در قالبهای مختلف قرار داده‌اند. رویکردهای گوناگون روان‌درمانی با بهره گرفتن از روش‌ها و راهبردهای متفاوت، سعی و تلاش لازم را برای پیشگیری از ابتلا به اضطراب و افسردگی و دیگر حالات هیجانی منفی، مبذول داشته‌اند که از جمله آن ها می توان به درمان بازسازی شناختی، توقف فکر ولپی، رفتار درمانی عقلانی- هیجانی آلبرت الیس، روش شناخت درمانی بک، روش حل مسئله، آموزش ایمن سازی در مقابل استرس و برنامه ایمن سازی روانی مبتنی بر الگوی پیشگیری پنسیلوانیا اشاره کرد

رویکرد شناختی- رفتاری
در رویکرد شناختی- رفتاری تأکید بر آن است که مفاهیم بهطور عملیاتی بیان شوند و اعتباریابی درمان بهطور تجربی صورت پذیرد؛ بدین منظور در شرایط پژوهشی و نیز در کار بالینی روزمره، از طرح های آزمایشی گروهی و تک آزمودنی استفاده می شود. قسمت اعظم درمان، براساس رویکرد «اینجا و اینک» صورت می گیرد و فرض بر آن است که هدف عمده درمان، عبارت است از کمک به فرد به نحوی که بتواند تغییرات مطلوب را در زندگی خود پدید آورد. بنابراین تأکید در درمان، متوجه فراهم آوردن فرصتی برای یادگیری های انطباقی جدید، و نیز ایجاد تغییراتی در فضای بیرون از حیطه بالینی می شود. حل مسئله، جزء مهم و جداییناپذیر درمان را تشکیل می دهد. تمامی جنبه های درمانی و تغییر رفتار برای فرد توضیح داده می شود. درمانگر یا تغییر دهنده رفتار و درمانجو سعی می کنند ارتباط متقابلی برقرار کنند و به کمک یکدیگر راهبردهایی را برای مقابله با مسائل دقیقا مشخص شده، وضع نمایند (امیدوار، ۱۳۸۵).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مشابه :  تحقیق درباره آموزش از راه دور

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آموزش ایمن سازی روانی
در زندگی روزمره وقایع کوچک و بزرگ بسیاری وجود دارد که منجر به استرس و فشار روانی می شوند و معمولاً فرد کنترلی بر آن ها ندارد. اما می توان با تغییر نظر فرد، مقابله با آن را تحت کنترل درآورد. روش ایمن سازی روانی مبتنی بر الگوی پیشگیری پنسیلوانیا یکی از برنامه های شناختی رفتاری است که در سال ۱۹۷۰ توسط مارتین سلیگمن پدر روانشناسی مثبت نگر در جهت تغییر سبک اسناد و کاهش پیامدهای هیجانی منتج از آن ایجاد شد. این برنامه از دو بخش عمده شناختی و اجتماعی تشکیل شده است. در بخش شناختی تکنیک های اصلی مورد استفاده همان تکنیک هایی هستند که درمانگران شناخت گرا به منظور درمان افسردگی افراد مورد استفاده قرار می دهند. در واقع در این بخش در زمینه آموزش خوش بینی چهار مهارت اصلی: تکنیک شکار افکار خودآیند، ارزیابی افکار خودآیند، تلاش برای یافتن تبیین های جایگزین به هنگام مواجهه با شرایط و روبدادهای ناخوشایند و اجتناب از فاجعه پنداری به افراد آموخته می شود. همچنین در بخش اجتماعی برنامه پیشگیری پنسیلوانیا، همسو با برخی الگوهای نظری موجود درباره افسردگی به منظور کاهش چشمگیر تجارب هیجانی منفی در بین افراد، بر نقش محوری عناصر اجتماعی مانند مهارت های حل مسأله و مهارت های اجتماعی (جرات ورزی و مذاکره) تأکید می شود. به بیان دیگر، در این برنامه تأکید می شود که فراهم سازی بستر مناسب برای افزایش مهارت های اجتماعی )جرات ورزی و مذاکره) افراد به منظور کاهش تجارب هیجانی منفی در بافت تعاملات بین فردی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بر این اساس، به منظور تجهیز خزانه مهارت های حل مسأله افراد بر آموزش مهارت هایی نظیر: الف) درنگ کردن و اندیشیدن، ب) از دیدگاه دیگران به امور نگریستن، ج) مشخص کردن اهداف و مطرح کردن راه حل های جایگزین، د) انتخاب شیوه

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی : اختلالات اضطرابی-فروش پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید