دانلود پایان نامه درباره همبستگی پیرسون

تمرکز کودک اثر منفی باقی گذارد (ازطریق بررسی پرونده پزشکی و مصاحبه با والدین).
غیبت 1 جلسه دانش آموز در طی اجرای برنامه.
ابزارهای اندازه گیری
پرسشنامه سبک اسناد کودکان (CASQ): این آزمون توسط نادین کازلو و ریچارد تانن بام دانشجویان مارتین سلیگمن در سال 1996 تهیه شده است. این آزمون دارای 48 سوال دو گزینه ای می باشد که دو موقعیت مثبت (خوب) و منفی (بد) را دربرمیگیرد و هر موقعیت دارای 3 بعد اسنادی (پایدار، فراگیر، درونی) و هر بعد دارای 8 سوال است که به صورت صفر و 1 نمره گذاری می شود. نمره کلی تست از طریق کسر کردن مجموع نمرات برای رویدادهای خوب (پایدار– خوب، فراگیر– خوب و درونی– خوب) از مجموع نمرات برای رویدادهای بد (پایدار– بد ، فراگیر- بد و درونی– بد) به دست می آید. هر چه تفاضل این دو نمره بیشتر باشد سبک اسناد کودک خوشبینانهتر است و نقطه برش در دو جنس متفاوت است بدین صورت که در مورد شرکت کنندگان دختر، نمره کلی (تفاضل مجموع نمرات رویدادهای خوب از رویدادهای بد) با میانگین 5/6 و بالاتر به معنای خوش بینی و نمره کمتر از 5 بیانگر تا حدی بدبینی و نمره کمتر از 4 بیانگر بسیار بدبین و مستعد درماندگی آموخته شده است که این سبک اسناد منفی و بدبینانه فرد را مستعد ابتلا به افسردگی می سازد . اما در مورد شرکت کنندگان پسر، میانگین نمره 05/5 بیانگر خوش بینی و نمره کمتر از 3 بیانگر تا حدی بدبینی و نمره کمتر از 5/1 بیانگر بدبینی زیاد است (سلیگمن، 2005). این پرسشنامه در اصل برای کودکان 6 تا 13 سال تهیه شده است. سلیگمن پایایی و روایی به دست آمده از ترکیب سه بعد از وقایع خوب را 66/0 و در مورد وقایع بد 50/0 گزارش کرده است. در ایران نیز پرسشنامه سبک اسناد کودکان در شماری از پژوهش ها به کار رفته و نشان داده شده که از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است. به عنوان مثال اصلانی، علیزاده، قوام آبادی و فرخی(1391) برای اولین بار از این پرسشنامه در گروه کودکان با ناتوانی یادگیری(حساب نارسا ) به منطور بررسی اثر بخشی برنامه تلفیقی شناختی – رفتاری بر سبک اسناد بدبینانه این دانش آموزان استفاده کردند و اعتبار پرسشنامه مذکور را با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ برابر با 67/0 گزارش کردند. هم چنین رحمانی و عابدی (1382) برای سنجش اعتبار این پرسشنامه از روش بازآزمایی استفاده کردند و این پرسشنامه را دوبار و با فاصله زمانی دو هفته در گروه آزمودنی ها (86 نفر) اجرا کردند و بین نمرات حاصل از دو بار اجرا ضریب همبستگی پیرسون را محاسبه کردند که ضرایب حاصله در جدول 1-3 ارائه شده است.
جدول 1-3. ضرایب همبستگی پیرسون برای سنجش اعتبار CASQ
شاخص های آماری/ مقیاس ها
ضریب همبستگی پیرسون
پایدار – خوب
73/0
فراگیر – خوب
74/0
درونی – خوب
70/0
پایدار – بد
70/0
فراگیر – بد
68/0
درونی – بد
74/0
نمره کلی
75/0
همچنین وی به منظور بررسی روایی پرسشنامه ابتدا همبستگی هر سوال را با کل آزمون و با بهره گرفتن از روش ضریب همبستگی دو رشته ای نقطه ای محاسبه کرد و پس از حذف سوالات با ضریب همبستگی پایین، از روش آلفای کودر ریچاردسون برای محاسبه همسانی درونی استفاده نمود. آلفای محاسبه شده برای هر یک از مقیاس های سبک اسنادی کودکان در جدول 2-3 ارائه شده است.
جدول 2-3 . ضرایب آلفای کودر ریچاردسون برای محاسبه رواییCASQ
شاخص های آماری
کودر ریچاردسون
پایدار – خوب
71/0
فراگیر – خوب
72/0
درونی – خوب
63/0
پایدار – بد
73/0
فراگیر – بد
70/0
درونی – بد
71/0
نمره کلی
73/0
ضرایب ذکر شده در جدول 2-3 همگی در سطح (P<0>متغیر های پژوهش
متغیر مستقل: برنامه ایمن سازی روانی مبتنی بر الگوی پیشگیری پنسیلوانیا.
متغیر وابسته: سبک اسناد (دو سطح بدبینانه، خوش بینانه) و سه بعد (فراگیر/ اختصاصی، پایدار/ ناپایدار، درونی/ بیرونی).
متغیر کنترل: سنین 7 تا 9 سال.
متغیر تعدیل کننده: جنس
روش اجرا
پس از کسب مجوزهای لازم از دانشگاه، به آموزش و پرورش کل استان اصفهان مراجعه شد و آمار تمامی مراکز ناتوانی های یادگیری در شهرستان اصفهان به دست آمد (نواحی 2،3، 4 و 6) شهر اصفهان دارای مرکز ناتوانی یادگیری بودند که بدین منظور 2 ناحیه (نواحی 2 و 4) به طور تصادفی انتخاب شدند و سپس از این دو ناحیه، 2 مرکز به طور تصادفی انتخاب شدند. پس از هماهنگی لازم و مراجعه به مراکز و دیدار با مسئولین، ابتدا در خصوص ضرورت اجرا و هدف پژوهش اطلاعات کافی در اختیار آنها قرار داده شد. پس از کسب مجوز از مسئولین، جلسه معارفه با والدین و دانش آموزان مراکز برگزار گردید و در مورد هدف پژوهش و اهمیت شرکت آنها در پژوهش، توضیحات لازم داده شد. پس از انتخاب تصادفی گروه نمونه با توجه به ملاک های ورود ابتدا 80 دانش آموز نارساخوان به طور تصادفی انتخاب شدند که در جلی پژوهش 20 نفر غایب بودند و حجم نمونه با ریزش مواجه گشت و به 60 نفر تقلیل یافت 30 دختر و 30 پسر)، سپس رضایت نامه کتبی مبنی بر شرکت دانش آموزان از والدین اخذ شد. در هر نوبت صبح و عصر در هر مرکز، نیمی از دانش آموزان به صورت تصادفی به عنوان گروه آزمایش و نیمی دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند ( هر گروه 15 نفر در هر دو مرکز دخترانه و پسرانه؛ در مجموع 4 گروه 15 نفری). پس از آن دانش آموزان انتخاب شده به پرسشنامه سبک اسناد کودکان پاسخ دادند و سپس دو گروه آزمایش (دختر و پسر) به منظور نظارت بهتر بر عملکردشان در جلسات آموزشی، به دو گروه فرعی 8 و 7 نفره تقسیم شدند و در 10 جلسه آموزشی برنامه ایمن سازی روانی (هفته ای 2 جلسه؛ هر جلسه به مدت 60 دقیقه) بعدازظهرها (در فاصله زمانی 13 تا 17)، توسط پژوهشگر که دوره های آموزشی این برنامه را سپری کرده بود شرکت کردند (دختران در دو گروه فرعی در فاصله زمانی 13 تا 15 و پسران در دو گروه فرعی در فاصله زمانی 15 تا 17 در یک روز آموزش دیدند) و گروه کنترل فقط برنامه عادی روزانه ارائه شده در مرکز (آموزش آگاهی آواشناختی) را به طور عادی توسط مربیان مرکز دریافت کردند و در نهایت نتایج مربوط به 60 دانش آموز دختر و پسر نارساخوان مورد تحلیل قرار گرفت. در پایان جلسه دهم و 6 هفته پس از مداخله مجددا دانش آموزان گروه های آزمایش، پرسشنامه سبک اسناد کودکان را تکمیل کردند و داده ها با بهره گرفتن از روش تحلیل کوواریانس و هم چنین روش اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.
محتوای برنامه مداخله ای ایمن سازیروانی بر اساس الگوی پیشگیری پنسیلوانیا
برنامه ایمن سازی روانی، به منظور تسهیل عوامل محافظتی الگوهای اسنادی سازگارانه، خوش بینانه و تجارب هیجانی مثبت و نیز بازدارندگی تجارب تنیدگی زا و همبسته های هیجانی منفی این تجارب، طراحی شده است (سلیگمن، 2005). این برنامه برای اولین بار توسط مارتین سلیگمن در سال 1970 در حوزه روانشناسی مثبت پایه گذاری گردید و بر گروه کودکان دچار سوگ و کودکان افسرده اجرا گردید. این برنامه از دو بخش شناختی و اجتماعی تشکیل شده است. در ایران نیز این برنامه برای اولین بار توسط شکری (1388) به منظور بررسی اثر بخشی آن بر تنیدگی تحصیلی ادراک شده، تجارب هیجانی مثبت و منفی، افسردگی و خوش بینی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در قالب طرح پژوهشی اجرا گردید که در پژوهش فوق با نوجه به نمونه پژوهش حاضر( دانش آموزان نارساخوان 7 تا 9 سال) تمامی مفاهیم با بهره گرفتن از روش ایفای نقش و در سطح عینی به نحوی که دقیقا برای دانش آموزان نارساخوان 7 تا 9 سال قابل فهم باشد و در تعداد جلسات بیشتر برگذار شد. در ابتدای هر جلسه آموزشی 15 دقیقه از مجموع 60 دقیقه هر جلسه آموزشی، به مرور و بررسی موارد ارائه شده در جلسات قبل و ارائه بازخورد به دانش آموزان اختصاص یافت و سپس پژوهشگر به ارائه مطالب جدید مربوط به همان جلسه می پرداخت. محتوای این برنامه به قرار زیر می بود:
جلسه های اول و دوم : آموزش تکنیک شکار افکار خودآیند، این افکار عبارت هایی شناور در ذهن هستند که در فراخوانی طیف وسیعی از تجارب هیجانی مانند غم، اضطراب و خشم مؤثرند. بنابراین در گام اول دانش آموز نسبت به تشخیص افکار خودآیند منفی شناور در ذهن خویش مهارت لازم را کسب می کنند. به طور مثال در این جلسه ، به منظور کمک به افراد در درک هر چه بهتر الگوی ABCپس از طرح چند سناریو که دربرگیرنده یک اتفاق ناراحت کننده (A) بود، پیامدهای مواجهه با این رویدادها (C) و باورهای زیربنایی این پیامدها B) (مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس به افراد توصیه شد که هر گاه نسبت به واکنش خویش در برابر یک موقعیت خاص احساس گیجی یا شگفت زدگی کردند آن رویداد را بر روی کاغذ ثبت کنند. یکی از بهترین موارد استفاده از الگوی ABC مواقعی است که افراد احساس می کنند واکنش عاطفی شان نسبت به یک رویداد برانگیزاننده بی تناسب است. افراد آموختند که در چنین شرایطی وجود برخی باورهای قدرتمند و غیر منطقی در پیش بینی الگوی تجارب هیجانی آنها مؤثر است. به طور مثال دانش آموز با توجه به مثال هایی ازاین دست به درک این رابطه پرداخت : نمره پایین در امتحان روخوانی(اتفاق ناراحت کننده)، من کم هوش هستم (باور) و درس نخواندن و کسب نمرات پایین در سایر دروس (پیامد).
جلسه های سوم و چهارم: آموزش مهارت خوش بینی و ارزیابی افکار خودآیند با تاکید بر تعیین کننده ترین جنبه تفکر(سبک اسناد). افراد در این مرحله به ارزیابی الگوی اسنادی خود در مواجهه با رویداد ناخوشایند پرداختند و متوجه شدند تمایز اسناد ها تفاوت در تجربه هیجانات را به همراه دارد. در این مرحله افراد رویداد منفی را در نظر گرفتند و سه بعد پایدار – ناپایدار، فراگیر – اختصاصی و درونی – بیرونی برای آن رویداد را مشخص کردند. سپس با در نظر گرفتن مسئولیت شخصی، عوامل تاثیر گذار چندگانه در پدیدآیی رویداد، اجتناب از خوش بینی تو خالی (قضاوت درست و واقع گرایانه و اجتناب در زمینه سوگیری خود و صرفا قبول شواهد تایید کننده باور های منفی و بدبینانه) آشنا شدند. به طور مثال: دانش آموز با در نظر گرفتن اتفاق ناراحت کننده به بیان ابعاد سبک اسناد خود مطابق با یکی از الگوهای زیر پاسخ می داد:
بدبینانه:
همیشه و در همه موقعیت ها شرایط بدین گونه است
من ناتوان هستم
این موقعیت پایدار و غیر قابل کنترل است
خوش بینانه:
این بار شرایط اینگونه است
مختص موقعیت فعلی است نه ناتوانی من
غیر قابل کنترل نیست.
جلسه های پنجم و ششم: آموزش به منظور تلاش جهت جایگزین کردن تبیین ها در مواجهه با رویداد ناخوشایند (ایجاد چالش در تفسیر های بدبینانه). در این مرحله دانش آموزان یاد گرفتند که باورهای خویش را در باره خویشتن و در باره دنیا، به صورت فرضیه های نیازمند آزمودن (نه شواهد قطعی) بنگرند و به گردآوری شواهد لازم و ارزیابی آنها اقدام نمودند. به منظور آموزش مقابله کارآمد با باورهای فاجعه آمیز دو عامل مجادله (D) و انرژی دهندگی (E) به الگوی ABC اضافه شد. در این بخش افراد آموخنند که تحقق یک مجادله مؤثر بر چهار اصل گردآوری شواهد، مطرح کردن تفسیرهای جایگزین، اجتناب از فاجعه پنداری و تدوین نقشه حمله استوار است. به طور مثال فرد در صدد پاسخگویی به سوال اگر …. شود، چه؟ (اگر این بار هم در امتحان روخوانی نمره پایینی بیاورم…چه؟( برآمده و ابتدا بدترین رویداد محتمل (این بار هم همانطور خواهد شد) و احتمال وقوع آن، سپس در مرحله بعد بهترین رویداد ( این بار نمره بهتری کسب خواهم کرد) و احتمال وقوع آن و در نهایت محتمل ترین رویداد را انتخاب می کرد و خود را برای مواجهه با آن آماده می ساخت.
جلسه های هفتم و هشتم: مدیریت تجارب هیجانی (آموزش حل مساله). یادگیری این نکته که به هنگام مواجهه با رویدادهای ناخوشایند از اندیشیدن به بدترین پیامدهای احتمالی رخدادها به طور جدی پرهیز شود. افراد آموختند که در مواجهه با رخدادهای ناگوار، مرور ذهنی بدترین تفسیر از آن رخدادها، انرژی آنها را به شدت تحلیل می برد و وضعیت خلقی آنها را از آنچه هست بدتر می کند. در این مرحله مساله ای مطرح شد و فرد مراحل 5 گانه زبر را در حل مساله صحیح آموخت:
درنگ کردن و اندیشیدن و تجربه افکار آرام و سنجیده، از دید دیگران (دوست، پدر و مادر و…) به امور نگریستن، تعیین هدف، تعیین راه حل های مثبت و منفی و عمل به یکی از آن ها، آزمون اثر بخشی راه حل انتخابی
جلسه های نهم و دهم : آموزش مهارت های اجتماعی از قبیل: جرأت ورزی و مذاکره به افراد. فراگیری مهارت جرأت ورزی ( نقطه میانی رفتار های انفعالی و پرخاشگرانه) مستلزم آن است که افراد دیدگاه های خود را با روشی غیرتهاجمی و همراه با ابراز وجود به دیگران منتقل کنند. تجربه جرأت ورزی در بافت روابط بین فردی، مستلزم فراگیری چهار گام اساسی زیر است:
توصیف موقعیت، بیان احساسات، خواستار ایجاد تغییراتی مختصر و در نهایت بیان تاثیرات ایجاد شده منتج از تغییر بر احساس.
مذاکره: گاهی تعامل با دیگران سبب می شود که درستی اندیشه ها و افکار افراد با چالش روبرو شود. یا آنکه افراد درمی یابند که دیگران اهدافی متفاوت با آن ها را دنبال می کنند. در این شرایط افراد می آموزند با بهره گرفتن از مهارت مذاکره، به راه حلی دست می یابند، که برای هر دو طرف خوشایند و پذیرفتنی می باشد (فرایند مصالحه و به سازش رسیدن). در فرایند آموزش مذاکره به افراد بر نکات اساسی زیر تاکید شد:
مشخص ساختن یک خواسته منطقی و دست یافتنی، به زبان آوردن خواسته منطقی، توجه به خواسته های طرف مقابل، تلاش برای رسیدن به توافق و تداوم مذاکره تا دستیابی به توافق.
در این بخش، افراد با بهره گرفتن از موقعیت های فرضی و واقعی، مذاکره کردن و به توافق رسیدن را تمرین کردند. برای مثال، یک موقعیت فرضی با صدای بلند برای افراد خوانده می شد و افراد می بایستی مذاکره و توافق را آغاز کنند. بعد از اتمام هر سناریو، افراد درباره نحوه عملکرد خویش بازخورد دریافت می کردند. برای مثال : دوست شما دفترتان را بدون اجازه از کیف شما برداشته است و شما متوجه این مساله شده اید. سپس دانش آموز به بیان واکنش های خود در برابر این رویداد می پردخت و سپس بررسی می شد که آیا افراد رفتاری بیش از حد پرخاشگرانه داشته و یا بیش حد از منفعل بوده است؟ آیا پیشنهاد هایی که مطرح می کرده، غیرمنطقی بوده است؟ آیا رفتار و واکنش آن ها به خوبی با خواسته های طرف مقابل خود مطابقت داشته است؟
روش تجزیه و تحلیل داده ها
جهت توصیف داده ها از فنون آمار توصیفی مانند شاخص های گرایش مرکزی (میانگین) و شاخص های پراکندگی (انحراف معیار) استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و به منظور مقایسه میانگین نمره های مرحله پیگیری با پس آزمون و تعیین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *