دانلود پایان نامه

اين گروه از نخبگان به عهده گروه اول نخبگان يعني بخش اجرايي و مديريتي جامعه و واحدهاي توليدي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و امنيتي مي‌باشد. بايد توجه داشت كه تقويت و تأمين اين گروه همان پاسخ‌گويي به نيازها و خواسته‌هاي آن ها است. در واقع ناتواني در پاسخ‌گويي به نيازهاي نخبگان بسترساز شرايط مهاجرت آنها نيز مي‌باشد. اين بدان معناست كه اگر نتوانيم خواسته‌هاي اين گروه را پاسخگو باشيم، نه تنها در ميان‌مدت و بلندمدت روند توسعه دچار اختلال اساسي خواهد شد، بلكه چنانچه آنها اقدام به مهاجرت كنند، پاسخ‌گويي به نيازهاي موجود در جامعه در زمان حال نيز دچار مشكل مي‌شود.(تائب ۱۳۸۷، ۲۶-۲۵).
هميشه تعداد خواسته‌ها و نيازهاي جامعه بيشتر از توانايي و امكانات موجود آن جامعه مي‌باشد و به همين دليل هنر مديريت آن جامعه در اين است كه با انتخاب آن دسته از نيازها براي پاسخ‌گويي، فاصله ميان نيازهاي پاسخ داده شده از پاسخ داده نشده در گذر زمان را به آن اندازه نرساند كه باعث گسترش روحيه نااميدي و احساس فقر و عقب‌ماندگي در درون جامعه (در مقايسه افراد يك قشر با اقشار ديگر) و در مقايسه با جوامع ديگر شود. در اين راستا توليد نيازهاي جديد امري كليدي و حياتي براي جلوگيري از وقوع چنين رويدادي مي‌شود. بايد توجه كرد كه نيازهاي موجود كنوني، نيازهاي جديد سال‌ها و شايد دهه‌هاي گذشته مي‌باشند. در گذشته فعاليت‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي دروني جامعه منشأ اصلي توليد نيازها بوده‌اند. اما با پيشرفت كشورهاي ديگر و گسترش ارتباطات مختلف ميان جوامع، ما با ارائه نيازهاي جديد از سوي جوامع ديگر نيز مواجه هستيم.(تائب ۱۳۸۷، ۲۷-۲۶).
۹-۳ زمینه ها و دلایل مهاجرت نخبگان در ایران
۱-۹-۳ تاریخچه مهاجرت نخبگان در ایران
از مهاجرت ايرانيان به خارج ايران در دوران پيش از اسلام، اطلاعات چندان دقيقي در دست نداريم. اما آثار به دست آمده در تورفان و تركستان مؤيد مهاجرت مانويان به دين سامان است، همچنين با گسترش آيين مهر در اروپا مي‌توان احتمال داد كه با توجه به سياست زرتشتي‌گرايي ساسانيان، برخي از پيروان اين آيين، ايران را ترك كرده باشند.
در دوره اسلامي پس از فتح ايران، گروهي از ايرانيان به ويژه عده‌اي از خاندان ساسانيان و آناني كه هنوز به آيين زرتشتي باور داشتند به هند و چين گريختند، بديهي است كه ارباب فن و هنر نيز در ميان بسيار بوده‌اند. مهاجرت ايرانيان به هندوستان بعد از يورش‌هاي مغولان و تيموريان، از مهاجرت‌هاي گروهي تاريخ است. در زمان يورش مغولان بسياري از نخبگان ايران‌زمين به آناتولي گريختند. دوران فرمانروايي صفويان بر ايران نيز، دوره‌اي است كه باعث فزوني مهاجرت ايرانيان به شهرهاي عثماني و هند شده است. كوچ اديبان و نخبگان ايراني به شبه‌قاره هند، در اين دوره، باعث پيدايش سبك هندي در نظم و گسترش زبان و ادبيات فارسي در شبه‌قاره هند شد. مهاجرت نخبگان و خردورزان، پزشكان، شاعران و حقوقدانان ايراني به هند چنان بود كه منتخب‌التواريخ تعداد آنان را در دربار اكبرشاه هندي ۳۸ عارف، ۶۹ دانشمند، ۱۵ حكيم و ۱۶۷ شاعر برمي‌شمرد. در دوران قاجار پس از شكست ايران از روس‌ها، موج مهاجرت از شهرهاي از دست رفته آن سوي ارس به ايران آغاز شد، اما چندي نگذشت كه وضع واژگونه شد. جداي از ايران كه به عتبات عاليات به قصد تعليم و تزكيه نفس مهاجرت مي‌كردند و جداي از بازرگانان متمكن كه حجره و دفتري در بلاد عثماني داشتند، موج فزاينده‌اي از نيروي كار ايراني به قفقاز و روس روان شد. به نوشته «بارير۴۶» در كتاب اقتصاد اريان، در اين دوران هشتصد هزار ايراني در تركيه عثماني يا آذربايجان تحت استيلاي روس به كار عملگي و باربري و… اشغال داشتند. پژوهش معتبر غلام رضا وطن‌دوست، استاد دانشگاه شيراز، كه بحث مهاجرت در ايران و انگيزه‌هاي آن به خصوص در سال‌هاي پاياني قرن بيستم را مورد ارزيابي قرار داده است، از حدود ۴۰۰۰۰۰ نيروي كار ايراني در قفقاز و عثماني سخن مي‌گويد.(فلاحی و منوریان ۱۳۸۷، ۱۱۵-۱۱۴).
در قبال پدیده مهاجرت، جابجايي دوره‌ي مشروطه و بعد از آن بيشتر به سبب فقدان امنيت و سخت شدن معيشت بوده است . مهاجرت اقليت‌هاي ديني نظير ارامنه و يهودي‌ها به كشورهاي مختلف نظير آمريكا و جويندگان كار به كشورهاي حوزه‌ي خليج‌فارس نمونه‌هايي از مهاجرات‌هاي رايج در جامعه است. شرايط سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايران در زمان‌هاي مختلف مهاجرت‌ها را از نظر حجمي با شدت و ضعف‌هايي روبرو ساخت؛ به گونه‌اي كه در سال‌هاي گذشته عوامل اقتصادي، نظامي و امنيتي در مهاجرت‌ها نقش بسزايي داشته‌اند. اعزام نيروهاي كار به كشور ژاپن به دليل نياز به نيروي انساني، نوعي ديگر از مهاجرت ايرانيان بود، اما اين نوع مهاجرت به دليل بي‌توجهي به حقوق انساني و عدم بهره‌مندي افراد از مزاياي اشتغال و رفاه كاركنان و عدم برنامه‌ريزي مناسب در اين خصوص، موقت و منجر به مهاجرت بازگشتي گرديد.
در جريان مشروطه‌خواهي، هنگامي كه محمدعلي‌شاه، مجلس را به توپ بست، مشروطه‌خواهان به سفارت خانه‌هاي خارجي در تهران پناه جستند و به كشورهاي ديگر گريختند. در ميان این ها، روشن فكران و نخبگاني وجود داشتند كه تعداد زيادي از آنان در اروپا گرد هم آمدند. در پي انقلاب سوسياليستي شوروي و در جريان دو جنگ جهاني، بسياري از اتباع روسيه و مليت‌هاي ارمنستان، قزاقستان، گرجستان و… به ايران پناه آوردند. در ميان اينان كارشناسان
و صاحبان فكر و فن بسيار بودند و در صنعت و هنر (از جمله سينما) و دانش‌هاي گوناگون منشأ اثر شدند. در بحبوحه جنگ جهاني دوم تعدادي لهستاني نيز از راه شوروي به ايران انتقال داده شدند.(فلاحی و منوریان ۱۳۸۷، ۱۱۵).
اوايل دهه‌ي پنجاه ميلادي را بايد آغاز دوره‌ي انتقال متخصصان به خارج از كشور به حساب آورد. به طور مشخص پيش از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تحكيم روابط ايران و آمريكا، شروع دور تازه‌ي عملكردهاي امپرياليستي در ايران و سياست‌ها، برنامه‌ها و جريان رشد اقتصادي آغازگر اعزام جدي محصلان به كشورهاي خارجي، بالاخص آمريكا بود و رشد اقتصادي يكي از سمت‌گيري‌هاي خود را متوجه تربيت محصلان كرد. در سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم كه مسئله‌ي فرار مغزها در جهان به صورت يك پديده‌ي آشكار رخ نمود، جريان مهاجرت ايرانيان تحصيل‌كرده و متخصص نمايان‌تر شد.(جانمردی ۱۳۸۸، ۱۳۰-۱۲۹).
با افزايش مسائل سياسي و ناآرامي‌هاي دانشجويي در سال‌هاي دهه‌ي ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ و نيز ناتواني دانشگاه‌ها در پذيرش شمار روزافزون دانش‌آموختگان دبيرستان‌ها حركت سريع ايرانيان به سوي غرب آغاز شد. بسياري از ايرانيان كه در آغاز به عنوان غيرمهاجر به آمريكا رفته بودند، تصميم به اقامت دايم در آمريكا گرفتند. آلمان غربي، انگلستان و فرانسه در گذشته بسياري از مهاجران ايراني را جذب مي‌كردند، اما در سال‌هاي بعد، سهم آمريكا در پذيرش اين افراد از ديگر كشورهاي غربي بيشتر شد.
پژوهشي كه در سال ۱۳۴۹ انجام گرفت، نشان داد كه از ميان فارغ‌التحصيلان دانشكده‌هاي پزشكي ايران كه با هزينه‌ي بسيار گزاف به دانشنامه پزشكي دست يافته بودند، هزار و ۶۲۶ نفر پس از پايان تحصيلات، به آمريكا رفته‌اند و در اين كشور مانده‌اند. آمارها و نتايج به دست آمده از اين پژوهش كه با توجه به ارزش اقتصادي و هزينه‌هاي آموزشي فارغ‌التحصيلان از يك سو و نياز مبرم مناطق محروم ايران به خدمات آنان از سوي ديگر، بسيار تكان‌دهنده بود، در مقاله‌هاي گوناگون به زبان‌هاي فارسي و انگليسي منتشر شد (دهقان ۱۳۸۳، ۲۲۷).
در مارس ۱۹۷۵ (اسفند ۱۳۵۴) شاه همه‌ي احزاب سياسي ايران را منحل كرد و تنها به يك حزب، يعني «حزب رستاخيز ملت ايران» اجازه ماندن داد. او از همه ايرانيان، از جمله كاركنان دولت و دانشگاه‌ها خواست كه در اين حزب عضو شوند و فقط از عضويت كاركنان نيروهاي مسلح در اين حزب جلوگيري كرد. شاه در يك سخنراني اعلام كرد: آنان كه اصول اين حزب را نمي‌پذيرند و نمي‌خواهند به آن بپيوندند، بايد كشور را ترك كنند. در نتيجه، شماري از فعالان سياسي و دانشگاهياني كه نمي‌خواستند واپس‌زدگي شاه را تحمل كنند، به تدريج كشور را ترك كردند.(http://www.hawzeh.net/).
با توجه به ماهيت جريان مهاجرت ايرانيان به آمريكا، مي‌توان استدلال كرد كه بيشتر مهاجران ايراني تحصيلات عالي داشته‌اند و پس از پايان تحصيل، به دلايل گوناگون در آمريكا ماندگار شده‌اند. در سال‌هاي ۵۴-۱۳۴۹ حدود ۱/۲۸ درصد ايرانيان مهاجر، تخصص‌هاي گوناگون داشتند و بزرگترين گروه در ميان آنان، پزشكان و جراحان بودند.
در سال تحصيلي ۵۷-۱۳۵۶ نزديك به صد هزار دانشجوي ايراني در خارج مشغول تحصيل بودند كه از اين تعداد، ۳۶ هزار و ۲۲۰ نفرشان را مؤسسات آموزش عالي ايالات متحده پذيرفته بودند و بقيه بيشتر در دانشگاه‌هاي انگلستان، آلمان غربي، فرانسه، استراليا و ايتاليا تحصيل مي‌كردند. در سال تحصيلي ۵۸-۱۳۵۷ كه همزمان با انقلاب بود، شمار دانشجويان ايراني پذيرفته شده در دانشگاه‌هاي ايالات متحده ۴۵ هزار و ۳۴۰ نفر بود كه در سال ۵۹-۱۳۵۸ به ۵۱ هزار و ۳۴۰ نفر افزايش يافت. در واقع، ايران در مقايسه با ديگر كشورها، بيشترين شمار دانشجويان خارجي ثبت نام شده در ايالات متحده در سال تحصيلي ۷۹-۱۹۷۸ حدود ۱۷ درصد ايراني بودند و نيجريه با ۶۱ درصد در رتبه‌ي دوم قرار داشت.(دهقان ۱۳۸۳، ۲۲۶).
در اين دوره، شمار دانشجوياني كه از كشورهاي صادر كننده‌ي نفت به آمريكا رفته بودند، به علت افزايش سريع بهاي نفت در دهه‌ي ۱۹۷۰ بسيار بالا بود. اين افزايش قيمت، درآمدهاي زيادي براي اقتصاد ايران به همراه آورد؛ در نتيجه، بخشي از اين درآمدها به صورت مستقيم و توسط دولت و به عنوان كمك‌هاي مالي يا غيرمستقيم و توسط خانواده‌ها، صرف تحصيل دانشجويان در خارج مي‌شد.
بر پايه آمارهاي اداره‌ي رسيدگي به درخواست‌هاي تابعيت و اقامت آمريكا، شمار ايرانياني كه با عنوان دانشجو وارد اين كشور شده‌اند، از ۹۷۷ نفر در سال ۱۹۶۰ به ۴۸۳۲ نفر در سال ۱۹۷۳ رسيده است. بر پايه همين گزارش، در سال ۱۹۷۳، نزديك به ۱۷ درصد دانشجويان ايراني پس از ورود به آمريكا، درخواست اقامت دائم كرده‌اند. آمارهاي مؤسسه‌ي بين‌المللي آموزش نشان مي‌دهد كه در سال تحصيلي ۷۴-۱۹۷۳ در مجموع، ۹۶۲۳ دانشجوي ايراني در آمريكا تحصيل مي‌كرده‌اند و از اين شمار، ۷۱ درصد در مقطع كارشناسي، ۲۲ درصد كارشناسي ارشد و بالاتر، ۲ درصد در سطح تخصصي و فوق دكتري و بقيه در ديگر مقاطع درس مي‌خوانده‌اند.(حسینی نژاد و کامه ۱۳۸۲، ۲۳۴).
جدول مهاجرت نخبگان به کشورهای غربی
رتبه ایران در میان ۹۱ کشور توسعه یافته یا در حال توسعه
مهاجرت نخبه گان ایرانی به کشورهای غربی
مهاجرت دارندگان تحصیلات عالیه در سال ۱۳۸۷
انتقال سرمایه های ایرانی به صورت منابع انسانی
  اول
سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر
روزانه:
۱۵ نفر کارشناس ارشد
۲ تا ۳ نفر دکترا
سالانه: ۵۴۷۵ نفر لیسانسیه
به ایالات متحده: ۴/۵ میلیارد دلا ر
به اروپا: ۶ میلیارد دلار
سایر کشورها: ۱ میلیار
د دلار
جدول از http://khoy-pnu.mihanblog.com
وقوع جنگ از يك سو و انقلاب فرهنگي در دانشگاه‌ها از سوي ديگر، موج ديگري از مهاجرت پس از انقلاب را موجب شد. يك دسته از مهاجران كساني بودند كه به علت جنگ تحميلي و به سبب طولاني شدن آن، شرايط را براي زندگي مناسب نمي‌دانستند. اينها اغلب كساني بودند كه براي فرار از خدمت سربازي در سنين پايين اقدام به مهاجرت مي‌كردند و مي‌توانستند در كشورهاي غربي به كسب و كار دست يابند و يا كساني بودند كه شرايط اقتصادي و اجتماعي ناشي از جنگ را قابل تحمل نمي‌دانستند. كساني كه در سنين پايين اقدام به مهاجرت مي‌نمودند، در كشورهاي اروپايي به تحصيل پرداخته و موفق به كسب تخصص مي‌شدند. بسته شدن دانشگاه‌ها موجب مهاجرت يا فرار دو دسته از نخبگان شد. يك گروه، متخصصان جواني بودند كه در اوايل انقلاب با اشتياق فراوان به ايران بازگشته و هر كدام در دانشگاه يا مؤسسه‌اي مشغول به كار شده بودند، اما به دليل اين كه هنوز به طور پيماني يا ساعتي به تدريس اشتغال داشتند و به استخدام رسمي درنيامده

دیدگاهتان را بنویسید