رابطه چند ویژگی با منبع کنترل

 تفاوتهای سنی و جنسیت در منبع کنترل

بررسی ها نشان داده اند که تلاش برای کنترل کردن محیط بیرونی مان در نوباوگی آغاز می شود و بین ۸ تا ۱۴ سالگی آشکارتر و متمایز می گردد. معلوم شده است که بیشتر دانشجویان دانشگاه، گرایش درونی نشان می دهند و نه بیرونی. از این گذشته، به نظر می رسد که وقتی افراد مسن تر می شوند، گرایش درونی آنها بیشتر می شود که در میانسالی به اوج می رسد(راتر، ۱۹۶۶؛ به نقل از شولتز،۱۹۹۹، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

در رابطه با نمرات کلی مقیاس I – E تفاوتهای معناداری بین مردان و زنان دیده نشده است.اما به نظر
می رسد که منبع بیرونی کنترل بعد از طلاق در زنان افزایش می یابد که برگشت به منبع کنترل درونی در پی آن می باشد(دوهرتی[۱]، ۱۹۸۳ به نقل از شولتز، ۱۹۹۹ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

 

 تفاوتهای نژادی و اجتماعی اقتصادی در منبع کنترل

عملکرد آزمون افراد طبقات پائین اجتماعی و اقلیت ها، منبع کنترل بیرونی را نشان داد. این موضوع در مطالعه ای که طی آن کودکان سیاه طبقه پائین نشان دادند که از کودکان سفید طبقه پائین و متوسط یا کودکان سیاه طبقه متوسط گرایش بیرونی بیشتری دارند تأیید شد. در مجموع معلوم شده است که آسیایی ها بیشتر از آمریکایی ها گرایش بیرونی دارند (بتل[۲] و راتر، ۱۹۶۳ ؛ به نقل از شولتز، ۱۹۹۹ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

 

 تفاوتهای رفتاری و منبع کنترل

افرادی که گرایش به درون دارند از افرادی که به بیرون گرایش دارند با احتمال بیشتری به خیالپردازی های بیشتر درباره موفقیت و خیالپردازی های کمتر در مورد شکست می پردازند، در موقعیت های مختلف اطلاعات بیشتری را کسب و پردازش می کنند، حس انتخاب شخصی بیشتری را تجربه می کنند، محبوب همسالانشان هستند، جذب افرادی می شوند که بتوانند آنها را دستکاری کنند، اعتماد به نفس بیشتری دارند، به شیوه های ماهرانه تری عمل می کنند. همچنین افراد دارای منبع کنترل درونی با احتمال کمتری مشکلات هیجانی دارند یا الکلی می شوند. آنها با ناراحتی روانی بهتر کنار می آیند، کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و با احتمال کمتری دست به خود کشی می زنند. پژوهش ها همچنین نشان داده است افرادی که از نظر منبع کنترل درونی بالاتر هستند، در مدرسه نمره های بالاتری می گیرند (شولتز، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

حاتمی و همکاران (۱۳۸۹) عنوان نمودن که « رابطه منبع کنترل و ویژگیهای شخصیتی» که بین ویژگی های شخصیتی روان رنجوری (یا صفات اضطراب، پرخاشگری، افسردگی، کم رویی، تکانش گری و آسیب پذیری) و منبع کنترل، رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش، حاکی از آن بود که بین مسئولیت پذیری، برون گرایی و انعطاف پذیری نیز رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد.

تیلور[۳] (۱۹۹۹ به نقل از زاهدنژاد، ۱۳۸۹) در تحقیقی که با عنوان نقش باورهای سلامت و کانون کنترل سلامت بر رضایت از درمان روی بیماران سرطانی انجام داد به این نتایج دست یافت که کانون بیرونی کنترل سلامت با رضایت از درمان بیماران رابطه مثبت معنی داری دارد.

 

سلامتی جسمانی و منبع کنترل

افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند از آنهایی که دارای منبع کنترل بیرونی می باشند احتمالا از نظر جسمانی سالم ترند. پژوهش نشان می دهد که آنها فشارخون پایین تر و حمله های قلبی کمتری دارند. زمانی که آنها دچار مشکلات قلبی می شوند، از بیمارانی که گرایش بیرونی دارند، با کارکنان بیمارستان بهتر همکاری می کنند و زودتر مرخص می شوند. آنها در مورد سلامتی خود حساس ترند، با احتمال بیشتری کمربند ایمنی را می بندند، ورزش می کنند، و سیگار را ترک می کنند. در پژوهش مسعودنیا (۱۳۸۶) تفاوت معناداری بین افراد با منبع کنترل درونی و منبع کنترل بیرونی، در زمینه استراتژی های مقابله به طور کلی و نیز مؤلفه های آن مشاهده شد. در مجموع شواهد نشان می دهند افرادی که معتقدند کنترل شخصی دارند نسبت به پیامهای تندرستی حساس ترند و با احتمال بیشتری برای بهبود سلامتی خود می کوشند.معلوم شده است کنترل تا جایی که به سلامتی جسمانی مربوط می شود شامل چهار عامل است: تسط بر خود، پیشگیری از بیماری، اداره بیماری و سرزنش خود. عاملی که ارتباط بسیار نزدیکی با سلامتی جسمانی و بهزیستی داشت، تسلط بر خود بود، یعنی اعتقاد فرد به توانایی غلبه کردن بر بیماری(همان منبع).

مطلب مشابه :  خود جرحی و طبقات تشخیصی از دیدگاه روانشناختی

مشکی و همکاران (۱۳۸۹) پژوهشی با عنوان « باورهای کنترل سلامت و سبک زندگی زنان باردار» انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که بین باور کنترل سلامت درونی و ابعاد تغذیه و ایمنی از سبک زندگی در دوران بارداری رابطه معنی داری وجود دارد همچنین جامیسون[۴]، لویس و بوریش (۱۹۸۶) نشان دادند که منبع کنترل درونی نسبت به منبع کنترل بیرونی با افزایش نگرش مثبت به توانایی روانی، مقاومت افراد را در برابر بیماری افزایش داده و باعث دوری از آسیب می شود.

آندرسون (۲۰۰۱) اذعان کردند که در پی کنترل ضعیف متابولیک، سلامت روانی بیمار ان دیابتی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.

 

 یادگیری و منبع کنترل

شواهد نشان می دهند که منبع کنترل در کودکی آموخته می شود و به طور مستقیم به رفتار والدین مربوط است. عقاید کنترل بیرونی احتمالا توسط کودکان پرورش یافته در خانه هایی نشان داده می شود که فاقد الگوی نقش مرد بزرگسال بوده اند. همچنین، عقاید کنترل بیرونی با تعداد همشیرها افزایش می یابد. بنابراین کودکان موجود در خانواده های بزرگ تک والدی که توسط مادر سرپرستی می شود با احتمال بیشتری منبع کنترل بیرونی را پرورش می دهند (شولتز، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

معلوم شده است والدین کودکانی که دارای منبع کنترلی درونی هستند، بسیار حمایت کننده اند، موفقیت ها را تحسین می کنند(تقویت مثبت)، و در مقررات انضباطی خود با ثبات هستند. آنها نگرشهای خودکامه ندارند.این والدین هنگامی که فرزندانشان بزرگتر می شوند، با تشویق استقلال، منبع کنترل درونی را همچنان در آنها پرورش می دهند(همان منبع).

 اساس نظری جایگاه مهار سلامت

 کنترل را توان اعمال قدرت، هدایت یا بازداری اعمال و رفتار دیگران یا خود تعریف کرده اند. نظریه های مربوط به رفتار انسان از نظر مفروضات خود درباره ماهیت آدمی تفاوت دارند. رویکردهای انسان گرایانه مربوط به رفتار اجتماعی غالبا بر این فرض اتکا دارند که ما به عنوان موجودات انسانی، کنترل تقریبا کاملی بر رفتار خود داریم (شولتز، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

در مقابل اسکینر(۱۹۷۱) و پیروان وی در موضع گیری های خود عوامل محیطی را تعیین کننده رفتارهای ما می دانند. حرف آنها این است که ما تحت کنترل پاداش ها و تنبیه های بیرونی هستیم و اراده ای آزاد، زاییده تخیلات ماست.اگرچه یقینا منصفانه تر آن است که بگوییم در روانشناسی اجتماعی تجربی، تأکید بیشتر بر عوامل مؤثر بیرونی است تا انتخاب فردی، اما در میان دو موضع اراده آزاد و کنترل بیرونی (جبر و اختیار)، مواضع بینابین زیادی هم وجود دارند. احساس کنترل داشتن، احساس مطلوبی است که در بهداشت روانی فرد نقش مهمی بازی می کند، حتی اگر این احساس توهمی بیش نباشد(همان منبع).

عوامل بسیاری می توانند باور ما را در مورد کنترل افزایش دهند، به طور کلی هر قدر که یک موقعیت کاملا شانسی در ظاهر به یک موقعیت مهارت واقعی شبیه تر باشد، بیشتر امکان دارد در ما داشتن کنترل بر روی نتایج و بازده آن موقعیت شکل بگیرد. از جمله عوامل دیگری که در وجود این احساس مؤثرند رقابت است، اما این رقابت در صورتی مفید است که حریف بسیار ضعیف یا بسیار قوی نباشد. موقعیت هایی که ما نسبت به آنها احساس کنترل داشته باشیم، نظر مثبت ما را نسبت به خود برمی انگیزند و بر عکس نگرش ما نسبت به موقعیت هایی که احساس کنترل بر آنها نداریم، منفی می شود( هاشمی نصرت آبادی، ۱۳۸۹).

مطلب مشابه : 

یکی از جنبه های مهم از دست دادن کنترل، مثلا در مکان هایی چون خانه سالمندان، ایجاد درماندگی آموخته شده است. ساکنان خانه های سالمندان غالبا به این علت که کنترلی بر محیط خود احساس نمی کنند دچار حالت درماندگی آموخته می شوند. وقتی در این خانه ها نیز امکانات فراهم می شود تا ساکنان کنترل نسبی بر محیط خود داشته باشند، تغییرات قابل ملاحظه ای در جهت مثبت، در رفتار آنان پدید می آید(همان منبع).

بیماری نیز ممکن است سبب ایجاد احساس عدم کنترل شود، مانند افسردگی پس از زایمان های حاد و حمله قلبی. یعنی رویدادی که هم نامطلوب و هم به میزان بسیار زیادی خارج از کنترل است. به طور کلی واکنش ها به دو دسته مقاومت در مقابل از دست دادن کنترل و تسلیم شدن به آن تقسیم می شوند. اگر چه عوامل موقعیتی می توانند احساس ما را در مورد کنترل داشتن روی موقعیت ها قویا تحت تأثیر قرار دهند،این امر نیز واقعیت دارد که مردم از نظر باورهای کلی خود در مورد کنترل، تفاوتهای زیادی با هم دارند.(هاشمی نصرت آبادی، ۱۳۸۹).

در مورد تفاوت افراد مختلف در چگونگی اعتقاد آنها نسبت به مسأله منبع یا مکان یا محور کنترل باید گفت به اعتقاد راتر(۱۹۶۶) مردم عقیده دارند کنترل رویدادها در زندگی آنان یا درونی است یا بیرونی. به عبارت دیگر، یک جنبه مهم نظام راتر، باور منبع کنترل همان تقویت های ماست. بررسی های راتر نشان داده است، بعضی مردم معتقدند که تقویت ها وابسته به رفتار خود آنها هستند در حالی که دیگران تصور می کنند که تقویت ها به وسیله نیروهای بیرونی کنترل می شوند. افرادی که دارای متغیر شخصیتی موسوم به مکان کنترل درونی هستند، اعتقاد دارند تقویتهایی که دریافت می کنند تابعی از رفتارها یا ویژگی های خود آنهاست. افرادی با جهت گیری بیرونی که دارای مکان کنترل بیرونی هستند فکر می کنند که دریافت تقویت آنها در دست مردم دیگر، تقدیر یا شانس است(شولتز، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱).

صرف نظر از ماهیت مکان کنترل بیرونی، افراد دارای جهت گیری بیرونی معتقدند که آنان در برابر این نیروهای بیرونی، ناتوان هستند. مکان کنترل ما تأثیر زیادی بر رفتار ما خواهد داشت. اشخاص با مکان کنترل بیرونی که معتقدند رفتارها یا مهارت های آنان در تقویت هایی که دریافت می کنند اثری ندارد، در کوشش برای بهبود موقعیت خود فایده ای نمی بینند. آنان به امکان کنترل زندگی خود در زمان حال یا آینده باور چندانی ندارند. کسانی که دارای جهت گیری درونی هستند، معتقدند که کنترل کاملی بر زندگی خود دارند و مطابق با همین باور رفتار می کنند(همان منبع).

افراد دارای مکان کنترل درونی در مقایسه با افراد دارای مکان کنترل بیرونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی بیشتری دارند. همچنین شواهدی در دست است که نشان می دهد افراد دارای مکان کنترل درونی ممکن است از بهداشت روانی بهتری برخوردار باشند.برای مثال افراد دارای مکان کنترل بیرونی در مقایسه با مکان کنترل درونی، اضطراب بیشتر و عزت نفس کمتری دارند( هاشمی نصرت آبادی، ۱۳۸۹).

مالکارن و همیلتون (۲۰۰۵) در تحقیق خود نشان دادند که کانون درونی کنترل سلامت به طور مثبت با آگاهی و نگرش، وضعیت روانشناختی، رفتارهای بهداشتی و سلامت و بهداشت بهتر رابطه دارد. در مقابل منابع بیرونی کنترل سلامت با رفتارهای بهداشتی منفی و وضعیت روانشناختی ضعیف رابطه دارد.

ذکر این نکته مهم است که ما به عنوان افراد درونی یا بیرونی به دنیا نمی آییم، بلکه کانون کنترل بر اساس یادگیری و تجاربمان در جریان رشد ایجاد می شود و مطلب مهم تر اینکه چون کانون کنترل مبتنی بر ادراکات فرد از زندگی است، از این رو می توان آن را مجددا ارزیابی کرد و تغییرش داد. درونی ها در مقایسه با بیرونی ها از پیشرفت زیادی یرخوردارند، زیرا آنها در مقابل شکست هایشان واکنش منفی کمتری از خود نشان می دهند و از موفقیت هایشان نیز رضایت شخصی بیشتری کسب می کنند(همان منبع).

مطلب مشابه :  آزادی و مسئولیت از دیدگاه مکاتب فلاسفه

درونی ها بیشتر تمایل دارند تا با رویدادهای تنش زای زندگی با روش مسأله گشایی مقابله کنند، به خصوص زمانی که بر رویداد تنش زا کنترل دارند. بیرونی ها به احتمال زیاد به رویدادهای قابل کنترل از طریق تخیل واکنش نشان می دهند. همچنین درونی ها بیشتر مستقل هستند، آنها در قبال رویدادهای زندگی و سلامت جسم و روان خود مسئولیت بیشتری می پذیرند(هاشمی نصرت آبادی، ۱۳۸۹).

بررسی ها نشان داده اند که کودکان همزمان با رشد خود، جهت گیری درونی پیدا می کنند.کنترل درونی از اواخر نوجوانی تا میانسالی افزایش می یابد و تا سنین پیری در همان سطح باقی می ماند. رفتار افراد دارای جهت گیری درونی با رفتار افراد دارای جهت گیری بیرونی متفاوت است(شولتز، ۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹).

افراد درونی احتمالا در موقعیتهای مختلف، اطلاعات بسیاری کسب می کنند و یادگیری بیشتری خواهند داشت در موقعیتهایی که باید از میان شقوق مختلف دست به انتخاب بزنند، احساس انتخاب شخصی بیشتری دارند، بین همسالان خود محبوب هستند، و به سوی افرادی که می توانند آنها را تحت تأثیر قرار دهند، جذب می شوند. همچنین این افراد کمتر دچار اضطراب و نشانه های روانپزشکی می شوند. افراد دارای جهت گیری درونی به کسب نمره های بالاتر در مدرسه تمایل دارند و در آزمونهای هنجارشده پیشرفت تحصیلی نمره بالاتری به دست می آورند. آنان در مقابل تلاش برای ترغیب و اجبار، مقاوم تر، درک کننده تر، کنجکاوتر و در پردازش اطلاعات، کاراتر هستند (افضلی، ۱۳۸۵).

حسن زاده و همکاران (۱۳۸۴) با بررسی « ارتباط میان منبع کنترل سلامت و رفتارهای بهداشتی» دریافتند که بین منبع کنترل درونی سلامت و رفتارهای بهداشتی در زمینه های بهداشت فردی، تغذیه، ورزش، خواب و استراحت و کنترل اضطراب رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین رفتار بهداشتی دانش آموزان با منبع کنترل درونی و بیرونی سلامت تفاوت معنی داری وجود داشت.

تحقیقات نشان داده که اگر افراد بتوانند منبع کنترلی به وجود آورند که بیشتر درونی باشد تا بیرونی، آنها
می توانند یاد بگیرند که مسئولیت بیشتری برای بهداشت و سلامت خودشان تقبل می کنند.مفهوم منبع کنترل یا مسئولیت برای خویشتن در همه ابعاد تأثیر می گذارد. برای مثال افراد درونی از نظر جسمی معتقدند آنها می توانند اعمال خود را کنترل کنند و تغذیه عمومی و وضعیت مناسب یا شرایط خارجی را برای تغییر دادن الگوی خود به کار می برند. از نظر هیجانی، بعضی افراد برای احساسات خود مسئولیت را تقبل می نمایند در حالی که افراد دیگر معتقدند که چیزهای دیگر یا افراد دیگر می توانند علت احساسات آنها باشند. از نظر عقلی،درونی ها معتقدند که آنها افکارشان را انتخاب می کنند ولی بیرونی ها معتقدند آنها را مدتها پیش یاد گرفته اند و نمی توانند آنها را تغییر بدهند. از نظر اجتماعی درونی ها می توانند ببینند که چگونه آنها به موفقیت و شکست در تعاملات و ارتباطات کمک می کنند اما بیرونی ها پیامد را به شخص دیگری نسبت می دهند. در بعد روحی، درونی ها معتقدند که آنها معنایی برای خودشان خلق می کنند ولی بیرونی ها معتقدند معنی توسط نیروهای خارجی و بیرونی آشکارمی شود (افضلی، ۱۳۸۵).

لازاروس و فولکمن[۵] استدلال می کنند از آنجا که افراد با منبع کنترل درونی بر این باورند که می توانند نتایج رویدادها را تحت کنترل داشته باشند، به احتمال بیشتری در مقایسه با افراد با منبع کنترل بیرونی، از استرادژی های مقابله ای معطوف به حل مسئله فعالانه استفاده می کنند(لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

  1. ۱٫ Duherty
  2. Betel
  3. Teylor
  4. Jamison
  5. ۱٫ Fullekman