– راه تشخیص مصلحت ومفسده

یکی از مسایلی که در ارتباط با مساله مصلحت و مفسده مطرح است این است که آیا تشخیص مصلحت و مفسده فقط اختصاص به شارع دارد؟ شکی نیست که یک سلسله از احکام در اسلام وجود دارد که بر اساس مصالح و مفاسدی وضع گردیده اند که فقط شارع مقدس به مصالح و مفاسد آنها آگاهی داشته و اگر شارع مقدس به آنها امر ونهی نمی کرد،ما نمی توانستیم مصالح و مفاسد آنها را تشخیص دهیم و حتی در اسلام یک سلسله احکام وجود دارد که پس از بیان شارع مقدس آن را وضع کرده است بدیهی است که در این چنین موارد لازم است طبق احکام مذکوره عمل کرد و بدون چون و چرا آنها را پذیرفت و ما بحثی نسبت به این دسته از احکام نداریم.ولیکن دسته دیگری از احکام وجود داردکه ملاکات آنان برای ما روشن است، مثل حرمت احتکار،گرانفروشی، رشوه، سرقت، خوردن مال یتیم و احکامی مانند آنها که شارع مقدس از آنها نهی فرموده است و یک دسته از مسایل هستند که شارع نسبت به آنها اظهار نظری نفرموده است و ما می توانیم آنها را به مصلحت جامعه تشخیص دهیم و یا آنها را مضر و موجب فساد بدانیم. مانند احداث خیابان،وضع مقررات راهنمایی و رانندگی،وضع قانون کار،قانون بیمه، مجازات مرتکبین قاچاق، مجازات محتکرین،گرانفروشان، مجازات کشیدن چک بلا محل و مانند اینها،که برای حفظ این حکومت و نظامی کمال ضرورت را داردوبه نظر نمی آید یک حکومت بتواند کیان خود را حفظ نماید مگر آنکه نسبت به رعایت قوانین و مقررات مذکور کمال جدیت را داشته باشد و در مقابل بعضی از اصولیین ما نمی توانیم به طور قطع و یقین مصالح در متعلقات احکام را بدست آوریم هرچند متعلقات احکام خالی از مصلحت و مفسده نمی باشد.زیرا اولاً مقتضیات و ملاکات احکام اموری بسیار دقیق و ظریف می باشند، که لازم است از ابعاد مختلف و گوناگونی در نظر گرفته شوند و چه بسا در تکوین مصلحت جنبه های مختلف و گوناگونی وجود داشته باشد که از دید ما مخفی بوده و عقل ما در رسیدن به آنها عاجز و قاصر باشند پس با این احتمال هیچگاه عقل ما به ملاکات احکام راه نمی یابد مگر آنکه انبیاء واوصیاء ما را به این ملاکات واقف و مطلع سازند که در این صورت عقل می تواند ملاک حکم را درک کند امیرالمومنین علی ع در نهج البلاغه می فرمایند:(فبعث فیهم رسله وواتر الیهم انبیائه لیستادوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول).(نهج البلاغه،خطبه اول)

مطلب مشابه :  ابعاد و عناصر علم اسلامي

از جمله اخیر استفاده می شود که در عقول انسانها دفینه هایی است که خود انسانها به آنها واقف نیستند، پیامبران به رسالت مبعوث می شوند که آن دفینه ها و گنجها را که در عقول انسانها به ودیعت سپرده شده اند آشکار سازند.این جمله دلالت دارد بر اینکه عقول بشر دریافت اسراری که درونش هست عاجز است و به تمام جهات مصالح و مفاسد نمی تواند توجه داشته باشد بنابراین لازم است که انبیاء و رسل او را آگاه سازند و از غفلت بیرون آورند و به همین جهت است که خداوند متعال در قرآن مجید پیامبران را مذکر دانسته است[۱] زیرا آنان انسانها را از غفلت بیرون می آوردند و به آنها مصالح ومفاسد راتذکر می دهند.

مرحوم محقق نائینی در مقام رد بر قاعده مقتضی  و مانع می فرماید اگر مراداز مقتضی ملاکات احکام باشد هیچکس جز علام الغیوب به آنها آکاه نیست و حضرت آیت الله خوئی در مبحث استصحاب در آنجایی که در ارتباط با نظر شیخ انصاری که در حجیت استصحاب تفصیل داده است بین شک در مقتضی و رافع چند احتمال را نقل می فرماید،در احتمال سوم می گوید: محتمل است بگوییم مراد شیخ از مقتضی یا ملاکات احکام است.

ثانیاً،اگر بر فرض انسان بتواند مصالح را تشخیص دهد و به آنها قطع یابد از کجا می توان اطمینان کرد که قطع وی ناشی از اغراض و مقاصد شخصی نشات نگرفته باشد زیرا هوی ها وهوس ها بر بشر حکومت می کند و بشر به اعتقاد اینکه کار خوب می کند کار بد انجام می دهد. (الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا)[۲]

مطلب مشابه :  فن آوري و خصيصه هاي مادي و تاثیر آن بر استرس شغلی

(و اذا قیل لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون الاانهم هم المفسدون ولکن لایشعرون)[۳]

با این ترتیب بشرنمی تواند به مصالح حقیقی وواقعی دست یابدمگر از راه وحی و تبلیغ انبیاءو اوصیاء آنان،

ثالثاًمقتضات آیات ناهیه از عمل به غیر علم،این است که انسان نباید به امری که نمی تواند قطع و یقین بدست آورد ترتیب اثر بدهد و در مصلحت امر چنین است و رابعا اگر بتوانیم به مصالح و مفاسد واقعی راه یابیم و قطع به آنهاپیدا کنیم لازم خواهد آمد که نیازی به ارسال رسل و انزال کتب نداشته باشیم.( مرعشی،۱۳۷۳،ص۴۱)

[۱] سوره غاشیه،آیه ۲۲

[۲] سوره کهف،آیه ۱۰۴

[۳] سوره بقره،آیه ۱۱و ۱۲