ضوابط تشخیص اختلال سلوک بر اساس DSM-IV-IR

الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن با حقوق اساسی دیگران یا هنجار های اجتماعی و اصول عمدی متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود و با وجود حداقل یک ملاک در ۶ ماه گذشته تظاهر می کند.

  • پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات

غالباً قلدری می کند، دیگران را می ترساند  یا تهدید می کند.

غالباً  شروع کنندة نزاع فیزیکی است.

از اسلحه ای که می تواند آسیب جدی به دیگران برساند ( مثل چماق، پاره آجر، بطری شکسته، چاقو، تفنگ ) استفاده کرده است.

نسبت به مردم از نظر فیزیکی، بی رحمی نشان داده است.

با حضور قربانی اقدام به دزدی کرده است (مثل جیب بری، کیف زنی، اخاذی، سرقت مسلحانه) کس دیگری را وادار به فعالیت جنسی کرده است.

  • تخریب اموال

عمداً به قصد ایجاد صدمه جدی دست به آتش افروزی زده است.

عمداً مال دیگران را تخریب کرده است ( غیر از آتش افروزی ).

  • حقه بازی یا دزدی

بدون اجازه وارد خانه، ملک یا اتومبیل دیگری شده است.

غالباً برای به دست آوردن چیزی یا محبتی یا اجتناب از تعهد دروغگویی می کند
( گوش بری می کند).

بدون حضور قربانی اشیاء با ارزش را دزدیده است ( مثل دزدی از مغازه، اما بدون شکستن قفل یا جعل).

نقض جدی مقررات

علی رغم قدغن نمودن والدین، قبل از ۱۳ سالگی شب ها بیرون از خانه می ماند.

ضمن اقامت با والدین یا جانشین آن ها دوبار شبانه از خانه فرار کرده است ( یا یکبار به مدت طولانی بدون مراجعت به خانه ).

مطلب مشابه :  راهنمای خرید لوازم آرایشی بهداشتی

غالباً از ۱۳ سالگی مدرسه گریزی را شروع کرده است ( سادوک و سادوک، ۲۰۰۳؛ ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۶ ).

 

۶-۲-۳-۲ پیش آگهی:

دوره و پیامد اختلال  سلوک، متفاوت است. پیامد درمان برای کودکان کم سن تربهتر است و الگو های رفتاری مربوط به عملکرد نادرست طولانی مدت معمولاً در برابر درمان بسیار مقاوم هستند ( کازدین[۱] ، ۱۹۹۵ ).

پیامد های دورة بزرگسالی اختلال، به نوع و شدت اختلال و همچنین به عوامل خطر ساز و عوامل حفاظت کننده در خانواده، کودک و جامعه بستگی  دارد. عوامل بسیاری نظیر سن شروع اختلال، جنسیت و وجود سایر اختلال های در این مورد مؤثرند. در بزرگسالانی که در کودکی دچار اختلال سلوک بوده اند، اگر زن باشد  احتمال بروز اضطراب و افسردگی واگر مرد باشد، احتمال اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و سوء مصرف مواد مخدر بیش تر است ( آفورد[۲] ، ۱۹۹۴ ).

 

۷-۲-۳-۲  علل زیستی:

مطالعات چندگانه ای پیشنهاد کرده اند که رفتار پرخاشگرانه یا ضد اجتماعی ممکن است منعکس کنندة  گرایشات فطری یا ژنتیکی در افراد باشد (گیبل، ۱۹۹۷ ).  انتقال خانوادگی از طریق داده هایی که  نشان دهندة رواج بالای اختلال شخصیت ضد اجتماعی در والدین دارای اختلال سلوک است، مطرح شده است. از آن جایی که مسائل سلوکی یا الکلیسم در میان والدین غیر بیولوژیک این کودکان یافت نشده است، ارتباط بین مسائل سلوکی کودکان و والدین آن ها حداقل در قسمتی  ژنتیکی است.

 

  ۳-۳-۲ سبب شناسی اختلالات نافرمانی مقابله ای(ODD) و سلوک( CD)

دامنة تأثیر پذیری  بالقوه بر رفتار کودکان بسیار متفاوت است، و این دامنه ها تعادل بسیار پیچیده ای بین کودک، خانواده، جامعه و عوامل  فرهنگی شامل می شوند. ویژگیهای فردی کودک، اعمال والدین و سازمان خانواده احتمالاً عوامل کلیدی مؤثر بر تشدید مشکلات در زندگی آینده فرد هستند، گرچه عوامل ژنتیکی و نوروبیولوژیک نیز ممکن است نقشی در این مشکلات داشته باشند ( اتکینسون و هورن بی، ۲۰۰۲؛ ترجمه رهنما و فریدی،۱۳۸۳ ).

مطلب مشابه :  انواع مسؤولیت

هر یک از عوامل خطر سازی مثل، انتقال  ژنتیکی برای خطر اختلال، ویژگیهای والدین، رفتار والدینی منفی و دستوری، غفلت از کودک و استفاده نادرست از او (سوء استفاده از او )، اختلاف زن و شوهر، اشکال نادرست وابستگی، از دست دادن والدین و غیاب پدر، ممکن است به یک نتیجه منفی در پرورش کودک مربوط شوند. بنابراین توجه به اینکه موارد ذکر شده لزوماً
نهاد های مستقلی نیستند ولی ممکن است به یکدیگر مربوط شوند یا عامل اصلی اختلال باشند، دارای اهمیت است برای مثال، اختلاف بین زن و شوهر به وضوح نمی تواند از اختلال روانپزشکی والدین یا غیاب والدین تفکیک شود.

محققان همچنین پیشنهاد کردند که فشار و افسردگی میتواند به طور منفی رابطه والدین با کودکان را تحت تأثیر قرار دهد و همچنین با انضباط بی ثبات، فقدان صمیمیت و انتظار نا مناسب از کودکان رابطه مستقیم دارد.

همچنین ویژگیهای خانوادگی مانند مهارت های فرزند پروری ضعیف، اندازه خانواده، ناسازگاری های خانوادگی، بد رفتاری با کودک و والدین ضد اجتماعی عوامل خطر سازی که با بزهکاری در کودکان مرتبط اند ( شادر، ۲۰۰۳ ).

از این رو والدین نقش مهمی در رشد اجتماعی – عاطفی کوکانشان بازی می کنند. تعدادی از مطالعات نشان می دهد که مادران و پدران به صورت مشابه رفتار کودکان را تحت تأثیر قرار
می دهند، در حالیکه مطالعات دیگر نشان دادند که رفتار های مادران نسبت به پدران اثرات بیشتری روی رفتار های کودکان دارد، همچنین پدران به شیوه ای متفاوت از مادران رفتار کودکان را تحت تأثیر قرار می دهند. دیوید وگراس[۳]( ۲۰۰۶) دریافتند که حمایت پدر و مادر اثرات مشابهی روی رفتار های کودکان دارد درحالیکه مطالعات دیگر گزارش کردند که تنها حمایت مادرانه رفتار های برون نمود کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد ( فلوری[۴] ، ۲۰۱۰ ).

مطلب مشابه :  نمونه ای از تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

همچنین بررسی های انجام شده در مورد سلامت روانی والدین و مشکلات رفتاری درونی یا بیرونی کودک نشان داده است که مشکلات بیرونی در کودکان ممکن است به طور مساوی به آسیب شناسی روانی در مادران و همچنین  پدران مربوط باشد. در حالی که مشکلات درونی در کودکان به طور دقیق تر به آسیب شناسی روانی در مادران بیش از پدران مربوط می شود (نوردال [۵]و همکاران، ۲۰۰۷ ).

 

۱٫kazdin

  1. oford

[۳]. David & geruses

[۴] .  Flourri

[۵] . Nordahi