علامه طباطبایی

مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر نیز مأمور است مؤمنان راستین را زیر بال و پر خود بگیرد.( برجی- 1386: 224-231)

فرضیه 4:آن چه به نام نظام اجتماعی در قرآن واسلام بر سر زبانهاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام اجتماعی را داراست.
نظام وتفسیر اجتماعی :

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همه میدانیم که توصیه ،از برنامه و دستگاه است .البته برخی از از توصیه ها به گونه ای است که انگشت انتخاب را بر یکی از نظام ها می نشاند ؛یعنی در عین آن که توصیه و رهنمود است ،اما یکی از راهکار های مناسب وموجود را بر می گزیند و به چشم می آورد .بنابراین بسیار ضروری است که قرآن شناسان ما ومفسران بزرگ حاضر ،یکی ازسه گزینه زیرراگزینش اعلان می کنند :
الف)حضور قرآن در زندگی اجتماعی و دنیایی انسان ،از رهگذر توصیه ها و رهنمود هایی است که در هر زمان ومکان، نظامی متناسب باآن زمان ومکان را تاب می آورد وخود نظام استانداردی را بخشنامه وترسیم نکرده است.به سخن دیگر ،نظام اجتماعی در اسلام ،امضایی است نه تأسیسی.
ب)جاودانگی وکامل بودن قرآن ،ابای از آن دارد که نظام اجتماعی روشن وهمخوانی را تدوین نکرده باشد و مردم را در این مهم به خود وانهاده باشد.ازاین جهت ، نظام اجتماعی وبرنامه زندگی قرآن ،همانند دستگاه اعتقادی آن است؛ یعنی همه اجزای رئیسی و اساسی زنگی مطلوب و اسلامی، در قرآن به صراحت و یا حداقل به اشارت بیان شده است .به سخن دیگر ، قرآن انسانها را با چند توصیه ورهنمود،تنها نگذاشته ودر جزئیات او را دستگیری وراهنمایی کرده است .پس نظام اجتماعی در اسلام،تأسیسی است نه امضائی.

ج)قرآن نظام خاصی را پیش ننهاده و به توصیه های پراکنده نیز بسنده نکرده است ؛بلکه توصیه های قرآن به گونه ای است که تا یک شکل ونظام اجتماعی- که در هر عصرو نسلی ، با تغییرات جزیی همراه است- راه چندانی ندارد؛ یعنی قرآن بااعلان وابلاغ خطوط کلی و برجسته یک برنامه منسجم و نظام وار اجتماعی ،برای هر جامعه ای شیوه ای خاص و قانونی جزیی نگر دارد .
تفاوت گزینه الف وب،روشن وبی نیاز از توضیح بیشتر است .اما گزینه ج،با دو فرد پیش از خود،تفاوت های ظریفی دارد که با اندکی توضیح ،آشکارتر خواهد شد .نظریه الف،رأساً منکر آن است که اسلام و قرآن ،شیوه و نظام خاصی را برای اداره زندگی به همه انسان ها در همه اعصار پیشنهاد کرده باشد .
سخن ب،درست مقابل دعوی الف است و قرآن را همان گونه که دستگاه اعتقادی لا یتغیر و ثابتی دارد ،دارای نظامی نسبتا ثابت و فراگیر و جاودانه می داند .ج،راهی میان آن دو پیشه گرفته و قرآن راحاوی توصیه هایی میداند که در هر عصری و میان هر اجتماعی ،تنها نوعی خاص از نظام جمعی و زندگی روزانه را می پسندد.به خلاف ب،که معتقد است قرآن از این جهت حساسیتی ندارد و همه گاه با هر نظامی که بتواند به توصیه های او عمل کند ،سر آشتی دارد و دست دوستی می دهد ،و میتواند در یک زمان با چندین برنامه متفاوت و مختلف الشکل کنار بیاید .
نگارنده به خود اجازه دواری و انتخاب یکی از سه گزینه پیش گفته را نمی دهد ،اما از آن جا که این مشکل ویا شبیه آن در دیگر اجزای حیات بشری نیز رخنه گر شده است ،ضروری میداند که هر چه زودتر صاحب نظران و اسلام شناسان بزرگ و معتبر جهان اسلام ، در این باره اظهار نظر و یا دست کم بحث وبررسی کنند .زیرا این تردید که هر اندیشمندی را بر سر سه راهی قرار می دهد ،در غیر برنامه زندگی و حیات اجتماعی بشرنیز چنگ و دندان نشان میدهد و صاحبان اندیشه وقلم را به چالش و مصاف با خود می خواند .این سه راهی ،در مسیر اقتصاد ،سیاست،فلسفه،عرفان وحتی علم تفسیر نیز قرار دارد . به حتم مشکلی با این ابعاد و گستردگی ، اگر پاسخی در خور نیابد ،ویرانگر و تشتت زا خواهد بود .بسا آشفتگی در فکر وعمل ،که فرآورده این گونه تردید ها است،وچه بسیار منازعات که از محل خود-یعنی گرهگشایی از عقده بالا- آغاز نشده است واز همین روی پایانی نخواهد داشت.
شمار بالایی از نزاع هایی که میان دانشمندان اسلامی در مباحث اجتماعی و سیاسی روز است از آن روست که پیش تر تکلیف خود و پیروان خود را درباره پرسش روشن نکرده اند ؛یعنی بدون آن که نخست معلوم کنند که اسلام و قرآن را مشتمل بر چه نظام و یا توصیه هایی میدانند ،به بحث و نظر می پر دازند وپیش ازآن که عقیده خود را در باره نظام مند بودن یا نبودن رویه اجتماعی اسلام،روشن کنند ،درباره توصیه های قرآن به اجتماع وانسان ها سخن می گویند .این نقیصه آنچنان اساسی است که راه را بر هر گونه نتیجه سودمندی میبندد ،و بلکه هر نتیجه ای را در دامی از تردیدهای بی حاصل وپرسش های بی پاسخ می اندازد.
مثلا در جهان فلسفه ،هر سه مدرسه عمده فلسفی ،یعنی فلسفه مشاء فلسفه اشراق ،و حکمت متعالیه،به قرآن استشهاد و گاه از آن استظهار می کنند؛البته با تفاوتی که در کمیت و کیفیت آنهاست .مرحوم علامه حلی آیه شریفه اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبّکَ أنَّهُ عَلا کلِّ شَیءٍشهیدٌ(سوره فضلت- آیه ی53)را اشاره به برهان ‹‹وجوب وامکان››میشمارد ومرحوم علامه طباطبایی آیه هفدهم سوره رعد را دلیل روشن بر اصالت وجود میداند .این در حالی است که برخی گنجاندن قرآن رادر قالب بحثهای نظری و اصطلاحات فنی ،ناروا وناسزا میشمارند.حلقه ای از مباحث عرفا ن نظری و سلسله ای از سالکان رسمی وفرقه ای نیست که برای مبانی و آداب خود به آیه ای از قرآن دست نیازند ،و این دست یازیدن ها ترجیع بند همه علوم و فنون جاری در میان مسلمان هاست .حتی کسانی گفته اند:این که حافظ در غزل های خود یک موضوع را اساس قرار نداده و هر بیت را به پیشگاه مضمونی برده است ،اقتفا واثر پذیری از قرآن است.زیرادرآیات قرآن نیز چنین پراکندگی دیده میشود .
حال که از براهین فلسفی تا ساختمان ذوقی ترین غزلیات فارسی را می توان به قرآن نسبت داد ،آیا این ضرورت احساس نمی شود که باید راجع به خود قرآن و صراحت ها و اشارت های آن ،به گونه ای شفاف وخالی از اجمال وابهام نظریه پر دازی کرد و ازجمله معلوم داشت که قرآن گرامی در باره نوع زندگی و اجتماعات بشری ،تا کجا وچگونه سخن گفته است ؟آیا قرآن به توصیه های ارشادی و یا مولوی بسنده فرموده یا این که اساس و بدنه یک نظام نیرومند و جاودانه را در اداره جامعه اندیشیده است ؟از طرفی ،آشفتگی وتشتتی که در بالا ازآن سخن رفت،به نظر ناگزیر و حتی گاه مطلوب میرسد .یعنی قرآن خود بدین رضایت میدهد که ابشخور همه نحله ها و اندیشه ها باشد و اگر شاه خوبان است ،منظور گدایان نیز باشد به قول حافظ:
زلف در دست صبا ،گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه
شاه خوبانی منظور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
هر کس از مهره مِهرتو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه
آنچه که نمی توان در آن تردید کرد ،تحصیص بخش مهمی از آیات قرآن کریم به موضوعات اجتماعی ومربوط به زندگی است.این اهمیت ویژه را می توان دریافت ،و ازهمه مهمتر و جاندارتر بخش قابل توجهی از خطبه های نهج البلاغه در باره اسلام و قرآن است .حضرت امیر مؤمنان،آنگاه که آثار بعثت پیامبر را بر میشمارد، بیشتر پیامدهای اجتماعی و زندگی ساز اسلام را گوشزد می فرمایند .ایشان در مقایسه میان زندگی انسانها پیش از بعثت و پس ازآن ،بیشتر به تفاوتهای مربوط به زندگی انسانها ،در این دوره توجه می کنند .حتی گاه بلافاصله پس ازآن که خاطر نشان میکنند قرآن واسلام برای انسانها توحید را به ارمغان آورد ،بی درنگ از مواهب و داده های اجتماعی اسلام سخن به میان می آورند .از بابت نمونه ،یک فراز از خطبه صد و نود و هشت نهج البلاغه را شاهد می آوریم.بااین توضیح که ازاین دست مطالب درنهج البلاغه به فراوانی یافت میشود و برخی آنها چنان شهرت دارند که نگارنده خود را از یادآوری آنها بی نیاز می بیند:
ثُمَّ انَّ االلهَ بَعَثَ محمداً(ص)بالْحقِّ حینَ دَنا مِنَ الذنیا الانْقِطاعُ واقْبل منَ الاخرهِالاطِّلاعُ.واَظْلَمَتْ بَهْجَتُها بعدَ اشراقٍ وقامَتْ بِاَهْلِها علی ساقٍ .وخَشُنَ مِنها مِعاد و اَزِفَ منها قیاد .انقطاعٍ من مُدِّتها،و اقترابٍ من اَشراطها وتصرُّمٍ مِِنْ اهلها وانْفِضامٍ من حلقَتِها ،وانتشارٍ مِنْ سببها و عفاءٍ من اعلامِها وتکشُّفٍ مِنْ عوراتِها وَ قِصَرٍ طُولِها. جَعَلَهُ الله بلاغاً لرسالته ،وکرامهً لاُمّتِهِ و ربیعاً لاهلِ زمانه ،و رفعهً لاعوانِهِ وَ شَرفاً لِاَنصارِهِ.‹نهج البلاغه-خطبه ی198›.
پس خدا محمد را- که درود وی بر او و خاندان اوباد- به حق بر انگیخت ،آنگاه که پایان دنیا نزدیک بود و آخرت روی آور و جهان پس از روشنی و زیبایی ،تاریک،زندگی مردمش،دشوار،و آرام جای آنان ناهموار .جهان به نیستی و فروریختن نزدیک گردیده مدت آن به سر رسیده ،و نشانه های آن پدید و پیوند مردمش با آن بریده و حلقه های پیوندشان ازهم گسیختگی شان بسیار،ونشانه های رستگاری ناپدیدار ،و زشتی های دنیا آشکا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *