عوامل متعددي در اثر بخشي آموزش دخيل هستند اما به نظر مي‌رسد مهم ترين عامل مؤثر در اين زمينه، نياز سنجي صحيح و متناسب آموزشي است. بنا به نقش ارزنده‌اي كه اين امر در اثر بخش نمودن دوره‌هاي آموزشي دارد، توضيح اجمالي در اين زمينه لازم به نظر مي‌رسد. به طور كلي مي‌توان گفت كه نياز سنجي آموزشي عبارت است از شناسايي نيازها (فاصله آنچه هست با آنچه بايد باشد) و درجه‌بندي آنها به ترتيب اولويت و انتخاب نيازهايي كه بايد كاهش يابد و يا حذف شود (عباس زادگان و ترك زاده، ۱۳۷۹).

توجه به اصول نيازسنجي ازجمله ديگر عوامل مؤثر در اثربخشي آموزشي است كه به اختصار عبارتند از

  • اصل تداوم (به دليل تغييرات دائم محيطي و درون سازماني)
  • اصل جامعيت ( جمع آوري اطلاعات جامع و كامل درمورد همه ابعاد و اركان كار)
  • اصل مشاركت (همكاري تيم نياز سنجي)
  • اصل عينيت واعتبار (استفاده از روش‌هاي عيني و معتبرتر)
  • اصل واقع بيني (داشتن نگرش واقع بينانه به هدف، حوزه، سطح و محيط نياز سنجي)
  • اصل رعايت ملاحظات اخلاقي (رعايت اصول فرهنگي حاكم برسازمان)

توجه به انواع روش‌هاي نياز سنجي كه درسازمان‌ها به كار برده مي‌شود نيز ديگر عامل مؤثر در اثر بخشي نمودن دوره‌هاي آموزش مي‌باشد كه با توجه به اهداف و مقاصد سازماني خود ازروش‌هايي همچون آلفا، بتا، گاما، دلتا، اپسيلون و زتا استفاده نمود.

يكي ديگر از مواردي كه در اثربخشي آموزش تأثير دارد شكل اجراي دوره‌هاست كه بايستي متناسب با ماهيت موضوعي دوره و يا نيازي كه سازمان تشخيص مي‌دهد به صورت سميناري، دوره‌اي، مكاتبه‌اي، حضوري ويا درقالب يك اردوي علمي تفريحي برگزار شود. مثلا دوره‌هايي كه در راستاي تحقق تعاملات و مراودات اجتماعي كاركنان است، اگر به صورت آموزش حساسيت در قالب يك اردوي تفريحي برگزار شود داراي اثربخشي بالايي خواهد بود

مطلب مشابه :  اهداف نیاز سنجی اموزشی از دیدگاه روانشناختی