مقالات و پایان نامه ها

عوامل موثر بر ساختار سازمانی

عوامل موثر بر ساختار سازمانی

نگرش اقتضايي كه يك تفكر غالب در تئوري سازمان است، بر اين نكته تأكيد دارد كه اعتبار، اثربخشي و كارايي و بهره­وري ساختار سازماني به عوامل اقتضايي؛ استراتژي، تكنولوژي، محيط و طرح سازماني بستگي دارد(رابینز،1389،314). بايد توجه داشت كه آن­چه امروز يك عامل مهم اقتضايي براي سازمان تلقي مي­شود، در آينده ممكن است با عامل ديگري جايگزين شود و يك ساختار سازماني اثربخش و كارا بايد بتواند بين سازگاري داخلي (رسميت، تمركز، پيچيدگي) و سازگاري خارجي (اندازه، تكنولوژي، استراتژي، محيط و قدرت) سازمان تعادل برقرار كند. توجه به عوامل اقتضايي در محيط متلاطم امروزي امري حياتي است و در مواردي بقاي سازمان را رقم مي­زند. از اينرو ساختار بايد با در نظر داشتن اين عوامل طراحي شود تا بتواند زمينه تحقق اهداف و استراتژي­هاي سـازمان را فراهم كند(ریچارد،1384،88) .

الف) استراتژي

استراتژي ميتواند به عنوان فرآيند تعيين اهداف بنيادي بلندمدت، اتخاذ شيوه كار و تخصيص منابع لازم براي تحقق اين اهداف تعريف شود(رابینز – دی­سنزو ، 1387،192). استراتژي به معناي اعمالي است كه سازمان براي پاسخ يا پيش­بيني تغييرات محيط خارجي طراحي مي­كند. نخستين بار پذيرش اهداف و استراتژي به عنوان عوامل تعيين­كننده ساختار سازماني در مفروضات اقتصاد كلاسيك مطرح گرديد Child,2012)) به اعتقاد پيتر دراكر، ساختار وسيله­اي است براي حصول اهداف بلندمدت و كوتاه مدت سازمان، از اين­رو هر نوع بحث و بررسي پيرامون ساختار بايد با اهداف و استراتژي آغاز گردد . از مهم­ترين تحقياتي كه در رابطه با تأثير استراتژي بر ساختار صورت گرفته، مي توان به تحقيقات چندلر در اوايل دهه 1960 و تحقيقات مايلزواسنو اشاره كرد (ریچارد،1384،88).

ب) اندازه سازمان

اندازه يكي از عوامل اثرگذار روي ساختار سازمان و فرآيندهاي آن است. در مورد رابطه بين اندازه و ساختار نظرات متفاوتي ارائه شده است و عده اي آن را از علل ساختار و بعضي نتيجه ساختار مي­دانند. ولي آن­چه مسلم است اندازه يكي از عوامل اثرگذار بر ساختار در كنار ساير عوامل مي­باشد(رابینز،1389،320). يكي از مباحث بسيار جدي پيرامون اهميت اندازه سازمان به عنوان عامل تعيين­كننده ساختار سازماني بوسيله پيتر بلاو مطرح گرديده است. وي براساس تحقيقاتش در مورد مؤسسات دولتي، دانشگاه­ها و فروشگاه­ها دريافت كه اندازه سازمان مهم­ترين عامل مؤثر ساختار سازمان­هاست .از منتقدين به تعيين­كننده ­بودن اندازه سازمان مي­توان به كريس آرجريس،‌ مي‌هيو، آلدريش و هال اشاره نمود.

ج) تكنولوژي

تكنولوژي به اطلاعات، تجهيزات، فنون و فرآيندهاي لازم براي تبديل نهاده­ها به ستاده­ها اطلاق مي­شود (Wright- Burns,2013). مطالعات نشان مي­دهد كه تكنولوژي روي پرسنل سازمــان، وظايف، طراحي سيستم­هاي كنترل، هزينه­ها و دستمزدها، تفكيك مديريت از مالكيت، حيطه نظارت مديران و ساختار سازمان بطور كلي تأثير دارد (Farhang ,2012).

د) محيط

محيط به معناي عوامل خارج از سازمان است كه اثربخشي عمليات روزمره و رشد بلندمدت سازمان را تحت تأثير قرار مي­دهند و سازمان كنترل كمي روي آن­ها دارد و يا اصلاً آن عوامل قابل كنترل بوسيله سازمان نيستند(رابینز،1389،320). در يك تقسيم­بندي محيط را به محيط عمومي و اختصاصي تقسيم مي­كنند. محيط عمومي همه چيز را در بر مي­گيرد؛ چيزهايي نظير عوامل اقتصادي، شرايط سياسي، محيط اجتماعي، ساختار حقوقي، وضعيت زيست بومي و شرايط فرهنگي(رضاييان،1383،296). به عبارتی محيط عمومي همه شرايطي كه بر سازمان تأثيراتي داشته ولي وابستگي آن­ها نسبت به سازمان واضح و روشن نيست را در بر مي­گيرد، محيط اختصاصي، بخشي از محيط سازمان بوده كه بطور مستقيم با سازمان در تحقق اهدافش مرتبط مي­باشد (Farhang , 2012).

 

 

 

ﻫ) قدرت- كنترل

تاكنون به استراتژي،‌ اندازه، تكنولوژي و محيط به عنوان عوامل تعيين كننده مستقل ساختار سازماني اشاره شد اما آن­چه كه مسلم است، هيچ­كدام از اين متغيرهاي اقتضايي، بطور كامل تعيين‌كننده ساختار نيستند. هر كدام از آن­ها در تشريح بخشي از ساختار، نقش دارند. در بهترين شرايط، اين عوامل چهارگانه فقط پنجاه تا شصت درصد تغيير­پذيري در ساختار را تشريح مي­كنند(Wright- Burns,2013). ديدگاه قدرت كنترل مطرح مي­كند كه قدرت و كنترل مي­تواند آن­چه را كه مبهم مانده به نحوي شايسته تبيين و تشريح نمايد. براساس اين ديدگاه در هر زمان ساختار يك سازمان تا حد زيادي نتيجه اقدامات صاحبان قدرت آن سازمان در انتخاب ساختاري است كه مي­خواهند به مدد آن كنترل خود را حداكثر سازند(رابینز،1389،321).