منابع پایان نامه ارشد با موضوع آموزش مهارت، گروه کنترل

شهرستان جويبار در سال تحصيلي1390-1389″ با استفاده از روش نيمه تجربي صورت گرفته است. نشان مي‌دهد که آموزش با استفاده از نرم‌افزارهاي چندرسانه‌اي به شکل معناداري بر پيشرفت درسي و ميزان خلاقيت دانش‌آموزان موثر بوده است.
در تحقيقي که توسط اصغر اميرخاني (1391) تحت عنوان “تأثيراستفاده از محيط‌هاي شبيه‌سازي شده رايانه‌اي نمايش شکل زمين و منظومه شمسي بر بهبود يادگيري و يادداري دانش‌آموزان در درس جغرافيا” در بين 28 نفر از دانش‌پژوهان پيش‌دانشگاهي ناحيه يک کرمانشاه در دو گروه 14 نفره آزمايش و کنترل با استفاده از درس افزار شبيه‌ساز جغرافيا و با کمک پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. نتايج تحقيق حاکي از تأثير مثبت روش آموزشي شبيه‌سازي بر يادگيري و يادداري دانش‌آموزان در درس جغرافيا دارد.
در تحقيقي که توسط مجتبي لاري (1391) تحت عنوان “تأثير نرم‌افزار و يکي و نيکي بر ميزان خلاقيت وپيشرفت تحصيلي درس رياضي” دانش‌آموزان پايه پنجم شهرستان بيرجند در سال تحصيلي 1392-1391 به روش شبه آزمايشي با طرح پيش آزمون پس آزمون صورت گرفت. نشان داد که نرم‌افزار آموزشي ويکي و نيکي بر ميزان خلاقيت در ابعاد سيالي، ابتکار، بسط و انعطاف‌پذيري و پيشرفت تحصيلي تأثير مثبت داشته است.
در تحقيق ديگر که توسط رقيه فتحي (1392) تحت عنوان “مقايسه تأثير سه سناريوي آموزشي به شيوه ترکيبي در ارتقاء ميزان ياداري ويادگيري علوم بهداشتي دانش‌آموزان ابتدايي شهرستان ايلام” با استفاده از طرح نيمه آزمايشي با پيش آزمون و پس آزمون و به روش تحليل يک طرفه واريانس و آزمون تعقيبي حداقل اختلاف تفاوت دار (LSD) در سه گروه دانش‌آموز و هر گروه با روش‌هاي آموزش با استفاده از چندرسانه‌اي ديجيتال، نقشه‌هاي مفهومي و روش سخنراني و پرسش و پاسخ صورت گرفت. نشان داد که بين ميزان يادگيري مباحث بهداشت فردي و بهداشت عمومي دانش‌آموزان سه گروه تفاوت معناداري وجود دارد. هم چنين آزمونlsd نشان داد که ترکيب آموزش با استفاده از چند رسانهايهاي ديجيتال و روش نقشه مفهومي از دو روش ديگر در افزايش سطح دانش دانش‌آموزان موثرتر بوده است.

2-22-2. پيشينه در خارج از کشور
جيمويانيس و کوميس (2000) به بررسي تأثير شبيه‌سازي رايانه‌اي در تدريس و يادگيري فيزيک پرداختند. آنان دو گروه 15-16 ساله را به عنوان گروه آزمايش و کنترل در نظر گرفتند و به گروه کنترل مبحث سرعت و شتاب را به صورت سنتي و گروه آزمايش به روش سنتي به همراه روش شبيه‌سازي رايانه‌اي آموزش دادند، نتايج پژوهش نشان داد که گروه آزمايش درک مفهومي بهتري از سرعت و شتاب در حرکت پرتابي داشته و نمرات بالاتري کسب کردند.
تحقيقي توسط ولف و همکاران (2002) با عنوان “بررسي آموزش دروس با استفاده از شبيه‌سازها در رشته معماري” انجام شد. گروه مورد بررسي، دانش‌آموزان رشته معماري بودند و از ابزارهاي شبيه‌ساز در کلاس درس استفاده شد کـه نتـايج آن حاکي از تأثير مطلوب ايـن نرم‌افزارها در يادگيري دروس بود.
در پژوهشي که توسط راينتسي واندر ورف52 (2003) با عنوان “استفاده از مدلسازي کيفي و ابزارهاي شبيه‌سازي در آموزش دبيرستان: يک مطالعه مهندسي” انجام پذيرفت مطالعات نشان دادند که؛ هنگامي که آموزش دهندگان يادگيري را با ساخت يک نمايش تصويري از دانش‌آموزان همراه مي‌کنند درک عميق تر از پديده را گسترش مي‌دهند ايجاد چنين نمايش‌هايي به آموزش‌ دهنده در ارائه واقعيت خارجي کمک مي‌کند و بنابراين فرصت‌هايي براي بيان، بررسي، انعکاس و تطبيق مفاهيم در مورد دنياي واقعي را فراهم مي‌کند در اين برنامه آموزشي انواع مختلفي از راهنمايي به آموزش دهندگان داده شده تا به آن‌ها در ساخت مدلهايشان کمک کند. کار، ساخت مدل در شرايط فرصت‌هاي يادگيري که رخ داد و کاربردهاي عملي براي موقعيت استفاده از روش، استفاده شد در اين تحليل موقعيت تأکيد بر نقش معلمان و استفاده از فرمهاي ويژه راهنمايي است
پژوهشي توسط فين کلستين و همکاران53 (2005) با عنوان “هنگامي که يادگيري در مورد دنياي واقعي به صورت واقعي بهتر انجام مي‌شود: يک مطالعه از جايگزيني شبيه‌سازي‌هاي کامپيوتر براي تجهيزات آزمايشگاهي” انجام پذيرفت. اين تحقيق اثرات جايگزيني يک شبيه‌سازي کامپيوتري براي تجهيزات آزمايشگاهي واقعي در ترم دوم يک دوره فيزيک با مقياس بزرگ بررسي مي‌کند آزمايشگاه مدار جريان مستقيم براي مقايسه اثرات استفاده شبيه‌سازي‌هاي کامپيوتر با اثراتي از حباب‌هاي نور واقعي، اندازهها و سيم‌هاي واقعي فراهم شد نتايج نشان داد دانشجوياني که از تجهيزات شبيه‌سازي استفاده کرده بودند هم در حوزه تحقيق مفهومي و هم در کارهاي هماهنگ شبيه‌سازي يک مدار واقعي و توصيف چگونگي آن بهتر بودند.
جيمز گوردن (2006) پژوهشي مبني بر مقايسه تدريس مبتني شبيه‌سازي با آموزشي سنتي (از طريق سخنراني) در بين دانشجويان سال سوم پزشکي انجام داده است. موضوع مورد پژوهش، شبيه‌سازي در آموزش سکته قلبي بود. حجم نمونه اين پژوهش 38 نفر بوده‌اند که به طور تصادفي انتخاب شدند و از طريق شبيه‌سازي آموزش ديده‌اند. نتايج پژوهش حاکي از آن است که هر چند در يادگيري دانشجويي که از طريق شبيه‌سازي آموزش ديده بودند با ديگر دانشجويان که به روش سخنراني در همان حيطه آموزش ديده بودند اختلاف وجود داشته اما اختلاف ناچيز بوده و در واقع تفاوت معناداري به دست نيامده است.
در پژوهش ديگر تحت عنوان “تأثير کاربرد شبيه‌سازي
آموزشي در آموزش و يادگيري در مطالعه‌ي موردي” که توسط تعدادي متخصصان (2006) صورت گرفت تأثير استفاده از شبيه‌سازي آموزشي در تدريس و يادگيري بررسي شد.موضوع اين تحقيق بررسي روش‌هايي است که در کميت و کيفيت آموزش و يادگيري موثر است مانند:
الف. توانايي دانش‌آموزان در ديداري سازي راهکارها و مفاهيم
ب. کميت و کيفيت تمرين
ج. تعامل و مشارکت ميان دانش‌آموزان
د. تعامل و مشارکت دانش‌آموزان با مربي
و. فرصت‌هايي براي تفکر در فعاليت‌ها و در هنگام فعاليت
گروه مورد بررسي دانش‌آموزان يک کلاس بودند که از ابزارهاي ديداري قابل حمل مثل دوربين ويدئويي در کلاس درس استفاده مي‌شد؛ و براي تکاليف دانش‌آموزان هر دو نفر با يکديگر يار مي‌شدند و همديگر را با اين واحدهاي پرتابل آزمون مي‌کردند. همچنين در تحقيق از ترکيب نظريات وست و گراهام با راشل و همکاران به عنوان معيار و ملاک استفاده شده است.
هدف اين پژوهش اين بوده است که چگونه شبيه‌سازي‌ها به بهبود ياددهي و يادگيري کمک مي‌کنند که اين از طريق يک مطالعه‌ي موردي بررسي شده است. و به اين دليل که بيشتر پژوهش‌هايي که در مورد آن صورت گرفته نتايجي کمي گزارش داده‌اند و کمتر به نتايج کيفي پرداخته‌اند، اين تحقيق سعي کرده است بيشتر به اين بعد يعني بعد کيفي بپردازد.
آن‌ها در اين تحقيق دريافتند که استفاده از يک شبيه‌سازي به بهبود محيط تدريس و يادگيري به 5 روش کمک کرد: 1-بهبود ديداري سازي (مجسم سازي) 2-بهبود بازخورد اصيل 3- بهبود کيفيت و افزايش کميت
4-تمرين و بازخورد، 5-افزايش مقدار و کيفيت تعامل و مشارکت و افزايش تفکر.
آن‌ها به اين نتيجه رسيدند که در عين حال در هر موقعيت و شرايطي اين اتفاق نمي‌افتد. به عنوان مثال: تعامل و مشارکت کمي بين تکاليف دانش‌آموزان خارج از کلاس درس وجود داشت. با وجود اين مي‌توان با تغييرات و اصلاحات در اجراي شبيه‌سازي‌ها اين نقاط ضعف را بهبود بخشيد.
تحقيقات نشان داده که شبيه‌سازي‌ها براي ايجاد علاقه و جذابيت موثر است اما در يادگيري اصول و مهارت‌هاي ذهني نسبت به روش‌هاي سنتي از تأثير کمتري برخوردار است. همچنين شبيه‌سازي‌ها براي مهارت‌هاي عملي مناسبتر از مهارت‌هاي ذهني‌اند بدين معني که کاربرد شبيه‌سازي هنگامي موثرتر است که ما اصول و مفاهيم ذهني و پايه را به وسيله‌ي روش‌هاي ديگر آموزش داده باشيم و سپس براي آموزش مهارت عملي از شبيه‌سازي استفاده کنيم. نتيجه‌ي ديگر اين است که در طي شبيه‌سازي اگر مقداري راهنمايي هم براي کاربر ارائه شود مي‌تواند موثر تر باشد. به طور کلي مي‌توان گفت که استفاده از شبيه‌سازي هنگامي موثرتر است که همراه با روش‌هاي سنتي به کار برده شود يعني آن به عنوان مکملي براي روش‌هاي سنتي به حساب مي‌آيد.
تحقيقي ديگري توسط چانگ و چن (2008) انجام شده است و تفاوت بين يادگيري بر پايه شبيه‌سازي و يادگيري سنتي آزمايشگاهي در مفهوم مطالعات عملي و فيزيکي بررسي شد که اين تحقيق بر روي دانش‌آموزان سال دوم دبيرستان انجام شد و نتيجه بررسي‌ها نشان داد که ميزان يادگيري دانش‌آموزان در مورد خصوصيات پايه‌اي و اوليه لنزهاي نوري بر اساس روش يادگيري بر مبناي شبيه‌سازي خيلي بيشتر از روش يادگيري آزمايشگاهي بود.
سوان و همکاران (2008) پژوهشي با عنوان “نقش نرم‌افزارهاي شبيه‌ساز در پيشـرفت تحصـيلي در دروس رشته‌هاي فني” انجام دادند که نتايج آن حـاکي از تأثير اسـتفاده از ايـن نرم‌افزارهـا در پيشرفت تحصيلي دروس فني دانشجويان بوده است
اليور بريسون و آدام آي (2008) در پژوهشي با عنوان تئاترهاي شبيه‌سازي شده، مباحث تئوريک مفاهيم و ساختارهايي که يادگيري را تسهيل مي‌کند به بررسي نقش شبيه‌سازي در آموزش پزشکي پرداخته‌اند که در آن از محيط شبيه‌سازي شده در آموزش فرآيند بي‌هوشي استفاده شده است. در مباحث آموزشي رشته پزشکي محيط شبيه‌سازي شده به دليل ايجاد امنيت و بررسي مشکلات چندجانبه بيماران و همچنين بررسي وضعيت بحران نقش مهي را به خود اختصاص داده، در اين محيط از عوامل شبيه‌ساز شده نه تنها هر گونه بي‌انگيزگي و افزايش اشتباه را کاهش مي‌دهد، علاوه بر آن هر گونه اشتباه در ارتباط با انسان و حيوانات کمتر قابل توجيه بوده، لذا مي‌بايست به عامل خطا و اشتباه دقت بيشتري داشت تا ميزان پيشرفت و يادگيري افزايش يابد.
توزان ويلماز (2009) “تأثير بازي‌هاي شبيه‌سازي شده کامپيوتري بر تحريک يادگيري دانش‌آموز مقطع دبستاني در درس جغرافيا” را مورد بررسي قرار داده و براي اين کار 24 دانش‌آموز مقاطع چهارم و پنجم دبستان را انتخاب کردند و در اين نرم‌افزار آموزشي به آن‌ها شناخت قاره‌هاي جهان و کشورهاي دنيا را آموزش دادند و اثر اين بازي رايانه‌اي زيست‌محيطي را در ابعاد موفقيت و تحريک يادگيري و موضوعات از لحاظ کمي و کيفي مورد مطالعه قرار دادند. بررسي‌ها نشان داد که يادگيري دانش‌آموزان به طور چشمگيري افزايش پيدا کرد و همچنين انگيزه‌هاي دروني يادگيري و نگرش‌هاي مثبت دانش‌آموزان و معلمان افزايش يافته است و لذا بازي‌هاي شبيه‌سازي شده کامپيوتري مي‌تواند به ‌عنوان يک ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) براي حمايت و تشويق دانش‌آموزان در يادگيري جغرافيا موثر باشد
پژوهشي توسط نوا و همکاران54 (2010) با عنوان “عوامل پيش برنده اکتشاف مشارکتي با شبيه‌سازي کامپيوتر” انجام پذيرفت. در اين تحقيق دانشجويان از
شبيه‌سازي‌هاي کامپيوتري (sims) براي مشارکت و گسترش موضوعات علمي را گسترش مي‌دهد که در اين مورد به عنوان تداخل موج مي‌باشد اکتشاف مشارکتي شامل يک فرايند مي‌باشد که دانشجويان فعاليت کننده با موضوعات آموزشي است و ايجاد مفهوم (معني) و گسترش اوليه از طريق مآخذ خودشان را در بر مي‌گيرد. با حداقل راهنمايي‌هاي واضح، دانشجويان موضوع تداخل موج را به روش‌هايي گسترش دادند که با روش‌هاي که دانشمندان پديده را گسترش داده بودند تشابه داشت.sims، phet ابزارهاي انعطاف‌پذير هستند که به دانشجويان اين امکان را مي‌دهند که مسير يادگيري خودشان را انتخاب کنند اما موانعي را نيز ايجاد مي‌کنند که مانع از اين مي‌شوند که انتخاب‌هاي دانشجويان به طور کلي مفيد باشند اين نوع از تحقيق به وسيله ويژگي‌هاي (sims) مانند اتصالات عيني با دنياي واقعي، نمايش‌هايي که در دنياي واقعي موجود نيستند حمايت شدند. شبيه‌سازي‌ها به دانشجويان کمک کرد که معني را ايجاد کنند و نمايش‌ها و پديده‌هاي مختلف را به هم وصل کنند و يک مقدار زيادي از فعاليت با زمان واقعي و انعکاس پويا از (sims)، phet دانشجويان را قادر مي‌سازد که

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *