پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد درمورد انتقال اطلاعات، حضور اجتماعی، پایگاه اجتماعی

و شخصی باشد ، طبقه بندی شود . آن چه که مدل حضور اجتماعی بیان می کند ، این است که هر چه سر نخ های دیداری کمتر باشد ، حضور اجتماعی نیز کمتر خواهد بود و در نتیجه منجر به ارتباطی می شود که بیشتر 18وظیفه مدار33است تا اینکه رابطه مدار 34 باشد بدین خاطر ، محققین در ابتدا معتقد بودند کهcmc متن – محور35در سطوح پایین تر ارتباط قرار دارد . زیرا آشکاراً فاقد سر نخ های دیداری در ارتباط چهره به چهره (ftf) است . برای مثال جایگاه پست الکترونیکی با توجه به حضور اجتماعی میان نامه های تجاری و تلفن ، است . نیازی به گفتن نیست ، که ارتباط ftf از تمامی جهات حضور اجتماعی ، در سطح کاملاً بالایی قرار دارد . در واقع یکی از نقد های عمده که به رویکرد ناقص وارد است ، دانستن ارتباط ftf به عنوان شکل بهینه ای از ارتباط است . در مورد کلاس های بسیار کسل کننده ای که در آن شرکت کردید ، فکر کنید تا بدانید ارتباط ftf و حضور بدنی هیچ تضمینی برای ارتباطات اجتماعی ،شخصی و گرم نیست .
مدل فاقد سر نخ36
فاقد سر نخ بودن به سادگی یعنی غیاب تمامی سر نخ های غیر کلامی (برای مثال ، ژست ها ، بیانات چهره ای ، طنین صدا ، آشکارگی) و نشانه های هویتی ( برای مثال پایگاه اجتماعی ، نقش های شغلی ، سن و جنسیت) . معمولاً ، این سر نخ ها و نشانه ها بخشی از اطلاعات احساسی و اجتماعی را انتقال می دهد ، و این طریقی است که مردم به موضوع اصلی گفتگو و شخصی که با آن صحبت می کنند ، هدایت می شوند .
مانند مدل حضور اجتماعی ، محققین دیگر ، (مثل روتر،1987) 37 گفته اند که غیاب سر نخ های دیداری و فرا زبانی 38 در ارتباطی که به واسطه تکنولوژی انجام می گیرد بدین معناست که “فاصله روانی” افزایش می یابد و منجر به ارتباط غیر شخصی می گردد . جنبه مثبت آن بدین معناست که با توجه به پایگاه اجتماعی و ظاهرفیزیکی پیش داوری نکنیم ، اما دارای جنبه منفی نیز است ، زیرا ارتباط خود سرانه و غیر خود جوش می شود . از نظر راسل اسپیرز 39 و مارتین لی40 (1922) ، یکی از مشخص ترین مشکلات در مورد مدل فاقد سر نخ ، تعمیم آن به ماهیت ارتباط با واسطه است . آنها برای مثال در مورد خطوط تلفنی بیست وچهار ساعته 41 می گویند که دقیقاً غیاب سرنخ های اجتماعی است که تلفن برای صمیمیت و مبادلات جنسی مناسب می سازد . یک نمونه از آن می تواند نوشته عاشقانه خرچنگ قورباغه ای بر تکه کاغذی باشد که در کلاس درس رد وبدل می شود . برخی از ارتباطات با وجود این که فاقد سر نخ هستند اما از نظر روانی صمیمی می باشند . آیا در این هدف ارتباط ، مهم است ؟19
مدل غنای رسانه ای42
غنا ی رسانه ای در ارتباطات تکنولوژیک با این عوامل مشخص می گردد :
پهنای باند 43 یا توانی انتقال سر نخ های گوناگون
توانایی آن برای ارسال بازخورد فوری
توانایی آن برای حمایت از استفاده ی زبانی طبیعی و مکالمه
تمرکز شخصی آن

سومین مدل ناقص که در نظر گرفته شده ، مدل غنای رسانه ایست که محققینی (چون دفت و لنگل،1984)44 در مورد آن اظهار داشتند که مردم غنی ترین رسانه ی ارتباطی را برای استفاده ترجیح می دهند ، تا مؤثرترین روش های فهم یکدیگر را مهیا سازند . هر چه ارتباط پیچیده تر باشد ، رسانه باید قوی تر باشد . در این معنا ، پیام شخصی و صمیمی همیشه مستلزم رسانه ای «غنی» مثل تلفن یا بهتر از آن ارتباط چهره به چهره (ftf) است. در نقطه مقابل ، فرض براین است که رسانه های ضعیفی (یا«ناقص») مانند ژانرهای متن –محور در cmcمثل پست الکترونیک نمی تواند چنین تعاملات پیچیده ی احساسی را ساده سازد . بنابراین زمانی که ارتباط گفتاری چهره به چهره به واسطه ی تکنولوژی انجام می گیرد و متن- محور می شود ، پایان می پذیرد . پاتریک اوسالیوان45 (2000) محقق cmc استدلال می کند که چرا رسانه ی فقیرتر را برای فرستادن چیزهای پیچیده می خواهیم برای مثال ، دانشجویان بهتر می توانند از دستپاچگی خود جلو گیری کنند ، اگر از طریق پست الکترونیک ، مانند یک نامه تجاری ، درخواست تمدید مهلت ارائه مقاله از استاد درسی خود کنند . هم چنین رسانه های «ناقص»46می تواند راهی باشند برای اجتناب از شرمندگی دادن خبر های بد جدایی ، برای مثال افراد جوان برخی اوقات خبر قطع دوستی شان با دوست دختر یا پسر خود را با استفاده از پیام های فوری یا حتی به وسیله پیام های متنی47 (پیر ریپورت،2001)48 (تورلوو برون،2003)49 این سه مدل ناقص نشان می دهند که چگونه متخصصین در ابتدا ، زمانی که مردم از طریق تکنولوژی ارتباط برقرار می کنند ، در مورد پویایی یا فرآیند میان فردی نظریه پردازی می کنند . اگر چه این مطالعات غالباً تحقیقات پیش از موقع بر کامپیوتر است ، این مطالعات که در آغاز توسط محققین cmc انجام گرفت نشانگر این بود که بر قراری ارتباط از طریق کامپیوتر و به طور گسترده تر از طریق اینترنت ارتباطی سرد ، با فاصله ی روانی و بیش از حد متمرکز بر وظیفه است .
همیشه این ترس وجود داشت که هیچ ارتباطی واقعاً نمی تواند به دقت، سیالی ، گرما ، نزدیکی و اجتماعی بودن ارتباط چهره به چهره (ftf) باشد .) تورلو، کریسپین ،1389 ،80-87)

ارتباطات چهره به چهره :
ارتباط را می توان با توجه به چگونگی ایجاد آن به ارتباط مستقیم و ارتباط غیر مستقیم و از لحاظ انسانهایی که در آن شرکت دارند به ارتباط شخصی و غیر شخصی و جمعی طبقه بندی کرد .

1-ارتباط مستقیم و شخصی : ارتباطی است که بدون واسطه میان شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود.این ارتباط صمیمانه ترین و کامل ترین نوع ارتباطات فکری انسان است ولی از لحاظ وسعت مکانی
و زمانی محدود است . همچنین ارتباط مستقیم بسیار فرار است و امکان ضبط پیام ها و گفت و گو ها به طور کامل وجود ندارد .

2- ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی : در این نوع ارتباط ، پیام دهندگان و پیام گیرندگان یکدیگر را نمی شناسند بر خلاف ارتباط مستقیم در ارتباط غیر مستقیم جنبه شخصی ندارد . همانند: نامه

3- ارتباط غیر مستقیمی که از طریق مطبوعات : پر تیراژ و به ویژه وسایل ارتباطی نوین نظیر رادیو و تلویزیون بین گروههای وسیع انسانی ایجاد می شود . (ارتباط توده ای یا جمعی ) نامیده می شود .

4-ارتباط تعاملی شخصی و غیر شخصی : که از طریق فضای وب ، میان جمعی از انسانها ایجاد می شود . فرا رسانه ها که از طریق اینترنت به وجود آمده و امکان استفاده آسان از امکانات گوناگون ( عکس ، ویدئو ، نوشته و … وجود دارد) برخی به آن ابر رسانه می گویند .

ارتباط : تعریف ارتباط : کلمه ارتباط چه در زبان فارسی و چه در زبان انگلیسی ، کلمه ای است که معانی بسیار زیادی دارد .
با نگاهی به لغت نامه ها و فرهنگ های مختلف فارسی و انگلیسی به راحتی می توان به گستردگی و تنوع معانی این واژه پی برد . همین مسئله ارائه تعریف جامع و کاملی از این واژه را مشکل کرده است . از طرفی چه ابعادی باید درارائه یک تعریف مورد توجه قرار گیرند ؟ « فرانک دانس برای ارائه تعریفی از ارتباط ، سه بعد سطح مشاهدات ، هدفمندی و قضاوت بیطرفانه را مد نظر قرار داده است . » (لیتل جان،35،1384)
توجه به ابعاد فوق در تعریف ارتباط ، باعث میگردد بسیاری از تعاریف موجود غیر قابل قبول ، بسیار محدود ناقص به شمار روند . دانس و همکارش لارسل ، از خمله محققانی هستند که بخش قابل توجهی از مطالعات خود را در جستجوی تعریفی برای ارتباط اختصاص داده اند . این دو محقق در سال 1976 ، در کتابی تحت عنوان « کاربردارتباطات انسانی » بالغ بر 126 تعریف از ارتباط را ارائه نموده اند که در هر کدام از این تعاریف ، عناصر و ویژگی هایی از ارتباط مورد تاکید قرار گرفته در حالیکه ، عناصر و ویژگی های دیگری مغفول مانده اند . از سویی تعداد دیگری از محققان ارائه تعریف برای یک واژه را مستلزم تعیین حدود و کاربرد آن دانسته اند . « معنی لغت ارتباط از یکسو روشن و واضح و از سوی دیگر پیچیده و غامض است . در استفاده معمول ازاین لغت مفهوم آن روشن است ولی وقتی به جستجوی تعیین حدود و کاربرآن می پردازیم ، مسئله پیچیده و غامض می شود . » (محسنیان راد،42،1378)
اما به هرحال در اغلب تعاریفی که از ارتباط به عمل آمده ، ویژگی های اساسی و همچنین کاربرد آن مورد توجه قرار گرفته است . از اینرو ، تعاریف زیر بر اساس کارکرد های مختلفی که برای ارتباط در نظر گرفته است ، دسته بندی و ارئه شده اند .
ارتباط به عنوان ابزاری برای اقناع :
در اولین و قدیمی ترین تعریف ارائه شده در قرن چهارم قبل از میلاد ، ارسطو ارتباط را چنین تعریف کرده است : « ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران» (محسنیان راد،1378،43)
در حقیقت آنچه در این تعریف ، « اقناع» به عنوان کاربردی برای ارتباط معرفی شده است . تعریف ارتباط از جنبه کاربردی اقناع به چگونگی استفاده سخنوران (پیام فرستندگان ) از ابزارهای اقناع برای متقاد سازی مخاطبان مربوطمی شود . « اقناع ، کاربرد ارتباط برای تقویت ، تغییر یا معنا دادن بر نگرشها ، ارزشها ، باورها و رفتارهای مخاطبان است . اقناع اغلب به عنوان صورتی از تاثیر و نفوذ تلقی می شود . و به شیوه های مختلفی رخ می دهد . وقتی راجع به موضوعی و یا انجام کاری با خودمان صحبت می کنیم و یا وقتی فروشنده ای ما را برای خرید کالا ویا استفاده از خدمتی که ارائه می دهد ، با استفاده از روشهای مختلفی متقاعد می سازد ، در واقع ارتباط در جهت اقناع مورد استفاده قرار گرفته است. با در نظر داشتن چنین کاربردی ، ارتباط زمانی موفق خواهد بود که بتوانیم دیگران را به انجام خواسته های خود وادار سازیم و به عبارتی موفقیت آمیز بودن ارتباط در گرو توانایی ما در اقناع دیگران و حرکت دادن آنان در مسیری است که ما برایشان انتخاب کرده ایم . » (9،2001 ،morreale)
تئودورنیوکامب50 : « هرگاه شخصی تاثیری را بپذیرد که دیگری در مورد او اراده کرده است ، دومی با اولی 20
ارتباط برقرار کرده است. »
جورگن روش51 « ارتباط فراگردی است که بر مبنای آن ، انسانها همدیگر را تحت نفوذ قرار می دهند. »
کارل هاولند 52: ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال یک محرک ( معمولا علامت بیانی ) از یک فرد به فردی دیگر به منظور تغییر رفتار او .»
جرالد میلر53: « موقعیتهایی که در طی آنها یک منبع ، پیامی را برای گیرنده ارسال می نماید تا رفتار های او را تحت تاثیر قرار دهد . »
ارتباط به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات :
عده دیگر از محققان ارتباطات ، با توجه به کاربرد اطلاع رسانی ارتباط ، تعاریف دیگری از آن ارائه نموده اند .
اساساً چنین تعاریفی با الهام از مدلهای مختلف ارتباطی در قرن بیستم نشات گرفته اند .
مدل ریاضی کلودشنن و وارن ویور و همچنین مدل ارتباط انسانی ویلبر شرام از جمله مدلهایی هستند که در آنها فرایند های یکسویه و دوسویه انتقال و تبادل اطلاعات به عنوان مشخصه ای اساسی دیده می شود محتوا و نوع اطلاعاتی که از طریق ارتباط از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود ، بسیار گسترده و متنوع است . این گستردگی و تنوع در تعاریفی که انتقال اطلاعات را به عنوان کاربردی برای ارتباط معرفی کرده اند ،کاملاً مشهود ا
ست ، ادوین امری54:« ارتباط عبارت از انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است.» میکی اسمیت55 : « ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال ازاطلاعات ، احساسات ، حافظه ها و فکرها در میان مردم.»
آرانگارن 56 : « ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدوده سه چیز : انتشار انتقال و دریافت پیام »21
برلسون واشتاینر57 : « انتقال اطلاعات ، ایده ها ، انگیزه ها ، مهارتها و غیره از طریق استفاده از نمادها ، کلمات ، تصاویر و شکلها ، اعداد ، نمودار ها و غیره ، عمل یا فراگرد انتقالی محسوب می شود که معمولاً آن را ارتباط می گویند . »
« در فرایند یکسویه انتقال اطلاعات ، آنچه که نقش و اهمیت بیشتری پیدا می کند ، منبع یا فرستنده پیام است . اما ویلبر شرام ، انتقال اطلاعات از منبع به مقصد را به فرایندی دو سویه مبدل ساخت که در آن اهمیت دو سوی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *