دانلود پایان نامه

زمینشناختی ، عناصر طبیعی و آب در واقع محیط ساخته شده میتواند با زمینه بیوفیزیکی طرح تلفیق شود.
۸٫ اکولوژی لنداسکیپ(وضعیت زیستشناسانهی محوطه طرح): طرحهای مکاناساس(طراحی شده بر اساس ویژگیهای مکان طرح) در طول دورهی طولانی، اکولوژی سایت را تقویت میکنند. در واقع هر طرحی میبایست الگوها و فرایندهایی نظیر ساختار لنداسکیپ، ارتباط با اکولوژی منطقه، محورهای بیولوژیکی منطقه، جریان داشتن منابع طبیعی، تنوع زیستی، مقیاس بهینه و مرزهای اکولوژیکی و دیگر پارامترهای سیستمهای عملکردی طبیعی را مد نظر قرار دهد.
۹٫ تلفیق فرهنگ و اکولوژی: ادغام فرهنگ و اکولوژی، پایداری طولانی مدت را تقویت میکند. نتیجه این ادغام منجر به تغییر شکل مثبت انسان و طبیعت و همینطور غنی و بارور شدن دوجانبهی حاصل از همکاری ایندو خواهد شد. در این صورت ساختمانها و محوطهها قادر خواهند بود که مسئولیتپذیری و تعاملات اجتماعی میان ساکنان را به مقدار قابلتوجهی ارتقا دهند.
۱۰٫ روح مکان: روح مکان یک درجه از مفهوم امتداد روح انسان در محیط ساخته شده یا طبیعی است، در زمانی که تبدیل به اجزاء هویت فردی و یا هویت مشرک انسان میشوند. این مسأله چیزی بیش از یک امر غیر متحرک ساده است. به تعبیری دیگر روح مکان به طور استعاری تلاش دارد که محیط ساخته شده را حیات ببخشد و به عنوان پایهی محرک برای روابط اجتماعی و مسئولیتپذیری بادوام و طولانیمدت باشد. اگرچه که اجزاء تشکیلدهنده محیط الزاما زنده نیستند اما این ساختارها و مکانها به فرهنگ و زیست انسانها پایداری و قابلیت رشد میبخشند.
۱۱٫ اجتناب از بیمکانی: لامکانی در تناقض با طراحی مکانمند است، این مورد به عناصر طراحی بیوفیلیک اضافه شد تا در هر فرصتی از آن اجتناب شود. متأسفانه معماری مدرن موجب جدایی طراحی از فرهنگ و اکولوژی شد. این جدایی محیط ساخته شده از زمینه زیستفرهنگی موجب شد که روابط انسان با طبیعت و پایداری زیستمحیطی کاهش یابد.
۴-۲-۶- روابط تکاملی انسان و طبیعت:
هر چند که تمامی اجزاء طراحی بیوفیلیک بازتابدهندهی پیوستگی بیولوژی انسان با محیط طبیعی هستند اما ویژگیهای بیانشده در این بخش به طور خاص بر جنبههای بنیادین رابطهی جدانشدنی انسان با طبیعت تمرکز نموده.
۱٫ چشمانداز و سرپناه: سرپناه بیانکنندهی یک ساختار یا توانایی محیط طبیعی برای تأمین یک محیط امن و حفاظتشده است. در محیط ساخته شده غالبا این امر با طراحی داخلی ساختمانها به شکلی راحت و پروراننده و مکانهای دنج درون محوطهسازیها اتفاق میافتد. از طرف دیگر چشمانداز به بر دیدن اشیاء، زیستگاهها و افقهای دوردست تأکید دارد، که در فرآیند تکامل برای یافتن منابع، امکانپذیر کردن جابهجایی و تشخیص نقاط خطر سودمند است. برخی از رضایتبخشترین ساختمانها و محوطهسازیها به رابطهی چشمانداز و سرپناه به عنوان دو عنصر مکمل دست یافتهاند.
۲٫ نظم و پیچیدگی: نظم به وسیلهی اعمال یک ساختار و همینطور ساماندهی اجزاء چه در محیط ساخته شده و چه در محیط طبیعی قابل حصول است. نظم شدید عموما به تکرار، یکنواختی و ملالت باری منتج میشود. بر عکس آن پیچیدگی موجب شکلگیری جزئیات و تنوع میشود. در عین حال پیچیدگی بیش از حد نیز میتواند دردسرساز باشد و موجب عدم یکپارچگی جزئیات و ایجاد حس آشفتگی شود. طرحهایی که به خوبی نظم و پیچیدگی را با هم تلفیق کنند موفق خواهند بود. در نهایت نظم و پیجیدگی باید منجر به تحریک تمایل به تنوع شود اما در مسیری کنترلشده و قابلدرک.
۳٫ کنجکاوی و وسوسه: کنجکاوی بیانکنندهی نیاز انسان به تجسس، اکتشاف، راز و رمز و خلاقیت است، که همه در حل مسأله مفید هستند. رابطهی مکمل تمایلات نامبرده شده به این شکل است که به طور مثال وسوسه کنجکاوی را افزایش میدهد. اما این تمایلات مکمل میتوانند چرخ پرواز ذهن و تخیل انسان را به کار اندازند. بسیاری از ساختمانهای موفق حس کنجکاوی، اکتشاف و تجسس انسان را از طریق استفاده از فرایندها و تنوع موجود در طبیعت برمیانگیزند.
۴٫ تغییر و دگردیسی(دگرگونی): تغییر در سیستمهای طبیعی و انسانی امری دائمی است، که در فرایند رشد، بلوغ و دگردیسی بازتاب یافته. بسیاری از طرحهای قدرتمند به این کیفیت پویا و توسعهیابنده دست یافتهاند.
۵٫ امنیت و محفوظ بودن: یکی از اهداف اساسی محیط ساخته شده اطمینان از محفوظ بودن از نیروهای تهدیدکنندهی موجود در طبیعت است. البته امنیت در محیط ساخته شده نباید منجر به جدایی انسان از جهان طبیعی پیرامونش شود. در برخی موارد طراحان برای حفظ دیگر ارزشهای محیطی طرح خود از این کیفیت اجتناب میکنند که در برخی موارد امری اجتنابناپذیر است.
۶٫ تسلط و کنترل: ساختمانها و محوطهها حاصل تمایل بشر به تسلط و کنترل بر طبیعت هستند. اما همین تمایل هنگامی که با ملایمت و احترام همراه شود میتواند منجر به شکوفایی خلاقیت و مهارت انسان شود که در نتیجه افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس انسان را در پی خواهد داشت.
۷٫ دلبستگی و وابستگی: دلبستگی منجر به وابستگی میشود. در واقع طرح باید در جهت استفاده از وابستگی احساسی انسان به طبیعت گام بردارد تا وفاداری و التزام پایدار انسان را به محیط تقویت کند.
۸٫ جذابیت و زیبایی: زیبایی همواره در وجود انسان از جذابیت بالایی برخوردار بوده. در نتیجه میبایست همواره قدردان زیباییهای موجود در فرمها و فرآیندهای طبیعی بود و آنها را به شایستگی در طرح به کار برد.
۹٫ تجسس و اکتشاف: طبیعت محیطی است که همواره غنیتر
ین منبع اطلاعاتی و برانگیزانندهترین عامل برای ذهن انسان بوده است. ساختمانها و محوطههایی که فرصتی برای اکتشاف و کنکاش انسان در فرآیندهای طبیعی را فراهم کردهاند همواره با استقبال عموم مردم مواجه شدهاند، حتی زمانی که ویژگیهای طبیعی به طرق مختلف نشان داده شده باشند.
۱۰٫ اطلاعات و ادراک: رضایتمندی ذهنی و توانایی ادراک به وسیلهی طرحهایی که بر پیچیدگی فرمها و اشکال طبیعت تأکید دارند افزایش مییابد. این مهم میتواند در خلال تجربه مستقیم یا غیر مستقیم از طبیعت محقق شود و همینطور با استفادهی خلاقانه از تزئینات در محیط ساخته شده. این کیفیت تفکر در موقعیت بحران و قدرت حل مسألهی ذهن را ارتقا میدهد.
۱۱٫ ترس و مهابت(سهمگینی): احساسات منفی و ناخواسته حاصل از ترس و مهابت طبیعت جزئی از ویژگیهای بیوفیلیک است. شاید این عنصر تا حدی دور از انتظار و غیر عادی باشد اما این عنصر در رابطهای مکمل با یکی از اهداف محیط ساختهشده که همان حفاظت انسان در مقابل عوامل تهدیدکننده طبیعت بوده است. اما ترس از طبیعت میتواند عامل محرکی برای طراحی محیطهای دارای کیفیت خطر و ماجرا باشد. محیطهایی که نزدیک به نیروهای هولناک موجود در طبیعت هستند نظیر موجها یا جریانهای شدید آب. حس سهمگین بودن جهان طبیعت همچنین میتواند با احساس ترس تلفیق شود که موجب ستایش نیروهای قویتر از انسان میشود.
۱۲٫ احترام و روحانیت: این عنصر در پی تعریف رابطهی معنایی انسان با خلقت است. چنین طرحهایی احساس این رابطهی پایدار و متعالی را افزایش داده و در تضاد با تنهایی یا منفک بودن انسان از بقیه مخلوقات هستند. ساختارهایی که به این حس آمیخته با احترام در این رابطه دست یابند نسل اندر نسل پایدار خواهند بود.
۴-۳- جدول هیرواگین
خانوم هیرواگین پیش از این محصول مطالعات خود را در قالب جدولی ارائه نمودند که این جدول را میتوان نمونهی اولیه و منبع الهامی برای آقای کلرت در شکلگیری دستهبندی قبل دانست. در زیر جدول هیرواگین عنوان شده است.
جدول ۲، عناصر طراحی بیوفیلیک، (heerwagen, 2001, p. 32)
عناصر طراحی بایوفیلیک:

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژگانپارادايم، انساني، طريق

چشمانداز(امکان دیدن از فاصله دور)
• روشنی در محدوده دید/منظر(پنجره، دیوارهای روشن)

• توانایی رفتن به نقطهای دور برای تامین دید بهتر

• افق/تجسم آسمان(خورشید، کوهها، ابرها)

• شرایط استراتژیک رصد کردن و دیدن

• دالانهای دید
سرپناه(حس بودن در فضای سرپوشیده، محصور و دارای حفاظ)
• اثر سایهبان(خیمه)(سقفهای کوتاه، وجود پرده در فضا، وجود فرمهای شاخهمانند در بالای سر)
آب(در فضای داخلی یا در ویوهای داخلی)
• سطح بازتاب دهنده نور یا دارای درخشش کم (نظیر آب زلال)

• آب پویا و دارای جنبش و حرکت(آب زلال و دارای کف و حباب)

• اشکال نمادین آب
تنوع زیستی
• گیاهان متنوع در داخل و بیرون خانه(درختان بزرگ، گیاهان و گلها)

• پنجرههایی که طراحی شدهاند تا دیدهای طبیعی را وارد فضا کنند

• فضاهای طبیعی بیرونی با گیاهان انبوه و حیوانات
تنوع حسی
• تغییر و تنوع در رنگ ، دما، جنبش هوا، بافتها و نور فضای پیرامون درطول زمان یا از فضایی به فضای دیگر

• ریتمها و فرایندهای طبیعی (تحویه و نورپردازی طبیعی)
زیست تقلید
• طرحهایی که از طبیعت استخراج شدهاند

• استفاده از الگوها،اشکال و بافتهای طبیعی

• ویژگیهای فرکتال(خود متشابه بودن در درجات مختلفی از مقیاس با تنوع نامنظم در ویژگیهای کلیدی عناصر بر خلاف تکرار دقیق آنها
حس تفریح و بازی (سرزندگی)
• استفاده از دکور، مسالح طبیعی، ابزار ابتدایی، اشیاء و فضاهایی که هدف اصلی آنها شاد کردن، غافلگیر کردن و سرگرمی است
وسوسه و اغوا
• پیچیدگی اکتشاف شده

• غنای اطلاعاتی که جستجو و حس کنجکاوی را تحریک میکند

• سطوح منحنی که به مرور اطلاعات را در مقابل دیدگان میآورد

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژگانبهداشت روان، آرامش خاطر

۵- شهر طبیعت دوست:
نکات بسیاری وجود دارند که میتوان در مقیاس یک بنا برای تحقق حضور طبیعت در ساختمان از آنها استفاده کرد. اما خیلی مهم است که فراتر از این احساس حرکت کنیم و بدانیم که تامین سادهی یک دید به طبیعت در بیرون پنجرهها یا به کارگیری گیاهان و سبزینگی درون فضاهای زندگی کافی نیست. اگرچه که اینها همه گامهایی مثبت هستند اما هیچیک اجازهی رابطهی عمیقتر با طبیعت و شکلگیری تجربهی شخصی از جهان طبیعی که ما به آن احتیاج داریم را نمیدهد. هر چند که بناهای انفرادی بیوفیلیک وجود دارند اما اینها به تنهایی منجر به شکلگیری شهرهای بیوفیلیک و فرهنگ بیوفیلیک وسیعتر نمیشوند (Beatley t. , 2008, p. 279).
ما ایرانیان همواره دوستدار طبیعت بوده ایم به طوری که خصلت طبیعت دوستی را حتی در جشن ها و مراسم باستانی ما نیز می توان یافت، به طور مثال سیزدهمین روز هر سال را بسیاری از ایرانیان به دامان طبیعت می روند. در این میان شاید بتوان اهالی شیراز را مقدم دانست چرا که علاقه ی ایشان به حضور در طبیعت همواره زبان زد دیگر ایرانیان بوده و هست. در فصل های معتدل و روزهای پایان هفته به خصوص هنگام بعد از ظهر بخشی از اهالی شیراز طبق عادت همیشه به قصد نشستن در چمن وسایل پذیرایی و توقف یکی دو ساعته خود را فراهم کرده و به سمت پارک ها و مناطق سبز راهی میشوند. در این امر اولویت انتخاب مکان توقف، با نزدیک ترین مکان است، حتی ممکن است پاسخ نهایی حیاط خانه باشد مشروط براینکه سبزینگی مطلوب و مکانی با پوشش علف
های خودرو یا چمن برای پهن کردن زیر انداز داشته باشد. اما کاهش روزافزون سرانه ی فضاهای طبیعی یا سبز در اثر پیشروی غیر اصولی شهرها روز به روز یافتن چنین مکان هایی را مشکل تر می سازد. نگارنده سال های نوجوانی خود را به خوبی به خاطر می آورد که به همراه خانواده آخر هر هفته، پیاده، راهی دشت سبز مجاور محله می شد و بعد از چند دقیقه پیاده روی امکان دسترسی به اولین مکان سبز و مناسب فراهم میامد. اما در این سال ها پیشروی شهر موجب شده که حتی به وسیله ی خودرو نیز مدتی طولانی مورد نیاز است تا بتوان به مکانی سبز دست یافت. به طوری که تفکر بخش اعظم جامعه چنین شکل یافته که طبیعت در جایی خارج از شهر است. حتی پارک ها نیز در محاصره ی تنگاتنگ ساختمان ها و بزرگراه ها و با فرم های تصنعی پوشیده از چمن همراه با تابلوی “لطفا وارد چمن نشوید” دیگر پاسخگوی نیاز این جامعه به حضور در بستر امن و سبز و ساکت طبیعت نیستند. البته به هیچ عنوان نمیتوان منکر وجود اکوسیستمهای طبیعی در پیوند ناگسستنی با شهرها شد و یافتن و تقویت و احیای همینهاست که اصول و روش طراحی سبز شهری را شکل میدهد. به طور

دیدگاهتان را بنویسید