موانع نوآوري عبارتند از:

۱-    محدود كردن طرق ارتباط با مدير عامل: هنگامي كه ارتباط مدير عالي با بقيه اعضاي سازمان فقط از طريق چند نفر معين امكانپذير باشد، سؤبرداشتهاي زياد مي شود، روحيه مخاطره پذيري تضعيف مي شود و جوي مستعد«عدم قبول مخاطره»به وجود مي آيد.

۲-    حاكميت جو عدم تحمل اختلاف سليقه: اگر مسوولان سازمان تحمل سليقه هاي مخالف را نداشته باشند، انسجام و وحدت كاركنان از بين مي رود و جوي كسل كننده و يكنواخت حاكم مي شود. در اين شرايط هر يك از كاركنان كه به وضع موجود انتقاد داشته باشند، برچسب«خرابكار»مي خورند.

۳-    افراد ذي نفع در حفظ وضع موجود: اگر افراد و گروههايي وجود داشته باشند كه در حفظ وضع موجود ذي نفع باشند، امكان نوآوري محدود مي شود. افراد و گروههاي ذي نفع، منافع فردي و گروهي خدو را بر منافع كل سازمان برجيح مي دهند و بر دفاع از حريم خود در برابر دخالت ديگران اصرار دارند.

۴-    تاكيد بر افق زماني كوتاه مدت: اگر افق ديد مسوولان محدود باشد،بر هدفهاي كوتاه مدت تاكيد خواهند داشت و از افكار و طرحهاي جديد كه در بلند مدت مسمرثمر خواهند بود، استقبال نخواهند كرد.

۵-    تصميم گيرندگان بيش از حد حسابگر: اگر تصميم گيرندگان بيش از حد حسابگر باشند، نوآوري با مشكل مواجه خواهد شد، زيرا آنان براي تبديل خلاقيت به يك فراگرد داراي جدول زمان بندي دقيق براي اخذ نتايج، تلاش خواهند كرد.

۶-    اعطاي پاداشهاي نامناسب: استفاده از پاداش و ازار هاي كنترلي براي پرداختن به كارهاي جاري، را از اهتمام به انجام كارهاي ابتكاري و غير مرسوم و نوآورانه، باز مي دارد.

۷-    تاكيد بيش از حد بر الزامات بوركراتيك، تاكيد بيش از حد بر لزوم رعايت قواعد، مقررات و رويه هاي جاري و ضرورت افزايش كارايي، خلاقيت و نوآوري را با ناكامي مواجه مي سازد(رضائيان  ،۱۳۷۸،صص۱۰۹و۱۱۰).

مطلب مشابه :  اركان اصلي مذاكره: