علم

نقش علم در خلاقیت چیه ؟

خلاقیت-خلاقانه
خلاقیت-خلاق

بیشتر افراد با این نظر موافقن که محققان واسه ارائه کار خلاقانه می باید وقت زیادی رو صرف یادگیری جزئیات رشته خود کنن . بعضی وقتا” این احساس هست که در ادبیات و هنر همین اندازه علم و توانایی لازم نیس . بعضی فکر می کنند که موسیقی دانان ، هنرمندان و نویسندگان بسیار خلاق از اونقدر نبوغی دارن که کار ایشون بدون هرگونه آمادگی قبلی خود به خود خودشو نشون میده .

دو تحقیق جدیدی که در دانشگاه کارنگی ـ ملون انجام گرفته ، تردیدی جدی      در مورد این دیدگاه به وجود آورده .

در تحقیق اول ، هیز (۱٩٨٨) زندگی ٧۶ آهنگساز رو که اسامی اونا در کتاب زندگانی آهنگسازان بزرگ تألیف شوئنبرگ (۱٩٧٠) اومده بود ، بررسی کرد . هیز به این نتیجه رسید که بیشتر از ٩٩ درصد آثار مشهور این آهنگسازان زمانی نوشته شده که دست کم       ده سال آهنگساز بودن . حتی کودکی مثل موتزارت که در سن ۴ سالگی موسیقیدان بود ، تا سن ۱٢ سالگی یعنی پس از گذشت ٨ سال که به کار آهنگسازی و مطالعه موسیقی مشغول بود ، هنوز اثری که خلاقانه به حساب آید نیافریده بود .

خانواده

هیز در همین مقاله گزارش میده که آثار قابل توجه ۱٣۱ تن از نقاشون بزرگ بیشتر زمانی خلق گردید که اونا دست کم مدت ۶ سال هنر خود رو تمرین کرده بودن .

در مطالعه دوم ، ویش بو (۱٩٨٨) زندگی ۶۶ شاعر مشهور رو بررسی کرد و به این نتیجه رسید که هیچکدام از اونا زودتر از ۵ سال از شروع زمان شاعری خود ، شعر قابل    توجه ای نسروده ان .  ۵۵ تن از این شاعران اثر قابل توجه ای رو در ۱٠ سال اول زندگی هنری خود عرضه نکرده بودن .[۱]

خلاقیت هم با علم پیوند مستقیم داره . به بیان ساده ، نمیشه بدون اندازه مطلوبی از علم ، معمار فیزیکدان ، نویسنده یا موسیقیدان خلاق شد . این علم ممکنه خود یاد بگیره و یا از راه آموزش رسمی کسب شده باشه .

خ

 

 

 

 

 

 

رایانه ،  ماشین دلهره آور !

در بعضی کشورهای جهان به ویژه ممالک در حال پیشرفت ، هنوز مدارس دره های خود رو واسه ورود رایانه به کلاسای درس نگشوده ان . این دره ها بر اثر تسلط بعضی دیدگاه های بدبینانه نسبت به رایانه بسته مونده ان . بدترین اونا نگاه و تصوریه که واسه بیشتر معلمان و آموزشگران ، واژه « رایانه » تداعی کننده ابزاری وحشتناک و دلهره آوره . معلمان ، مدیران ، مشاوران تحصیلی و . . . در خیالات خود از دستگاه رایانه تصویری از یه ماشین بی رحم و ظالم ساخته ان . چون این باور در اونا به وجود آمده که رایانه ، ماشینیه که درصورت ورود به مدرسه به سرعت نقش آموزشی و تربیتی اونا رو کم رنگ و زایل می کنه . و کم کم جانشین اونا در فعالیتای آموزشی می شه . این آموزشگران فکر می کنند اگر رایانه به محیط کلاس و مدرسه راه یابد ، چون جانشین اونا می شه  قدرت فنی ، آموزشی و شخصیتی اونا رو ضعیف کردن می کنه . پس ثبات و امنیت شغلی خود رو هم در خطر می بینن . آخر اینکه با این طرز تلقی ، تا حد کارکنانی که فقط مسؤول انضباط کلاس و مدرسه و هم سرپرستی و مراقبت از کودکان هستن ، سقوط می کنن .

 

 

 

در نگاه اول وجود اینجور ترس و وحشتی از رایانه بسیار دور از انتظار نیس . چون علاوه بر هر دلیلی که تصور شه در پروسه نوپذیری این ماشین سرنوشتی مشابه بقیه       نوآوریای آموزشی داره. کسائیکه با مسائل آموزش و پرورش ارتباطی هرچند

کم دارن ، بر این باخبر هستن که هنوزم گروهی ا زمعلمان در مقابل به کار گیری فناوری آموزشی مقاومت نشون میدن . این گروه از معلمان حتی واسه این مقاومت منفی خود استدلالای کاذب ، توجیه کننده و حتی بعضی وقتا گول زننده ای دارن . این درحالیه که بدیش اینه به جای اینکه آمادگی ذهنی ، علم ، مهارت و علائق خود رو واسه به کار گیری نوآوریای آموزشی زیاد کنن ، بر سرسختی خود اصرار می کنن و بدبین و  بی توجه می مونن .

مقاومت در برابر به کار گیری رایانه در پروسه آموزش و یادگیری ، چیزی غیرمنصفانهه . کافیه هر معلم و آموزشگری آگاهی خود رو به کار گیری کنه  ، در اینصورت به سودمندیای این رسانه آموزشی و نقش مؤثر اون در آموزش و یادگیری پی می برن .

 

 

 

 

 

 

 

محدودیتای رایانه

نکته ای که باید مورد نظر معلمان و بقیه دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرارگیرد ، اینه که به دلیل تجارب و روشای آموزشی کشورهای پیشرفته ، این روزا مسلم شده که رایانه هیچوقت قادر نخواد بود جانشین کاربر خود شه .

دیگه سخن اینکه ، این ماشین نه فقط توانایی اون رو نداره که جای « کاربر »  خود یعنی معلم رو بگیره ، بلکه فقط می تونه علم ، خلاقیت و توانمندیش رو زیاد کنه و واسه ادای وظایف و مسؤولیتای خطیر آموزش و تدریس یاور اون باشه .

خلاقیت-خلاقانه
خلاقیت-خلاق

کنگره ملی تکنولوژی انگلستان عنوان می کنه که نباید رایانه رو سیستمی پنداشت که   می تونه معلم و مواد چاپی و کتابای برنامه ریزی شده رو شامل شه . رایانه ماشین فوق العاده ایه که هرچه بیشتر اون رو بشناسین ، بیشتر شما رو دلباخته خود می کنه اما به هر حال ماشینی ساخته دست بشره .

برنامه-ریزی

 

 

 

 

 

 

آموزش برنامه ای

اندیشه آموزش برنامه ای رو اولین بار بی . اف . اسکینر در مقاله ای با عنوان « علم یادگیری و هنر آموزش » در سال ۱٩۵۴ ارائه داد . اون در این مقاله مشکلات روشای رایج آموزش و یادگیری مدارس رو بررسی کرد و آموزش برنامه ای رو به عنوان وسیله برطرف کردن این مشکلات پیشنهاد کرد .

به نظر اسکینر روشای رایج آموزشی به ویژه روش سخنرانی و آموزش به وسیله کتابای درسی معمولی ، روشای ناقصی هستن چون یادگیرنده رو به فعالیت وا نمی دارن و از اصول مهم یادگیری به کار گیری نمی کنن .

آموزش برنامه ای روشیه که این مشکلات رو نداره و در اون اصول مهم یادگیری به توضیح زیر به کار گیری میشن .

۱. ارائه مطالب در گاما یا مراحل کوچیک

٢. پاسخدهی رو یا شرکت فعال یادگیرنده

٣. تقویت فوری از راه دریافت بازخورد

۴. سرعت شخصی یادگیرنده در جریان یادگیری

 

 

 

 

شکل های جور واجور برنامه های آموزش برنامه ای

 

برنامه های این نوع آموزش بسیار جور واجور هستن . با این حال معروف ترین اونا یکی برنامه خطی[۲] و دیگری برنامه شاخه ای[۳] است و بقیه مشتقات این دو هستن .

برنامه خطی به طور کلی بر اصول یادگیری کنشگر یا فعال اسکینر مبتنیه . در برنامه شاخه ای برخلاف برنامه خطی قابای آموزشی تو یه خط مستقیم              قرار نمی گیرن بلکه به طور انشعابی و شاخه شاخه به هم وصل می شن . برنامه شاخه ای به وسیله نورمن کراودر بوجود اومد . به باور اون برنامه شاخه ای بیشتر از برنامه خطی   تفاوتای فردی یادگیرندگان رو درنظر میگیره چون در برنامه خطی ، افراد قوی و ضعیف مجبور به مطالعه همه قابا هستن درحالیکه در برنامه شاخه ای خوانندگان قوی می تونن بدون مراجعه به قابای جانبی ، فقط قابای اصلی رو بخونن و خوانندگان ضعیف به نسبت اشتباهاتی که در ارائه جواب به سؤالا مرتکب می شن ، مطالب بیشتری رو بخونن

۱. روانشناسی تربیتی ، اصول و کابرد اون ، گلاور و برونینگ ، ۱٣٧٨

  1. Linear
  2. Branching