– نگرش والدین و تربیت دینی فرزندان

   ۲-۲۲-۱- والدین و تربیت دینی فرزندان در سیرۀ تربیتی معصومان (ع)

مراجعۀ اجمالی به سیرۀ معصومان (ع) نشان می دهد که خود آنان به تربیت دینی فرزندان خود اهمیت می دادند و یاران و پیروان خود را نیز به این امر سفارش می کردند. یکی از اصحاب پیامبر (ص) نقل می کند: من با گروهی از طایفۀ خود که همگی در سن جوانی بودیم، نزد پیامبر (ص) رفتیم و بیست روز نزد ایشان ماندیم. پیامبر (ص) مهربان و دلسوز بود. زمانی که اشتیاق ما به خانواده هایمان را دید، فرمود: به سوی خانواده های خود برگردید، در میان آنان بمانید، آنان را امر [به نماز و سایر دستورهای دینی] کنید، به آنان آموزش دهید و چنان که دیدید من نماز می خوانم، نماز بخوانید. این سیره به روشنی بیان می کند که پیامبر (ص) تربیت دینی فرزندان و حتی همسران را وظیفه پدر می داند و بر این امر نیز تأکید دارد. در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده است که ایشان فرمود: پدرم ما را [قبل از طلوع خورشید] جمع می کرد و دستور می داد تا طلوع خورشید ذکر خدا بگوییم و به هر کدام از ما که قرائت قرآن می دانست، دستور قرائت قرآن می داد.

این سیره نیز بیانگر این است که معصومان (ع) به عنوان پدر، به تربیت دینی فرزندان خود اهتمام داشتند. روایات و سیره هایی نیز که قبلاً در باب اهتمام ائمه (ع) به آموزش نماز و روزه به کودکان و عادات دادن آنان به اعمال و دستورهای دینی و نیز سفارش آنان به شیعیان در مورد آموزش مسائل و اوامر دینی به فرزندان خود نقل کردیم، بیانگر همین موضوع است. در رسالۀ حقوق امام زین العابدین (ع) نیز نیکو ادب کردن فرزند، راهنمایی او به سوی خداوند عزیز و جلیل، و یاری او بر اطاعت  خداوند از حقوق فرزندان بر پدران شمرده شده است. این روایت نیز به صراحت پدر را مسئول این امر می داند. از مجموع آنچه که    گفته ایم به دست می آید که از نظر معصومان (ع) پدر، مسئول تربیت دینی فرزندان است. البته در اینجا ذکر این مطلب لازم است که این سیرۀ معصومان (ع) ریشه در قرآن دارد؛ خداوند متعال در قرآن به والدین امر کرده است تا به تربیت دینی فرزندان خود اهتمام ورزند. در دو آیه به صراحت این موضوع بیان شده است: نخست در آیۀ ۶ سورۀ تحریم؛ یأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا قُؤا أَنفُسَکُم وَ أَهلِیکُم نَارًا وَ قُودُهَا وَاُلحِجَارَةُ…؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانوادۀ خود را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است نگاه دارید.

با توجه به اینکه نگاه داشت خود و خانواده از آتش دوزخ،جز از راه عمل به دستورهای خداوند متعال حاصل نمی شود و از سوی دیگر، عمل به دستورهای خداوند نیز متوقف بر تربیت دینی صحیح است؛ این آیه  دلالت دارد بر اینکه خداوند متعال، والدین را مسئول تربیت دینی فرزندان می داند. روایاتی که در ذیل این آیه نقل شده است نیز همگی بیانگر این موضوع است. به عنوان مثال، در روایتی آمده است: زمانی که این آیه [آیۀ ۶ سورۀ تحریم] نازل شد، یکی از مسلمانان نشست و مشغول گریه شد و می گفت: من از دست خودم عاجز بودم، اکنون مسئول خانوادۀ خود نیز شدم. در این هنگام پیامبر (ص) به ایشان فرمود: همین که آنان را به آنچه خود را به آن امر می کنی، امر کنی و از آنچه خود را به آن نهی می کنی، نهی کنی [برای انجام مسئولیت] کفایت می کند.

دوم در آیۀ ۱۳۲ سورۀ طاها نیز خداوند متعال به پیامبر (ص) می فرماید: وَأمُر أَهلَکَ بِلصَّلَوةِ وَ اٌصطَبِر عَلَیهَا…؛ و خانوادۀ خود را به نماز امر کن و بر آن شکیبا باش. در تفسیر نورالثقلین در ذیل این آیه از امام رضا (ع) روایت شده است که ایشان فرمود: این از ویژگی ما اهل بیت است که علاوه بر اینکه خداوند ما را همراه با مردم امر به نماز کرد، به صورت جداگانه نیز ما را به این کار مأمور کرد. پیامبر (ص) بعد از نزول این آیه ۹ ماه هر روز هنگام اوقات نماز، بر در خانۀ علی و فاطمه (ع) می ایستادند و می فرمودند: نماز! خداوند شما را مشمول رحمت خود کند. این آیه با توجه به روایتی که از امام رضا (ع) نقل شده است، قطع نظر از اختلافی که در معنای اهل بیت و زمان نزول آن وجود دارد، به روشنی بر این امر دلالت دارد که پیامبر (ص) به عنوان مسئول خانواده موظف شده بود خانوادۀ خود را به نماز امر کند و ایشان نیز این دستور را انجام  می داد (شریفی، ۱۳۸۸).

   ۲-۲۲-۲- مسئولیت مادر در تربیت دینی

اکنون این سؤال مطرح می شود که آیا از نظر معصومان (ع) مادر در این زمینه مسئولیتی ندارد؟ مراجعه به روایات دیگری که در این موضوع وارد شده است، نشان می دهد که مادران نیز در این موضوع مسئولیت دارند. روایتی است معروف از رسول خدا (ص)؛ در این روایت ایشان می فرمایند: بدانید همۀ شما حافظ مصالح هستید و همۀ شما در برابر کسانی که حافظ مصالح آنان هستید مسئولید. زن نیز حافظ مصالح خانوادۀ شوهر و فرزندان او است و در برابر آنان مسئول است. بدانید همۀ شما حافظ مصالح هستید، مسئولید.

مطلب مشابه :  مبانی نظری یادگیری مشارکتی

در این روایت پیامبر (ص) به صراحت، زنان را حافظ مصالح خانوادۀ شوهر و فرزندانش دانسته است. یکی از مصالح فرزندان اهتمام به تربیت دینی آنان است. به علاوه، در روایت دیگری از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: به خود و خانوادۀ خود امور نیک و ادب بیاموزید. این روایت نیز با اطلاقی که دارد شامل زنان و مادران می شود. بنابراین از نظر معصومان (ع) مادران و پدران هر دو در این زمینه مسئول هستند. اما از آنجا که معمولاً مسئولیت کلی خانواده در زمینۀ اقتصادی، اجتماعی و غیره به عهدۀ پدر، و مسئولیت مادر نیز در طول مسئولیت پدر است، در آیات و روایات بر مسئولیت پدر در این زمینه بیشتر تأکید شده است.

   ۲-۲۲-۳- الزامی یا رجحانی بودن مسئولیت والدین در تربیت دینی

فقها دربارۀ وادار کردن کودکان به نماز، روزه و عباداتی از این قبیل، فتوا به استحباب داده اند؛ بدین معنا که بر والدین مستحب است فرزندان خود را به نماز و روزه وادارند. اما دربارۀ نهی از محرمات فتوا به وجوب نهی آنان از انجام آن امور داده اند. به عنوان مثال، نهی کودکان از غیبت و مانند آن را بر ولیّ کودک واجب دانسته اند. بر این اساس، باید گفت؛ مسئولیت والدین در این زمینه، نه امری الزامی، بلکه استحبابی و رجحانی است؛ بدین معنا که اگر پدر یا مادری در تربیت دینی فرزندان خود کوتاهی کرد، واجبی را ترک نکرده و در نتیجه، گناهی مرتکب نشده است؛ هر چند از نظر شرع و عرف، امر نیکویی را ترک کرده است. به هر حال، بنا بر این نظر، مسئولیت والدین در این موضوع امری رجحانی است و والدین، در حد امکان، خوب است از انجام آن سرپیچی نکنند. با این وجود، با توجه به ظاهر آیات و روایات، این احتمال وجود دارد که این مسئولیت امری  الزامی باشد، نه رجحانی و استحبابی، زیرا اگر این مسئولیت، راجح و مستحب بود و آیۀ سورۀ تحریم تنها دلالت بر استحباب داشت، نمی بایست صحابی پیامبر (ص) بعد از نزول آیه آغاز گریه می کرد؛ و اگر گریۀ او ناشی از اشتباه در فهم بود، می بایست رسول خدا (ص) در مقابل گریۀ او می گفت: این امر استحبابی است و ترک آن عقاب و عذابی به دنبال ندارد. به علاوه، حضرت علی (ع) در روایتی فرموده اند: به فرزندانتان نماز بیاموزید و زمانی که هشت ساله شدند آنان را به نماز مؤاخذه کنید.

در بعضی از روایات هم به والدین اجازه داده شده است، در صورتی که فرزندانشان به دستور آنان مبنی بر نماز خواندن ترتیب اثر ندادند، آنان را تنبیه کنند. مؤاخذه و تنبیه نیز با استحباب و رجحان سازگار نیست و حداقل دلالت بر استحباب مؤکّد و نزدیک به وجوب دارد (معتمدی، ۱۳۸۴).

   ۲-۲۲-۴- موارد مسئولیت والدین در تربیت دینی

در مورد آموزش اموری از قبیل نماز، حج، قرائت قرآن و نیز مواظبت و دقت در رفت و آمد فرزندان با دیگران، سیره هایی از معصومان (ع) وجود دارد؛ بدین ترتیب می توان گفت، این امور از موارد مسئولیت تربیتی والدین است. اما اینکه آیا والدین، علاوه بر آنچه گفته شد، در عبادات دیگر نیز چنین مسئولیتی دارند یا نه، نمی توان نظری قاطع ارائه کرد؛ زیرا از یک طرف این احتمال وجود دارد که سایر عبادات نیز مانند امور فوق الذکر باشند و اگر در سیره ها به آنها توجه نشده به این سبب است که مورد ابتلا نبوده یا مورد توجه راویان و اصحاب قرار نگرفته است؛ به ویژه که در آیۀ سورۀ تحریم نیز مؤمنین مأمور شده اند که خود و خانوادۀ خود را از آتش جهنم حفظ کنند، و این مستلزم آن است که آنان از همۀ محرمات اجتناب و همۀ اوامر الهی را انجام دهند. از طرف دیگر احتمال می رود مورد توجه قرار نگرفتن سایر امور، خود دلیل بر عدم صدور این افعال از معصومان (ع) باشد. اما مورد ابتلا نبودن نیز می تواند وجه تفاوت میان این امور قرار گیرد؛ زیرا این امور کمتر از حج مورد ابتلا نبوده اند؛ در حالی که دربارۀ حج کودکان روایاتی از معصومان (ع) صادر شده و به دست ما رسیده است. با این وجود، واژۀ ادب که در روایات امیرالمؤمنین (ع) آمده است؛ بیانگر این است که علاوه بر عبادات، آموزش اموری از قبیل اخلاقیات و طرز رفتار با دیگران و نیز آداب غذا خوردن، راه رفتن، خوابیدن و غیره نیز در محدودۀ مسئولیت تربیتی والدین قرار می گیرد؛ زیرا واژۀ ادب همۀ آنها را در بر می گیرد. آموزش اعتقادات نیز از موضوعات مورد اهتمام در مسئولیت تربیتی والدین است؛ زیرا در رسالۀ حقوق امام زین العابدین (ع) راهنمایی کودک به سوی خدا از حقوق کودک شمرده شده است (یاوری، ۱۳۸۵).

مطلب مشابه :  نظام اخلاقی اسلام عقلانی است یا وحیانی؟

   ۲-۲۲-۵- وظیفۀ والدین در ادای مسئولیت تربیتی

موضوع دیگری که در این بخش باید به آن پرداخت این است که در چه صورتی والدین مسئولیت خود در برابر فرزندانشان را به انجام رسانده اند؟ به عبارت دیگر، والدین چکار باید بکنند تا این مسئولیت را ادا کرده باشند و در برابر خداوند مورد مؤاخذه قرار نگیرند؟

ممکن است چنین تصور شود که ادای این مسئولیت اقتضا می کند والدین تمام توان خود را در این راه به کار گیرند تا فرزندان آنان از نظر اعتقادی و عملی افرادی متدین بار آیند؛ در غیر این صورت، مسئولیت آنان انجام نیافته است. شاید علت اینکه یکی از یاران پیامبر (ص) بعد از نزول آیۀ ۶ سورۀ تحریم نشست و شروع به گریه کرد، همین برداشت از آیه و مسئولیت والدین بوده است. اما خوشبختانه پاسخ پیامبر (ص) به این صحابی و نیز روایات دیگری که در ذیل این آیه از معصومان (ع) وارد شده است، با این برداشت سازگار نیست. مطابق این روایات، ادای این مسئولیت به این معنا نیست که والدین با فرزندان خود چنان رفتار کنند که آنان لزوماً افرادی متدین و معتقد تربیت شوند، بلکه والدین باید فرزندان و خانوادۀ خود را به نیکی ها امر و از بدی ها نهی کند. به عبارت دیگر، مسئولیت والدین این است که عبادات و آداب و اوامر و نواهی دینی را به آنان بیاموزند و آنان را به انجام اوامر مذکور، امر و از ارتکاب محرمات الهی، نهی کنند. خودِ پیامبر (ص) در مواجهه با مردی که به گریه و زاری مشغول بود، فرمودند:  همین که آنان را امر کنی به آنچه خود را به آن امر می کنی، و نهی کنی از آنچه خود را از آن نهی می کنی [برای انجام مسئولیت] کفایت می کند.

از حضرت علی (ع) در تفسیر این روایت نقل شده است: به خود و خانوادۀ خود امور نیک و ادب بیاموزید. بنابراین، در ادای مسئولیت مذکور، تحقق نتیجه، یعنی متدین و معتقد تربیت شدن فرزندان، لازم نیست؛ بلکه آنچه لازم است ارائه آموزش دینی و امر و نهی آنان است؛ همانگونه که همۀ افراد، قابلیت ها و استعدادهای یکسان ندارند، همۀ افراد نیز قابلیت تربیت پذیری یکسان ندارند و فعالیت های تربیتی حتی اگر به بهترین وجه هم صورت گیرد، در آنان به یکسان مؤثر نمی افتد. البته والدین برای تربیت دینی فرزندان خود، تحت شرایط خاصی اجازۀ تنبیه آنان را نیز دارند؛ اما این ثابت نمی کند که حصول نتیجۀ مثبت در ادای مسئولیت تربیتی والدین لازم و ضروری است (فیروزمحمدی، آقاجانی، شاطریان، شوقی، و صادقی، ۱۳۹۲).

 

   ۲-۲۲-۶- محدودۀ زمانی مسئولیت والدین در تربیت دینی

برای دستیابی  به پاسخ این پرسش باید به سیره هایی که در بالا بیان کرده ایم مراجعه نماییم و آنها را از این نظر بررسی کنیم. سیره هایی که در این باره از معصومان (ع) نقل کردیم همگی در مورد فرزندانی است که زندگی مستقلی را شروع نکرده اند. بنابراین، مفاد این سیره ها تنها به مسئولیت والدین نسبت به فرزندانی که زندگی مستقلی را شروع نکرده اند دلالت دارد و نسبت به مسئولیت آنان در دورۀ استقلال فرزندان ساکت است. روایاتی نیز از معصومان (ع) نقل شده که مؤید این مدعا است. از امام صادق (ع) نقل شده است: بگذار پسرت هفت سال بازی کند؛ هفت سال [او را] تأدیب کن و هفت سال او را همراه خود داشته باش؛ اگر رستگار شد که چه بهتر، در غیر این صورت خیری در او نیست.

بنابراین روایت، ظاهراً مسئولیت والدین محدود به ۲۱ سال اول زندگی فرزند است و بعد از این سن مسئولیتی متوجه آنان نیست. البته در بعضی از روایات سن ۱۴ سالگی نیز پایان دورۀ تربیت فرزندان ذکر شده است. به هر حال این روایات مسئولیت والدین را از نظر زمانی محدود به دوره ای خاص کرده اند (شمس اسفندآبادی و نادری، ۱۳۸۸).

   ۲-۲۲-۷- ضرورت و کارایی تربیتی مسئولیت والدین

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که چه لزومی دارد مسئولیت تربیت دینی به والدین سپرده شود؟ و با توجه به وجود مؤسسات تربیتی با کادر قوی، آیا امروزه این سیاست اصلاً اثر و کارایی تربیتی دارد؟ در پاسخ به این پرسش توجه به این مطلب لازم است که مسئولیت والدین در تربیت دینی به معنای نفی مسئولیت از دیگر نهادهای تربیتی نیست؛ مسئولیت دیگر نهادها در طول مسئولیت والدین و مکمل نقش تربیتی آنان است؛ این وظیفۀ والدین است که در صورت لزوم، فرزندان خود را به این مؤسسات بسپارند تا در زمینه های مورد نیاز تربیت لازم را کسب کنند. به عبارت دیگر، یک بُعد از مسئولیت تربیتی والدین، برنامه ریزی برای استفادۀ بهینه از نهادهای تربیتی موجود در جامعه، برای تربیت دینی مناسب فرزندانشان است. آنان در این برنامه ریزی می کوشند تا از میان نهادهای موجود، بهترین و مناسب ترین نهاد و مؤسسۀ تربیتی را برای فرزندان خویش انتخاب کنند، تا فرزندانشان به نحو احسن تربیت گردند (کوشکی و خلیلی فرد، ۱۳۸۹).

مطلب مشابه :  اختلال­های طیف اتیسم از دیدگاه روانشناختی

مسئولیت تربیتی والدین، بُعد دیگری نیز دارد؛ آنان در بعضی موارد ناچارند مستقیماً به تربیت دینی فرزندان خود اقدام کنند. به عنوان مثال، وادار کردن فرزندان به نماز و روزه، مواظبت و نظارت بر انجامم فرایض دینی، نظارت بر رفت و آمدهای آنان با دوستان، نظارت بر رفتارهای آنان در بیرون خانه، رعایت آداب اسلامی در معاشرتها و رفت و آمدها و مانند آن، از اموری است که والدین، بهترین افراد- اگر نگوییم تنها افرادِ مناسب- برای انجام آن هستند. به علاوه، آموزش بعضی از موضوعات در خارج از خانواده یا انجام نمی گیرد یا اگر انجام بگیرد، چنان که باید و شاید، موفقیت آمیز نخواهد بود؛ زیرا در خانواده      زمینه های مناسبی برای آموزش آنها فراهم می آید که در خارج از خانواده فراهم نیست. آموزش آداب معاشرت با دوستان، بزرگسالان، جنس مخالف، استاد و معلم، برادر و خواهر و مادر و پدر، نمونه هایی از این موضوعات هستند. برای اثبات لزوم و ضرورت مسئولیت تربیت دینی والدین، که مفاد سؤال اول است،    می توان به سه دلیل اشاره کرد:

نخست، والدین برای عهده دار شدن این مسئولیت و نیز پرداختن به این کار و تحمل مشقات آن، از دیگران انگیزۀ قوی تری دارند. در اغلب موارد، انگیزۀ دیگران برای پرداختن به این کار، در درجۀ اول، نفع مادی و شخصی است؛ اما انگیزۀ والدین هر چند شخصی است، اما مادی نیست و در اکثر موارد انگیزۀ آنان، موضوعاتی مانند خوشنامی، بر جای ماندن نام نیک وخلف صالح است. به علاوه، در اکثر موارد والدین، سعادت و خوشبختی و رفاه خود را در سعادت و خوشبختی و رفاه فرزندان خود می دانند و حتی فرزند خویش را نه فردی دیگر، بلکه نسخه ای دیگر از وجود خویش می دانند؛ از این رو مصالح و منافع والدین با مصالح و منافع فرزندان منطبق می گردد و همین موجب می شود والدین به رعایت و تأمین مصالح و منافع فرزندان را بر نیازهای خویش مقدم بدارند.

دوم، یکی از عوامل مؤثر در تأثیر بخشی فعالیت های تربیتی، مدت زمانی است که مربی همراه مترّبی است. چنانکه یکی دیگر از این عوامل این است فرد، چه دوره ای از زندگی خود را  به تربیت اختصاص داده است؛ کسی که ده-بیست  سال اول زندگی خود را به تعلیم و تربیت خویش اختصاص داده، نتیجه ای بهتر از فردی به دست خواهد آورد که در سنین چهل سالگی به تعلیم و تربیت خویش همت گماشته است. صحت این مطلب نه تنها در فرهنگ های سنتی، بلکه در تحقیقات جدید نیز پذیرفته شده است.

سوم، والدین از مزیت دیگری نیز برخوردارند و آن اینکه آنان اهرم های زیادی برای تأثیر گذاری بر رفتار فرزندان خود دارند؛ به خصوص تا زمانی که آنان زندگی مستقلی را  شروع نکرده اند. در این سنین والدین منبع تأمین مالی فرزندان خویش هستند؛ منبع و منشأ جایگاه اجتماعی آنان هستند؛ منبع اطلاعات مورد نیاز آنان هستند. هر یک از این امتیازات، به تنهایی میزان کارایی و اثربخشی فعالیت های تربیتی والدین را در مقایسه با دیگران بسیار بالا می برد. این ویژگی نیز می تواند توجیه کنندۀ واگذاری این مسئولیت به والدین باشد. تحقیقات متعددی نیز که در زمینۀ میزان سازگاری و توافق نگرش های والدین و فرزندان صورت گرفته، مؤید آن است که تأثیر والدین بر نگرش های فرزندان، به ویژه در سنین اولیۀ زندگی، قابل توجه است. برای مثال، در تحقیقی ثابت شده است که نگرش هایی که فرزندان در خانواده می آموزند، بسیار عمیق ترو پایدارتر از یادگیری سایر نگرشها است. روانشناسان اجتماعی نیز بر تأثیر قاطع تربیت خانوادگی بر شخصیت انسان بسیار تأکید دارند. بعضی از آنان قائلند:

نوع تربیت کودک در هر جامعه ای، کلید شناخت فرهنگ و تربیت آن جامعه است؛ یعنی تربیت خانوادگی زیربنای هرنوع تربیت اجتماعی است. بعضی دیگر معتقدند که شخصیت اصلی یا سازمان اصلی شخصیت آحاد هر اجتماع و فرهنگ، ریشه در تربیت اولیه دارد. اگر به تعداد افراد جامعه، شخصیت های مختلفی وجود داشته باشد، همۀ آنها در برخی از خصوصیات شخصیتی اشتراک دارند که به آنها شخصیت اصلی می گویند. در نتیجه، شخصیت اصلی هر جامعه، محصول اسلوب و طریقۀ تربیت خانوادگی دوران طفولیت می باشد. به این ترتیب،   می توان گفت، اجرای این سیاست تربیتی، نه تنها لازم و ضروری، بلکه در مقایسه با  گزینه های دیگر از کارایی بالاتری نیز برخوردار است (کوشکی و خلیلی فرد، ۱۳۸۹).