شکل گيري هويت

شکل گيري هويت در طي يک توالي از مراحل رشد روي مي دهد. اين فرايند عموماً در طول نوجواني رخ مي دهد و از فرايندهاي درون فکني و همانندسازي کودک متمايز است. با اين حال اين فرايندهاي مربوط به کودکي نقش مهمي در شکل گيري هويت دارند چراکه به صورت نظري، بحران هر مرحله خاص هم داراي پيشرو و هم پيامد است. اريکسون اصطلاح اپي ژنتيک را براي توصيف اين خاصيت رشد هويت و نيز جنبه هاي گسترده تر متغير شخصيت به کار برد. با توجه به اين اصل، هويت در بزرگسالی از آن چيزي ظاهر مي شود که کودک از طريق درون فکني و همانندسازي کسب کرده است و در نوجوانی به عنوان خودش مي شناسد. طبق اين اصل، هر مرحله زمان استيلاي خود را دارد و يک توالي رشدي زيربناي تمام پيشرفت هاست (ماسن و همکاران،۲۰۰۵).

مفهوم اوليه من در طول نوزادي از طريق داشتن يک ارتباط اعتمادآميز با شکل درون فکني شده والدين به ظهور مي رسد. در اين ديدگاه درون فکني تصوير والدين يا اتحاد با آن راهي براي شکل هاي بالغ تر دستيابي به هويت ايجاد و آماده مي کند. شکل گيري هويت در نوجواني سنتزي از اين همانندسازي اوليه در يک پيکربندي جديد است که برساس اين همانندسازي ها قرار دارد اما متفاوت از مجموع اجزايش است. فقط وقتي که نوجوان قادر باشد که بعضي از اين همانندسازي هاي کودکي را براساس علائق، استعدادها و ارزش هايش انتخاب و ساير آن ها را رد کند شکل گيري هويت رخ مي دهد (فیست و فیست،۲۰۰۵).

مطلب مشابه :  روانشناسی خطر و درک خطر

مفهوم هويت که اريکسون عنوان مي نمايد تأکيد بر اين مسأله دارد که مراحل رشد هر يک به طور مجزا در درون خود پايان نمي يابد، بلکه به هم پيوسته و وابسته بوده، مراحلي در جهت رشد فرد به عنوان فردي کامل و خودکفا مي باشد که در زندگي لياقت ايفاي نقش يک بزرگسال را داشته و بتواند در نظام اجتماعي که در آن زندگي مي کند، به اصطلاح جا بيفتد. تکامل فقط از طريق گذشتن بدون بحران از مراحل پي در پي رشد رواني ـ جنسي حاصل نمي شود، بلکه بستگي به سازمان دهي مجدد و مداوم در طي جريان رشد دارد و آنگاه در دوره نوجواني، نوبت به تکامل مجددي مي رسد که انتقال از وابستگي کودکي را به مسؤوليت بزرگسالي ميسر مي نمايد. در اين مورد نه فقط سازمان دهي داخلي موردنظر است، بلکه اين موضوع حائز اهميت است که چگونه اين سازمان به فرد اجازه می دهد که در اجتماع و نظام هاي داخلي آن در نقش هاي اجتماعي مورد انتظار، به عنوان بزرگسال، عملکرد صحيحي داشته باشد (برزونسکی و فراری، ۱۹۹۶).

از سوي ديگر، تثبيت هويت در سنين جواني رخ مي دهد. در اين دوره معمولاً استقلال کامل از والدين و تصميم گيري شخصي قبول مسؤوليت زندگي حاصل مي شود. توانايي جوانان براي در نظر گرفتن تمام جوانب مسائل و يافتن دانش نسبتاً وسيع درباره هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي و آگاهي از ضرورت يکپارچه بودن شخصيت بزرگسالي، زمينه هاي لازم را براي آنان فراهم آورده تا به تثبيت هويت و انسجام خود برسند. در اين دوره، هويت شخصي آنان به صورت باورهاي عملي، ارزش ها و طرح و برنامه مشخص زندگي جلوه گر مي شود (ماسن و همکاران،۲۰۰۵). بزرگسالاني که احساس هويت خود در آنان قوي است، خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند.همچنین افرادی که قادر به پذيرش خود هستند و هويت مثبت را رشد مي دهند، نسبت به افرادي که هويت منفي دارند يا خودشان را دوست ندارند، از سلامت رواني بيشتري برخوردارند (آبراهام[۱]، ۲۰۰۸).

مطلب مشابه :  هشتمین جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

گرچه اریکسون شکل گیری هویت را مهمترین دغدغه دروان نوجوانی می دانست، اما باور داشت که رشد و تحول هویت فرایندی مستمر است و همچنان ادامه می یابد. در واقع بعضی از روانشناسان تحولی، شکل گیری هویت را مسئله اصلی و محوری دوران بزرگسالی می دانند (مک آدامز و دی سنت اوبین، ۱۹۹۲). ممکن است هویت نه فقط شامل یک خویشتن، بلکه شامل چند خویشتن باشد، از جمله خویشتنی که فرد امیدوار است بدان دست یابد و خویشتنی که فرد از تحقق آن بیم دارد، (مارکوس و نوریوس[۲]، ۱۹۸۶) نقاط عطفی همچون گذار میانسالی غالبا با تغییراتی در نگرش افراد نسبت به خودشان همراه است.

به گفته اریکسون هویت پیوند نزدیکی با نقش ها و تعهدات اجتماعی (من یک مادر هستم، من یک معلم هستم، من یک شهروند هستم) دارد. چون میانسالی زمان بازنگری نقش ها و روابط است، ممکن است مسائل حل نشده هویت در این زمان آشکار شوند. تغییر نقش ها و روابط مردان و زنان در این دوران ممکن است هویت جنسی آن ها را نیز تحت تاثیر قرار دهد (سادوک و سادوک،۲۰۰۸).

برای بررسی مقوله هویت در دوران میانسالی لازم است تا ابتدا خصوصیات روانی این دوره مورد بررسی قرار گیرد. لذا در این مرحله موضوعاتی چند پیرامون این دوره نسبتا طولانی از زندگی بشری مورد بحث قرار می گیرد، سپس به مقوله هویت و بحران هویت در دوران میانسالی باز می گردیم.

[۱] Abraham

[۲] Markus & Nurius