دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی ارتباط متقابل تنوع فرهنگی و جهانشمولی حقوق بشر

قسمتی از متن پایان نامه :

 

  • ويژگي جهاني حقوق بشر را اعلام مي‌كنند.
  • ضمن دفاع از اين اصول، ضرورت جهاني لحاظ نمودن ويژگي هاي ملي و منطقه ‌اي و حتي تنوع تاريخي، فرهنگي و مذهبي را مي‌پذيرند[۱].

اين اعلاميه ويژگي جهان شمولي حقوق بشر را با ضرورت توجه به تنوع فرهنگي مورد توجه قرار داده است. البته جهان شمولي حقوق بشر به عنوان اصل مورد توجه قرار گرفته، ولي دولت ها وظيفه دارند كه در كنار تضمين احترام به حقوق و آزادي ‌هاي اساسي، تنوع فرهنگي را بدون تبعيض و بدون اينكه به قواعد حقوق بشر لطمه‌اي وارد كند، اجرا نمايند. با توجه به اسناد مربوط به یونسکو مي‌توان دريافت كه اين سازمان نيز محور و اصل را بر جهان شمولي حقوق بشر قرار داده است، اما در كنار آن و همزمان مساله فرهنگ ‌ها را نيز مطرح مي‌كند و در پي راهي براي توسعه و تكامل روابط اين دو نهاد مي‌باشد.

اعلاميه جهاني يونسكو در مورخ ۲ نوامبر ۲۰۰۱ و كنوانسيون جهاني تنوع جلوه‌ هاي فرهنگي را در سال ۲۰۰۵ مورد تصويب يونسكو قرار گرفتند. اعلاميه جهاني يونسكو در مورد تنوع فرهنگي نيز پايبندي خود به جهان شمولي حقوق بشر حفظ نموده و در ماده ۴ اعلاميه « دفاع از تنوع فرهنگي » را يك الزام اخلاقي دانسته كه از اصل احترام به شأن انساني جدا نمي‌باشد. همچنين در ابتداي ماده ۵ چنين اعلام مي‌نمايد که « حقوق فرهنگي، جزء مكمل حقوق بشر… مي‌باشد ».

در خصوص ديوان بين‌المللي دادگستري بايد متذكر بود « كه ديوان هرگز به وضوح به رابطه ميان جهان شمولي حقوق بشر و تنوع فرهنگي نپرداخته مع ذلك ديوان در آراي متعددي، با مطرح كردن اعلاميه جهاني حقوق بشر، كنوانسيون‌ هاي ژنو ۱۹۴۱ و اصول كلي حقوق بشر دوستانه، به طور ضمني ويژگي جهاني حقوق بشر را مورد تاييد قرار داده است[۲]».

مطلب مشابه :  پايان نامه ارشد:مطالعه تطبیقی جایگاه اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها در حقوق جزای بین الملل

در خصوص سازمان‌هاي بين‌المللي منطقه‌اي بايد بيان داشت كه وضعيت و درماندگي سازمان‌هاي جهاني در حل مسائل بين‌المللي، كشورها را متوجه تشكيل سازمان‌هاي منطقه‌اي نمود، تا بتوانند در كادر محدودتري امنيت جمعي بهتر و همكاري‌هاي سياسي و اقتصادي موثرتر با يكديگر داشته باشند[۳]. در كنار اسناد جهاني، اسناد منطقه‌اي هم وجود دارند كه به مفهوم جهاني حقوق بشر، و ويژگي‌ هاي فرهنگي توجه دارند كه از آن جمله اعلاميه آمريكايي حقوق بشر ۱۹۴۸، كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر و كنوانسيون سان خوزه و كنوانسيون اروپايي حقوق بشر و آزادي‌هاي بنيادين ۱۹۵۰[۴] و منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم ۱۹۸۱ و سازمان كنفرانس اسلامي مي‌باشد.

در خصوص ارتباط متقابل جهان شمولي و تنوع فرهنگي در دكترين آرا و انديشه‌ هاي متفاوت و بعضاً متعارضی از دانشمندان و حقوقدانان ارائه گرديده است. طرفداران جهان شمولي مطلق حقوق بشر بر این باور می نمایند که اصل جهان شمولی حقوق بشر تا آنجا گسترده گردیده که هیچ گونه تنوع و کثرتی را نمی پذیرد؛ همچون « اريك هابز باوم در جهاني با تحولات تكنولوژيك سريع، ناسيوناليسم و قوميت حرفي براي گفتن ندارند[۵]». لذا اين مسأله‌اي است كه برخي از انديشمندان به آن اعتقاد پيدا نموده‌اند و قواعد حقوق بشر را قواعدي جهان شمول مي‌دانند و تكثر و تنوع فرهنگي را ناديده مي‌گيرند. برخي از انديشمندان همچون چامسكي، جهان شمولي قواعد حقوق بشر را متأثر از سلطه آمريكا مي‌دانند. «جهاني شدن فرهنگ به معناي يكسان شدن فرهنگ در كشورهاي مختلف است چنين ديدگاهي معتقد است كه در جهان آينده « خودي » و « غيرخودي » يا ديگري مفهوم ندارد بلكه صحبت از جهاني است كه داراي هويت واحدي است و همه ما انسان هايي هستيم كه بايد در اين جهان واحد زندگي كنيم در حقيقت چنين ديدگاهي معتقد است كه جوهر فرهنگ جهان شمول، ديدگاه نويني درباره انسان است كه در قرون جديد در امريكا و اروپا شكل گرفت و گسترش جهاني يافت[۶]». برخي از انديشمندان و نظريه‌پردازان و نخبگان سياسي با نفي جهان شمولي قواعد و هنجار هاي حقوق بشر، حقوق انسان‌ها را صرفاً بر اساس فرهنگ و جامعه ‌اي كه متولد شده ‌اند و رشد مي‌كنند در نظر مي‌گيرند و معتقدند كه « بشريت هنوز انعكاسي از كليت جهان شمولي نيست كه براي تمام اجزاي وجودش استمرار هستي را به نحوي يكسان تضمين كند[۷]». نظريه پست مدرنيسم و نسبیت‌گرايي فرهنگي از پی نظر اين انديشمندان تجلي يافت و گروه سومي هم وجود دارند كه با توجه به واقعيات جامعه جهاني و ديدگاه‌ هاي نهفته در اسناد و موازين بين‌ المللي به تشريح عقايدی مي‌پردازند كه به همزيستي دو نهاد « جهان شمولي حقوق بشر » و « تنوع فرهنگي » كمك شاياني نموده است. براي نمونه مي‌توان به دفاع « رُنه- ژان دوپوئي » اشاره كرد كه حقوق بشر را بخشي از ميراث مشترك بشريت مي‌داند و بايد توجه داشت كه « انديشه ميراث مشترك بشر الزاماً در ذات خود حاوي مفهوم جهان شمولي است ». برخي از انديشمندان، حقوق جهان شمول بشر را از دستاورد هاي « تمدن نوين بشري » مي‌دانند و ادعاي آن دسته از كساني كه آن را متعلق به يك فرهنگ خاص مي‌دانند را رد مي‌كنند. در حقيقت اينان قائلند كه حقوق بشر ترجمان حقوقي حق‌ هاي اخلاقي است كه در تمامي فرهنگ ‌ها مشترك است و يا حداقل حمايت را دارا هستند و از طرفي اينها حق‌ هايي هستند كه تمامي فرهنگ ‌ها در سايه حمايتي آنها رشد و نمو مي‌نمايند[۸].

مطلب مشابه :  تعیین رازداری بانکی در تحقق بزه پولشویی-پايان نامه

[۱]– اسپيل، هكتور گروس، جهان شمولي حقوق بشر و تنوع فرهنگي، … ص ۲۴۰-۲۴۱

[۲]– پيشين، ص ۲۴۷

[۳]– موسی زاده، رضا، سازمان‌هاي بين‌المللي، نشر ميزان، چاپ هفتم، زمستان ۱۳۸۵، ص ۵۶

[۴]– بيگ‌زاده، ابراهيم، تأملي بر تنوع فرهنگي در حقوق بين‌الملل … ص ۱۱۵

[۵]– رحمت الهی، حسین، جهانی شدن و تأثیر آن بر هویت های قومی و ملی، مجله اندیشه های حقوقی، سال سوّم ، شماره ۸ ، بهار و تابستان ۱۳۸۴، ص ۱۰۲

[۶]– پيشين، ص ۱۰۱

[۷]– شيميليه ژاندرو، مونيك، بشريت و اكميت، سيري در حقوق بين‌الملل، مترجم مرتضي كلانتريان، انتشارات آگه، تهران، ۱۳۸۲، ص ۴۷۲

[۸]– قاري سيد فاطمي، سيد محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، دفتر يكم … ص ۱۵۸