دانلود پایان نامه

انتقام گرفتن از جانی را میطلبد و پسر حق مخاصمات خون را به ارث میبرد و اگر مقتول اقوامی نداشت تا برای او از جانی انتقام بگیرد بر دولت بود تا برای تحقق این مهم بپا خیزد و همواره خون مقتول، خشمگین میماند تا زمانی که از جانی انتقام گرفته شود.»۳
نخستین قانونی که در آتن بزرگترین شهر آن روز یونان وضع شد، قانون «درآگون» بود، زیرا این قانون در حوالی سال ۶٢٠ ه.ق قانونگذاری شد، عبارت بود ازریخت عادات، عرفیات و تقالید که در شهرهای گوناگون یونان رواج داشت و قساوت و سنگدلی فراوان در آن موج میزد و برای بی اهمیتترین جرمها کیفر مرگ داشت.
قانون درآگون بر کیفر قتل عمد و قتل خطا نص دارد و اینچنین آمده است که قاتل باید به شهر قاتلان که بیـرون از شـهر آتن ساخته شـده پناه بگیـرد۴، زیرا قبیـله قاتـل را از شهر خود بیـرون

میراند و اموالش را از او میگرفت و بدین گونه او را از قبیله خود بیگانه و از حمایت آن و از حمایت خدای عدالت محروم میگرداند.
از آنچه گذشت، برای ما مشخص میشود که کیفر قتل نزد قدمای یونان، انتقام گرفتن از جانی و کشتن او به وسیله خاندان مجنیعلیه یا بیرون راندن او از شهر و سکونت دادن او در شهر قاتلان، بیرون شهر آتن، بوده است. اما در مورد حل منازعات قتل از راه پرداخت دیه مالی، مأخذ معتبری که وجود دارد چیزی را در آن زمینه روشن نمیکند، اما با تطبیق با قواعد عمومی میتوان گفت: در طول مدتی که حق اجرای کیفر در دست خانواده مجنیعلیه بود، مانعی وجود نداشت که با هم توافق و مصالحه کنند و دیه مالی را به جای کشتن و انتقام گرفتن بپذیرند زیرا رئیس خانواده که اختیار کیفر دادن و انتقام گرفتن از جانی در دست اوست، میتوانست از کیفر انتقامخواهی عدول کند و به گرفتن دیه قانع گردد و کسی دست او را نبسته بود. آنچه این نظر را تأیید و تأکید میکند چیزی است که در قانون «سالون» آمده مبنی بر اینکه حیوان هرگاه به دیگری جنایت وارد کند، ضرورتاً آن حیوان را به مجنیعلیه تحویل میدهند و این خود نمودی از نمودهای دیه می باشد.۱
نتیجهای که میتوان از بررسی نظام دیه در قانون یونان بدست آورد این است که نظام دیه در یونان کاملاً اختیاری و اصل بر قصاص و انتقامجویی بود و در مرحله دوم قصاص، تبدیل به دیه میگشت وشاید دلیل آن تعصبات و خونخواهی بیش از حد افراد آن جامعه بود، که این تعصبات مانع ورود نظام دیه اجباری میشد.
ب)در دوران رومیها
«ریشه تمدن روم به تمدن یونان و باقیمانده تمدن «اترسکیبن» که به ایتالیا رفته بودند، باز میگردد. تمدن آنان در آسیای صغـری آغاز شد و تمدن «مناویین» که در جزیره « کریت » به وجود
آمد و ریشه های آن از میراث مصریان و تمدن آنان مدد گرفت.»۱ بنابراین تمدن روم عبارت است از آمیزهای از افکار تودرتو و مرکب از تمدنهای گوناگونی که در به وجود آمدن آن سهیم بودند. قانون روم از مهمترین قوانین قدیم شمرده میشوند از این جهت منبع تاریخی برای بیشتر قوانین عربی زمان حاضر است. از مشهورترین قوانین روم، قانون الواح دوازدهگانه است که در احکام و جرمها در لوحهای پنجگانه اخیر آن وارد شده است.۲ قانون الواح نخستین، قانون کهن میباشد که جرایم را به دو جنبه عمومی و خصوصی تقسیم نموده است.
در جنبه خصوصی مجنیعلیه این حق را داشت جانی را بگیرد و به قضا تقدیم کند و قاضی در این حالت حکم میکرد که جانی به مجنیعلیه تحویل داده شود تا او را در خانهاش زندانی کند یا همانند برده با وی رفتار شود. از جرائم خصوصی در آن دوران میتوان به سرقت، ضرر زدن به مال و جرایم تعدی به اشخاص، چون ضرب و جرح اشاره نمود.
قانون روم، نظام قصاص کردن جانی را میشناخت و قانون الواح به هر یک از جانی و مجنیعلیه اجازه میداد در بدو امر سازش و توافق نمایند و اگر این امر میسر نمیگردید، مجنیعلیه حق داشت همانند جنایتی که بر او رفته است، از جانی قصاص بنماید. همچنین پیشرفت و تکامل رومیان موجب شد تا نظام قصاص بدنی ونفس جانی، جای خود را به نظام دیگری بدهد که بر پایه توافق و مصالحه استوار بود، این نظام به نظام دیه شناخته شده است.
نظام دیه در روم باستان نیز وجود داشت. در این مورد قانون الواح بر امکان داشتن سازش و مصالحه میان مجنیعلیه و جانی بر پرداخت مبلغی از مال جانی به مجنیعلیه تصریح دارد، مانند آنجا که از خودخواهی به چیز دیگر تن در می دادند.۳ نظام دیه در دو جرم جنایت بر نفس و سرقت، چند گونه نزد رومیـان به اجرا در آمده است. جرم تعـدی به نفس و جنایت برای اشخـاص

مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورد حقوق مدنی و سیاسی

بیش از هر جرم دیگری، ویژگی کیفری انتقام را که در کیفرهای دوران قدیم داشت، برای خود حفظ کرده است.
حال جای آن است که به نمودهای دیه در الواح دوازدهگانه بپردازیم تا به میزان تأثیرگذاری نظام دیه در آنان پی ببریم.
قانون الواح به سه نوع از جرایم تعدی و تجاوز به اشخاص تصریح میکند که می توان آنها را بدین گونه بیان نمود:۱
«اولین حالت، بریدن عضوی از اعضای بدن انسان میباشد. مراد از این حالت در قانون الواح جمیع افعالی است که موجب جدایی عضوی از اعضای بدن انسان میشود، مانند در آوردن چشم یا قطع یا کیفر این جرم قصاص به مثل است، ولی این کیفر کمتر به اجرا درآمده است، بلکه به تاوان و غرامت مبدل میگردید که میزان آن را حاکم تعیین مینمود، ولی مجنیعلیه در این حالت ملزم به قبول دیه نبود، چنانچه در لوح هشتم از این احوال آمده است و این بدین معنی است که گرایش به سوی اخذ دیه در آغاز امری اختیاری برای مجنیعلیه بوده است.
از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که در قانون الواح قصاص و معامله به مثل به عنوان یک قاعده کلی در کیفر قطع عضو میباشد و اخذ دیه مالی در این قانون استثنایی و در موارد خاص آنهم اختیاری توسط مجنیعلیه بوده است.
دومین حالت که قانون الواح بر آن نهی دارد حالت شکستن استخوان است. قانون مذبور دیه معینی را در این حالت مقرر داشته است که مقدار آن برحسب طبقات اجتماعی که مجنیعلیه به آن منتسب است مختلف می باشد.۲

این قانون قصاص و مقابله به مثل را در مورد شکستن استخوان مقرر نداشته و این به خاطر صعوبت در اجرای آن است که این دیه، قانونی است که قانون الواح بر آن تنصیص کرده است. مجنیعلیه ملزم به قبول آن نیست، وی میتواند آن را ترک کند و به خونخواهی و انتقام از جانی دست یازد. چنانکه ممکن است در صورت امتناع جانی از پرداختن دیه مقرر به انتقام روی آورد.
نتیجهای که میتوان از بررسی قانون روم و الواح دوازدهگانه بدست آورد این است که در ابتدا نظام دیه وجود نداشت و قصاص و مقابله به مثل رواج داشت. اما با تکامل جامعه روم آن زمان به تدریج دیه نمودار گشت و از نظام دیه اختیاری به سمت نظام دیه اجباری پیش رفت. اما با وجود الواح دوازدهگانه باز هم در برخی موارد مشاهده میشود که نظام دیه اختیاری حکم فرما بود و بر اساس سازش جانی و مجنیعلیه دیه ثابت میگشت، در غیر این صورت از جانی قصاص به عمل میآمد. ولی همانطور که در مبحث قبلی بیان نمودیم برخلاف نظام دیه در یونان که اختیاری بود در نظام دیه روم در برخی موارد دیه اجباری مشاهده میشود که نشاندهنده تکاملیافتگی بیشتر روم در آن زمان میباشد.
قانون الواح به مقدار دیه شکستن استخوان نص دارد، ولی در تعیین مقدار دیه برای هر یک از طبقه آزادان و طبقه بردگان فرق گذاشته است. دیه شکستن استخوان را برای آزادان سیصد «اس»۱ و برای بندگان یکصد و پنجاه «اس» تعیین کرده است.
سومین حالتی که قانون الواح بر حل نزاع توسط دیه تصریح کرده است، حالت تعدی ساده است و این بدان معنی است که تعدی صورت پذیرد، بدون آنکه اثری در بدن مجنیعلیه پدیدار گردد. مانند کتک زدن و سیلی زدن که قانون الواح دیه تعدی ساده را بیست و پنج اس معین کرده است.

مطلب مشابه :  مقاله با موضوع تولیدات کشاورزی

در مورد دیه نفس در قانون روم، قانون الواح نص ندارد ولی این عدم نص به این معنی نیست که قانون مذبور نظام پرداخت دیه در حالت قتل را نمیشناخته است.۱
بعضی از نویسندگان بر این عدم نص در قانون الواح و اینکه آیا در جنایت نفس خونخواهی است یا پرداخت دیه، در حاشیه گفتهاند: سبب عدم تصریح بر کیفر قتل آن است که در هنگام قانونگذاری این ماده در روم حکومت قدرتمندی وجود داشته است که خونخواهی و انتقام را منع میکرده است و عین همان کیفر یعنی قتل را خود در جنایت بر نفس اعمال میکرده است.
کیفرهایی که به وسیله دادگاههای دولتی درباره جانی اجرا میگردید، یا اعدام بود یا حکم به پرداختن دیه مالی و مقدار دیهای که دادگاهها در مثل این حالات به پرداخت آن حکم میکرد، سی گاو نر و دو رأس میش بوده است. این کیفر بعداً به مبلغ ٣٠٢٠ اس قیمتگذاری شده است.
د)در دوران اعراب جاهلی
پیش از ظهور دین اسلام، در میان اعراب جزیره العرب، نظام دیه اجباری رواج نداشت و پرداخت خونبها در قالب دیه اختیاری نیز به ندرت اجرا میشد۲ مگر در موارد خاص که چارهای جز آن نبود. به دلیل این که در آن زمان اصل بر قصاص و ریختن خون در مقابل خون جاری و اصل «القتل اکفی للقتل» جاری بود فلذا قاتل واجب است کشته شود تا دیگر جرمی اتفاق نیفتد. از علل و عوامل آن میتوان به روحیه جنگآوری و نبردستیزی و اصل زورمداری که مبنای هر حقی به شمار میرفت و دیگر انتقام جمعی به عنوان یک وظیفه مذهبی- قبیلهای اشاره نمود.۳ همچنین اعراب بادیهنشین تابع حکومت و فرمانبری و تسلیم در برابر قدرت نبودند، نظام سیاسی در بین آنان وجود نداشت و اساس ملیت و جامعه آنان را قبیله تشکیل میداد و قبیله مجموعه چند خانواده و قوم و خویشاونـدان است که تحت ریاسـت شیخ قبیـله که معمولاً کهـن سال ترین

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق با موضوع تجارت الکترونیک

فرد قبیله بود، به سر میبردند۱ که وجود رشتههایی آنها را به یکدیگر پیوند میداد اعتقاد داشتند و آن رشته مشتمل بر دو پایه و اصل بود، یکی وحدت خون و دیگری وحدت جماعت که این دو اصل افراد یک قبیله را به یکدیگر از هر جهت وصل میکرد و یک قانون عرفی میان آنها پدید میآورد که میبایست از جان و مال یکدیگر در مقابل بیگانه حمایت میکردند. تنظیم کننده روابط میان افراد در قبیله، رئیس قبیله بود که بر جان و مال افراد قبیله مسلط و تصمیم وی در مورد مسئلهای، تصمیم تمام افراد قبیله، و همه آنها ملزم به تبعیت از او بودند. هدف نگارنده از شرح تاریخی زندگی قبیلهای این بود که دیه در آن زمان رابطه مستقیم با نوع زندگی افراد داشت، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
به طور کلی میتوان گفت که قبایل عرب در جاهلیت نظام پرداخت دیه را برای حل و فصل منازعات خونین در میان خود میشناختند. پذیرفتن دیه یا ترک آن به خواست مجنیعلیه یا عشیره او بستگی داشت۲ بدین معنی که اصل بر قصاص بود و اگر افراد یک قبیله توانایی قصاص داشتند، بیدرنگ از جانی قصاص به عمل آورده و دیگر دیه کاربرد نداشت. اما زمانی که قاتل از یک قبیله قدرتمند بود و قبیله مقتول قدرت کمتری داشت، در اینجا احساس ضعفی در آنان پدید میآمد از این جهت که با اجرای قصاص ممکن است جنگی میان آنان درافتاده و علاوه بر اینکه نتوانند قاتل را قصاص بنمایند، متحمل ضرر جبرانناپذیری نیز شوند و همچنین زمانی که هر دو قبیله از قدرت مساوی برخوردار بودند باز هم برای جلوگیری از جنگ و نابودی به ناچار تصمیم به اخذ دیه میگرفتند مانند جنگ بسوس.۳ از طرفی قبیله ضعیفتر برای جلوگیری از جنگ وخونریزی قاتل را تحویل و از خود سلب مسئولیت مینمود. در عین حال عرب در راه گرفتن دیه و حل مسالمت آمیز منازعات خونی پافشاری میکرد و دیه گیرنده را مورد عیبجویی قرار میداد و به او اعتراض میکرد که چرا به جای انتقام و تشفی خاطر افراد قبیله، به اخذ دیه تن داده است.

برای نمونه در عصر جاهلیت هنگامی که کلیب، برادر مهلهل به دست جساس کشته شد، قاتل هزار شتر سیاه چشم سرخ موی و کرک به عنوان دیه قتل به مهلهل پیشنهاد کرد او نپذیرفت و گفت: من به جای خون کلیب، شیر شتر نخواهم خورد و سرانجام خونخواهی و انتقام را برگزید، علیرغم ناتوانی و ضعفی که قبیله او در برابر قبیله جساس داشت. به دنبال این خونخواهی جنگی در گرفت که چهل سال طول کشید، بیآنکه بتواند خون برادر خود را به دست آورد.۱ از طرف دیگر تحویل جانی به قبیله مجنیعلیه برای

دیدگاهتان را بنویسید