پایان نامه روانشناسی : اختلالات اضطرابی-فروش پایان نامه

د و زمانی که چهره دلبستگی حمایت کافی را داشته باشد این رفتار ها غیر فعال می شود (اردمن و کافری،2003)
بالبی با تشریح فرایند دلبستگی نوزاد _ مادر مدعی شد رفتارهای دلبستگی تعامل هر انسانی و اختلالات روان شناختی آتی را در خود تحت تاثیر قرار می دهد فرض اساسی نظریه بالبی این است که تجربه اولیه با مراقبان روی عمل کرد فرد در روابط بعدی اثر گذار است .
یکی از مفاهیم بنیادی بالبی که رفتار فرد را در تعاملات بین فردی هدایت می کند مفهوم «الگو های فعال درونی » است. این الگو ها مبتنی بر تجارب تکراری کودک با چهره دلبستگی است . کودک بر اساس باز نمایی های ذهنی خود از رفتار مراقب ( ویژگی های در دسترس بودن و پاسخ ده بودن ) الگوهای فعالی را از خود و دیگران در ذهن تشکیل می دهد . به وسیله این الگوها فرد رخداد های محیطی را تبیین می کند و انتظارات خود از ایمن بودن دنیا و پذیرفتنی بودن خود را شکل می دهد . (براون،2011)

بالبی معتقد بود که نا ایمنی دلبستگی به آسیب پذیری نسبت به اختلالات روانی منجر می گردد. افراد دلبسته نا ایمن خود را به عنوان افرادی بی ارزش ادراک کرده و روابط آنها با دیگران مبتنی بر طرد اجتماعی است ، بنابراین عدم حساسیت به نیاز های کودکان (خصوصا در نوزادی ) احتمال رخداد اضطراب را افزایش می دهد. (پروست،2011، به نقل از رشیدی پور ،1391 )
اینکه فرد هیجان معینی را تجربه خواهد کرد یا نه به چگونگی ارزیابی وی از محیط بستگی دارد و اضطراب زمانی تجربه می شود که فرد رویداد های زندگی را به صورت تهدیدی نا معین ارزیابی کند. (پاور و دالگیش،به نقل از رشیدی پور ، 1391)
اضطراب زمانی تجربه می شود که نظام شناختی فرد خود را در موقعیتی که با آن رو برو است بدون کاربرد بیابد0
فرد معنای اتفاقی که افتاده است را در نمی یابد و وقتی فرد خود را در موقعیت های جدید می یابد دچار اضطراب می شود . اگر نظام شناختی پیچیده و مناسبی ایجاد کرده باشد در نهایت می تواند به موقعیت معنا دهد و برای واکنش نشان دادن پاسخ های موثری را انتخاب کند . اگر نظام شناختی فرد نتواند به او در انتخاب واکنش مناسب کمک کند اضطراب فرد زیاد و مزمن خواهد شد و فرد ممکن است راهبردی نا سالم انتخاب کند . (هینکل ، 2010)
بالبی معتقد است حالت های اضطرابی و افسردگی که در دوران بزرگسالی و نیز شرایط آسیب روانی رخ دهد ، به گونه ای معنی دار و سیستماتیک با حالت های اضطراب نا امیدی و گسلش (عدم دلبستگی) توصیف شده در دوران کودکی ارتباط دارد 0 کودکان رفتار های متفاوتی دارند ، این رفتار ها ممکن است قابل پیش بینی و یا غیر قابل پیش بینی باشد ،با ثبات یابی ثبات ، محروم کننده باشد یا ارضا کننده ، محافظت کننده باشد یا بی تفاوت ، علاقه مند باشد یا بی علاقه ، در هر صورت کودک با اولیای خود همانند سازی کرده و ارزشهای آنان را درون فکنی می کند . این رفتار ها و شیوه هایی که والدین برای تربیت کودکانشان به کار می گیرند نقش مهمی در آسیب شناسی روانی و رشد کودکان بازی می کنند بحث در مورد هر یک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرش ها ، رفتار ها و شیوه های فرزند پروری تقریبا غیر ممکن است (محرابی ، 1383)
بیان مسأله
فراوانی اختلالهای اضطرابی از کودکی تا نوجوانی چندان تغییر نمیکند (زراب، خدایاریفر و عابدینی، 1383) میتوان گفت اضطراب میتواند عامل ایجاد حمله وحشتزدگی باشد و در واقع اختلالات اضطرابی را به وجود آورد. مارتین (1999) در گزارشی اعلام داشت که اختلالات روانپریشی و اضطراب اغلب در دوران کودکی و بلوغ بروز داده میشود. (با علائمی از قبیل خجالت، افت تحصیلی و عدم موفقیت در مدرسه، اختلال در خواب، ناراحتیهای روانی و جسمی، کندی حرکتی، و خشونت قابل تشخیص میباشد). مک دانیل به نقل از حسینی بیرجندی (1384) در مورد اهمیت موضوع اضطراب کودکان دوره ابتدایی چنین میگوید: «دانشآموزان ابتدایی در مرحلهای از رشد و نمو هستند که رو به تکامل میروند و اگر در مورد مشکلاتی که در این سن با آنها مواجه میشوند مفری پیدا نکنند این مشکلات در دوره های بعدی مزمن خواهد شد؛ در حالیکه اگر در دبستان درمان مشکلات صورت گیرد دانشآموزان دبیرستانی مشکلات کمتری خواهند داشت. در این سن، بخصوص عواطف، رفتار و احساسات کودکان در مقایسه با سنین بعدی انعطافپذیرتر است و اقدامات راهنمایی، با هدف پروراندن یک شخصیت کامل، سالم و مطلوب انجام میشود. در این سن به ویژه هر اقدامی که به منظور رفع مشکلات شخصیتی و عاطفی فرد به عمل آید در بهبود آینده او مؤثر خواهد بود.
این موضوع ما را متوجه لزوم تشخیص به موقع و مداخله درمانی در سنین پایین مینماید.
بر اساس نظریه دلبستگی، موجودیت یا قابل دسترس بودن هیجانی مراقب، بویژه در شرایط استرسزا، سازنده الگوهای عملی درونی راجع به خود، به عنوان فردی ارزشمند، دیگران به عنوان افراد قابل اعتماد و روابط به عنوان اموری مهم و با ارزش است (بالبی، به نقل از لیبل، 2007). بر اساس این نظریه بچهها الگوهای عملی درونی دربارهی خود و دیگران را بر اساس تجربیات و تعاملاتشان با آنها میپرورانند. این الگوهای عملی درونی، بازنماییهای ذهنی اولیه راجع به خود و دیگران را بنا مینهند و زیربنای کیفیت روابط فرد را در آینده پیریزی میکنند، در نتیجه ادراک افراد از دلبستگیهایشان نقشی حیاتی در عملکرد روانشناختی و روانی- اجتماعی بازی میکند (بالبی به نقل از استنبرگ و همکاران، 2005).
بنابر آنچه گفته شد لازم است مادران با برنامه ای مناسب در جهت بهبود الگوی دلبستگی کودکان آموزش یابند حال سئوال اساسی در این پژوهش این است که آموزش مادران بر مبنای نظریه دلبستگی (با توجه به برنامه ارائه شده در این پژوهش ) به چه میزان در کاهش دلبستگی کودکان تأثیر گذار است ؟
سئوال
آموزش والدین مبتنی بر سبک دلبستگی تا چه حد بر کاهش اضطراب کودکان تأثیر دارد ؟
هدف پژوهش:
تعیین میزان اثربخشی آموزش مادران مبتنی بر سبکهای دلبستگی در کاهش میزان اضطراب کودکان دختر.
کمک به کودکان به منظور کاهش میزان اضطراب آنها و همچنین پیشگیری از پیامدهای ناشی از آن.
اهمیت و ضرورت موضوع مورد پژوهش
بر طبق نظریه دلبستگی، کیفیت دلبستگی والد- فرزند، بشدت، تحول هیجانی و اجتماعی فرزند را تحت تأثیر قرار میدهد. ارتباطات مثبت با یک مراقب حساس و پاسخگو نقش حیاتی در سازگاری سالم ایفا میکند. در حقیقت سبک دلبستگی فرد محصول تجربه های واقعی وی در مورد حساسیت، پاسخگو بودن و حضور فعال و منظم موضوع دلبستگی (معمولاً مادر)، در خلال سالهای نوزادی، کودکی و نوجوانی است (استنبرگ و همکاران، 2005).
اختلالات اضطرابی از جمله اختلالات شایع کودکان و بزرگسالان میباشد که بر کیفیت زندگی، خصوصاً عملکردهای هیجانی تأثیر ناخوشایندی میگذارد. ترس، اضطراب و نگرانی اصطلاحاتی هستند که اغلب به جای یکدیگر به کار برده میشوند. اضطراب یک حالت عاطفی ناخوشایند مربوط به انتظار وقوع حادثهای ناگوار است که مشخص نیست که حتماً روی خواهد داد (پورافکاری، 1368). اضطراب حالتی است که بر اساس درجات مختلف ترس و نگرانی مشخص میشود و به احساس رنجآوری می انجامد که با یک موقعیت ضربهآمیز کنونی یا با انتظار خطر وابسته به یک شیء نامعین همراه است (دادستان، 1378).
علاوه بر تأثیر زیانآور روی عملکرد اجتماعی و تحصیلی کودک، اضطراب میتواند پیامدهای بلندمدت جدیتری نیز داشته باشد. بسیاری از کودکانی که به اختلالات اضطرابی دچار هستند، تا آخر عمر از این اختلال رنج میبرند. به علاوه، اختلالات جدی دیگر، مانند اختلال افسردگی اساسی و سوء مصرف مواد، ریشه در اضطراب اولیه دارند. یافتههای پژوهشی در بزرگسالان مبتلا به اختلالات اضطرابی نشان میدهد که بیشتر این افراد معتقدند که اضطرابشان ریشه در کودکی دارد.
کاهش اضطراب به عوامل مختلفی مانند آمادگیهای زیستشناختی، چارچوب خانوادگی، ضربه های زودرس و فرآیند یادگیری شناختی و روابط با همسالان وابسته است. ضمن آن که هر یک از این عوامل میتوانند سهم مؤثری در تشدید اضطراب یا بروز اختلالات اضطرابی کودکان و بزرگسالان ایفا کنند (دادستان، 1378).
اولیای کودکان رفتارهای متفاوتی دارند این رفتارها ممکن است قابل پیشبینی و یا غیرقابل پیشبینی باشد، با ثبات یا بیثبات، محروم کننده باشد یا ارضاء کننده، محافظت کننده باشد یا بیتفاوت، علاقهمند باشد یا بیعلاقه، با محبت باشد یا خشن، در هر صورت کودک با اولیای خود همانندسازی کرده و ارزشهای آنان را درونفکنی میکند. این رفتارها و شیوههایی که والدین برای تربیت کودکانشان به کار میگیرند نقش مهمی در آسیبشناسی روانی و رشد کودکان بازی میکند. بحث در مورد هر یک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرشها، رفتارها و شیوه های فرزندپروری تفریباً غیرممکن است ( محرابی، 1383).
بالبی معتقد است حالتهای اضطراب و افسردگی که در طی دوران بزرگسالی و نیز شرایط آسیب روانی رخ میدهد، به گونهای معنیدار و سیستماتیک با حالتهای اضطراب ناامیدی و گسلش (عدم دلبستگی) توصیف شده در دوران کودکی ارتباط دارد (مظفری، 1388).
حال با توجه به توضیحات ارائه شده در زمینه مشکلات ناشی از اختلالات اضطرابی و ارتباط آن با سبکهای دلبستگی و طریقه رفتار والدین در کودکی بسیار ضروری و لازم به نظر میرسد که مادران از آگاهیها و آموزشهای کافی در زمینه ارتباطات مؤثر با کودک برخوردار گردند تا بتوانند قادر به کنترل و پیشگیری از اختلالات اضطرابی و مشکلات ناشی از آن گردند.
تعاریف مفهومی:
اضطراب: اضطراب حالتی است که با احساس وحشت مشخص می شود و با علائم جسمی و تحریفهای ادراکی و شناختی همراه است و نیز اضطراب عبارت است از واکنش فرد در مقابل یک موقعیت استرس زا ، یعنی موقعیتی که بر اثر بالا گرفتن تحریکات اعم از برونی و درونی ایجاد شده و فرد در مهار کردن آنها ناتوان است 0(چاپلین، 1975؛ به نقل از دادستان، 1370).

دلبستگی: عبارت است از پیوند عاطفی عمیقی که با افراد خاص در زندگی خود برقرار میکنیم، طوریکه باعث میشود وقتی با آنها تعامل میکنیم احساس نشاط و شعف کرده و به هنگام استرس از اینکه آنها را در کنار خود داریم، احساس آرامش کنیم (برگ، ترجمه سیدمحمدی، 1381).
آموزش مادران مبتنی بر سبکهای دلبستگی: آموزش مبتنی بر دلبستگی ایمن است، شامل آموزش برنامهای 6 جلسهای برگرفته از پژوهشهای مختلف در روش های درمانی با بهره گرفتن از نظریه دلبستگی میباشد. بر اساس آن، افراد شرکت کننده (مادران )، تحت آموزش موردنظر قرار میگیرند. این آموزش بر این فرض استوار است که کودکان مضطرب دارای تاریخچهای از نقصهای دلبستگی ادراک شده یا واقعی هستند که به اعتماد بین آنها و والدینشان، لطمه وارد کرده است. هدف اساسی در این روش بازسازی و برقراری اعتماد و رعایت انصاف بین اعضای خانواده است. این امر با اصلاح تجربیات دلبستگی محقق میگردد که باعث تغییر در تعاملات روزمرهی اعضای خانواده و همچنین طرحوارهی کودکان درباره خود و دیگران میگردد (دایموند، 2004).
تعاریف عملیاتی:
میزان اضطراب: نمرهای که کودک در آزمون اضطراب زانک SAS (فرم کوتاه … سئوالی) کسب میکند.
کودک: در این پژوهش به افرادی اطلاق میشود که سنی بین 10-12سال دارند.
آموزش مادران مبتنی بر سبکهای دلبستگی: یک گروه متشکل از 10 مادر و کودک که مادران طی 6 جلسه آموزش هفتگی (تقریباً 90دقیقه )، بر اساس برنامه آموزشی تهیه شده در این پژوهش بر مبنای سبکهای دلبستگی تحت آموزش قرار میگیرند.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه
در این فصل ضمن تعریف و شناخت اضطراب با نشانه ها و علائم اضطراب تفاوتهای اضطراب در کودکی و بزرگسالی، پیامدهای اضطراب دوران کودکی، کیفیت تعاملات کودکان و نوجوانان مضطرب، اضطراب و رفتارهای ضداجتماعی مرتبط با آن و سببشناسی اضطراب آشنا میگردیم.
سپس آشنایی با الگوهای خانوادگی مرتبط با اضطراب، تعاریف را مورد توجه قرار میدهیم ، دلبستگی و اهمیت دلبستگی ، کارکرد دلبستگی با توجه به الگوهای عملی درونی و طبقهبندی سبکهای دلبستگی. تا با ایجاد پیشزمینهای از آشنایی کامل و مناسب به ارائه یک برنامه آموزشی مناسب مادران بر مبنای نظریه دلبستگی بپردازیم.
تعریف اضطراب:
اضطراب حالتی است که با احساس وحشت مشخص میشود و با علایم جسمی که بیانگر افزایش فعالیت دستگاه اعصاب خودکار میباشند (مثل تپش قلب و تعریق) همراه است. اضطراب بر عملکرد شناختی اثر گذاشته و موجب تحریفهای ادراکی میشود. وجه افتراق اضطراب از ترس، این است که ترس، پاسخ متناسبی به یک تهدید شناخته شده است، در صورتی که اضطراب پاسخی مبهم میباشد.
اضطراب نوعی احساس ترس و ناراحتی بیدلیل است و نشانه بسیاری از اختلالات روانی شناختی محسوب می شود. فروید معتقد بود که اضطراب میتواند ماهیت سازشی داشته باشد و آن در صورتی است که ناراحتی همراه با آن فرد را به سوی راه های جدید و مبارزه انگیز سوق دهد. اگر شخص از این حیث با شکست مواجه شود نتیجه آن اختلال و اضطراب مرضی است (آزاد، 1380) بنا به تعریف ،اضطراب یک احساس منتشر و بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم با دلواپسی است که با یک یا چند احساس جسمی همراه میگردد مثل احساس خالی شدن سردل، تنگی نفس، تپش قلب، تعریق، سردرد و میل ناگهانی و جبری برای دفع ادرار، بیقراری و میل به حرکت نیز از علائم شایع است. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است که خبر از خطری قریبالوقوع میدهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده میسازد (پورافکاری، 1382) طبق گفته کاپلان و سادوک (2009) اضطراب حالت بیمارگونه مشخص با احساس بیم و نگرانی همراه با نشانه های جسمی حاکی از وجود دستگاه عصبی سمپاتیک بیشفعال است و از ترس که علت شناخته شده دارد تفکیک میشود، و بارلو (2003) اضطراب را نوعی هیجان یا حالت خلقی که مشخصه آن عاطفه منفی، برای مثال، تنش و ناآرامی و بیمناکی و نگرانی است تعریف میکند.
اختلالات اضطرابی شایع ترین گروه اختلالات روانپزشکی را تشکیل می دهند. یک نفر از هر چهار نفر واجد معیارهای تشخیصی حداقل یکی از اختلالات اضطرابی بوده و میزان شیوع این بیماری ها در یک دوره 12 ماهه حدود 17 درصد است. (سادوک و سادوک ، 2003).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبانی نظری اضطراب :
با توجه به اینکه اضطراب در اغلب نظریههای شخصیت آسیبشناسی روانی و رواندرمانی یک مفهوم زیربنایی است. اما یک تعریف واضح و مورد قبول همگان ندارد. که اضطراب را گاهی پاسخ، گاهی محرک، گاهی یک متغیر مداخلهگر و گاه حالت هیجانی یا سائق، یک صفت یا یک علامت بالینی در یک برانگیختگی بیش از حد تعریف کردهاند.
نظریههای روانکاوی
در دیدگاه روانتحلیلی علت اختلالات اضطرابی به تعارضات درونی و تکانههای ناخودآگاه نسبت داده میشود. نظریه روانتحلیلی با کارهای فروید در سال 1939 در مورد اضطراب به سه نوع تقسیم شده است. اضطراب واقعی، نوروتیک و اخلاقی. وقتی خود در معرض خواستههای محیطی افراطی قرار میگیرد یا حتی در نظام نهاد، خود، فراخود تنش وجود ندارد اضطراب تجربه میشود. بنابراین از نظر روان پویایی هدف از درمان الزاماً نه حذف کامل اضطراب که افزایش تحمل فرد در برابر آن است. یعنی هدف آن است که ظرفیت فرد برای تجربه اضطراب بیشتر شود و بتواند از آن دریافتن تعارض زیربنایی ایجاد کننده اضطراب سود جوید. اضطراب واکنشی به موقعیتهای گوناگون است که در چرخه زندگی پیش میآید. ریشهکن کردن آن با دارو ممکن است به طرح آن موقعیت زندگی یا همبستههای درونی ایجاد کننده اضطراب کمکی نکند (سادوگ و سادوگ، به نقل از رفیعی و سبحانیان، 1382).
نظریههای رفتاری
مدل اصلی در این دیدگاه نظریه شرطی شدن کلاسیک است که در واقع اشاره به اکتسابی بودن اضطراب دارد0(الری و ویلسون (1975) معتقدند، برخلاف نظریه روانپویایی و سایر نظریههای صفات شخصیت، که اضطراب را ویژگی همراه با شخصیت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *