دانلود پایان نامه

وضع نابرابر زنان ریشه دربسیاری از قوانین، خاصه قوانین مربوط به خانواده و همچنین در بعضی جنبه های مقرارت جزایی در ارتباط با خشونت و جنایت علیه زنان دارد. ب- انقلاب در رسانه ها امکانات جدیدی برای تغییر نظرهای اجتماعی در مورد حقوق زنان را سبب می شود در مورد چهار چالش کلیدی در راه پیشرفت حقوق زنان. چالش اول : مبارزه با تصورات منفی و کلیشه ای درباره زنان چالش دوم :اجرای قوانین و اصلاحات چالش سوم: زیاد کردن آگاهی عمومی نسبت به حقوق زنان، چالش چهارم: از عهده موج مخالفت ها بر آمدن یکی ازنتایج کلی اینست که اسلام درجبهه گیری و دید عامه مردم برای تغییرات در زندگی و اجتماع آنان و خصوصاً دراصلاحات مربوط به زنان خیلی مؤثر می باشد. حتی با اینکه مصر، کویت و مراکش درجریان روند جهانی شدن و اصلاحات سیاسی و اقتصادی قراردارند، سیستم ارزشهای عموم مردم تحت تأثیر سنت های غنی اسلامی هستند. مطابق یافته های این تحقیقات، به استثنای ستیزه جویان افراطی، مردم خاور میانه درمورد بحث پیشبرد حقوق زنان و اینکه آن را چگونه باید انجام داد که با اصول اساسی منافات نداشته باشد، نظری باز دارند. نظرات عموم مردم درانطباق دادن اصول اساسی اسلامی در اجتماعی که در حال تغییر است، قابل تعدیل و تغییر بوده، و با در نظرگرفتن واقعیت های جدید می توان وارد بحث شد.علی رغم دیدی که همه درباره پیشرفت زنان دارند، فعالین حقوق زنان در منطقه مبارزه خطیری در پیش دارند تا بتوانند تصویر کلیشه ای و منفی درباره زنان را تغییر دهند.
کنیسون و تراف (۲۰۰۳) در تحقیق خود بررسی کردند که چگونه قالبهای کلیشه ای جنسیتی می توانند در فهم زبان و ضمایر و کاربرد آن اثر بگذارند. در یک مطالعه بی نظیر، قالبهای کلیشه ای جنسیتی برای ۴۰۵ اسم و ترکیب اسمی مورد ارزیابی قرار گرفت. از این میزان، ۳۲ صفت (قالب)کلیشه ای مردانه و ۳۲ صفت(قالب) کلیشه ای زنانه انتخاب شد و در یک آزمون خواندنی استفاده شد. به این ترتیب که آزمودنی ها (شرکت کنندگان) یک سری جملات وترکیبات اسمی را می خوانند. فاعل جمله های اول یک کلمه کلیشه ای شده جنسی مثل منشی، معاون و… بود و فاعل جمله دوم ضمیر مؤنث یا مذکر بود. مدت زمان خواندن، در زمانی که جنسیت ضمیر با جنس قالبهای کلیشه ای هماهنگ نبود نسبت به وقتی که ضمیر یکسان بود به میزان قابل توجهی طولانی تر بود. درنتیجه این آزمون نشان داد که قالبهای کلیشه ای جنسی می توانند در کاربرد زبان و ضمایر اثر بگذارند.
بل و اسپنسر (۲۰۰۲) در تحقیق خود بررسی کردند که چطور رفتار قالبی بر عملکرد زنان در آزمون اصول مهندسی _ این آزمون اولین مرحله در مراحل مهندسی حرفه ای است _ تأثیر می گذارد. دراین تحقیق ۳۰ دانشجو زن و مرد سال اول و دوم رشته مهندسی در امتحان با ۱۸سؤال شرکت کردند. در امتحان اول، درابتدا سؤالات سخت آمده بود اما بقیه سؤالات آسان بود. و در مرحله بعد(امتحان دوم) سؤالات را افزایش دادند و زمان را کم کردند، اما بخشی از سؤالات (سؤالات آسان) در هر دو مرحله ثابت بود. شرکت کنندگان در مورد امتحان از طریق ایمیل (اینترنت) مطلع شدند و به طورتصادفی انتخاب و سؤالات امتحان به آنها داده شد. در تحلیل نتایج، سؤالات ریاضی را از مهندسی به دو دلیل جدا کردیم: اول _تحقیقات قبلی نشان داده که رفتار قالبی می تواند عملکرد زنان در ریاضیات را تحت تأثیر قراردهد و ما می خواستیم تأثیر رفتار قالبی را درعملکرد زنان در آزمون مهندسی سازه امتحان کنیم و تأثیر آن را جدا از ریاضی بسنجیم. دوم _ سؤالات سخت و آسان که برای ریاضی طرح کردیم برای شرکت کنندگان آسان بود.
نتایج آزمون نشان داد در آزمون آسان مردان ۷۸ درصد درست نوشته بودند و زنان ۷۹ درصد. و در آزمون سخت مردان ۶۲ درصد درست نوشته بودند و زنان ۶۱ درصد. یافته های تحقیق نشان داد تفاوتهای جنسی تنها بعد از کنترل (بررسی) عوامل حرفه ای مهندسی در مورد سؤالات مهندسی سخت آشکار شد. نشان داد که رفتار قالبی بر عملکرد زنان در امتحانات ریاضی (مهندسی) تأثیر گذار بوده است.
تحقیق ملیکی و المرز(۱۹۹۶) نشان می دهد افراد ممکن است اهمیت زیادی به موقعیت پایگاه پایین خود بدهند، به این خاطر که هویت مشترک خود و گروه شان را حفظ کنند و گروه شان را یک گروه متمایز نشان دهند. ملیکی و المرز از دانشجویان رشته روانشناسی لهستانی و هلندی برای چهار مطالعه استفاده کردند. در نخستین مطالعه مشخص شد که وقتی از دانشجویان خواسته می شود که صفت های متمایز ملی شان را بیان کنند، دانشجویان لهستانی اصولا بر صفت های منفی خودشان تاکید می کردند، در حالی که دانشجویان هلندی به نسبت مساوی در مورد صفت های مثبت و منفی پاسخ می دادند. علاوه بر این، دانشجویان لهستانی پنج صفت که بیشترین آمار را به عنوان صفت های منفی ملت شان به شمار می رفت بیان کردند(شراب خوار، ستیزه جوی، نامنظم، مبتذل و بی تحمل) در حالی که پنج صفتی را که دانشجویان هلندی بیان کردند، مثبت بود(متین، صرفه جو، پیروزی خواه، تحصیل کرده و جدی).
در مطالعه دوم ملیکی و المرز به دنبال این بودند که چطور این خود- قالبی کردن ملی به احساس آن ها در مورد هویت ملی شان به عنوان دانشجویان لهستانی و هلندی بستگی دارد. بیشتر نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد همانند سازی ملی دانشجویان هلندی با کشورشان باعث می شود تا بر متمایز بودن صفت های ملی کشورشان (هم مثبت و هم منفی) تاکید داشته باشند. بنابراین به نظر می رسد دانشجویان لهستانی در عین حال که خود- قالبی کردن منفی دارند، به طور قوی با لهستانی ها به عنوان یک گروه ملی متمایز، همانند سازی می کنند.
در مطالعه سوم، ملیکی و المرزتبیین دیگری را در خصوص بروز همانندسازی قوی ملی مورد آزمایش قرار دادند، این آزمایش روی دانشجویان لهستانی انجام شد، با این هدف که بررسی کنند آیا دانشجویان دانشجویان لهستانی از جاذبه های منفی صفات متمایز ملی شان می کاهند و یا خصوصیات مثبت را ویژگی گروه ملی شان تلقی می کنند و با بهره گرفتن از این استراتژی یک هویت ملی مثبت برای خود ایجاد می کنند. بر اساس نتایج این مطالعه، به نظر می رسد دانشجویان لهستانی از این فرصت ها برای ایجاد تصور مطلوب ملی امتناع می کردند. برخلاف آنچه انتظار می رفت، دانشجویان لهستانی بر متمایز بودن ملی خود تاکید داشتند، به اضافه ی اینکه جاذبه ی منفی صفت های نوعی لهستانی بودنشان نتیجه ی ادراک های دانشجویان هلندی بود. در ضمن، هر چند دانشجویان لهستانی صفت های بی همتای را ویژگی گروه ملی شان قلمداد می کردند، اما هم دانشجویان لهستانی و هم دانشجویان هلندی به طور یکسان این صفت های مثبت را صفت های نوعی تر(تیپی تر) هلندی ها، می دانستند تا هلندی ها. با وجود اینکه دانشجویان لهستانی تصور قالبی منفی در مورد هویت ملی شان را حفظ می کردند ولی باز هم همانندسازی ملی قوی تری نسبت به دانشجویان هلندی داشتند.
ملیکی و المرز مطالعه چهارم را به منظور بازبینی اینکه: آیا دانشجویان لهستانی صفات (منفی) ملی مربوط به کشورشان را به موقعیت بیرونی نسبت می دهند یا خیر(به طور مثال ناشی از پیشرفت های تاریخی، اقتصادی و سیاسی بدانند) انجام دادند. فرضیه پیش رو این بود که چنین توصیفی از گروه باعث می شود تصور قالبی منفی در مورد ملت با احساس تعلق شدید نسبت به هویت ملی به راحتی با هم تلفیق شود. با این وصف، در نتایج مطالعه چهارم نیز مشاهده نشد که دانشجویان لهستانی برای حمایت از گروه الگوهای اسنادی را به کار ببرند. بر اساس یافته های سه مطالعه نخست، نتایج مهمی که از این مطالعه به دست آمد نشان داد دانشجویان لهستانی صفت ها را با توجه به این صفت های نوعی انتخاب می کردند تا به طور منفی ملیت گروه را ارزیابی کنند. در حالی که دانشجویان هلندی صفت هایی را انتخاب می کردند که مثبت بود و به این وسیله خود- قالبی کردن ملی شان را شرح می دادند. از این گذشته، در مقایسه با دانشجویان هلندی، دانشجویان لهستانی تمایل چندانی نداشتند تا صفت های( منفی) ملی را به موقعیت های بیرونی مرتبط بدانند. علاوه بر این ، همان طور که در مطالعات قبل مشاهده شد، در این مطالعه دانشجویان لهستانی نسبت به دانشجویان هلندی احساس هویت ملی قوی تری داشتند.
درمجموع ، نتایج هر چهار مطالعه نشان داد که خود – قالبی کردن ملی دانشجویان لهستانی نسبت به دانشجویان هلندی منفی تر است ، اما در عین حال آن ها همانند سازی ملی نسبتا قوی نسبت به گروه خود داشتند. به همین خاطر برای دانشجویان لهستانی ایجاد هویت ملی متمایز، فوق العاده مهم بود و همین امر دلیل حس قوی آن ها نسبت به هویت ملی شان است. ضمنا از قرار معلوم این علاقه سبب شده بود تا آنها خود قالبی کردن منفی را به عنوان امری مطلوب تر ترجیح دهند، در عین حال که هویت ملی آن ها را کمتر متمایز نشان می داد (به نقل از اسپیرز و همکاران، ۱۳۹۱: ۳۸۲-۳۸۳).
در تحقیقی که توسط پیکرینگ (۲۰۰۱) در دانشگاه استانفورد آمریکا انجام شد برای شناخت تصورات قالبی نژادی و طبقاتی درباره زنان، ۴۴ دانشجو می بایست صفتهای کلیشه ای سنتی را به افراد زنان گروه های مورد نظر در طبقات مختلف مثل سیاهان طبقه متوسط و سفیدهای طبقه متوسط، سیاهان طبقه پایین و سفیدهای طبقه پایین نسبت می دادند. یک آنالیز چندگانه از این تنوع حالات نشان داد که این قالب های کلیشه ای در مورد زنان با توجه به طبقه اجتماعی و نژادآنها، در هر طبقه اجتماعی و نژادی با سایر طبقات به طور چشمگیری تفاوت دارد. قالبهای کلیشه ای زنان سفید پوست از نظر وابستگی، بردباری و احساسی بودن به طور قابل توجهی در طبقه بالاتر از زنان سیاه پوست طبقه بندی می شود و قالبهای کلیشه ای نسبت به زنان طبقه پایین تر از نظر گیجی ،کثیفی، دشمنی، سهل انگاری و بی مسئولیتی به طور چشمگیری از در رده ای بالاتر از زنان طبقه متوسط طبقه بندی می شوند. اگر چه قالبهای کلیشه ای در مورد زنان با توجه به طبقه اجتماعی ونژاد به طور قابل توجهی تغییر می کند، اما همه آنها به طور کلی قالبهای کلیشه ای زنانه هستند. علاوه بر این قالب های کلیشه ای زنان سفید پوست و زنان طبقه متوسط در میان تمام این گروه ها بیشترین شباهت را به هم داشتند، بنابراین نتیجه می گیریم که هر دو عامل یعنی نژاد و طبقه اجتماعی متغیرهای ضمنی در قالبهای کلیشه ای جنسی است که درآنها نقش دارد.
جدول ۱-۱- خلاصه پیشینه های داخلی
محقق
متغیرهای تحقیق
نتایج
روش تحقیق
اشرف نظری(۱۳۹۱)
سن، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، هویت ملی، هویت قومی، میزان ارتباط با گروه های دیگر، متغیر وابسته : تصورات قالبی درباره دیگر گروه های هویتی
تصورات قالبی بر ادراکات و مناسبات و روابط اجتماعی افراد با اقوام و گروه های دیگر اثر دارد و از میان متغیرها هویت قومی هویت ملی بیشترین تأثیر را تصورات قالبی دارند، هویت قومی منجر به افزایش تصورات قالبی نسبت به گروه های هویتی دیگر می شود در حالیکه تقویت هویت ملی موجب کاهش آن می شود.
پیمایش
(دانشجویان دانشگاه یزد در سال تحصیلی ۸۸-۸۹)
اشرف نظری(۱۳۹۲)
سن، جنسیت، پایگاه اقتصادی، هویت ملی، هویت قومی، میزان استفاده از رسانه ها متغیر وابسته : تصورات قالبی نسبت به گروه های هویتی
با افزایش استفاده از رسانه ها میزان تصورات قالبی درباره گروه های هویتی افزایش خواهد یافت(وسایل ارتباطی جدید؛ تلفن همراه و شبکه های ماهواره ای در شکل گیری و گسترش تفکر قالبی نقش مؤثرتری دارند).
پیمایش
(دانشجویان دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۹۰-۹۱)
حسینی(۱۳۹۱)
پایگاه اجتماعی- اقتصادی، دینداری، مردسالاری، استفاده از رسانه ها، هویت جنسی، جامعه پذیری جنسی و متغیر وابسته: نگرش به کلیشه های جنسیتی
هر چه پذیرش مردسالاری، جامعه پذیری جنسیتی، میزان دینداری و استفاده از رسانه ها توسط زنان بیشتر باشد نگرش آنان سنتی تر و میزان باورپذیری شان به کلیشه های جنسیتی افزایش پیدا می کند. متغیر دینداری
بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته داشته.
پیمایش
(زنان ۲۰ تا ۵۴ ساله شهر نیشابور)
یوسفی(۱۳۸۸)
ملیت، طول سفر، تعداد سفر، موانع زبانی، و
متغیر وابسته: روابط معاشرتی(اجتماعی) و روابط آشنایی(فرهنگی)
سفر زیارتی با دو ویژگی طول و تعداد
سفر، تأثیرکاملاً معناداری بر ارتباطات میان فرهنگی (روابط اجتماعی و فرهنگی مهمان – میزبان) دارد و اثرگذاری این دو متغیر، متاثر از موانع زبانی است
پیمایش
(زائرین خارجی که در سال ۲۰۰۸ به مشهد سفر کرده اند)
هزار جریبی و نجفی(۱۳۸۹)
اعتماد اجتماعی و تمایل گردشگران به سفر مجدد
هرچه میزان اعتماد گردشگران نسبت به مردم ایران بالا رود، تمایل گردشگران به سفر مجدد به ایران و توسعه صنعت گردشگری نیز افزایش می یابد.
پیمایش
(گردشگران خارجی که سال ۱۳۸۹ به تهران سفر کردند)
حیدرآبادی(۱۳۸۹)
تحصیلات، طبقه اجتماعی، ارتباطات انسانی، جامعه پذیری، اعتقادات دینی و اعتماد اجتماعی
تحصیلات و طبقه اجتماعی رابطه منفی با میزان اعتماد دارند وارتباطات انسانی، جامعه پذیری خانوادگی و اعتقادات دینی رابطه مثبت و مستقیم با اعتماد اجتماعی دارند.
پیمایش
(جوانان ۲۰ تا ۲۹ ساله شهرهای ساری و بابل)
کتابی و همکاران (۱۳۸۹)
احساس امنیت،میزان امنیت،عملکرد دولت،قانونگرایی،احساس عدالت و میزان اعتماد
به جز اعتماد بنیادی و بین شخص، میزان اعتماد در بقیه انواع خود در حد متوسط و پایین تر از حد متوسط بوده است و متغیرهای عملکرد دولت و قانونگرایی دارای بیشترین همبستگی با اعتماد اجتماعی بوده است.
پیمایش
(مردم بالای ۱۸ سال ۶ شهر، استان چهار محال بختیاری )
شارع پور و همکاران (۱۳۸۸)
اعتماد بنیادین،اعتماد بین شخصی، اعتماد نهادی و اعتماد اجتماعی
انواع مختلف اعتماد با اعتماد اجتماعی رابطه داشتند. اعتماد نهادی رابطه قوی و معنی داری با اعتماد اجتماعی داشت اما میزان
هردو در سطح پایینی بوده است.
پیمایش
(دانشجویان دانشگاه مازندران در سال ۸۶-
۸۷)
مظلوم خراسانی(۱۳۸۷)
تبعیض، مدت اقامت در مشهد، رضایت از سفرهای قبلی به مشهد، رضایت اقوام و سایرین از سفر به مشهد، احساس امنیت، رضایت از محیط، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، انگیزه سفر، میزان رضایت زائرین.
متغیرهای تبعیض، رضایت از هزینه های زندگی، موفقیت، رضایت اقوام و سایرین(تسری)، احساس امنیت و رضایت از محیط شهر مشهد بر میزان رضایت زائرین تأثیر دارند.
پیمایش
(۳۹۰ نفر از زائرینی که در تابستان ۱۳۸۷ به مشهد آمده اند)
خوش کار (۱۳۸۷)
احساس امنیت شغلی، مشارکت، اعتماد بین
فردی، عقاید قالبی و متغیر وابسته تمایل به شکایت کارگران
بین احساس امنیت شغلی و مشارکت کارگر
و کارفرما و اعتماد بین شخصی و عقاید قالبی با تمایل به شکایت کارگران(اختلافات کارگر و کارفرما)در ایران رابطه وجود دارد.
پیمایش
(۲۱۰ نفر از کارگران شاغل در تهران)
جیرفتی(۱۳۸۵)
قومیت، مذهب، محل سکونت (شهر یا روستا)، میزان تحصیلات و درآمد، احساس امنیت، احساس رضایت، میزان گستردگی و
استحکام روابط، و متغیر وابسته اعتماد اجتماعی
ریسک پذیریبیشترین تأثیرگذاری بر اعتماد اجتماعی را نشان داد و پس از آن، احساس امنیت، احساس رضایت، رسانه های گروهی و گستردگی و استحکام روابط اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعی دانشجویان شناخته شده اند.
پیمایش
(دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد)
فسایی و کریمی(۱۳۸۴)
کلیشه های جنسیتی سریالهای تلویزیونی
کلیشه های جنسیتی فرهنگ سنتی در سریالها باز تولید می شود و مردان از لحاظ کمی وکیفی فرادست زنان نشان می دهند.
تحلیل محتوا
(سریالهای تلویزیونی ایرانی در سال ۸۳)
اسکافی (۱۳۸۳)
نگرش زائرین نسبت به شهر مشهد، شهروندان مشهدی، کسبه، قیمت اجناس، خدمات تاکسیرانی و کرایه ها، رانندگان تاکسی و نیز خدمات هتل ها و مهمانپذیرها
بیشترین نگرش مثبت زائرین، نسبت به شهر مشهد و مردم مشهد بوده و عمده ترین مشکلات زائرین مشکل اسکان، عدم نظافت خیابان ها و معابر، وجود ترافیک سنگین، کمبود پارکینگ، یکسان نبودن قیمتها در

دیدگاهتان را بنویسید