پایان نامه روانشناسی در مورد : اعتماد اجتماعی

ت و کمبود های زائرین، عمده ترین آنها را عبارت از مشکل اسکان(21درصد)، عدم نظافت خیابان ها و معابر(17درصد)، وجود ترافیک سنگین( 13درصد)، مشکل تهیه بلیط (6درصد)، کمبود پارکینگ(5درصد)،یکسان نبودن قیمتها در بازار (10درصد)، عدم سازماندهی خدمات تاکسیرانی(10درصد)، کمبود پل های هوایی لازم(5درصد)اعلام نموده که خود در ایجاد نگرش منفی در میان زائرین سهم بسزایی دارد. در مجموع7/7درصد زائرین نگرش منفی، 9/69 درصد نگرش بینابین و 4/22درصد نگرش مثبت نسبت به شهر مشهد داشته اند. اما نگرش آنان نسبت به مردم شهر مشهد در 5/1درصد موارد خیلی منفی، 11 درصد منفی، 2/49 درصد متوسط، 2/36 درصد مثبت و 2درصد خیلی مثبت بوده است.
مظلوم خراسانی(1387) در طرح پژوهشی خود میزان رضایت زائرین از مجاورین خدمات رسان در شهر مشهد را مورد سنجش قرار داد. متغیرهای مستقل این تحقیق تبعیض، رضایت از هزینه های زندگی، آگاهی(مدت اقامت در مشهد)، موفقیت(رضایت از سفرهای قبلی به مشهد)، تسری(رضایت اقوام و سایرین از سفر به مشهد)، احساس امنیت، رضایت از محیط، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، انگیزه سفر و متغیر وابسته میزان رضایت زائرین است. پس از مطالعه نظرات 390 نفر از زائرین به این نتیجه رسیدند که متغیرهای تبعیض، رضایت از هزینه های زندگی، موفقیت، رضایت اقوام و سایرین(تسری)، احساس امنیت و رضایت از محیط شهر مشهد بر میزان رضایت زائرین تأثیر دارند و بین پایگاه اجتماعی-اقتصادی و مدت اقامت زائرین در مشهد با میزان رضایت زائرین رابطه معناداری یافت نشد.
حیدر آبادی (1389) در مقاله خود به بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر میزان اعتماد اجتماعی جوانان در استان مازندران می پردازد. چارچوب نظری این پژوهش تئوری نظام اجتماعی در قالب نظریه کنش تالکوت پارسونز و همچنین تئوری ساختار- عاملیت آنتونی گیدنز می باشد. هفت فرضیه مورد بررسی قرارگرفته و نتایج زیر به دست آمد: میزان تحصیلات و طبقه اجتماعی رابطه منفی و معکوسی با میزان اعتماد اجتماعی داشته است. ارتباطات انسانی، جامعه پذیری خانوادگی و اعتقادات دینی با اعتماد اجتماعی رابطه مثبت و مستقیمی داشته است . مجموع این متغیرها 2/43 درصد تغییرات میزان اعتماد اجتماعی را تبیین می کنند . متغیرهای ارتباطات انسانی و جامعه پذیری خانوادگی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر اعتماد اجتماعی جوانان دارند .نتایج نشانگر آن است که میزان اعتماد بنیادین دربین جوانان بیشتر و بالاتر از سایر گونه های اعتماد(اعتماد تعمیم یافته و نهادی) است. همچنین اعتماد درون گروهی در جامعه بیشتر از اعتماد برون گروهی می باشد.
در پژوهشی دیگر کتابی و همکارانش (1389) به بررسی میزان اعتماد اجتماعی در استان چهارمحال بختیاری پرداختند. در این تحقیق با توجه به مهمترین دیدگاه های نظریه پردازان کلاسیک و معاصر(دورکیم، وبر، تونیس، پاتنام، بوردیو، فوکویاما، گیدنز، اریکسون، افه و دیگران) انواع اعتماد بین شخص، بنیادی، عمومی، سازمانی، اعتماد سیاسی و اعتماد به مشاغل و مناصب به عنوان زیرشاخه های اعتماد اجتماعی انتخاب شدند. بدین ترتیب اعتماد اجتماعی مورد سنجش و ارتباط آن با متغیرهای احساس امنیت، دینداری، عملکرد دولت، قانونگرایی، پنداشت از میزان دینداری مردم، احساس عدالت و ارزشهای اخلاقی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که به جز اعتماد بنیادی و بین شخص، میزان اعتماد در بقیه انواع فوق در حد متوسط و پایین تر از حد متوسط بوده است و متغیرهای ارزشهای اخلا قی، عملکرد دولت و قانونگرایی دارای بیشترین همبستگی با اعتماد اجتماعی بوده است. متغیرهای دینداری ، احساس امنیت وپنداشت از میزان دینداری مردم در جامعه نیز با اعتماد اجتماعی دارای ضریب همبستگی معنی داری بوده اند.
شارع پورو همکارانش(1388) در مقاله ای رابطه انواع اعتماد (شامل اعتماد بنیادین یا امنیت وجودی، اعتماد بین شخصی و اعتماد نهادی) را با اعتماد اجتماعی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش پیمایشی دانشجویان دانشگاه مازندران به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. یافته ها نشان داد میزان اعتماد به خانواده و اعتماد بنیادین پاسخگویان در حد زیاد است. پس از آن، اعتماد به دوستان، اعتماد به اقوام و خویشان، اعتماد نهادی و اعتماد اجتماعی در سطح متوسط و کمتر ازمتوسط، به ترتیب نزولی، قرار گرفتند. در این میان، کمترین میزان اعتماد متعلق به اعتماد اجتماعی بود. براساس یافته های این تحقیق، انواع مختلف اعتماد با اعتماد اجتماعی رابطه داشتند. اعتماد نهادی رابطه قوی و معنی داری با اعتماد اجتماعی داشت. اما میزان هردو اعتماد نهادی و اجتماعی در سطح پایینی بود کم بودن میزان اعتماد اجتماعی احتمالاً تا حدود زیادی به نقش اعتماد نهادی مربوط می شود.
جیرفتی (1385) در تحقیق پیمایشی خود به دنبال بررسی میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بوده است که متغیرهای مستقل آن: جنسیت، سن، قومیت، مذهب، تأهل، محل سکونت(شهر یا روستا)، میزان تحصیلات و درآمد، احساس امنیت، احساس رضایت، میزان گستردگی و استحکام روابط، تجربیات فرد و خوشنامی دیگران و متغیر وابسته اعتماد اجتماعی است. نتایج این تحقیق نشان داد بین جنسیت، محل زندگی،تأهل و میزان درآمد و اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد و قومیت، محل سکونت (شهر یا روستا) با اعتماد اجتماعی رابطه معنادار دارند. ریسک پذیری(خطر پذیری) بیشترین تأثیرگذاری بر اعتماد اجتماعی را نشان داد و پس از آن، احساس امنیت، احساس رضایت، رسانه های گروهی و گستردگی و استحکام روابط اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعی دانشجویان شناخته شده اند.
1-6-2- تحقیقات خارجی
کی لازار (2010) در مقاله خود به رابطه مشکلات قلبی با تصورات قالبی از پیری پرداخته است بدین صورت که تصویر جوانان از دوران پیری می تواند مشکلات قلبی را برای آن ها در دوران پیری پیش بینی کند. یک محقق در دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ییل نشان داده است: جوانان با تصورات قالبی منفی از پیری به احتمال بیشتری در هنگام پیر شدن دچار سکته مغزی، حملات قلبی و دیگر مشکلات قلبی می شوند. دانشمندان به طور روزافزونی تصورات قالبی منفی درباره سالمندان را به تعدادی از مشکلات سلامتی ما مرتبط می دانند از اختلالات حافظه گرفته تا افزایش ریسک های قلبی و طول عمر کوتاه، چون پیرها اغلب با دندان های مصنوعی، چروکیدگی، فراموشی، ضعف و ناتوانی و… مجسم می شوند.
اولین مطالعه ای است که نشان می دهد تصورات کلیشه ای منفی درباره ی سن در دوران جوانی تأثیراتی در سلامتی فرد در دهه های بعدی زندگی می گذارد. در شروع مطالعه ۴۴۰ شرکت کننده، ۱۸ تا ۴۹ ساله تصورات قالبیشان ازدوران پیری را ارزیابی کردند. این مطالعه از سال 1968 تا 2007 پیگیری شد یعنی30 سال بعد، ۲۵ درصد از کسانی که تصورات قالبی منفی تری از دوران پیری داشتند،از مشکلات قلبی یا سکته مغزی رنج می بردند؛ در حالیکه این رقم در شرکت کنندگان با تصورات قالبی مثبت تنها ۱۳ درصد بود حتی با در نظر گرفتن عوامل مختلف مثل سیگار کشیدن، فشار خون و سطح کلسترول. یافته های مطالعه قبلی توسط بکا ار لوی نشان داد که تصویر های منفی از پیری می تواند استرس را افزایش دهد و تصورات مثبت می تواند آرام بخش باشد. پس از بررسی دقیق تصورات قالبی و اثرات آنها بر سلامتی، لوی بر این باور است که تصورات قالبی از سن، که افراد در کودکی و نوجوانی به دست می آررند اثرات گسترده ای در سلامتی دارند و همانطور که ما مسن تر می شویم این تصورات برایمان ارزشمندتر می شود. این پژوهش در شماره ماه مارس مجله علوم روان شناختی به چاپ رسیده است.
شیلا نونالی (2009) در تحقیقی که درباره رابطه همگنی(سازگاری) نژادی و تصورات قالبی انجام داده است به بررسی تصورات قالبی مثبت یا منفی و نگرش دانشجویان سیاه پوست آمریکایی درباره گروه های نژادی دیگر پرداخته است. در این تحقیق پیمایشی نگرش و تصورات قالبی 5 گروه مورد بررسی (مردم عادی، سیاه پوستان، سفیدپوستان، آسیایی ها، و آمریکای لاتین که به طور تصادفی و در شرایط سنی و جنسی و تحصیلی مشابه انتخاب شده اند) نسبت به یکدیگر سنجیده شده بدین ترتیب که تصورات قالبی مثبت و منفی(به صورت فهرستی از صفات قالبی) به گروه های آزمایشی داده شده و آنها نمره مورد نظر خود را از نمره صفر(کاملا مخالف) تا چهار(کاملا موافق) به صفات آورده شده نسبت به هر گروه نسبت می دهند. ضمنا 23درصد پاسخگویان زن و 77 درصد مرد بوده اند. دو فرضیه اصلی تحقیق عبارتند از: – آمریکایی های سفید پوست با گروه های نژادی دیگر براساس تصورات قالبی خاص آن گروه ارتباط برقرار می کنند(سازگاری می یابند). – آمریکایی های سیاه پوست نگاه مثبت تری به اعضای گروه خود(سیاه پوستان)دارند تا اعضای گروه های دیگر.
نتایج نشان می دهد که علی رغم برخی دیدگاه های قالبی گروه های نژادپرستی، مصادیق محدودی برای وجه اشتراک های کلیشه های مثبت یا منفی گروه های نژادی وجود دارد. هر چند رفتارهای قالبی مثبت و منفی معینی برای گروه های نژادپرستی خاصی معتبر است اما به طور کلی افراد پاسخ دهنده تمایل دارند درباره سیاه پوستان، آسیایی ها و لاتینی ها منفی تر از سفید ها و مردم عادی فکر کنند. فرضیات تحقیق نیز تأیید شد. این مطالعه در طول ماه می تا سپتامبر 2004 انجام شد و نمونه مورد بررسی شامل 210 دانشجوی دوره لیسانس از یک دانشگاه تحت نفوذ سفیدها و هم چنین از یک دانشگاه تحت نفوذ سیاه ها بود که از طریق آگهی و نمونه گیری گلوله برفی جمع آوری شدند. مطالعه شامل سوالاتی درباره اعتقادات نژادپرستانه، اعتقادات سیاسی و اعتماد اجتماعی و گرایشات و طرز برخورد نژادپرستان(جامعه پذیری نژادی) و با چندین مطالعه چندبخشی (روی 5 گروه موردبررسی) به بررسی اعتقادات و رفتارها و تصورات قالبی نسبت به گروه های نژادی (مردم عادی، سیاه پوستان، سفید پوستان، آسیایی ها، لاتینی ها) پرداخته است.
مینگ مینگ سو و گئوفری وال در تحقیقی با هدف بررسی نتایج تعامل گردشگر- میزبان بر رفتار مسافران و تجربه آنان که در سال 2008 در پکن انجام داده اند، اظهار می دارند که تعامل گردشگر- میزبان تأثیر دو جانبه دارد. لذا از طریق پیمایش به دنبال تأثیر ادراک گردشگران و عقاید آنان بر رفتار آنها با میزبان و اثر این تعامل بر تجربه آنان از سفر هستند. بر مبنای این تحقیق بیشتر گردشگران اذعان داشتند که تعامل با میزبان بر ارزیابی آنان از مقصد سفر، کیفیت تجربه سفر، انتخاب مقصد سفرهای بعدی و هزینه آنان در محل اقامت تأثیر دارد. این تأثیر در میان جوانان و افرادی که تحصیلات بالاتری داشتند، بیشتر بوده است. نتایج این تحقیق اهمیت اثر تعاملات میزبان- گردشگر و رضایت از این تعاملات بر رفتار مسافرتی گردشگران و ارزیابی آنان از مقصد را تأیید می کند.
تحقیقی که در سال 2007 توسط کاتارد و همکارانش در خصوص تأثیر باورهای قالبی جنسیتی دانش آموزان بر روی قضاوت و حدس زنی آنها در مورد نمراتشان صورت گرفت. این مطالعه به صورت شبه آزمایشی و در دو مرحله صورت گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر باورهای قالبی جنسیتی دانش آموزان بر برآورد نمرات درسی شان بود. دروس به دو حوزه ی هنری(حوزه زنانه) و ریاضیات(حوزه مردانه) تقسیم شده بود. نتایج مرحله نخست بدون دستکاری باورهای قالبی جنسیتی نشان داد که باورهای قالبی جنسیتی تأثیر فراوانی بر تخمین و قضاوت نمره درسی شان داشته به گونه ای که دختران نمره ریاضی خود را بسیار کمتر از نمره واقعی خود، پیش از اعلام نمره واقعی تخمین زده بودند. در حالی که پسران نمره خود را در درس هنر قبل از اعلام نمره واقعی، کمتر از نمره واقعی اعلام شده تخمین زده بودند. در مرحله دوم با دستکاری باورهای قالبی دانش آموزان نتایج متعادل تر شده بودند و نشان دهنده این موضوع است که باورهای قالبی جنسیتی در دیدگاه، نگرش ها و قضاوت های افراد تأثیر بسزایی دارد.
در تحقیقی که در آمریکا توسط نیومن یولاندا فلارس(2005) انجام شد به طور کلی به بررسی تصورات قالبی در مورد شهروندان آمریکایی مکزیکی تبار و به طور خاص به بررسی رفتار مشاوره ای مشاوران آمریکایی در برخورد با مراجعان مکزیکی آنان می پردازد. مرور ادبیات تصورات قالبی در مورد مکزیکی ها نشان می دهد که آنان با صفات و اصطلاحات بسیار تحقیر آمیزی(مانند شراب خوار، پرخاشگر، پرخرج، نامنظم، تنوع طلب و…) درک می شوند. و خود مکزیکی ها بر این مسئله صحه می گذارند. در این مقاله ضمن تشویق مشاوران به کسب آگاهی از تصورات قالبی که بر مکزیکی ها تاثیر می گذارد، به این نکته اشاره می کند که مشاوران باید آگاهی نژادی را به عنوان بخشی از توسعه سلامتی ذهنی در مراجعه کنندگان مکزیکی خود بالا ببرند. از طرفی مشاوران خود با این چالش مواجهند که آیا تصورات قالبی خودآگاه و ناخودآگاه بر ارتباط مشاوره ای آنان تأثیر می گذارد یا خیر؟
در مقاله دلهای و نیوتن (2004) در مجله علوم اجتماعی آکسفورد، هدف بررسی و پیش بینی سطوح اعتماد اجتماعی در بین ملتها (الگوی جهانی یا فقط برای شمال اروپا است) بوده است. این تحقیق به بررسی تفاوت سطوح اعتماد اجتماعی تعمیم یافته بین 60 کشور دنیا پرداخت و اعتماد اجتماعی تعمیم یافته را اینگونه تعریف نموده: باور به اینکه دیگران به طور آگاهانه یا عمداً – اگر بتوانند از آن اجتناب کنند- به ما آسیب نمی رسانند و از منافع ما مراقبت می کنند اگر امکان داشته باشد. (باور به اینکه دیگران عمداً به ما آسیب نمی رسانند و از منافع ما مراقبت می کنند). نتایج این تحقیق نشان داد که اعتماد بخشی جدایی ناپذیر و هماهنگ با شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور است بدین معنا که کشورهایی با سطح اعتماد بالا ویژگیهایی مثل انسجام قومی، سنت های(ارزشهای) مذهبی پروتستان، دولت خوب، ثروت (سرانه تولیدات ناخالص ملی) و برابری درآمد( فاصله طبقاتی کم) دارند. این ترکیب (وضعیت) بیشتر در کشورهای شمال اروپا با اعتماد بالا دیده می شود اما همان الگوی عمومی در 55 کشور باقیمانده ( البته به شکل کمی ضعیف تر) مشاهده می شود. به طور کلی جوامع روستایی دارای سطح نسبتا ًپایین اعتماد تعمیم یافته هستند درحالیکه جوامع شهری در مقیاس بزرگتری سطح اعتماد تعمیم یافته وجود دارد. روابط علّی و معلولی دقیقی بین عوامل ذکر شده بالا دیده نمی شود اما به نظر می رسد که انسجام قومی و سنت پروتستان تأثیر مستقیمی بر اعتماد دارند و به صورت غیر مستقیم پیامد دولت خوب، ثروت و برابری درآمد است. هم چنین اهمیت انسجام قومی در این است که بر نوع روابط و اعتماد افراد تأثیرگذار است و تفاوت بین اعتماد شخصی و تعمیم یافته را نشان می دهد بدین شکل که در جوامعی که انسجام قومی، قوی تر است بیشتر روابط درون گروهی و اعتماد بین شخصی حاکم است در حالیکه در جوامع شهری و مدرن که انسجام قومی(هویت قومی) ضعیف تر است روابط برون گروهی و اعتماد تعمیم یافته بیشتر دیده می شود.
برایان کاتولیس(2004) در مقاله خود یک نظرسنجی عمومی انجام داد که هدف آن سنجش کلیشه های جنسیتی علیه زنان و افکار عمومی نسبت به حقوق زنان در مصر، کویت و مراکش بود. در مراکش تحقیقات در ژانویه 2004، یعنی در آستانه تصویب قانون خانواده از طرف پارلمان مراکش انجام شد. برای نظرسنجی از گروه دوم، کشور مصر انتخاب شد که در ماه های مه و ژوئن 2004 انجام گرفت و بالاخره ، بررسی سوم در کویت ،در ژوئیه 2004، درست در زمانی که  پیش نویس یک قانون برای اعطای حق کامل رأی به زنان مسئله روز بود، انجام گرفت. دست آورد ها وامکانات جدید برای پیشبرد حقوق زنان: در مصر، کویت و مراکش اتفاق آراء بر این است که زنان درسالهای اخیر موفقیت های عمده ای بدست آورده اند بطور خلاصه، نتیجه تحقیقات نشان می دهد که داشتن کار وتحصیل را می توان بزرگترین تغییر مثبت برای زنان منطقه ای می توان به حساب آورد. الف- تغییرات درقوانین آغازی است خوب ولی کافی نیست یک نتیجه عمده از این نظرسنجی حاکی از آنست که

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *