با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۳۸۴/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرضیه پژوهش رد می گردد بدین معنا که پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر ندارد.
فرضیه فرعی چهارم: پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.
فرضیه صفر: پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر ندارد.
فرضیه پژوهش: پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۱۰۴/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرضیه پژوهش رد میگردد بدین معنا که پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر ندارد.
صنعت سیمان سامان
با توجه به نتایج در جدول مربوط به صنعت سیمان سامان سطح معناداری برای کلیهی فرضیههای پژوهش صفر (۰۰۰/۰) و کمتر از ۰۵/۰ میباشد؛ لذا با توجه به این مطالب کلیهی فرضیههای پژوهش تأیید میگردد. لازم به ذکر است که بیشترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین (۴۹۳/۰) و کمترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین میباشد.
فصل پنجم
نتیجهگیری و پیشنهادها
۵-۱ مقدمه
با توجه به مطالب بیان شده در فصول قبلی پژوهش، در این فصل به جمعبندی مطالب پرداخته میشود و نتیجهگیری از کار بیان میشود؛ و در ادامه پیشنهادها و راهکارهای مرتبط با موضوع پژوهش، و همچنین پیشنهادهایی برای موضوعات پژوهشات آینده ارائه میشود. در انتها، محدودیتهایی که پژوهش حاضر با آن مواجه شد بیان میگردد.
۵-۲ نتیجهگیری
۵-۲-۱ نتایج آزمون فرضیات پژوهش
۵-۲-۱-۱ فرضیه اصلی اول: فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر مثبت و معناداری دارد.
در زمینه زنجیرۀ تأمین پویا، بهبود مداوم عملکرد برای اغلب تهیه کنندگان، تولید کنندگان و خرده فروشان مرتبط، به منظور تقویت رقابت یک موضوع حیاتی است. با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۴۵۰/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرض پژوهش رد می گردد بدین معنا که فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر معناداری ندارد.
۵-۲-۱-۲ فرضیه اصلی دوم: فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
اشباع بازارها، تشدید رقابت و تغییر در سلیقهی مشتریان، شرکتهای ایرانی را با چالشهای متعددی در فعالیت های بازرگانی و صنعتی مواجه کرده است و شرکتهایی که بتوانند از ابزار و امکانات در دسترس خود به درستی استفاده کنند میتوانند بر این چالشها فائق آمده و بقای مداوم خود را تضمین کنند. در این میان بهینهسازی و تجدید ساختار کانال توزیع به عنوان یکی از اجزای مهم زنجیره برای رسیدن به مدیریتی موثردرزنجیرهی توزیع لازم و ضروری مینماید. با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۴۸۱/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرض پژوهش رد می گردد بدین معنا که فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت تأثیر معناداری ندارد.
۵-۲-۱-۳ فرضیه فرعی اول: تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.
مکانیزه نمودن سیستمهای فروش و توزیع، یکپارچهسازی داخلی آن با دیگر سیستم های موجود و استفاده از فناوری اطلاعاتی و مخابراتی فاصلهی میان مصرف کنندگان و توزیعکنندگان را کم نموده و عملکرد شبکه توزیع و متعاقب آن عملکرد زنجیره را بهبود میبخشد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۰۰/۰ و کمتر از ۰۵/۰ میباشد لذا فرض پژوهش تأیید میگردد بدین معنا که تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر معناداری دارد. میزان این اثر ۸۴۶/۰ می باشد با توجه به اینکه این ضریب مثبت است اثر آن به صورت مستقیم است به عبارتی با تغییر یک واحد (افزایش تغییرات بازار به میزان ۸۴ درصد عملکرد شرکت افزایش مییابد که درصد بالایی است.
۵-۲-۱-۴ فرضیه فرعی دوم: تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۰۰/۰ و کمتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرضیه پژوهش تأیید می گردد بدین معنا که تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین اثر معناداری دارد. میزان این اثر ۸۰۱/۰ می باشد با توجه به اینکه این ضریب مثبت است اثر آن به صورت مستقیم است به عبارتی با تغییر یک واحد (افزایش تغییرات بازار به میزان ۸۰ درصد چابکی زنجیره تأمین افزایش می یابد که درصد بالایی است.
۵-۲-۱-۵ فرضیه فرعی سوم: پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۳۸۴/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرضیه پژوهش رد می گردد بدین معنا که پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر ندارد.
۵-۲-۱-۶ فرضیه فرعی چهارم: پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۶ سطح معناداری فرضیه برابر ۱۰۴/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می باشد لذا فرضیه پژوهش رد میگردد بدین معنا که پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر ندارد.
صنعت سیمان سامان
با توجه به نتایج در جدول مربوط به صنعت سیمان سامان سطح معناداری برای کلیهی فرضیههای پژوهش صفر (۰۰۰/۰) و کمتر از ۰۵/۰ میباشد؛ لذا با توجه به این مطالب کلیهی فرضیههای پژوهش تأیید میگردد. لازم به ذکر است که بیشترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین (۴۹۳/۰) و کمترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین میباشد.
۵-۳ پیشنهادها
۵-۳-۱ پیشنهادهای اجرایی( حاصل از پژوهش)
۵-۳-۱-۱ پیشنهاد مربوط به فرضیه اصلی اول:: (فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر مثبت و معناداری دارد).
با کنترل، برنامهریزی و هدایت شرکتهای پخش و توزیع میتوان بر چالشها غلبه کرده و راهی بسوی مدیریت زنجیره تامین باز نمود.
زنجیره تأمین تنها مرتبط با سازنده و تأمینکننده نیست، بلکه حمل و نقل، انبارها، خرده فروشیها و حتی خود مشتریان و اطلاعات مربوط به آنها را نیز در بر میگیرد. بر این اساس چابکی زنجیره تأمین وظیفه یکپارچه سازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگ سازی جریان مواد، فناوری اطلاعات و مالی را به منظور برآوردن تقاضای مشتری و با هدف بهبود رقابت پذیری یک زنجیره تأمین کامل را باید بر عهده گیرد.
۵-۳-۱-۲ پیشنهاد مربوط به فرضیه اصلی دوم: (فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد).
با تجزیه و تحلیل هر استراتژی مدیران میتوانند زمان مورد نیاز برای بررسی کل استراتژیها را بدست آورند و از دامهای تصمیمگیری شتاب زده جلوگیری کنند. در عمل، تمام شکلهای زنجیره تأمین در بدست آوردن و پیشبینی آینده، آسان نیستند. چارچوب راههای آشکارتر و محسوستر ساختن آنها را فراهم می کند.
چارچوب پیشنهاد شده یک رویکرد موثر در مدیریت کردن عملکرد زنجیره تامین در یک محیط پویا فراهم می کند.
در شرکتهای تولیدی کالاها پس از تولید در انبارها و مکانهای دیگر انبار میشوند. این نوع برنامهریزی عملکرد شرکت را پیچیدهتر میکند. اگر شرکت از فناوری اطلاعات جدیدی و از یک مدل تجاری ساخت برمبنای سفارش استفاده کند، هیچ نیازی برای انبارکردن محصولات ساخته شده وجود نخواهد داشت.
۵-۳-۱-۳ پیشنهاد مربوط به فرضیه فرعی اول: (تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است