پایان نامه بررسی نوآوری قانون مجازات اسلامی در سببیّت در قتل

0 Comments

مفهوم­شناسی

در این مبحث اصطلاح­های سبب، شرط و علّت را از منظر لغوی مورد بررسی قرار داده و سپس معنی اصطلاحی هر واژه را  از دید فقهی و حقوقی تبیین می­نماییم.

 

گفتار اول: مفهوم سبب

در ادامه به بررسی مفهوم سبب در دو بند می­پردازیم. در بند اول مفهوم لغوی سبب و در بند دوم مفهوم اصطلاحی آن را بررسی می­نماییم.

 

بند اول) مفهوم لغوی سبب

سبب درلغت به معنی دستاویز، علّت، وسیله، قرابت، خویشاوندی، طریق، منوال آمده است.[۱] همچنین سبب به معنی ریسمان، بند؛ وسیله­ دست یازی به چیزی می­باشد و مُسَبِّب؛ یعنی پدیدآورنده، باعث، موجب، انگیزه.[۲]

در لغت­نامه­ی دهخدا سبب به معنی رسن و هر­چه بدان به دیگری پیوسته می­ شود آمده است؛[۳] نیز سبب به معنی دوستی، علّت و چاره استفاده می­ شود.[۴] معنی دیگری که برای سبب آمده است: موجب؛ جهت؛ باعث؛ عامل پدیدآورنده­ی چیزی یا رویدادی.[۵]

در فرهنگ المنجد سبب به معنی وسیله، طریق، واسطه، طناب، سرچشمه، موجب، دوستی و محبت، کسب روزی به کار رفته است.[۶]

همچنین گفته شده هر آنچه به واسطه­اش بتوان به چیزی غیر از آن رسید و جمع آن اسباب است.[۷] سبب در لغت به هر چیزی که دسترسی به مقصود را فراهم آورد اطلاق می­گردد و از این روست که به اشیایی چون ریسمان و راه و ابزار کار، سبب گفته می­ شود.

«بنابر تفسیر منتهی­الارب که سبب را به معنی پیوستگی آورده رابطه­ علّیت فلسفی بین سبب و مسبب ضرورت نخواهد داشت و هر­گونه رابطه و پیوندی می ­تواند ملاک اطلاق سبب گردد.

موارد استعمال سبب در قرآن نشان می­دهد که سبب در مواردی به کار رفته که مفهوم بالاکشیدن و ارتقا را در بر­داشته است آن­گونه که مفهوم اصل ریسمان در بالا­آوردن آب از چاه منظور بوده است: (فلیمدد بسبب الی السماء ثم لیقطع فلینظر هل یذهبن کیده ما یغیظ)[۸]

همچنین در آیه­ی (إنّا مکنّا له فی الارض و آتیناه من کل شیءٍ سببا)[۹] مفهوم انتظار وقوع حادثه­ای به دنبال سبب به چشم می­خورد.

سبب لزوماً مادی نیست و به علل معنوی و پنهان از چشم نیز سبب گفته می­ شود چنانکه در قرآن به (أسباب السماوات)[۱۰] تعبیر شده است.

در قرآن واژه­ی سبب در مواردی چون ذوالقرنین (فاتبع سبباً حتی اذا بلغ المغرب الشمس)[۱۱] و اهل عذاب (اذا تبرأ الذین اتبعوا من الذین اتبعوا و رأو العذاب و تقطعت بهم الاسباب)[۱۲] و نیز درباره معارضان انبیا (فلیرتقوا الاسباب)[۱۳] و همچنین در مورد فرعون (و قال فرعون یا هامان ابن لی صرحاً لعلی ابلغ الاسباب)[۱۴] به کار رفته که نشان می­دهد رابطه­ سببیّت، لزوماً در همه جا واقعی نیست و به وسایلی که شخص تصور تأثیر آنها را دارد نیز، سبب اطلاق می­ شود».[۱۵]

 

بند دوم) مفهوم اصطلاحی سبب

مفهوم اصطلاحی سبب از دو منظر فقهی و حقوقی قابل بررسی است. در اینجا تعریف­هایی که فقها و حقوقدانان از سبب و تسبیب داشته اند را بیان می­کنیم.

 

الف) سبب در اصطلاح فقهی

«واژه­ی سبب در فقه در موارد مختلف به کار رفته که از آن جمله می­توان به موضوعات احکام و موجبات ضمان و عقود و ایقاعات اشاره کرد که در ابواب مناسب این موارد به آنها اسباب گفته شده است. بررسی این­گونه موارد نشان می­دهد که کلمه­ی سبب در اصطلاح فقهی به اموری گفته شده که شرع بین آنها و اموری دیگر رابطه­ وجودی و عدمی برقرار نموده است به طوری که از وجود سبب تحقق مسبب و از عدم آن فقدان مسبب حاصل می­آید».[۱۶]

فقها تعریف­های متفاوتی از تسبیب داشته اند. در تعریف­هایی که فقها از تسبیب داشته اند با توجه به دیدگاه آنان در مسئول­دانستن مسبب، می­توان تسبیب را از دیدگاه ­های متفاوت مورد بررسی قرار داد:

  1. دیدگاه ­های عقل­گرا

«ما لولاه لما حصل التلف لکن عله التلف غیره».[۱۷]

سبب چیزی است که اگر وجود نداشته باشد تلف حاصل نخواهد شد، اما علّت تلف چیز دیگری است.

از این تعریف برداشت می­ شود که اگرچه وجود سبب برای تحقق تلف لازم است، اما با این وجود باعث تحقق حادثه نمی­ شود و برای محقق­شدن تلف علّت دیگری نیاز است. همچنین علامه­ی حلی در تعریف سبب بیان کرده ­اند:

«هو کل ما یحصل التلف عنده بعله غیره الا انه لولاه لما حصل من العله تأثیر».[۱۸]

سبب عبارت از هر چیزی است که هنگام وجود آن، تلف به واسطه­ علّت دیگری حادث می­ شود، به طوری­ که اگر آن سبب نبود تأثیری نداشت.

بنابراین اگرچه سبب در ایجاد حادثه دخالت دارد، اما وقوع زیان و استناد آن به سببب از دید عقلی ناموجه است و بر اساس دیدگاه عقل­گرا در چنین مواردی نمی­توان سبب را مسئول حادثه دانست. علامه­ی حلی در تعریف دیگری که از سبب کرده ­اند بیان داشته است:

«هو ایجاد ما یحصل عنده لکن بعله اخری اذا کان السبب مما یقصد لتوقع تلک العله».[۱۹]

سبب ایجاد چیزی است که با وجود آن تلف حاصل می­ شود، اما به علّت دیگری غیر از سبب، مشروط به اینکه سبب از اموری باشد که انتظار وقوع علّت از آن رود.

همچنین ایشان در کتاب تحریر­الاحکام در تعریف سبب می­نویسد:

«هو ایجاد ملازم العله بأن یوجد مایحصل الهلاک عنده بعله اخری اذا کان السبب یقصد لتوقع تلک العله».[۲۰]

سبب، ایجاد امر ملازم علّت است؛ به عبارت دیگر ایجاد آن چیزی است که تلف با وجود آن حاصل می­ شود، اما علّت تلف غیر از سبب است، مشروط به اینکه از سبب قصد واقع­شدن آن علّت رود.

اما محقق کرکی در کتاب جامع­­المقاصد در تعریف سبب می­گوید:

«هو ایجاد ما یحصل التلف عنده لکن بعله اخری اذا کان السبب مما یتوقع معه عله التلف بأن یکون وجودها معه کثیر».[۲۱]

سبب، ایجاد چیزی است که تلف با وجود آن حاصل می­ شود، اما علّت وقوع آن چیز دیگری است، مشروط به اینکه سبب از اموری باشد که انتظار وقوع علّت تلف با آن وجود داشته باشد به اینکه همراه­بودن علّت با سبب فراوان باشد؛ به عبارت دیگر به شأن و موقعیت سبب توجه می­ شود. اگر وضعیت سبب به نحوی باشد که در اکثر موارد علّت زیان محقق شود، سبب باعث ضمان است، اما اگر وضعیت سبب به گونه­ ای باشد که حادث­شدن ضرر در هنگام وجود سبب نادر باشد، سبب ضامن نیست. در پایان شهید اول در دروس­الشرعیه در تعریف سبب می­فرماید:

«انه ایجاد ملزوم العله».[۲۲]

سبب ایجاد فعلی است که با علّت ملازمت داشته باشد.

منظور شهید از ملزوم علّت، امری است که علّت بدون آن مؤثر واقع نمی­ شود.

با دقت نظر در این تعریف­ها، فقها میان سببی که در ایجاد تلف مسئولیت دارد و سببی که تأثیری در تحقق تلف نداشته تفکیک قائل شدند. به این ترتیب سببی موجب مسئولیت است که مؤثر در ضرر و تلف باشد.[۲۳]

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

  1. مسئولیت به نحو اطلاق (عدم وجود ضابطه)

برخی دیگر از فقها معتقدند تسبیب مطلقاً موجب مسئولیت مدنی است و در پی ضابطه­ای برای یافتن سببِ مسئول­بودن بی­فایده است. راه شناخت مسئولیت سبب رجوع به روایات راجع به سببیّت می­باشد. هرجا دلیلی بر مسئولیت سبب وجود داشته باشد باید به آن عمل کرد. برای این امر باید موضوع دلیل را خوب شناخته و با تنقیح مناط و الغای خصوصیت دایره­ی موضوع را بر مصادیق خارجی آن منطبق نمود. صاحب جواهر در کتاب غصب نظر خود را این­گونه بیان می­ کند:

«فالتحقیق حینئذ کون المدار علی المستفاد من النصوص المزبورۀ و غیرها مما صرح فیها بالضمان به و التعدیه منه الی مشابهه فی ذلک بالاجماع أو بفهم عرفی ینتقل منه».[۲۴]

آنچه از تحقیق در خصوص مسئولیت سبب در نصوص و غیر آن به دست می­آید، تصریح به ضمان و تعدی از آن به موارد مشابه بر مبنای اجماع یا فهم عرفی است.

صاحب جواهر پس از ذکر تعاریف فقها از سبب در ادامه می­گوید:

«و الاصل البرائه­ فیما لایضاف الیه الاتلاف حقیقه، و لایندرج فی الامثال المذکوره».[۲۵]

اگر اتلاف حقیقی صدق نکند و موضوع از موارد مذکوره در روایات یا موارد مشابه آنها نباشد حکم به ضمان نمی­ شود و اصل برائت جاری شده و حکم آن عدم مسئولیت است.[۲۶]

محقق حلی در شرایع در خصوص مسئولیت سبب می­گوید:

«لو سلم ولده لمعلم السباحه فغرق بالتفریط ضمنه فی ماله لأنه تلف بسببه».[۲۷]

اگر فردی فرزند خود را به معلم شنا بسپارد و در اثر تفریط وی غرق شود، معلم از مال خود ضامن است؛ زیرا تلف به واسطه­ او صورت گرفته است.

صاحب جواهر در شرح این عبارت محقق می­گوید:

«بل ربما ظهر من اطلاق عبارتی الارشاد و اللمعه ضمانه مطلقاً، بل عن حواشی الشهید أن المنقول الضمان سواء فرط أو لم یفرط».[۲۸]

از اطلاق عبارات کتاب ارشاد و لمعه آشکار می­ شود که معلم شنا در هر حال ضامن است، بلکه از حواشی شهید بر کتاب نیز به دست می ­آید که روایت نقل شده نیز ضمان را مطلق می­داند چه اینکه تفریطی صورت گرفته باشد یا نه.

با توجه به این دیدگاه صاحب جواهر، ایشان نظریه­ی ضمان به نحو اطلاق را می­پذیرد.[۲۹]

بر اساس این نظر برای تعیین سبب مسئول لازم نیست که دنبال ضابطه­ای بود. بر این مبنا با استناد به نصوص و مصادیق روایات و انطباق آن بر مصادیق خارجی مسئولیت سبب احراز می­ شود.

[۱]- فرهنگ فارسی معین، مدخل سبب.

[۲]- آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، چاپ اول، تهران، نشر نی، ۱۳۷۹، ص ۲۷۴٫

[۳]- لغت­نامه ی دهخدا، مدخل سبب.

[۴]- خلیل جر، فرهنگ لاروس، ترجمه­ی سید حمید طبیبیان، چاپ یازدهم، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۱۱۶۴٫

[۵]- حسن انوری، فرهنگ روز سخن، چاپ اول، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۸۳، ص ۶۶۶٫

[۶]- احمد سیّاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه­ی المنجد)، چاپ هجدهم، ­تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۶۶۵٫

[۷]- ابن­­منظور، لسان­ا­لعرب، بیروت، لبنان، دارلسان­العرب، بی­تا، ج ۲، ص ۷۸٫

[۸]- حج، آیه­ی ۱۵ (تا می ­تواند خود را با سببی به آسمان برساند).

[۹]- کهف، آیه­ی ۸۴ (ما او را در زمین قدرت بخشیدیم و از هر چیز سببی به او دادیم).

[۱۰]- غافر، آیه­ی ۳۷ (وسایل [بالا رفتن به] آسمان‏ها).

[۱۱]- کهف، آیه­ی ۸۵ (پس [با توسل به وسیله] راهى را [براى سفر به غرب] دنبال کرد).

[۱۲]- بقره، آیه­ی ۱۶۶ (در آن هنگام پیشوایان [کفر] از پیروانشان بیزارى جویند، و همگى عذاب را ببینند، و تمام دست‏آویزهاى [نجات‏بخش] از آنان بریده شود).

[۱۳]- ص، آیه­ی ۱۰ (یا مگر مالکیّت و فرمانروایى آسمان‏ها و زمین و آنچه میان آنهاست، در اختیار آنان است ؟ [اگر چنین است] پس [بیایند] از نردبان‏ها [ى رساننده به این مالکیّت و فرمانروایى] بالا روند).

[۱۴]- غافر، آیه­ی ۳۶ (و فرعون گفت : اى هامان ! براى من بنایى بسیار بلند بساز شاید به وسایلى برسم).

[۱۵]- عباسعلی عمید زنجانی، موجبات ضمان، چاپ دوم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۹، ص ۷۷ـ ۷۸٫

[۱۶]- عباسعلی عمید زنجانی، همان، ص ۷۸٫

[۱۷]- محقق حلی، شرایع­ الاسلام فی مسائل الحرام و الحلال، الطبعه الاولی، نجف الاشرف، ۱۳۸۹هـ.ق، ج ۴، ص ۲۵۴٫

[۱۸]- العلامه الحلی، قواعدالحکام، الطبعه الاولی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق، ج ۳، ص ۶۵۱٫

[۱۹]- همان، ج ۲، ص ۲۲۱٫

[۲۰]- همان، تحریر­الاحکام، تحقیق: الشیخ ابراهیم البهادری، الطبعه الاولی، مؤسسه الامام الصادق (ع)، ۱۴۲۱ق، ج ۴، ص ۵۱۹٫

[۲۱]- محقق کرکی، جامع­ المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸، ج ۶، ص ۲۰۷٫

[۲۲]- محمدبن جمال­الدین مکی عاملی (شهید اول)، الدروس الشریعه فی فقه الامامیه، الطبعه الاولی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳، ج ۳، ص ۱۰۷٫

[۲۳]- محمود حکمت­نیا، مسئولیت مدنی در فقه امامیه، چاپ اول، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۶، ص ۲۰۰ .

[۲۴]- محمد­حسن النجفی، جواهرالکلام، الطبعه السادسه، طهران، دارالکتب­الاسلامیه، ۱۳۹۷هـ.ق، ج ۳۷، ص ۵۱٫

[۲۵]- همان، ص ۴۸٫

[۲۶]- محمود حکمت­نیا، همان، ص ۲۰۷٫

۴- محقق حلی، همان، ج ۴، ص ۲۵۴٫

[۲۸]- محمدحسن نجفی، همان، ج ۴۳، ص ۱۰۶٫

[۲۹]- جلال­الدین قیاسی، تسبیب در قوانین کیفری، چاپ دوم، تهران، انتشارات جنگل، ۱۳۹۰، ص ۱۹۱٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *