Site Loader

خلاقیت بالا- هوش بال این دانش آموزان هم آزادی وهم کنترل رفتارداشته وهم رفتارکودکانه وهم بزرگسالان ازخودنشان میدن.

دانش آموز

خلاقیت بالا- هوش پایین: این علم آموزانتعارض داخلی داشته،درمدررسه احساس شکست وبی لیاقتی دارن.امااین افراددریک محیط بدون فشارموفق هستن.

خلاقیت

خلاقیت پایین – هوش بالا: این دانش آموزان رامی توان به عنوان معتادبه مدرسه توصیف کرد.تلاش همیشگی واسه پیدا کردن نمرات عالی دارندوموردتوجه معلمان هستن.

معتاد

خلاقیت پایین – هوش پایین: این بچه هاازمکانیزمای دفاعی مانندفعالیت زیادوفعالیت درسی استفاده می کنن.مک کینون(۱۹۶۲)درپژوهشی که انجام داددریافت آزمودنیای خلاق بیشتر هوش بالاترازمتوسط وبعضی هوش بسیاربالایی داشتن.اماهوش اونا باخلاقیتشان رابطه مشابهی نداشته.مک کینون می گویداگرچه این تحقیقات ازیک داقل بهره هوشی بین۱۱۵تا۱۲۰بگذاریم باهوشتربودن لازمه خلاق تربودن نیس.این غلطه که گفته شودفردی که هوش بالاتری داره.لزوماخلاقیت بالاتری نیزدارد.تورنس نظرمشابهی داره.اومعتقداست ازیک نقطه ای ازاهمیت هوش کم شده وتمایزتفکرواگراوهمگرازیادمی شه.این نقطه یاآستانه بهره هوشی۱۲۰است.ازاین سطح هوش پایین تراز۱۲۰هوش وخلاقیت ممکنه اتحاد داشته باشه.امابهره هوشی۱۲۰به بالابایگدیگرهمبستگی ندارن.بارون وهارنگیتون(۱۹۸۱)هم نشون داده اندافرادخلاقی که راه های متفاوتی واسه حل مسائل ارائه می دهندازیک هوشبهربالاترازطبیعی بهره مند هستن(سام خانیان،۱۳۸۱).

باهوش

خلاقیت وجنسیت

ممکن است زنان درقسمت جسمی ضعیف ترازمردان باشندلیکن نه درقدرت تصور،درتحقیقات آزمایشی نشون داده که درزمینه خلق ایده های تازه زنان استعدادبیشتری ازخودبروزمی بدن.لذابایدقبول کردچنانکه پرفسورلهملن درمطالعه دیگرخودنشان داده رکودخلاقیت قابل توجه بین مردان یش اززنانه اما فقط درچنددهه اخیرتاریخه که زنان فرصتی داشته اندتابالهای خلاقیت خودرابگسترانند.همانطرکه دریک تجزیه وتحلیل ازتفاوتهای روانی بین جنسیتها اشاره گردیده این تفاوتهااکتسابیه نه ذاتی وارثی ،زن به زندگی واردمی شودبه نحوبارزی ازبین میره”تحقیقات علمی درباره مسائل خلاقیت نسبی زنان ومردان به یافته های قطعی نرسیده.درتحقیقی که به وسیله جی- ای- میلتون استاددانشگاه استنفورددرباره «اثرشناسی رل جنسیت برروی مهارت حل مسائل»انجام شد.بدست آمدکه مردان باخصوصیات مذکرمسائل راباسهولت بیشتری ازمردان باخصوصیات مونث حمل می کنندبه همین ترتب زنان باخصوصیات مذکربیشتردرحل مسائل بهتراززنانی که خودبانقش مونث شناسایی می کنندهستند.(اسبوران ،۱۹۶۲به نقل ازقاسم زاده،۱۳۷۱)

 

خلاقیت وانگیزش

انگیزه نیروی محرکه بکاراندازی جریان خلاقیته به قول گیلفوردوقتی که فهمیدن وعمل کردن آسون باشدودرواقع عملی ازروی عادت انجام گیرد،خلاقیت درکارنیست ولی به مجرب اینکه موضوعی پیش آیدمثلافهمیدن موضوعی مشکل شده واجرای عملی احتیاج به تدابیرجدیدی داشت،جریان خلاقیت به کارمی افتدبه نظر گیلفورد،درترغیب وافزایش خلاقیت وبه خصوص فعالیت کودکان انگیزه ای که پس ازهمه موثره وفراموش شده انگیزه کنجکاویه.هراندازه محیط زیست کودک ازنظرمنابع اطلاعاتی غنی ترباشداین انگیزه بیشترازقوه به فعل درمی آیدبه عنوان نمونه ازمسائلی که ازانگیزه افرادبرایخلاقیت می کاهداستانداردسازی دراموراست که ان دوطی تحقیقات اظهارداشت هرچه استانداردسازی اموربیشترباشد،به همون نسبت ازتوان خلاقیت افرادکاسته می شه.طوریکه واسه ایجادتعادل وتناسب بین استانداردسازی وتوان خلاقیت مدیران سازمان هابایدبیشتراجرای امورمربوط به دوایرخلاق سازمانی برخوردارباشد(سام خانیان،۱۳۸۱).

 

 

خلاقیت وحل موضوع

بعضی محققان خلاقیت رامترادف باحل موضوع فرض کردن.مثلا گانیه درطبقه بندی خودازانواع یادگیری،بالاترین سطح یادگیری راحل موضوع دونسته ومعتقداست.خاقیت نوع ویژه های ازحل موضوع س(سام خانیان،۱۳۸۷)

خلاقیت واختراع

فردخلاق کسیه که فکروایده جدیدداردوبه دنبال راه وروش تازه واسه حل موضوع س.امااوهنوزاین راه وروش راپیدانکردهه.ایجادکننده راه وروش تازه همون مخترعه(همون منبع).

خلاقیت وکارآفرینی

خلاقیت ونواوری جوری به هم آغشته شده کمه شایدبدست دادن تعریف مستقلی ازهرکدام دشوارباشد.امابرای روشن شدن ذهن میشه آنهارابه گونه ای مجزاازهم کاهش کرد.خلاقیت پیدایش وتولیدیک اندیشه فکراست.یعنی خلاقیت اشاره به قدرت اندیشه های نوداردونواوری به معنی کاربردی ساختن اون افکارنووتازهه.سازمانایی که به پیشرفت وتغییرات محیط توجه بسیارداشته وازجهت خلافیت نیزدرحدبالایی قراردارند.خلاق ونواورندبدین معنی که به خلاقیت پرداخته وهم واسه جواب به تغیروتحولات محیط،نواوری راپیشه می کنن

– نوآوری استفاده ایده های جدیدناشی ازخلاقیته که می تواندیک محصول جدیدخدمت جدیدیاراه حل جدیدانجام کارهاباشد.

– نواوری به چگونگی فرایندبه عمل اوردن ایده های جدیدناشی ازخلاقیت می گن.

– نواوری ترجمان عینی عملکردیک فکرخلاقه.

همونجوریکه توجه می شه،خلاقیت لازمه نواوریه وتحقق نوجویی وابسته به خلاقیته با اینکه درعمل نمیشه این دوراازهم متمایزساخت ولی میشه کردخلاقیت بیشتررشدوپردازش نواوری هااست ازخلاقیت تانواوری غالباراهی طولانی درپیشه.تااندیشه ای نوبه صورت محصول یاخدمتی جدیددرآید،وقتی طولانی می گذردوتلاش هاوکوششای بسیاربه عمل میاد(علوی ،۱۳۸۲).

 

روند خلاقیت ونوآوری

ازجله صاحبنظرانی که تونست واسه اولین بارفرایند خلاقیت رو توضیح دهدویلیام والزاست.اوبااستفاده از مصاحبه ها،پرسشنامه ها،وخاطرات متفکران برجسته خلاق به الگوهای چهارگانه فرایندخلاق برسه.این چهارمرحله عبارتنداز:

آمادگی: این مرحله س که همه حولوحوش مسئله موردتحقیق وبررسی قرارمی گیردودراصل دوره ازشناسایی مسئله وجمع بیاری حقایق به حساب می رودواین مرحله درتقسیم ندی دکترالکس اس اسبوران به مرحله حقیقت یابی معروفه

پنهون شدگی: دراین مرحله فردآگاهانه درباره مسائل فکرنمی کنددراینجانوعی فرایندذهنی ودرونی وجودداردکه اطلاعات تازه رابااطلاعات گذشته مربوط می سازدنکته مهم دراین مرحله اجباری یاالزامی بودن اون واسه متفکرانه.به اعتقادبسیاری ازنظریه پردازان بارقهای ابتکاری به واسطه  تمرکزی که دراین مرحله بدست می آیددرذهن فردخلاق ردمی شه

اشراق: لحظه اشراق بالاترین درجه خلاقیته.دراین مرحله فردخلاق،ایده یامفهوم یاراه حل مسئله رو به طورناگهانی درمی یابداین مرحله ومرحله پنهون شدگی برابر مرحله ایده یابی درتقسیم بندی اسبورانه

اثبات: این مرحله ایه که طی ایده ای راکه طی سه مرحله قبل بدست اومده موردسنجش قرارداده تامعتبربودن یاعدم اعتبارآن معلوم شوداین مرحله نیزمعادل راه  یابی درتقسیم بندی اسبورانه. (پیرخائفی،۱۳۸۷،ص۹۱)