پایان نامه حقوق

دانلود پایان نامه حقوق درباره منشور ملل متحد

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بیشتر برای پشتیبانی از اتباع خود در خارج یا پشتیبانی از اتباع دولت دیگر بوده است. در مورد نخست می توان به مداخله کشورهای غربی در چین(1900)و آمریکا در نیکاراگوئه(1909) اشاره کرد.
در مورد دوم، گذشته از دخالت برخی کشور ها در یو نان، اقدامات فرانسه در روسیه و راستای پشتیبانی از مسیحیان مارورنی در 1860، اتریش، فرانسه، ایتالیا، پروس و روسیه در 8-1866 برای پشتیبانی از مسیحیان در جزیره کرت و دخالت دولت های غربی به سود مسیحیان مقدونی در 8-1903 از دیگر موارد مداخله بشر دوستانه پیش از تدوین منشور بوده است.
همان گونه که دیده می شود، دخالت ها با هدف پشتیبانی از اتباع دیگر کشور ها به ویژه مسیحیان آغاز شده وسپس کار به پشبیبانی از اتباع قدرت مداخله گر کشیده است.
تا قبل از جنگ جهانی اول با وجود تمام چراهایی که در زمینهی اساس قانونی و قلمرو اجزایی مداخله بشر دوستانه وجود داشت، بیشتر نویسندگان حقوقی مشروعیت این نهاد را پذیرفته بودند، در مقابل،برخی نیز با استناد به اصل عدم مداخله، دخالت به دلیل انسانیت را غیر قانونی می دانستند. آنها معتقد بودند نمی توان ادعا کرد مداخله بشر دوستانه به صورت یک قاعده عرفی بین المللی پذیرش عام یافته است. بررسی توسل به زور از سوی دولت ها در حقوق بین الملل عرفی تحت عنوان مداخله بشر دوستانه نشان می دهد منافع استراتژیک و تجاری دولت ها نقش عمده ای در چنین اقداماتی داشته است.به طوری که برانلی می گوید: « تنها موردی که می توان گفت مداخله بشردوستانه ارتباطی با منافع دولت دخالت کننده نداشته، دخالت فرانسه در لبنان در سال 1860 بوده است.
مبنای مداخله پیش از منشورملل متحد
هر چند می توان استدلال کرد که اصل صریحی در حقوق و روابط بین الملل وجود ندارد که به کشورها حق دهد در امور دیگر کشورها دخالت کنند و گذشته از آن دست کم از 1928 با امضای پیمان بریان-کلوگ اصل خودداری از کاربرد زور در حقوق بین الملل پذیرفته شده است، اما نظر برخی علمای حقوق در این باره متفاوت است. برخی حقوقدانان مداخله بشردوستانه را مشروع می دانند و شماری آنان با استناد به حق محافظت از خود و خودیاری در صدد توجیه این گونه دخالت ها برآمده و می گویند جزئی از حقوق بین الملل عرفی شده است.
در مورد پشتیبانی از اتباع دولت دیگر و دخالت در کشور دیگر، نظریه پردازانی چون گروسیوس و اپنهایم به این باورند که اگر حقوق مردمانی در کشوری از سوی دولت آن کشور پایمال شود ، جامعه بین الملل حق دارد به پشتیبانی از آنان برخیزد.
از دید اپنهایم قانونی بودن مداخله بشردوستانه در حقوق بین الملل عرفی بر این فرض استوار است که دولت ها موظفند در رابطه با اتباع خود و اتباع دیگر دولت ها حداقل حقوقی را رعایت کنند. در اینکه ماهیت مداخله هایی که در قرن نوزدهم و اوایا قرن بیستم صورت گرفت واقعا بشردوستانه بوده جای شک و تردید بسیار است زیرا غالبا متوجه امپراتوری در حال اضمحلال عثمانی و با هدف حمایت از استقلال خواهی اقلیت غیر مسلمان ساکن در آن قلمرو و با نیتی کاملا سیاسی بوده است. در نتیجه باید گفت استفاده از عنوان مداخله بشردوستانه در این دوره صرفا بهانه ای برای پیشبرد منافع ملی خصوصا دول اروپایی و ایالات متحده بوده ، زیرا مفهوم حقوق بشر هنوز آن چنان فراگیر نبوده که جایگاهی در سیاست خارجی دول مزبور داشته باشد همچنین موارد استفاده از این عنوان به تعدادی نبوده است که بتوان از آن به عنوان رویه کشورها نام برد. پس به این عقیده که پیش از جنگ جهانی دوم این دکترین بخشی از حقوق بین الملل عرفی شده است باید تردید کرد.

منشور سازمان ملل متحد درباره جنگ و کاربرد زور مقررات و قواعد بسیار پرمنعنی و بنیادینی را مقرر نموده است. سرآغاز منشور بیانگر قصد ونیت استوار همه دولت ها و تعهد حقوقی شان برای ترک جنگ و کاربرد زور در روابط بین الملل بود.درحقیقت با تصویب منشور ملل متحد، برای نخستین بار تأمل در چنین اموری به طور صریح مورد توجه قرار گرفت. به موجب منشور کاربرد زور و یا حتی تهدید به کاربرد زور در روابط بین المل منع شده و تنها استثنای آن « دفاع مشروع » بیان گردید که در ماده 51 منشور تعریف و پیش بینی شده است. پس از جنگ جهانی دوم و تصویب منشور ملل متحد اصل مداخله بشردوستانه بیش از پیش در معرض حذف شدن قرار گرفت.

بند2- تدوین منشور ملل متحد و مداخلات بشردوستانه
الف: مداخله بشردوستانه قبل از پایان جنگ سرد
منشور سازمان ملل متحد درباره جنگ و کاربرد زور مقررات و قواعد بسیار پر معنی و بنیادینی را مقرر نموده است سرآغاز منشور بیانگر قصد و نیت استوار همهی دولت ها و تعهد حقوقی شان برای ترک جنگ و کاربرد زور در روابط بین المللی بود . در حقیقت با تصویب منشور ملل متحد ، برای نخستین بار تأمل در چنین اموری به طور صریح مورد توجه قرار گرفت . به موجب منشور ، کاربرد زور و یا حتی کاربرد زور در روابط بین المللی ممنوع شده و تنها استثنای آن « دفاع مشروع » بیان گردید که در ماده 51 منشور تعریف و پیش بینی شده است . پس از جنگ جهانی دوم و تصویب منشور ملل متحد ، اصل مداخله بشر دوستانه نیز بیش از هر زمان دیگری در معرض حذف شدن قرار گرفت . قواعد منشور در زمینه منع توسل به زور در روابط بین الملل موجب تحولات اساسی در عرصه حقوق و جامعه بین المللی گردید.
از سال 1945 به بعد این اصل در قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد تایید قرار گرفت که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
اعلامیه غیر قانونی بودن مداخله در امور داخلی دولت ها (1965)

اعلامیه اصول حقوق بین الملل در ارتباط با روابط دوستانه (1970)
قطعنامه تعریف تجاوز (1974)
اعلامیه افزایش کارایی اصل خودداری از تهدید یا استفاده از زور در روابط بین الملل (1988)
در نتیجه پیش از سال 1990 « اصل بر احترام به قاعده آمره عدم توسل به زور و توجه به دکترین حاکمیت و عدم دخالت در امور داخلی دولت های دیگر » بود و این اصل به عنوان مانعی جدی بر سر راه به کارگیری مکانیزم های مداخله بشردوستانه مطرح شده بود. در این دوره مداخلات بشردوستانه در سایه رقابت دو ابر قدرت قرار گرفت ، بدین معنا که امریکا و اتحاد جماهیر شوروی برای جلوگیری از جنگ میان دو قطب ، میکوشیدند که خود را کمتر درگیر این گونه مسائل کنند. با وجود این ، مواردی از دخالت در این دوران چه برای پشتیبانی از اتباع خود و چه در پشتیبانی از اتباع دولت دیگر رخ داد که میتوان به حمله هند و پاکستان شرقی در 1971 که به شکل گیری بنگلادش انجامید ، دخالت ویتنام در کامبوج در 1978 که به دیکتاتوری خمرهای سرخ پایان داد . دخالت تانزانیا در اوگاندا در 1979 که مایهی سرنگونی عیدی امین دادا شد و حمله آمریکا به گرانادا اشاره کرد . به عقیده توماس جی وایس در دوران جنگ سرد همچون گذشته دخالت هایی که به بهانه بشر دوستی صورت گرفته ، بر سر هم ، بیش از آنکه انگیزه های بشر دوستانه داشته باشد . در راستای هدف ها و منافع دولت های مداخله گر بوده است.
باتوجه به اینکه رفتار و موضعگیری دولت ها در قبال « مداخله انسان دوستانه ، همواره با در نظر گرفتن ملاحضات سیاسی و دیگر منافعشان صورت گرفته است . چه آنموقع که خود راساً مداخله کرده اند و چه هنگامی که راجع به مداخله دولتی در امور دولت ثالث موضعگیری کرده اند . در چنین شرایطی نمیتوان مدعی شد که در این دوره دولت های عضو جامعه بین المللی مداخله انسان دوستانه را به عنوان یک قاعده الزام آور در روابطشان با دیگر اعضای جامعه بین المللی پذیرفته باشند .
مبنای مداخله در دوران قبل ازپایان جنگ سرد
مداخله بشر دوستانه در منشور ملل متحد پیش بینی نشده است. بر پایه بندهای 4 ماده 2 که اعضا را از کاربرد زور به زیان یکپارچگی سرزمینی یا استقلال سیاسی دیگر کشور ها باز می دارد و بند 7 ماده 2 که دخالت کشور ها در امور داخلی یکدیگر را منع میکند. کشور ها از نظر قانونی و حقوقی نمیتوانند دست به کاری با عنوان مداخله بشر دوستانه بزنند. با این همه در دورا ن جنگ سرد ، دولت هایی زیر عنوان بشر دوستی دست به مداخله در دیگر کشورها زده و برای توجیه کار خود به موارد زیر استناد کرده اند :
حقوق عرفی: هرچند در منشور اصل صریحی در مورد مداخله بشر دوستانه وجود ندارد ولی منشور به روشنی آنرا رو نکرده است. بدین سان، در این زمینه حقوق عرفی که دخالتبشر دوستانه را می پذیرد معتبر است . گفتنی است که بسیاری از قطعنامه های مجمع عمومی مانند قطعنامه تعریف تجاوز (1974) و دیگر اسناد و همچنین پاره ای از آرای دیوان بین المللی دادگستری در مورد قضایایی مانند کورفور نیز نشانه پذیرفته نبودن مداخله بشر دوستانه است.
دفاع مشروع: تلاش نافرجام امریکا برای نجات گروگانها در ایران و حمله اسرائیلی ها به فرودگاه انتبه در اوگاندا، با استناد به اصل دفاع مشروع توجیه شد بر پایه ماده 51 منشور ملل متحد کشور ها میتوانند به هنگام روبه رو شدن با حمله مسلحانه، به دفاع از خود بپردازند. در هیچ یک از این موارد حمله مسلحانه صورت نگرفته بود و این نکته در جریان رسیدگی به پرونده گروگانهای امریکایی در ایران ، در دادگاه بین المللی دادگستری مورد تاکید قرار گرفت. از سوی دیگر باید گفت که روح کلی منشور نشان از پذیرفته نبودن مداخله دارد.
بشر دوستی: گروهی بر آنند که در مداخله بشر دوستانه ، هدف نجات دان انسانها و کمک به ایشان است ، نه کاربرد زور به زیان یکپارچگی سرزمینی و استقلال سیاسی کشورها . پس نمیتوان مداخله را مخالف بند های 4 ، 7 ، ماده 2 دانست ، یعنی چون انگیزه بشر دوستی است . مداخله پذیرفتنی است . گذشته از آن ، کسانی بر این باورند که بشر دوستی با دیگر هدف های منشور مانند برقراری صلح نیز سازگار است. این استدلال نماینده ایالات متحده امریکا در سازمان ملل در قضیه گرانادا بود .
نبود ضمانت اجرا : پاره ای از حقوقدانان می گویند چون برای پشتیبانی از مردمانی که در شرایطی ویژه حقوقشان پایمال میشود ضمانت اجرا وجود ندارد . پس دولت ها حق دارند دست به مداخله بشر دوستانه بزنند و به یاریشان بشتابند .
ب: مداخله بشر دوستانه در دوران پس از جنگ سرد
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سبب شد که نه تنها کشورها بویژه کشورهای غربی بتوانند در شورای امنیت آسانتر کار کنند، بلکه برخی از موضوعات بین المللی دامنه دارتر شود. این دو عامل یعنی افزایش دامنه برخی مسائل مانند حقوق بشر و صلح امنیت و آسانتر شدن موضع گیری در شورای امنیت، این امکان و البته ضرورت را به وجود آورد که به دخالت بشر دوستانه توجه ویژه شود . در دو دوره پیش دخالت های بشر دوستانه از سوی دولت های بیشتر غربی و به گونه انفرادی برای نجات جان اتباع دولت های مداخله گر یا اقلیت های مذهبی مسیحیان در دیگر کشورها صورت می گرفت . اما فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد در اوایل دهه 1990 که با ایجاد بحران های بین المللی جدید همچون جنگ های داخلی، شورش ها، کشتارهای جمعی، پاکسازی نژادی ، قتل و غارت و غیره در داخل کشورها همراه بود، شورا را بر آن داشت تا با تلقی نقض فاحش و گسترده حقوق بشر به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی براساس اختیارات خود در قالب فصل هفتم منشور اقداماتی را انجام دهد.
به عبارت دیگر تعارض و تقابلی که به مدت چند دهه استفاده حداقلی از فصل هفتم منشور را باعث شده بود از میان رفته و فرصت های جدیدی که از این طریق برای همکاران میان اعضاء دائم شورای امنیت پیش آمده بود به شورا این امکان را داد تا خود را با اقتضاتات جدید وفق دهد. با این اقدامات شورای امنیت ثابت کرد که دیگر نباید غفلت کرد و در مقابل نقض های بنیادین حقوق انسان ها آن هم به طور مداوم و گسترده در حین این مخاصمات کاری نکرد.
در نتیجه شورای امنیت با تفسیر گسترده تر ماده 39 منشور ، دست شورای امنیت باز می شود تا بر پایه مواد 41 و 42 عمل کند . می توان گفت بیشترین دخالت های بشردوستانه در این دوره رخ داده است.در این دوره شورای امنیت برای مداخله در عراق بدون مجوز 1991 ، سومالی با مجوز 1992 ، بوسنی و هرزگوین با مجوز 1992، رواندا با مجوز 1994، هاییتی با مجوز 1995 ، سیرالئون 1997 کوزوو بدون مجوز 1998 ، تیمور شرقی با مجوز 1999 ، دارفور با مجوز 2003 و لیبی با مجوز سال 2011 اقداماتی را برای کاهش بر افروخته شدن بیش از پیش جنگ ها انجام داده است .
با مروری بر عملیات انجام شده در این دهه می توان گفت که شورای امنیت در این موارد به دو صورت واکنش نشان داده است :
در مواردی شورا از آغاز ماجرا یکسره پویا بوده و بر پایه فصل 7 منشور ، قطعنامه صادر کرده است . در شورای امنیت در بحران های بوسنی و هرزگوین ، سومالی ، رواندا ، هاییتی ، تیمور شرقی ، دارفور و لیبی با احراز تهدید صلح و امنیت بین المللی و براساس فصل هفتم منشور اتخاذ کلیه اقدامات لازم را تجویز نمود. این نوع مداخله نظامی بشر دوستانه شورای امنیت مورد تأیید برخی از حقوق دانان قرار گرفته است.
در برخی موارد ، شورای امنیت قطعنامه ای برای مداخله صادر نکرده است ، اما پس از دخالت های نیروهای ائتلافی و سازمان های منطقه ای ، به کار آن ها مشروعیت بخشیده است.
در قضیه های لیبریا ، سیرالئون و کوزوو شورا مجوزی برای مداخله صادر نکرد با این وجود پس از مداخله جامعه اقتصادی کشورهای آفریقایی غربی ( Ecowas ) به رهبری نیجریه در لیبریا و سیرالئون شورای امنیت آن را تأیید نموده است.همچنین پس از پایان حملات علیه یوگسلاوی شورای امنیت مجدداً فعال شده ، با صدور قطعنامه در ژوئن 1999 محتوای توافقنامه منعقده ، بین یوگسلاوی و سازمان ناتو را مورد تأیید قرار داد و اجازه حضور یک نیروی بین المللی امنیتی و غیر نظامی تحت کنترل ناتو را در کوزوو صادر نمود.
در قضیه عراق با تصویب قطعنامه 688 از سوی شورای امنیت در 2 مه 1991 توافقی بین نماینده دبیر کل و دولت عراق در مورد استقرار نیرو در آن کشور صورت گرفت و قرار شد نیروهای کلاه آبی در نقاط گوناگون عراق که ضروری تشخیص داده شود، برای اقدامات بشر دوستانه مستقر شوند. افزون بر کلاه آبی ها ، دبیر کل هیأت حقیقت یاب نیز تشکیل داد . هر چند باید گفت در عراق شماری از عملیات مانند ایجاد مناطق امن و مناطق پرواز ممنوع به دست نیروهای ائتلافی متشکل از آمریکا ، فرانسه و انگلستان انجام شد.ولی این دو مورد از عملیات در آغاز مجوز شورای امنیت را نداشت. این بدان معناست که در عراق ، شورای امنیت هر دو وضعیت پویا و غیر پویا را داشته است.
ج: اصل عدم توسل به زور(ماده(4)2 منشور ملل متحد) و مداخله بشر دوستانه
اصل عدم توسل به زور یکی از اصول سیاسی حقوق بین الملل می باشد و شاید بتوان گفت عمده ترین انگیزه ایجاد سازمان ملل بود که با بیان بسیار احساس و تنفر از جنگ در منشور بیان شده است. حکم ترک فعل در مورد توسل و بکارگیری زور همراه با یک تعهد مثبت بر اعضای سازمان ملل متحد شده است از یک طرف ماده”4″ منشور، کشور ها را متعهد به وظیفه ای مثبت فرض کرده که بموجب آن اختلافات بین الملل خود را از طریق صلح آمیز حل و فصل نمایند و از طرف دیگر همین ماده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *