سیر تحول مدیریت دانش از دیدگاه روانشناختی

سیر تحول مدیریت دانش

بيان دقيق تاريخچه پيدايش و نضج مديريت دانش امکان­پذير نیست. می­توان چنین استدلال کرد که مدیریت دانش با اولین نقاشی­ها در غارها و یا با استفاده از اولین ارتباطات کلامی آغاز شده است (فراپائولو[1]، 1388). بنابراین اگر­چه مدیریت دانش مفهومی نسبتاً قدیمی است اما در مفهوم نوین خود از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. با نزدیک شدن به اواسط دهه 1980 و آشکار شدن جایگاه دانش و تأثیر آن بر حفظ قدرت رقابت در بازارهای اقتصادی اهمیت آن مضاعف شد. در این دهه، نظام­های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظام­های هوشمند برای مدیریت دانش به کار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهم آوری دانش، مهندسی دانش، نظام­های دانش مدار و مانند آن رواج یافت (دراکر2، 1993). در اواخر دهه 80 می­توان سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش را در مجلات حوزه­های مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاع­رسانی مشاهده کرد. در همین دوران اولین کتاب­های مربوط به این حوزه منتشر شدند. در آغاز دهه­ 1990 فعالیت گسترده شرکت­های امریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشم­گیری افزایش یافت. ظهور وب جهانی در اواسط دهه 1990 تحرک تازه­ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکه بین المللی مدیریت دانش در اروپا، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده­ فعالیت­های خود را در اینترنت گسترش دادند. در سال 1995، اتحادیه اروپا طی برنامه­ای به نام اسپریت3 بودجه قابل ملاحظه­ای را برای اجرای طرح­های مدیریت دانش اختصاص داد. به تدریج شرکت­های بزرگی مانند ارنست و یانگ4، بوزآلن و همیلتون5 و ده­ها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصه مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سال­های آغازین قرن 21 برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت­های بزرگ اروپایی از سال 2000 به بعد حدود 55% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده­اند (داوری و شانه­ساز، 1380). گاه­شمار مدیریت دانش را می­توان به طور خلاصه به صورت جدول 2-1 نشان داد.

 

 

جدول2-1   گاه شمار مدیریت دانش

         دهه            روند پیشرفت مفهوم مدیریت دانش
     دهه 1970 مدیریت دانش مطرح شد.
     دهه 1980 بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شد و انتشارات مربوط به مدیریت دانش سیر صعودی یافت.
  اوایل دهه 1990 فعالیت شرکت­های امریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت.
  اواسط دهه 1990 شبکه­های بین­المللی مدیریت دانش پدید آمد.
  اواخر دهه 1990 مدیریت دانش در زمره فعالیت­های تجاری شرکت­ ­های بزرگ درآمد.
   هزاره سوم شرکت­­­های بزرگ اروپایی حدود 55 درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند.

 

 

2-2-2  مفاهیم پایه در مدیریت دانش

تعمق در مديريت دانش، بدون ارائه تعريف دانش و مفاهیم مرتبط به آن، امكان­پذير نيست. بنابراین، هر چند به اختصار، سعی شده است تعریف ساده و در عین حال دقیقی از مفاهیم مورد نظر ارائه گردد.

 

2-2-3  مفهوم داده

فرهنگ اصطلاحات مدیریت دانش (2003) داده­ها را مجموعه واقعیات مجزا و عینی درباره حوادث، رویدادها یا واقعیات و اشکال فاقد زمینه و تفسیر، تعریف کرده است (عدلی، 1384). در واقع داده­ها اولین سطح مدیریت دانش را تشکیل می­دهند و عبارت­اند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر این­ها که به خودی خود تولید معنی نمی­کنند.

 

2-2-4  مفهوم اطلاعات

دومین سطح مدیریت دانش را اطلاعات تشکیل می­دهد. این سطح، داده­های کمی خلاصه شده را در بر می­گیرد که گروه­بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده­اند تا بتوانند معنی­دار شوند. اطلاعات داده­هایی است که با هم ارتباط داشته و هدف معینی را دنبال می­کند. بنابراین اطلاعات به زبان ساده، درک روابط بین قطعات داده­ها یا بین قطعات داده­ها با اطلاعات دیگر است (ابطحی و صلواتی، 1385).

 

2-2-5  مفهوم دانش

پیچیدگی مفهوم دانش باعث شده است که دیدگاه­های مختلفی در خصوص آن شکل بگیرد. در واقع هيچ تعريفي كه مورد توافق عمومي قرار گيرد براي دانش وجود ندارد. داونپورت و پروساک [2] (1998) معتقدند که دانش، ترکیبی از حقایق، تجربیات و دریافت­هایی است که برای تصمیم­گیری یا برای انتخاب عملی که توسط آن، یک موقعیت، تبدیل به یک موقعیت ارزشمندتر می­شود، مورد استفاده قرار می­گیرند. بلاکر در تعریف دانش گفته است: «دانش، یعنی موضوعی چند لایه، پیچیده، پویا و انتزاعی که در ذهن انسان نهفته است» (بلاکر2، 1995؛ ابطحی و صلواتی، 1385).

دانش، فراتر از داده و اطلاعات است. تراگل3 (2002)، دانش را این­گونه تعریف نموده است:

دانش =  اطلاعات + ادراک  (به نقل از ابطحی و صلواتی، 1385)

 

سویبی4 برخي از ويژگي­هاي دانش را كه به درك آن كمك مي­كند بيان كرده است:

  • دانش يك منبع نامحدود است.
  • فرد هرگز با كمبود مواد خام مواجه نمي­شود.
  • دانش از طريق به اشتراك گذاشتن رشد مي­كند.
  • دهنده دانش، از طريق اين فرايند، غالباً دانش بيش­تري كسب مي­كند.
  • تركيب شخصي و ارتباطي در فرايند دانش حياتي است (فرند و هیکسون5، 1999).

مطابق دیکشنری وبستر6 ، دانش موقعیت یا حالت دانستن چیزی با آشنایی به دست آمده از طریق تجربه یا ارتباط و پیوستگی است. دانش ترکیب سیالی از تجربیات، ارزش­ها، اطلاعات زمینه­ای و بینش تخصصی قالب یافته­ای است که چارچوبی را برای ارزیابی و تلفیق تجارب و اطلاعات جدید فراهم می­کند. مفاهیم کلیدی دانش شامل تجربه، واقعیت، قضاوت و قواعد تجربی است. دانش در افراد تجسم می­یابد و بر یک مبنای فردی حاصل می­شود. از این­رو اکتساب، تمامیت و کلیت دانش در هر موضوعی معمولاً غیر­ممکن است. هیچ فردی نمی­تواند مسئولیت دانش گروهی را بر عهده بگیرد زیرا فراتر از اصول منفرد است. دانش تابعی از همکاری است (گاستافسون7، 2003).

به طور کلی، برای این که اطلاعات به دانش تبدیل شود، نیازمند مداخله انسانی است. از این­رو انسان­ها مهارت­ها، توانایی­ها، دانش فنی و فرهنگ خود را از طریق نوعی تغییر شکل (مقایسه، برقراری ارتباط، پیوندها و نتایج) برای تبدیل اطلاعات به دانش به کار می­گیرند. هر فرد دارای توانایی­ها، مهارت­ها، تجربیات، ارزش­ها و یک فرهنگ و خصیصه کاری ویژه است که برای تبدیل اطلاعات به دانش به کار می­گیرد و می­تواند بر اساس آن عمل نماید و در نتیجه بخشی از دانش سازمانی گسترده­تر باشد (کرانفیلد8 و همکاران، 2008).

2-2-6  انواع دانش

یکی از معروف­ترین طبقه­بندی­ها از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است. این طبقه­بندی، مبتنی بر نگرش پولانی[3] (1962) در خصوص دانش است. نوناکا در این طبقه­بندی، دو نوع دانش را معرفی می­کند که عبارت­اند از:

  1. دانش آشکار: دانشی است که عینی بوده و می­تواند به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود. نوناکا معتقد است که این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستم­های اطلاعات رایانه­ای، کتاب­ها، مستندات سازمانی و نظایر این­ها وجود دارد. دانش صریح، دارای قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است. علوم دانشگاهی مثال بارز این نوع دانش است.
  2. دانش نهان (نهفته): دانش ضمنی دانشی است كه بر مبناي تجربه ساخته مي­شود و شامل بينش­ها، بصيرت­ها و احساسات است كه به آساني قابل ديدن و قابل بيان نيست، به شدت شخصي است و رسمي نمودن و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران دشوار است (نوناکا، 1994).

لی و چوی2(2002) دانش نهفته را به این صورت تعریف می­کنند: «دانشی که منابع و محتوای آن در ذهن نهفته است و به آسانی قابل دستیابی نبوده و غیر ساختارمند است». این دانش از طریق تجربه و یادگیری عملی کسب می­گردد و کد­گذاری شده نیست. این دانش، دانش نانوشته سازمان است که بیان­گر میزان تجربه و مهارت کارکنان می­باشد. در این زمینه زیباترین تعبیر را پولانی ارائه داده است. وی در این خصوص می­گوید: «ما بیش­تر از آن­چه که می­گوییم، می­دانیم» (مشبکی و زارعی،1382). نوناکا به نقل از پولانی در مورد اهمیت دانش نهفته گفته است که دانش آشکار متکی به دانش نهان (نهفته) است و یا ریشه در دانش نهان دارد.

جورنا3 در مقاله­ای با عنوان «انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی» سه نوع دانش را نام می­برد:

  1. دانش نهان: که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزش­های یک فرد یا سازمان نهفته است.
  2. دانش صریح: آشکار و کدگذاری شده است.
  3. دانش نظری یا تئوریکی: دانشی است که از تخصص­های عمیق افراد سرچشمه می­گیرد. ویژگی­های این نوع دانش، بیش­تر شبیه دانش نهفته است (جورنا، 2001).

لیدنر و علوی4 (2000) در طبقه­بندی انواع دانش به چهار نوع دانش اشاره کرده­اند:

  1. دانش نهفته: که در زمینه اقدامات و تجارب افراد ریشه دارد و تشکیل دهنده مدل­های ذهنی افراد است.
  2. دانش آشکار: که در مقایسه با دانش نهفته عمومیت بیش­تری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
  3. دانش فردی: که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد. دانش فردی دانشی است که به لحاظ تولید، گردآوری و استفاده در تملک شخص می­باشد. چنین دانشی هر چند ممکن است منافع جمعی داشته باشد، اما بیش­تر براساس منافع شخصی گردآوری می­شود (به نقل از ابطحی و صلواتی، 1385).
  4. دانش گروهی: دانشی است که در سیستم­های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است (علوی، 2000).

کوک[4] (1999) نیز طبقه­بندی مشابهی از دانش ارائه داده است. مطابق نظر کوک می­توان دانش را به انواع چهارگانه آشکار، نهفته، فردی و گروهی تقسیم نمود. بررسی طبقه­بندی­های ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار می­کند که فصل مشترک اکثر صاحب­نظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش نهفته، آشکار، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده است. بنابراین دانش می­تواند آشکار، نهفته، فردی و یا جمعی (سازمانی) باشد.

  1. 1. Frappaolo 2. Drucker     3. Esprit    4. Ernest & Young      Booz Allen & Hamilton
  2. 1. Davenport & Prusak    Blackler     3. Truggle     4. Sveiby     5. Frand & Hixon     6. Webster      7.Gustafson    8. Cranfield

[3]. Polanyi      2. Lee & Choi     3. Jorna     4. Leidner & Alavi

[4]. Cook     2. Wilkstrom & Norman     3. Barton