نگارش پایان نامه درباره : فرض مالکیت تبعی در منابع آب – مالکیت منابع آب در حقوق ایران

0 Comments

فرض مالکیت تبعی در منابع آب

باید اذعان داشت که برای کمال انتفاع و بهره‌برداری بهینه از تأسیسات عظیم و حیات‌بخش منابع آب ایجاب می کند تدابیر لازم برای جلوگیری از زیان‌های احتمالی و ادامه سیر تکاملی مطلوب آنها، قوانین و مقررات انضباطی صحیحی پیش‌بینی و به موقع اجرا گذاشته شود. چون شکی نیست که هر یک از تحولات و پیشرفت‌هایی که در زمینه مهار آب‌ها و نظام بهره‌برداری صحیح و اصولی از آنها به وجود بیاید، احتیاجات جدیدی را در وضع و اجرای مقررات لازم به همراه خواهد داشت، که باید برای پیشگیری از خطر و ضرر به مشکلات حقوقی دولتی توجه شده و مآلاً جهت استفاده مطلوب از این منابع گرانبها و برای حفظ نظم و عدالت در بین استفاده کنندگان از انواع منابع آب بر اساس ضوابط علمی و فنی و حقوقی چاره‌اندیشی گردد.[۱]

یکی از شاخص‌ترین و مهم‌ترین این مقررات مسئله حریم است و در این مسئله از یک طرف حقوق قانونی افراد باید در نظر گرفته شود و از طرف دیگر حقوق و مصالح عمومی و پیشگیری از خطرات و اضرار به غیر و خرابی‌های زیان‌آور و خسارت به اشخاص حقوقی و دولتی است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد.[۲]

لازم به توضیح است که اساس تعیین هر حریم از نظر مقررات قانون مدنی و فقه اسلامی که یک اساس بنیادی و معقول و منطقی می‌باشد با در نظر گرفتن قاعده لا ضرر و لا ضرار به معنی پرهیز از زیان زدن و زیان دیدن است، لیکن این قاعده اصولی و منطقی باید متکی به پشتوانه علمی و تخصصی باشد که میزان و مقدار حریم را در هر مورد خاص و از روی قواعد علمی و فنی مسلم تعیین و اعلام گردد تا نه موجب زیان به منافع و مصالح ملی و مملکتی شود و نه سبب ورود ضرر و خسارت بی‌دلیل به افراد گردد، و فقط این تلفیق حقوقی و فنی معیار پسندیده و قابل قبول می‌تواند باشد.

به هر حال حریم از نظر لغوی به پیرامون و گرداگرد ملک اطلاق می‌شود و از نظر حقوقی طبق مفاد ماده ۱۳۶ قانون مدنی حریم را مقداری از اراضی ملک و قنات و نهر و امثال آن دانسته‌اند که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد و در مورد مالکیت حریم و اینکه حریم در ملکیت چه کسی قرار دارد، ماده ۱۳۹ ق.م. مقرر می‌دارد «حریم در حکم ملک صاحب حریم است و تملک و تصرف در آن که منافی با آنچه مقصود از حریم است بدون اذن از طرف مالک صحیح نیست».

لذا صاحب حریم که در ملک دیگری برای انتفاع کامل خود حق حریم پیدا می کند، نمی‌تواند در حریم به غیر از استفاده حریمی عمل دیگری بدون اجازه مالک ملک انجام دهد و از روی این قاعده است که شخص دیگری هم نمی‌تواند در حریم قانونی منابع آب اقدام و عملی نماید که باعث ضرر صاحب حق حریم شود.

حریم ملک تبعی است، یعنی از توابع ملک است و مالک می‌تواند از حق خود در حریم بلاعوض یا در مقابل عوض صرف‌نظر نماید. حریم تنها اختصاص به چاه و قنات و خانه و مزرعه و باغ ندارد بلکه روستاها و شهرها هم حریم دارند.[۳]

و همچنین حق تبعی به معنی حقی که عارض بر مال دیگری است. مثلاً خانه‌ای که راه عبور آن از ملک دیگری است، حق العبور آن، خانه یک حق تبعی است که عارض بر آن خانه است. حق تبعی به تنهایی مورد معامله قرار نمی‌گیرد و مالیت ندارد مانند حقابه و حق سرقفلی و به همین جهت حق سرقفلی به تنهایی برای اجراء اجرائیه دادگاه یا اجرائیه ثبتی قابل توقیف نمی‌باشد.[۴]

حقابه هم به معنی حقی است که به یک ملک واقع در ده یا مزرعه بزرگ از آب رودخانه یا چشمه یا نهر یا قنات واقع در آن محل بر حسب قرارداد قبلی یا عرف و عادت و سنت دارا می‌باشد. حقابه از توابع آن ملک است، یعنی مال تبعی است (ماده ۴۲ آئین نامه قانون ثبت) همچنین در خصوص مالکیت تبعی، مواد ۳۸ و ۳۹ ق.م. مقرر می‌دارد: «مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای محاذی آن است تا هر کجا بالا رود و همچنین است نسبت به زیرزمین بالجمله مالک حق همه گونه تصرف در هوا قرار دارد، مگر آنچه را که قانون استثناء کرده باشد».

لازم به ذکر است که تصرف در فضا و قرار زمین محدود به میزان متعارف می‌باشد و نظامات عمومی این مالکیت تبعی را محدود می‌کند.[۵]

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

همچنین با الهام از ماده ۳۹ ق.م. به این نتیجه می‌رسیم که هر بنا و درختی که در روی زمین قرار دارد و هر بنا و حفری که در زیر زمین است ملک مالک آن زمین محسوب می‌شود، در قانون مدنی همان طوری که ذکر گردید مالک زمین به تبع حق اصلی که بر عین دارد، صاحب چشمه واقع در آن نیز می‌باشد. در مسائل حقوق آب نیز مالکیت تبعی به این صورت مصداق پیدا می‌کند که فرضاً برای عبور یک «سنگ آب» از ملک غیر، حفر یک دهم گز عرضاً و عمقاً ضروری است. صاحب آب همین اندازه حق تصرف خواهد داشت، مگر اینکه در ضمن عقدی که موجد این حق شده است بر خلاف آن قرار داده شده باشد که در آن صورت لازم الاتباع است.[۶]

قانون قنوات مصوب ششم شهریور ۱۳۰۹ که مقررات قانون مدنی را در باب حریم تکمیل نموده حق حریم را حتی نسبت به ملک غیر شناخته است بر اساس این قانون «… هر گاه کسی بخواهد چاه یا استخر یا مجرای قنات احداث نماید یا برای اصلاح یا تکمیل قنات چاه یا مجرای ایجاد کند صاحبان املاک مزبور حق ندارند جلوگیری نمایند ولی باید قیمت عادله زمین و اعیان آن که چاه و استخر و مجرای جدید در آنجا حفر می‌شود قبلاً تأدیه گردد …». یعنی این قانون به اشخاص اجازه می‌دهد که در ملک دیگری با پرداخت قیمت عادله قنات احداث کنند و برای آنها حق حریم نسبت به اراضی مجاور نیز می‌شناسد. البته قانون صراحتاً از حق حریم کسی که در ملک خود احداث قنات نماید نسبت به ملک دیگری سخن نمی‌گوید، لیکن این حق را از مفهوم موافق حکم مذکور استنباط می‌شود. به این مفهوم که اگر شخصی حق داشته باشد در ملک غیر حتی بدون اجازه مالک قنات احداث کند و پس از احداث قنات، حق حریم نسبت به اراضی مجاور داشته باشد به طریق اولی باید وقتی قناتی در ملک خود احداث نماید، تبعاً حق حریم نسبت به ملک دیگری پیدا می‌کند مشروط بر اینکه حق حریم غیر را رعایت کرده باشد. یعنی احداث قنات در حریم دیگری نباشد.[۷]

بنابراین طبق قانون در اراضی مذکور در ماده ۳ حریم اختصاص به زمین بایر ندارد و در املاک اشخاص نیز به وجود می‌آید، همچنین در مواد متعددی از ق.م. در خصوص ارتفاق و حق تبعی برای صاحبان و استفاده‌ کنندگان از منابع آب پیش‌بینی شده است به موجب ماده ۱۰۵ ق.م. کسی که در ملک دیگر حق‌الارتفاق دارد، مخارج تمتع از آن حق هم به عهده‌ی اوست. مگر اینکه بین او و صاحب ملک قراردادی بر خلاف آن منعقد شده باشد. شخصی که حق شرب از آب‌انبار واقع در ملک دیگری دارد، باید مخارج لازمه تمتع از حق خود، از قبیل ظرف برای برداشت آب یا اجیر کردن عمله و غیره، متحمل شود و در مقابل هم صاحب ملک مورد ارتفاق باید مخارج و هزینه‌هایی را که مربوط به حق مالکیت اوست متحمل گردد. یعنی به طور کلی هر یک از مالکین (مالک ملکی که مورد ارتفاق است و مالک ملکی که منتفع از ارتفاق است) باید هزینه و مخارج استفاده از حق خود را نیز متحمل شوند.[۸]

[۱]. سرمد، مرتضی، پیشین، ص۹۳٫

[۲]. همان، ص۹۵٫

[۳]. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، پیشین، ص ۲۱۴٫

[۴]. همان، ص ۲۱۹٫

[۵]. کاتوزیان، ناصر، قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، نشر دادگستر، چاپ دوم، سال ۱۳۷۱، ص۵۱٫

[۶]. حائری شاه باغ، سید علی، پیشین، ص ۸۰٫

[۷]. صفایی، سید حسین، پیشین، ص ۲۷۲ و ۲۷۳٫

[۸]. عدل، مصطفی، پیشین، ص ۷۹٫