مسجد الحرام

آنکه خداي عزوعلا زميني را که آن ناستوده حاصل از آن چيده يا دروده بر گردن او طوق نمايد از بلندترين موضعي از مواضع آن زمين تا طبق? هفتمين و اين طوق بر گردن او ماند تا روز بازپسين39 و بايد دانست که اخراج زکوة فطر نيز مانند زکوة مال است در وجوب امتثال و اهمال در اداي آن با تحقق شرائط مقرره از موجبات عقوبت و نکال.
فصل: و از جمله فرائض اعيان که از ارکان ايمان است روزه ماه رمضان است که هر کس دانسته يک روز از روزهاي آن را بدون عذري افطار کند از ايمان بيرون رود و مستوجب عقوبت و هوان گردد و از جمله فوائد روزه داشتن آن است که باعث دعا کردن فرشتگان و دور شدن و روسياه گشتن شيطان است و نگاه دارنده از سوزش آتش بي امان و سبب آمرزش داننده و بينند? آشکار و نهان است. خواب روزه دار بندگي پروردگار است و نفس برآوردنش تسبيح کردگار، در خبر است که خداي عزوجل چند نفر از فرشتگان را بر پاسداري جماعت روزه داران گماشته که هر روز از روزهاي ماه رمضان طلب آمرزش از براي ايشان کنند و هر شب از شبهاي آن ايشان را بشارت دهند و گويند: مژده باد شما را از اندک زماني گرسنگي کشيديد و به پاداش آن به سيري و بي نيازي جاويد خواهيد رسيد پس در شب آخر اين ماه روزه داران را ندا کنند و گويند بشارت باد شما را که گناهان شما آمرزيده گرديد و توبه شما به قبول رسيد پس بايد بعد از اين به کردار خود وارسيد و نظر کنيد که چگونه خواهد بود به هنگامي که نوبت ديگر عمل از سر گيريد. در خبر ديگر وارد است که هر کس يک روز از براي خشنودي عزوجل در شدت گرما روزه دارد و تشنگي او را دريابد خداي تعالي صدهزار فرشته بر او گمارد که تا هنگام افطار دست مرحمت بر روي او کشند و او را مژدگاني دهند و چون هنگام افطار آيد و روزه گشايد خداي عزوجل به خطاب “مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَك” او را ستايد و به گواه گرفتن فرشتگان خود بر آمرزش او بر نوازش او افزايد.40
فصل: و از جمله فرائض اعيان و ارکان ايمان حج بيت الله الحرام و عمرة الاسلام است که ترک آن با وجود استطاعت و توان از علامات عدم مبالات به شريعت سيد الأنام است. تارک حج و عمره به علت قلت مبالات و کثرت تواني يا از راه آسايش گزيني و تن آساني به انصاري و جهود محشور خواهد بود که سرگشتگان بادي? غوايتند و فرو رفتگان‌هاويه نافرماني. در خبر است که هر کس حج ناکرده بميرد بدون آنکه او را مانعي از گزاردن آن فرا گيرد از تنگدستي يا بيماري که با وجود آن طاقت بجا آوردن حج نيارد يا فرمانروايي که راه بر او بندد و نگذارد پس بايد که بميرد در حالتي که يهودي يا نصراني باشد41 يعني آنچنان کس از دين اسلام چندان نصيبي ندارد. و از جمله فوائد حج آن است که موجب آمرزش انواع گناهان و مثمر آسايش از تطرق امراض و علل مشاعر و ابدان است. روزي فراوان گرداند و از فشارش و عذاب قبر رهاند. گزارنده حج هر گاه به تجهيز و کارسازي اين سفر گرايد از فروش و ظروف چيزي را از جايي برندارد و به جايي ديگر نگذارد و از ملابس و اثاث هيچ متاعي را نبندد و نگشايد مگر آنکه خداي تعالي ده حسنه بر حسناتش افزايد و ده سيّئه از سيئاتش زدايد و ده مرتبه درجاتش را بلند نمايد و هر گاه بر راحله قرار گيرد و رو به راه گذارد آن راحله هيچ گامي ننهد و هيچ گامي برندارد مگر آنکه خداي عزوجل همان مقدار که گفته شد از ثواب به صاحبش بخشايد و همچنين گام گام و مرحله مرحله که پيمايد به همان طريق همواره سيئاتش کاهد و حسناتش افزايد و درجاتش به ترقي گرايد تا بيابان به پايان رسد و هنگام احرام آيد. و از هنگامي که احرام بندد و زبان به گفتن تلبيه گشايد تا وقتي که از گزاردن جميع مناسک فارغ گردد و آسايد بيش از آن استحقاق کرامت و احسان براي او به برکت وقوف آن مواقف و شهود آن مشاعر فراهم آيد که تقرير بيان و تحريک بنان در گزارش و نگارش آن از عهده تعريف و توصيف برآيد و در امان خدايي بودن اهل و مال و فرزندان و کفايت مؤنت عيال و وابستگان و قضاي ساير حوائج و مهمات آشکار و نهان بر استجماع مثويات جاودان و استدفاع عقوبات بي کران بر آنچه گفته شد از فنون نوازش و احسان افزايد.42 اکرام ديگر آنکه تا مدت چهار ماه تمام بعد از اتمام آن مناسک يا از ديدن هلال ذي الحجة الحرام حسناتش تمام نوشته شود و از صغائر سيئاتش هيچ کاري در صحيفه کردار ننمايد و به اقلام نويسندگان کرام در نيايد.43
فصل: از تضاعيف اخبار چنان آشکار مي‌شود که گزاردن حج ثوابش افزون تر است از آنکه هفتاد بنده را آزادي بخشايند و فاضل تر آنکه دست انفاق به خانه مالامال زر گشايند و همه را در راه خدايي تصدق نمايند و يک درهم که در راه حج انفاق کنند بهتر باشد از دو هزار درهم که به ارباب استحقاق دهند يا در مصرفي ديگر از راههايي خير نهند.44 و بالجمله حاجي بيت الحرام امور کاري و واقف عرفات فضايل شماري چندان که گرداگرد کعب? هوشياري پاي طواف گشايد و مابين صفا و مروه وايافتگي و خبرداري سعي نمايد، در اين مقام دلپذير به هيچ تدبير از گرفتاري زنجير تقصير نياسايد بلکه پيوسته عرق شرمساري بر ناصي? بيقراري پالايد، بيابان گرد مجال خيال را در رياض نمايش برکات حرکات و سکنات اين امتثال نهال اقبال قامت برومندي و کامکاري نکشد و صحرانورد در بيان حالرادان? امال به ترويه آب زمزم سخن گزاري و بربيت حجر محترم پاسداري به بلوغ درج? نخستين استکمال و استواري نرسد. در خبر است که يکي از باديه نشينان بعد از کوچ کردن مردمان از مني در ابطح به خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم شتافته به عرض رسانيد که به قصد گزاردن حج از مکان
خود بيرون آمده و به حج نرسيده و گفت من مال فراوان دارم اکنون که در يافتن اين سعادت فوت شده مي‌خواهم مرا راهنمايي به عملي از اعمال که به صرف کردن مال در آن از روي امتثال به ثواب حاجيان رسم، آن حضرت نظر به جانب کوه ابو قبيس گردانيد پس گفت اگر همسان ابو قبيس زر سرخ داشته باشي و همه را در راه خدايي انفاق کني به ثوابي که حاجيان به آن رسيده‌اند نتواني رسيد.45 جامع کافي در روايت اين خبر از آن سرور به همين مقدار اختصار نموده و در بعضي از اصول معتبر ذکر ثواب يک يک از طواف و سعي و وقوف عرفات و مشعر و قضاي مناسک ديگر از آغاز تجهيز سفر که اين مختصر را گنجايش نمايش تفاصيل آنها نيست بر آنچه نمودار گرديد افزوده و هم در کتاب کافي مسطور است که در مسجد الحرام مردي از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيد که کيست که گناهش عظيم تر باشد، آن حضرت در جواب گفت آن کس که وقوف عرفه و مشعر بجا آرد و مابين صفا و مروه سعي کند پس گرداگرد خانه کعبه طواف نمايد و در دشت مقام ابراهيم نماز گزارد پس در دل خود گويد يا پندارد که خداي عزوجل او را نيامرزيده، اوست که گناهش عظيم تر است.46
فصل: و از جمله فرائض اعيان تحصيل وجه معيشت است از ممر حلال از براي انفاق بر نفس و عيال با وجود توانايي و عدم مال يا به مزاولت تجارت يا بمباشرت حِرَف و اعمال، در خبر است از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم که: “مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ”47 يعني ملعون باشد آن کس که بار خود را بر دوش مردمان اندازد و مؤنت خود را علاوه مؤنة ديگران سازد، و به طلب آنچه او را در کار باشد نپردازد و نيز آن حضرت بندگي خدا را به هفتاد جزء بخش کرده و طلب حلال را افضل از ساير اجزا شمرده و از اين معني نهفته به اين عبارت تعبير کرده و گفته: “الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءً أَفْضَلُهَا جُزْءً طَلَبُ الْحَلَالِ”48 و در بعضي اصول از امام محمد باقر عليه السلام منقول است که هر کس طلب روزي کند در دنيا که خود را از مردمان بي نياز گرداند و به وابستگان و همسايگان آسايش رساند درخشندگي روي او در روز قيامت به درخشندگي بدر تابان ماند و در خبر ديگر وارد است که آن حضرت خود را نسبت به تنگدستي که پاي تکاپو از جستجو کشيده و بر پشت خوابيده و به مجرد تحريک زبان با سکون دست و پا و ساير ارکان از آفرينند? جهان روزي طلبيده دشمن مي‌يافته و خشمگين مي‌ديده، چه صحرانوردان شناختن قبيح از حسن بيرون آمدن مورچه خُرد را از مسکن براي فراهم آوردن روزي و حصول فيروزي همواره آزموده‌اند و به نظر اعتبار سنجيده و اين معنا از آن حضرت به اين عبارت در يکي از کتب معتبره دانشوارن خجسته فطرت به نظر رسيده: “إِنِّي أَجِدُنِي أَمْقُتُ الرَّجُلَ يَتَعَذَّرُ عَلَيْهِ الْمَكَاسِبُ فَيَسْتَلْقِي عَلَى قَفَاهُ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي وَ يَدَعُ أَنْ يَنْتَشِرَ فِي الْأَرْضِ وَ يَلْتَمِسَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ الذَّرَّةُ تَخْرُجُ مِنْ جُحْرِهَا تَلْتَمِسُ رِزْقَهَا”49، با آنکه مفاد بسياري از روايات معتبر الاسناد چنان است که دعاي چنين کس ردود درگاه يزدان است و از آن جمله روايتي است از امام جعفر صادق عليه السلام که آن حضرت دعاي سه نفر را نامحمود ديده و مردود شمرده پس آن سه نفر را به اين تفصيل نام برده: “رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ كَثِيرٌ يَبْلُغُ ثَلَاثِينَ أَلْفاً أَوْ أَرْبَعِينَ أَلْفاً فَأَنْفَقَهُ فِي وُجُوهِهِ فَيَقُولُ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَ لَمْ أَرْزُقْكَ وَ رَجُلٌ أَمْسَكَ عَنِ الطَّلَبِ فَيَقُولُ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَلَمْ أَجْعَلْ لَكَ السَّبِيلَ إِلَى الطَّلَبِ وَ رَجُلٌ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ فَقَالَ اللَّهُمَّ فَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَهَا فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَلَمْ أَجْعَلْ ذَلِكَ إِلَيْكَ”50، و همانا بدين علت به هنگامي که يکي از اصحاب آن حضرت استدعا نمود که از براي او دعا کند که خداي متعال روزي او را به آساني دهد بدون آنکه دست به کاري زند آن حضرت گفت از براي تو اين دعا نکنم طلب کن چنان که خداي عزوجل تو را به آن امر فرموده و مراد از اين طلب تحصيل روزي است به يکي از اسبابي که روزي دهند? بندگان آن را وسيله حصول مامول نموده و خالد بن بجيح روايت نموده که آن حضرت فرمود: “أَقْرِءُوا مَنْ لَقِيتُمْ مِنْ أَصْحَابِكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ يُقْرِئُكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَا يُنَالُ بِهِ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَيْكُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ إِذَا صَلَّيْتُمُ الصُّبْحَ وَ انْصَرَفْتُمْ فَبَكِّرُوا فِي طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ سَيَرْزُقُكُمْ وَ يُعِينُكُمْ عَلَيْهِ”.51
فصل: معلي بن خينس که از جمله وکلاء و امناي امام جعفر صادق عليه السلام بوده روايت نموده که نزد آن حضرت بودم که از حال کسي پرسيد به عرض رسانيدند که چون بي چيز شده دست از کار گسسته و در خانه نشسته به عبادت پروردگار اشتغال مي‌نمايد، پرسيد که روزي او از کجاست؟ و از چه ممر مي‌آيد؟ گفتند از جانب بعضي از برادران پس آن حضرت گفت به خدا سوگند که عبادت آن کس که متکفل مؤنت اوست از عبادت او سخت تر است52 يعني بر آن مي‌افزايد، همچنين از آن
حضرت روايت است که خيري نيست در آن کس که دوست ندارد فراهم آوردن مال از ممر حلال، براي پاسداري آبرو و از منت اقران و امثال و اداي دين طلب کاران و نوازش خويشان و حق گزاري ايشان53، و همچنين از آن حضرت: “إِنَّ اللَّه لَيُحِبُّ الِاغْتِرَابَ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ”54 ورود يافته يعني خداي عزوجل دوست مي‌دارد آن کس را که در طلب روزي از وطن دوري جسته و به غربت شتافته و در بعضي اخبار زرارة ابن اعين مذکور است که مردي به خدمت آن حضرت آمده گفت عملي که به دست خود کنم نمي دانم و تجارت نيز نمي توانم و رو به هر کاري که مي‌آرم بهره از آن برنمي دارم و از تنگدستي در آزارم آن حضرت فرمود کار کن و بار بر سر گير و از مردماني بي نياز شو پس منت کس مپذير پس به درستي که رسول خدا صلي الله عليه و آله سنگي گران بر دوش گرفته و در يکي از حيطان خود گذاشته و آن سنگ تا امروز در آن مکان باقي است و کس نمي داند که قعر آن تا کجاست و گراني آن چيست55 و ابو عمرو شيباني خبر داده که حضرت صادق

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *