مطالعه تطبیقی حقوق مدنی جنین-دانلود پايان نامه حقوق گرایش حقوق خصوصی

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تطبیقی حقوق مدنی جنین

قسمتی از متن پایان نامه :

 

: لعان

«لعان به معنی نسبت زنا دادن از طرف زوج به زوجه و نفی انتساب فرزندی که ملحق به فراش شوهر است، می­باشد، (به شرط این که قبلاً اقرار به فرزندی او نکرده باشد.) تشریفات رسیدگی مزبور چنین است: «قاذف» چهار بار در حضور قاضی بگوید(اشهد بالله انی لمن الصادقین فیما رهبتها به من الزنا – یعنی به خدا، که در اسناد زنا راست گویم.) سپس به دستور قاضی می­گوید: (ان لعنه الله عل ان کنت من الکاذبین – یعنی اگر دروغ گفته باشم لعنت خدا بر من) سپس زوجه به دستور قاضی می­گوید: (اشهد بالله انه لمن الکاذبین فیما رمانی به من الزنا – یعنی به خدا سوگند، که به دروغ به من اسناد زنا داده است.) سپس به دستور قاضی می­گوید: (ان غضب الله علی ان کان من الصادقین – یعنی خشم خدا بر من اگر راست گفته باشد.) پس از انجام این مراسم قاذف معاف از حد قذف می­شود و زن همیشه به شوهر مزبور حرام می­گردد و فرزند مورد لعان(که اصطلاحاً او را ابن الملاعنه گویند)، منتسب بقاذف نخواهد بود. جریان تشریفات فوق را بین قاذف و زوجۀ او ملاعنه گویند. لعان از ادلۀ اثبات دعوی در فقه است.»[1]

در قانون مدنی تعریف از لعان به عمل نیامده است و فقط به بیان احکام آن بسنده شده است. ماده

882 قانون مدنی می­گوید: «بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی­برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او مورد لعان واقع شده، از پدر و پدر از او ارث نمی­برد؛ لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از  او ارث می­برند. قانون مدنی از حقوق امامیه پیروی و لعان را یکی از موانع ارث برشمرده است. چنانچه فقهاء بیان می­کنند، لعان یعنی لعن کردن هر یک از زوجین به دیگری است که تحت شرایط مخصوص(چهار مرتبه ادای سوگند هر یک از آنان نزد حاکم) حاصل می­شود و آن در صورتی است که شوهر همسر خود را به زنا نسبت دهد و یا فرزندی که در فراش او متولد شده، نفی کند.

پس از لعان زوجین و پدر و فرزند از یکدیگر ارث نمی­برند؛ لیکن بین مادر و فرزند توارث برقرار است؛ زیرا موضوع لعان نفی ولدی از سوی پدر است، نه مادر و تأثیری در انتساب طفل به مادر ندارد.

در مورد جنین نیز لعان قابل اعمال می­باشد و در صورت نفی او از جانب پدر، جنین منتسب به مادر است و به سبب انتساب او از جانب پدر حق و تکلیفی نسبت به او متوجه پدر نیست و توارثی بین حمل و پدر برقرار نمی­باشد.

ماده 883 قانون مدنی می­گوید: «هرگاه پدر بعد از لعان رجوع کند، پسر از او ارث می­برد؛ لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی­برند.»

 

د : ولد الزنا

طبق ماده 884 قانون مدنی: «ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی­برد؛ لیکن اگر حرمت رابطه که طفل ثمرۀ آن است، نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه زنا نباشد، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می­برد و بالعکس.ولادت ناشی از زنا یکی از موانع ارث است؛ زیر انتساب قانونی و مقتضای ارث بردن در مورد زنا وجود ندارد. قبلاً بررسی کردیم، که طبق ماده 1045 ق.م فرزند ناشی از زنا نیز جزء اقارب نسبی محسوب می­شود؛ اما به دلیل صراحت قانونی از ارث محروم است.

در ماده 884 کلمه ولد به معنای عام به کار برده شده و به فرزند متولد شده و یا متولد نشده اطلاق

می­گردد. بنابراین بین جنین ناشی از زنا و زانی و زانیه توارث برقرار نمی­شود و از یکدیگر ارث نمی­برند. ولد ناشی از شبهه و اکراه ملحق به مشتبه و مکره است و توارث بین آنان وجود دارد؛ ولی اگر فرزند ناشی از شبهه و اکراه از یکی از محارم نسبی و سببی و رضاعی باشد، ملحق به هیچ یک از والدین نیست؛ زیرا موانع ذاتی نکاح وجود دارد و جهل و اجبار مانع بروز و تأثیر آنها نیست.[2]

ميراث ولدالزنا از طرفين از فرزند و زوجۀ اوست، و پدر و مادر از او ميراث نمى‌برند، و نه كسى كه به ايشان نزديك باشد. و هر گاه زوجه و فرزند مفقود باشد ضامن جريره ميراث از او مى‌برد، و با عدم او امام عليه السلام. و ولدالزنا از يك طرف، منع مخصوص به آن طرف است دون طرف ديگر.[3]

[1] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوقی، ص588.

[2] – کاتوزیان، ناصر، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، چ شانزدهم ، ص 544 ، م 884، ش2.

[3] – عاملى، بهاء الدين محمد بن حسين ، ساوجى، نظام بن حسين، جامع عباسى و تكميل آن ، پنج باب اين كتاب را شيخ بهائى و باقى ابواب را مرحوم ساوجى از شاگردان وى تأليف نموده است- و اين كتاب از روى نسخه‌اى كه در سال 1319 ه‍ ق در بمبئى چاپ شده افست گرديده است‌   1031  ، ه.ق ، در يك جلد، موسسه منشورات الفراهانی، ص 906

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالهای تحقیق

سئوالاتي كه سعي شده است در اين تحقيق مورد بررسي قرار بگيرند، عبارتند از اينكه:

1- آيا جنين از اهليت كامل برخوردار است؟ يا از قسمتي از آن و همچنين در صورت زنده متولد نشدن چه آثاري بر اهليت او بار مي گردد؟

فرضیه 1: برای اینکه انسان اهلیت تصرف (اجرای حق) داشته باشد،باید بالغ و عاقل و  رشید باشد.پس اگر جنین زنده متولد شود از حقوق مدنی متمتع می گردد.

2- نسبت جنين در اشكال مختلف به چه صورت است؟ و آيا طبق ماده 1167 قانون مدني بايد جنين به وجود آمده از زنا را فاقد نسب دانست؟ و يا اينكه مي توان جهت حمايت از او راه حل قانوني مناسبي يافت؟

فرضیه 2: نباید طفلی را که در نتیجه ارتباط نامشروع بوجود آمده از حقوق مسلم و طبیعی محروم کرد و او را بی هویت در جامعه رها نمود. حتی فرد به وجود آمده از زنا تنها تبعاتی که می تواند داشته باشد این است که فرد به وجود آمده از زنا از ارث محروم است،ولی از حقوق دیگر مانند حق بهره مندی از نفقه و حضانت و سایر حقوق محروم نمی گردد.

3- آيا جنين قابليت برخورداري از حقوق مدني را دارد؟ در خصوص مسائل مالي قابليت مالك شدن را دارد؟ اصولاً نحوه مالك شدن او به چه صورت است؟ همچنين در زمينه حقوق غير مالي،جنين از چه حقوقي و چگونه مي تواند بهره­مند گردد؟

فرضیه3 : جنين محجور و فاقد اهليت تصرف مي­باشد و اجراي حقوق او توسط نماينده قانوني يا قضايي وي صورت مي­گيرد. تمتع جنين معلق بر زنده متولد شدن مي­باشد؛ يعني با زنده متولد شدن جنين نتيجه مي­گيريم كه جنين از ابتداي داراي اهليت تمتع بوده است. حقوق غیرمالی جنین به حق حیات، سقط جنین، بهداشت روانی، حضانت و اداره امور جنین تقسیم­بندی می شود.