مقاله درباره فناوری اطلاعات

. دانش ترکیب سیالی از تجربیات، ارزشها، اطلاعات زمینهای و بینش تخصصی قالب یافتهای است که چارچوبی را برای ارزیابی و تلفیق تجارب و اطلاعات جدید فراهم میکند. مفاهیم کلیدی دانش شامل تجربه، واقعیت، قضاوت و قواعد تجربی است. دانش در افراد تجسم مییابد و بر یک مبنای فردی حاصل میشود. از اینرو اکتساب، تمامیت و کلیت دانش در هر موضوعی معمولاً غیرممکن است. هیچ فردی نمیتواند مسئولیت دانش گروهی را بر عهده بگیرد زیرا فراتر از اصول منفرد است. دانش تابعی از همکاری است (گاستافسون7، 2003).
به طور کلی، برای این که اطلاعات به دانش تبدیل شود، نیازمند مداخله انسانی است. از اینرو انسانها مهارتها، تواناییها، دانش فنی و فرهنگ خود را از طریق نوعی تغییر شکل (مقایسه، برقراری ارتباط، پیوندها و نتایج) برای تبدیل اطلاعات به دانش به کار میگیرند. هر فرد دارای تواناییها، مهارتها، تجربیات، ارزشها و یک فرهنگ و خصیصه کاری ویژه است که برای تبدیل اطلاعات به دانش به کار میگیرد و میتواند بر اساس آن عمل نماید و در نتیجه بخشی از دانش سازمانی گستردهتر باشد (کرانفیلد8 و همکاران، 2008).
2-2-6 انواع دانش
یکی از معروفترین طبقهبندیها از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است. این طبقهبندی، مبتنی بر نگرش پولانی (1962) در خصوص دانش است. نوناکا در این طبقهبندی، دو نوع دانش را معرفی میکند که عبارتاند از:
1. دانش آشکار: دانشی است که عینی بوده و میتواند به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود. نوناکا معتقد است که این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستمهای اطلاعات رایانهای، کتابها، مستندات سازمانی و نظایر اینها وجود دارد. دانش صریح، دارای قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است. علوم دانشگاهی مثال بارز این نوع دانش است.
2. دانش نهان (نهفته): دانش ضمنی دانشی است که بر مبنای تجربه ساخته میشود و شامل بینشها، بصیرتها و احساسات است که به آسانی قابل دیدن و قابل بیان نیست، به شدت شخصی است و رسمی نمودن و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران دشوار است (نوناکا، 1994).
لی و چوی2(2002) دانش نهفته را به این صورت تعریف میکنند: «دانشی که منابع و محتوای آن در ذهن نهفته است و به آسانی قابل دستیابی نبوده و غیر ساختارمند است». این دانش از طریق تجربه و یادگیری عملی کسب میگردد و کدگذاری شده نیست. این دانش، دانش نانوشته سازمان است که بیانگر میزان تجربه و مهارت کارکنان میباشد. در این زمینه زیباترین تعبیر را پولانی ارائه داده است. وی در این خصوص میگوید: «ما بیشتر از آنچه که میگوییم، میدانیم» (مشبکی و زارعی،1382). نوناکا به نقل از پولانی در مورد اهمیت دانش نهفته گفته است که دانش آشکار متکی به دانش نهان (نهفته) است و یا ریشه در دانش نهان دارد.
جورنا3 در مقالهای با عنوان «انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی» سه نوع دانش را نام میبرد:
1. دانش نهان: که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزشهای یک فرد یا سازمان نهفته است.
2. دانش صریح: آشکار و کدگذاری شده است.
3. دانش نظری یا تئوریکی: دانشی است که از تخصصهای عمیق افراد سرچشمه میگیرد. ویژگیهای این نوع دانش، بیشتر شبیه دانش نهفته است (جورنا، 2001).
لیدنر و علوی4 (2000) در طبقهبندی انواع دانش به چهار نوع دانش اشاره کردهاند:
1. دانش نهفته: که در زمینه اقدامات و تجارب افراد ریشه دارد و تشکیل دهنده مدلهای ذهنی افراد است.

2. دانش آشکار: که در مقایسه با دانش نهفته عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
3. دانش فردی: که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد. دانش فردی دانشی است که به لحاظ تولید، گردآوری و استفاده در تملک شخص میباشد. چنین دانشی هر چند ممکن است منافع جمعی داشته باشد، اما بیشتر براساس منافع شخصی گردآوری میشود (به نقل از ابطحی و صلواتی، 1385).
4. دانش گروهی: دانشی است که در سیستمهای اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است (علوی، 2000).
کوک (1999) نیز طبقهبندی مشابهی از دانش ارائه داده است. مطابق نظر کوک میتوان دانش را به انواع چهارگانه آشکار، نهفته، فردی و گروهی تقسیم نمود. بررسی طبقهبندیهای ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار میکند که فصل مشترک اکثر صاحبنظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش نهفته، آشکار، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده است. بنابراین دانش میتواند آشکار، نهفته، فردی و یا جمعی (سازمانی) باشد.

2-3 معناسازی و دانش آفرینی
با توجه به تعاریف دانش و اهمیت تمایز آن با اطلاعات، این سؤال پیش میآید که دانش چگونه ساخته میشود. از آنجایی که در مدیریت دانش، تأکید بر خلق دانش جدید است، از این توانایی منحصر بشری به عنوان «دانش آفرینی و خلق معنا» بحث میشود. افراد اطلاعات را به شکلهای مختلفی مورد استفاده قرار میدهند. از جمله موارد کاربرد آن معناسازی، دانشآفرینی، تصمیمگیری و غیره است. برای دانش آفرینی چرخه های متفاوتی بیان شده است. از آن جایی که مکانیزم خلق دانش به درستی شناخته شده نیست، چند روش و چرخه دانش شخصی بیان میشود تا درک جامعی از دانش آفرینی به دست آید.
ویلک استروم و نورمن2 (1994) اشاره به فرایندهای مختلف دانش دارند و آن را شامل فرایند مولد (خلق دانش جدید)، فرایند بهرهوری (عملیاتی کردن دانش جدید) و فرایند ارائه (اشاعه و انتقال دانش جدید) میدانند.
بارتون3 (1995) چرخه دانشسازی را ارائه کرده است. او میگوید دانش در چهار مرحله ساخته میشود. حرکت در این مراحل از زمان حال به آینده و از درون به بیرون است. به عبارت دیگر، وقتی فردی با مسئلهای مواجه میشود با توجه به توانایی خود به حل آن در زمان حال مبادرت میکند. سپس در درون خود به تکمیل و ترکیب آن با مجموعه دانش و اطلاعات قبلی خود میپردازد و در تجربیات آینده آن را به کار میبرد. در این مرحله دانش به صورت آشکار در عمل فرد متجلی میشود. نمودار 2-1 چرخه دانشسازی بارتون را نشان میدهد (به نقل از عدلی، 1384).

نمودار 2-1 چرخه دانشسازی بارتون (به نقل از عدلی، 1384)

چرخه دیگر خلق دانش توسط ویگ (1999) ارائه شده است. او به منظور خلق و تکامل شخصی پنج مرحله بیان میکند. این مراحل عبارتاند از:
1. دانش زیر آستانه مستتر: دانشی است که انسان به طور ناآگاهانه از یک مفهوم جدید دارد. در این مرحله شخص یک برداشت کلی از مفهوم دارد که البته خوب درک نشده است.

2. دانش انگارهها و بصیرتهای آرمانگرا: قسمتی از این دانش کاملاً برای فرد شناخته شده است و به طور مستمر در ضمن فعالیتهای خود از آن استفاده میکند. این دانش مدلهای ذهنی و بصیرتهای انسان را تشکیل میدهد.
3. دانش روششناسی مرجع و نمودار نظاممند: شامل استراتژیهای حل مسأله و اصول کلی است که غالباً برای شخص شناخته شده است.
4. دانش تصمیمگیری واقعی و عملی: این دانش عملی از کار و تصمیمات فرد حمایت میکند و به طور مستمر توسط فرد به کار میرود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5. دانش کارهای روزمره و خودکار: فرد با این دانش کاملاً آشنا است اما اغلب مستتر است، برای انجام وظایف به طور خودکار و بدون آگاهی توسط افراد به کار میرود. شکل زیر چرخه تکاملی دانش را نشان میدهد (به نقل از عدلی، 1384).

نمودار 2-2 چرخه تکاملی دانش شخصی اقتباس از ویگ (1999)

چرخه دیگری توسط هویت (2004) برای خلق دانش شخصی ارائه شده است. او میگوید که دانش شخصی از طریق ممارست تجربی با اطلاعات خلق میشود. در واقع اطلاعات به عنوان ورودی در ذهن افراد اشکال مختلفی میگیرد. به نظر هویت پردازش اطلاعات، تجربیات، دانش عملی، مهارت افراد و تا حدودی عامل شانس و خوش اقبالی منجر به خلق دانش جدید میشود. شکل زیر چرخه دانش شخصی هویت را نشان میدهد.

نمودار 2-3 چرخه دانش شخصی اقتباس از هویت (2004)

با بررسی چرخه های خلق دانش شخصی میتوان اظهار کرد که خلق دانش مستلزم توانایی شخصی، پردازش اطلاعات، زمان و عوامل ناشناخته دیگر است. نکته جالب درخلق داش این است که در قلب آن اطلاعات قرار دارد. به عبارت دیگر اساس خلق دانش، اطلاعات است (عدلی، 1384). نوناکا و تاکه اوچی (1995)، داونپورت و پروساک (1998) و پرابست2 (2000) دانش را به دو دسته صریح یا آشکار (دانش موجود در اسناد، مدارک و منابع درون و برون سازمانی) و ضمنی یا نهان (دانش نهادینه و شخصی شده در درون افراد) طبقهبندی کردهاند. هر دو این دانشها برای دانش آفرینی ضروریاند. دانش آفرینی و خلق دانش یکی از فعالیتهای اصلی فرایند مدیریت دانش است. فرایند کلی دانش آفرینی در دانشگاهها در شکل 2-4 آورده شده است. در این فرایند هر دو رویکرد دانش آفرینی فردی و اجتماعی و دانش ضمنی و صریح مورد توجه قرار گرفته است (به نقل از دری و طالب نژاد، 1387).

نیاز به جذب دانش بیشتر

نیاز به جذب دانش بیشتر
نمودار2-4 فرایند کلی دانش آفرینی در دانشگاهها (اقتباس از طالب نژاد، 1387)

2-4 مفهوم مدیریت دانش
مدیریت دانش واژه‏ای عملی است که ارائه یک تعریف استاندارد از آن مشکل است. همانطور که ارونسون و توربن3 (2001) بیان میکنند توافقی روی تعریف مدیریت دانش وجود ندارد. این عدم توافق بیشتر ناشی از پیچیدگی و ابهام در جزء دوم این ترکیب یعنی دانش است. علیرغم این واقعیت نمونههایی از معروفترین تعاریف مدیریت دانش در ادامه ارائه میشود. لازم به ذکر است تعاریفی که نظریه‏پردازان از مدیریت دانش ارائه می‏نمایند ما را در شناخت هرچه بیشتر آن یاری می‏رساند (به نقل از عدلی، 1384).
داونپورت و پروساک (1998) و علوی و لیندر (2001) بیان میدارند که مدیریت دانش عبارت است از یک فرایند تخصصی شده نظاممند و سازمان یافته به منظور اکتساب، سازماندهی، تداوم بخشیدن، به کارگیری، به اشتراک گذاشتن و جایگزین کردن دانش ضمنی و دانش صریح کارکنان، برای ارتقا عملکرد سازمانی و خلق ارزش (به نقل از چوی و همکاران، 2006).
داگفس (2003) مدیریت دانش را ترکیب فرایندهای اداره، کنترل، خلاقیت، رمزگذاری، اشاعه و اعمال قدرت در سازمان تعریف کرده که هدف اصلی آن این است که شخص نیازمند، به دانش مورد نیاز خود در زمان مقتضی دسترسی یابد، به گونهای که توانایی تصمیمگیری به موقع و درست برای او ممکن شود.
کازانوتا2 (٢٠٠۴) بیان میکند که مدیریت دانش به فرایندهای تولید، اکتساب، سازماندهی، ذخیرهسازی، انتشار و کاربرد دانش در یک سازمان اطلاق میگردد.
مالهوترا3 (٢٠٠۴) تعریف خود را از مدیریت دانش اینگونه ارائه میدهد: «مدیریت دانش انجام دادن کارهای درست به جای درست انجام دادن کارها است. تأکید روی اثربخشی است نه کارایی، وجود کارایی بدون اثربخشی به شکست سازمان منتهی میشود و در بلند مدت سازمانی موفق است که کار درست بعدی را بفهمد و از قبل برای سوار شدن بر موج بعدی آماده باشد» (به نقل از عدلی، 1384).
پروساک4 مدیریت دانش را تلاشی برای آشکار نمودن دارایی پنهان در ذهن اعضا و تبدیل کردن این دارایی پنهان به یک دارایی سازمانی دانسته است تا همه کارکنان سازمان به این دارایی دسترسی داشته باشند (به نقل از نعمتی، 1384). و زیرمان5 (2006) معتقد است مدیریت دانش تلاش میکند کاربرد فناوریهای جدید را توسعه دهد تا بتواند در انباشتن، ذخیره کردن، بازیابی و توزیع دانش جدید نفوذ پیدا کند.
استون6 (2007) مدیریت دانش را ارزیابی و متعادل ساختن ارتباطات انسانی، فرایندها و ساختار و فناوری در یک سازمان و از طرف دیگر تولید یک مزیت رقابتی برای نمایش در سازمان میداند. در این تعریف بیشتر بر زیرساختهای مدیریت دانش تأکید شده و سه عامل فناوری، انسان و ساختار سازمانی را در کنار هم قرار داده به گونهای که یک مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد نماید.
هربرت سنت انگو7 بیان میدارد مدیریت دانش یعنی ایجاد نوعی ارزش از دارایی‏های پنهان سازمان، ما زمانی به این هدف دست می‏یابیم که برای افراد ارزش قائل شویم و تواناییهای آنها را برای تولید و جمع‏آوری و مبادله دانش افزایش دهیم (به نقل از نعمتی، 1384).
تعاریف و مفاهیم ارائه شده درباره مدیریت دانش، تا حد زیادی اصول مدیریت دانش را نیز دربر میگیرند، با این وجود اصول یاد شده را میتوان از دیدگاه دو تن از مشهورترین صاحبنظران مدیریت دانش بیان نمود. داونپورت و پروساک در کتاب خود با عنوان «دانش کاری» (به نقل از جعفری مقدم، 1385) اصول مدیریت دانش را چنین طرح میکنند:
دانش، نشأت گرفته از افکار افراد است و در افکار افراد جای دارد.
تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.
فناوری، رفتارهای دانشی جدید را امکانپذیر میسازد.
تسهیم دانش باید تشویق و پاداش داده شود.
حمایت مدیریت و تخصیص منابع (برای مدیریت دانش) ضروری است.
دانش ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد، موجب میشود که دانش به شیوه های غیرمنتظره گسترش یابد.
برنامههای مدیریت دانش باید با برنامهای آزمایشی آغاز شود.

به طور کلی مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک میکند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که به عنوان حافظه سازمانی محسوب میشود و به طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر افراد و سازمانها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ریزی راهبردی و تصمیمگیریهای پویا به صورت کارا و مؤثر، قادر میسازد. مدیریت دانش بر شناسایی دانش و ارائه آن تاکید میورزد، به روشی که بتواند به صورت رسمی به اشتراک گذاشته شود و در نتیجه دوباره مورد استفاده قرار گیرد (پیری و آصف زاده، 1385). مدیریت دانش فرایند ایجاد، جذب و به کارگیری مجدد دانش فردی و سازمانی است. یکی از اشتباهاتی که خیلی از افراد مرتکب می شوند تکیه بر دانشی است که قبلاً داشتهاند. آنها میپندارند مدیریت دانش فقط بهرهبرداری از دانش موجود است. این یکی از جنبه های مهم است اما ایجاد دانش جدید نیز به همین اندازه اهمیت دارد (کوئینتاس ، 1382).

2-5 عوامل مؤثر در مدیریت دانش
2-5-1 نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش
دانش سازمانی به روش های بیشماری از جمله در ذهن انسان، اسناد، یادداشتها، کتابچههای راهنما و گزارشات نگهداری میشود و از طریق کانالهای ارتباطی متعددی مانند کنفرانسها، سمینارها، برنامههای آموزشی و میزگردها میان افراد به اشتراک گذاشته میشود. این روشها در طول سالیان متمادی به کار رفته و هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند، اما پیدایش فناوریهای جدید ارتباطی مبتنی بر رایانه، نه تنها روش های نگهداری و انتقال سنتی دانش را تکمیل کرده است، بلکه کارامدی و اثربخشی تمامی مکانیزمهای انتقال آن را نیز بهبود بخشیده است (محیالدین، 2007). فناوری اطلاعات به مثابه حوزهای برای مالکیت مدیریت دانش در خلق، ازدیاد و فرایندهای مدیریت دانش نقش بسزایی دارد. فناوریهای نوین میتوانند یکپارچگی دانش پراکنده را آسان کنند و به انجام بیشترین اعمال در کوتاهترین زمان بیانجامند (متاکسیوسین و دیگران، 2005). توانایی فناوری اطلاعات در کاوش، نمایه، تلفیق، بایگانی و انتقال اطلاعات میتواند تحولی در گردآوری، سازماندهی، ردهبندی و اشاعه اطلاعات ایجاد کند. فناوریهایی مانند سیستمهای مدیریت مدارک، اینترنت، ابزارهای جریان کار، سیستمهای پشتیبان اجرا، سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری، ذخیره داده ها، پست الکترونیک و مانند اینها میتوانند نقش اساسی در تسهیل مدیریت دانش داشته باشند. در عین حال باید توجه داشت که فناوری اطلاعات به خودی خود قلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *