دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

) از قول پیامبر اکرم فرمودند: بنایی در اسلام بنا نشده که در نزد خدای عزوجل محبوبتر از ازدواج نمودن باشد
پیامبر اکرم (ص) فرموده است : پست ترین مٌرده های شما عَزَب ها هستند.
از پیامبر اسلام (ص) نقل است که فرمودند: رهبانیت در اسلام نیست ، زن بگیرید ، من به فزونی عدد شما بر ملت های دیگر مباهات می کنم.
بند دوم : نکاح منقطع یا موقت یا متعه
در برخی از کتب فقهی آمده است : (‌حلیت زنان با چهار چیز می شود : نکاح دائم و منقطع ، ملک یمین و تحلیل ) علامه در تبصره و محقق در شرایع گفته اند : نکاح بر سه قسم است : دائم ،‌منطقع ،‌ملک یمین .
در تحریرالوسیله نکاح را به دو قسم دانسته و نوشته است: النکاح قسمین : دائم و منطقع و کل منهما یحتاج الی عقد مشتمل علی ایجاب و قبول و….)
در قانون مدنی ایران در ماده ۱۰۷۵ صراحتا نکاح موقت را چنین تعریف می نماید :
“نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد ”
پس لذا چنین می توان اذعان نمود که نکاح موقت عقدی است که برای مدت معینی با تعیین مهریه ای مشخص بین زوجین مقرر می گردد .
اینگونه ازدواج که از زمان پیغمبر اسلام (ص) به وجود آمده خود بیا نگر تحولی عظیم در زندگی انسانها در این جهان می باشد و در تمامی ادوار بعد از پیغمبر هم از این سنت حسنه استفاده می گردیده که تنها در زمان حکومت خلیفه دوم عمر مورد نهی و سرزنش وی قرار گرفته که آنهم تنها به دلیل مصالح سیاسی و اجتماعی خلافت وی بوده است
با توجه به تعاریفی که از نکاح موقت و نکاح دائم گردید مشخص شد که تعریف حقوقی از معنی لغوی نکاح منقطع فراتر نرفته است . این نکاح رااز این جهت موقت و منقطع می گویند که مدت در این نکاح رکن است و از نظر اینکه مقصود و منظور بهرمند شدن مرد از زن است ،آن را متعه نامند که به معنی تمتع و برخورداری از زن برای مدت معین است و از این جهت آنرا نکاح موجل هم می گویند .
مبحث دوم : مبانی و تاریخچه ازدواج موقت

یکی از عمده ترین رخدادهای عصر حاضر که روز به روز توجه اندیشمندان جوامع بشری را، بیشتر به خود معطوف می دارد و به رغم گستره تبلیغات مسموم و همه جانبه دنیای کفر و استکبار و تلاش پیوسته آنان نسبت به دین زادیی همواره رو به توسعه است، جامعیت و نظام مندی و تفکر سیستمی در قوانین اسلام می باشد.
از این رو بداهت و ضرورت خطاب‏های عام قرآن کریم چون «یا ایها الناس» و «یا بنی آدم» و «هذا بصائر للناس» و «هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان» در هیچ عصری به اندازه امروز برای بشر ملموس نبوده است.در محوریت موضوع بحث «ازدواج موقت» هم، نه از باب قیاس و استقراء، بلکه از جهت برهانی بودن احکام شرعی، ارزیابی دقیق نصوص روایی، استدلالات جامع و فرانگر ائمه معصومین، توجه دقیق از سوی ایشان به ابعاد مختلف موضوع، توجه و دقت لازم در جامعیت بیان این موضوع را می طلبد.
خصوصاً اینکه سیره بزرگان دین و ائمه معصومین در بیان احکام، و موضوع مورد نظر ما بسیار کامل و حامل ظرایف و لطایفی است که گویای توجه همه جانبه این بزرگواران در تبیین این موضوع می‏باشد.
اینجاست که به رغم تأکید بر اباحه و یا استحباب آن از جهت پایداری سنت و مقابله با بدعت، هر کجا بوی سوء استفاده و یا خروج از موضع اعتدال و ضرورت آمده، قاطعانه ایستاده اند و به پیشگیری از ابزاری شدن حکم خدا اقدام و یا در صدد نفی یا افراط و تفریط برآمده اند. و در راستای بیان حکم فردی، حکمتهای اجتماعی آن را هم تبیین نموده اند.
باید توجه داشت که اساس قوانین اسلامی چون بر پایه اعتدال و پاسخگویی منطقی و معقول به نیاز بشر است، لذا از طرفی با رهبانیت و سرکوبی غرایز به شدت مقابله می نماید و از سوی دیگر نفی ذواقیت و هوسرانی می کند. و ابزاری ساختن قوانین دینی را در جهت توجیه امیال نفسانی به هیچ وجه اجازه نمی دهد و حکم متین «متعه» درست در راستای برقراری این توازن و میانه گزینی است.
از همین جاست که در متون روایی معتبر شیعه چون «کافی»، «وسایل»، «مستدرک الوسایل» و . . در کنار ابوابی چون اباحه متعه واستحباب آن، که بر مبنای مقابله صریح شیعه با بدعت و جعل حرمت از سوی خلیفه دوم و تأکید بر سنت نبوی (ص) بر آمده، در ابوابی دیگر تمام شرایط لازم را برای تحقق این حکم، بیان می نماید و مؤمنین را به ملاحظاتی دقیق در بکار گیری آن هشدار می دهد، در این متون به عناصری از قبیل: درک دقیق موقعیت زمانی و مکانی، حفظ آبروی زنان و دختران مؤمنه، ممانعت از ترویج مفسده اجتماعی در لوای سوء استفاده از آن، حفظ منزلت و جایگاه خانواده، تأکید بر ازدواج دائم برای جوان، ملاحظه جایگاه خانواده زن و رعایت عفاف و عدم ابتذال و به مواردی از این قبیل دقیقاً توجه و اخطار می دهد.
بر این اساس مبانی وجودی ازدواج موقت را می توان بر این اصل استوار دانست که در وهله اول به عنوان ابزاری به جهت حفظ و سلامت خانواده محسوب گردد و عاملی بازدارنده در جلوگیری از اشاعه فحشا و فساد محسوب گردد ضمن آنکه اگر به اهداف و نیات واقعی ، ازدواج موقت عمل گردد ، مطمئنا بهترین عامل در جلوگیری از بروز انحرافات اجتماعی و جنسی در جامعه محسوب می گردد.
لذا در مبحث حاضر اهتمام بر آن است که نگاهی علمی به یکی دیگر از ابعاد ازدواج موقت ، از جهت فلسفه و مبانی و پیشینه آن بپردازیم.
گفتار اول : فلسفه ازدواج موقت
مسأله ازدواج موقت از نظر تئوریک کاملا پذیرفته شده، و نه تنها در اسلام بلکه برخى از متفکران بزرگ غربى، مانند راسل نیز یکى از راه‏هاى حل مشکل ازدواج دائمى دیررس در دنیاى کنونى را، پناه بردن به ازدواج موقت مى‏دانند. از نظر عملى نیز در نظام جمهورى اسلامى این مسأله مقبول افتاده، لیکن دید اجتماعى در این رابطه مشتمل بر نوعى خطاست. به عبارت دیگر متعه نیز نوعى ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، مى‏تواند از شخصى که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگارى کند و براى مدتى موقت مانند چند ساله دوران تحصیل، با وى ازدواج نماید. آنچه در این جا مشکل ایجاد نموده آن است که غالب افراد، ازدواج موقت را با کامیابى آنى اشتباه گرفته‏اند و همین مسأله سبب شده که این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقى خود را باز یابد.

همچنین تبلیغات سوئى که بیش از یک قرن در جامعه توسط غربگرایان انجام شده تأثیر نهاده و در ضمیر مردم رخنه کرده است. به گونه‏اى که گاه روابط نا مشروع با تسامح نگریسته مى‏شود ولى به ازدواج موقت با دیدگاه دیگرى برخورد مى‏شود. براى حل این مشکلات مى‏بایستى تلاش فرهنگى و اجتماعى به صورت گسترده صورت پذیرد تا این جوانان از آسیب شیاطین مصون بماند.
بند اول : مبانی عام ازدواج موقت
در میان همه انواع واقسام پیوندهایی که آدمیزادگان را به یکدیگر متصل یا نزدیک می‌کند،‌پیوند زناشویی، از همه مقدس‌تر و به یک معنا، ضروری‌تر است. آن چنان که به نظر می‌رسد نسبت به این مسئله‌ی مبنایی اختلاف نظری وجود نداشته باشد. بدین روست که خداوند متعال نیز، مؤمنان را به همسرگیری می‌خواند و بهانه فقر را در پیگشاه چنین ضرورتی گردن می‌زند:
«و انکحو الأیامی منکم والصالحین مِنْ عبادِکُمْ و امائکم اِن یکونوا فقراءَ یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم»
«مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامنان و کنیزان صالح و درستکار را، اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می‌سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است»
می‌توان اینگونه مطرح نمود که ازدواج در زندگی انسان قاعده است و خلاف آن استثناء و کمتر کسی است که استثناء را بر قاعده ترجیح دهد مگر آنکه ضرورتی، او را به این کا وا دارد.
باید گفت ازدواج موقت نیز همیشه و اکنون از ضرورت‌های اجتماع سالم و پوینده مطرح می‌شده است هر چند که در این بین با انواع موانع ومخالفت‌های تاریخی و اجتماعی از نوع سیاسی گرفته تا فمنیسمی مواجه بوده است.
مذاهب اسلامی به استناد قرآن کریم، سنت نبوی (ص) و اقول صحابه و تابعین در مشروعیت این ازدواج در عصر پیامبر (ص) تردید نکرده‌اند و تنها آنچه محل اختلاف است استمرار یا نسخ این حکم الهی است.
البته دلایل فراوان مبنی بر مخالفت عمربن خطاب در عصر خلافتش با این حکم الهی وجود دارد که مورد استناد عالمان اهل سنت نیز می‌باشد.
اما آن چنان که می‌دانیم شیعه در حلیت ازدواج موقت تردیدی ندارد. اسلام با فراخواندن مردم به ازدواج دایم، آن را پایه زندگی انسان و به عنوان امری ضروری و غذای روحی تمامی انسانها تلقی کرده است. اما با این حال، گاه شرایط خاصی در زندگی انسان روی می‌دهد که قادر نیست از این راه عمومی (یعنی ازدواج دایم) به مقصد برسد. این جاست که شریعت اسلامی بایستی برای چنین شرایطی تدبیری اندیشیده باشد. برخی از اندیشمندان در مواجهه با نیازهای جسمی انسان و در جایگاه ازدواج موقت ۳ راه حل را پیش روی انسان می‌داند
۱٫ فرو نشاندن آتش شهوت
۲٫ پناه بردن به فاحشه‌خانه‌ها
۳٫ ازدواج موقت، با شروطی که اسلام وضع کرده است.
اما راه حل اول، به جز برای معصومین و برخ دیگر به تناسب نزدیکیشان به آنها، و به طور عادی برای همگان ممکن نیست.
راه حل دوم هم علاوه بر این که موجب نابودی کرامت انسانی است، باعث شیوع فساد و بیماریها و تداخل نسبتهای فامیلی می‌شود.
بر این اساس ایشان نتیجه می گیرند که ازدواج موقت یکی از زیباترین سنت‌های اسلامی است که به منظور حفظ کرامت انسانی تشریح شده است.
اما به هر حال نباید از این نکته غافل شد که با وجود قوی بودن بعد خصوصی ازدواج موقت و ارتباط نزدیک آن با حریم شخصی افراد، از آغاز اسلام این مسئله ابعاد سیاسی نیز به دنبال داشت،‌به گونه‌ای که دستگاه سیاسی و نظام خلافت اسلامی نسبت به آن موضع گرفت،‌به دنبال آن، گفتگو از جنبه‌ی سیاسی فراتر رفت و پذیریش یا انکار و مخالفت با آن، ‌از شعارهای اعتقادی محسوب شد و نشانه نگرش فکری-مذهبی فرقه ها و نحله‌های مختلف اسلامی قرار گرفت.
آنچه در توجیه حرام شدن ازدواج موقت توسط خلیفه مطرح می‌شود اختیار صدور احکام حکومتی و ولایی توسط حاکم اسلامی است که با توجه مقتضیات زمان و مصالح اجتماعی ممکن استه حکمی الهی را به طور موقت ممنوع اعلام کند. شرایطی که بیشتر مربوط به فتوحات و جهانگشایی‌های اسلامی آن زمان بوده است و لذا به خاطر ورود مسلمانان به بلاد دیگر گمان آن می‌رفته است که با آزاد بودن ازدواج موقت مشکلاتی برای جامعهپویای اسلامی بوجود اید.
بند دوم : مبانی خاص ازدواج موقت

درقیاس با نکاح دائم جنبه اجتماعی ازدواج یا همان بقای خانواده جلوه کمتری دارد. برخورداری متعه ازیک پشتوانه مذهبی، قانونی وتاریخی ویژگی اصلی ودرواقع امتیازی خاص برای آن محسوب می گردد، ازاین روازدواج موقت ازجنبه قانونی امری جایزومورد حمایت است. اگرچه ازدواج دائم وموقت ازجهت مبانی مشترک هستند، اما ازجهت وضعیت وآثارحقوقی تفاوتهایی دارند که درنظرداشتن این نکات به هنگام انعقاد صیغه موقت مانع ازبروزمسائل شرعی وحقوقی است. متاسفانه بعضاً شاهد هستیم که عدم آشنایی افراد با این مسائل تبعات جبران ناپذیری را به همراه داشته است. گرچه درقانون مدنی تعریفی ازنکاح دائم نشده، ولی با توجه به ماده ۱۰۷۵ ق.م که مقررداشته؛ « نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد» مشخص می گردد که نکاح دائم رابطه حقوقی است که به وسیله عقد بین زن ومرد وبرای همیشه حاصل می گردد وبه آنان حق می دهد که ازیکدیگرتمتع جنسی ببرند وبه اعتبارهمیشگی بودن آن دائمی نامیده شده است. هریک از، ازدواج دائم وموقت دارای وضعیت حقوقی مختلف وشرایط واحکام متفاوتی هستند وبه وسیله اسباب خاص خود، منحل می گردند درعین اینکه ازدواج موقت فاقد آثاراساسی ازدواج دائم چون توارث ونفقه می باشد. البته نباید ازنظردورداشت که درازدواج موقت، رعایت تمامی شروطی که لازمه صحت نکاح دائمی است ضروری بوده وموانعی نیزکه برای انعقاد نکاح دائم بیان گردیده، اززمره موانع این نکاح به شمارمی رود.
گفتار دوم : پیشینه ازدواج موقت در ادیان
بند اول : قبل از اسلام
آنچه پیشینه‌ی تاریخی در این زمینه نشان می‌دهد این است که پیش از اسلام در میان برخی ملل و اقوام مانند مادها، بابلی‌ها، آشوری‌ها،ایرانی‌ها، هندی‌ها و چینی‌ها مسئله‌ی تعدد زوجات حتی در شکل نامحدود آن‌ وجود داشته است برای نمونه،در ایران عصر ساسانی،تعدد زوجات امری رایج بود و مردان گذشته از زنان عقدی‌ و زنان غیر عقدی نیز اختیار می‌کردند.کریستن سن‌ می‌گوید:«اصل تعدد زوجات،اساس تشکیل خانواده در ایران زمان ساسانیان به شمار می‌رفت. در عمل تعداد زنانی که یک مرد می‌توانست داشته باشد به نسبت استطاعت‌ او بود» .در میان اعراب نیز تعداد زوجات محدودیتی‌ نداشت. اگرچه تعدد زوجات در گذشته‌ی تاریخ میان برخی ملل و اقوام‌ شایع بوده،اما هم‌اکنون قلمرو این پدیده‌ی اجتماعی محدود شده است. پس‌ با توجه به این پیشینه،آنچه مسلم است،این پدیده مربوط به اسلام نیست‌ و از پیشنهادها و ابتکارات اسلام محسوب نمی‌گردد،بلکه اسلام آن را در چارچوب‌های ضرورت زندگی انسانی محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی مقرر داشته است.
یکی از بزرگان می نویسد:
در دوران جاهلیت ازدواجی با این مقررات وجود نداشته و هیچ کس از علمای پیشین یا علمای متاخر تا به امروز این عقیده را که متعه یکی از ازدواج های جاهلیت بود ابراز نکرده است. اصلا با وجود مقرراتی که این ازدواج دارد نمی تواند از نوع ازدواج های دوران جاهلیت محسوب گردد.
در حدیثی از عایشه نیز نقل شده که ازدواج های جاهلیت بر چهار قسم بوده است ، که متعه جزو آنان نیست.
یکی از فقهای اهل سنت می گوید: نکاح متعه (ازدواج موقت) از بقایای نکاح جاهلی بوده و قبل از اسلام رواج داشته است. به نظر وی این ازدواج یک امر تاریخی قلمداد شده و به عنوان حکم شرعی از جانب شارع نمی باشد.
بند دوم : بعد از اسلام
یکی از مفسرین در تفسیر آیه متعه می گوید : بدون شک مراد از استمتاع ذکر شده در آیه، نکاح متعه است. زیرا سوره مدنی است و آیه در سوره نساء واقع شده و در نیمه اول بعد از هجرت (با توجه به آن چه بیشتر ایات بر آن شهادت می دهند) نازل شده است. شکی نیست که این نکاح – یعنی نکاح متعه- در آن زمان بین مسلمانان معمول بوده و اخبار، بر مسلم بودن آن اتفاق دارند حال چه اسلام آن را تشریع کرده باشد یا اصلا از تاسیسات اسلام نباشد.
نکاح متعه ، سنتی بود که در زمان پیامبر فی الجمله به آن عمل می شد، حال یا از قبل معمول بوده و اسلام آن را امضاء کرده و یا این که دین اسلام آن را تاسیس کرده و سابقه قبلی نداشته است
ایشان سرانجام می گوید:
این سخن که متعه نوعی زنا در ایام جاهلیت بوده ، جعلی است و هیچ گونه مدرک تاریخی در این زمینه وجود ندارد. زیرا در کتب تاریخی ، هیچ اثری از این سخن نیست . این نکاح ، سنتی است که اسلام آن را ابتکار کرده و اصلا در زمان جاهلیت وجود نداشته و در حقیقت تسهیل و گشایشی از جانب خداوند متعال بر امت (برای جلوگیری از زنا و سایر فواحش ) بوده است.
در مجموع چنین بر می آید که ازدواج موقت یا حدود مقرراتی

مطلب مشابه :  مقاله با موضوع جرایم اقتصادی

پاسخی بگذارید