پایان نامه های روانشناسی

منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی

آسیب یا فقدان تهدیدهای بعدی، میزان مبارزه (چالش)، ارزیابی منابع مقابله و اختیارات
واقعه استرس زا، مراحل آن و دوره بعدی مورد انتظار
منابع محسوس مثل پول و وقت
سبک های مقابله معمولی
منبع یا موانع درونی
عوامل شخصیتی دیگری که بر انتخاب پاسخ ها شیوه های مقابله اثر می گذارد
فرایند مقابله منابع با موانع بیرونی
حمایت اجتماعی
استرس زاهایی دیگر مثل وقایع بزرگ و دردسرهای روزمره
پیامدهای مقابله، روانشناسی کارکردی، از سرگیری فعالیتهای معمول ناراحتی روانشناختی
وظایف مقابله به منظور کاهش شرایط مضر تحمل کردن یا سازگارکردن با وقایع منفی و واقعیت ها برای حفظ یک تصویر مثبت از خود جهت ادامه ارتباط رضایت بخش با دیگران
پاسخ ها و شیوه های مقابله برای حل مسئله و تنظیم هیجان مانند جستجوی اطلاعات، اقدام مستقیم، جلوگیری از اقدام، پاسخ های درون فردی و به سوی دیگران رفتن
ارزیابی و تغییر استرس زا، ارزیابی اولیه آسیب یا فقدان تهدیدهای بعدی، میزان مبارزه (چالش)، ارزیابی منابع مقابله و اختیارات
واقعه استرس زا، مراحل آن و دوره بعدی مورد انتظار
منابع محسوس مثل پول و وقت
سبک های مقابله معمولی
منبع یا موانع درونی
عوامل شخصیتی دیگری که بر انتخاب پاسخ ها شیوه های مقابله اثر می گذارد

نمودار (2-2) فرایند مقابله (کوهن، لازاروس، 1979، به نقل از تیلور، 1997، اقتباس از یزدانی، 1382).
3- نظریه مثینی و همکاران:
مثینی و همکاران (1986) شیوه مقابله مساله مدار را به چند دسته تقسیم نموده اند:
الف: بازبینی استرس یعنی آگاهی یافتن از تنش ایجاد شده وعلت های احتمالی آن
ب: ساخت بندی که عبارت است از گردآوری اطلاعات درباره عوامل استرس زا.
ج- بررسی منابع و امکانات موجود و برنامه ریزی برای استفاده از آنها.
د- مهارتهای اجتماعی شامل جرات ورزی، صمیمیت، داشتن رابطه نزدیک با دیگران و خودسازی. آنها بطور کلی مقابله را به دو دسته مقابله پیشگیرانه و مبارزه جویانه تقسیم کرده اند:
الف) مقابله پیشگیرانه: به آن دسته از پاسخ هایی گفته می شود که استرس را در ابتدای شروع آن فرو می نشاند. راهبردهای پیشگیرانه عبارتند از:
مراقبت دائمی در برابر عوامل استرس زا و نشانه های آن.
آماده سازی منابع و از میان برداشتن عوامل استرس زا.
تحمل کردن عوامل اجتناب ناپذیر استرس
فرونشاندن برانگیختگی های استرس زا
ب) مقابله مبارزه جویانه: به راهبردهایی گفته می شود که با عوامل استرس زا مبارزه می کند و شامل موارد زیر است:
1- دوری جستن از عوامل استرس زا با ایجاد سازگاری در زندگی یا تعدیل سطح خواسته ها.
2- دگرگون کردن الگوهای رفتاری که موجب استرس می شود.
توسعه دادن منابع مقابله.
برطبق این نظریه، شیوه مقابله مساله مدار موفق، مستلزم استفاده بهینه از مولفه های شناختی، انعطاف پذیری، دوراندیشی و ارزیابی واقع بینانه و درست ازعوامل و منابع موجود می باشد. البته شیوه مقابله مساله مدار، صرفا متوجه عامل استرس نیست و غالبا مستلزم عملی است که فرد بتواند آنرا بخوبی به انجام برساند؛ برای مثال غالبا شامل ارزیابی مجدد است. برای اینکار، فرد، موقعیت خود را با سایر افراد مقایسه می کند و ممکن است به این نتیجه برسد که شرایط او خیلی هم بد نبوده است. به اعتقاد مثینی و همکاران (1986) هردو سبک مقابله هیجان مدار و مسأله مدار اغلب با هم مورد استفاده قرار می گیرند. آنچه که در انتخاب یکی از این دو مهم است، موقعیت و چگونگی ارزیابی آن است، اگر فردی فکر کند که استرس قابل مهار است، احتمال بیشتری دارد که از شیوه های مسأله مداری استفاده می کند. مقابله هیجان مدار از این نظر ناسالم است که بعضی اوقات خودفریبی و تحریف واقعیت است. اجتناب از عوامل استرس زا و انکار آن، جزء شیوه های مقابله ای هیجان مدار می باشد. شیوه مقابله اجتنابی بطور مستقیم به مهار یا حذف یا کاهش هیجانات ناخوشایند ناشی از استرس نمی‌پردازد و خوداین شیوه اشکال مختلف و متعددی دارد (به نقل از مرادی، 1386).
4- نظریه پییرلین و شولر:
از نظر پییرلین و شولر (1987) مقابله با توجه به هدفی که دنبال می کند به سه دسته تقسیم می شود:
الف- پاسخ هایی که وضعیت را تغییر می دهند، این پاسخ ها شامل بحث و گفتگو درباره مسائل، برقراری نظم و انضباط و احترام مستقیم در محیط، فراوانی کمتری دارند. زیرا برای تغییر دادن وضعیت، بیشتر افراد توانایی یا آگاهی لازم را ندارند و از این می ترسند که اگر خود دست به اقدامی بزنند ممکن است به نتایج خلاف انتظار برسند. گاهی این عقیده وجود دارد که هر موقعیتی را نمی توان تغییر داد و شاید هم این عقیده صحیح باشد.
ب- پاسخ هایی که برداشت افراد را نسبت به وضعیت تغییر می دهند. بطوریکه احتمال پیامدهای دسترسی زای آن را به کمترین حدممکن می رساند. در این نوع مقابله، آگاهانه سعی برآن است تا عامل استرس زا را بی اثر گردانند، زیرا در واقع معنای پایگاه است که منجر به احساس خطر می‌شود.
وقتیکه این معنا تغییر یابد، خطر وابسته به آن نیز تغییر می کند. از جمله این پاسخ ها، مقایسه مثبت است. یعنی فرد از طریق مقایسه وضع خود با وضع کسانیکه در موقعیت بدتر از او قرار دارند، به این نتیجه می رسد که وضع چندان بدی هم ندارد، و نسبت به وضعیت خود احساس بهتری پیدا می کند، پاسخ دیگر آن است که شخص مرکز توجه خود را تغییر می دهد و از جنبه دردسرزای وضعیت به جنبه دیگری که سودمند به نظر می رسد، برمی گرداند، برای مثال جوانی که از وضعیت خانوادگی خود ناراضی است، ممکن است توجه خود را بر جنبه های شوق انگیز درس معطوف کند.
ج- پاسخ هایی که پیامدهای استرس زا را پس از وقوع مهار می کند. هدف این پاسخ ها آن است که تاثیر منفی وضعیت استرس زا را کاهش دهند. انکار، پذیرش سختی ها، پرهیز از مشکل و برون ریزی احساسات، نمونه هایی از این نوع پاسخ به استرس است. از نظر پی برلین و شولر(1987) مقابله کارکرد محافظت کنندگی دارد و این کارکرد به سه شیوه اعمال می شود: 1-تغییر موقعیت هایی که باعث تجارب استرس زا می شوند یعنی اصلاح یا حذف شرایطی که مشکل را بوجود می‌آورند. 2-مهار این شرایط قبل از آنکه استرس زا شوند. 3- کنترل استرس، حفظ و مهار پیامدهای هیجانی ناشی از آن(به نقل از مهدیپور، 1385).
5- نظریه کارور و همکاران:
کارور و همکاران (1989)، مقابله را به چهار نوع کلی تقسیم کرده اند که هر یک از آنها از چند نوع مقابله تشکیل شده است.
الف) مقابله مساله مدار: این شیوه مقابله، شامل اقداماتی می شود که به منظور دور کردن عامل استرس زا و یا تغییر اثرات و پیامدهای آن عامل صورت می گیرد. فرد دراین شیوه مقابله بطور مستقیم وارد عمل می شود و درجهت رویارویی با خود عامل استرس زا برنامه ریزی می کند و فعالیتهای جانبی را کنار می گذارد.
مقابله فعال: در این شیوه تلاش بیشتر برای غلبه برمشکلات صورت می گیرد. فرایند حل مشکل بصورت گام بگام پیش می رود و تلاش های فرد افزایش می یابد.
طرح نقشه: در این روش راجع به اینکه چه گام هایی برداشته شود و چگونگی آن می توان مساله را دستکاری کرد، برنامه ریزی کرد. این فعالیت بطور واضح برمساله متمرکز است. اما با مقابله فعال تفاوت دارد. طرح نقشه در مرحله ارزیابی ثانویه اتفاق می افتد، در حالیکه مقابله فعال در طول مرحله مقابله اتفاق می افتد.
جلوگیری از فعالیت های رقیب: در این شیوه فعالیت های دیگر کنار گذاشته می شود و تلاش می شود از پرداختن به رویدادهای دیگر که حواس شخص را پرت می کند، اجتناب شود، تا به مسئله اصلی پرداخته شود.
مقابله جلوگیری: برای حل مشکل؛ شخص منتظر می ماند تا زمان مناسب و شرایط مساعد فراهم شود. در واقع فرد خویشتن داری می کند و از عملکرد عجولانه خودداری می کند.
جستجوی حمایت اجتماعی ابزاری: در این شیوه از کسانیکه تجارب مشابه با فرد داشته اند، پرس و جو می شود. درخواست راهنمایی از دیگران در مورد مساله، و گفتگو با کسانیکه می‌توانند کار خاصی در ارتباط با مساله انجام دهند صورت می گیرد.
ب) مقابله هیجان مدار: برای متعادل ساختن عواطف و هیجانات مهار واکنش های هیجانی صورت می گیرد:
1- جستجوی حمایت اجتماعی عاطفی: در این شیوه تلاش برای بدست آوردن حمایت عاطفی و جلب حس همدردی صورت می گیرد. این روش می تواند به طُرُق مختلفی کارکرد داشته باشد.
وقتی شخص در اثر یک تعامل استرس زا دچار احساس ناامنی شده باشد می تواند بدین وسیله دوباره قوت قلب بگیرد. در این روش می تواند بدین وسیله به سمت مقابله متمرکز برمساله برگردد. از سویی دیگر منبع همدردی اغلب وسیله تخلیه احساسات شخصی دیگری می‌شود. به این دلیل استفاده از حمایت اجتماعی بدین طریق اغلب شیوه ای غیرانطباقی است(برمن و تورگ 1981، بیلنیگر و موس1984، کاستانزا، درلگا 1988، تلر و فهن 1987، به نقل از کارور1989).
2- تفسیر مجدد مثبت: هدف این نوع مقابله، مهار هیجانات ناخوشایند است تا سروکار داشتن با عامل استرس زا. ارزش این تمایل تنها به کاهش ناراحتی محدود نمی شود بلکه براساس واژه های مثبت نیز موقعیت استرس زا تفسیر می گردد.
3- روی آوردن به دین: موقعی که فرد تحت استرس قرار میگیرد، به دلایل مختلف روی آوردن به دین افزایش می یابد. روی آوردن به دین تحت شرایط استرس، دلایل مختلفی ممکن است داشته باشد. مذهب ممکن است به عنوان یک منبع حمایت هیجانی باشد. یا اینکه وسیله ای برای تغییر مجدد رویداد به صورت مثبت گردد.
4- انکار: در این نوع مقابله، عامل استرس زا انکار می شود. برخی براین عقیده اند که این نوع مقابله مفید، کاهش دهنده ناراحتی و تسهیل کننده فرایند مقابله می باشد؛ و برخی دیگر انکار را در مراحل اولیه مقابله با موقعیت استرس زا، موثر می دانند و در مراحل بعدی مانع مقابله موثر درنظر می گیرند، و دسته سومی نیز معتقد هستند که اگر عامل استرس زا بطور قوی فراموش نگردد، باعث بوجود آمدن مسائل و مشکلات بیشتر می شود.
5- پذیرش: متضاد شیوه انکار، پذیرش است. پذیرش به عنوان یک شیوه مقابله کارکردی، قابل بحث است. پذیرش دو جنبه از مقابله را در بردارد. یکی پذیرش عامل استرس زا که اتفاق افتاده است؛ در مرحله ارزیابی اولیه و دیگر پذیرش عدم وجود یک شیوه مقابله فعال در فرایند ارزیابی ثانویه. شخصی ممکن است شیوه پذیرش را هنگامیکه رویداد استرس زا چیزی است که باید خود را با آن تطبیق دهد، بکار گیرد، تا اینکه در مواردی آنرا بکار گیرد که عامل استرس زا قابل تغییر است.
ج) مقابله کمتر موثر و ناکارآمد: مجموعه ای از شیوه های مقابله ای است که به عنوان روش های ناکارآمد برای تغییر منبع استرس یا بهبود احساسات ناشی از موقعیت استرس زا درنظر گرفته می شود. سه نوع مقابله عبارتست از:
1- نبود درگیری ذهنی: در این نوع مقابله، انحراف فکر از مساله به فعالیت های دیگر، خیالپردازی کردن و خوابیدن بجای فکر کردن درمورد مساله مطرح می باشد.
2- نبود درگیری رفتاری: در این شیوه برای دستیابی به هدف، تلاش صورت نمی گیرد- یعنی فرد به اینکه از عهده مساله برنمی آید و تلاش هم نمی کند اعتراف می کند.
3- تمرکز برعاطفه و ابراز آن: دراین شیوه فرد ناراحت می شود و ناراحتی اش را آشکار می کند. دچار آشفتگی عاطفی و از دست دادن انرژی روانی به میزان زیاد، می شود.
د) مقابله غیر موثر: این پاسخ ها که عملا نقشی در حل مسئله نخواهند داشت، بر 5 نوع تقسیم می شوند:
1- تکانشگری: پاسخ تکانشگری شامل از دست دادن صبر و شکیبایی، تصمیم گیری عجولانه و عمل کردن با وجود نداشتن اطلاعات کافی و توجه نکردن به نتایج عمل می شود.
2- تفکر خرافی: در این شیوه فرد از پاسخ هایی استفاده می کند که خرافی است، مثلا این تصور که صحبت کردن در مورد واقعیت، از وقوع آن جلوگیری نمی کند، یا اینکه به دنبال اتفاق بعدی یک اتفاق خوب هم خواهد افتاد.
3- تفکر آرزومندانه: دراین شیوه، فرد سعی می کند به وقوع معجزه امید ببندد. آرزوی تغییر رویداد، یا آرزوی اینکه کاش این اتفاق رخ نداده بود یا اینکه کاش آن چه که اتفاق افتاده خواب باشد را دارد.
4- تفکر منفی: در این شیوه، فرد بر نقاط ضعف و علتهای آن تمرکز می کند. و به دنبال آن دچار احساس درماندگی می شود. تفکر در مورد حوادث ناخوشایند، تصور رویدادهای بدو روبرو شدن با بدترین احتمال ممکن، از جمله افکار منفی است، که فردی می تواند داشته باشد.
5- استفاده از دارو، دخانیات، مواد مخدر یا الکل: فرد در این شیوه، برای کمتر اندیشیدن به مساله به استفاده از داروها، مواد مخدر یا مصرف الکل روی می آورد(کارور، 1989).
6- نظریه راجرز و نجاریان:
برطبق نظر راجر و نجاریان سبک های مقابله ای عبارتست از مجموعه رفتارهایی که شخص در مواجهه با مسایل و اضطراب های زندگی در پیش می گیرد که عبارتست از:
سبک مقابله عقلانی،
سبک مقابله انفصالی
سبک مقابله هیجانی
سبک مقابله اجتنابی
که سبک های اول و دوم انطباقی و سبک های سوم و چهارم غیر انطباقی می باشد.
سبک های انطباقی کمک می کنند که افراد راحت تر بتوانند با مطالبات و استرس ها کنار آیند و سبک های غیر انطباقی باعث آسیب پذیری بیشتر می شوند.
شیوه مقابله عقلانی: سبک هایی است که هشیارانه برای مقابله مستقیم با منبع اضطراب جهت حل مسئله بکار برده می شود.
شیوه مقابله انفصالی: اشاره دارد به استعداد فاصله گرفتن و بریدن از هیجان ها به منظور بررسی مسائل از چشم اندازی وسیع و گسترده.
شیوه مقابله اجتنابی: چنانچه از معنای لغوی اجتناب برمی آید می توان آنرا تدبیر کپک ها نامید.یعنی پنهان کردن سر در برف و امید به اینکه دشمن چیزی ندیده و یا کاری با ما نخواهد داشت.
شیوه مقابله هیجانی: این شیوه آمادگی برای فرسوده شدن در انبوه هیجانات را نشان می دهد در این حالت شخص احساس درماندگی می کند و دستخوش یاس و درماندگی در انبوه هیجان ها می شود(راجرر 2002، ترجمه نجاریان 1385).
7- نظریه فلیپس و چارویس (1994):
فلیپس و جارویس براساس تحقیقات خود در مورد راهبردهای مقابله ای به چهار عامل مقابله اشاره کرده اند:
1- مقابله اجتنابی
2- مقابله هیجان مدار
3- مقابله فعال
4- مقابله پذیرش
مقابله فعال: شامل رفتارهایی مانند استفاده از راه‌های راهبردی و حمایت‌های اجتماعی می‌باشد.
مقابله اجتنابی: شامل انکار رویدادهایی است که رخ داد و یا تاثیر گذارده، مانند دور شدن فیزیکی از موقعیت و فرار از موقعیت با بهره گرفتن از دارو و یا الکل.
مقابله هیجان مدار: شامل، آزادسازی هیجان ها (مثل گریه کردن) و استفاده از حمایت های اجتماعی برای کاهش هیجانها می باشد.
مقابله پذیرش: شامل دور شدن روانشناختی فرد از موقعیت می باشد. یعنی از نظر شناختی موقعیت یا رویداد، تحریف می شود و یا رویداد همان طور که هست پذیرفته می شود(فلیپس و جارویس، 1994، به نقل از نادی، 1387).
8- نظریه موس و اسکافر:
موس و اسکافر (1997) به چهار نوع شیوه مقابله اشاره کردند:
مقابله رویارویی رفتاری: شامل جستجوی راهنمایی و حمایت و انجام عمل بطور صحیح برای بررسی مستقیم یک موقعیت یا نتیجه آن است.
مقابله رویارویی شناختی: در این شیوه، فرد تحلیل منطقی می کند و ارزیابی مجدد، پذیرش واقعیت و بازسازی آن برای رسیدن به راه های مناسب حل مسئله انجام می دهد.
هیجان رفتاری اجتنابی: در این شیوه تخلیه هیجانی و رفتارهای کاهش دهنده استرس مثل پرخوری یا استفاده از داروهای آرامبخش صورت می گیرد.
مقابله اجتنابی شناختی: در این روش در افکار فرد به طور هدف دار واکنش هایی صورت می گیرد تا شدت یک بحران یا نتایج آن، یا پذیرش این واقعیت که شرایط غیر قابل تغییر است، کاهش یاید(به نقل از بلالوک و توینر2000).
9- نظریه آلتمایر:
در نظریه آلتمایر(1387) دو تمایز عمده از فرایند مقابله مطرح می شود که عبارتنداز:
تمایز بین مقابله هیجان مدار و مساله مدار: که به ویژگی‌های فردی مربوط است. مانند خودکارآمدی، مقابله مساله مدار بر عامل استرس زا متمرکز است ، در حالیکه مقابله هیجان مدار، به فرد امکان میدهد تا پیامدهای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *