دانلود پایان نامه

جهت است.(فتحعلی- ۱۳۸۴-ص ۱۰۹)
وجه برون متنی
معارف بی مانند از پیامبری درس ناخوانده

موضوع درس ناخوانده و خط نانوشته بودن پیامبر از نظر تاریخی مسلم است و حتی خاورشناسان و مورخان غیرمسلمان نیز بر آن صحه گذارده اند. از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به قرآن مجید در می یابیم که قرآن مجید در بردارنده ی انواعی از معارف است که فراهم آوردن آنها در چنین مجموعه ای فراتر از توان انسان های عادی است، تا چه رسد به این که به وسیله ی فردی درس ناخوانده و در محیطی دور از تمدن و فرهنگ ارائه شده باشد، کسی که در طول دوران چهل سال زندگی خود (پیش از بعثت) حتی جمله ای از این سخنان بر زبان جاری نساخته است.(مصباح یزدی – قرآن شناسی- ص ۱۴۲- ۱۴۵)
دلیل نقل آسمانی بودن قرآن
راه دیگری که قرآن مجید برای اثبات حقانیت و از سوی خدا بودن خود پیموده، طریق نقلی است. قرآن مجید در آیات متعدد این نکته را متذکر می شود که درکتاب های آسمانی گذشته، آمدن این کتاب از سوی خداوند، نزول آن بر پیامبر گرامی اسلام و ویژگی های آن حضرت مطرح شده است، و دانشمندان اهل کتاب از آن مطلع بوده و از همین روی، برخی از ایشان بر این امر گواهی داده و به پیامبر ایمان آورده اند، ولی عده ای دیگر به عللی از ایمان آوردن سرباز زده اند.
بیانات قرآن بیشتر بر آگاهی اهل کتاب- به ویژه دانشمندان آنان- از این موضوع تأکید دارد و فقط برخی از آیات را می توان ناظر به تورات و انجیل زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) دانست. آسمانی بودن «عهدین» کنونی قابل قبول نیست و بخش اعظم آن- به ویژه عهد جدید- بی شک غیرآسمانی است، به همین سبب آن چه در قرآن مجید در این باب آمده، به طور کامل در عهدین وجود ندارد و آن چه یافت می شود عباراتی کلی است که بر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) انطباق دارد. (مصباح یزدی- قرآن شناسی –ص ۱۷۱-۱۷۸)
دلایل تحریف ناپذیری قرآن
«إنا نحن نزلنا الذکر وإناله لحافظون» ( ما خود قرآن را نازل کردیم و خود نگهبان آن خواهیم بود)(سوره ی حجر- آیه ی ۹)

۱- دلیل عقلی
زیاد نشدن چیزی بر قرآن مورد اتفاق همه ی مسلمانان جهان است و هیچ گونه حادثه ای که منشأ احتمال افزایش چیزی بر قرآن شود، روی نداده، و هیچ سندی برای چنین احتمالی، قابل ارائه نیست. در عین حال با توجه به اعجاز قرآن، احتمال هر گونه افزایش در آن از بین خواهد رفت.
پس به همان دلیلی که معجزه بودن قرآن کریم ثابت شد، محفوظ بودن آن از اضافات نیز ثابت می شود.(مصباح یزدی- آموزش عقاید- ج ۲: ۱۴۳)

۲- دلایل نقلی
پس از اثبات عدم تحریف قرآن- به بیانی که در تبیین دلیل عقلی گذشت- و قطعی بودن عدم افزایش در قرآن، می توان برای اثبات عدم تحریف به آیات قرآنی به عنوان دلیل نقلی استناد جست. به آیاتی چند از قرآن برای اثبات عدم تحریف آن استدلال شده است.
از جمله آیاتی که در گفتار محققان و قرآن پژوهان برای سلامت قرآن از تحریف مورد استناد قرار گرفته، آیه ی موسوم به آیه ی حفظ(ذکر) است:«انا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون»(ما خود قرآن را نازل کردیم و خود نگهبان آن خواهیم بود)(سوره ی حجر- آیه ی ۹) در این آیه شریفه بر نزول قرآن از سوی خداوند تاکید شده است و همچنین از نگهبانی و حفظ قطعی و مسلم آن پس از نزول سخن به بیان آمده است. از آن جا که این آیه، مصونیت قرآن پس از نزول را به طور مطلق بیان کرده، این مصونیت شامل حفظ قرآن از تحریف هم می شود، زیرا هیچ نوع حفظی مهم تر از حفظ از تحریف نیست.(فتحعلی- ۱۳۸۴- ص ۱۲۳)
نهج البلاغه
نهج البلاغه را به هیچ وجه نمی توان هم سنگ قرآن دانست و صرف آن را همانند آن یافت نمی شود دلیل آن نیست که نمی توان همانند آن را آورد و چون حضرت امیر(علیه اسلام) چنین ادعایی نداشته، همگان درصدد معارضه همانند آوری جدی در مورد آثار حضرتش بر نیامده اند. در مقایسه نهج البلاغه با قرآن برای اهل فن برتری آیات الهی کاملاً روشن است، به عنوان مثال یکی از خطبه های برجسته نهج البلاغه، خطبه ۲۲۶ است ولی در همین خطبه آن گاه که حضرت(علیه اسلام) آیه ای از قرآن را اقتباس می فرماید، خواننده ی دقیق به خوبی برتری آیه قرآن بر دیگر جمله ها را در می یابد.(مصباح یزدی- قرآن شناسی: ۱۵۹)
«داربالبلاء محفوفه و بالغدر موصوفه لاتدوم احوالها و لاتسلم نزالها. .. تکیف بکم لو تناهت بکم الامور و بعثرت القبور هنالک تبلو کل نفس ما اسطنت و رد و الی الله مولیهم الحق و ضل عنهم ما کانوا یفترون»(] دنیا[ خانه ای پیچیده در بلا و شهره بی وفایی است ] اوضاع و [ احوالش ناپایدار است و ساکنانش در ] امان و [سلامت نباشند . .. پس چگونه خواهید بود آن گاه که امور] دنیا[ شما را به آخر رسانند و ]مردگان[ از قبرها بر انگیخته شوند آن جا هر کسی آن چه پیش فرستاده، بیازماید و به سوی خدا، مولای حقیقی شان بازگردانده شوند و آن چه به دروغ می بافتند، ناپدید شود.(نهج البلاغه- خطبه ۲۲۶)
از سوی دیگر ویژگی های قرآن در نهج البلاغه یافت نمی گردد. این خطبه ها در عرض ۵ سال و در دوران خلافت از سوی آن حضرت ایراد گردیده است و هرگز آن شرایط ناهمگون در نزول تدریجی قرآن را در این جا نمی توان یافت. نکته ی مهم تر در این مجال این است که آن حضرت به شاگردی خود در مکتب قرآن و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اعتراف نموده و از آن حضرت به عنوان معلم و واسطه ی فیض الهی یاد می نماید.(مجلسی- ج ۳: ۲۸۳)
تورات و انجیل
تورات و انجیل فعلی، غیر از آن تورات و انجیلی می باشد که از طرف خداوند برحضرت موسی و عیسی فرود آمده است. قرآن نه تنها با تورات و انجیل واقعی و آسمانی مخالفت ندارد بلکه آن ها را تصدیق می کند و با آن ها کاملاً هماهنگ است. امروزه دیگر تورات و انجیل آسمانی و واقعی وجود ندارد. و خرافات و مطالب خنده آور و گمراه کننده ای در کتب عهدین وجود دارد که با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست. هر مقدار که قرآن، خداوند را تنزیه و تقدیس نموده، پیامبران را به عالی ترین مقام انسانی اوج داده است، این کتاب ها به همان مقدار، مقام الوهیت را تنزل داده، هر گونه اعمال ناشایستی را به پیامبران خدا نسبت می دهند. در این جا چند نموه از فصول کتب تورات و انجیل را می آوریم:
در تورات آمده است که: اسحاق خواست نبوت و پیامبری را به فرزند خود «عیسو» واگذار کند ولی در آن موقع فرزند دیگرش«یعقوب» اسحاق را فریب داد و بر وی چنین وانمود کرد که او همان« عیسو» است و برای پذیرش اسحاق، طعام و شراب آماده کرد و اسحاق در آن طعام و شراب تناول کرد. پس در اثر همان حیله نیرنگ که یعقوب برای رسیدن به پیامبری به کار برده بود، او را دعا نمود و چنین گفت: تو آقا و سرور برادرانت باش و فرزندان و مادرت بر تو تواضع و کوچکی نمایند. لعن بر آنان که بر تو لعن کنند. خوشی و مبارکی بر آنان که تو را مبارک باد گویند. وقتی«عیسو» آمد، فهمید که برادرش یعقوب گوی نبوت را از وی ربوده است، به پدرش گفت: پدر جان مرا نیز برکت پیامبری ده!اسحاق گفت: من او را آقا و سرور همه، تو و برادران دیگرت را غلام و بنده ی وی قرار داده ام و او را با گندم و شراب ثروتمند و نیرومند گردانیده ام. پسر جان دیگر درباره ی تو چه می توانم بکنم؟
این جا بود که عیسو صدای خویش را به گریه بلند نمود.(تورات- سفر تکوین – باب ۲۷)
آیا ربودن مقام نبوت معقول است؟ آیا واقعاً یعقوب با این دروغ فریب کاری و تزویر، همان طور که اسحاق را گول زد، خداوند را نیز گول زد و خداوند دیگر نتوانست نبوت را به اهلش باز گرداند؟!«تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا»
شاید همان مستی شراب است که افرادی را وا داشته چنین خرافات را جعل کنند و نسبت شراب خوردن را به اسحاق بدهند.
در انجیل چنین می خوانیم:
روزی مسیح برای مردم سخن می گفت: مادر و برادرانش در بیرون منتظر وی بودند کسی از آن میان گفت: این مادر و برادرانت هستند که در بیرون به انتظار تو به سر می برند تا سخنی از تو بگویند. مسیح گفت: مادر من کیست و برادران من کدامند؟!
پس با دست خود اشاره به شاگردانش نمود و گفت: اینان مادر و برادران من هستند زیرا هر کس به گفته ی من که به آسمان است گوش فرا دهد، او برادر، خواهر، مادر من است(متی – باب ۱۲)(مرقس- باب ۳)(لوقا- باب ۸)
در جای دیگر می خوانیم که مسیح درباره ی شاگردانش می گوید: آنان ایمان ندارند. (مرقس- باب ۴) و باز درباره ی آنان می گویند: در دل آنان به اندازه ی تخم خشخاشی ایمان وجودندارد.(متی- باب ۱۷)
این شاگردان همان ها هستند، شبی که یهودیان به مسیح حمله کردند و از آنان در خواست نمود که تا صبح نخوابند و از وی محافظت کنند ولی هیچ کدام از شاگردانش به حرف او گوش ندادند و وقتی یهودی ها او را گرفتند، همان شاگردها او را تنها گذاشته، فرار را به قرار ترجیح دادند(همان – باب ۲۶)
در انجیل یوحنا آمده است: مسیح روزی در یک جشن عروسی شرکت نمود، اتفاقاً شرابشان تمام گردیده بود مسیح از راه اعجاز برای آنان شش خمره شراب درست کرد.(انجیل یوحنا- باب ۲)
باز در انجیل آمده است که مسیح شراب می خورد و در خوردن شراب زیاده روی می نمود.(متی – باب ۱۱)، (لوقا- باب ۷) حاشا از این افتراها و نسبت های ناروا که مقام پاک مسیح از این بهتان عظیم به دور است، گذشته از این ها، در کتب عهدین خورن شراب صریحاً ممنوع و تحریم شده است.
چگونه می توان این کتب عهدین را وحی آسمانی دانست با این که این کتاب ها با نسبت های ناروا دامن پاک پیامبران خدا را آلوده ساخته، مقام شامخ آنان را لکه دار نموده است.
اینک قسمتی از تناقضات انجیل را بررسی می کنیم:
۱- در انجیل لوقا آمده که مسیح گفت: هر کس با من نباشد مخالف من است. (متی – باب ۱۰) (لوقا -باب ۱۱)
ولی در جای دیگر از همان انجیل، نقیض آن را می خوانیم که مسیح گفت: هر کس مخالف ما نباشد او با اما است(مرقس- باب ۹)(لوقا- باب ۹)
۲- در انجیل می خوانیم که وقتی مسیح صالح خطاب نمودند، گفت: چرا صالح به جز خدا صالحی وجود ندارد.(متی –باب ۱۹) (مرقس- باب ۱۰) (لوقا – باب ۱۸)
ولی در جای دیگر انجیل، درست عکس آن را می خوانیم که مسیح گفت:«منم نگهبان صالح» و باز گفت: اما من همان نگهبان صالحم (یوضا- باب ۱۰)
۳- در انجیل متی آمده است: آن دو نفر دزد که با مسیح به دار آویخته شدند، هر دو مسیح را سرزنش می نمودند و نیش زبان می زدند.(متی – باب ۲۷)
و در انجیل دیگر درست ضد آن گفتار آمده است که: یکی از دو مجرم به مسیح گفت: «تو اگر مسیح هستی، هم خود و هم ما را از چوبه ی دار برهان» و مجرم دوم گفت:«تو از خدا و مجازات وی نمی ترسی که مسیح را سرزنش می کنی.» (لوقا- باب۵)
۴- در انجیل یوحنا چنین آمده است که: اگر من نفع خودم شهادت دهم، شهادتم درست نخواهد بود.(یوحنا- باب۵) ولی در همین انجیل آمده است: که عیسی گفت: اگر من به نفع خودم شهادت دهم شهادتم درست است.(همان- باب ۸)
ویژگی های قرآن
جامعیت قرآن
یکی از معجزات قرآن، جامعیت است. قرآن می فرماید:
«ولقد صرفنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل» (در این قرآن، ما برای مردم از هر چیز نمونه ای آوردیم( و همه ی معارف در آن جمع است)». (سوره ی اسراء- آیه ی ۸۹)
این قرآن با محتوای بسیار غنی و متنوع، آن هم از انسانی درس نخوانده، عجیب است. چرا که در این کتاب آسمانی، هم دلائل عقلی در زمینه عقائد، هم احکام متین و استوار براساس نیازمندیهای بشر در همه ی زمینه ها و هم بحث های تاریخی که در نوع خود بی نظیر، هیجان انگیز، بیدادگر، تکان دهنده و خالی از هر گونه خرافه است و هم مباحث اخلاقی که با دلهای آماده همان کار را می کند که باران بهاری با زمین های مرده می کند. و هم مسائل علمی که در قرآن مطرح شده، پرده از روی حقایقی بر می دارد که حداقل در آن زمان برای هیچ دانشمندی شناخته نشده بود. خلاصه قرآن در هر وادی گام می نهد عالی ترین نمونه را ارائه می دهد. آیا با توجه به این که معلومان انسان محدود است، مخصوصاً با توجه به این که پیامبر اسلام در محیطی پرورش یافته بود که از همان علم و دانش محدود بشری آن روز نیز خبری نبود، آیا وجود این همه محتوای متنوع در زمینه های توحیدی و اخلاقی و اجتماعی و نظامی و سیاسی دلیل بر این نیست که مغز انسان تراوش نکرده؛ بلکه از ناحیه ی خداست؟
اگر فرض کنیم تمام دانشمندان امروز متخصصان علوم مختلف جمع شوند دائره المعارفی را تنظیم کنند و آن را در قالب بهترین عبارات بریزند. ممکن است این مجموعه برای امروز جامعیت داشته باشد اما مسلماً برای پنجاه سال بعد نه تنها ناقص و نارسا است، بلکه آثار کهنگی از آن می بارد. در حالی که قرآن در هر عصر و زمانی که خوانده شود گویی برای همان عصر و زمان نازل شده و هیچ اثری از گذشت زمان در آن دیده نمی شود.(تفسیر نمونه – ج۱۲: ۲۷۷)
ابعاد جامعیت قرآن:

۱- جامعیت در مخاطبان
هر کتابی مخاطبان ویژه ای دارد. بعضی از آثار، مخصوص زنان، مردان، جوانان و یا کودکان و . . .است. اما تنها کتابی که مخاطب ویژه ندارد قرآن است. مخاطبان قرآن مردم هستند که در قرآن با عناوین: بشر، انسان، ناس و بنی آدم آمده است و برای همه ی زمان ها و مکان ها بدون توجه به مرزها و نژادها و زبان های خاص نازل شده است.(اکبری- ۱۳۸۵: ۱۸)
۲- جامعیت و فراگیری همه قلمروهای زندگی
قرآن کتاب هدایت است و همه قلمروهای زندگی انسان را مورد توجه قرار داده است اعم از فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و . . . ( اکبری – ۱۳۸۵: ۱۸)

۳- جامعیت و فراگیری نسبت به کتب و ادیان
قرآن می فرماید خداوند آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آن چه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید.(سوره ی شوری- آیه ۱۳)
۴- فراگیری دنیا و آخرت بسیاری از کتابهایی که نوشته شده است برای چگونه زیستن زندگی مادی و دنیایی است و پاره ای از کتابها نیز تنها زیستن اخروی را مورد توجه قرار داده است اما قرآن آیین زیستن دو جهان است. (اکبری، ۱۳۸۵، ص ۱۹)
جامعیت و اختصار
یکی از ویژگی های قرآن اختصار در عین جامعیت در بیان حقایق و معارف است، مثلاً آیه:
«خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین»
«با آن ها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان» (سوره اعراف – آیه ۱۹۹)
در عین کوتاهی از جامعترین آیات اخلاقی است از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «آیه ای جامعتر در مسائل اخلاقی در آیه فوق نیست»
بعضی از علمای تفسیر در توضیح حدیث فوق گفته اند که:اصول فضایل اخلاقی همچون قوای انسانی در سه قسمت خلاصه می شود: عقل- غضب- شهوت. (اکبری، ۱۳۸۵، ص۱۹)
فضایل عقل نامش حکمت است که جمله ی «وأمر بالعرف» بدان اشاره دارد و فضایل نفسی که در برابر طغیان شهوت قرار دارد عفت نام دارد که از جمله ی«خذالعفو» استفاده می شود و تسلط بر نفس در برابر قوه غضبیه شجاعت نام دارد که از جمله ی « و اعرض عن الجاهلین» استفاده می شود. (تفسیر نمونه ، ج۷: ۶۲)
قرآن بر این حقیقت تأکید دارد که این کتاب تنها برای تلاوت نیست؛ بلکه هدف نهایی از آن ذکر و تدبر و انذار است. در یک آیه می فرماید:

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی در مورد :اعتماد اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبرواآیاته»
«این کتابی که بر تو نازل کرده ایم کتاب مبارکی است تا مؤمنان در آیاتش تدبر کنند» (سوره ص –آیه ۲۹)
ودر آیه ی دیگر می فرماید:
«کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور »
« این کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را به وسیله آن از ظلمت ها به سوی نور خارج نمایی.)(سوره ابراهیم- آیه ۱)
به این ترتیب باید قرآن در متن زندگی مسلمانان قرار گیرد و آن را برنامه خویش قرار دهند و دستوراتش را عمل کنند، اما متأسفانه گروهی از مسلمانان فقط به ظاهر قرآن می پردازند و به بعد عملی و اجرایی آن توجهی ندارند.(تفسیر نمونه- ج۲۱: ۴۶۸)
پیوستگی مطالب قرآن
قرآن غالباً به مناسبتی از موضوعی به موضوع دیگر منتقل می گردد، ای بسایک رشته مطالب متنوع را به منظور پند و اندرز و بیدار کردن وجدان ها

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: نیازهای روانشناختی

دیدگاهتان را بنویسید