مدل مستقل از نوع صنعت واندازه شرکتها به دسته بندي شرکتهاي ورشکسته وغيرورشکسته (باتوجه به کمتر يا بيشتر شدن z از۳۸/۰ براي آن شرکتها) مي پردازد (شيراتا، ۱۹۹۸،ص۴۲۹)۲٫
۹-۵-۲ مدل زيمسکي۳
مطالعات فراوان زيمسکي روي نسبتهاي مالي وي را به سمت ارائه مدلي در مورد پيش بيني ورشکستگي شرکتها با کمک ترکيب نسبتهاي مالي مختلف کشاند. زيمسکي براي ايجاد مدل پيش بيني ورشکستگي از نسبتهاي مالي که نقدينگي، عملکرد واهرم هاي مالي واحد تجاري را اندازه گيري مي نمايد استفاده کرد. بايد گفت که اين نسبتها فقط براساس ديدگاه نظري مورد استفاده قرار نگرفته بود بلکه همانطوري که دربالا به آن اشاره شد براساس مطالعات پيشين زيمسکي روي نسبتهاي مالي انتخاب شده بودند. درضمن زيمسکي درايجاد مدل پيش بيني ورشکستگي از تجزيه وتحليل لاجيت استفاده نمود. اين مدل که درسال ۱۹۸۴ ايجاد گرديد بصورت زير مي باشد:
X= -4.3 -4.5×1+5.7×2 -0.004×3 رابطه (۸-۲):
که در آن:
X1 = سودخالص / کل داراييها۴
X2 = کل بدهيها / کل داراييها۵
X3 = داراييهاي جاري / بدهيهاي جاري۶
باشد آن شرکت ورشکسته خواهد شد. X<0درمدل فوق درصورتيکه براي شرکتي مدل زيمسکي براي يکسال قبل از ورشکستگي مورد استفاده قرار مي گيرد. زيمسکي براي آزمون مدل خود 840 شرکت را مورد بررسي قرار داد که40 شرکت ازاين تعداد جزء شرکتهاي ورشکسته و800 شرکت جزء شرکتهاي غير ورشکسته بودند. زيمسکي پس از بررسي مدل خود روي اين شرکتها دقتي معادل 78/0 براي مدل خود بدست آورد(البته براي يکسال قبل از ورشکستگي) (زيمسکي، 1984،ص22)1. 10-5-2 مدل تافلر تافلردر سال 1983 درانگلستان تحقيقاتي درارتباط با پيش بيني ورشکستگي انجام داد. وي اطلاعات 46 شرکت ورشکسته دربين سالهاي 1969 تا 1976 را جمع آوري کرد و با اطلاعات شرکتهاي موفق مطابقت داد ومدلي براي پيش بيني ارائه نمود که بصورت زير است: Z=C0+C1R+C2W+C3FR+C4L رابطه (9-2): که در آن: R= نرخ بازده سرمايه گذاري، W = سرمايه درگردش، L = نقدينگي FR = ريسک مالي ،نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام، C0,C1,C2,C3,C4= ضرايب ثابت تافلر سهم هريک ازمتغيرها درمدل را به ترتيب 53، 13، 18، 16 درصد ارزيابي کرد. پس از ارائه اين مدل وي نمونه اي از شرکتهاي ريسک دار را انتخاب کرد و با استفاده ازمدل فوق آنها را ارزيابي کرد. اين مدل 115 شرکت از 825 شرکت صنعتي موجود دربانک اطلاعاتي را درحد خطرناک طبقه بندي کرد. طي 4سال 35/0از شرکتهاي ريسک دار يا ورشکست شدند يا به لحاظ اقتصادي تقريباً با عدم توانايي در بازپرداخت بدهيها روبروشدند و بيش از27/0از شرکتها هنوز هم درحد خطرناک باقي ماندند. واضح است که مدل بعضي قابليتهاي پيش بيني را نشان مي دهد اما اينکه مدل فوق ارزشمند است يا خيرهنوزچندان روشن نيست زيراعلاوه براينکه 44 شرکت از115 شرکت درحد خطرناک تا چهارسال بعد هنوزبه فعاليت خود ادامه مي دادند، يکي ازشرکتها با وضعيت خطرناک ورشکست شد. اين مدل مشکلات عملي را براي موسسات اعتباري به وجود آورد زيرا بين 11 تا 21 درصد از وضعيت مشتريان بالقوه آنها در سالهاي 1973 تا 1980 درحد خطرناک طبقه بندي کرده بودند (رهنماي رود پشتي وديگران، 1385،ص 519)2. 11-5-2 مدل فولمر108 فولمر پروفسور مالي دپارتمان حسابداري و مالي دانشگاه تنسي درکتنوگا است. وي درسال 1984 مدلي را براي پيش بيني ورشکستگي واحدهاي تجاري ارائه کرد. فولمر براي ارائه اين مدل از تجزيه وتحليل چند متغيره در ارزيابي کاربرد 40 نسبت مالي استفاده نمود، که به کمک روش فوق 9مورد از نسبت مورد آزمون خود را براي ايجاد مدل پيش بيني ورشکستگي برگزيد. فولمر براي آزمون مدل پيش بيني ورشکستگي خود از يک نمونه شامل 60 شرکت که از اين تعداد30 شرکت ورشکسته و30 شرکت غيرورشکسته استفاده نمود.مدل فولمر به شکل زير مي باشد: رابطه (10-2): H= 5.528V1+0.212V2+0.073V3+1.27V4 -0.12V5+2.335V6+0.575V7+1.083V8+0.894V9 -6.075 که در آن: V1 = سود انباشته / کل دارائيها109 V2 = فروش / کل دارائيها110 V3 = سود قبل از ماليات / حقوق صاحبان سهام111 V4= جريان نقد / کل بدهيها112 V5= بدهي / کل دارائيها113 V6 = بدهيهاي جاري / کل دارائيها114 V7 = لگاريتم کل دارائيهاي مشهود115 V8 = سرمايه درگردش / کل بدهيها116 V9 = لگاريتم سودقبل از بهره وماليات / بهره117 در مدل فوق اگر Hکمترازصفر شود شرکت مورد بررسي ورشکسته خواهد شد و درغيراينصورت آن شرکت ورشکسته نخواهد شد. نتايج پژوهشهاي فولمر نشان داد که دقت اين مدل پيش بيني ورشکستگي براي يکسال قبل از ورشکستگي 98/0و براي بيش از يکسال قبل از ورشکستگي حدود 81/0بوده است. مدل فولمر در بين تمام مدلهاي پيش بيني ورشکستگي ايجاد شده تاکنون داراي بيشترين ميزان دقت در پيش بيني ورشکستگي شرکتها مي باشد. دليل اين امر نيز تاکيد فولمر درايجاد مدلي که خطاي نوع اول را به حداقل برساند بود (عسگري،1387،ص 67)1. 12-5-2 مدل زاوگين2 مدل تدوين شده توسط خانم کريستين زاوگين که از تحليل آماري لوجيت استفاده مي کند، بطورخلاصه به شرح زير مي باشد: رابطه (11-2): Z=0.23883 -0.108X1 -1.583X2 -10.78X3 +3.074X4 +0.486X5 -4.35X6 -0.11X7 که در آن: = متوسط موجودي ها / فروشX1 = متوسط حسابهاي دريافتني / متوسط موجودي هاX2 = سرمايه گذاري کوتاه مدت+ موجودي نقد / کل دارائيهاX3 = دارائيهاي آتي / بدهيهاي جاريX4 = سودعملياتي / بدهي جاري- کل دارائيX5 = بدهي بلند مدت/ بدهي جاري- کل دارائيX6 = فروش / خالص سرمايه درگردش+ دارائيهاي ثابتX7 در اين مدل احتمال ورشکستگي بصورت زير محاسبه مي شود: احتمال ورشکستگي کاربرد مدل لوجيت نيازمند چهار مرحله است: نسبت مي بايست محاسبه?1- يکسري نسبتهاي مالي محاسبه مي شود که درمدل پيش بيني زاوگين شود. 2- هر يک از نسبتها درضرايب آنها ضرب مي شود. ضرايب هرکشورمختص آن کشوراست و براي محاسبه ضرايب آن در هرکشور از تحليل آماري لوجيت که شبيه به تحليل رگرسيون است، استفاده مي شود. را بدست مي آوريم. y3- حاصلضرب نسبتها در ضرايبشان رابا هم جمع و رادر فرمول احتمال ورشکستگي بالا قرار داده واحتمالy4- براي محاسبه احتمال ورشکستگي شرکت، ورشکستگي هر شرکت را که يک عدد منحصر به فردي است، بدست مي آوريم. در مدل مربوط، متغيرهايي با ضرايب منفي احتمال ورشکستگي را افزايش مي دهند ومتغيرهايي با ضرايب مثبت احتمال ورشکستگي را کاهش مي دهند. خروجي مدل که احتمال ورشکستگي شرکت مربوط است عددي در دامنه بين صفرتا يک است. هرچه اين عدد بزرگتر بوده و به يک نزديکتر باشد، احتمال ورشکستگي شرکت بيشتر است و برعکس هرچه اين عدد کوچکتر باشد وبه صفر نزديکتر باشد، احتمال ورشکستگي پايين تري را براي شرکت نشان خواهد داد. خانم زاوگين با استفاده از صورتهاي مالي شرکتهاي عادي و ورشکسته، ضرايب متغيرهاي مدلش را براي 5 سال محاسبه کرد. وي شرکتهاي ورشکسته سال1980را درنظرگرفته وضرايب متغيرهاي مدلش رابراي 5 سال متوالي 1975 تا 1979 حساب کرد. سپس براساس ضرايب مربوطه، احتمال ورشکستگي يک شرکت ورشکسته را براي نمونه بررسي کرد. وي مشاهده کرد که در دوره سالهاي 1975 تا 1979 احتمال ورشکستگي شرکت مذکور روند صعودي داشته است. سپس تغييرات روند احتمال ورشکستگي شرکت مذکور را با روند قيمت سهام آن شرکت در طول آن سالها بررسي کرد ومشاهده کرد که همزمان با روند صعودي احتمال ورشکستگي شرکت، قيمت سهام شرکت تغييرات نزولي داشته و سال به سال همراه با احتمال افزايش ورشکستگي، کاهش يافته است. مدل زاوگين به دليل عدم اتکاء به فرض نرمال بودن جامعه متغيرهاي مورد استفاده در مدل پيش بيني ورشکستگي، به واقعيت نزديک مي باشد، لکن مدل آلتمن به استناد فرضي که براساس آن مدل تدوين کرده اند، قابليت کاربرد دربسياري ازجوامع باشرايط مختلف را دارد. با اين حال، يکي از ايرادات وارد بر آن اين است که در مدل زاوگين به دليل عدم اتکاء به فرض نرمال بودن توزيع متغيرها و نسبتهاي مدل و استفاده مستقيم از تحليلهاي آمارناپارامتريک ومدل لوجيت براي پيدا کردن ضرايب نسبتها و متغيرهاي مدل پيش بيني، مقايسه با مدلهاي تحليل مميزي مثل مدل آلتمن، ضرايب محاسبه شده متغيرها باهم همبستگي کمتري دارند(رهنماي رودپشتي ،1385،ص523)1. 13-5-2 مدل فيلوسوفو لئونيدو ولاديمير فيلوسوفو مسئله پيش بيني ورشکستگي شرکتها را با ارزيابي همزمان فاصله مدتي که ورشکستگي اتفاق مي افتد بررسي کردند. سپس با آناليزهاي مقايسه اي آماري، 4 فاکتورنسبتاً وابسته که پتانسيل قابل توجهي درپيش بيني ورشکستگي دارند را استخراج کردند. دوتا از اين فاکتورها کميت (F3,F2) هستند، درحالي که دو فاکتور ديگرتوانايي پرداخت بدهي (F1,Fe) و کيفيت بدهي شرکت هستند. F1=تعهدات جاري / کل دارايي ارزش اين عامل با نزديک شدن به ورشکستگي افزايش مي يابد. اين عامل بعنوان پيشگويي کننده ورشکستگي يک يا دوسال قبل ازاينکه ورشکستگي اتفاق بيفتد بکار مي رود. افزايش تعهدات جاري به موجب نزديک شدن به سررسيد بدهي هاي بلندمدت شرکت ايجاد مي شود. بدهي بلندمدت درسال قبل ازورشکستگي به دليل انتقال آن به تعهدات جاري درطول سال قبل از تاريخ پرداخت مي تواند کاهش پيدا کند. F2= کل دارايي / سودانباشته ارزش اين عامل در حالي که شرکت به ورشکستگي نزديک مي شود کاهش مي يابد. تحقيقات نشان داد که پتانسيل قابل ملاحظه اي براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها تا سه سال قبل از اينکه اتفاق بيفتد وجود دارد. F3=کل دارايي / سودقبل ازبهره وماليات يکي از نشانه هاي طبيعي رسيدن به ورشکستگي تقليل سود شرکت و تغييرات آن به سوي زيان است. اين همه نوع سودي را شامل مي شود (عملياتي، ناخالص، خالص). سودهاي شرکت دراين مواقع به دليل زيانهاي غيرطبيعي و بعضي مواقع سودهاي غيرطبيعي بسيار ناپايدار هستند. ارزش اين عامل زماني که شرکت به ورشکستگي نزديک مي شود کاهش مي يابد. F4=کل دارايي / بهره ارزش اين عامل زماني که شرکت به ورشکستگي نزديک مي شود افزايش مي يابد. پرداختهاي بهره در2 تا 3 سال قبل از ورشکستگي افزايش مي يابد. هدف فاکتورهاي پيش بيني کننده در اين تحقيقمحاسبه درست آخرين احتمال ورشکستگي است. يکسري اطلاعات از24 شرکت که منجر به ورشکستگي بين سالهاي 1980 تا 1988 شد بعنوان ماده تجربي اصلي براي انتخاب فاکتورهاي پيش بيني، ساختارالگوريتم پيش بيني و برآورد قابليتهاي مورداستفاده قرارگرفت. صورتحساب سود وزيان و ترازنامه شرکتها و اطلاعاتي درباره تاريخ احساس وضعيت ورشکستگي جمع آوري شد. اطلاعات براي هر شرکت، شامل بيش از هفت ترازنامه و صورتحساب سود وزيان سالانه است. آخرين نسبت به تاريخ کمتراز يکسال قبل از تاريخ ورشکستگي است. کارايي متغيرهاي قواعد پيش بيني دراين تحقيق توسعه پيداکرد و نشان داده شد که درشرايط برابر،آنها بسيار کاراتر از قاعدهz اسکورآلتمن وقواعد محاسباتي آزمون شده هستند( رهنماي رود پشتي وديگران،1385، ص524)1. 14-5-2 مدل شبکه عصبي مصنوعي2 از جمله پيشرفته ترين مدلها مدل شبکه عصبي مصنوعي است، که با الگوبرداري و شبيه سازي از شبکه عصبي طبيعي بدن انسان طراحي شده است.شبکه هاي عصبي مصنوعي بطور پيوسته بعنوان يکي از موضوعات رايج ومهم با کاربردهاي فراوان درعلوم و رشته هاي متفاوت از قبيل داروسازي، تجارت، سياست و فن آوري محسوب مي شود. کاربرد واستفاده اين شبکه ها درتجارت، خصوصاً درپيش بيني ورشکستگي بسيارمهمتر ازمدلهاي آماري ديگر مورد توجه قرارمي گيرد. مدلهاي شبکه عصبي مصنوعي علاوه برآن دربرخي محدوديت هاي موجود که درمتدهاي آماري وجود داشته اند غلبه کرده است.بوريز3 در سال 1995 و تام کينگ4 در سالهاي 1990 تا 1992 و چاريتو و چارمالوس5 (1966)، هاونگ6 (1995)، بروکت7 (1994)، سابرر8(1992)، کاگروفانيک9 (1994) دريافتند که مدلهاي شبکه عصبي مصنوعي نسبت به مدلهاي آماري مهمتر و بهتر است، بخاطر اينکه مدلهاي شبکه عصبي مصنوعي به يک شيوه توزيع خاص محدود نمي شوند. مدلهاي شبکه عصبي مصنوعي، جنبه رياضي فرآيند بيولوژيکي شبکه عصبي بدن را نشان مي دهند. اين مدلها با استفاده از سرعت محاسباتي کامپيوتر، روابط پيچيده بين متغيرها را تجزيه وتحليل و از آن براي پيش بيني مقادير آتي استفاده مي نمايند. اولين تحقيق درمورد استفاده از شبکه عصبي مصنوعي در دهه 1940 آغاز شد. اما کاربرد مالي اين مدلها بسيارجديدتر است. اصلي ترين کاربرد مدلهاي شبکه عصبي دراقتصاد پيش بيني متغيرهاي اقتصادي اعم از متغيرهاي مربوط به بازارهاي مالي، پولي ومتغيرهاي کلان اقتصادي مانند پيش بيني قيمت سهام، شاخص سهام، نرخ ارز، قيمت نفت، نرخ تورم و رشد است. کاربرد ديگراين مدلها در اقتصاد طبقه بندي عاملين اقتصادي است. از اين جهت شبکه هاي عصبي بطورعموم درزمينه پيش بيني ورشکستگي واحدهاي اقتصادي بکار مي روند. بيشتر تحقيقات در زمينه کاربرد مدلهاي شبکه عصبي مصنوعي در پيش بيني ورشکستگي از جمله مدلهاي آدام وشاردا1 (1990)، کستر و همكاران2 (1990)، کدن3 (1991)، کوتس وفنت4 (1993)، لي،هن وکوان5 (1996)، به مقايسه کاربرد اين مدلها با مدلهاي تحليل مميزي پرداخته اند. اما سالچنبرگر و همكاران6 (1992)، فلچر وگاس7 (1993)، و آدو8(1993)، اين مدلها را با لاجيت وتن9 (1996)، نيز مدلهاي مزبور را با مدل پروبيت مقايسه نموده است. همه مطالعات، مدلهاي شبکه عصبي را در طبقه بندي نسبت به مدلهاي رقيب تواناتر يافته و نشان داده اند که اين مدلها از قوت وانعطاف بيشتري نسبت به ساير مدلها برخوردارند(ژف،1380،ص 125 )10. 6-2 گفتارششم: تشريح نسبتهاي مالي مورد استفاده در اين تحقيق 1-6-2 تاريخچه نسبتهاي مالي در ايالات متحده، تجزيه وتحليل صورتهاي مالي از سال 1895 ابتدا توسط بانکها بکارگرفته شد وبراي اعطاي اعتبار، صورتهاي مالي شرکتها را مورد بررسي قرارمي دادند تا اينکه درسال 1919 يک سيستم کامل از تجزيه وتحليل نسبتها توسط الکساندروال11ارائه شد و بانکها را که قبلاً براي اعطاي وام از نسبت جاري استفاده مي کردند مورد انتقاد قرارداد و بيان کرد که بانکها به جاي اينکه از نسبت جاري استفاده کنند بايد روابط صورتهاي مالي با يکديگر را مورد توجه قرار دهند تا تصويرکاملي بدست آورند. يکي از تحولات حسابداري در ايالات متحده گسترش نسبتهاي مالي براي تجزيه وتحليل صورتهاي مالي مي باشند ومنشاً آن به اواخرقرن نوزدهم برمي گردد، تا دهه 1920 نسبتهاي زيادي توسط افراد و موسسات انجام گرفت اما تحقيق هاي تجربي راجع به نسبتهاي مالي تا اواسط دهه 1960 انجام نگرفت واولين تحقيق تجربي توسط ويليام بيور انجام شد. 2-6-2 تعريف و اهداف نسبتهاي مالي نسبت مالي عبارتست از ارتباط رياضي بين صورت کسر ومخرج کسر وارتباط بين ارقام موجود در ترازنامه و صورتحساب سودوزيان. اهداف نسبتهاي مالي عبارتند از: 1- اطلاعات مالي خلاصه وطبقه بندي مي شود. 2- اطلاعات وارزشهاي مطلق درصورت سودوزيان و ترازنامه به صورت نسبي بيان مي شود که اين اطلاعات نسبي باعث قضاوتهاي صحيح تر مي شود. 3- اطلاعات به تناسب و ميزان نيازاستفاده کنندگان دراختيارآنها قرارمي گيرد. 4- نسبتها باعث مي شود استفاده کنندگان براساس ارزشها و اطلاعات کمي بتوانند قضاوتهاي کيفي بکنند (قاليباف اصل،1387،ص 16)1. 3-6-2 انواع نسبتهاي مالي نسبتهاي نقدينگي: با استفاده ازاين نسبتها وضعيت و توان نقدينگي شرکت اندازه گيري مي شود. نسبتهاي اهرمي: با استفاده ازاين نسبتها ميزان استفاده از بدهي درمقابل سهام تعيين مي شود. نسبتهاي فعاليت (کارائي): با استفاده ازاين نسبتها کارايي شرکت دراستفاده ازمنابع وداراييها اندازه گيري مي شود. نسبتهاي سودآوري: عملکرد و وضعيت سودآوري شرکت با استفاده از اين نسبتها مورد ارزيابي قرار مي گيرد(همان منبع،ص16)2. 4-6-2 معيارهاي ارزيابي نسبتهاي مالي تحليلگران مالي با استفاده از نسبتها و قضاوت براساس آنها از دو روش استفاده مي کنند، که اين روشها عبارتند از: الف- مقايسه با ميانگين (نرم) صنعت: هرصنعتي درارتباط با نسبتها، استاندارد خود را دارا مي باشد. براي تعيين مطلوبيت نسبتهاي يک شرکت خاص آن را با نرم صنعت يا شرکت مشابه مقايسه مي کنند. ب- تجزيه وتحليل روند: نسبتهاي مربوط به دوره هاي جاري با نسبتهاي سالهاي گذشته مقايسه مي شوند، تا با تعيين روند تغييرات آن، مشخص شود آيا وضعيت مالي وعملکردي شرکت روبه بهبود است يا خير(قاليباف اصل،1387،ص 16)1. 5-6-2 تشريح نسبتهاي مورداستفاده در اين تحقيق 1- نسبت کل بدهي به کل دارايي: اين نسبت از تقسيم مجموع بدهيهاي شرکت اعم از جاري و بلند مدت به مجموع دارائيها بدست مي آيد. اين نسبت ميزان دارائيهاي شرکت را که از طريق استقراض تامين شده است نشان مي دهد. از اين نسبت غالباً بعنوان شاخصي براي تعيين ريسک مالي شرکت استفاده مي شود. شرکتي که بخش بيشتري ازمنابع خود را ازطريق وام تامين نموده است احتمال دارد نتواند در آينده اصل و فرع وامهاي دريافتي را پرداخت نمايد و درنتيجه با بحران مالي وتوقف فعاليت روبه رو گردد. 2- نسبت سرمايه درگردش به کل دارائيها: اين نسبت از تقسيم سرمايه درگردش به کل دارائيها بدست مي آيد. منظور از سرمايه درگردش تفاوت دارائيهاي جاري با بدهيهاي جاري مي باشد. در واقع اين نسبت بيانگر دارائيهاي نقد شرکت به کل سرمايه گذاري انجام شده مي باشد و يکي ازمعيارهاي ارزيابي نقدينگي شرکت محسوب مي شود و پايين بودن آن براي شرکت مي تواند مشکل ساز باشد. 3- نسبت دارائي هاي جاري به بدهي هاي جاري: اين نسبت که نسبت جاري گفته مي شود از تقسيم دارائيهاي جاري بربدهيهاي جاري بدست مي آيند دراين نسبت فرض براين است که دارائيهاي جاري پشتوانه اي براي بازپرداخت بدهيهاي جاري هستند. هرچه اين نسبت بزرگتر باشد وضعيت نقدينگي شرکت بهتر است. حد مطلوب اين نسبت براساس نرم صنعت تعيين مي شود، اما به صورت يک اصل کلي بهتر است کمتراز2 مرتبه نباشد. 4- نسبت بدهي جاري به دارائي جاري: اين نسبت معکوس نسبت جاري بوده و از تقسيم بدهي جاري بردارائي جاري بدست مي آيد واين نسبت يکي از معيارهاي حائزاهميت درارزيابي توان نقدينگي شرکت مي باشد. هرچه مقدار آن بزرگتراز يک باشد بيانگر مشکلات نقدينگي در شرکت مي باشد. 5- نسبت وجه نقد حاصل ازعمليات به کل بدهي ها: اين نسبت از تقسيم وجه نقد حاصل ازعمليات به کل بدهيها بدست مي آيد. وجه نقدحاصل ازعمليات يک شاخص کليدي است که نشان مي دهد عمليات واحد انتفاعي تا چه اندازه براي بازپرداخت وامها، حفظ قابليت هاي عملياتي واحدانتفاعي، توزيع سودسهام وسرمايه گذاريهاي جديد، بدون توسل به منابع تامين مالي خارجي جريان وجه نقد کافي فراهم کرده است. پايين بودن اين نسبت مي تواند بيانگراين باشد که وجه نقد حاصل ازعمليات نمي تواند پوشش دهنده بدهي هاي شرکت باشد. 6- نسبت سود خالص به کل دارائيها: اين نسبت ازتقسيم سود خالص پس ازکسرماليات به کل دارائيها بدست مي آيد و به نرخ بازده سرمايه گذاري معروف است. اين نسبت نشان دهنده اين است که دربرابرهر ريال سرمايه گذاري چقدر بازده نصيب شرکت مي شود. اين نسبت بطور ضمني مي گويد که تنها سرمايه گذاري مهم نيست بلکه بازدهي که نصيب شرکت مي شود مهم است وبازده است که به همراه عوامل ديگر براي سهامداران ايجاد ارزش مي کند. 7- اگر بدهيها بيشتريا مساوي دارائيها باشد عدديک ودرغيراينصورت عدد صفر: دادن حداکثرضريب يک به متغيرفوق درشرايطي که مجموع بدهيها بيشتراز دارائيها بوده به اين خاطراست که جهت تداوم فعاليت شرکتها عوامل بسياري وجود دارد که بر روي نسبت بدهيها به دارائيها تاثيرمي گذارد. بنابراين لازم است محدوديتي براي نسبت فوق درنظر گرفته شود تا ميزان تاثيرگذاري نسبت درپيش بيني بحران مالي به درستي محاسبه گردد. 8- اگرسود خالص براي دوسال گذشته منفي باشد عدد يک و درغيراينصورت عدد صفر: با استفاده ازاين متغيرمي خواهيم بدانيم چنانچه سودخالص دردوسال مورد مطالعه منفي باشد تاچه اندازه درپيش بيني بحران مالي يا توقف فعاليت شرکتها با درنظرگرفتن ضريب يک تاثيرگذار مي باشد. 9- سود قبل از کسربهره وماليات به کل دارائيها: اين نسبت ازتقسيم سود قبل ازبهره وماليات به کل دارائيها بدست مي آيد ونشان دهنده قدرت کسب سود دارائيها (پيش ازاثرهاي ماليات و وام) مي باشد و براي مقايسه شرکتهائي که از نظرمالياتي و اهرم مالي در شرايط متفاوت قرار دارند مورد استفاده قرارمي گيرد. 10- فروش به کل دارائيها: اين نسبت از تقسيم فروش خالص به کل دارائيها محاسبه خواهدشد، اين نسبت کارائي دارائيها وفعاليت واحد تجاري را نشان مي دهد وازاين طريق توانايي بکارگيري کارآمد دارائيها مشخص خواهد شد وهرچه اين نسبت بالاتر باشد نشان دهنده استفاده کارآمد ازدارائيهامي باشد(قاليباف اصل،1387)1. 6-6-2 محدوديتهاي تجزيه وتحليل نسبتها 1- بسياري از شرکتها به فعاليتهاي متعددي اشتغال دارند ومعلوم نيست به کدام صنعت تعلق دارند و از ميانگين کدام صنعت بايد براي تجزيه وتحليل آنها استفاده کرد. 2- با تغييررويه هاي حسابداري، نسبتهاي مالي تحت تاثير قرارمي گيرند ومديرمي تواند با تغيير رويه ها، نسبتها را به دلخواه خود تغييردهد. 3- صورتهاي مالي براساس ارزشهاي تاريخي محاسبه شده وتورم را درنظرنمي گيرند. بنابراين نسبتها نيزبه ارزش تاريخي محاسبه مي شوند. 4- نسبتها دريک تاريخ معين محاسبه مي شوند (ايستا هستند) و روندهاي آتي را درنظر نمي گيرند. 5- نسبتها براساس اطلاعات گذشته تهيه مي شود وتعميم آنها به آينده درصورت تغيير زياد شرايط نادرست مي باشد. 6- نسبتها درمورد کيفيت عناصر تشکيل دهنده آنها هيچ توضيحي نمي دهند، بعنوان مثال موجودي کالا ممکن است شامل کالاي ناباب نيز باشد(قاليباف اصل، 1387،ص 22)1. 7-2 گفتارهفتم: بازارهاي سرمايه و ارکان آن بازارهاي سرمايه بعنوان زيرمجموعه اي از بازارهاي مالي تلقي مي گردند. بطوريکه منابع مالي کوتاه مدت مورد نياز بنگاههاي توليدي ازاين بخش از سيستم مالي تامين مي گردد. نقش اوليه بازارهاي مالي بطور اعم و بازارهاي سرمايه بطوراخص عبارت است از کمک به تبديل پس اندازهاي افراد واحدهاي تجاري به سرمايه گذاري که توسط واحدهاي اقتصادي ديگر صورت مي گيرد. بازارسرمايه امکانات لازم براي انتقال وجوه پس انداز مردم را به سايرفرصتهاي سرمايه گذاري که براي واحدهاي ديگر وجود دارد را فراهم مي کند. درضمن چنين واحدهايي نيازمند تامين مالي بلندمدت مي باشند وابزاراساسي چنين فرآيندي نيز دارائيهاي مالي است که براي انتقال وجوه از يک شخص به شخص ديگرايجاد مي گردد. بازارهاي سرمايه به دوبخش اساسي تقسيم مي گرددند بازاراوليه و بازارثانويه، فروش دارائيهاي مالي که مستقيماً توسط صادرکنندگان آن صورت مي گيرد اصطلاحاً مبادلات بازاراوليه ناميده مي شود که درواقع اين بخش از بازارسرمايه است که مي تواند فرآيند پس اندازبه سرمايه گذاري را تسهيل نمايد. ازسويي ديگربازاري که درآن اوراق بهادار موجود مورد مبادله قرارمي گيرد بازارثانويه ناميده مي شود، دربازارثانويه دارندگان اوراق بهادارمي توانند درصورت تمايل دارائي خود را به ديگران بفروشند، وجود بازارهاي ثانويه مي تواند روند جريان وجوه را دربازارهاي اوليه تضمين نمايد. ارکان اساسي بازارهاي سرمايه بردوبخش اصلي استواراست بخش بانکي وبازارهاي اوراق بهادار، بازارهاي اوراق بهادار درمقايسه با بخش بانکي با سهولت بيشتري مي توانند منابع مالي را به واحدهاي مورد نيازتخصيص دهند. اين دوبخش ازبازارهاي سرمايه نه بعنوان رقيب بلکه درواقع مکمل يکديگرند ودرجهت تامين نيازهاي مالي بنگاههايي توليدي عمل مي کنند وليکن ازآنجايي که بازاراوراق بهاداردرچارچوب مکانيزم بازار عمل مي کند مي تواند درامرتخصيص بهينه منابع مالي از سيستم بانکي کاراتر باشد. 1-7-2 تعريف بورس اوراق بهادار بورس اوراق بهادار به معني يک بازار متشکل و رسمي سرمايه است که در آن خريد و فروش سهام شرکتها يا اوراق قرضه دولتي يا موسسات معتبرخصوصي، تحت ضوابط وقوانين ومقررات خاصي انجام مي شود. مشخصه مهم بورس اوراق بهادار، حمايت قانون از صاحبان پس اندازها وسرمايه هاي راکد والزامات قانوني براي متقاضيان سرمايه است. " بورس کالا " بازار متشکل و سازمان يافته اي است که تعداد زيادي از عرضه کنندگان، کالا يا متاع خود را عرضه و کالاي مربوطه پس از بررسي هاي کارشناسي و قيمت گذاري توسط کارگزاران آن بازار، براي خريداران ابتياع مي شود. مانند بورس کالا، بورس فولاد، بورس گندم وغيره. بورس کالا درسطح بين المللي بيشتردرموردکالاها يا خدمات استراتژيک تشکيل مي شود.دربازرگاني داخلي ايران، اصطلاح "بورس کالا" به بازارهاي اختصاصي کالاهاي سرمايه اي، واسطه اي يا مصرفي اطلاق مي گردد که ازنظرجغرافيايي دريک محدوده معين واقع شده وتعداد زيادي ازعناصرعمده فروشي يا خرده فروشي آن کالاي خاص را دربرداشته است مانند بورس فرش دربازار تهران، بورس کفش، بورس ابزارويراق... 2-7-2 علل پيدايش بورس اوراق بهادار پيدايش بورس دردنيا با دوپديده يکي پيدايش شرکتهاي سهامي بامسئوليت محدود وديگري پيدايش شرکتهاي سهامي عام مرتبط است. واژه بورس از نام خانوادگي شخصي بنام "واندر بورس" اخذ شد که دراوايل قرن پانزدهم درشهر بروژ118 دربلژيک مي زيسته و صرافان شهردرمقابل خانه اوگرد مي آمدند و به داد وستد کالا، پول واوراق بهادار مي پرداختند. رشد بورس سهام و جا افتادن آن در عمليات تجاري واقتصادي، با انقلاب صنعتي اروپا وشکوفايي اقتصاد تازه متحول شده آن قاره از کشاورزي به صنعتي همراه بوده است. نکته قابل توجه آنکه درست درهنگام جهش معاملات بورس وپا گرفتن آن، دول اروپايي مانند انگلستان، آلمان وسوئيس قوانين ومقررات ناظربرفعاليت اين نهاد را وضع کردند تا قبل ازاينکه امنيت سرمايه گذاري به خطرافتد وموجباتي فراهم شود که صاحبان پس اندازهاي کوچک، صنايع نوپاي اروپايي را ازموهبت مشارکت خود محروم نمايند، ضمانت اجراهاي قانوني وضع شده وازهرگونه تقلب و تزوير وپايمال شدن حقوق صاحبان سهام جلوگيري گردد. اولين بورس اوراق بهادارجهان، دراوايل قرن هفدهم درشهرآمستردام تشکيل گرديد و کمپاني معروف استعماري هند شرقي سهام خود را درآن بورس عرضه نمود. بورس آمستردام امروزه نيز يکي ازمنابع تامين سرمايه درسطح بين المللي است.دومين بورس معتبردنيا، بورس لندن است که ازسال1801 ميلادي، با انتشار4000 سهم 50 پوندي به مبلغ 200هزارپوند وبا عضويت 500 نفر افتتاح گرديد و آغازبکار نمود. ازابتداي امر دربورس لندن، اوراق بهادار خارجي وداخلي مورد دادوستد قرارمي گرفته است. بورس نيويورک دراواخرقرن هيجدهم تاسيس شده وبا وجود رقيبي ديگري بنام بورس امريکن، ازنظرحجم معاملات واهميت دربازارسرمايه آمريکا، درمقام اول قراردارد. سايربورسهاي سهام در آمريکا رامي توان در بوستون، لوس آنجلس، شيکاگو، فيلادلفيا، بالتيمور، سالت ليک سيتي، ديترويت، پيتسبورگ، سين سيناتي، ميدوست و چند شهر ديگر نام برد. بورس نيويورک درحال حاضربزرگترين بازارسرمايه دنياست. در ژاپن چندين بورس فعال ومعتبرديگرنيز وجود دارد. بورسها وبانکها درژاپن ارتباط دروني پويايي دارند. بي مناسبت نيست اشاره شود که نه بانک ازده بانک بزرگ دنيا به ژاپن تعلق دارد وازحدود 123ميليون نفر ژاپني 29 ميليون نفر سهامدار شرکتهاي توليدي وصنعتي هستند. درآمريکا نيزازحدود 250ميليون نفرجمعيت آن کشور، 80ميليون سهامداربورس و درانگلستان ازحدود 50ميليون نفرجمعيت 25ميليون نفرسهامدار بورس هستند. درحال حاضردراغلب کشورهاي دنيا، تشکيلات بورس وجود دارد و فدراسيون بورسهاي جهان نيزبا سي وشش عضو وابسته و پيوسته بعنوان يک سازمان هماهنگ کننده بين المللي نسبت به همکاري وتشريک مساعي بين بورسها، تهيه وابلاغ ضوابط عملياتي، حفاظت ازمنابع وحقوق صاحبان سهام وتوسعه بازار سرمايه، فعاليت مي نمايند. 3-7-2 اصطلاحات کليدي بورس 1-3-7-2 تعريف شاخص: واژه شاخص119به معناي نمودار، نماينده، نشان دهنده و نماياننده مي باشد. ازنظرکاربردي شاخص، کميتي است که نماينده چند متغيرهمگن مي باشد. شاخص، وسيله اي براي اندازه گيري ومقايسه پديده هايي است که داراي ماهيت وخاصيت مشخصي هستند. بنابراين برمبناي شاخص مي توان تغييرات ايجاد شده در متغيرهاي معيني را درطول يک دوره بررسي نمود. 2-3-7-2 شاخص هاي بورس: شاخص هربورس همچون دماسنج نشاندهنده وضعيت بازارسرمايه و وضعيت اقتصادي يک کشور است. کاهش شاخص سهام عموماً به معناي رکود اقتصادي وافزايش آن به مفهوم رونق اقتصادي است اولين بار شاخص قيمت سهام درسال 1884 درآمريکا مورد استفاده قرار گرفت. اين شاخص درصنعت راه آهن ازميانگين ساده قيمت سهام 11شرکت بدست مي آمد، امروزه شاخص هاي زير دربازار سرمايه آمريکا وجود دارد: 1- شاخص داوجونز120، که شامل اطلاعات 30 شرکت صنعتي، 20 شرکت حمل ونقل و15 شرکت خدمات عمومي. 2- شاخص بارون121، شامل سهام 50 شرکت بزرگ. 3- ميانگين جامع وليولاين122، شامل ييش از 1200 سهم بورس نيويورک وبازار خارج ازبورس. 4- شاخص دايجست123، شامل2500 سهم. 5- شاخص جامع بورس نيويورک124، شامل1600 سهم عادي بورس نيويورک. 6- شاخص بازار بورس آمريکا، شامل سهام 800 شرکت. 7- شاخص جامع125، شامل سهام عادي خارج از بورس. 8- شاخص استاندارد پورز250، شامل 250 سهم بزرگترين صنايع خارج از بورس. 9- شاخص جامع وليولاين، شامل 1700 سهم شرکتهاي بزرگ وکوچک. 10- شاخص سهم عادي ويلشاير5000، شامل تمام سهامي که روزانه قيمت ومقدار معامله آن در دست است. 11- شاخص استاندارد وپورز500، شامل 400 شرکت صنعتي،60 شرکت حمل ونقل و 40 شرکت خدمات عمومي. 4-7-2 تاريخچه وتحولات بورس اوراق بهادار تهران ريشه هاي ايجاد بورس اوراق بهادار درايران به سال 1315 باز مي گردد که براساس آن يک بلژيکي بنام "وان لوتر فلد" درباره تاسيس بورس اوراق بهادار درتهران مطالعاتي انجام داد و به تدوين طرح قانون، اساسنامه ونظامنامه داخلي آن پرداخت. درهمان زمان بانک ملي ايران نيز بعنوان سازمان متولي امور پولي کشور مطالعاتي دراين باره انجام داده بود. اما تمام کارهاي انجام شده با آغاز جنگ جهاني دوم متوقف شد. درفاصله سالهاي 1333 تا 1344 بررسي هاي مختلفي درباره تاسيس بورس اوراق بهادار ومسائل مربوط به آن انجام شد که درنتيجه آن نحوه تاسيس واداره بورس، تشکيلات وسازمان آن با کيفيت تصدي دولت، کم وبيش مشخص شد. مجلس نيز درارديبهشت 1345 لايحه قانون تشکيل بورس اوراق بهاداررا تصويب کرد. پس از ابلاغ اين قانون ازسوي وزارت اقتصاد به بانک مرکزي اين نهاد موظف شد که نسبت به اجراي مفاد قانون ياد شده اقدام کنند اما درعمل به دليل آماده نبودن بخش صنعتي وبازرگاني، بورس تهران ازبهمن1346 وبا ورود سهام بانک توسعه صنعت ومعدن ايران ونفت پارس فعاليت خود را آغاز کرد. بورس اوراق بهادار تهران، از ابتداي تاسيس تاکنون شاهد افت وخيزهاي فراواني بوده است که روند تحولات وفعاليت هاي آن را مي توان در چهار دوره متمايز بخش بندي کرد: دوره اول:سالهاي 1346 تا 1357 دوره دوم:سالهاي1358 تا 1367 دوره سوم:سالهاي1368 تا 1375 دوره چهارم:سالهاي1375 تا1388 1-4-7-2 دوره اول: سالهاي 1346 تا 1357 بورس اوراق بهادارتهران ازپانزدهم بهمن 1346 فعاليت خود را با انجام چند معامله بر روي سهام بانک توسعه صنعت ومعدن، بعنوان بزرگترين مجتمع واحدهاي توليدي واقتصادي آن زمان آغاز کرد و درپي آن سهام نفت پارس، اسناد خزانه، اوراق قرضه گسترش مالکيت صنعتي واوراق قرضه عباس آباد به بورس تهران راه يافتند. دراين ميان، اعطاي معافيت هاي مالياتي به شرکتها و موسسه پذيرفته شده دربورس درايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است. همچنين با تصويب قانون گسترش مالکيت سهام واحدهاي توليدي درارديبهشت 1354 موسسه هاي خصوصي ودولتي مکلف شدند که به ترتيب 49 و99 درصدسهام خود را به مردم عرضه کنند. طي11سال فعاليت بورس دردوره نخست تعدادي از شرکتها، بانکها و شرکتهاي بيمه پذيرفته شدند. ازشش شرکت با 26 ميليارد ريال سرمايه درسال 1346، به 105 شرکت با بيش از 230 ميليارد ريال در سال 1357 افزايش يافت. همچنين ارزش مبادلات در بورس تهران از15ميليارد ريال درسال 1346به بيش از15ميليارد ريال درسال1357رسيد. هرچند بورس اوراق بهادارتهران در دوره نخست از رونق قابل توجهي برخوردارنبوده است، رشد شتابان محصول ناخالص داخلي، ارزش افزوده بخش داخلي وهمچنين وجود اوراق قرضه دولتي واصلاحات اراضي، افزايش حجم معاملات را دربورس اوراق بهادار تهران درپي داشت. دراين دوره نسبت حجم معاملات بورس به تشکيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي درحدود4/2 درصد بوده است که موقعيت ضعيف بورس را در آن دوره به خوبي نشان مي دهد. درهمين دوره، 7بانک تخصصي، 17 بانک تجاري، 6 شرکت سيمان، 11شرکت توليدکننده موادغذايي، 13 شرکت توليدکننده وسايل خانگي وتوليدات ساختماني، 10شرکت توليدکننده وسايل حمل ونقل، 11شرکت نساجي، 5شرکت خدماتي و4 شرکت توليد محصولات کاغذي ازفعال ترين بنگاههاي اقتصادي کشوربودند که سهام آنها دربورس دادوستد مي شد و در رونق اقتصادي و بازرگاني کشور تاثير مثبت برجاي مي گذاشت. 2-4-7-2 دوره دوم: سالهاي 1357 تا 1367 پيروزي انقلاب اسلامي و وقوع جنگ تحميلي دراين دوره، رويدادها وتحولات بسياري را درپي داشت. نخستين رويداد ازديدگاه تحولات مرتبط با بورس اوراق بهادار، تصويب لايحه قانوني اداره امور بانکها در17 خرداد 1358 درشوراي انقلاب بود که به موجب آن 36 بانک تجاري وتخصصي ادغام وملي شدند. شرکتهاي بيمه نيزبه همين ترتيب ادغام وملي شدند. رويداد مهم ديگر، تصويب قانون حفاظت وتوسعه صنعت ايران درتير ماه 1358 بود که به موجب آن صنايع کشور درچهارگروه، دسته بندي شدند وسازمان صنايع ملي ايران نيزبراي حفاظت ازآنها تاسيس شد.به اين ترتيب، با ملي شدن بانکها، بيمه وصنايع کشور تعداد زيادي از بنگاههاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس، ازآن خارج شدند وتعداد آنها از 105 شرکت و موسسه اقتصادي درسال 1357 به 56 شرکت در پايان سال 1367 کاهش يافت. همچنين، در سال1362 دادوستد اوراق قرضه به دليل داشتن بهره مشخص، ربوي تشخيص داده شد به اين ترتيب بورس تهران ازاوايل دهه 1360 روي سهام شرکتها نيز فعاليتي نداشت يک دوره رکود را آغاز کرد که تا سال 1367 همچنان ادامه يافت. 3-4-7-2 دوره سوم: سالهاي 1368 تا 1375 بورس اوراق بهادارتهران فعاليت خود را ازآبان ماه سال 1368 و در چارچوب برنامه پنچ ساله اول توسعه بصورت گسترده ازسرگرفت. بررسي نماگرهاي فعاليت بورس اوراق بهادارتهران نشان مي دهد که روند حرکتي اين نهاد دراين دوره (هفت سال)، متوازن نبوده و ازاين رو مي توان اين دوره را به چهار دوره کاملاً متفاوت تقسيم کرد: الف- دوره اول رونق: اين دوره ازآبان 1368 شروع وتا خرداد 1371 ادامه يافت. طي اين دوره حجم معاملات با افزايش قابل توجهي روبه رو شد بطوري که ميزان تقاضا براي سهام از عرضه آن فراتر رفت. مازاد تقاضا علاوه بر رشد قيمتها، اختلال دررابطه منطقي بين سود آوري وقيمت سهام را درپي داشت. نتيجه اين فرآيند، بحراني بود که تقريباً از اوايل 1371 شروع شد وتا پايان نيمه اول 1372 ادامه يافت. ب- دوره اول رکود: اين دوره از تير 1371 ودرپي بحران افزايش شديد قيمتها درابتداي سال شروع شد وتا شهريور1372 ادامه داشت. براي رويارويي با شرايط ايجاد شده، سياست تصحيح ومنطقي کردن قيمت سهام شرکتهايي که بيش از حد افزايش يافته بودند دردستورکار قرارگرفت. بازتاب اين فرآيند کاهش شاخص قيمت از 15/485 به 77/390 واحد،کاهش حجم معاملات وحذف سه شرکت از فهرست شرکتهاي مندرج در تابلو بود. ج- دوره دوم رونق: درپي اقدامات انجام شده از سوي مسئولان براي برقراري ارتباط منطقي بين قيمت سهام و وضع مالي شرکتها، حجم معاملات از مهر1372 دوباره روبه افزايش گذاشت. اين روندحرکتي تا نيمه اول 1375 نيز ادامه يافت، بطوريکه شاخص قيمت سهام با رشدي معادل 460 درصد، از 09/38 واحد درابتداي دوره به 77/41 واحد در مهر 1375 رسيد. همچنين حجم دادوستد دراين دوره به ويژه درسالهاي پاياني به سرعت افزايش يافت. بطوري که ارزش دادوستد انجام شده در1375 به تنهايي 51 درصد ارزش انباشته دادوستد در بورس اوراق بهادار تهران طي سالهاي 1368 تا پايان 1375 بوده است. د- دوره دوم رکود: ترکيب ريسک و بازده انتظاري بورس درحد متعارف ومتناسب با وضع کلان اقتصادي کشور، گرايش شرکتها به تامين منابع مالي از محل آورده هاي نقدي ومطالبات به روز شده سهامداران، کاهش حاشيه سود شرکتهاي توليدي وصنعتي وپذيره نويسي سهام تعدادي زيادي از شرکتهاي سرمايه گذاري جديد در 1375، نتيجه اي جز رکود را در پي نداشت . به اين ترتيب، درنيمه دوم سال شتاب رشد قيمتها در بورس اوراق بهادار تهران کند شد و شاخص قيمت ازمهر 1375 تا پايان سال 6/9 درصد کاهش يافت. البته با وجود اين، فرآيند عملکرد بورس اوراق بهادار تهران در سال 1375 با 25درصد بازدهي همراه شد. 4-4-7-2 دوره چهارم: سالهاي 1376 تا 1388 بورس اوراق بهادارتهران ازسال 1376 دوره تازه اي را در دوران فعاليت خود تجربه کرد و زمينه هاي بسياري از اصلاحات و تحولات بعدي بازار سرمايه از همين سال پايه ريزي شد .از سال 1376 وبا اعمال برنامه هاي اصلاحي به منظوربازيابي يک روند منطقي و پايداروحذف نابساماني ها بورس اوراق بهادارتهران مرحله نويني را آغاز کرد. در اين دوره با هدف ايجاد پايداري و قاعده مندي بورس، جلوگيري ازنوسان هاي قيمتي بي رويه حاصل از تاثيرعوامل نا پايدارکننده، در دستورکارسازمان قرار گرفت . همچنين به همراه برنامه هاي تثبيت بازار، اقدامات لازم براي شفاف کردن بازار ونهادينه کردن اقدامات تنظيمي و نظارتي لازم درچارچوب سازوکارهاي متعارف بازارنيزمدنظرقرارگرفت. نتيجه اوليه تلاشهاي صورت گرفته، کند شدن روند کاهش قيمتها وحذف نوسانهاي حاصل ازحبابهاي قيمتي دربورس بود ودرپي آن قيمت سهام رفته رفته به مرزهاي واقعي گرايش پيدا کرد. نشانه هاي مثبت شروع رونق درسال 1377، به رشد خيره کننده بازار در سالهاي 1378تا 1381تبديل شد به گونه اي که رونق ايجاد شده در اين دوره، درتمامي سال هاي فعاليت بازار سهام تهران تا پايان سال 1381 کم سابقه بوده است . از ابتداي سال 1382 شاخص سهام، آمادگي حرکت درروندي صعودي را داشت که با برداشتن سقف نوسانات يک درصدي قيمتها، رشد سريع خود را با دامنه انحراف معياربالا آغازکرد. دراين دوره تا نيمه مرداد 1383 اين شاخص، رشد قابل ملاحظه اي داشت. پس ازدو نوسان مثبت درمهروآذر 1383 شاخص روندي منفي را شروع کرده و بازار درزمستان 1383 شاهد رشد منفي بود. روند روبه کاهش شاخص در 1384 هر چند اندکي با کندي مواجه شد اما تداوم يافت . درسال 1384، ادامه معاملات بورس همزمان با برگزاري انتخابات رياست جمهوري بود. نگراني سهامداران از ديدگاه کانديداها نسبت به بازار سرمايه، طرح مالکيت عمومي سهام (کوپن سهام)، کاهش نرخ بهره و نظاير آن ازعوامل تاثير گذار بربورس دردوره مورد گزارش بود. دراين دوره بورس براي کاهش ريسک، جلوگيري از افزايش بي رويه قيمت سهام شرکت ها و جلوگيري از افت شاخصها سياست هايي را اعمال کرد؛ نظير پافشاري برانجام تعهدات پذيرش وسهام شناورآزاد شرکتها، اصلاح عرضه هاي اوليه وتشکيل کميته ريسک بورس . عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني و تصويب آئين نامه سرمايه گذاري بورس درهيات دولت از نکات مثبت تاثير گذاردر شش ماهه اول 1384 بود. قانون بازار سرمايه در60 ماده و7 فصل براي ايجاد شفافيت، تعيين حدود واختيارات وگسترش حضوربا مشارکت کانونهاي مردمي مانند کانون معامله گران، کانون کارگزاران، کانون بازارگردانان ونظاير آن وهمچنين در راستاي ايجاد محيطي امن با حداکثر مشارکت داخلي و خارجي و نيز با در نظر گرفتن حدود مجازات و بازدارندگي قانوني براي متخلفان ونظاير آن که از قوانين فعلي بورسهاي مترقي و پيشرفته کشورهاي توسعه يافته متاثر است در سال 1384 به تصويب مجلس رسيد، به طور قطع با اجرايي شدن اين لايحه بسياري از نقايص فعلي موجود در اين بازار کمرنگ شده يا به کلي حذف خواهد شد(سپردار، 1386،ص71)1. 8-2 گفتارهشتم: پيشينه تحقيق درزمينه ايجاد الگوهاي پيش بيني ورشکستگي ومقايسه الگوهاي مختلف وکاربرد اين الگوها وهمچنين انتقال الگوهاي ايجاد شده ازکشوري به کشورديگر، پژوهشهاي بسياري درخارج ازايران به خصوص کشورهاي داراي بورسهاي منظم اوراق بهادارصورت گرفته است. اما درايران پژوهشهاي محدودي صورت گرفته که با توجه به وضعيت روبه رشد اقتصادي ايران کافي نمي باشد. در زيربه بخشي از اين پژوهشها اشاره مي شود: 1-8-2 تحقيقات داخلي: آقاي مهدي فغاني نرم در تحقيق خود ارتباط بين نسبتهاي مالي وپيش بيني ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران درطي سالهاي 1369تا 1378 براساس مدل آلتمن رامورد مطالعه قرار داده است وبه اين نتيجه رسيد که بين نسبتهاي بکار گرفته شده در مدل آلتمن وپيش بيني ورشکستگي شرکتها رابطه معني داري وجود دارد(فغاني نرم، 1381،ص1)1. آقاي غلامرضا سليماني اميري در پايان نامه دکتري خود به بررسي شاخص هاي پيش بيني کننده در شرايط محيطي ايران پرداخت و با استفاده از روش دلفي جهت دستيابي به شاخص ها وعوامل پيش بيني کننده برمبناي متون تخصصي وبراساس نظرات تخصصي دست اندرکاران به شناسايي اين شاخص ها پرداخت وليست جامعي ازشاخص ها را به منظورارزيابي اعتبارآنان در شرايط محيطي ايران ازطريق پرسشنامه بامتخصصان، مديران شرکتهاي توليدي، مديران شرکتهاي سرمايه گذاري وتحليلگران مالي تهيه نمود. آقاي سليماني براساس روش دلفي 25 فرضيه شامل شاخص هاي مالي، صنعت وغيره را جهت پيش بيني به ترتيب اولويت بندي کرده ومورد مطالعه قرار داده است. ودرنهايت به اين نتيجه رسيد که با استفاده ازشاخص هاي مذکور مي توان ورشکستگي شرکتها را پيش بيني نمود (سليماني اميري، 1381،ص1)2. آقاي قادر قرني حماميان در تحقيق خود قابليت نسبت هاي مالي در پيش بيني توقف فعاليت شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را براساس مدل اهلسون در فاصله زماني 1375 تا 1381 را مورد مطالعه قرار داده است. که در نتيجه فرضيه آن مبني بر اينکه "بين نسبت هاي مالي وپيش بيني توقف فعاليت شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق رابطه معني داري وجود داد". مورد تاييد قرارگرفت (قرني حماميان، 1384،ص1)3. آقاي کاظم هارونکلايي درپايان نامه خود رابطه شاخص هاي ورشکستگي وتداوم فعاليت درشرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زماني 1376 تا 1379 براساس مدل آلتمن را مورد بررسي قرار داده است. فرضيه تحقيق عبارت است از اينکه "شرکتهايي که تداوم فعاليت آنها داراي ابهام اساسي است شاخص هاي ورشکستگي آنها درسطح پايين تري ازسايرشرکتها قرار دارد". نتيجه آن با توجه به تاييد شدن فرضيه تحقيق مبني بر وجود رابطه بين شاخص هاي ورشکستگي وتداوم فعاليت، اين بود که مي توان از شاخص هاي ورشکستگي براي پي بردن به ابهام در خصوص تداوم فعاليت شرکت ها استفاده کرد(هارونکلايي، 1384،ص1)4. آقاي عباس احمدي کاشاني درتحقيق خود به بررسي تعديل ضرايب الگوي آلتمن درصنعت تجهيزات ولوازم خانگي پرداخت که طبق نتيجه تحقيق وي الگوي تعديل شده آلتمن درصنعت يادشده با دقت7/90درصد شرکتهاي ورشکسته وغيرورشکسته را تفکيک مي کرد (احمدي کاشاني،1384، ص1)1. خانم عذرا اميني درپايان نامه خود مدلهاي ارزيابي ورشکستگي درشرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران درطي سالهاي 1379 تا 1382را مورد بررسي قرارداده است. فرضيه تحقيق عبارت است از اينکه "از طريق مدل آلتمن مي توان ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهاداررا پيش بيني کرد". نتيجه آن فرض تحقيق را با89 درصد ضريب اطمينان قبول کرده است وفرض آماري يا پوچ را رد کرده است (اميني، 1384، ص1)2. آقاي خالد شيخي در تحقيق خود به مقايسه توانايي مدلهاي اهلسون، آلتمن و زاوگين درپيش بيني توقف فعاليت شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران طي سالهاي 1376 تا 1385 پرداخت و براي اين منظورسه فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي را مطرح کرد که همه فرضيه هاي وي تاييد شدند و وي به اين نتيجه رسيد که مدلهاي اهلسون، آلتمن و زاوگين ازتوانايي کافي براي پيش بيني توقف فعاليت شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران برخوردارهستند (شيخي، 1386، ص1)3. آقاي حسن عسگري درپايان نامه خود به تعيين ميزان کارايي مدلهاي اسپرينگيت، زاوگين وفولمردر بررسي وضعيت ورشکستگي شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران درطي سالهاي 1379 الي 1385 پرداخت و براي اين منظور يک فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي رامطرح کرد که درسطح اطمينان90 درصد کليه فرضيه هاي وي مورد تاييد قرارگرفتند واين نتيجه حاصل شد که مدل اسپرينگيت نسبت به مدلهاي زاوگين وفولمربراي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ازقدرت پيش بيني کنندگي ورشکستگي بيشتري برخوردار است(عسگري، 1387،ص1)4. 2-8-2 تحقيقات خارجي: سالهاي زيادي است که بحث مدلهاي پيش بيني ورشکستگي يا بحران مالي درحسابداري ومديريت بسيارمورد توجه قرارگرفته است. ازسال 1960 هنگامي که بيور5(1967) وآلتمن6 (1968) براي نخستين بار مدلهاي پيش بيني ورشکستگي خود را انتشار دادند، مطالعات زيادي درجستجوي بهترين مدل تجربي موثربراي پيش بيني ورشکستگي صورت گرفت. دربيشتر کشورها (نه تنها کشورهاي توسعه يافته بلکه حتي در کشورهاي درحال توسعه ) پژوهشگران بسياري براي ايجاد يک مدل خوب تلاش نمودند. دراين مورد مي توان از کو126 (ژاپن، 1982)، فيشر127(آلمان، 1981)، تافلروليش شو128 (انگلستان، 1977)، ادمينر129 (1972)، آلتمن وهمکاران130 (1974)، دي کين131 (1976)، نايت132 (کانادا،1979)، فرناندر133 (اسپانيا، 1988)، سوانسون وتي بوت134 (آرژانتين، 1988)، اوچه،جوزودوس135 (بلژيک، 1991)، بلوم و آلتمن136 (1977)، اسپرينگيت137 (آمريکا، 1978)، هناوري وموريس138 (1983)، زيمسکي و فولمر139 (1984)، اوچه و وربار140 (بلژيک، 1978 ) نام برد. درسال 2002 نيز مدل فيلوسوفيو ارائه شد. اخيراً مطالعات بسياري به مقايسه تکنيک هاي متفاوت (مانند تجزيه وتحليل لاجيت، شبکه عصبي ودرخت تصميم گيري) پرداخته اند. براي مثال بل وهمکاران(1990)، آلتمن وهمکاران (1993)، کارام ومنيجرز(1994)، اوچه جونز وسي پرنس(1998)، کان کانيا ولايتينن (1999) . علاوه براين برخي به مقايسه عملکرد انواع مختلف مدلهاي پيش بيني ورشکستگي پرداخته اند. مانند موسمان وهمکاران(1998)، پروفسورهابرت اوجه مديرارشد ارنست ويانگ وسوفيه بالسين دانشگاه قلت بلژيک (2002). اولين تحقيق درزمينه ورشکستگي درسال 1900 توسط توماس وولاک انجام شد. وي يک تجزيه و تحليل کلاسيک درصنعت راه آهن انجام داد ونتايج را در مجموعه مقالاتي تحت عنوان "درصد هزينه هاي عملياتي به سود انباشته ناخالص" و"نسبت هزينه هاي ثابت بردرآمد" و"تناسب نسبي که وجوه قرض وتعداد سهام يک شرکت بايستي هزينه واقعي تحصيل دارايي را دربرگيرد" ارائه کرد. درسال 1911 لارسن چامبزلاين درمقاله اي به عنوان "اصول سرمايه گذاري اوراق قرضه" از نسبتهاي بدست آمده به وسيله وولاک،نسبتهاي عملکرد را به وجود آورد. درسالهاي 1930 تا 1935 آرتووينکور141و ريموند اسميت142 مطالعات خود را تحت عنوان "روشهاي تحليل درنسبتهاي مالي شرکتهاي ورشکسته" براي دانشگاه ايلينويز143 انجام دادند. آنها دريافتند که صحيح ترين مقياس براي تعيين وضعيت ورشکستگي، نسبت سرمايه درگردش به کل دارائيها144 مي باشد. به نظر مي رسد اولين شخصي که بطورمفصل مطالعاتي براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها به وسيله تجزيه وتحليل نسبتهاي مالي انجام داد، پل فيتزپاتريک145 درسال1932 مي باشد. وي درمطالعات خود تحت عنوان "نشانه هاي ورشکستگي صنعت" از13نسبت در يک دوره 13 ساله براي 20شرکت ورشکسته و غيرورشکسته استفاده کرد. او به اين نتيجه رسيد که همه نسبتهاي مالي تا حدودي ورشکستگي را پيش بيني مي کنند، اما نسبتهاي سودخالص به ارزش ويژه146، ارزش ويژه به بدهي147 وارزش ويژه به دارائي هاي ثابت148، بهترين نسبتها براي پيش بيني ورشکستگي مي باشند (پائولي پامپي، 2002،ص 30) 149. دوريسان لومبارد درسال 1998 درپايان نامه خودتحت عنوان "اثرات استراتژيهاي ورشکستگي و بدهي هاي متحمل، روي عملکرد مدلهاي پيش بيني ورشکستگي" که براي دانشگاه پيس150انجام داده معتقد بود که اصولاً دونوع خطا در مدلهاي پيش بيني ورشکستگي مشاهده مي شود خطاي نوع اول (زماني که شرکتها ورشکسته هستند آنها را غير ورشکسته پيش بيني مي کنند) خطاي نوع دوم (وقتي که شرکتها ورشکسته نيستند آنها را ورشکسته پيش بيني مي کنند). بعضي مواقع مدل فرض مي کند که شرکتهاي انتخاب شده دريک گروه براي پيش بيني ورشکستگي آنها، داراي تناسب مي باشند واين درحالي است که دربعضي ازآنها هيچ نسبتي وتشابه با ديگرشرکتها نداشته وبراين اساس مدل آنها را برطبق فصل11 قانون تجارت ايالات متحده ورشکسته اعلام مي کنند. يکي از دلايل اين واقعيت برنامه ريزي استراتژيک اين نوع شرکتها مي باشد که دربعضي ازمتون آن را ورشکستگي استراتژيک151 معني کرده اند. اين شرکتها متناسب با ويژگي هاي مطرح شده درمدلهاي ورشکستگي نيستند واز آن جهت مديران اين شرکتها از ورشکستگي بعنوان يک استراتژي تجاري براي رسيدن به اهداف خاص خود استفاده مي کنند. وي پس از تحقيق روي اين شرکتها به اين نتيجه رسيد که: 1- به علت اينکه ورشکستگي استراتژيک به عنوان يک استراتژي تجاري براي رسيدن به يک هدف خاص استفاده مي شود، وقتي اينگونه شرکتها به همراه شرکتهايي که ازنظرمالي ورشکسته هستند دريک گروه محاسبه مي شوند يک نوع خطاي محاسباتي درمحاسبات ايجاد مي کند. با شناسايي و جداسازي اين شرکتها ازشرکتهايي که ازنظرمالي ورشکسته مي شوند مي توان خطاي محاسباتي مدل را کاهش داد. 2- نرخ خطاي نوع اول ودقت مدل يا دخول متغيرهاي بديهي احتمالي اصلاح مي شود ولي اين متغير يک طبقه بندي کننده خوب براي طبقه بندي شرکتهاي ورشکسته وغيرورشکسته نمي باشد. روبين رنس152درسال1999 درپايان نامه خود باعنوان "کاربرد مدل چهارمتغيره آلتمن براي شرکتهاي خرده فروشي وتاثير ميزان درآمد وفروش روي ورشکستگي شرکتها" براي دانشگاه نوواسوترن153 ازمدل چهارمتغيره آلتمن براي ارزيابي وضعيت مالي،تجاري شرکتهاي خرده فروشي براي فرضيات خود استفاده کرد. وي در اين تحقيق از دونمونه Bو A استفاده کرد. نمونه Aشامل 32 شرکت ورشکسته و32 شرکت غيرورشکسته بودند که از مشاغل خرده فروشي انتخاب شدند. دراين آزمون، دقت پيش بيني مدل 92/0براي يکسال قبل از ورشکستگي و69/0براي دوسال قبل از ورشکستگي و62/0براي سه سال قبل از ورشکستگي بدست آمد. نهايتاً نتيجه اين شد که تفاوت اساسي بين مدل آلتمن واندازه دارايي شرکتهاي خرده فروشي وکاهش فروش آن شرکتها وجود ندارد. درسال2000 تاگيل ريو154ولاري لوميارد155درمقاله اي باعنوان "تجزيه وتحليل نسبي عقايد حسابرسان ومدلهاي پيش بيني ورشکستگي" دقت حسابرسان را در پيش بيني ورشکستگي شرکتها به وسيله مقايسه (SAS NO.59) مدل پيش بيني ورشکستگي (مدل آلتمن ومدل اهلسون) واستاندارد جديد حسابرسي محاسبه کردند. دراين مطالعه، آنها خطاي نوع اول (زماني که شرکتها ورشکسته هستند آنها را غيرورشکسته پيش بيني مي کنند) خطاي نوع دوم (زماني که شرکتها ورشکسته نيستند مدلها آنها را ورشکسته پيش بيني مي کنند) را براي نمونه خود مورد بررسي قرار دادند. آنها درنمونه خود از 99 شرکت ورشکسته طي سالهاي 1990 تا 1995 و265 شرکت فعال طي سالهاي 1959 تا 1994 استفاده کردند. آنها پس از بررسي خطاي نوع اول ودوم درنمونه به اين نتيجه رسيدند که حسابرسان حدوداً 53/0شرکتهاي ورشکسته را يکسال قبل از ورشکستگي درست پيش بيني کرده اند واين درحالي است که مدل آلتمن 8/78/0ومدل اهلسون 84/0شرکتهاي ورشکسته را يکسال قبل ازورشکستگي درست پيش بيني کرده اند (خطاي نوع اول). همچنين نتايج نشان داد که در رابطه با خطاي نوع دوم، حسابرسان نرخ دقتي درحدود 1/9/0در رابطه باپيش بيني شرکتهاي فعال يکسال قبل از ورشکستگي دارند واين درحالي بود که مدل آلتمن حدود1/41/0ومدل اهلسون نرخ خطاي 2/36/0رانشان مي داد. ريوولومبارد دراتمام تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند که مدلهاي پبش بيني ورشکستگي، نرخ دقت بالاتري در پيش بيني ورشکستگي شرکت نسبت به پيش بيني حسابرسان را دارا مي باشند. درعوض نرخ دقت پيش بيني حسابرسان درمورد شرکتهاي فعال بسياربالاتر ازنرخ دقت پيش بيني مدلهاي ورشکستگي مي باشند(عسگري،1387،ص99)1. درسالهاي اخيرنيزعده اي ازمحققين براساس تحقيقاتي که انجام داده اند به روشهاي جديدي براي پيش بيني ورشکستگي دست يافتند که بطورمختصردرزيربه تعدادي ازآنها اشاره مي کنيم: مک کين وگرينس تين درسال2000 مطالعات قبلي انجام شده درزمينه ورشکستگي را موردانتقاد قرار دادند آنها شش نسبت رابعنوان متغيرهاي مستقل مورداستفاده قراردادند (مک کين، 2000،ص219)2. شاه ومرتزا درسال2000 مدلي را با استفاده از شبکه هاي عصبي براي پيش بيني ورشکستگي ارائه دادند دراين مطالعه ازاطلاعات60 شرکت ورشکسته و54 شرکت غيرورشکسته بين سالهاي 1992 تا 1994 استفاده شد دقت پيش بيني اين مدل 73/0 بدست آمد (شاه و مرتزا، 2000،ص80) 3. مين ولي نيز درسال 2005 با استفاده از ماشين بردار پشتيبان اقدام به طراحي مدلي براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها نمودند. پژوهش آنها نشان داد که ماشين بردار پشتيبان نسبت به مدلهاي آماري سنتي از عملکرد بهتري برخوردار است (مين و لي، 2000،ص52) 4. شين،لي وکيم1 درسال2005 با استفاده ازماشين بردارپشتيبان، مدلي را براي پيش بيني ورشکستگي مطرح کردند. آنهاعملکرد مدلشان را با عملکرد شبکه هاي عصبي مصنوعي مقايسه نمودند. مطالعه آنها نشان داد که ماشين بردار پشتيبان هم از نظرتعميم پذيري وهم از نظر دقت کلي مدل، عملکرد بهتري دارد. براي انجام اين پژوهش آنها از10 نسبت مالي بين سالهاي 1996 تا1999 استفاده نمودند (شين و ديگران، 2005،ص129) 2. ازديگر تحقيقات ارزشمند درخصوص مدلهاي پيش بيني ورشکستگي مي توان به پژوهش گسترده پروفسوراوچه جونز درخصوص قابليت انتقال مدلهاي پيش بيني ورشکستگي از کشوري به کشور ديگر نام برد، وي اغلب مدلهاي ورشکستگي که از روشهاي گوناگون به وجود آمده بود را مورد آزمون قرار داد. همچنين مي توان ازپژوهش جامع وارزشمند باربوبک3 که به بررسي تفاوتها وشباهتهاي مدلهاي مختلف ورشکستگي پرداخت، اشاره نمود. تحقيقات بسيارديگري نيز دراين مورد درکشورهاي گوناگون صورت گرفته است که ذکرآنها دراين مقوله نمي گنجد. فصل سوم روش‌ اجراي تحقيق 1-3- مقدمه: هر پژوهش علمي درپي شناخت حقيقت ها و کشف روابط آنها مي باشد. هنگامي که بحث از روش علمي به ميان مي آيد ذهن هرمحقق درابتدا متوجه انديشيدن به شيوه علمي مي شود. از لحاظ فلسفي، روش را مجموعه وسايل وتدابيري معرفي نموده اند که حصول به هدف نهايي ومطلوب را آسان مي سازد. منظور از روش علمي همه راهها و شيوه هايي است که پژوهشگر ومحقق را از لحاظ خطا مصون بدارد وامکان رسيدن به حقيقت را براي وي فراهم سازد يا به تعبيرديگر، روش علمي پيروي از رويه منظم وسيستماتيک است که در جريان استفاده از روشهاي آماري و مرتبط ساختن عوامل موضوع تحقيق بايد رعايت گردد (دلاور،1384،ص78)1. دراين فصل به تشريح روش و چگونگي انجام پژوهش پرداخته شده است. روش تحقيق، جامعه و نمونه مطالعاتي، قلمرو تحقيق، نحوه جمع آوري داده هاي مربوط به متغيرهاي تحقيق و چگونگي تجزيه وتحليل اين اطلاعات نيز دراين فصل مورد توجه قرار مي گيرد. 2-3 روش تحقيق هدف از تعيين روش پژوهش آن است که محقق مشخص نمايد چه شيوه يا روشي را بايد اتخاذ کند تا او را به بهترين نحو در دستيابي به پاسخ پرسشهاي تحقيق ياري نمايد. روش تحقيقي که محقق براي انجام مطالعه خويش انتخاب مي کند به موضوع و هدف مطالعه او بستگي دارد. از نظر هدف، اين پژوهش از نوع تحقيقات کاربردي است چون اين تحقيق به جنبه کارائي مدلهاي پيش بيني ورشکستگي مي پردازد، بنابراين نتيجه آن کسب دانشي است که راهنما و دستورالعملي براي فعاليتهاي علمي خواهدبود. ازنظرروش وماهيت نيز،اين تحقيق ازنوع تحقيقات همبستگي ميباشد(سرمد،1385، ص79)2. 3-3 جامعه و نمونه آماري براي آزمون فرضيات پژوهش مي بايست جامعه آماري را به گونه اي انتخاب کرد که بتوان اطلاعات مورد نظررا با اعتماد و اطمينان بيشتري جمع آوري کرد. جامعه شامل همه افراد حقيقي يا فرضي مي باشد که محقق علاقمند است يافته هاي تحقيق را به آنها تعميم دهد. مزيت انتخاب يک نمونه از يک جامعه جلوگيري از اتلاف وقت محقق و صرفه جويي در منابع مالي است. از طريق مطالعه نمونه نسبتاً کوچک و با استفاده از يک روش نمونه گيري صحيح و پذيرش مقدار ناچيز خطا محقق به نتايج تقريباً درستي خواهد رسيد. انواع جامعه که در تحقيقات، معمولاً نمونه تحقيق درآنها انتخاب مي شود بسته به مورد تحقيق مي تواند محدود يا نامحدود باشد (عسگري، 1387،ص105)1. جامعه آماري اين پژوهش شرکتهاي نساجي و دارويي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در اين پژوهش براي برازش الگوهاي پيش بيني ورشکستگي نياز به اطلاعات دو گروه شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته وجود داشت. شرکتهاي نساجي به دليل اينکه در پژوهش هاي قبلي دراين زمينه بعنوان شرکتهاي ورشکسته شناسايي شده بودند دراين تحقيق نيز بعنوان شرکتهاي ورشکسته گزينش شدند. شرکتهاي داروسازي نيز به علت بازار انحصاري محصولات، حمايت دولت از آنها وکشش کم محصولات براي تامين نمونه شرکتهاي غيرورشکسته درنظر گرفته شدند. به علت عدم دسترسي به اطلاعات دقيق صورتهاي مالي شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته خارج از بورس اوراق بهادار تهران جامعه آماري اين پژوهش از ميان شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران گزينش شده است. همچنين دراين تحقيق نمونه آماري مساوي جامعه آماري اتخاذ شده است. بدين ترتيب کليه شرکتهاي عضوجامعه آماري که داراي شرايط زير بوده اند در نمونه آماري لحاظ شده اند: الف- قبل از سال 1379 در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشند. ب- صورتهاي مالي خود را در دوره زماني 79 تا 87 به بورس ارائه کرده باشند. جدول شماره1-3 اسامي شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته که از شرکتهاي نساجي و دارويي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در نمونه آماري انتخاب شده اند را نشان مي دهد: جدول شماره (1-3): اسامي شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته مورد مطالعه رديف شرکت هاي انتخاب شده غيرورشکسته شرکت هاي انتخاب شده ورشکسته 1 نساجي بروجرد ايران برک 2 ايران مرينوس ايران پوپلين 3 پشم بافي توس بافت آزادي 4 دارويي رازک توليدي تيم 5 دارويي لقمان ريسندگي و بافندگي پاکريس 6 دارويي دامداران مخمل و ابريشم کاشان 7 دارويي ابوريحان نساجي غرب 8 دارويي سبحان نساجي قائم شهر 9 دارويي امين نساجي بابکان 10 داروسازي جابرابن حيان نساجي خوي 11 داروسازي اسوه وطن اصفهان 12 داروسازي فارابي يزد بافت 13 داروسازي عبيدي گرد بافت يزد 14 داروسازي کوثر 15 داروسازي روزدارو 16 داروسازي تهران دارو 17 داروسازي ايران دارو 18 داروسازي سينا دارو 19 داروسازي کيميدارو 20 داروسازي پارس دارو 21 داروسازي اکسير 22 داروسازي زهراوي 23 داروسازي البرز دارو 24 شيمي دارو(داروپخش) 25 تهران شيمي 26 کارخانجات داروپخش 27 شرکت فراورده هاي تزريقي ايران 28 توليدي مواد اوليه داروپخش 1-3-3 معيار تعيين ورشکستگي: به منظور دسته بندي شرکتها به دو دسته ورشکسته و غيرورشکسته از پيش فرض ماده 141 قانون تجارت استفاده شده است طبق اين ماده :" اگر بر اثر زيان هاي وارده، حداقل نصف سرمايه شرکت از ميان برود هيات مديره مکلف است بلافاصله صاحب سهام را براي مجمع عمومي فوق العاده دعوت کند تا موضوع انحلال يا بقا شرکت مورد شور و راي واقع شود". به اين ترتيب اگر شرکتي دردوره زماني سالهاي 79 تا 87 مشمول ماده 141 قانون تجارت شده باشد ورشکسته درغير اينصورت شرکت غيرورشکسته است. براساس مبناي ياد شده 13 شرکت ايران برگ، ايران پوپلين، بافت آزادي، يزدبافت، گرد بافت يزد، توليدي تيم، ريسندگي وبافندگي پاکريس، مخمل وابريشم کاشان، وطن اصفهان، نساجي غرب، نساجي قائمشهر، نساجي بابکان، نساجي خوي عضو گروه شرکتهاي ورشکسته وکليه شرکتهاي داروسازي وشرکتهاي نساجي بروجرد، ايران مرينوس و پشم بافي توس از صنعت نساجي عضو گروه شرکتهاي غيرورشکسته طبقه بندي شده اند. که در مجموع شامل 13 شرکت ورشکسته و28 شرکت غيرورشکسته است. 2-3-3 معيار انتخاب شرکتهاي ورشکسته: الف- شرکتهاي ورشکسته در اين تحقيق از بين آن دسته از شرکتهاي نساجي که طي سالهاي 79 تا 87 حداقل يکبار مشمول ماده 141 قانون تجارت گرديده اند و نيز همچنين دو سال متوالي پس از سال مبنا زيانده بوده و زيان انباشته آنها در اين دوسال افزايش يافته باشد انتخاب گرديده اند. که در مجموع شامل 13 شرکت از صنعت نساجي مي باشند که سال مبنا براي اين شرکتها سالي است که در آن سال شرکت براي اولين بار مشمول ماده 141 شده است. ب- دسترسي به اطلاعات صورتهاي مالي اساسي اين شرکتها در سه سال قبل از سال مبناي آن شرکت امکانپذير بوده است. 3-3-3 معيارانتخاب شرکتهاي غيرورشکسته: الف- شرکتهاي غيرورشکسته در اين پژوهش از بين آن دسته از شرکتهاي داروسازي و نساجي که در فاصله سالهاي 79 تا 87 مشمول ماده 141 قانون تجارت نشده اند انتخاب گرديده اند که در مجموع شامل 25 شرکت از صنعت داروسازي و3 شرکت (نساجي بروجرد، ايران مرينوس، پشم بافي توس) از صنعت نساجي مي باشند. همچنين به دليل اينکه اکثر شرکتهاي ورشکسته مد نظر دراين پايان نامه درسال 1384 داراي معيار ورشکستگي مورد بحث بوده اند به همين دليل سال مبنا براي شرکتهاي غيرورشکسته نيز سال 84 انتخاب شده است تا امکان بررسي دقيق تر بين دوگروه شرکتهاي ورشکسته وغيرورشکسته ونيل به حصول نتايج آماري صحيح تر فراهم گردد. ب- دسترسي به اطلاعات صورتهاي مالي اساسي اين شرکتها در سه سال قبل از سال مبنا (سال 84) امکانپذير بوده است. 4-3 قلمرو تحقيق قلمرو تحقيق را بطور خلاصه مي توان بصورت زير بيان نمود: 1-4-3 قلمرو موضوعي: قلمرو موضوعي اين تحقيق بررسي امکان تشخيص ورشکستگي با استفاده ازمدلهاي اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون مي باشد که در حوزه مديريت سرمايه گذاري و مالي قابل بحث است. 2-4-3 قلمرو مکاني: قلمرو مکاني اين تحقيق شرکتهاي نساجي ودارويي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران مي باشد. 3-4-3 قلمرو زماني: قلمرو زماني اين تحقيق فاصله زماني بين سالهاي 1379 تا 1387 مي باشد. 5-3 روش و ابزار گردآوري داده ها در مورد اطلاعات و داده هاي مورد نياز، اين تحقيق ازطريق صورتهاي مالي اساسي شرکتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران به روش کتابخانه اي درباره موضوع مورد بحث به جمع آوري اطلاعات مي پردازد. وازگزارشات سالانه و جزوات منتشر شده توسط بورس اوراق بهادار تهران در دسترس علاقمندان قرار داده مي شود ونيز ازسايتهاي اينترنتي بورس اوراق بهادار استفاده شده است. همچنين دراين تحقيق براي جمع آوري اطلاعات مورد نيازمباحث نظري از کتب، مجلات، پايان نامه هاي تحصيلي، گزارشات ومقالات علمي داخلي وخارجي و شبکه جهاني اينترنت استفاده شده است. در اين تحقيق ابزار اندازه گيري، نسبتهاي مالي بکاررفته درمدلها مي باشند که ازاطلاعات صورتهاي مالي بدست مي آيند، چون اين اطلاعات به نوعي از داده هاي ثانويه مي باشد از اعتبار و روايي لازم بهره مند هستند. 6-3 روش تجزيه وتحليل داده ها آنچه مسلم است جهت تجزيه وتحليل داده ها و آزمون فرضيه ها لازم است ابتدا ماهيت متغيرتحقيق را شناخت، درتحليل هاي رگرسيوني متغيرهاي تحقيق به دوگروه با ماهيت هاي متفاوت تقسيم مي شوند: گروه اول:متغيرهاي مستقل، ماهيت اين متغيرها مي تواند کمي، کيفي يا ترکيبي ازکمي و کيفي باشد. گروه دوم:متغير وابسته، اين متغيرنيز مي تواند کمي يا کيفي باشد (گجراتي، 1383،ص516)1. متغيرهاي مستقل در اين تحقيق کمي است ولي متغيروابسته کيفي مي باشد. متغيرهاي کيفي متغيرهايي هستند که عموماً دلالت بر وجود يا فقدان کيفيت يا صفتي (مثل مرد يا زن، غيرورشکسته يا ورشکسته) دارند. اين متغيرهاي کيفي مي بايستي به کمي تبديل شوند، اين کار را مي توان با قبول دو مقدارصفر يا يک عملي کرد. مقدار صفربيانگرفقدان يک صفت يا کيفيت ومقدار يک بيانگروجود آن صفت يا کيفيت مي باشد. Yi=0 براي پيش بيني شرکتهاي ورشکسته Yi=1 براي پيش بيني شرکتهاي غيرورشکسته بعد از تعيين متغيرهاي تحقيق مي بايستي با استفاده از اطلاعات مربوط به اين متغيرها نسبتهاي مالي ازنرم افرازاکسل بدست آيد. بعد از بدست آوردن نسبتهاي مالي با استفاده از نرم افزار اکسل به آزمون فرضيات پرداخته مي شود. براي آزمون فرضيات ازروش آماري رگرسيون لوجستيک و ازنرم افزار SPSS استفاده مي شود رگرسيون لوجستيک، شبيه رگرسيون معمولي است با اين تفاوت که در روش تخمين ضرايب يکسان نمي باشد. در رگرسيون لوجستيک، به جاي حداقل کردن مجذور خطاها ( که در رگرسيون معمولي انجام مي گيرد)، احتمالي که يک واقعه رخ مي دهد حداکثر مي کند. همچنين در تحليل رگرسيون معمولي، براي بررسي معنادار بودن رابطه از آماره هاي استاندارد F وt استفاده مي شود در حالي که در رگرسيون لوجستيک از آماره هاي "کاي دو" و "والد" استفاده مي شود. آماره کاي دو به منظور تعيين ميزان اثرگذاري متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته و به طور کلي برازش کل مدل مي باشد و قابل مقايسه با آماره F در تحليل رگرسيون معمولي است. از آماره آزمون والد براي استخراج ضرايب موثربا توجه به شرايط مالي و اقتصادي ايران استفاده خواهد شد اين آماره معني دار بودن متغيرهاي وارد شده در معادله رگرسيون را بررسي مي کند و قابل مقايسه با آماره t در رگرسيون معمولي مي باشد(مومني، 1386،ص158)1. اگر مدلها با توجه به آماره آزمون والد داراي متغيرموثرباشند، درنتيجه آن مدل شرکتها را به دوگروه غيرورشکسته و ورشکسته تفکيک مي کند که فرآيند اعمال مدل به شرح زير مي باشد: رابطه (1-3): که درآن: =Bi ضرايب متغيرهاي مستقل . =N تعداد افراد يا آزمودنيها (شرکتها). X= نسبتهاي مالي محاسبه شده يا متغير مستقل. =Y متغير وابسته يا اعداد مشاهده شده. سپس با استفاده ازخروجي هاي رگرسيون لوجستيک و درصد طبقه بندي درست شرکتها توسط مدل ارائه شده دررگرسيون لوجستيک به مقايسه سه مدل ورشکستگي پرداخته و فرضيات را رد يا حفظ مي کنيم. همچنين براي آزمون فرضيه اصلي دوم از آزمون مقايسه ميانگين ناپارامتري کروسکال واليس156استفاده مي شود. توضيح درمورد رگرسيون لوجستيک: احتمال وقوع پديده مورد نظر(دراينجا ورشکستگي) بصورت زير فرض مي شود: رابطه ( 2-3): که e پايه لگاريتم طبيعي مي باشد، رابطه (2-3) به صورت زير قابل بازنويسي است: رابطه ( 3-3): که است. رابطه (3-3) بيانگرآن چيزي است که تحت عنوان تابع توزيع تجمعي لوجستيک157 معروف شده است. دراين حالت همچنان Zi بين ?- و+? تغيير مي کند، pi بين 0 و1مقادير خود را اختيار خواهد کرد ونيز آنکه pi به طور غيرخطي بهzi (يعني xi) مربوط است (و به اين ترتيب دوشرط موردنياز را برآورده مي کند). اگرpi احتمال ورشکستگي فرض شده باشد، دراين صورت (1-pi) که احتمال عدم ورشکستگي خواهد بود به قرار ذيل مي باشد: رابطه (4-3): بنابراين: رابطه (5-3): حال بطورساده نسبت احتمال حادثه مورد نظربرآلترناتيو158 آن است که دراينجا بيانگرميزان برتري احتمال وقوع حادثه ورشکستگي برعدم آن مي باشد (نسبت حادثه مورد نظربر آلترناتيو آن ). حال چنانچه ازرابطه (4-3) لگاريتم طبيعي گرفته شود،نتيجه زير بدست مي آيد: رابطه (6 -3): يعني L که لگاريتم برتري يا مزيت است، نه تنها برحسب Xبلکه (نکته مهم ازنظر تخمين) برحسب پارامترها هم خطي است. دربالاL بنام لوجيت معروف است وبنابراين اسم لوجيت به مدلهايي مانند رابطه (6-3) اطلاق مي شود. رابطه بين احتمال و لوجيت يا متغيرهاي P و بصورت نمودار (1-3 ) قابل ترسيم است. نمودارشماره (1-3): رابطه بين احتمال و لوجيت (علمشاهي، 1386،ص127)1. بعبارت ديگر متغير وابسته بر حسب مقاديرقابل مشاهده واقعي داراي محدوديت 1? p ? 0 خواهد بود. بنابراين ?+? p/1-p ? 0 و ?+ ? ln p/1-p ? ?- خواهد بود. حال مي توان برخي ازويژگي هاي مدل لوجيت را مورد بررسي قرارداد: 1- همچنانکه p بين 0 و1(يعني z بين ?+ و ?-) نوسان مي کند L لوجيت از?- تا?+ تغيير مي کند، يعني اگرچه احتمال (برحسب ضرورت) بين0 و1 قرار مي گيرد اما مدلهاي لوجيت دراين فاصله محدود نيستند. 2- اگر چهL بر حسب X خطي است، اماخود احتمالها اينطور نيستند. 3- تعبير مدل فوق (لوجيت) به قرارذيل است:?2 (ضريب زاويه ) ميزان تغيير درL رابه ازاء يک واحد تغييردر X اندازه گيري مي کند. ضريب عرض ازمبدا ?1 مي باشد (علمشاهي،1386، ص127)2. 7-3 اعتبار دروني و بروني پژوهش جهت تعيين اعتبار دروني پژوهش، اين بحث مطرح است که آيا متغير مستقل در متغير وابسته ايجاد تغيير کرده است يا خير. اعتبار دروني شرطي است که باعث مي گردد تا مطمئن شويم که آيا متغيرهاي مزاحم و نامربوط تاثيري در متغير وابسته نداشته اند. به دليل عدم وجود استانداردهاي حسابداري لازم الاجرا تا قبل از سال 1380 وهمچنين عدم آشنايي کافي به استانداردها در سالهاي ابتداي لازم الاجرا شدن رعايت مفاد استانداردهاي حسابداري ايران، کيفيت ناهمگن اطلاعات مالي مورد استفاده و اثرناشي ازتفاوت درروشهاي حسابداري مورد استفاده جهت اندازه گيري و گزارشگري رويدادهاي مالي، ممکن است بر نتايج تحقيق اثر داشته باشد. تفاوت در نوع صنعت و مالکيت از ديگر عواملي است که مي تواند اعتبار دروني را خدشه دار سازد. در جهت تعيين اعتبار بيروني پژوهش، مي توان اينگونه بيان نمود که آيا يافته هاي تحقيق قابل بسط و تعميم به تک تک اعضا جامعه در شرايط زماني متفاوت مي باشد يا خير. قلمرو زماني تحقيق حاضر فاصله زماني سالهاي 1379 تا 1387 مي باشد که اين دوره داراي شرايط اقتصادي و مسائل سياسي خاص خود مي باشد، لذا تسري نتايج به ساير سالها و ساير واحدهاي اقتصادي خارج از بورس مي بايد با احتياط و با درنظر گرفتن شرايط اقتصادي و سياسي صورت پذيرد. فصل چهارم تجزيه و تحليل داده‌ها 1-4-‏ مقدمه‏: "ارقام دروغ نمي گويند، اما دروغگويان ارقام مي سازند". " چارلز گراس ونور " پژوهشگر پس از اين که روش تحقيق خود را مشخص کرد و با استفاده از ابزارهاي مناسب، داده هاي مورد نياز را براي آزمون فرضيه هاي خود جمع آوري کرد، اکنون نوبت آن است که با بهره گيري از تکنيک هاي آماري مناسبي که با روش تحقيق، نوع متغيرها و... سازگاري دارد، داده هاي جمع آوري شده را دسته بندي و تجزيه و تحليل نمايد و در نهايت فرضيه هايي را که تا اين مرحله او را در تحقيق هدايت کرده اند در بوته آزمون قرار دهد و سرانجام بتواند راه حلي و پاسخي براي پرسش تحقيق بيابد. فرآيند تجزيه و تحليل داده ها فرآيندي چند مرحله اي است که طي آن داده هايي که از طريق بکارگيري ابزارهاي جمع آوري در جامعه (نمونه) آماري فراهم آمده اند خلاصه، کد بندي و دسته بندي... و در نهايت پردازش مي شوند تا زمينه برقراري انواع تحليل ها و ارتباط ها بين اين داده ها به منظور آزمون فرضيه ها فراهم آيد (خاکي،1387،ص303)1. تجزيه و تحليل اطلاعات به عنوان مرحله اي علمي از پايه هاي اساسي هر پژوهش علمي به شمار مي رود که به وسيله آن کليه فعاليت هاي پژوهش تا رسيدن به نتيجه، کنترل و هدايت مي شوند. در اين فصل نيز به توصيف داده هاي پژوهشي و تجزيه و تحليل هر يک از فرضيات خواهيم پرداخت. 2-4 شاخص هاي توصيفي متغيرها به منظور شناخت بهتر ماهيت جامعه اي که در پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است و آشنايي بيشتر با متغيرهاي پژوهش، قبل از تجزيه و تحليل داده هاي آماري، لازم است اين داده ها توصيف شوند. همچنين توصيف آماري داده ها، گامي در جهت تشخيص الگوي حاکم بر آن ها و پايه اي براي تبيين روابط بين متغيرهايي است که در پژوهش به کار مي رود. بنابراين، قبل از اين که به آزمون فرضيه هاي پژوهش پرداخته شود، متغيرهاي پژوهش به صورت خلاصه درجداول و نمودارهاي زير بيان مي شوند. به منظور تحليل توصيفي ذکر شده جداول توزيع فراواني آماره هاي توصيفي همچون ميانگين، واريانس و.... را مورد استفاده قرار خواهيم داد. در اين قسمت سعي برآنست که با بکارگيري تکنيکهاي آمار توصيفي امکان بررسي متغيرها را فراهم سازيم . جدول شماره(1-4): شاخص هاي توصيف کننده متغيرها براي گروه شرکتهاي ورشکسته تعداد دامنه تغييرات مينيمم ماكزيمم ميانگين انحراف معيار واريانس نسبت سرمايه در گردش به كل دارايي 39 2105.2639 -2105.0000 .2639 -.768371 1.2292913 1.511 نسبت سود قبل از کسر بهره و ماليات به کل داراييها 39 1.7505 -1.3710 .3795 -.315546 .3873236 .150 نسبت سود قبل از کسر ماليات به بدهيهاي جاري 39 2.1614 -.9284 1.2330 -.196305 .3185659 .101 نسبت فروش به کل داراييها 39 924.5824 -923.0000 1.5824 .611923 .4589247 .211 نسبت درآمد خالص به کل داراييها 39 1.4978 .0846 1.5824 .704013 .3771835 .142 نسبت کل بدهيها به کل داراييها 39 6.9870 .4870 7.4740 1.734756 1.3232791 1.751 نسبت داراييهاي جاري به بدهيهاي جاري 39 1.3454 .1016 1.4470 .693259 .3624869 .131 لگاريتم کل داراييها به شاخص سطح GNP 39 1.7123 -2.0050 -.2927 -1.173268 .3983592 .159 نسبت بدهيهاي جاري به داراييهاي جاري 39 9.2794 .5636 9.8430 1.949190 1.8359931 3.371 اگربدهيهابزرگترمساوي داراييها باشد عدد يک درغير اينصورت عدد صفر 39 1.0000 .0000 1.0000 .692308 .4675719 .219 اگرسودخالص براي دوسال گذشته منفي باشد عدديک درغيراينصورت عدد صفر 39 1.0000 .0000 1.0000 .846154 .3655178 .134 نسبت سود خالص به کل داراييها 39 2.8010 -1.3710 1.4300 -.161537 .5495171 .302 نسبت وجوه حاصل از عمليات به کل بدهيها 39 .0186 .0019 .0204 .009096 .0044079 .000 ميزان تغيير سود خالص نسبت به سال قبل 39 9.4200 -1.3000 8.1200 1.230323 1.4837845 2.202 جدول شماره(2-4): شاخص هاي توصيف کننده متغيرها براي گروه شرکتهاي غيرورشکسته تعداد دامنه تغييرات مينيمم ماكزيمم ميانگين انحراف معيار واريانس نسبت سرمايه در گردش به كل دارايي 84 .8847 -.3832 .5015 .67260 .1557989 .024 نسبت سود قبل از کسر بهره و ماليات به کل داراييها 84 .6088 -.0398 .5691 .196539 .1277772 .016 نسبت سود قبل از کسر ماليات به بدهيهاي جاري 84 1.5400 -.0544 1.4856 .320576 .2516036 .063 نسبت فروش به کل داراييها 84 1.3511 .0889 1.4400 .805344 .2498676 .062 نسبت درآمد خالص به کل داراييها 84 1.3511 .0889 1.4400 .806711 .2544890 .065 نسبت کل بدهيها به کل داراييها 84 .5455 .3613 .9068 .697102 .1223965 .015 نسبت داراييهاي جاري به بدهيهاي جاري 84 2.5535 .0922 2.6457 1.138031 .3374703 .114 لگاريتم کل داراييها به شاخص سطح GNP 84 1.6209 -1.4549 .1661 -.835229 .3199333 .102 نسبت بدهيهاي جاري به داراييهاي جاري 84 1.0310 .3780 1.4090 .922955 .2080638 .043 اگربدهيهابزرگترمساوي داراييها باشد عدد يک درغير اينصورت عدد صفر 84 .0000 .0000 .0000 .000000 .0000000 .000 اگرسودخالص براي دوسال گذشته منفي باشد عدديک درغيراينصورت عدد صفر 84 1.0000 .0000 1.0000 .011905 .1091089 .012 نسبت سود خالص به کل داراييها 84 .5063 -.0398 .4665 .163695 .1049956 .011 نسبت وجوه حاصل از عمليات به کل بدهيها 84 .3342 .1122 .4463 .209070 .0541118 .003 ميزان تغيير سود خالص نسبت به سال قبل 84 22.2436 -19.4295 2.8141 .890535 2.3083805 5.329 در جداول شماره (1-4) و (2-4) آماره هاي توصيفي همچون دامنه تغييرات، مينيمم، ماکزيمم، ميانگين، انحراف معيار و واريانس مشاهدات متغيرهاي بکارگرفته شده در مدلهاي ورشکستگي اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون به تفکيک شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته ارائه شده است. با توجه به جداول فوق مي توان کليه متغيرها را با توجه به شاخص هاي مربوطه از نظرگاه آماري مورد بررسي قرار داد. همانطور که در جداول فوق مشهود است نسبت سرمايه در گردش به کل داراييها براي شرکتهاي ورشکسته از مقدار کوچکتري برخوردار مي باشد، ميانگين نسبت مذکوردر شرکتهاي ورشکسته برابر7684.- ودر شرکتهاي غيرورشکسته برابر 0673. مي باشد.به همين ترتيب براي کليه متغيرها در جداول فوق مي توان اين توصيفات را در شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته بيان نمود. 3-4 تجزيه و تحليل استنباطي فرضيات پژوهش تجزيه و تحليل داده ها فرآيندي است كه طي آن داده هايي كه از طريق بكارگيري ابزار جمع آوري اطلاعات حاصل شده اند طي يك سيستم جمع آوري داراي اعتبار و روايي كد بندي، تلخيص و توصيف و در نهايت پردازش مي شوند. در اين فر آيند، داده ها با بكارگيري تكنيكهاي آماري هم از لحاظ مفهومي و هم از جنبه تجربي پالايش مي شوند بديهي است توجه به ابعاد مفهومي فرضيه پژوهشي نقش مهمي در نيل به اين مقصود دارد . در اين تحقيق از مدل رگرسيون لوجستيك براي تبيين رابطه ميان متغير هاي مورد بررسي بهره خواهيم برد اساساً استفاده از مدلهاي رگرسيون در زماني كه علاقه مند به مطالعه تاثير يك يا چند متغير مستقل بر روي يك متغير وابسته هستيم از كاربرد زيادي برخوردار است. در اين تحقيق مدلهاي اسپرينگت، زيمسکي و اهلسون در خصوص تاثير چند متغير بر روي متغير وضعيت شركت (مشتمل بر وررشكستگي و يا عدم ورشكستگي) بحث مي كنند. به همين دليل تحليل رگرسيوني مناسب ارزيابي مي گردد با توجه به اينكه متغير پاسخ دو حالتي مي باشد مدل رگرسيون لوجستيک مبناي عمل قرار داده شده است. براي ورود متغيرها به مدل از شيوه ورود همزمان159 بهره برده شده است. در اين تحقيق مسئله مورد بحث، مقايسه موفقيت مدلهاي اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون ازنظر ميزان توانايي مي باشد، با توجه به اينكه هر يك از مدلهاي مذكور در قالب يك مدل رگرسيون طرح شده اند. لذا از نقطه نظر عملياتي (آماري) اين بررسي بدين گونه صورت مي پذيرد كه كدام يك ازسه مدل رگرسيون برازش داده شده تواناتر مي باشند ( مدل رگرسيون تواناتر داراي قابليت تخمين، پيش بيني و برآورد دقيق تر مي باشد). تشخيص مدل رگرسيون توانا بر اساس معيارهاي نيكويي برازش "لگاريتم نسبت درستنمايي160 " و"درصد پيش بيني صحيح مدل رگرسيون لوجستيك در خصوص ورشكستگي در شركتهاي مورد بررسي" و"درصد تطابق" صورت مي پذيرد اساساً يك مدل رگرسيون كه از بين سه آماره فوق لگاريتم درستنمايي آن كوچكتر باشد و دو آماره ديگر بزرگتر باشد در تخمين موفق تر عمل مي نمايد. مدل رگرسيون لوجستك نهايتاً منجر به ارائه دو پيش بيني، ورشكستگي يا عدم ورشكستگي مي شود. اگرما مفروضات مدلهاي اسپرينگيت، زيمسکي و اهلسون (مقادير متغير هاي مورد نياز هر يك از اين مدلها را در خصوص هر شركت ) در هر يك از مدلهاي رگرسيون محاسبه شده قرار دهيم يکي از دو حالت ورشكستگي يا عدم ورشكستگي براي هر شرکت حاصل خواهد شد، در حاليکه ما از وضعيت حقيقي (ورشکستگي يا غيرورشکستگي) آن شرکت اطلاع داريم. در اين وضعيت مجموعه حالات زير به وجود مي آيد: جدول شماره (3-4): مجموعه حالات مورد انتظاربررسي الگوهاي ورشكستگي درصد تشخيص صحيح پيش بيني غير ورشكسته ورشكسته حالت دوم حالت اول ورشكسته وضعيت حقيقي حالت چهارم حالت سوم غير ورشكسته براساس جدول فوق مدل تواناتر مدليست كه در حالت اول و چهارم داراي درصد فراواني بزرگتر باشد به عبارت ساده تر در ستون مقادير درصد تشخيص صحيح موفقتر عمل نمايد . در کليه فرضيات زير براي کدينگ متغيرهاي وابسته (وضعيت اقتصادي مشتمل بر ورشکستگي يا غيرورشکستگي) از جدول زير استفاده مي شود که در آن، حالت ورشکسته کد صفر و حالت غيرورشکسته کد يک را مي پذيرد. جدول شماره (4-4):نحوه كدينگ متغيرهاي وابسته Dependent Variable Encoding(a) Original Value Internal Value ورشكسته غيرورشكسته 1 جهت آزمون فرضيات اين تحقيق گامهاي زير برداشته شده است: 1- اخذ صورتهاي مالي و ساير اطلاعات مورد نياز مربوط به نمونه آماري از بورس اوراق بهادار تهران. 2- تمايز شرکتهاي مورد بررسي به شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته برمبناي ماده 141 قانون تجارت. 3- محاسبه نسبتهاي مورد نياز با استفاده از نرم افزار اکسل. 4- آزمون و تجزيه وتحليل فرضيات با استفاده از نرم افزار spss . 1-3-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه فرعي اول: فرضيه فرعي اول: "با استفاده از مدل اسپرينگيت مي توان ازيكسال قبل از ورشكستگي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نسبت به مدلهاي زيمسكي و اهلسون نتايج بهتري را كسب كرد". فرضيه آماري به صورت زير ارائه مي گردد: H0 : مدل اسپرينگيت براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها دريکسال قبل از ورشکستگي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون از کارايي بيشتري برخوردار نيست. H1 : مدل اسپرينگيت براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها در يکسال قبل از ورشکستگي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون از کارايي بيشتري برخورداراست. H0: i=1,2,3 H1: به منظور بررسي اين فرضيه در سال 1383 به استفاده از الگوي اسپرينگيت ، زيمسكي ، و اهلسون خواهيم پرداخت و موفقيت مدلها را مورد نقد و بررسي قرار مي دهيم : الف- مـدل اسپرينگيت در سال 83 طي جداول شماره (5-4) و (6-4) آماره هاي نيكويي مدل مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در جدول (5-4) رد فرض H0 در خصوص آزمون خي دو در سطح معنادار 05. ( (Sig<.05نشانگر آنست كه متغيرهاي مستقل در تبيين تغييرات متغير وابسته موفق عمل نموده اند و به عبارت ساده تر فرض صحيح بودن مدل پذيرفته مي شود. جدول شماره (5-4):آزمون معنادار بودن مدلهاي رگرسيوني الگوي اسپرينگيت در يكسال قبل از ورشكستگي Omnibus Tests of Model Coefficients(a) Chi-Square df Sig. Step 1 Step 43.801 5 .000 Block 43.801 5 .000 Model 43.801 5 .000 در جدول (6-4) برخي آماره هاي بررسي درستنمايي مدل ارائه شده است آماره لگاريتم نسبت درستنمايي اندازه اي از نيكويي مدل را برآورد مي كند بدين ترتيب كه مقادير كوچك آن دلالت بر موفق بودن مدل ومقادير بزرگ آن دلالت بر ناموفق بودن مدل دارند. با توجه به مقدار كم اين متغيرنيكويي مدل نتيجه مي شود دربخشهاي آتي اين مقداررا با ساير مدلهاي موجود مورد بررسي قرار مي دهيم. دراين جدول آماره درصد تطابق نيز ارائه شده است اين آماره در مدل رگرسيون لوجستيك، اندازه اي از درصد تغييرات شناسايي شده بوسيله مدل را تبيين مي نمايد به عبارت ديگرمعين مي نمايد متغيرهاي مستقل درتبيين چند درصد ازتغييرات متغير وابسته توانا عمل نموده اند ميزان ضريب مذكور برابر با 694. مي باشد به عبارت ساده تر يعني مدل در تبيين 69.4/0 از تغييرات متغير وابسته (وضعيت شركت مشتمل بر ورشكستگي يا عدم ورشكستگي ) توانا مي باشد . Model Summary(b) Step -2 Log likelihood Cox & Snell R Square Nagelkerke R Square 1 .000003 .694 1.000 جدول شماره (6-4): نتايج آماره هاي نيكويي برازش الگوي اسپرينگيت در يكسال قبل از ورشكستگي در جدول (7-4) ميزان تطابق مقاديرمشاهده شده ومقادير پيش بيني شده براي واحدهاي مورد مطالعه ارائه شده است همانطوركه مشاهده مي كنيم اين مقادير به طور 100/0 تطابق دارند به عبارت ساده تر مدل رگرسيون لوجستيك پيشنهادي دربرآورد وضعيت شركتهاي مورد بررسي (از نظرورشكستگي و فعاليت) به طور 100/0 مناسب عمل نموده است . جدول شماره (7-4): درصد تطابق مقادير مشاهده شده و پيش بيني شده الگوي اسپرينگيت در يكسال قبل ازورشكستگي Predicted وضعيت Percentage Correct ورشكسته غير ورشكسته Step 1 وضعيت ورشكسته 10 100.0 غير ورشكسته 28 100.0 Overall Percentage 100.0 در جدول (8-4) مدل رگرسيون برازش داده شده مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در ستون B ضرايب رگرسيون و در ستونSE خطاي معيارپارامتر برآورد ارائه شده است مدل رگرسيون پيشنهادي عبارت است از : جدول شماره (8-4): نتايج ضرايب رگرسيوني الگوي اسپرينگيت در يكسال قبل از ورشكستگي B S.E. Sig. Exp(B) Step 1(a) x1 -.051 20.566 .998 .950 x2 .00020 .048 .997 1.000 x3 -27.642 21840.471 .999 .000 x4 258.684 39333.019 .995 2.213E+112 Constant 26.139 14826.028 .999 224919106730.952 در جدول (8-4) با استفاده از آماره آزمون والد فرض معنادار بودن تاثير متغير هاي مورد بررسي مورد مطالعه قرار گرفته است بر اساس مقادير مندرج در ستون sig ، تاثير معنادار متغيرهاي مورد بررسي بر متغير وضعيت شركت (ورشكسته يا غير ورشكسته) در سطح معنادار 05. تاييد نمي گردد (sig>.05 ).
ب- مدل زيمسكي در سال۸۳
طي جداول شماره (۹-۴) و (۱۰-۴) آماره هاي نيكويي مدل مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در جدول (۹-۴) رد فرض H0 در خصوص آزمون خي دو در سطح معنادار ۰۵٫ ( (Sig.05نشانگر آنست كه متغيرهاي مستقل در تبيين تغييرات متغير وابسته موفق عمل نموده اند و به عبارت ساده تر فرض صحيح بودن مدل پذيرفته مي شود.
Omnibus Tests of Model Coefficients(a)
Chi-Square
df
Sig.
Step 1
Step
۳۴٫۴۴۱
۳
.۰۰۰
Block
۳۴٫۴۴۱
۳
.۰۰۰
Model
۳۴٫۴۴۱
۳
.۰۰۰
جدول شماره (۹-۴): آزمون معنادار بودن مدلهاي رگرسيوني الگوي زيمسكي دريكسال قبل از ورشكستگي
در جدول (۱۰-۴) برخي آماره هاي بررسي درستنمايي مدل ارائه شده است. آماره لگاريتم نسبت درستنمايي اندازه اي از نيكويي مدل را برآورد مي كند بدين ترتيب كه مقادير كوچك آن دلالت بر موفق بودن مدل ومقادير بزرگ آن دلالت برناموفق بودن مدل دارند. دراين جدول آماره درصد تطابق نيزارائه شده است اين آماره در مدل رگرسيون لوجستيك، اندازه اي ازدرصد تغييرات شناسايي شده بوسيله مدل را تبيين مي نمايد به عبارت ديگر معين مي نمايد متغيرهاي مستقل درتبيين چند درصد از تغييرات متغير وابسته توانا عمل نموده اند ميزان ضريب مذكور برابر با۵۹۶٫ مي باشد به عبارت ساده تر يعني مدل در تبيين ۵۹٫۶/۰ از تغييرات متغير وابسته (وضعيت شركت مشتمل بر ورشكستگي يا عدم ورشكستگي ) توانا مي باشد .
جدول شماره (۱۰-۴): نتايج آماره هاي نيكويي برازش الگوي زيمسكي در يكسال قبل از ورشكستگي
Model Summary(b)
Step1
-۲ Log likelihood
Cox & Snell R Square
Nagelkerke R Square
۹٫۳۶۱(a)
.۵۹۶
.۹۲۱
در جدول (۱۱-۴) ميزان تطابق مقادير مشاهده شده ومقادير پيش بيني شده براي واحدهاي مورد مطالعه ارائه شده است همانطوركه مشاهده مي كنيم اين مقادير به طور۹۲٫۱/۰تطابق دارند به عبارت ساده تر مدل رگرسيون لوجستيك پيشنهادي دربرآورد وضعيت۹۲٫۱/۰شركتها ي مورد بررسي (از نظرورشكستگي و فعاليت) مناسب عمل نموده است.
جدول شماره (۱۱-۴): درصد تطابق مقادير مشاهده شده و پيش بيني شده الگوي زيمسكي در يكسال قبل از ورشكستگي
Predicted
وضعيت
Percentage Correct
ورشكسته
غير ورشكسته
Step 1
وضعيت
ورشكسته
۸
۲
۸۰٫۰
غير ورشكسته
۱
۲۷
۹۶٫۴
Overall Percentage
۹۲٫۱
در جدول (۱۲-۴) مدل رگرسيون برازش داده شده مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در ستون B ضرايب رگرسيون و در ستونSE خطاي معيارپارامتر برآورد ارائه شده است مدل رگرسيون پيشنهادي عبارت است از :
جدول شماره (۱۲-۴): نتايج ضرايب رگرسيوني الگوي زيمسکي در يكسال قبل از ورشكستگي
B
S.E.
Wald
Df
Sig.
Exp(B)
Step 1(a)
X1
۱۴٫۴۹۲
۷٫۷۲۰
۳٫۵۲۳
۱
.۰۶۱
۱۹۶۶۴۵۷٫۱۰۴
X2
-۲۱٫۰۰۴
۱۰٫۳۵۸
۴٫۱۱۲
۱
.۰۴۳
.۰۰۰
X3
-۸٫۱۵۹
۶٫۶۷۹
۱٫۴۹۲
۱
.۲۲۲
.۰۰۰
Constant
۱۸٫۰۲۲
۱۰٫۴۰۶
۲٫۹۹۹
۱
.۰۸۳
۶۷۱۰۸۵۸۲٫۷۶۸
در جدول(۱۲-۴) با استفاده از آماره آزمون والد فرض معنادار بودن تاثير متغير هاي مورد بررسي مورد مطالعه قرار گرفته است.
بر اساس مقادير مندرج در ستون sig ، تاثير معنادار متغير “نسبت كل بدهيها به كل داراييها ” برمتغيروضعيت شركت (ورشكسته ياغيرورشكسته) درسطح معنادار ۰۵٫ تاييد مي گردد.(sig.05 )
ج) مدل اهلسون در سال ۱۳۸۳
طي جداول شماره (۱۳-۴) و (۱۴-۴) آماره هاي نيكويي مدل مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در جدول (۱۳-۴) رد فرض H0 در خصوص آزمون خي دو در سطح معنادار ۰۵٫ ((Sig.05 نشانگر آنست كه متغيرهاي مستقل در تبيين تغييرات متغير وابسته موفق عمل نموده اند و به عبارت ساده تر فرض صحيح بودن مدل پذيرفته مي شود.
Omnibus Tests of Model Coefficients(a)
Chi-Square
df
Sig.
Step 1
Step
۴۳٫۸۰۱
۷
.۰۰۰
Block
۴۳٫۸۰۱
۷
.۰۰۰
Model
۴۳٫۸۰۱
۷
.۰۰۰
جدول شماره(۱۳-۴): آزمون معنادار بودن مدلهاي رگرسيوني الگوي اهلسون در يكسال قبل از ورشكستگي
در جدول (۱۴-۴) برخي آماره هاي بررسي درستنمايي مدل ارائه شده است. آماره لگاريتم نسبت درستنمايي اندازه اي از نيكويي مدل را برآورد مي كند بدين ترتيب كه مقادير كوچك آن دلالت بر موفق بودن مدل ومقاديربزرگ آن دلالت برناموفق بودن مدل دارند. با توجه به مقدار كم اين متغير( . ۰۰۰۲) نيكويي مدل نتيجه مي شود. دراين جدول آماره درصد تطابق نيزارائه شده است اين آماره درمدل رگرسيون لوجستيك، اندازه اي ازدرصد تغييرات شناسايي شده بوسيله مدل را تبيين مي نمايد به عبارت ديگر معين مي نمايد متغيرهاي مستقل درتبيين چند درصد از تغييرات متغير وابسته توانا عمل نموده اند ميزان ضريب مذكور برابر با۶۸۴٫ مي باشد به عبارت ساده تر يعني مدل در تبيين ۶۸٫۴/۰ از تغييرات متغير وابسته (وضعيت شركت مشتمل بر ورشكستگي يا عدم ورشكستگي ) توانا مي باشد .
Model Summary(b)
Step1
-۲ Log likelihood
Cox & Snell R Square
Nagelkerke R Square
.۰۰۰۲(a)
.۶۸۴
۱٫۰۰۰
جدول شماره (۱۴-۴): نتايج آماره هاي نيكويي برازش الگوي اهلسون در يكسال قبل از ورشكستگي
در جدول(۱۵-۴) ميزان تطابق مقادير مشاهده شده و مقادير پيش بيني شده براي واحدهاي مورد مطالعه ارائه شده است. همانطور كه مشاهده مي كنيم اين مقادير به طور ۱۰۰/۰ تطابق دارند به عبارت ساده تر مدل رگرسيون لوجستيك پيشنهادي در برآورد وضعيت شركتها ي مورد بررسي (از نظرورشكستگي و فعاليت ) به طور ۱۰۰/۰ مناسب عمل نموده است.
جدول شماره (۱۵-۴): درصد تطابق مقادير مشاهده شده و پيش بيني شده الگوي اهلسون در يكسال قبل از ورشكستگي
Predicted
وضعيت
Percentage Correct
ورشكسته
غير ورشكسته
Step1
وضعيت
ورشكسته
۱۲
۱۰۰٫۰
غير ورشكسته
۲۸
۱۰۰٫۰
Overall Percentage
۱۰۰٫۰
در جدول (۱۶-۴) مدل رگرسيون برازش داده شده مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در ستون B ضرايب رگرسيون و در ستونSE خطاي معيارپارامتر برآورد ارائه شده است مدل رگرسيون پيشنهادي عبارت است از :
جدول شماره (۱۶-۴):نتايج ضرايب رگرسيوني اهلسون در يكسال قبل از ورشكستگي
Variables not in the Exuation(a,b)
Score
Df
Sig.
Step 0
Variables
X1
.۱۳۸
۱
.۷۱۰
X2
.۷۹۴
۱
.۳۷۳
X3
۱٫۳۳۳
۱
.۲۴۸
X4
۱٫۳۳۳
۱
.۲۴۸
X5
۱٫۰۷۶
۱
.۳۰۰
X6
۳٫۹۹۶
۱
.۰۴۶
X7
.۷۹۰
۱
.۳۷۴
Constant
-۲۸۶٫۹۷۵
۳۴۳۱۵٫۹۹۶
.۰۰۰
در جدول (۱۶-۴) با استفاده از آماره آزمون والد فرض معنادار بودن تاثير متغير هاي مورد بررسي مورد مطالعه قرار گرفته است براساس مقاديرمندرج در ستون sig ، تاثيرمعنادارمتغير”اگر سود خالص براي دوسال گذشته منفي باشد يك در غير اينصورت صفر” بر متغير وضعيت شركت (ورشكسته يا غيرورشكسته) در سطح معنادار ۰۵٫ تاييد مي گردد.(sig.05 )
۲-۳-۴ تجزيه وتحليل و آزمون فرضيه فرعي دوم:
فرضيه فرعي دوم: “با استفاده از مدل اسپرينگيت مي توان از دوسال قبل از ورشكستگي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران نسبت به مدلهاي زيمسكي و اهلسون نتايج بهتري را كسب كرد”.
فرضيه آماري به صورت زير ارائه مي گردد:
H0: مدل اسپرينگيت براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها در دو سال قبل از ورشکستگي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون از کارايي بيشتري برخوردار نيست.
H1 : مدل اسپرينگيت براي پيش بيني ورشکستگي شرکتها در دو سال قبل از ورشکستگي نسبت به مدلهاي زيمسکي و اهلسون از کارايي بيشتري برخورداراست.
H0:
i=1,2,3 H1:
به منظور بررسي اين فرضيه در سال ۱۳۸۲ به استفاده از الگوي اسپرينگيت، زيمسكي، و اهلسون خواهيم پرداخت و موفقيت مدلها را مورد نقد و بررسي قرار مي دهيم :
الف- مـدل اسپرينگيت در سال ۸۲
طي جداول شماره (۱۷-۴) و (۱۸-۴) آماره هاي نيكويي مدل مورد نقد و بررسي قرار گرفته است در جدول (۱۷-۴) رد فرض H0 درخصوص آزمون خي دو در سطح معنادار ۰۵٫ ((Sig.05 نشانگر آنست كه متغيرهاي مستقل در تبيين تغييرات متغير وابسته موفق عمل نموده اند و به عبارت ساده تر فرض صحيح بودن مدل پذيرفته مي شود.
جدول شماره (۱۷-۴): آزمون معنادار بودن مدلهاي رگرسيوني الگوي اسپرينگيت در دو سال قبل از ورشكستگي
Omnibus Tests of Model Coefficients(a)
Chi-Square
Df
Sig.
Step 1
Step
۴۸٫۸۶۹
۵
.۰۰۰
Block
۴۸٫۸۶۹
۵
.۰۰۰
Model
۴۸٫۸۶۹
۵
.۰۰۰
در جدول (۱۸-۴) برخي آماره هاي بررسي درستنمايي مدل ارائه شده است. آماره لگاريتم نسبت درستنمايي اندازه اي از نيكويي مدل را برآورد مي كند بدين ترتيب كه مقادير كوچك آن دلالت بر موفق بودن مدل ومقادير بزرگ آن دلالت برناموفق بودن مدل دارند. با توجه به مقدار كم اين متغيرنيكويي مدل نتيجه مي شود در بخشهاي آتي اين مقدار را با ساير مدلهاي موجود مورد بررسي قرار مي دهيم .
دراين جدول آماره درصد تطابق نيز ارائه شده است اين آماره در مدل رگرسيون لوجستيك، اندازه اي از درصد تغييرات شناسايي شده بوسيله مدل را تبيين مي نمايد به عبارت ديگرمعين مي نمايد متغيرهاي مستقل در تبيين چند درصد از تغييرات متغير وابسته توانا عمل نموده اند ميزان ضريب مذكور برابر با ۷۰۵٫ مي باشد به عبارت ساده تر يعني مدل در تبيين ۷۰٫۵/۰ از تغييرات متغيروابسته (وضعيت شركت مشتمل بر ورشكستگي يا عدم ورشكستگي ) توانا مي باشد .
جدول شماره (۱۸-۴): آماره هاي نيكويي برازش الگوي اسپرينگيت در دو سال قبل از ورشكستگي
Step1
-۲ Log likelihood
Cox & Snell R Square
Nagelkerke R Square
.۰۰۰۰۲۰۸(a)
.۷۰۵
۱٫۰۰۰
.
در جدول (۱۹-۴) ميزان تطابق مقادير مشاهده شده و مقادير پيش بيني شده براي واحدهاي مورد مطالعه ارائه شده است همانطوركه مشاهده مي كنيم اين مقادير به طور ۱۰۰/۰تطابق دارند به عبارت ساده ترمدل رگرسيون لوجستيك پيشنهادي در برآورد وضعيت شركتها ي مورد بررسي (از نظرورشكستگي و فعاليت ) به طور

مطلب مشابه :  منبع تحقیق با موضوع حالت طبیعی

دیدگاهتان را بنویسید