دسته‌ها
پایان نامه حقوق

پایان نامه ارشد رایگان حقوق : خشونت علیه زنان

ت آمده از تحقیق نشان می دهد که ۷/۱۶% زنان در حال حاضر و ۴/۰۲۸/۰ زنان در گذشته (اوایل زندگی مشترک) توسط همسر مورد ضرب و شتم قرار گرفته همچنان که ملاحظه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

می گردد میزان همسر آزاری خصوص در اوایل زندگی زناشویی در استان ایلام نسبتا بالا می باشد.
۳- وزارت کشور، استانداردی بوشهر، بررسی عوامل موثر بر خشونت علیه زنان در خانواده مورد مطالعه استان بوشهر.
مجری : مرکز امور مشارکت زنان نهاد ریاست جمهوری
محقق: دکتر فاطمه خسروی زادگان: یافته های این تحقیق نشان می دهد که خشونت علیه زنان در خانواده در تمام سطوح فرهنگی و طبقاتی وجود دارد اما در سطوح پایین تر فرهنگی و طبقاتی شایع تر است.
بنابراین عوامل جمعیت شناسی اجتماعی فرهنگی و روانی بر خشونت شوهران علیه زنان تاثیر دارند اما عوامل اقتصادی و زیستی تاثیر ندارند که در این میان نقش عوامل اجتماعی فرهنگی وجمعیت شناختی برجسته تر می باشد.
خشونت شوهران علیه زنان در خانواده دارای آثار مخرب و زیان باری از نظر روحی و روانی وجسمی فردی و اجتماعی و رفتاری است. مشاهدات پرسش گران حاکی از آن است که از میان علائم مشکلات فردی و اجتماعی ، اضطراب وجدایی با ۹/۳۰ درصد از میان ناراحتی های جسمی سردرد با ۰۳۶/۰ از میان مشکلات رفتاری بدرفتاری با فرندان با ۳/۳۰ درصد از میان ضربه های روحی بی قراری و بیداری با ۰۱۶/۰ درصد و از میان افسردگی غمگین بودن ۳/۱۸ درصد دارای بیشترین نسبت می باشند.
در بررسی دلایل عدم افشاگری خشونت شوهران علیه زنان بوسیله آنها معلوم شد که بیشترین نسبت زنان دلیل عدم افشاگری خشونت شوهران خود را ترس از دست دادن فرزند با ۱/۳۳ درصد عنوان می نمایند و بیشترین نسبت زنان مورد مطالعه با ۶/۲۶ درصد در مقابل خشونت شوهران خود با فریاد و گریه کردن و کمترین نسبت آنان با ۶/۲ درصد با شکایت نزد مراجعه انتظامی عکس العمل نشان میدهند.
۴- وزارت کشور استاندارای خوزستان کمیته بانوان و جوانان ، عنوان تحقیق: بررسی علل و عوامل خشونت علیه زنان در استان خوزستان ،‌آبان ماه ۱۳۸۱ در بررسی های بعمل آمده ثابت شده زنانی که توسط همسرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و مردانی که همسرانشان را کتک می زنند اغلب زمینه های مشابهی دارند و اکثر در دوران کودکی خشونت های خانوادگی را تجربه کرده اند و بنابراین در بزرگسالی پسرها رفتار پدرانشان و دخترها رفتار مادرانشان را تکرار می کنند همچنین مردانی که در دوران کودکی شاهد کتک خوردن مادرشان بوده اند بعدها به میزان بیشتری همسر خود را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. همچنین نشان داده شده است که زن آزاری اغلب در خانواده هایی صورت می گیرد که مشکل اعتیاد دارویی خصوصا اعتیاد به مشکلات الکلی دارند نکته بسیار مهم و قابل تامل این است که این پدیده نزد خانواده های مذهبی و پایبند به واجبات دینی بطور چشم گیری کمتر دیده می شود و این امر تاثیر شگفت مذهبی را در پیشگیری از بروز هرگونه جرم و ناهنجاری اجتماعی شان دارد.
۵- گزارش طرح ملی :‌ بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در ۲۸ مرکز استان های کشور با مشارکت دفتر امور اجتماعی و وزارت کشور و مراکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری. مجری ملی دکتر محمود قاضی طباطبایی .
یافته های این پژوهش بطور خلاصه به شرح ذیل می باشد.
بیشترین میزان خشونت علیه زنان، خشونت اقتصادی بوده است که ناشی از همان وابستگی اقتصادی زن به شوهر است. خشونت روانی فیزیکی اخلاقی و جنسی در مراتب بعدی قرار دارند.
بیشترین قربانیان خشونت را بانوان تشکیل می داده اند ۴/۰۹۲/۰ مادر – ۲/۰۲/۰ فرزند دختر در مراتب بعدی خشونت خانگی قرار دارند.
از نظر نتیجه خشونت ۴/۰۹۴/۰ گزارش ها به شکایت ۳/۰۱۶/۰ به طلاق ، ۲/۰۱۶/۰ به آشتی و ۷/۰۴/۰ به مشاوره منجر شده است.
۱/۰۹۶/۰ خشونت ها در شهر و بقیه در روستا اتفاق افتاده است و از نظر محل انجام خشونت بیشتر آنها با ۶/۸۵/۰ در منزل شخصی ، ۶/۰ در منزل اقوام و ۵/۰ در خیابان صورت گرفته اند و ۸/۰۱۲/۰ نیز جواب مشخصی ارائه نکرده اند.
۱۱ مورد از شاکیان پرونده خود دارای سابقه جرم بوده اند ۳ نفر رابطه نامشروع ۳ نفر اعتیاد ۳ نفر سابقه فرار از خانه و ۲ نفر سرقت داشته اند.
در بررسی ها مشخص گردیده است که از ۱۱۹۸ مورد پرونده مورد مطالعه ۱۰۴ مورد به برائت متشاکی ۱۰۷ مورد به رضایت طرفین ۸۱ مورد به رد دعوای مطروحه و ۶۸ مورد به بذل حقوق زوجه در قبال طلاق ختم شده اند و ۸۹ مورد رای به نفع شاکی صادر شده است همچنین در ۱۵۵ مورد شاکی در دادگاه حاضر نشده است. ۳۳ مورد با رای دادگاه طلاق انجامیده است. و در ۴۸ مورد نیز شاکی درخواست شکایت را استرداد نموده است.
۶- وزارت کشور استانداری کرمان ، دفتر امور بانوان وخانواده، سال ۸۶-۸۵
موضوع : بررسی عوامل موثر بر خشونت علیه زنان در شهر بافت در سال ۸۶-۸۵
بطور کلی نتایج خشونت فیزیکی علیه زنان عبارتند از ۵۱/۶۱ درصد افراد مورد مطالعه توسط همسرانشان تنبیه بدنی شده اند.
تنبیه بدنی بوسیله شاخص های زیر مورد سنجش قرار گرفت که نتایج زیر بدست آمده بدین قرارند: سیلی زدن ۹۰/۲۳ درصد افراد را شامل می شود که بیشترین درصد این تنبیه های بدنی است که شوهران نسبت به همسران خود اعمال طی کنند. ۶۰/۱۵ درصد لگد زدن را شامل می شود. که در رده بعدی قرار دارد بعد
ها به ترتیب هل دادن ۹۰/۲۳ درصد است ۴۱/۱۳ درصد افراد مشت از همسر خود خورده اند. شکستن اعضاء‌بدن ۹۷/۰ درصد ، ۴۸/۰ درصد گاز گرفتن توسط همسر و چاقو کشی ۴۸/۰ درصد بوده خفه کردن ۴۶/۱ درصد و گزارش شده است. بطور خلاصه و با توجه به آن چه گذشت به این نتیجه کلی می رسیم که خشونت علیه زنان یک مساله اجتماعی است که تحت تاثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد و تشدید می یابد و این که ۷۸/۳۷ درصد زنان شهر بافت توسط همسر تنبیه بدنی شده اند و همه زنانی که مورد خشونت قرار گرفته اند اما همه زنانی که مورد خشونت روانی قرار گرفته بودند ازلحاظ فیزیکی مورد خشونت قرار نگرفته اند.
۷- فرماندهی انتظامی استان کردستان ،معاونت اجتماعی ،
طرح پژوهش : سنجش میزان خشونت علیه زنان در شهرهای سنندج، قروه، بیجار و بررسی ارتباط عوامل اقتصادی اجتماعی فرهنگی و فردی بر خشونت در این شهرها.
ارتباط عوامل اقتصادی اجتماعی فرهنگی و فردی بر خشونت در این شهرها.
مجریان طرح، استاد محمدی بلبان آباد، محب الله وردیان، زمستان ۸۷٫
نتایجیافته های تحقیق مذکور به شرح ذیل می باشد.
۲۵/۶۱ درصد از زنان درسن زیر ۱۸ سال ازدواج کرده اند.
بررسی سن ازدواج به تفکیک قومیت نشان می دهد که ۵۸/۶۵ درصد از زنان قوم که در سن زیر ۱۸ سال ازدواج کرده اند. نمای سن ازدواج برای قوم ترک ۱۶ سال و برای قوم کرد ۱۷ می باشد.
۳۷/۳۴ درصد از شغل پاسخ گویان بازاری بطور کل و ۱۲/۱۸ درصد در شغل رانندگی مشغول بودند و شغل کشاورز با ۵ درصد در رتبه آخر قرار داد تنوع شغلی برحسب قومیت نشان میدهد که در میان قوم شغل معلمی بیش تر از قوم ترک است.
در بعد خشونت اجتماعی علیه زنان این نتایج بدست آمده ۲/۴۷ درصد از زنان اتفاق افتاده است شوهرانشان مانع خروج از منزل شود. ۷/۴۴ درصد از زنان در مورد فعالیتهای خارج از خانه شان محدودیت تعیین شده است. در خشونت فیزیکی علیه زنان ۴۵ درصد از زنان بیان کردند که شوهرانشان را تجربه نموده اند. ۲/۱۸ درصد از زنان بیان کردند که بر اثر ضربان شوهر بدنشان کبوده شده است و در نهایت ۱/۹ درصد از زنان زخمی شدن و یا شکسته جایی از بدن توسط شوهر برای آنها اتفاق افتاده است در مجموع میانگین خشونت فیزیکی در زنان مطالعه شده ۳/۲۶ درصد بدست آمده است. در نتیجه از آمار بدست آمده متوجه می شویم که بین اعتقادات مذهبی زوجین وخشونت علیه زنان رابطه وجود دارد. بدین نحو که هرچه اعتقادات مذهبی زوجین بالاتر باشد میزان خشونت علیه زنان کاهش می یابد و کاهش اعتقادات مذهبی باعث افزایش خشونت علیه زنان بطور کلی و ابعاد ۴ گانه خشونت (اقتصادی ، ‌اجتماعی ،‌روانی و فیزیکی ، بطور جداگانه می گردد.

۱-۸-۳- جمع‌بندی از پیشینه تحقیقات
با مطالعه تحقیقات انجام شده می توان عنوان نمود که قریب ازدواجهایی که در سن پایین انجام می شود احتمال وجود خشونت در آنان بیشتر است مضافا اینکه اگر زوجه به نسبت تحصیلات و سطح فرهنگی خانواده در سطحی پایین تری قرار گرفته باشد احتمال اعمال خشونت از سوی زوج بر وی بیشتر است از سویی دیگر در نتیجه خشونت علیه زوجه، انواع شکستگی های اندام و ضرب و شتم متصور بوده و این امر در تمام سطوح فرهنگی و اجتماعی جامعه وجود داشته ولی در سطوح پایین تر شایع تر است . بر این اساس می توان اظهار نمود که قریب به اتفاق خانواده هایی که در آن خشونت رواج دارد زنان و مردان خانواده (زوج و زوجه) در دوران کودکی در خانواده های خود به نوعی خشونت را تجربه کرده اند و معمولا خشونت در خانواده هایی وجود دارد که در آن اعتیاد به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی وجود داشته و نوع اعمال خشونت از سوی مردان صرفا به ضرب و شتم خلاصه نمی شود بلکه خشونت اقتصادی علیه زنان ، خشونت روانی و در مراحل بعدی خشونت اخلاقی و حتی جنسی از شایع ترینروش های خشونت آمیز مردان بر علیه زنان است. آن روی سکه خشونت خانواده ها واکنش‌های زنان است که معمولا به جهت ترس از دست دادن کودک و یا از هم پاشیدن زندگی شان دست به افشاگری نزده و آن را پنهان می نمایند به گونه ای که بیشترین واکنش اعتراض به خشونت علیه خود را با فریاد و گریه ابراز می نمایند و کمترین آن مراجعه به مقامات انتظامی است در این میان خانواده هایی که پایبندی به امور مذهبی و دینی در آنان وجود دارد کمتر به خشونت و امثالهم متوسل می گردند. بر این اساس بیشتر خشونتهای اعمال شده توسط مردان در محل زندگی خود می باشد و کمتر در محل زندگی اقوام یا خارج از خانه دست به چنین عملی می زنند. در بررسی پرونده های قضایی در این خصوص قریب به اتفاق پرونده های تشکیل شده به رضایت طرفین و یا برائت زوج ختم می گردد و برخی از آنان به طلاق و بذل حقوق زوجه منتهی می شود و در پاره ای از مواقع نیز به نفع شاکی پرونده مختومه میگردد. لذا با توجه به موارد فوق می توان عنوان نمود که خشونت در تمامی ابعاد و جنبه های آن همواره ستم و ظلمی است که بر زنان روا شده و امروزه باید با فرهنگ سازی مانع از چنین پیشامدهایی تاسف آمیز گردید.
۲-۱- مروری بر مبانی نظری

معمولا خشونت با مفهوم پرخاشگری به کار برده می شود. پرخاشگری اعمال خصمانه ای است که از روی عمد صورت می گیرد و به افراد و اشیائ آسیب می رساند. آسیب زدن به دیگران روش های مختلفی دارد : می توان کسی را تحقیر کرد به او اهانت نمود یا دشنامش داد . (آسیب روانی ) و یا برای نابودی او تلاش کرد (آسیب بدنی) در هر دو مورد ، هدف آسیب رساندن یعنی تحمیل نوعی درد و رنج است معمولا وجه تمایز خشونت با دیگر انواع پرخاشگری در شدت این آسیب نهفته است (مهرآرا، ۱۳۷۳: ۱۶۰)
بعضی از نویسندگان خشونت را تلاش عمدی برای وارد آوردن آسیب بدنی دانسته اند. و بدین صورت آن را از سایر اشکال و رفتارهای پرخاشگرانه ،‌شامل آسیب های روانی ، از قبیل تحقیر ، اهانت ،‌توهین، ‌فحاشی و انواع رفتارها ، از جمله بیان کنایه و استهزاء و…. متمایز می سازند.
رونالد بلک برن (۱۹۹۶)، اعمال زور منجر به آسیب جسمانی را خشونت می گوید :« به نظر وی کاربرد غیر قانونی زور شامل دیگر کشی ، تهاجم ،‌سرقت ،تجاوز و سایر تهاجم های جنسی را خشونت کیفری گویند » ( رفیعی فر، ۱۳۷۷:‌ ۱) «آکادمی ملی علوم در ایالات متحده آمریکا در بررسی اخیر در مورد موضوع مربوط به پیشگیری از خشونت ، اصطلاح خشونت یا رفتار تهاجمی را به شرح ذیل بیان نموده است : «رفتاری که توسط فردی به قصد تهدید یا آزار و اذیت فیزیکی دیگران یا شخص به خصوص بروز می کند» این تعریف در عین حال که موجز و قطعی است اما به نحوی است که شامل خشونت در مورد اموال یا خشونتی که ماهیتا روحی است از جمله احساسات سوء و صدمات ناشی از ترس و هیجان نمی شود»
با توجه به اینکه نمی توان علت واحدی را برای ارتکاب جرائم خشونت آمیز که باعث ایجاد بی ثباتی و نهایتا ناامنی در جوامع و قربانی شدن بیگناهان فراوانی می شود در نظر گرفت و نیز با توجه به اینکه اشکال مختلفی که جرائم خشونت آمیز ممکن است داشته باشند بر حسب پیشرفت فرهنگی ،‌سیاسی و اجتماعی و… از کشوری به کشور دیگر متفاوت می باشند. و این گونه جرائم ممکن است از یک کشور و یا حتی یک منطقه به یک کشور و منطقه دیگر تغییر پیدا کند. بنابراین شایسته است تعریف دقیقی که در خصوص همه وضعیت ها مقبول و مناسب باشد. جستجو شود. در بند ۷۳ راهنمای مباحثات که به منظور کمک به آماده سازی کارگاهها برای نهمین کنگره پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین – قاهره ۲۹ آوریل ۱۹۹۵ تنظیم گردیده است جرایم خشونت آمیز به شرح ذیل تعریف شده اند : « هر عملی که منجر به صدمه و زیان جسمی یا روانی گردد جرم خشونت آمیز تلقی می شود. که این توضیح نیز به آن اضافه شده است تعریف رفتار خشونت آمیز منوط به موازین و رویه های قانونی و هم چنین رویه ها و موازین مختلف اجتماعی فرهنگی است» بنابراین سوء استفاده جنسی ، ضرب و شتم تجاوز به عنف ، آدم کشی ، خودکشی ،‌خرید و فروش زنان و کودکان ، موارد ترک و کوتاهی در نگهداری کودک ،‌رانندگی خطرناک و مجرمانه ، سرقت مسلحانه ،‌خشونت از طریق ایجاد رعب و وحشت ، تروریسم و….. می تواند اشکالی از خشونت تلقی شوند که در داخل این تعریف جای می گیرند.
در جایگاه نظری ، عده ای مبادرت به خشونت را امری ذاتی می پندارند و عده ای دیگر در مقابل نظر به غیر ذاتی بودن به عبارتی اجتماعی بودن آن دارند که تحت شرایط اجتماعی ، هنجارهای فرهنگی و واکنش در مقابل کنش دیگران و یادگیری اجتماعی بروز پیدا می کند.
برخی از اعمال خشونت آمیز به صورت آگاهانه و عمدی صورت می گیرد و بعضی بر اساس تحریک غیر ارادی و لذا نمی توان بین ارادی بودن و غیر ارادی بودن افعال خشونت آمیز ، قائل به تفکیک شد.

تعدادی از پژوهش ها نشان داده اند که اعمال خشونت ها واقعا یک رفتار اکتسابی است شوهران خشن امروزی ، کودکان والدین خشن دیروزیند و رفتار والدین در آنها بی تاثیر نبوده است.
عواملی چون شرایط اقتصادی و مشکلات اجتماعی ، تکرار خشونت ، حساسیت افراد و وسایل ارتباط جمعی ، نقش مهمی در بروز خشونت دارند و نمی توان شرایط و نقش الگوهای اجتماعی ، فرهنگی و… را در این زمینه انکار کرد. بهترین پیش بینی کننده های رفتار خشن عبارتند از : ۱- مصرف الکل ۲- سابقه اعمال خشن همراه با بازداشت یا فعالیت کیفری ۳- تاریخچه و سابقه سواستفاده از کودکان . (مارتینو، ۱۹۹۸: ۹)
هر جامعه ای در گوشه و کنار زوایای خود می تواند در بر دارنده ارتکاب این نوع جرائم باشد. البته برخی عوامل وابسته وتشدید کننده هم وجود دارند که مستقیما به نظام ارزشهای اجتماعی و یاسازوکارهای تقسیم ثروت مربوط نمی شوند که می توان به دسترسی به اسلحه گرم ، طراحی شهری ، استفاده از الکل و سوءمصرف داروها و بالاخره خصوصیات فردی اشاره کرد که ارتباط زیادی با گسترش

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

مقاله رایگان درمورد موقت،

عبدالله این آیه را تلاوت نمود:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(یاأیها الّذین آمنوا لا تُحرِّموا طیبات ما احلّ الله لکم…)
از آیات شریفهی دیگر قرآن مجید که بر جواز مشروعیت ازدواج موقت استدلال شده است آیات ذیل می باشد:
۱- آیه سی و دوم أعراف: «قل من حرّم زینه الله الّتی أخرج لعباده والطّیبات من الرّزق قل هی للّذین آمنوا فی الحیوه الدنیا و خالصه یوم القیامه»
-۲آیه دهم سوره ممتحنه: «یاأیها الّذین آمنوا إذا جائکم المومنات مهاجرات فامتحنوهنّ… و لا جناح علیکم أن تنکحوهنّ إذا آتیتموهن اُجورهن»
۳-آیات سوم تا پنجم سوره تحریم: «و إذا أسرّ النّبی إلی بعض أزواجه حدیثاً… ثیباتٍ و أبکاراً.»
۴- آیات پنجم تا هفتم سوره مومنون: « والّذین هم لفروجهم حافظون إلّا علی أزواجهم أو ما ملکت أیمانهم فإنّهم غیر ملومین، فمن ابتغی ورآء ذلک فأولئک هم العادون»
۵- آیهی دوم سورهی فاطر: « ما یفتح الله للنّاس من رحمه فلا ممسک لها و ما یمسک فلا مرسل له من بعده و هو العزیز الحکیم»
۶- آیه پنجاهم سوره أحزاب: «یا أیها النّبی إنّا أحللنا لک أزواجک اللّاتی آتیت اُجورهنّ أو ما ملکت یمینک ممّا أفاء الله علیک…
ما در این جا از باب اختصار، به ذکر آیات شریفه اکتفا نمودیم و مرحوم مجلسی این آیات شریفه را بر مشروعیت ازدواج موقت، ذکر نموده است.
بند دوم: روایات
یکی از دلیل های متقن و محکم مشروعیت ازدواج موقت، روایات می باشد. روایات موجود را می توان به دو دسته جمع بندی نمود:
اول: روایاتی است که از طریق منابع اهل سنت، بدست ما رسیده است و به طور مستقیم دلالت بر جواز ازدواج موقت دارد.
دوم: احادیثی که از طریق اهل بیت علیهم السلام در قالب منابع شیعه، در اختیار ما قرار دارد و بیانگر مشروعیت این ازدواج می باشد.
الف) روایات اهل سنّت:
روایاتی که دلالت بر مشروعیت ازدواج موقت دارد در اکثر منابع مهم و معتبر اهل سنت ذکر شده است.
جلال الدین سیوطی در کتاب تفسیر الدر المنثور، حدود سی و یک روایت از اعلام اهل سنّت، ذکر نموده است که تمام آنها صراحت و یا ظهور بر مشروعیت این ازدواج دارد.
در کتاب صحیح مسلم در بخش نکاح باب المتعه در حدود بیست و چهار روایت دربارهی متعه، آمده است که اکثر این روایات دلالت بر مشروعیت ازدواج موقت در صدر اسلام دارد و تعدادی دیگر از آنها بر بقای جواز آن تا نیمی از حکومت خلیفهی دوم صراحت دارد.
در کتاب الغدیر، آمده است که: (آمار روایات اهل سنت حدوداً به چهل حدیث می رسد) و ایشان حدود سی روایت را به تفصیل از منابع متعدد و معتبر آنها بیان کرده است. ما در این جا برخی از آن روایات را ذکر می نماییم:
روایت اول:
(عن عبدالله بن مسعود قال: کنا نغزوا مع رسول الله (ص) لیس لنا نساء فقلنا ألا نستخصی ؟
فنهانا عن ذالک ثمّ رخّص لنا أن تنکح المرأه بالثوب إلی أجل ثم قرأ عبدالله:
یا أیها الّذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما أحلّ الله لکم و لا تعتدوا إنّ الله لا یحب المعتدین)
از عبدالله بن مسعود نقل شده است: که ما با حضرت رسول در جنگ حاضر بودیم و زنان با ما همراه نبودند به ایشان عرض کردیم آیا اجازه می دهید که خود را خصی (اخته)کنیم ؟
حضرت رسول خدا(ص) ما را از این عمل نهی فرمود و اجازه داد که با دادن لباسی زنی را تا زمان معین به عقد خود در آوریم. پس از آن عبدالله این آیهی شریفه را تلاوت نمود:
)یا أیها الّذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما أحل الله لکم…(
روایت دوّم:
(عن جابر بن عبدالله و سلمه بن الاکوع قالا: خرج علینا منادی رسول الله فقال: إنّ رسول الله (ص) قد أذّن لکم أن تستمتعوا. (یعنی متعه النّساء)
جابر بن عبدالله و سلمه بن الأکوع با هم گفته اند که منادی (جارچی) رسول خدا (ص)برای ما اعلام نموده گفت: رسول خدا (ص) برای شما اجازهی استمتاع و متعه زنان را داده است
روایت سوم:
(قال عطاء قدم جابر بن عبدالله: معتمراً فجئناه بمنزله فسأله القوم عن أشیاء ثمّ ذکروا المتعه فقال: استمتعنا علی عهد رسول الله (ص) و أبی بکر و عمر.)
عطا روایت کرده است که جابر بن عبدالله برای انجام مناسک عمره به مکه آمده بود و ما در منزل وی به دیدارش رفتیم و مردم از چیزهایی مختلف سوال می نمودند تا اینکه از متعه (ازدواج موقت) سخن به میان آمد جابر گفت: ما در زمان رسول خدا (ص) و ابوبکر و عمر (خلفای اول و دوم) از متعه بهره مند بودیم.
ب)روایات شیعه:
روایاتی که از طریق اهل البیت علیهم السلام پیرامون مشروعیت ازدواج موقت در منابع شیعه وجود دارد در حد تواتر می باشد و از این رو، مشروعیت این ازدواج از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و علمای شیعه (امامیه) بر حلّیت آن اجماع دارند.
روایات شیعه، دربارهی ازدواج موقت، تنها در کتاب وسایل الشّیعه بیش از دویست(۲۰۰) حدیث و در کتابهای فروع کافی و مستدرک الوسایل هر یک حدود ۹۰ روایت و در بحار الأنوار روی هم رفته، نزدیک ۱۰۰ روایت و در من لا یحضره الفقیه بیش از سی روایت و در تهذیب الأحکام ۸۹ روایت دربارهی متعه وجود دارد که همگی آنها صراحت در مشروعیت آن دارد از طرفی بیانگر تأکید أئمّهی معصومین (ع) بر انجام آن به عنوان یک سنت مسلّم اسلامی در جامعه می باشد. که همچون اسناد اهل تسنن به جهت جلوگیری از اطاله کلام به سه روایت بسنده می نماییم.
روایت اول
امام صادق (ع) پذیرش ازدواج موقت را از نشانه های شیعه بودن دانسته، می فرماید:
(لیس منّا من لم یومن بکرّتنا و لم یستحل متعتنا)
کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد و ازدواج موقت که حلال می دانیم، حلال نداند از ما نیست.
روایت دوم
در حدیثی از
امام باقر (ع) می فرماید:
قال رسول الله (ص) لحقنی جبرئیل فقال: یا محمد(ص) إن الله یقول: «قد غفرت للمتمتّعین من أمّتک من النّساء»
رسول خدا(ص) فرمود: وقتی که خداوند مرا به آسمان بالا برد جبرئیل با من بود و به من گفت: خداوند می فرماید: من گناهان زن هایی که از أمّت تو ازدواج موقت کنند می بخشم
روایت سوم
ابو بصیر می گوید: روزی خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود:( یا أبا محمد تمتّعت منذ خرجت من أهلک بشئ من النّساء ؟ قلت:لا. قال و لم ؟ قلت: ما معی من النفقه یقصر عن ذالک، قال: فأمرلی بدینارٍ. قال: أقسمت علیک ان صرت الی منزلک حتّی تفعل ، قال: فعلت)
ای ابومحمد از روزی که از همسرت دور شده ای با زنی ازدواج موقت کرده ای؟گفتم: نه حضرت (ع) فرمود: چرا؟ گفتم: مالی و پولی در اختیارم نبود که بتوانم ازدواج موقت کنم. حضرت (ع) امر کرد یک دینار برایم دادند و فرمود: سوگندت می دهم همین که به استراحتگاه خود رفتی حتماً آنرا انجام بده. من (آنچه امام (ع) فرمود) انجام دادم
بند سوم : اجماع فقهاء شیعه:
دلیل سوم بر اثبات مشروعیت ازدواج موقت، اجماع و اتفاق فقهاء شیعه می باشند که در طول تاریخ، حتی یک نفر فقیه شیعه، بر خلاف آن فتوا نداده اند.
اجماع فقهاء شیعه بر مشروعیت ازدواج موقت به حدی است که جواز و حلّیت آن از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و بدون شک، اجماع فقهاء شیعه، ناشی از اجماع اهل البیت (علیهم السلام) بوده است که مشروعیت ازدواج موقت را احیای سنّت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دانسته و ضمن تأکید بر ترویج آن بقاء و استمرار مشروعیت ازدواج موقت را تا فرجام تاریخ و دامنهی قیامت اعلام نموده است.
گفتار سوم : ادلّهی حرمت ازدواج موقت از نظر اهل سنت
اهل سنت برای اثبات حرمت ازدواج موقت و نسخ آن به دلایل گوناگون و متعدّد، تمسّک کرده اند. ما در اینجا ادلّه ای آنها را یکی پس از دیگری ذکر و بررسی می نماییم:
بند اول : تحریم خلیفه دوم
اکثر دانشمندان علوم اسلامی عقیده دارند که ممنوعیت و جلوگیری از ازدواج موقت در مذهب اهل سنت، بر اساس نهی خلیفه دوم (عمر) صورت گرفته است. وی در جمع مسلمین، حکم معروف و تاریخی خود را صریحاً این چنین اعلام نمود:
(متعتان کانتا فی عهد رسول الله(ص) و أنا أنهی عنهما و أعاقب علیهما)
دو متعه (متعه حج و ازدواج موقت) در زمان رسول خدا (ص) رواج داشته آنها را حرام می کنم و مرتکبانش را کیفر می دهم
این جمله خلیفه و نهی از انجام ازدواج موقت که به تواتر به دست ما رسیده است حاکی از آن است که وی جواز ازدواج موقت و استمرار آن را از زمان رسول خدا(ص) تا زمان تحریم خود را قبول داشته و به آن اعتراف کرده است. زیرا در این حکم، تحریم را به خودش نسبت داده است… ( أنا أنهی عنهما واعاقب علیهما.)
از این رو، خلیفه دوم، اولین کسی بوده که ازدواج موقت را تحریم نموده است و اهل سنت، نیز، با استناد به این حکم، ازدواج موقت را غیر مشروع و حرام می دانند. در حالی که گروه دیگری از آنان ادعا دارند که ازدواج موقت را پیامبر اکرم (ص) در اواخر عمر خویش ممنوع کرده بود و منع خلیفه، اعلام ممنوعیت آن از جانب رسول خدا (ص) بوده است.
ولی این ادعا صحیح نیست چون که اگر ازدواج موقت در زمان رسول خدا (ص) تحریم و حکم آن نسخ شده بود باید خلیفه دوم، تحریم را به حضرت پیامبر اکرم (ص) نسبت می داد.
بند دوم : مخالفت صحابه و تابعین
با اعلام تحریم متعه، از جانب خلیفه دوم و اصرار وی بر عملی شدن این حکم از همان آغاز، حکم مذکور، با مخالفت شدید اصحاب و یاران رسول خدا (ص) رو برو گردید.
جمع کثیری از آنان تسلیم منع خلیفه نشده و هم چنان بر جواز و حلّیت ازدواج موقت عقیده داشتند.
چنانچه قبلاً اشاره شد، گروه کثیری از علمای اهل سنت پذیرفته اند که ازدواج موقت در زمان رسول خدا (ص) و ایام خلافت خلیفه اوّل و چند سال از خلافت خلیفه دوم، مشروع بوده است و از حکم خلیفه، نیز این واقعیت دانسته می شود.اما خلیفه، در اثر برخورد، با بعضی از جریانات موجود، دچار احساسات شد و با حکم معروف خود آن را تحریم نمود.
طبق آنچه از تاریخ استفاده می شود، خلیفه در دورۀ زعامت، نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافتۀ اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمانان پنهان نمی کرد و تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود. به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمان، قبل از آنکه تربیت اسلامی عمیقاً در آنها اثر کند، ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می آورد و بدیهی است که این علت، امر موقتی بیش نبود و علت اینکه مسلمین آن وقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقّی کردند نه به عنوان یک قانون دائم والا ممکن بود خلیفۀ وقت بگوید پیغمبر(ص)، چنان دستور داده است و من چنین دستور می دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.
ولی بعدها در اثر جریانات بخصوصی سیره خلفای پیشین بالاخص دو خلیفۀ اول یک برنامۀ ثابت تلقّی شد و کار تعصّب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلی به خود گرفت.
لذا ایرادی که بر برادران اهل سنت ما وارد است بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است. خلیفه به عنوان یک نهی سیاسی و موقّت نظیر تحریم تنباکو در قرن ما نکاح منقطع را تحریم کرد و نمی بایست به آن شکل ابدیت بدهند.
بهر حال نفوذ و شخصیت خلیفه و تعصب مردم در پیروی از سیرت و روش کشور داری او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشی قرار گیرد که مکمّل ازدواج دائم است و
تعطیل آن، ناراحتی ها را به وجود می آورد تا برای همیشه متروک بماند.
اینجا بود که ائمه اطهار علیهم السلام – که پاسداران دین مبین هستند – به خاطر اینکه این سنت اسلامی متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان نمودند. امام جعفر صادق (ع) می فرمود: یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.
و اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توأم شد و آن کوشش در احیاء یک سنت متروکه است
بند سوم : اجماع صحابه بر تحریم ازدواج موقت
یکی از دلیل هایی که اهل سنت بر حرمت ازدواج موقت به آن استدلال نموده اند ادعای اجماع صحابه بر حرمت آن می باشد.
به این معنی که پس از آن که خلیفه متعه را تحریم نمود، تمام صحابه و تابعین تسلیم ممنوعیت آن شدند. وتنها کسی که مخالف بود، ابن عباس بود که وی هم در آخر عمرش از این عقیده توبه کرده و حرمت آن را پذیرفته است. لذا اجماع اصحاب بر حرمت ازدواج موقت، منعقد شده است.
الف) نقد اجماع صحابه:
در سابق این نکته، بیان شد که پس از حکم معروف خلیفه دربارۀ ازدواج موقت، گروهی از شخصیت های معروف و نامدار صحابه و تابعین، این حکم را رد نموده و نپذیرفته اند و بدون شک، با مخالفت آنها و صدور فتوا بر مشروعیت ازدواج موقت، اجماعی وجود ندارد.
یکی از بزرگان رد ادعای اجماع این چنین می گوید:
در مسأله اجماعی بر منع نداریم ؛ زیرا اتفاق اهل بیت (ع) بر بقای جواز است و اجماع شیعه و پیروان اهل بیت، نیز بر مشروعیت ازدواج موقت است و علاوه بر آن جمع زیادی از بزرگان و شخصیت های معروف صحابه و تابعین تسلیم حکم خلیفه نشده اند وی اسامی سی نفر از این اشخاص را ذکر می کند و هم چنین از فقهای اهل سنت،امام حنبل را در ردیف افرادی می داند که ازدواج موقت را حلال می دانست. در اکثر منابع معتبر اهل سنت گفته شده است که عبدالله بن عبّاس و ابن مسعود، آیه ۲۴

سورهی نساء را «فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه و …» تلاوت می کرده اند و این گونه تلاوت را دلیل جواز ازدواج موقت می دانسته اند.
هم چنین از عبدالله بن مسعود روایت شده است که رسول خدا (ص) آیه ای:
(یا أیها الذین آمنوا لا تحرّموا طیبات ما أحلّ الله لکم و لا تعتدوا إنّ الله لا یحبّ المعتدین ) را برای اثبات جواز ازدواج موقت تلاوت می نمود.
عمران بن حصین:
وی عقیده داشت که آیۀ ۲۴ سورۀ نساء دربارۀ ازدواج موقت نازل شده و نسخ نشده است. این روایت از وی در اکثر منابع اهل سنت، نقل گردیده است که:
(إنّ الله أنزل فی المتعه آیه و ما نسخها بآیه و أمرنا رسول الله (ص) بالمتعه و ما نهانا عنه ثمّ قال رجل برأیه.)
یکی از فقها برجسته در باب رد اجماع مذکور می نویسد:
در مسألۀ تحریم متعه، اجماعی وجود ندارد و اساساً نمی تواند اجماع وجود داشته باشد. زیرا چگونه می توان به تحریم متعه ادعای اجماع نمود در حالی که عدۀ زیادی از اصحاب رسول خدا (ص) و مسلمانان دوران بعد با این تحریم مخالف بودند و مخصوصاً گفتار این عدۀ مخالفان، با قول اهل بیت رسول خدا (ص) موافق بوده است، اهل بیتی که خداوند آنان را از هرگونه زشتی و پلیدی دور نموده و پاکیزه نگه داشته است.
بنابراین در تحریم متعه، علتی جز تحریم خلیفه باقی نمی ماند، و روشن است که قرآن مجید و سنت پیامبر (ص) به پیروی کردن شایسته تر و لازم تر از این است که از دیگران پیروی شود.
بند چهارم : نسخ ازدواج موقت به آیات قرآن
دلیل دیگر اهل سنت بر حرمت ازدواج موقت این است که، این ازدواج توسط برخی از آیات قرآن نسخ شده است.
ما در این جا آن دسته ای از آیات قرآن را که اهل سنت در منابع شان ادعا کرده اند که ازدواج موقت را نسخ کرده است ذیلاً بر می شماریم:
نسخ ازدواج موقت به آیۀ طلاق:

خداوند متعال در آیۀ اول سورۀ طلاق می فرماید:
)یا أیها النبی إذا طلّقتم النساء فطلقوهنّ لعدتهنّ )
(ای پیامبر (ص) هر گاه زنان را طلاق دادید قانون عده را در آن

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

مقاله رایگان درمورد استمتعتم

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

احیای سنّت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دانسته ضمن تأکید بر ترویج آن بقاء و استمرار مشروعیت ازدواج موقت را تا فرجام تاریخ و دامنهی قیامت اعلام نموده است. روایاتی که از طریق اهل البیت علیهم السلام پیرامون مشروعیت ازدواج موقت در منابع شیعه وجود دارد در حد تواتر می باشد و از این رو، مشروعیت این ازدواج از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و علمای شیعه (امامیه) بر حلّیت آن اجماع دارند.
روایات شیعه، دربارهی ازدواج موقت، تنها در کتاب وسایل الشّیعه بیش از دویست(۲۰۰) حدیث و در کتابهای فروع کافی و مستدرک الوسایل هر یک حدود ۹۰ روایت و در بحار الأنوار روی هم رفته، نزدیک ۱۰۰ روایت و در من لا یحضره الفقیه بیش از سی روایت و در تهذیب الأحکام ۸۹ روایت دربارهی متعه وجود دارد که همگی آنها صراحت در مشروعیت آن دارد از طرفی بیانگر تأکید أئمّهی معصومین (ع) بر انجام آن به عنوان یک سنت مسلّم اسلامی در جامعه می باشد. که همچون اسناد اهل تسنن به جهت جلوگیری از اطاله کلام به سه روایت بسنده می نماییم.
روایت اول
۱- امام صادق (ع) پذیرش ازدواج موقت را از نشانه های شیعه بودن دانسته، می فرماید:
(لیس منّا من لم یومن بکرّتنا و لم یستحل متعتنا)
کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد و ازدواج موقت که حلال می دانیم، حلال نداند از ما نیست.
روایت دوم
در حدیثی از امام باقر (ع) می فرماید:
قال رسول الله (ص) لحقنی جبرئیل فقال: یا محمد(ص) إن الله یقول: «قد غفرت للمتمتّعین من أمّتک من النّساء»
رسول خدا(ص) فرمود: وقتی که خداوند مرا به آسمان بالا برد جبرئیل با من بود و به من گفت: خداوند می فرماید: من گناهان زن هایی که از أمّت تو ازدواج موقت کنند می بخشم .
روایت سوم
ابو بصیر می گوید: روزی خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود:( یا أبا محمد تمتّعت منذ خرجت من أهلک بشئ من النّساء ؟ قلت:لا. قال و لم ؟ قلت: ما معی من النفقه یقصر عن ذالک، قال: فأمرلی بدینارٍ. قال: أقسمت علیک ان صرت الی منزلک حتّی تفعل ، قال: فعلت
ای ابومحمد از روزی که از همسرت دور شده ای با زنی ازدواج موقت کرده ای؟گفتم: نه حضرت (ع) فرمود: چرا؟ گفتم: مالی و پولی در اختیارم نبود که بتوانم ازدواج موقت کنم. حضرت (ع) امر کرد یک دینار برایم دادند و فرمود: سوگندت می دهم همین که به استراحتگاه خود رفتی حتماً آنرا انجام بده. من (آنچه امام (ع) فرمود) انجام دادم.
بند چهارم : ازدواج موقت و عقل
بررسی و مطالعه دراطراف مسائل حقوقی اسلام این حقیقت را روشن می سازد که قوانین اسلام بر پایه نیازمندی های انسان در تمام شئون مختلف زندگی وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد. احکام نورانی اسلام در عین اصالت و درستی ،جوابگوی خواسته های طبیعی و فطری بشر در دوران زندگی است. یکی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان غریزه جنسی است. این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است. تشریع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجرای صحیح و ارضای آن به طور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال که در جلوگیری از الودگی ها ونگهداری عفت انسان نقش موثری به عهده دارد در تمام شرایط نمی تواند پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد.

از این رو دراسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته های جنسی در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود.
این یک قانون کلی و عمومی است که اگر به غرائز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن ها متوجه طرف انحرافی خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم چنین اقدامی عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولی اشباع و از آنها در مسیر سازندگی بهره برداریم کنیم
شک نیست که غریزه جنسی باید در جهت ازدواج دائم و ایجاد کانون خانوادگی هدایت شود اما از آنجا که برای همه جوانان در آستانه نمایان شدن اثار بلوغ و طغیان خواسته های جنسی، زمینه تشکیل خانواده و ازدواج دائم فراهم نیست وغالبا ازدواج ها سال ها بعد انجام می گیرد و ازدواج دائم مسئولیت و تکلیفی بیشتری برای زوجین تولید می کند. و چه بسا شرایط مسئولیت پذیری آن برای افراد میسر نباشد. مانند اینکه برای ازدواج دائم نفقه زوجه بر عهده زوج است از قبیل تهیه مسکن مناسب برای زندگی مشترک با توجه به شرایط جامعه و واقعیت های موجود آن که سن ازدواج بالا رفته و یک پسر پس از اتمام تحصیلات متوسطه و فارغ التحصیل شدن از دانشگاه و انجام خدمت نظام وظیفه و سپس وارد بازار کار شود تا بتواند برای امر ازدواج ، اندوخته ای پس انداز نماید سن وی به حدود سی سال می رسد.
یا برای افرادی که برای امر تحصیل یا مشاغل خود باید مدتی را خارج از وطن بگذرانند. یا مردهایی که همسران آنها دارای بیماری های مقاربتی هستند و یا در دوران عادت ماهانه زنانگی ، بعضی از مردها در زحمت می افتند و یا آنکه زنی ، همسر خود را به علت فوت یا به علت طلاق از دست داده که متاسفانه آمار رو به افزایش طلاق که حسب اعلام مقامات رسمی از هر چهار ازدواج یکی به طلاق می انجامد و به عبارت دیگر جوانان به سادگی نمی توانند تن به ازدواج بدهند و دلیل این امر کاملا ساده است و قتی کوهی از مشکلات همچون نداشتن مسکن و درآمد مکفی و غیره در برابر چشمان نگران جوان قد برافراشته است معقول ترین و راحت ترین راه گریختن از دام ازدواج است. بر فرض که مشکلاتی از این قبیل نیز وجود نداشته باشد و هم چیز به دلخواه باشد تا جوانان دانشگاه را تمام کنند و دوران سربازی را پشت سر بگذارند و در آستانه تشکیل خانواده قرار بگیرند. بهار عمرشان رو به خزان می رود در این فاصله که بحرانی ترین دوران طغیان غرایز جنسی است چه باید کرد ؟ مشاهده اکیپ های ماموران نیروی انتظامی که با تیزبینی ، دختران و پسران جوان را در کوچه و بازار زیر نظر می گیرند یا دستگیر می کنندانسان را به چه اندیشه وا می دارد ؟ جامعه به حق از جوانان انتظار تقوا و پاکدامنی دارد ، حتی حاضر است که این را به زور اعمال کنند اما شعله هایی که از درون زبانه می کشند فریاد دیگری دارند. آیا ممکن است جوانی تا سن سی و چند سالگی بدون ارتکاب هیچ گناهی ، که منشاء آن هم کمبودهای اقتصادی و مشکلات اجتماعی است بتواند زندگی کند؟ با روند شهرنشینی ،فاصله ها و حصارها میان قشر حساس جوان از بین می رود و رابطه ها نزدیکتر می شود و آن وقت جوانان باید به یکی از دو ندای درونی خود ایمان و غرایز پاسخ دهند و متاسفانه شرایط جامعه به گونه ای است که این دو موهبت الهی مانع الجمع به نظر می رسند پس راه حل چیست؟ فقط امر و نهی کافی است ؟ این امر و نهی تا چه حد در عمل موثر خواهد بود ؟ به لحاظ عقلی ، انسان چه راهی مطمئن و منطقی می تواند برای آن بیابد؟ با توجه به تمامی موارد فوق ، به جهت جلوگیری و اشاعه هرگونه فساد، بهترین و منطقی ترین راه برای جوانان جهت کنترل غرایز می توان ازدواج موقت را در نظر داشت زیرا با این روش هم زنان بیوه و زنانی که دارای شرایط عقد موقت می باشند ، به فساد و بیراهی کشیده نمی شوند و هم جوانانی که دارای درآمد مکفی نمی باشند می توانند در یک چارچوب قانونی ، جهت غریزه جنسی خود نیز پاسخی مناسب و منطقی بیابند.
گفتار دوم: ادله مشروعیت ازدواج موقت از نظر شیعه
دلایل مشروع بودن عقد موقت را می توان به موارد زیر استناد نمود:

بند اول : قرآن مجید
اولین دلیل و گواه، بر مشروعیت ازدواج موقت، قرآن مجید است. خداوند متعال در آیاتی از قرآن مجید به این امر تصریح نموده و برخی از آداب و احکام آن را بازگو فرموده است:
در سورهی نساء، آیهی ۲۴ آمده است: « فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اُجورهن فریضه فلا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه إنّ الله کان علیماً حکیماً»
مهر زنانی را که با آنان ازدواج نمودید به عنوان فریضه به آنان بدهید و دربارهی آنچه با یکدیگر، توافق کرده اید بعد از تعیین مهر، گناهی بر شما نیست همانا خداوند دانا و حکیم است.
بدون شک، مراد از استمتاع مذکور، در این آیه شریفه، نکاح متعه (ازدواج موقت ) است چون آیه شریفه، از آیات مدنی است زیرا این آیه در سورهی نساء واقع شده است که در نیمه اول بعد از هجرت نازل شده است و شکی نیست که نکاح موقت در آن زمان، بین مسلمانان معمول بوده است. چه اینکه اسلام آن را تشریع کرده باشد یا اینکه از تأسیسات شارع اسلام نباشد بلکه قبل از اسلام معمول بوده است.
بنابراین اصل چنین نکاحی در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و در پیش چشم و گوش آن حضرت (ص) جای تردید نمی باشد.
از این رو چاره ای جز این نیست که جملهی« فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ…» را حمل بر ازدواج موقت نمائیم. هم چنان که سایر رسوم و سنت هایی که در عهد نزول قرآن به اسامی خودش معروف و شناخته می شد، آیات قرآن بر آن معنای معهود حمل می شد و واژهی استمتاع در جمله مورد بحث را باید بر نکاح متعه (ازدواج موقت) حمل نماییم زیرا در زمان نزول آیه، لفظ متعه بر همین معنای ازدواج بر سر زبان ها دوران می یافته است.
این حقیقت، زمانی روشن تر می شود که آیه های قبل و بعد از این آیه را مورد بررسی قرار می دهیم:
«من لم یستطع منکم طولاً أن ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکمـ»
و آنها که توان ازدواج با زنان پاکدامن را ندارند می توانند با با زنان پاکدامن که در اختیار دارید ازدواج کنید…
«و لا تنکحوا ما نکح آبائکم من النّساء إلا ما قد سلف إنّه کان فاحشه و مقتاً و ساء سبیلاً.»
و با زنانی که پدرانتان با آنها ازدواج کرده اند ازدواج نکنید مگر آنهایی که در گذشته انجام شده است. این کار، زشت و تنفر آور است و روش نادرست شمرده می شود.
«حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و أخواتکم و عمّاتکم و خالاتکم و بنات الأخ… و أن تجمعوا بین الاُختین إلّا ما قد سلف إنّ الله کان غفوراً رحیماً »
حرام شده است بر شما مادران تان و دختران و خواهران و عمه ها و خاله ها و دختران برادر و دختران خواهر تان و مادرانی که شیرتان داده اند و خواهران شیری و مادران همسر و دختران همسرتان که با آنها آمیزش کرده اید اگر با آنان آمیزش نداشته اید باکی بر شما نیست و همچنین همسران پسران تان که از نسل شمایند و نیز حرام است که بین دو خواهر جمع کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده باشد خداوند آمرزنده و مهربان است.
«والمحصنات من النساء إلا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و اُحل لکم ما وراء ذلکم إن تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اُجورهنّ.»
در این آیهی شریفه، خداوند متعال پس از بیان کسانی که ازدواج با آنها حرام است می فرماید:
غیر از آنان بر شما حلال شده است آنگاه انواعراه های مشروعیت دستیابی به زنان را بر می شمارد و آیه‌ «فما استمتعتم به منهنّ.. »در چنین جایگاهی نمی تواند جز مشروعیت ازدواج موقت، معنایی داشته باشد.
و از طرفی چنانچه «ما استمتعتم» به معنای لغوی گرفته شود این اشکال به وجود می آید که اگر بر فرض به هر علتی مثل کراهت از همسر در مقاربت، احساس التذاذ، در مرد حاصل نشود پرداخت مهریه بر او واجب نباشد، در حالی که چنین حکمی در شریعت اسلام نیست و مرد باید برای هم بستر شدن با همسرش کل مهریه را بعد از مقاربت، و نیم آن را قبل از مقاربت بپردازد.
از این مهم تر آنکه در جملهی مورد بحث، استمتاع، شرط دادن اجرت، قرار گرفته و خداوند فرموده است: اگر از زنی استمتاع بردید واجب است اجرت وی را بدهید در حالی که در عقد، استمتاع شرط نیست.
وقتی مردی، زن دائمی را برای خود عقد می کند به محض تمام شدن عقد، بر ذمهی زوج واجب است، اگر دخولی صورت بگیرد تمام مهر را بدهد وگرنه نصف آن را پرداخت کند.
در یک جمع بندی در دلالت آیهی شریفهی «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اُجورهنّ» بر مشروعیت ازدواج موقت می توان قراین ذیل را ذکر نمود؛
اولاً: کلمه متعه که «استمتعتم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنای ازدواج موقت است و به اصطلاح، در این باره حقیقت شرعیه می باشد گواه بر این است که این کلمه (متعه) با همین معنا در روایات پیامبر (ص) و کلمات صحابه مکرر به کار برده شده است.
ثانیاً: اگر کلمه متعه به معنای لغوی خود بهره گیری تفسیر شود نتیجه معنای آیه چنین خواهد شد، اگر از زنان دائم بهره گرفتید مهر آنان را بپردازید در حالی که پرداختن مهر مشروط به بهره گیری از زنان نیست بلکه تمام مهر بنابر مشهور یا حداقل نیمی از مهر به مجرد عقد ازدواج دائم واجب می شود.
ثالثاً: بزرگان اصحاب و تابعین مانند؛ ابن عباس، دانشمند و مفسر معروف اسلام ابی بن کعب و جابر بن عبدالله انصاری و عمران بن حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل سنت و تمام مفسران اهل بیت (علیهم السلام)از آیهی فوق حکم ازدواج موقت را فهمیده اند
رابعاً: أئمه اهل بیت علیهم السلام که به اسرار وحی از همه آگاه
تر بودند، متفقاً آیهی شریفه را به همین معنی تفسیر فرموده اند و روایات فراوانی در این زمینه نقل شده است (که در بحث روایات ذکر خواهد شد) از جمله از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: « المتعه نزل بها القرآن و جرت به السنّه» حکم متعه در قرآن نازل شده است و سنت پیامبر (ص) بر طبق آن جاری شده است.
از امام باقر(ع) نیز نقل شده است که در پاسخ عبدالله بن عمیر لیثی در مورد متعه فرمود:
«احلّها الله فی کتابه و علی لسان نبیه فهی حلال الی یوم القیامه»
خداوند متعه را در قرآن و بر زبان پیامبرش(ص) حلال کرده است و تا روز قیامت حلال می باشد.
آیهی دیگر که بر مشروعیت ازدواج موقت دلالت دارد آیهی ۸۷ سوره مائده است که خداوند متعال می فرماید: «یا أیها الّذین آمنوا لا تحرّموا طیبات ما أحلّ الله لکم و لا تعتدوا إنّ الله لا یحبّ المعتدین».
ای کسانی که ایمان آورده اید چیزهای پاکیزه ای که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام مشمارید و از حد تجاوز نکنید همانا خداوند تجاوزگران از حد را دوست ندارد.
مرحوم محقّق کرکی از کتاب متعه ای شیخ مفید بهره برده و این آیهی شریفه را برای اثبات مشروعیت ازدواج موقت، مورد استفاده قرار داده است.
در منابع متعدّد اهل سنت، در روایتی از عبدالله بن مسعود نقل شده است که وی آیه شریفه را بر مشروع بودن ازدواج موقت (متعه) قرائت کرده است.
ابن قیس قال: سمعت عبدالله یقول: کنّا نغزوا مع رسول الله (ص) لیس لنا نساء فقلنا: ألا نستخصی ؟ فنهانا عن ذلک ثمّ رخّص لنا أن تنکح المرأه بالثّوب إلی أجل ثمّ قرأ عبدالله: یاأیها الذین آمنوا لا تحرّموا طیبات ما أحلّ الله لکم..
از قیس روایت شده است که از عبدالله شنیدم که می گفت: ما با رسول خدا (ص) در جنگ بودیم و زنان همراه ما نبودند خدمت حضرت آمدیم گفتیم: می توانیم خود را خصی اخته نماییم ؟
حضرت ما را از این عمل نهی فرمود و اجازه داد که در برابر لباس و جامه ای با زنی تا زمان معین ازدواج موقت نماییم و

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

مقاله رایگان درمورد عبدالله بن زبیر

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«والمحصنات من النساء‌ الا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین»یعنی دسته چهاردهم «زنانی که در حصن ازدواج قرار گرفته اند و نکاح با آنان بر شما حرام است، مگر آنان که ملک یمین شمایند (اماء و زنان اسیر که با شرایطی خاص ارتباط زناشویی با آنان جایز است و به خاطر خروج موضوعی این بحث در زمان ما از توضیح آن خودداری می شود) سپس می فرماید: تمامی این احکام که در کتاب خدا از آن سخن به میان آمده، اموری است که پروردگار (بنابر مصالح) شما آنان را مقرر داشته»،‌ شاید تأکید بر این مطلب کنایه ای باشد از اینکه در تمامی زمانها و مکانها ثوابت از احکام، غیر قابل تغییر و تردید هستند و این نوع از قانونگذاری برای شما اکمل و ادوم و پرفایده تر است از آنچه که شما بدان می اندیشید. لذا عبارت «کتاب الله علیکم» را در آیه کریمه مفسرین از باب تأکید بر تبیین احکام مذکور،‌ به شمار آورده اند.
و در ادامه می فرماید: شما با غیر این چهارده دسته، می توانید ازدواج کنید، مشروط بر اینکه بنیان ازدواج شما برخاسته از عفت و پاکدامنی و به دور از هرگونه تمایلات نفسانی و ارتباط غیر مشروع باشد؛ زیرا این قبیل ارتباطات اولاً نسل بشر را دچار تباهی می سازد، ثانیاً بنیان خانواده را متزلزل می سازد و ثالثاً جامعه را به گرداب سقوط می نشاند.
بر این اساس می فرماید «محصنین غیر مسافحین» یعنی در چار چوب حصن ازدواج ارتباط برقرار سازید نه بر پایه «سفح» که به معنای عمل بیهوده و بدون حساب و قانونمندی است و تعبیر «محصنین غیر مسافحین» از الفاظ کنایی قرآن است در مذمت و نهی از زنا و ارتباط جنسی آزاد آمده است. و این قید، مبین این نکته است که مراد از ازدواج فقط دفع غریزه نیست، بلکه تداوم و بقای نسلی شایسته است که در سایه ازدواج دائم بایستی شکل پذیرد. لذا بعد از طرح مسأله ازدواج، سخن از امور مالی همسر دائمی به میان می‌آورد که یا به شکل مهریه «حق زن» پرداخت شود و یا اگر کنیز است با دادن قیمت، و سپس به بیان حکم متعه می پردازد و می فرماید: زنانی را که «متعه» می کنید،‌ بر شما لازم است که مهر آنان را در ازدواج موقت هم بپردازید. در حقیقت این بخش از آیه اخص از قسمت قبل یعنی «احل لکم ماوراء ذلک. . .. » است، یعنی ازدواج گاه به صورت نکاح دائم و گاه به صورت «متعه» و نکاح موقت است.
و قرآن کریم در بیان ازدواج موقت توجه می دهد بر اینکه: «زنانی را که به متعه و ازدواج موقت در می آورید، مهریه آنان به عنوان یک امر واجب بر عهده شماست و بایستی بپردازید. و بر شما اشکالی نیست که بعد از تعیین مهر، نسبت به سایر شرایط این نوع ازدواج، زیادی و کمی مهریه و مدت و سایر امور (غیر منافی با مقتضای ازدواج موقت) بر مبنای رضایت طرفین، توافق هایی صورت گیرد».
نظر عده ای از مفسرین این است که ترکیب کلام و لحن خطاب در آیه مذکور به گونه ای است که از آن برمی آید که این نوع از ازدواج قبل از نزول آیه در بین مردم معمول بوده و یک حکم تاسیسی از رسول اسلام نیست؛ چنانچه ما در بحث تاریخچه ازدواج موقت نسبت به این موضوع مستوفی سخن گفتیم. زیرا بیان قرآن در اصل جعل ازدواج نیست بلکه همچون ازدواج دائم این موضوع را معهود می داند، ولی در صدد بیان احکام و شرایط آن از جمله: وجوب مهریه، تراضی در مقدار و شرایط آن و حفظ تعادل و رعایت حدود الهی در این مسأله و نفی از هرگونه بی بندو باری و شهوت پرستی است. لذا عبارت «فماستمتعتم به منهن» تفریع است بر کلام قبل و به سبب «فاء»، تفریع جزیی بر کلی گردیده. یعنی بیان بخشی از «احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین. . . .» است.

در واقع آیه کریمه در ابتدا انسان را به سوی یک اصل تکوینی، یعنی بنای موجودات بر اساس زوجیت، ترغیب می نماید، لیکن به جهت کرامت انسان و حکم عقل و شرع نسبت به تحرز و دوری جستن از فحشا و لاابالیگری، بنای این رغبت بسوی جنس مخالف را بر اساس عفت می گذارد و قید «محصنین» می آورد.
یعنی پاسخگویی به این نیاز بشر و رغبت ذاتی او، بایستی در حصن و چارچوب حفظ ارزشها و عفت انسانی قرار گیرد تا توالد و تناسل بشر بر پایه پاکدامنی باشد. لذا از نفس تفریع بدست می آید که اصل در ازدواج نکاح دائم است،‌ چنانچه این نکته از آیات متعددی بر می آید از جمله آیه بعد از همین آیه:« و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکم . . . . محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» که در این آیه اولاً تأکید بر نکاح دائم است و سپس با «فاء تفریع» می فرماید برای پیشگیری از فساد و نفی ارتباط پنهانی و حفظ پاکدامنی برای کسانی که امکان ازدواج دائم برای آنان نیست، جهت نفی عنت و سختی و عسرت فشار غریزه جنسی، نوع دیگری از ازدواج را قرار داده است که با بیان «ذلک لمن خشی العنت منکم و ان تصبروا خیر لکم» اولاً اهمیت و تأکید بر ازدواج دائم روشن می شود.
ثانیاً: اینکه راه دومی است که مختص عسرت و اضطرار است و این یک راهکار شایع و عمومی نیست.
ثالثاً:‌ در این گونه موارد اگر انسانها عفت پیشه کنند و صبر نمایند و به بی بند و باری و یا ذواقیت و هوسرانی از طرق مختلف، دامن نزنند بهتر است.
بر همین اساس ما در آیات و روایات به موارد متعدد و متواتر مفهومی بر می خوریم که نکاح با انسانهای ناصالح و فاسد یا شرابخوار یا انسان زانی، نکاح بدون تشکیل بیت و خانواده و سکونت مشترک، نکاح با زن حامل،‌ نکاح بر پایه مباشرت بدون انزال یا انسان عقیم و . . . .. منع گردیده است.
از سوی دیگر وقتی مبانی حاکم بر تربیت را در خانواده و جامعه ارزیابی می نمائیم و به تثبیت اصولی از قبیل اصل مودت و رحمت، اصل سکونت و امنیت، اصل مصلحت خانواده، اصل عفت و کرامت، اصل معروف . .. . بر می خوریم، این امر آشکار می شود که مراد اسلام از ازدواج صرف ارضاء غریزه نیست، تا از تأکید و تعمیم در ازدواج دائم، به عمومیت و تأکید ازدواج موقت برسیم.
بند دوم : ازدواج موقت در سنت
دلالت قرآن را بر حلیت متعه و استمرار آن تا به امروز را بیان کردیم. اینک وقت آن رسیده که در این زمینه در پرتو سنت نبوی به بحث بنشینیم در اینجا به ذکر روایاتی که دلالت برحلیت متعه و استمرار آن دارند می‏پردازیم:
۱- حفاظ از عبدالله بن مسعود نقل کرده است:
کنا نغزومع رسول الله و لیس لنا نساء، فقلنا: یا رسول الله ألا نستخصی؟ فنهانا عن ذلک ثم رخص لنا أن ننکح بالثوب إلی أجل ثم قرأعلینا: یا أیها الذین أمنوا لا تحرموا طیبات ما أحل الله لکم؛
با رسول خدا (ص) در غزوه‏ای شرکت داشتیم و زنان، با ما نبودند. عرض کردیم: ای رسول خدا(ص) آیا اجازه می‏دهید خود را اخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار منع فرمود و اجازه داد تا توسط مهریه قرار دادن لباسی، ازدواج موقت کنیم. آنگاه این آیه را قرائت کرد: [ای کسانی که ایمان آورده‏اید، طیباتی را که خدا برای شما حلال کرده حرام نکنید
۲- مسلم از جابر بن عبدالله و سلمه بن اکوع روایت کرده است:
خرج علینا منادی رسول الله(ص)، فقال: إن رسول الله(ص) قد أذن لکم أن تستمتعوا(یعنی: متعه النساء) وفی لفظ: إن رسول الله أتانا فأذن لنا فی المتعه؛
منادی رسول خدا(ص) نزد ما آمد و گفت: رسول خدا(ص) به شما اجازه داده که متعه کنید(یعنی متعه زنان)؛ و در نسخه‏ای دیگر آمده است: رسول خدا(ص) نزد ما آمد و به ما دستور داد تا متعه کنیم

۳- مسلم از ابن جریج نقل کرده است:
أخبرنی أبوالزبیر، قال: سمعت جابربن عبدالله یقول: کنا نستمتع بالقبضه من التمر والدقیق الأیام علی عهد رسول الله(ص) و أبی بکر حتی نهی عنه عمر فی شأن عمرو بن حریث؛
ابو زبیر به من خبر داد: از جابربن عبدالله شنیدم که: روزهایی در عهد رسول خدا وابوبکر، با یک مشت آرد و خرما، متعه می‏کردیم، تا اینکه عمر در مورد عمرو ابن حریث، از این کار نهی کرد.
۴- مسلم در صحیح خود از ابو نضره نقل کرده است:
کنت عند جابربن عبدالله، فأتاه آت، فقال ابن عباس و ابن الزبیر اختلفا فی المتعتین، فقال جابر: فعلنا هما مع رسول الله ثم نهانا عنهما عمر فلم‏نعدلهما؛
نزد جابربن عبدالله بودیم که فردی نزد او آمد و گفت: ابن عباس و ابن زبیر در مورد متعه حج و متعه زنان اختلاف نظر پیدا کرده‏اند. جابر گفت: این دو را در عهد رسول خدا(ص) انجام می‏دادیم اما عمر آن را منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم.
۵- ترمذی روایت کرده است:
ان رجلاً من أهل الشام سأل ابن عمر عن المتعه، فقال: هی حلال، فقال الشامی: إن أباک قد نهی عنهما؟ فقال ابن عمر: أرأیت إن کان أبی قد نهی عنها و قد صنعها رسول الله(ص) أمر أبی نتبع أم أمر رسول الله(ص)؛
مردی از اهل شام از ابن عمر در باره متعه سوال کرد و او در پاسخ گفت: حلال است. مرد شامی گفت: پدرت آن را منع کرد. ابن عمر گفت: آیا با وجود دستور رسول خدا(ص) به انجام دادن آن و نهی پدرم از انجام آن، از امر پدرم پیروی کنیم یا از امر رسول خدا(ص).
۶- مسلم در صحیحش از عروه بن زبیر روایت کرده است:
ان عبدالله بن الزبیر قام بمکه، فقال: إن ناساً أعمی الله قلوبهم کما أعمی أبصارهم یفتون بالمتعه یعرض برجل(ابن عباس) فناداه، فقال: إنک لجلف جاف فلعمری لقد کانت المتعه تفعل علی عهد امام المتقین{یرید رسول الله(ص)} فقال له ابن الزبیر: فجرب بنفسک، فوالله لئن فعلتها لأرجمنک بأحجارک؛
عبدالله بن زبیر در مکه قیام کرد و گفت: افرادی که خدا قلوبشان را همچون چشمانشان کور کرده است، به حلیت متعه فتواداده ‏اند. مرادش، ابن عباس بود که او هم، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: تو انسان بسیار خشکی هستی! سوگند یاد می‏کنم که این کار در عهد رهبر پرهیزگاران (یعنی رسول خدا(ص)، انجام می‏شد ابن زبیر به او گفت: این کار را انجام بده. سوگند به خداوند اگر آن را انجام دهی، با سنگهای خودت سنگسارت می‏کنم
شگفت از ابن زبیر که(به پیروی از سلفش) کسی را که ازدواج موقت کند، سنگسار می‏کند درحالی که در موارد شبهه، اجرای حدود منتفی می‏شود. به عبارت دیگر کسی که اعتقاد دارد کاری که انجام می‏دهد، ازدواج حلال است، نه زنا و برای خود دلایلی از کتاب و سنت هم دارد با توجه به این شبهه به چه دلیل باید سنگسار شود مگر اینکه هدف ابن زبیر تهدید و ترساندن باشد؟
۷- مسلم از ابن شهاب روایت کرده است:
فأخبرنی خالد بن المهاجربن سیف الله انه بینا هو جالس عندرجل جاءه رجل فاستفتاه فی المتعه فأمره بها، فقال له ابن أبی عمره الأنصاری: مهلاً ماهی والله لقد فعلت فی عهد امام المتقین؛
خالد بن مهاجر بن سیف الله نقل کرد: وقتی وی نزد شخصی نشسته بوده است، مردی نزد او می‏آید و فتوای او را راجع به متعه جویا می‏شود. او می‏گوید که انجام دهد. ابن ابی عمرؤ انصاری به او می‏گوید: شتاب مکن، به خدا قسم، متعه چیزی است که آن را در زمان رهبر پرهیزگاران، انجام می‏دادیم.
۸- احمد در مسندش از عبدالرحمن بن نعیم اعرجی نقل کرده است:
سأل رجل ابن عمر فی المتعه ، و أنا عنده ، متعه النساء، فقال: والله ما کنا علی عهد رسول الله زانین و لامسافحین؛
مردی از ابن عمر در باره متعه زنان سؤال کرد(و من در آنجا حضور داشتم) ؛ ابن عمر در پاسخ گفت: به خدا سوگند ما در عهد رسول خدا(ص) زناکار نبودیم.
۹- احمد در مسندش از ابن حصین روایت کرده است:
نزلت آیه المتعه فی کتاب الله تبارک و تعالی و عملنابها مع رسول الله(ص) فلم تنزل آیه تنسخها ولم ینه عنها النبی(ص) حتی مات؛
آیه متعه نازل شد و ما در زمان رسول خدا(ص) به آن عمل می‏کردیم و آیه‏ای هم در نسخ آن نازل نشد. پیامبر نیز تا وقتی زنده بود از آن منع نکرد.
در اینجا به همین مقدار بسنده می‏کنیم. پیشتر نیز اسامی صحابه و تابعینی را که متعه را حلال می‏دانستند، در ضمن نقل کلام ابن حزم در [المحلی]، ذکر کردیم.
ابو عمر(صاحب کتاب الاستیعاب) گفته است:
تمامی اصحاب ابن عباس، آنها که اهل مکه و یمن بودند، بر طبق فتوای او متعه را حلال و دیگران آن را حرام می‏دانستند.
قرطبی در تفسیرش گفته است:
متعه در میان مردم مکه بسیار معمول بود.
یکی از اندیشمدان گفته است:
گروه بزرگی از امت که اکثریت هستند معتقدند که این حکم منسوخ شده است و گروه بزرگ دیگری معتقدند که این حکم به حال اول خود باقی است.
این سخنان و نظایر آن که در کتابها، زیاد دیده می‏شود، اثبات می‏کنند که متعه در عهد رسول خدا(ص) حلال بوده و تا برهه‏ای از خلافت عمر، ادامه داشته است. بنابراین کسانی که تلاش می‏کنند تا ثابت کنند متعه نسخ شده است، بایستی دلیل قاطعی ارائه دهند که صلاحیت نسخ قرآن کریم را داشته باشد؛ زیرا خبر واحد صلاحیت نسخ قرآن را ندارد و قرآن دلیلی است قطعی و تنها با دلیلی قطعی نسخ می‏شود.
آنچه نشان می‏دهد ناسخی در این زمینه وجود ندارد، این است که تحریم متعه به عمر نسبت داده شده و همچنان که عبارات آن را بیان خواهیم کرد، عمر تحریم کننده متعه بوده است؛ بنابراین چنانچه از طرف رسول خدا(ص) تحریم
صورت گرفته باشد، عمر آن را به خودش نسبت نمی‏داد.
یکی از بزرگان گفته است:
امت اسلامی اتفاق دارند که ازدواج متعه در اسلام جایز بوده است و در این مسأله مخالفی وجود ندارد. اختلاف، تنها در این است که آیا این حکم نسخ شده؟ به نظر ما این ناسخ ، در صورت وجود داشتن ، یا به وسیله خبر واحد به دست امت رسیده است و یا به وسیلؤ خبر متواتر. اگر به وسیله خبر متواتر به دست امت رسیده باشد بایستی ملتزم شویم که علی بن ابی طالب و عبدالله بن عباس و عمران بن حصین، منکر حکمی از شریعت محمد(ص) هستند که با تواتر ثابت شده است و این مستلزم تکفیر آنان و قطعاً باطل است و اگر به واسطه خبر واحد باشد، این نیز باطل است؛ زیرا اگر اباحه متعه به واسطه اجماع و تواتر ثابت شده باشد حکمی است قطعی و اگر بخواهیم آن را با خبر واحد منسوخ بدانیم، لازمه‏اش این است که خبر ظنی را ناسخ حکمی قطعی بدانیم و این باطل است.
برخی گفته‏اند: یکی از دلایل بطلان قول به نسخ حلیت متعه، این است که هر چند در بسیاری از روایات آمده که پیامبر(ص) در روز جنگ خیبر از متعه و خوردن گوشت الاغ نهی فرموده است، اما در بسیاری از روایات هم آمده که پیامبر(ص) در حجه الوداع و روز فتح مکه، متعه را حلال کرده است و این دو روز، بعد از جریان جنگ خیبر اتفاق افتاده است. این نشان می‏دهد، روایتی که حاکی از نسخ متعه در روز جنگ خیبر است، نادرست می‏باشد؛ زیرا محال است، دلیل ناسخ قبل از دلیل منسوخ باشد. همچنین این دیدگاه که جریان حلال کردن متعه و نسخ آن، چند بار اتفاق افتاده، ضعیف است و کسی از صاحب نظران، به جز کسانی که خواسته‏اند تناقض این روایات را بر طرف کنند، آن را مطرح نکرده است
بند سوم : ازدواج موقت از نظرفقها
دلیل سوم بر اثبات مشروعیت ازدواج موقت، اجماع و اتفاق فقهاء شیعه می باشند که در طول تاریخ، حتی یک نفر فقیه شیعه، بر خلاف آن فتوا نداده اند.
اجماع فقهاء شیعه بر مشروعیت ازدواج موقت به حدی است که جواز و حلّیت آن از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و بدون شک، اجماع فقهاء شیعه، ناشی از اجماع اهل البیت (علیهم السلام) بوده است که مشروعیت ازدواج موقت را

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

مقاله رایگان درمورد سلامت خانواده

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

) از قول پیامبر اکرم فرمودند: بنایی در اسلام بنا نشده که در نزد خدای عزوجل محبوبتر از ازدواج نمودن باشد
پیامبر اکرم (ص) فرموده است : پست ترین مٌرده های شما عَزَب ها هستند.
از پیامبر اسلام (ص) نقل است که فرمودند: رهبانیت در اسلام نیست ، زن بگیرید ، من به فزونی عدد شما بر ملت های دیگر مباهات می کنم.
بند دوم : نکاح منقطع یا موقت یا متعه
در برخی از کتب فقهی آمده است : (‌حلیت زنان با چهار چیز می شود : نکاح دائم و منقطع ، ملک یمین و تحلیل ) علامه در تبصره و محقق در شرایع گفته اند : نکاح بر سه قسم است : دائم ،‌منطقع ،‌ملک یمین .
در تحریرالوسیله نکاح را به دو قسم دانسته و نوشته است: النکاح قسمین : دائم و منطقع و کل منهما یحتاج الی عقد مشتمل علی ایجاب و قبول و….)
در قانون مدنی ایران در ماده ۱۰۷۵ صراحتا نکاح موقت را چنین تعریف می نماید :
“نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد ”
پس لذا چنین می توان اذعان نمود که نکاح موقت عقدی است که برای مدت معینی با تعیین مهریه ای مشخص بین زوجین مقرر می گردد .
اینگونه ازدواج که از زمان پیغمبر اسلام (ص) به وجود آمده خود بیا نگر تحولی عظیم در زندگی انسانها در این جهان می باشد و در تمامی ادوار بعد از پیغمبر هم از این سنت حسنه استفاده می گردیده که تنها در زمان حکومت خلیفه دوم عمر مورد نهی و سرزنش وی قرار گرفته که آنهم تنها به دلیل مصالح سیاسی و اجتماعی خلافت وی بوده است
با توجه به تعاریفی که از نکاح موقت و نکاح دائم گردید مشخص شد که تعریف حقوقی از معنی لغوی نکاح منقطع فراتر نرفته است . این نکاح رااز این جهت موقت و منقطع می گویند که مدت در این نکاح رکن است و از نظر اینکه مقصود و منظور بهرمند شدن مرد از زن است ،آن را متعه نامند که به معنی تمتع و برخورداری از زن برای مدت معین است و از این جهت آنرا نکاح موجل هم می گویند .
مبحث دوم : مبانی و تاریخچه ازدواج موقت

یکی از عمده ترین رخدادهای عصر حاضر که روز به روز توجه اندیشمندان جوامع بشری را، بیشتر به خود معطوف می دارد و به رغم گستره تبلیغات مسموم و همه جانبه دنیای کفر و استکبار و تلاش پیوسته آنان نسبت به دین زادیی همواره رو به توسعه است، جامعیت و نظام مندی و تفکر سیستمی در قوانین اسلام می باشد.
از این رو بداهت و ضرورت خطاب‏های عام قرآن کریم چون «یا ایها الناس» و «یا بنی آدم» و «هذا بصائر للناس» و «هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان» در هیچ عصری به اندازه امروز برای بشر ملموس نبوده است.در محوریت موضوع بحث «ازدواج موقت» هم، نه از باب قیاس و استقراء، بلکه از جهت برهانی بودن احکام شرعی، ارزیابی دقیق نصوص روایی، استدلالات جامع و فرانگر ائمه معصومین، توجه دقیق از سوی ایشان به ابعاد مختلف موضوع، توجه و دقت لازم در جامعیت بیان این موضوع را می طلبد.
خصوصاً اینکه سیره بزرگان دین و ائمه معصومین در بیان احکام، و موضوع مورد نظر ما بسیار کامل و حامل ظرایف و لطایفی است که گویای توجه همه جانبه این بزرگواران در تبیین این موضوع می‏باشد.
اینجاست که به رغم تأکید بر اباحه و یا استحباب آن از جهت پایداری سنت و مقابله با بدعت، هر کجا بوی سوء استفاده و یا خروج از موضع اعتدال و ضرورت آمده، قاطعانه ایستاده اند و به پیشگیری از ابزاری شدن حکم خدا اقدام و یا در صدد نفی یا افراط و تفریط برآمده اند. و در راستای بیان حکم فردی، حکمتهای اجتماعی آن را هم تبیین نموده اند.
باید توجه داشت که اساس قوانین اسلامی چون بر پایه اعتدال و پاسخگویی منطقی و معقول به نیاز بشر است، لذا از طرفی با رهبانیت و سرکوبی غرایز به شدت مقابله می نماید و از سوی دیگر نفی ذواقیت و هوسرانی می کند. و ابزاری ساختن قوانین دینی را در جهت توجیه امیال نفسانی به هیچ وجه اجازه نمی دهد و حکم متین «متعه» درست در راستای برقراری این توازن و میانه گزینی است.
از همین جاست که در متون روایی معتبر شیعه چون «کافی»، «وسایل»، «مستدرک الوسایل» و . . در کنار ابوابی چون اباحه متعه واستحباب آن، که بر مبنای مقابله صریح شیعه با بدعت و جعل حرمت از سوی خلیفه دوم و تأکید بر سنت نبوی (ص) بر آمده، در ابوابی دیگر تمام شرایط لازم را برای تحقق این حکم، بیان می نماید و مؤمنین را به ملاحظاتی دقیق در بکار گیری آن هشدار می دهد، در این متون به عناصری از قبیل: درک دقیق موقعیت زمانی و مکانی، حفظ آبروی زنان و دختران مؤمنه، ممانعت از ترویج مفسده اجتماعی در لوای سوء استفاده از آن، حفظ منزلت و جایگاه خانواده، تأکید بر ازدواج دائم برای جوان، ملاحظه جایگاه خانواده زن و رعایت عفاف و عدم ابتذال و به مواردی از این قبیل دقیقاً توجه و اخطار می دهد.
بر این اساس مبانی وجودی ازدواج موقت را می توان بر این اصل استوار دانست که در وهله اول به عنوان ابزاری به جهت حفظ و سلامت خانواده محسوب گردد و عاملی بازدارنده در جلوگیری از اشاعه فحشا و فساد محسوب گردد ضمن آنکه اگر به اهداف و نیات واقعی ، ازدواج موقت عمل گردد ، مطمئنا بهترین عامل در جلوگیری از بروز انحرافات اجتماعی و جنسی در جامعه محسوب می گردد.
لذا در مبحث حاضر اهتمام بر آن است که نگاهی علمی به یکی دیگر از ابعاد ازدواج موقت ، از جهت فلسفه و مبانی و پیشینه آن بپردازیم.
گفتار اول : فلسفه ازدواج موقت
مسأله ازدواج موقت از نظر تئوریک کاملا پذیرفته شده، و نه تنها در اسلام بلکه برخى از متفکران بزرگ غربى، مانند راسل نیز یکى از راه‏هاى حل مشکل ازدواج دائمى دیررس در دنیاى کنونى را، پناه بردن به ازدواج موقت مى‏دانند. از نظر عملى نیز در نظام جمهورى اسلامى این مسأله مقبول افتاده، لیکن دید اجتماعى در این رابطه مشتمل بر نوعى خطاست. به عبارت دیگر متعه نیز نوعى ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، مى‏تواند از شخصى که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگارى کند و براى مدتى موقت مانند چند ساله دوران تحصیل، با وى ازدواج نماید. آنچه در این جا مشکل ایجاد نموده آن است که غالب افراد، ازدواج موقت را با کامیابى آنى اشتباه گرفته‏اند و همین مسأله سبب شده که این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقى خود را باز یابد.

همچنین تبلیغات سوئى که بیش از یک قرن در جامعه توسط غربگرایان انجام شده تأثیر نهاده و در ضمیر مردم رخنه کرده است. به گونه‏اى که گاه روابط نا مشروع با تسامح نگریسته مى‏شود ولى به ازدواج موقت با دیدگاه دیگرى برخورد مى‏شود. براى حل این مشکلات مى‏بایستى تلاش فرهنگى و اجتماعى به صورت گسترده صورت پذیرد تا این جوانان از آسیب شیاطین مصون بماند.
بند اول : مبانی عام ازدواج موقت
در میان همه انواع واقسام پیوندهایی که آدمیزادگان را به یکدیگر متصل یا نزدیک می‌کند،‌پیوند زناشویی، از همه مقدس‌تر و به یک معنا، ضروری‌تر است. آن چنان که به نظر می‌رسد نسبت به این مسئله‌ی مبنایی اختلاف نظری وجود نداشته باشد. بدین روست که خداوند متعال نیز، مؤمنان را به همسرگیری می‌خواند و بهانه فقر را در پیگشاه چنین ضرورتی گردن می‌زند:
«و انکحو الأیامی منکم والصالحین مِنْ عبادِکُمْ و امائکم اِن یکونوا فقراءَ یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم»
«مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامنان و کنیزان صالح و درستکار را، اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می‌سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است»
می‌توان اینگونه مطرح نمود که ازدواج در زندگی انسان قاعده است و خلاف آن استثناء و کمتر کسی است که استثناء را بر قاعده ترجیح دهد مگر آنکه ضرورتی، او را به این کا وا دارد.
باید گفت ازدواج موقت نیز همیشه و اکنون از ضرورت‌های اجتماع سالم و پوینده مطرح می‌شده است هر چند که در این بین با انواع موانع ومخالفت‌های تاریخی و اجتماعی از نوع سیاسی گرفته تا فمنیسمی مواجه بوده است.
مذاهب اسلامی به استناد قرآن کریم، سنت نبوی (ص) و اقول صحابه و تابعین در مشروعیت این ازدواج در عصر پیامبر (ص) تردید نکرده‌اند و تنها آنچه محل اختلاف است استمرار یا نسخ این حکم الهی است.
البته دلایل فراوان مبنی بر مخالفت عمربن خطاب در عصر خلافتش با این حکم الهی وجود دارد که مورد استناد عالمان اهل سنت نیز می‌باشد.
اما آن چنان که می‌دانیم شیعه در حلیت ازدواج موقت تردیدی ندارد. اسلام با فراخواندن مردم به ازدواج دایم، آن را پایه زندگی انسان و به عنوان امری ضروری و غذای روحی تمامی انسانها تلقی کرده است. اما با این حال، گاه شرایط خاصی در زندگی انسان روی می‌دهد که قادر نیست از این راه عمومی (یعنی ازدواج دایم) به مقصد برسد. این جاست که شریعت اسلامی بایستی برای چنین شرایطی تدبیری اندیشیده باشد. برخی از اندیشمندان در مواجهه با نیازهای جسمی انسان و در جایگاه ازدواج موقت ۳ راه حل را پیش روی انسان می‌داند
۱٫ فرو نشاندن آتش شهوت
۲٫ پناه بردن به فاحشه‌خانه‌ها
۳٫ ازدواج موقت، با شروطی که اسلام وضع کرده است.
اما راه حل اول، به جز برای معصومین و برخ دیگر به تناسب نزدیکیشان به آنها، و به طور عادی برای همگان ممکن نیست.
راه حل دوم هم علاوه بر این که موجب نابودی کرامت انسانی است، باعث شیوع فساد و بیماریها و تداخل نسبتهای فامیلی می‌شود.
بر این اساس ایشان نتیجه می گیرند که ازدواج موقت یکی از زیباترین سنت‌های اسلامی است که به منظور حفظ کرامت انسانی تشریح شده است.
اما به هر حال نباید از این نکته غافل شد که با وجود قوی بودن بعد خصوصی ازدواج موقت و ارتباط نزدیک آن با حریم شخصی افراد، از آغاز اسلام این مسئله ابعاد سیاسی نیز به دنبال داشت،‌به گونه‌ای که دستگاه سیاسی و نظام خلافت اسلامی نسبت به آن موضع گرفت،‌به دنبال آن، گفتگو از جنبه‌ی سیاسی فراتر رفت و پذیریش یا انکار و مخالفت با آن، ‌از شعارهای اعتقادی محسوب شد و نشانه نگرش فکری-مذهبی فرقه ها و نحله‌های مختلف اسلامی قرار گرفت.
آنچه در توجیه حرام شدن ازدواج موقت توسط خلیفه مطرح می‌شود اختیار صدور احکام حکومتی و ولایی توسط حاکم اسلامی است که با توجه مقتضیات زمان و مصالح اجتماعی ممکن استه حکمی الهی را به طور موقت ممنوع اعلام کند. شرایطی که بیشتر مربوط به فتوحات و جهانگشایی‌های اسلامی آن زمان بوده است و لذا به خاطر ورود مسلمانان به بلاد دیگر گمان آن می‌رفته است که با آزاد بودن ازدواج موقت مشکلاتی برای جامعهپویای اسلامی بوجود اید.
بند دوم : مبانی خاص ازدواج موقت

درقیاس با نکاح دائم جنبه اجتماعی ازدواج یا همان بقای خانواده جلوه کمتری دارد. برخورداری متعه ازیک پشتوانه مذهبی، قانونی وتاریخی ویژگی اصلی ودرواقع امتیازی خاص برای آن محسوب می گردد، ازاین روازدواج موقت ازجنبه قانونی امری جایزومورد حمایت است. اگرچه ازدواج دائم وموقت ازجهت مبانی مشترک هستند، اما ازجهت وضعیت وآثارحقوقی تفاوتهایی دارند که درنظرداشتن این نکات به هنگام انعقاد صیغه موقت مانع ازبروزمسائل شرعی وحقوقی است. متاسفانه بعضاً شاهد هستیم که عدم آشنایی افراد با این مسائل تبعات جبران ناپذیری را به همراه داشته است. گرچه درقانون مدنی تعریفی ازنکاح دائم نشده، ولی با توجه به ماده ۱۰۷۵ ق.م که مقررداشته؛ « نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد» مشخص می گردد که نکاح دائم رابطه حقوقی است که به وسیله عقد بین زن ومرد وبرای همیشه حاصل می گردد وبه آنان حق می دهد که ازیکدیگرتمتع جنسی ببرند وبه اعتبارهمیشگی بودن آن دائمی نامیده شده است. هریک از، ازدواج دائم وموقت دارای وضعیت حقوقی مختلف وشرایط واحکام متفاوتی هستند وبه وسیله اسباب خاص خود، منحل می گردند درعین اینکه ازدواج موقت فاقد آثاراساسی ازدواج دائم چون توارث ونفقه می باشد. البته نباید ازنظردورداشت که درازدواج موقت، رعایت تمامی شروطی که لازمه صحت نکاح دائمی است ضروری بوده وموانعی نیزکه برای انعقاد نکاح دائم بیان گردیده، اززمره موانع این نکاح به شمارمی رود.
گفتار دوم : پیشینه ازدواج موقت در ادیان
بند اول : قبل از اسلام
آنچه پیشینه‌ی تاریخی در این زمینه نشان می‌دهد این است که پیش از اسلام در میان برخی ملل و اقوام مانند مادها، بابلی‌ها، آشوری‌ها،ایرانی‌ها، هندی‌ها و چینی‌ها مسئله‌ی تعدد زوجات حتی در شکل نامحدود آن‌ وجود داشته است برای نمونه،در ایران عصر ساسانی،تعدد زوجات امری رایج بود و مردان گذشته از زنان عقدی‌ و زنان غیر عقدی نیز اختیار می‌کردند.کریستن سن‌ می‌گوید:«اصل تعدد زوجات،اساس تشکیل خانواده در ایران زمان ساسانیان به شمار می‌رفت. در عمل تعداد زنانی که یک مرد می‌توانست داشته باشد به نسبت استطاعت‌ او بود» .در میان اعراب نیز تعداد زوجات محدودیتی‌ نداشت. اگرچه تعدد زوجات در گذشته‌ی تاریخ میان برخی ملل و اقوام‌ شایع بوده،اما هم‌اکنون قلمرو این پدیده‌ی اجتماعی محدود شده است. پس‌ با توجه به این پیشینه،آنچه مسلم است،این پدیده مربوط به اسلام نیست‌ و از پیشنهادها و ابتکارات اسلام محسوب نمی‌گردد،بلکه اسلام آن را در چارچوب‌های ضرورت زندگی انسانی محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی مقرر داشته است.
یکی از بزرگان می نویسد:
در دوران جاهلیت ازدواجی با این مقررات وجود نداشته و هیچ کس از علمای پیشین یا علمای متاخر تا به امروز این عقیده را که متعه یکی از ازدواج های جاهلیت بود ابراز نکرده است. اصلا با وجود مقرراتی که این ازدواج دارد نمی تواند از نوع ازدواج های دوران جاهلیت محسوب گردد.
در حدیثی از عایشه نیز نقل شده که ازدواج های جاهلیت بر چهار قسم بوده است ، که متعه جزو آنان نیست.
یکی از فقهای اهل سنت می گوید: نکاح متعه (ازدواج موقت) از بقایای نکاح جاهلی بوده و قبل از اسلام رواج داشته است. به نظر وی این ازدواج یک امر تاریخی قلمداد شده و به عنوان حکم شرعی از جانب شارع نمی باشد.
بند دوم : بعد از اسلام
یکی از مفسرین در تفسیر آیه متعه می گوید : بدون شک مراد از استمتاع ذکر شده در آیه، نکاح متعه است. زیرا سوره مدنی است و آیه در سوره نساء واقع شده و در نیمه اول بعد از هجرت (با توجه به آن چه بیشتر ایات بر آن شهادت می دهند) نازل شده است. شکی نیست که این نکاح – یعنی نکاح متعه- در آن زمان بین مسلمانان معمول بوده و اخبار، بر مسلم بودن آن اتفاق دارند حال چه اسلام آن را تشریع کرده باشد یا اصلا از تاسیسات اسلام نباشد.
نکاح متعه ، سنتی بود که در زمان پیامبر فی الجمله به آن عمل می شد، حال یا از قبل معمول بوده و اسلام آن را امضاء کرده و یا این که دین اسلام آن را تاسیس کرده و سابقه قبلی نداشته است
ایشان سرانجام می گوید:
این سخن که متعه نوعی زنا در ایام جاهلیت بوده ، جعلی است و هیچ گونه مدرک تاریخی در این زمینه وجود ندارد. زیرا در کتب تاریخی ، هیچ اثری از این سخن نیست . این نکاح ، سنتی است که اسلام آن را ابتکار کرده و اصلا در زمان جاهلیت وجود نداشته و در حقیقت تسهیل و گشایشی از جانب خداوند متعال بر امت (برای جلوگیری از زنا و سایر فواحش ) بوده است.
در مجموع چنین بر می آید که ازدواج موقت یا حدود مقرراتی

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

منبع مقاله با موضوع طلاق

را در آن رعایت کنید.)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از ابن عباس نقل شده است: که این آیه ازدواج موقت را نسخ کرده است.
پاسخ آیت الله خویی ره:
ایشان می فرماید این ادعا صحیح نیست زیرا
اولاً: این نسبت به ابن عباس دروغ است و واقعیت ندارد چون که ابن عباس از طرفداران سرسخت ازدواج موقت بوده و در دوران زندگی خود به جواز این نوع ازدواج اصرار داشت ؛ لذا این نسبت واقعیت ندارد.
ثانیاً: اگر اشکال این است که در این آیه برای زنان مطلّقه، عدّه واجب گردیده است به این دلیل است که دوران عدۀ ازدواج موقت، کوتاه تر از دوران عدۀ طلاق است و این دو با هم سازش ندارند، لذا باید گفت که حکم متعه، با آیۀ طلاق نسخ نگردیده است. جواب ما این است که این آیه و سایر آیات بر یکنواخت بودن عده های زنان دلالت ندارد و اصلاً دلیلی وجود ندارد که اگر دوران عدۀ ازدواجی کمتر از دوران عده های دیگر باشد دلیل نسخ آن ازدواج گردد.
اگر بگویید که در این آیه، برای زنان حکم طلاق تشریع شده است در صورتی که در ازدواج موقت، طلاق وجود ندارد، لذا آیۀ مذکور، حکم ازدواج را نسخ کرده است.
جواب می دهیم گر چه طلاق در این آیه آمده است ولی در این آیه به موارد طلاق متعرض نگردیده است، تا نبودن طلاق در یک نوع ازدواج (ازدواج موقت) دلیل نسخ آن باشد.
نسخ ازدواج موقت به آیۀ میراث:
اهل سنت بر اثبات نسخ ازدواج موقت به آیۀ میراث این گونه استدلال کرده اند:
خداوند متعال در سورۀ نساء آیۀ ۱۲ می فرماید: « ولکم نصف ما ترک ازواجکم… » از آنجایی که در این آیه در میان زن و شوهر، حق توارث را ثابت می کند و زن موقت، از همسرش ارث نمی برد و همسرش از او ارث نمی برد لذا آیۀ ارث، حکم آیۀ متعه را نسخ کرده است.
پاسخ از ادعای نسخ به آیۀ میراث:

آیت الله خویی (ره) در این باره می فرماید:
ادلۀ نفی توارث در ازدواج موقت، مخصّص آیۀ ارث است و هیچ دلیل و سند نداریم که زوجیت و همسری بطور مطلق و بهر شکل، مستلزم توارث در میان زوجین باشد، زیرا مواردی وجود دارد که از نظر اسلام در آن موارد، زن و شوهر، از یکدیگر ارث نمی برند و هیچ مانعی ندارد که ازدواج موقت، یکی از آن موارد باشد.
مثلاً اگر یکی از زن و مرد، کافر یا قاتل باشد، نمی تواند از همسر مسلمان یا مقتول خود ارث ببرد.
آخرین نتیجه از این آیه، این است که توارث در میان همسران، اختصاص به ازدواج دائم دارد. اما این کجا و موضوع نسخ کجا ؟
نسخ ازدواج موقت به آیات سورۀ مومنون:
بعضی از فقهاء اهل سنت ادعا کرده اند که، ازدواج موقت به آیات ۵ تا ۷ سورۀ مومنون، تحریم و نسخ شده است به این بیان که :
خداوند متعال می فرماید: ( والذین هم لفروجهم حافظون، إلا علی ازواجهم او ما ملکت أیمانهم فإنهم غیر ملومین، فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون)
خداوند بزرگ در این آیه، جواز مباشرت با زنها را از طریق نکاح و ملک یمین تعیین کرده است و خارج از این دو طریق، مباشرت با زنان مشروع نیست.
از این رو ازدواج موقت، نه نکاح است و نه ملک یمین، و بر اساس این آیات شریفه، ازدواج موقت نسخ شده و حرام اعلام گردیده است.
آیت الله خویی (ره) در پاسخ می فرماید: این ادعا بی اساس است، زیرا: ازدواج موقت، مثل ازدواج دائم و همسر موقت، مثل همسر دائمی است و ازدواج موقت با وجوب حفظ فروج از غیر همسران منافات ندارد، لذا جایی که برای این ایراد و اشکال باقی نمی ماند. داده می نویسد:
ما می گوییم که همسر موقت، زوجه شرعی است و ضرورت ندارد که تمام احکام زوجیت، مثل میراث و طلاق و… بر آن مترتب گردد.
چون که احکام و آثار زوجیت، مختلف است به عنوان مثال: اگر زنی و مردی مرتد شوند بدون طلاق از
هم چنین شیخ طوسی (ره) به این ایراد بر ازدواج موقت پاسخ همدیگر جدا می شوند و زن کتابیه (و یا قاتل) از شوهر خود ارث نمی برد
بنابراین باید گفت که: هیچ یک از آیات قرآن، مشروعیت ازدواج موقت را تحریم و یا نسخ نکرده است و ادعای نسخ آن با آیات قرآن، پنداری بیش نخواهد بود.
گفتار چهارم: نقد و ارزیابی دلایل موافق و مخالف مشروعیت ازدواج موقت
بند اول : نقد مخالفین بر اساس آیات قرآن
همانگونه که بیان گردید برخی از فقها مخالف ازدواج موقت بوده و برخی دیگر نیز موافق می باشند ، هریک از موافقین و مخالفین دلایلی را برای خود ارائه نموده اند که در این گفتار به نقد و بررسی آنها خواهیم پرداخت
عده ای از مخالفین دلیل مخالفت خود نسبت به ازدواج موقت را نسخ به ایات قران کریم ذکر می کنند و معتقدند که آیه ازدواج موقت به بعضی از آیات منسوخ است و این آیات عبارتند از :
بخش اول
والذینهم لفروجهم حافظون ، الا علی ازواج او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملمومین فمن ابتغی و راء ذالک فاولئک هم العادون
یعنی : ( و آنانکه نگهدارنده ناموس خود هستند مگر برای همسران یا بردگانشان زیرا ایشان مورد ملامت نیستند و هرکس غیر از این را خواسته باشد از تجاوزکاران است. )
کسانی که مدعی نسخ آیه ازدواج موقت با تمثک به این آیه شریفه هستند می گویند مومن کسی است که فقط با زوجه خود یا با ملک یمین عمل زناشویی انجام دهد و اگر با دیگران انجام داد او دشمن خداست و چون ازدواج موقت نه زوجه است و نه ملک یمین ، پس کسی که مرتکب عمل ازدواج موقت می شود از دشمنان خدا خواهد بود.
در ازدواج موقت زوجه نیست برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای عده باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در ازدواج موقت نیست و از تمام شوون زوجیت محروم است. به این جهت حکم ازدواج موقت با این حکم جدید نسخ شده است.
اول در پاسخ به این استدلال بایدعنوان نمود که آیه مذکور در مکه مکرمه نازل شده و نمی تواند مورد بحث (ازدواج موقت ) را که در مدینه و پس از آن نازل شده نسخ و بی اثر کند. و در واقع معقول نیست که ناسخ قبل از منسوخ باشد. حال آنکه اولین شرط در ناسخ آن است که موخر بر منسوخ باشد.
و به عبارت دیگر آیه مربوط به جواز متعه در سوره نساء است که در سال ششم هجری نازل شده و سوره مومنون در سال دهم بعثت پیامبر اکرم (ص) نازل گردیده ،‌بنابراین آیات پنجم و هفتم سوره مومنون نمی توند ناسخ آیه ۲۴ سوره نسا که حدود شش سال بعد نازل شده باشد بلکه برعکس آیه ازدواج موقت تاسیس حکم جدیدی است که بعد از سوره مومنون مقرر گشته است.
دوم : نکاح نبودن ازدواج موقت و زوجه نبودن منقطه نیز غلط است زیرا اخبار مروی از پیغمبر اکرم و کلمات صحابه و تابعین که ازدواج موقت را نکاح خوانده اند برای استدلال کفایت می کند و علما (اهل سنت) اتفاق کرده اند بر اینکه این متعه نکح و ازدواج تا مدتی میراثی در آن نیست و این زناشویی و زوجیت قطعا نکاح است.
بخش دوم ( ولکم نصف ما ترک ازواجکم ) یعنی و از برای شماست نصف آنچه همسرانتان باقی می گذارند.
بعضی معتقدند به نسخ آیه ازدواج موقت با این آیه هستند زیرا ازدواج وقت ارث ندارد و زوجه دائم ارث دارد و با توه به ارث زوجین ، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی برند و پس معلوم می شود این آیه ناسخ آیه ازدواج موقت است.
در پاسخ به این دسته نیز می توان عنوان نمود که لازمه زوجیت ، ارث بردن نیست چه بسا زوجیت هست و زوجه هم دائم باشد و از ازدواج خود ارث نمی برد ، مانند ز
وجه که شوهر خود را کشته باشد یا شوهر قاتل ، که از همسر خود ارث نمی برد و به عبارتدیگر حکم ارث مربوط به ازدواج دائم است و ازدواج موقت مشمول این حکم نیست و به لحاظ این که ازدواج موقت احکام خاص خود را دارد در شمول آیه ارث قرار نمی گیرد. ضمن آن که آیه ۱۲ سوره نساء بر ایه ۲۴ همین سوره مربوط به جواز ازدواج موقت است و بعدا نازل شده مقدم می باشد و در واقع آیه ازدواج موقت وارد بر آیه ارث است واگر می بایست در ازدواج موقت هم زن و شوهر از یکدیگر ارث ببرند. خداوند به آن تصریح می فرمودندو خلاصه این که آیه ۱۲ سوره نساء که مقدم است ایه ۲۴ را که موخر می باشد نسخ نمیکند.

بخش سوم : معتقدین به نسخ ازدواج موقت آیه مربوط به طلاق را ناسخ حکم ازدواج موقت می دانند و آیه طلاق این است که ( و المطلقات یتربصن باانفسهن ثلاثله قرو) یعنی (باید که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن باز ایستند و آیه دیگر (اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن) یعنی (زمانی که زنان خود را طلاق می دهید به وقت عده (‌پاک شدن از حیض ) طلاقشان دهید.
این گروه ادعا می نمایند چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشده آیه طلاق ناسخ آیه متعه می باشد و در صورتی که اگر متعه زوجه بود باید بتوان آن را طلاق داد و حال آنکه در ازدواج موقت طلاق وجود ندارد.
در پاسخ به این بخش باید عنوان نمود که موافقین ازدواج موقت به ایراد بالا این است در ازدواج موقت طلاق نبوده و نیست که حکم طلاق شامل آن گردد و چون ازدواج موقت احکام خاص خود را دارد حکم طلاق که مخصوص نکاح دائم است شامل آن نمی شود. و ارتباطی با مساله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می کند در حالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدائی آن به هنگام پایان مدت آن است. همچنین شرط زوجیت این نیست که بتوان او را طلاق داد چه بسا زوجه دائم است ولی طلاق ندارد مانند زوجه ای که مرتد شده باشد که بدون طلاق رها می شود.
بند دوم : نقد مخالفین ازدواج موقت با سنت

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

منبع مقاله با موضوع استمتعتم

موقت را احیای سنّت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دانسته ضمن تأکید بر ترویج آن بقاء و استمرار مشروعیت ازدواج موقت را تا فرجام تاریخ و دامنهی قیامت اعلام نموده است. روایاتی که از طریق اهل البیت علیهم السلام پیرامون مشروعیت ازدواج موقت در منابع شیعه وجود دارد در حد تواتر می باشد و از این رو، مشروعیت این ازدواج از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و علمای شیعه (امامیه) بر حلّیت آن اجماع دارند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

روایات شیعه، دربارهی ازدواج موقت، تنها در کتاب وسایل الشّیعه بیش از دویست(۲۰۰) حدیث و در کتابهای فروع کافی و مستدرک الوسایل هر یک حدود ۹۰ روایت و در بحار الأنوار روی هم رفته، نزدیک ۱۰۰ روایت و در من لا یحضره الفقیه بیش از سی روایت و در تهذیب الأحکام ۸۹ روایت دربارهی متعه وجود دارد که همگی آنها صراحت در مشروعیت آن دارد از طرفی بیانگر تأکید أئمّهی معصومین (ع) بر انجام آن به عنوان یک سنت مسلّم اسلامی در جامعه می باشد. که همچون اسناد اهل تسنن به جهت جلوگیری از اطاله کلام به سه روایت بسنده می نماییم.
روایت اول
۱- امام صادق (ع) پذیرش ازدواج موقت را از نشانه های شیعه بودن دانسته، می فرماید:
(لیس منّا من لم یومن بکرّتنا و لم یستحل متعتنا)
کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد و ازدواج موقت که حلال می دانیم، حلال نداند از ما نیست.
روایت دوم
در حدیثی از امام باقر (ع) می فرماید:
قال رسول الله (ص) لحقنی جبرئیل فقال: یا محمد(ص) إن الله یقول: «قد غفرت للمتمتّعین من أمّتک من النّساء»
رسول خدا(ص) فرمود: وقتی که خداوند مرا به آسمان بالا برد جبرئیل با من بود و به من گفت: خداوند می فرماید: من گناهان زن هایی که از أمّت تو ازدواج موقت کنند می بخشم .
روایت سوم
ابو بصیر می گوید: روزی خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود:( یا أبا محمد تمتّعت منذ خرجت من أهلک بشئ من النّساء ؟ قلت:لا. قال و لم ؟ قلت: ما معی من النفقه یقصر عن ذالک، قال: فأمرلی بدینارٍ. قال: أقسمت علیک ان صرت الی منزلک حتّی تفعل ، قال: فعلت
ای ابومحمد از روزی که از همسرت دور شده ای با زنی ازدواج موقت کرده ای؟گفتم: نه حضرت (ع) فرمود: چرا؟ گفتم: مالی و پولی در اختیارم نبود که بتوانم ازدواج موقت کنم. حضرت (ع) امر کرد یک دینار برایم دادند و فرمود: سوگندت می دهم همین که به استراحتگاه خود رفتی حتماً آنرا انجام بده. من (آنچه امام (ع) فرمود) انجام دادم.
بند چهارم : ازدواج موقت و عقل
بررسی و مطالعه دراطراف مسائل حقوقی اسلام این حقیقت را روشن می سازد که قوانین اسلام بر پایه نیازمندی های انسان در تمام شئون مختلف زندگی وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد. احکام نورانی اسلام در عین اصالت و درستی ،جوابگوی خواسته های طبیعی و فطری بشر در دوران زندگی است. یکی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان غریزه جنسی است. این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است. تشریع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجرای صحیح و ارضای آن به طور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال که در جلوگیری از الودگی ها ونگهداری عفت انسان نقش موثری به عهده دارد در تمام شرایط نمی تواند پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد.
از این رو دراسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته های جنسی در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود.
این یک قانون کلی و عمومی است که اگر به غرائز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن ها متوجه طرف انحرافی خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم چنین اقدامی عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولی اشباع و از آنها در مسیر سازندگی بهره برداریم کنیم
شک نیست که غریزه جنسی باید در جهت ازدواج دائم و ایجاد کانون خانوادگی هدایت شود اما از آنجا که برای همه جوانان در آستانه نمایان شدن اثار بلوغ و طغیان خواسته های جنسی، زمینه تشکیل خانواده و ازدواج دائم فراهم نیست وغالبا ازدواج ها سال ها بعد انجام می گیرد و ازدواج دائم مسئولیت و تکلیفی بیشتری برای زوجین تولید می کند. و چه بسا شرایط مسئولیت پذیری آن برای افراد میسر نباشد. مانند اینکه برای ازدواج دائم نفقه زوجه بر عهده زوج است از قبیل تهیه مسکن مناسب برای زندگی مشترک با توجه به شرایط جامعه و واقعیت های موجود آن که سن ازدواج بالا رفته و یک پسر پس از اتمام تحصیلات متوسطه و فارغ التحصیل شدن از دانشگاه و انجام خدمت نظام وظیفه و سپس وارد بازار کار شود تا بتواند برای امر ازدواج ، اندوخته ای پس انداز نماید سن وی به حدود سی سال می رسد.
یا برای افرادی که برای امر تحصیل یا مشاغل خود باید مدتی را خارج از وطن بگذرانند. یا مردهایی که همسران آنها دارای بیماری های مقاربتی هستند و یا در دوران عادت ماهانه زنانگی ، بعضی از مردها در زحمت می افتند و یا آنکه زنی ، همسر خود را به علت فوت یا به علت طلاق از دست داده که متاسفانه آمار رو به افزایش طلاق که حسب اعلام مقامات رسمی از هر چهار ازدواج یکی به طلاق می انجامد و به عبارت دیگر جوانان به سادگی نمی توانند تن به ازدواج بدهند و دلیل این امر کاملا ساده است و قتی کوهی از مشکلات همچون نداشتن مسکن و درآمد مکفی و غیره در برابر چشمان نگران جوان قد برافراشته است معقول ترین و راحت ترین راه گریختن از دام ازدواج است. بر فرض که مشکلاتی از این قبیل نیز وجود نداشته باشد و هم چیز به دلخواه باشد تا جوانان دانشگاه را تمام کنند و دوران سربازی را پشت سر بگذارند و در آستانه تشکیل خانواده قرار بگیرند. بهار عمرشان رو به خزان می رود در این فاصله که
بحرانی ترین دوران طغیان غرایز جنسی است چه باید کرد ؟ مشاهده اکیپ های ماموران نیروی انتظامی که با تیزبینی ، دختران و پسران جوان را در کوچه و بازار زیر نظر می گیرند یا دستگیر می کنندانسان را به چه اندیشه وا می دارد ؟ جامعه به حق از جوانان انتظار تقوا و پاکدامنی دارد ، حتی حاضر است که این را به زور اعمال کنند اما شعله هایی که از درون زبانه می کشند فریاد دیگری دارند. آیا ممکن است جوانی تا سن سی و چند سالگی بدون ارتکاب هیچ گناهی ، که منشاء آن هم کمبودهای اقتصادی و مشکلات اجتماعی است بتواند زندگی کند؟ با روند شهرنشینی ،فاصله ها و حصارها میان قشر حساس جوان از بین می رود و رابطه ها نزدیکتر می شود و آن وقت جوانان باید به یکی از دو ندای درونی خود ایمان و غرایز پاسخ دهند و متاسفانه شرایط جامعه به گونه ای است که این دو موهبت الهی مانع الجمع به نظر می رسند پس راه حل چیست؟ فقط امر و نهی کافی است ؟ این امر و نهی تا چه حد در عمل موثر خواهد بود ؟ به لحاظ عقلی ، انسان چه راهی مطمئن و منطقی می تواند برای آن بیابد؟ با توجه به تمامی موارد فوق ، به جهت جلوگیری و اشاعه هرگونه فساد، بهترین و منطقی ترین راه برای جوانان جهت کنترل غرایز می توان ازدواج موقت را در نظر داشت زیرا با این روش هم زنان بیوه و زنانی که دارای شرایط عقد موقت می باشند ، به فساد و بیراهی کشیده نمی شوند و هم جوانانی که دارای درآمد مکفی نمی باشند می توانند در یک چارچوب قانونی ، جهت غریزه جنسی خود نیز پاسخی مناسب و منطقی بیابند.
گفتار دوم: ادله مشروعیت ازدواج موقت از نظر شیعه
دلایل مشروع بودن عقد موقت را می توان به موارد زیر استناد نمود:
بند اول : قرآن مجید
اولین دلیل و گواه، بر مشروعیت ازدواج موقت، قرآن مجید است. خداوند متعال در آیاتی از قرآن مجید به این امر تصریح نموده و برخی از آداب و احکام آن را بازگو فرموده است:
در سورهی نساء، آیهی ۲۴ آمده است: « فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اُجورهن فریضه فلا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه إنّ الله کان علیماً حکیماً»
مهر زنانی را که با آنان ازدواج نمودید به عنوان فریضه به آنان بدهید و دربارهی آنچه با یکدیگر، توافق کرده اید بعد از تعیین مهر، گناهی بر شما نیست همانا خداوند دانا و حکیم است.
بدون شک، مراد از استمتاع مذکور، در این آیه شریفه، نکاح متعه (ازدواج موقت ) است چون آیه شریفه، از آیات مدنی است زیرا این آیه در سورهی نساء واقع شده است که در نیمه اول بعد از هجرت نازل شده است و شکی نیست که نکاح موقت در آن زمان، بین مسلمانان معمول بوده است. چه اینکه اسلام آن را تشریع کرده باشد یا اینکه از تأسیسات شارع اسلام نباشد بلکه قبل از اسلام معمول بوده است.
بنابراین اصل چنین نکاحی در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و در پیش چشم و گوش آن حضرت (ص) جای تردید نمی باشد.
از این رو چاره ای جز این نیست که جملهی« فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ…» را حمل بر ازدواج موقت نمائیم. هم چنان که سایر رسوم و سنت هایی که در عهد نزول قرآن به اسامی خودش معروف و شناخته می شد، آیات قرآن بر آن معنای معهود حمل می شد و واژهی استمتاع در جمله مورد بحث را باید بر نکاح متعه (ازدواج موقت) حمل نماییم زیرا در زمان نزول آیه، لفظ متعه بر همین معنای ازدواج بر سر زبان ها دوران می یافته است.
این حقیقت، زمانی روشن تر می شود که آیه های قبل و بعد از این آیه را مورد بررسی قرار می دهیم:
«من لم یستطع منکم طولاً أن ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکمـ»
و آنها که توان ازدواج با زنان پاکدامن را ندارند می توانند با با زنان پاکدامن که در اختیار دارید ازدواج کنید…
«و لا تنکحوا ما نکح آبائکم من النّساء إلا ما قد سلف إنّه کان فاحشه و مقتاً و ساء سبیلاً.»
و با زنانی که پدرانتان با آنها ازدواج کرده اند ازدواج نکنید مگر آنهایی که در گذشته انجام شده است. این کار، زشت و تنفر آور است و روش نادرست شمرده می شود.
«حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و أخواتکم و عمّاتکم و خالاتکم و بنات الأخ… و أن تجمعوا بین الاُختین إلّا ما قد سلف إنّ الله کان غفوراً رحیماً »
حرام شده است بر شما مادران تان و دختران و خواهران و عمه ها و خاله ها و دختران برادر و دختران خواهر تان و مادرانی که شیرتان داده اند و خواهران شیری و مادران همسر و دختران همسرتان که با آنها آمیزش کرده اید اگر با آنان آمیزش نداشته اید باکی بر شما نیست و همچنین همسران پسران تان که از نسل شمایند و نیز حرام است که بین دو خواهر جمع کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده باشد خداوند آمرزنده و مهربان است.

«والمحصنات من النساء إلا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و اُحل لکم ما وراء ذلکم إن تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ اُجورهنّ.»
در این آیهی شریفه، خداوند متعال پس از بیان کسانی که ازدواج با آنها حرام است می فرماید:
غیر از آنان بر شما حلال شده است آنگاه انواعراه های مشروعیت دستیابی به زنان را بر می شمارد و آیه‌ «فما استمتعتم به منهنّ.. »در چنین جایگاهی نمی تواند جز مشروعیت ازدواج موقت، معنایی داشته باشد.
و از طرفی چنانچه «ما استمتعتم» به معنای لغوی گرفته شود این اشکال به وجود می آید که اگر بر فرض به هر علتی مثل کراهت از همسر در مقاربت، احساس التذاذ، در مرد حاصل نشود پرداخت مهریه بر او واجب نباشد، در حالی که چنین حکمی در شریعت اسلام نیست و مرد باید برای هم بستر شدن با همسرش کل مهریه را بعد از مقاربت، و نیم آن را قبل از مقاربت بپردازد.
از این مهم تر آنکه در جملهی مورد بحث، استمتاع، شرط دادن اجرت، قرار گرفته و خداوند فرموده است: اگر از زنی استمتاع بردید واجب است اجرت وی را بدهید در حالی که در عقد، استمتاع شرط نیست.
وقتی مردی، زن دائمی را برای خود عقد می کند به محض تمام شدن عقد، بر ذمهی زوج واجب است، اگر دخولی صورت بگیرد تمام مهر را بدهد وگرنه نصف آن را پرداخت کند.
در یک جمع بندی در دلالت آیهی شریفهی «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اُجورهنّ» بر مشروعیت ازدواج موقت می توان قراین ذیل را ذکر نمود؛
اولاً: کلمه متعه که «استمتعتم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنای ازدواج موقت است و به اصطلاح، در این باره حقیقت شرعیه می باشد گواه بر این است که این کلمه (متعه) با همین معنا در روایات پیامبر (ص) و کلمات صحابه مکرر به کار برده شده است.
ثانیاً: اگر کلمه متعه به معنای لغوی خود بهره گیری تفسیر شود نتیجه معنای آیه چنین خواهد شد، اگر از زنان دائم بهره گرفتید مهر آنان را بپردازید در حالی که پرداختن مهر مشروط به بهره گیری از زنان نیست بلکه تمام مهر بنابر مشهور یا حداقل نیمی از مهر به مجرد عقد ازدواج دائم واجب می شود.
ثالثاً: بزرگان اصحاب و تابعین مانند؛ ابن عباس، دانشمند و مفسر معروف اسلام ابی بن کعب و جابر بن عبدالله انصاری و عمران بن حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل سنت و تمام مفسران اهل بیت (علیهم السلام)از آیهی فوق حکم ازدواج موقت را فهمیده اند
رابعاً: أئمه اهل بیت علیهم السلام که به اسرار وحی از همه آگاه تر بودند، متفقاً آیهی شریفه را به همین معنی تفسیر فرموده اند و روایات فراوانی در این زمینه نقل شده است (که در بحث روایات ذکر خواهد شد) از جمله از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: « المتعه نزل بها القرآن و جرت به السنّه» حکم متعه در قرآن نازل شده است و سنت پیامبر (ص) بر طبق آن جاری شده است.
از امام باقر(ع) نیز نقل شده است که در پاسخ عبدالله بن عمیر لیثی در مورد متعه فرمود:
«احلّها الله فی کتابه و علی لسان نبیه فهی حلال الی یوم القیامه»
خداوند متعه را در قرآن و بر زبان پیامبرش(ص) حلال کرده است و تا روز قیامت حلال می باشد.
آیهی دیگر که بر مشروعیت ازدواج موقت دلالت دارد آیهی ۸۷ سوره مائده است که خداوند متعال می فرماید: «یا أیها الّذین آمنوا لا تحرّموا طیبات ما أحلّ الله لکم و لا تعتدوا إنّ الله لا یحبّ المعتدین».
ای کسانی که ایمان آورده اید چیزهای پاکیزه ای که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام مشمارید و از حد تجاوز نکنید همانا خداوند تجاوزگران از حد را دوست ندارد.
مرحوم محقّق کرکی از کتاب متعه ای شیخ مفید بهره برده و این آیهی شریفه را برای اثبات مشروعیت ازدواج موقت، مورد استفاده قرار داده است.

در منابع متعدّد اهل سنت، در روایتی از عبدالله بن مسعود نقل شده است که وی آیه شریفه را بر مشروع بودن ازدواج موقت (متعه) قرائت کرده است.
ابن قیس قال: سمعت عبدالله یقول: کنّا نغزوا مع رسول الله (ص) لیس لنا نساء فقلنا: ألا نستخصی ؟ فنهانا عن ذلک ثمّ رخّص لنا أن تنکح المرأه بالثّوب إلی أجل ثمّ قرأ عبدالله: یاأیها الذین آمنوا لا تحرّموا طیبات ما أحلّ الله لکم..
از قیس روایت شده است که از عبدالله شنیدم که می گفت: ما با رسول خدا (ص) در جنگ بودیم و زنان همراه ما نبودند خدمت حضرت آمدیم گفتیم: می توانیم خود را خصی اخته نماییم ؟
حضرت ما را از این عمل نهی فرمود و اجازه داد که در برابر لباس و جامه ای با زنی تا زمان معین ازدواج موقت

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

منبع مقاله با موضوع عبدالله بن زبیر

فرماید: «والمحصنات من النساء‌ الا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین»یعنی دسته چهاردهم «زنانی که در حصن ازدواج قرار گرفته اند و نکاح با آنان بر شما حرام است، مگر آنان که ملک یمین شمایند (اماء و زنان اسیر که با شرایطی خاص ارتباط زناشویی با آنان جایز است و به خاطر خروج موضوعی این بحث در زمان ما از توضیح آن خودداری می شود) سپس می فرماید: تمامی این احکام که در کتاب خدا از آن سخن به میان آمده، اموری است که پروردگار (بنابر مصالح) شما آنان را مقرر داشته»،‌ شاید تأکید بر این مطلب کنایه ای باشد از اینکه در تمامی زمانها و مکانها ثوابت از احکام، غیر قابل تغییر و تردید هستند و این نوع از قانونگذاری برای شما اکمل و ادوم و پرفایده تر است از آنچه که شما بدان می اندیشید. لذا عبارت «کتاب الله علیکم» را در آیه کریمه مفسرین از باب تأکید بر تبیین احکام مذکور،‌ به شمار آورده اند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و در ادامه می فرماید: شما با غیر این چهارده دسته، می توانید ازدواج کنید، مشروط بر اینکه بنیان ازدواج شما برخاسته از عفت و پاکدامنی و به دور از هرگونه تمایلات نفسانی و ارتباط غیر مشروع باشد؛ زیرا این قبیل ارتباطات اولاً نسل بشر را دچار تباهی می سازد، ثانیاً بنیان خانواده را متزلزل می سازد و ثالثاً جامعه را به گرداب سقوط می نشاند.
بر این اساس می فرماید «محصنین غیر مسافحین» یعنی در چار چوب حصن ازدواج ارتباط برقرار سازید نه بر پایه «سفح» که به معنای عمل بیهوده و بدون حساب و قانونمندی است و تعبیر «محصنین غیر مسافحین» از الفاظ کنایی قرآن است در مذمت و نهی از زنا و ارتباط جنسی آزاد آمده است. و این قید، مبین این نکته است که مراد از ازدواج فقط دفع غریزه نیست، بلکه تداوم و بقای نسلی شایسته است که در سایه ازدواج دائم بایستی شکل پذیرد. لذا بعد از طرح مسأله ازدواج، سخن از امور مالی همسر دائمی به میان می‌آورد که یا به شکل مهریه «حق زن» پرداخت شود و یا اگر کنیز است با دادن قیمت، و سپس به بیان حکم متعه می پردازد و می فرماید: زنانی را که «متعه» می کنید،‌ بر شما لازم است که مهر آنان را در ازدواج موقت هم بپردازید. در حقیقت این بخش از آیه اخص از قسمت قبل یعنی «احل لکم ماوراء ذلک. . .. » است، یعنی ازدواج گاه به صورت نکاح دائم و گاه به صورت «متعه» و نکاح موقت است.
و قرآن کریم در بیان ازدواج موقت توجه می دهد بر اینکه: «زنانی را که به متعه و ازدواج موقت در می آورید، مهریه آنان به عنوان یک امر واجب بر عهده شماست و بایستی بپردازید. و بر شما اشکالی نیست که بعد از تعیین مهر، نسبت به سایر شرایط این نوع ازدواج، زیادی و کمی مهریه و مدت و سایر امور (غیر منافی با مقتضای ازدواج موقت) بر مبنای رضایت طرفین، توافق هایی صورت گیرد».
نظر عده ای از مفسرین این است که ترکیب کلام و لحن خطاب در آیه مذکور به گونه ای است که از آن برمی آید که این نوع از ازدواج قبل از نزول آیه در بین مردم معمول بوده و یک حکم تاسیسی از رسول اسلام نیست؛ چنانچه ما در بحث تاریخچه ازدواج موقت نسبت به این موضوع مستوفی سخن گفتیم. زیرا بیان قرآن در اصل جعل ازدواج نیست بلکه همچون ازدواج دائم این موضوع را معهود می داند، ولی در صدد بیان احکام و شرایط آن از جمله: وجوب مهریه، تراضی در مقدار و شرایط آن و حفظ تعادل و رعایت حدود الهی در این مسأله و نفی از هرگونه بی بندو باری و شهوت پرستی است. لذا عبارت «فماستمتعتم به منهن» تفریع است بر کلام قبل و به سبب «فاء»، تفریع جزیی بر کلی گردیده. یعنی بیان بخشی از «احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین. . . .» است.

در واقع آیه کریمه در ابتدا انسان را به سوی یک اصل تکوینی، یعنی بنای موجودات بر اساس زوجیت، ترغیب می نماید، لیکن به جهت کرامت انسان و حکم عقل و شرع نسبت به تحرز و دوری جستن از فحشا و لاابالیگری، بنای این رغبت بسوی جنس مخالف را بر اساس عفت می گذارد و قید «محصنین» می آورد.
یعنی پاسخگویی به این نیاز بشر و رغبت ذاتی او، بایستی در حصن و چارچوب حفظ ارزشها و عفت انسانی قرار گیرد تا توالد و تناسل بشر بر پایه پاکدامنی باشد. لذا از نفس تفریع بدست می آید که اصل در ازدواج نکاح دائم است،‌ چنانچه این نکته از آیات متعددی بر می آید از جمله آیه بعد از همین آیه:« و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکم . . . . محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» که در این آیه اولاً تأکید بر نکاح دائم است و سپس با «فاء تفریع» می فرماید برای پیشگیری از فساد و نفی ارتباط پنهانی و حفظ پاکدامنی برای کسانی که امکان ازدواج دائم برای آنان نیست، جهت نفی عنت و سختی و عسرت فشار غریزه جنسی، نوع دیگری از ازدواج را قرار داده است که با بیان «ذلک لمن خشی العنت منکم و ان تصبروا خیر لکم» اولاً اهمیت و تأکید بر ازدواج دائم روشن می شود.
ثانیاً: اینکه راه دومی است که مختص عسرت و اضطرار است و این یک راهکار شایع و عمومی نیست.
ثالثاً:‌ در این گونه موارد اگر انسانها عفت پیشه کنند و صبر نمایند و به بی بند و باری و یا ذواقیت و هوسرانی از طرق مختلف، دامن نزنند بهتر است.
بر همین اساس ما در آیات و روایات به موارد متعدد و متواتر مفهومی بر می خوریم که نکاح با انسانهای ناصالح و فاسد یا شرابخوار یا انسان زانی، نکاح بدون تشکیل بیت و خانواده و سکونت مشترک، نکاح با زن حامل،‌ نکاح بر پایه مباشرت بدون انزال یا انسان عقیم و . . . .. منع گردیده است.
از سوی دیگر وقتی مبانی حاکم بر تربیت را در خانواده و جامعه ارزیابی می نمائیم و به تثبیت اصولی از قبیل اصل مودت و رحمت، اصل سکونت و امنیت، اصل مصلحت خانواده، اصل عفت و کرامت، اصل معروف . .. . بر می خوریم، این امر آشکار می شود که مراد اسلام از ازدواج صرف ارضاء غریزه نیست، تا از تأکید و تعمیم در ازدواج دائم، به عمومیت و تأکید ازدواج موقت برسیم.
بند دوم : ازدواج موقت در سنت
دلالت قرآن را بر حلیت متعه و استمرار آن تا به امروز را بیان کردیم. اینک وقت آن رسیده که در این زمینه در پرتو سنت نبوی به بحث بنشینیم در اینجا به ذکر روایاتی که دلالت برحلیت متعه و استمرار آن دارند می‏پردازیم:
۱- حفاظ از عبدالله بن مسعود نقل کرده است:

کنا نغزومع رسول الله و لیس لنا نساء، فقلنا: یا رسول الله ألا نستخصی؟ فنهانا عن ذلک ثم رخص لنا أن ننکح بالثوب إلی أجل ثم قرأعلینا: یا أیها الذین أمنوا لا تحرموا طیبات ما أحل الله لکم؛
با رسول خدا (ص) در غزوه‏ای شرکت داشتیم و زنان، با ما نبودند. عرض کردیم: ای رسول خدا(ص) آیا اجازه می‏دهید خود را اخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار منع فرمود و اجازه داد تا توسط مهریه قرار دادن لباسی، ازدواج موقت کنیم. آنگاه این آیه را قرائت کرد: [ای کسانی که ایمان آورده‏اید، طیباتی را که خدا برای شما حلال کرده حرام نکنید
۲- مسلم از جابر بن عبدالله و سلمه بن اکوع روایت کرده است:
خرج علینا منادی رسول الله(ص)، فقال: إن رسول الله(ص) قد أذن لکم أن تستمتعوا(یعنی: متعه النساء) وفی لفظ: إن رسول الله أتانا فأذن لنا فی المتعه؛
منادی رسول خدا(ص) نزد ما آمد و گفت: رسول خدا(ص) به شما اجازه داده که متعه کنید(یعنی متعه زنان)؛ و در نسخه‏ای دیگر آمده است: رسول خدا(ص) نزد ما آمد و به ما دستور داد تا متعه کنیم
۳- مسلم از ابن جریج نقل کرده است:
أخبرنی أبوالزبیر، قال: سمعت جابربن عبدالله یقول: کنا نستمتع بالقبضه من التمر والدقیق الأیام علی عهد رسول الله(ص) و أبی بکر حتی نهی عنه عمر فی شأن عمرو بن حریث؛
ابو زبیر به من خبر داد: از جابربن عبدالله شنیدم که: روزهایی در عهد رسول خدا وابوبکر، با یک مشت آرد و خرما، متعه می‏کردیم، تا اینکه عمر در مورد عمرو ابن حریث، از این کار نهی کرد.
۴- مسلم در صحیح خود از ابو نضره نقل کرده است:
کنت عند جابربن عبدالله، فأتاه آت، فقال ابن عباس و ابن الزبیر اختلفا فی المتعتین، فقال جابر: فعلنا هما مع رسول الله ثم نهانا عنهما عمر فلم‏نعدلهما؛
نزد جابربن عبدالله بودیم که فردی نزد او آمد و گفت: ابن عباس و ابن زبیر در مورد متعه حج و متعه زنان اختلاف نظر پیدا کرده‏اند. جابر گفت: این دو را در عهد رسول خدا(ص) انجام می‏دادیم اما عمر آن را منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم.
۵- ترمذی روایت کرده است:
ان رجلاً من أهل الشام سأل ابن عمر عن المتعه، فقال: هی حلال، فقال الشامی: إن أباک قد نهی عنهما؟ فقال ابن عمر: أرأیت إن کان أبی قد نهی عنها و قد صنعها رسول الله(ص) أمر أبی نتبع أم أمر رسول الله(ص)؛
مردی از اهل شام از ابن عمر در باره متعه سوال کرد و او در پاسخ گفت: حلال است. مرد شامی گفت: پدرت آن را منع کرد. ابن عمر گفت: آیا با وجود دستور رسول خدا(ص) به انجام دادن آن و نهی پدرم از انجام آن، از امر پدرم پیروی کنیم یا از امر رسول خدا(ص).
۶- مسلم در صحیحش از عروه بن زبیر روایت کرده است:
ان عبدالله بن الزبیر قام بمکه، فقال: إن ناساً أعمی الله قلوبهم کما أعمی أبصارهم یفتون بالمتعه یعرض برجل(ابن عباس) فناداه، فقال: إنک لجلف جاف فلعمری لقد کانت المتعه تفعل علی عهد امام المتقین{یرید رسول الله(ص)} فقال له ابن الزبیر: فجرب بنفسک، فوالله لئن فعلتها لأرجمنک بأحجارک؛
عبدالله بن زبیر در مکه قیام کرد و گفت: افرادی که خدا قلوبشان را همچون چشمانشان کور کرده است، به حلیت متعه فتواداده ‏اند. مرادش، ابن عباس بود که او هم، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: تو انسان بسیار خشکی هستی! سوگند یاد می‏کنم که این کار در عهد رهبر پرهیزگاران (یعنی رسول خدا(ص)، انجام می‏شد ابن زبیر به او گفت: این کار را انجام بده. سوگند به خداوند اگر آن را انجام دهی، با سنگهای خودت سنگسارت می‏کنم
شگفت از ابن زبیر که(به پیروی از سلفش) کسی را که ازدواج موقت کند، سنگسار می‏کند درحالی که در موارد شبهه، اجرای حدود منتفی می‏شود. به عبارت دیگر کسی که اعتقاد دارد کاری که انجام می‏دهد، ازدواج حلال است، نه زنا و برای خود دلایلی از کتاب و سنت هم دارد با توجه به این شبهه به چه دلیل باید سنگسار شود مگر اینکه هدف ابن زبیر تهدید و ترساندن باشد؟
۷- مسلم از ابن شهاب روایت کرده است:
فأخبرنی خالد بن المهاجربن سیف الله انه بینا هو جالس عندرجل جاءه رجل فاستفتاه فی المتعه فأمره بها، فقال له ابن أبی عمره الأنصاری: مهلاً ماهی والله لقد فعلت فی عهد امام المتقین؛
خالد بن مهاجر بن سیف الله نقل کرد: وقتی وی نزد شخصی نشسته بوده است، مردی نزد او می‏آید و فتوای او را راجع به متعه جویا می‏شود. او می‏گوید که انجام دهد. ابن ابی عمرؤ انصاری به او می‏گوید: شتاب مکن، به خدا قسم، متعه چیزی است که آن را در زمان رهبر پرهیزگاران، انجام می‏دادیم.
۸- احمد در مسندش از عبدالرحمن بن نعیم اعرجی نقل کرده است:
سأل رجل ابن عمر فی المتعه ، و أنا عنده ، متعه النساء، فقال: والله ما کنا علی عهد رسول الله زانین و لامسافحین؛
مردی از ابن عمر در باره متعه زنان سؤال کرد(و من در آنجا حضور داشتم) ؛ ابن عمر در پاسخ گفت: به خدا سوگند ما در عهد رسول خدا(ص) زناکار نبودیم.
۹- احمد در مسندش از ابن حصین روایت کرده است:
نزلت آیه المتعه فی کتاب الله تبارک و تعالی و عملنابها مع رسول الله(ص) فلم تنزل آیه تنسخها ولم ینه عنها النبی(ص) حتی مات؛
آیه متعه نازل شد و ما در زمان رسول خدا(ص) به آن عمل می‏کردیم و آیه‏ای هم در نسخ آن نازل نشد. پیامبر نیز تا وقتی زنده بود از آن منع نکرد.
در اینجا به همین مقدار بسنده می‏کنیم. پیشتر نیز اسامی صحابه و تابعینی را که متعه را حلال می‏دانستند، در ضمن نقل کلام ابن حزم در [المحلی]، ذکر کردیم.
ابو عمر(صاحب کتاب الاستیعاب) گفته است:
تمامی اصحاب ابن عباس، آنها که اهل مکه و
یمن بودند، بر طبق فتوای او متعه را حلال و دیگران آن را حرام می‏دانستند.
قرطبی در تفسیرش گفته است:
متعه در میان مردم مکه بسیار معمول بود.
یکی از اندیشمدان گفته است:
گروه بزرگی از امت که اکثریت هستند معتقدند که این حکم منسوخ شده است و گروه بزرگ دیگری معتقدند که این حکم به حال اول خود باقی است.
این سخنان و نظایر آن که در کتابها، زیاد دیده می‏شود، اثبات می‏کنند که متعه در عهد رسول خدا(ص) حلال بوده و تا برهه‏ای از خلافت عمر، ادامه داشته است. بنابراین کسانی که تلاش می‏کنند تا ثابت کنند متعه نسخ شده است، بایستی دلیل قاطعی ارائه دهند که صلاحیت نسخ قرآن کریم را داشته باشد؛ زیرا خبر واحد صلاحیت نسخ قرآن را ندارد و قرآن دلیلی است قطعی و تنها با دلیلی قطعی نسخ می‏شود.
آنچه نشان می‏دهد ناسخی در این زمینه وجود ندارد، این است که تحریم متعه به عمر نسبت داده شده و همچنان که عبارات آن را بیان خواهیم کرد، عمر تحریم کننده متعه بوده است؛ بنابراین چنانچه از طرف رسول خدا(ص) تحریم صورت گرفته باشد، عمر آن را به خودش نسبت نمی‏داد.
یکی از بزرگان گفته است:
امت اسلامی اتفاق دارند که ازدواج متعه در اسلام جایز بوده است و در این مسأله مخالفی وجود ندارد. اختلاف، تنها در این است که آیا این حکم نسخ شده؟ به نظر ما این ناسخ ، در صورت وجود داشتن ، یا به وسیله خبر واحد به دست امت رسیده است و یا به وسیلؤ خبر متواتر. اگر به وسیله خبر متواتر به دست امت رسیده باشد بایستی ملتزم شویم که علی بن ابی طالب و عبدالله بن عباس و عمران بن حصین، منکر حکمی از شریعت محمد(ص) هستند که با تواتر ثابت شده است و این مستلزم تکفیر آنان و قطعاً باطل است و اگر به واسطه خبر واحد باشد، این نیز باطل است؛ زیرا اگر اباحه متعه به واسطه اجماع و تواتر ثابت شده باشد حکمی است قطعی و اگر بخواهیم آن را با خبر واحد منسوخ بدانیم، لازمه‏اش این است که خبر ظنی را ناسخ حکمی قطعی بدانیم و این باطل است.
برخی گفته‏اند: یکی از دلایل بطلان قول به نسخ حلیت متعه، این است که هر چند در بسیاری از روایات آمده که پیامبر(ص) در روز جنگ خیبر از متعه و خوردن گوشت الاغ نهی فرموده است، اما در بسیاری از روایات هم آمده که پیامبر(ص) در حجه الوداع و روز فتح مکه، متعه را حلال کرده است و این دو روز، بعد از جریان جنگ خیبر اتفاق افتاده است. این نشان می‏دهد، روایتی که حاکی از نسخ متعه در روز جنگ خیبر است، نادرست می‏باشد؛ زیرا محال است، دلیل ناسخ قبل از دلیل منسوخ باشد. همچنین این دیدگاه که جریان حلال کردن متعه و نسخ آن، چند بار اتفاق افتاده، ضعیف است و کسی از صاحب نظران، به جز کسانی که خواسته‏اند تناقض این روایات را بر طرف کنند، آن را مطرح نکرده است
بند سوم : ازدواج موقت از نظرفقها
دلیل سوم بر اثبات مشروعیت ازدواج موقت، اجماع و اتفاق فقهاء شیعه می باشند که در طول تاریخ، حتی یک نفر فقیه شیعه، بر خلاف آن فتوا نداده اند.
اجماع فقهاء شیعه بر مشروعیت ازدواج موقت به حدی است که جواز و حلّیت آن از ضروریات مذهب شیعه شمرده شده است و بدون شک، اجماع فقهاء شیعه، ناشی از اجماع اهل البیت (علیهم السلام) بوده است که مشروعیت ازدواج

دسته‌ها
پایان نامه حقوق

منبع مقاله با موضوع موقت،

حدود مقرراتی که در اسلام بر آن تشریع شده در دوران جاهلیت وجود نداشته است. البته احتمال دارد که ازدواجی با این نام در آن زمان وجود داشته ولی مسلما با نکاح متعه مورد نظر ما فقط اشتراک اسمی داشته است. در دوران جاهلیت که همه جا مالامال از فساد و خونریزی و حق کشی بوده ، بسیار بعید و شاید محال است که قوانین عادلانه چون ازدواج موقت موجود بوده باشد آن قول ابن عباس هم که گفته است متعه نبود مگر رحمتی از جانب خدا که به وسیله آن امت محمد رحم کرد موید این مطلب است که این امر در جاهلیت نبوده و از ابتکارات و تاسیسات دین اسلام می باشد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تفسیر کبیر آمده است که امت بر جواز ازدواج موقت، در صدر اسلام، اتفاق دارند و در این جهت، اختلافی نیست.
جمع کثیری از علمای اهل سنت بر حلّیّت (مشروعیت) ازدواج موقت، در صدر اسلام اتفاق دارند.

بعضی از این گروه پذیرفته اند که حلّیّت متعه، در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و ایام ابوبکر و چند سال پس از خلافت خلیفهی دوم (عمر) استمرار داشته است و خلیفهی دوم، پس از گذشت چند سال از خلافت خود، در اثر برخورد با بعضی از جریانات، دچار احساسات شد و آن را با حکم معروف خود:« متعتان کانتا فی عهد رسول الله(ص) و أنا أنهی عنهما و اعاقب علیهما..» تحریم نمود.
با اینکه خلیفهی دوم بر تحریم ازدواج موقت، اصرار می ورزید، علاوه بر رجال شیعی، جمع کثیری از صحابه و تابعین، تسلیم منع خلیفه نشدند و هم بر مشروعیت آن عقیده داشتند تا جایی که عبد الملک بن جریح (متوفای ۱۴۹ یا ۱۵۰ ه‍. ق)که خود از فقهای معروف تابعین است به گفتهی شافعی ۷۰ و به نقل ذهبی ۹۰ زن را به نکاح موقت خود در آورده بود.
هم چنین مؤسس مذهب مالکی به نقل از فخر الدّین رفیعی و… و ظاهر کلام احمد بن حنبل در جلد ۴ مسند صفحه ۴۳۶ مشروعیت ازدواج موقت را پذیرفته اند. از طرف دیگر، علامه امینی (ره) با ذکر اسامی اشخاص معروف از صحابه و تابعین که اصل مشروعیت ازدواج موقت را در صدر اسلام پذیرفته اند و همچنین اسامی تعدادی از فقهاء اهل سنت که در منابع شان، آیهی ۲۴، سورهی نساء را دربارهی ازدواج موقت دانسته اند، ذکر نموده و قول موسی جارالله، که ازدواج موقت را حکم شرعی نمی داند به طور مفصل مورد نقد قرار داده و آن را رد نموده است.
بدین ترتیب، اهل سنت در اینکه ازدواج موقت در صدر اسلام حلال بوده است شکی ندارند اما ادعا کرده اند که این حکم در زمان رسول خدا (ص) و به زبان آن حضرت (ص ( نسخ و تحریم شده است. اما شیعه به پیروی از اهل بیت (ع) عقیده دارند که این حکم ) مشروعیت) ازدواج موقت، نسخ نشده و تا روز قیامت ادامه دارد.
از این رو، حکم به تحریم و نسخ آن از جانب رسول خدا (ص) بی اساس است علاوه بر صراحت آیهی ۲۴ سورهی نساء، روایات در حد تواتر از أئمهی معصومین (ع) و فتوای فقهاء شیعه در طول تاریخ مبنی بر مشروعیّت ازدواج موقت، بیانگر این واقعیّت می باشد.
بند سوم : ازدواج موقت در یهود
ازدواج و تشکیل خانواده یک فریضه‌ی دینی به شمار می‌آید. در نخستین فرمان از ۶۱۳ فرمان تورات مقدس، خداوند به آدم «ابوالبشر» فرمان داد که صاحب اولاد شود تا آن‌ها نام خدا را ذکر کنند. دانشمندان یهود به امر ازدواج اهمیت بسیار می‌دهند و درباره‌ی اجرای آن، تأکید فراوان می‌کنند.
در تلمود آمده است: «هر کس زن ندارد از شادمانی و برکت و نیکی محروم است.» در کتاب پیدایش فصل ۲ آیه‌‌ی ۱۸ می‌فرماید: «خداوند فرمود خوب نیست که آدم تنها باشد، پس برایش یاری در مقابل او درست کنم». در آیه‌ی ۲۵ هم می‌فرماید: «از این سبب مرد، پدر و مادر خود را ترک کرده به زن خویش می‌پیوندد و یک تن حساب می‌شوند.» بنابراین دانشمندان یهود گفته‌اند هر کس زن ندارد، یک آدم کامل به تمام معنی نیست.
ازدواج یک امر مهم و اساسی است چنان که در میشنا مگیلا آمده است: «انسان مجاز است یک سِفر تورات بفروشد و با پول آن هزینه‌ی ازدواج خود را فراهم سازد، همان طوری که انسان مجاز است برای تحصیل تورات (علم و دانش) نیز به فروش تورات مبادرت کند». مقام و مرتبه‌ی فریضه‌ی زناشویی، بسیار عالی است. اصطلاح معمول برای عقد، کلمه‌ی «قیدوشین» است که معنی آن، تقدیس می‌باشد. با ازدواج، زن و مرد برای یک‌دیگر تقدیس می‌شوند تا مقدس‌ترین هدف زندگی را دنبال کنند. کلمه‌ی قیدوش دلالت بر آن دارد که زن و مرد موظفند دقیق‌ترین نکات عفاف را در زندگی زناشویی رعایت کنند. میشنا سوطا از قول دانشمندان می‌گوید: «کسی که به خاطر ثروت یک زن با او ازدواج کند، به شدت مورد مذمت قرار گرفته و دارای فرزندانی ناشایست و ناخلف خواهد شد.» این کتاب هم‌چنین درباره‌ی انتخاب همسر اندرزهای حکیمانه می‌دهد. برای مثال اختلاف زیاد بین سن زن و مرد را نامناسب دانسته و دلیل از تورات مقدس کتاب لاویان فصل ۱۹ آیه ۲۹ می‌‌آورد که فرموده است: «دخترت را بی‌عصمت مساز و او را به فاحشگی وامدار». اشاره است به پدری که دختر جوان خود را به زوجیت یک پیرمرد درآورده. انسان مجاز نیست زنی را به زوجیت خود درآورد مگر آن‌که او را ببیند تا مبادا پس از ازدواج چیز نامطلوب در او بیابد و آن زن مورد نفرت او واقع شود. در این مورد در میشنای تعنیت آمده: «زمانی که بیت‌همیقداش (معبد مقدس) هنوز برپا بوده، در ۱۵ ماه آو دختران اورشلیم همگی با جامه‌ی سفید به خارج از شهر می‌رفتند و در تاکستان‌ها به رقص و پایکوبی می‌پرداختند و به جوانانی که برای انتخاب همسر به آن‌جا آمده بودند چنین می‌گفتند: «ای جوان دیده بالا کن و ببین چه کسی را به عنوان شریک زندگی خود برمی‌گزینی، به زیبایی دختر آن قدر اهمیت نده بلکه به فکر نجابت خانوادگی و اصل و نسب او باش.»
بر اساس تحقیقات انجام شده وهمچنین نتایج هم اندیشی کلیمیان در تهران درسال ۱۳۸۶ درخصوص چند همسری ازسوی کارشناسان عالی رتبه دین یهود اعلام گردید که چند همسری در دین یهودوجوددارد که آنهم در صورت نازابودن زن اول امکان پذیر می باشد و صراحتا اعلام گردید که صیغه و ازدواج موقت در دین یهود وجود ندارد
بند چهارم : ازدواج موقت در زرتشتیان
نگاه به زن صیغه ای در دین زرتشت ، با زن اول ،تفاوت زیادی دارد در این دین زن علاوه بر نقش جنسی ، باید به عنوان خدمت کار، زیرنظر زن دائمی مرد ، انجام وظیفه میکرد.اگر فرزندی به دنیا می آمد نه از مرد ارث می برد و نه از اصل و نسب مرد بهره ای داشت مرد می توانست زن صیغه ای را به پسر بزرگ خود واگ
ذارد. مردتا هفتاد سالگی وظیفه داشت مخارج فرزندانی که از صیغه متولد شده اند را تامین نماید.
تنها در صورت مرگ زن دائمی یا نازا بودن او،مرد می توانست زن صیغه ای را به عنوان همسر دائم برگزیند. صیغه تنها میان ثروتمندان و اشراف و درباریان و روحانیان روی می داد
نکته حائز اهمیت این است که در این دین غیر ازامکان اجاره دادن زن ، امکان ازدواج موقت یا صیغه نیز وجود داشت. تعداد زنان صیغه‌ای هر مرد بستگی به ثروت و موقعیت اجتماعی و شغلی او داشت. زنانی که به صیغه این مردان در می‌آمدند، در ازای کار روزانه خود دستمزدی نمی‌گرفتند و حقی بر ارث نیز نداشتند، اما مبلغی به عنوان مهریه (صداق) دریافت می‌کردند و خوراک و پوشاک آنان تأمین می‌شد. فرزندان این زنان نیز از مرد ارث نمی‌بردند و نام و نسب مرد به آنان نمی‌رسید. مرد همچنین حق داشت که یکی از زنان صیغه‌ای خود را با رضایت یا بدون رضایت او به یکی از پسران خود واگذار کند. در مجموع می‌توان گفت که زنان کارگر شاغل در کارگاه‌ها و خانه‌ها، در حکم زنان صیغه‌ای صاحب کارگاه بودند که می‌بایست بدون دستمزد و فقط در ازای خوراک و پوشاک و مبلغی مهریه برای او کار کنند و رضایت جنسی او و پسران او را نیز برآورده سازند

مبحث سوم:جایگاه ازدواج موقت در اسلام ودلایل مشروعیت آن
اسلام دین انسان ساز و دین سلامتی در جسم و ایمان است لذا بر این اساس به گونه ای ساختار آن تنظیم گردیده است که هیچگاه موجبات ضرر و زیان فرد و جامعه را فراهم نیاورد. یکی از مباحث بسیار مهم در دین اسلام بحث ازدواج و تشکیل خانواده است و با توجه به وضعیت اعراب جاهلی ، پروردگار متعال به گونه ای آئین اسلام را به رسول اکرم ابلاغ نموده است که در آن تمامی ابعاد زندگی بشری مورد اشاره واقع گردیده است. بر این اساس از آنجایی که عرب جاهلی بر قاعده و قانون خاصی استوار نبوده و بنا بر قول یکی از مورخان غربی : عرب زمان جاهلیت بر سه چیز استوار بود : جنگ ، شمشیر و شراب و تمامی ابعاد زندگی او بر این سه محور استوار گردیده بود لذا دین اسلام باید به گونه ای طراحی و تنظیم می گردید که بتواند این قوم را در قالب خود آورده و از آنان ،‌انسانهایی با کرامت و پایبند به قوانین خود بسازد. بدین جهت یکی از ابتکارات اسلام ازدواج موقت است که بعد از ازدواج دایم به عنوان سدی محکم در مقابل شهوت رانی و ارتباطات جنسی بدون قانون و قاعده محسوب می گردد که جلوی هرگونه بهانه جویی را اخذ نماید اگر بخواهیم به سبق قوانین مجازات زنا بنگریم ، در قران به مجازات سنگسار اشاره ای نگردیده است و پیامبر آن را بر کسانی که مرتکب این عمل می شدند اجرا می نمود و ازدواج موقت مانعی به جهت بهانه تراشی اعراب زمان اسلام در جهت جلوگیری از عمل زنا محسوب می گردد.
گفتار اول :جایگاه ازدواج موقت در اسلام
خداوند متعال با توجه به شناختی که از تمامی ابعاد انسان و نیازهای او دارد ، دین اسلام را بوسیله پیامبر عظیم الشان خود بر مردمان نزول رحمت نمودند.از آنجایی که غریزه جنسی ، به عنوان یکی از ابعاد وجودی انسان از سوی رسول اکرم (ص) به اندازه ای از درجه اهمیت برخوردار بوده است که ایشان ازدواج را سنت خویش می داند و ازدواج را به عنوان تکمیل کننده یک نیمه ایمان انسان می شناسد. با ذکر این مطلب می توان به میزان اهمیت ازدواج (البته بدون در نظر گرفتن دائم و منقطع آن ) در نزد رسول اکرم (ص) پی برد. اما اینکه ازدواج موقت در اسلام تا چه اندازه مهم بوده و جایگاه آن در چه رتبه و مرتبه ای قرار دارد ، باید به صورت کاملا دقیق و موشکافانه به آن پرداخت از آنجایی که منابع اسلامی با اندکی تفاوت در اهل تسنن و شیعه به یکدیگر شبیه می باشند لذا به بحث و بررسی جایگاه ازدواج موقت در منابع فقه شیعه یعنی قران ، سنت ،اجماع و عقل خواهیم پرداخت. تا بدین لحاظ از اهمیت و میزان اعتبار این ازدواج در اسلام آگاه شویم
بند اول : ازدواج موقت در قرآن کریم
تدبیر و غور در آیات قرآن کریم ما را به این نتیجه می رساند: لفظ متعه که عمدتاً در اصطلاح عرفی بر ازدواج موقت اطلاق شده، در لغت معانی متفاوتی دارد، که از مشتقات این کلمه در قرآن کریم این تعدد به خوبی دریافت می شود. لذا گاه به معنای منفعت و زینت زندگی دنیا آمده مانند: «متاع الحیاه الدنیا»
گاه به معنای زاد و توشه وارد شده مانند «متاعاً لکم و للسیاره»
گاه بهره مندی از تمامی مواهب زندگی آمده مانند: «و امم سنمتعهم ثم یمسّهم منا عذاب الیم»
گاه به معنای نفقه آمده «و للمطلقات متاع بالمعروف حقاً علی المتقین»
و در بعضی از موارد به معنای عطا و بخشش آمده «فمتعوهن و سرّحوهنّ سراحاً جمیلا»
غیر از این معانی لغوی ما در قرآن کریم سه اصطلاح خاص در باب «متعه» داریم که به اعتبار اضافات آنو مناسبت حکم و موضوع هر کدام در جای خاصی به کار می روند.
الف ) متعه حج
اولین متعه، متعه حج می باشد، که در این باب می فرماید:« فمن تمتع بالعمره الی الحج فما استیسر من الهدی» بدین معنا که هرکس عمره را به اتمام و حج را آغاز می کند آنچه از قربانی برای او میسر است، ذبح کند. و وجه تسمیه «متعه حج» از آن جهت است که پس از عمره تمتع که قبل از حج تمتع است، حاجی از احرام خارج و محرمات احرام بر او حلال می شود و تمامی محذورات احرام از او برداشته و در این فاصله تمتعات بر او مباح می گردد و این همان چیزی است که «عمر» آن را کریه می شمارد و در اجتهادش به همراه متعه زنان آن را بر می دارد.
یکی از اندیشمندان در این باب می فرماید: «دلیل اینکه عمر از این متعه نهی کرد، این بود که او قبیح و مستهجن می دانست، مردم در حالتی به حج روی بیاورند که آب غسل به واسطه مجامعت با همسرانشان از سر و رویشان می چکد، بعد از آنکه عمره تمتع به جا آورده اند»
سپس در نقد این کلام این گونه می فرماید: «اما (باید توجه داشت که) خداوند سبحان بصیرتر است از خلیفه دوم و همچنین پیامبرش (ص)، زمانی که این حکم را برای مردم تشریح نمود و متعه حج را برای ابد تا روز قیامت مباح نمود که) حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه) و ظاهر کتاب و سنت دلالت بر این امر دارد و این فعل خلیفه دوم جز استحسان مخصوص به او دلیل دیگری ندارد.
و حال آنکه شریعت اسلام که بنای احکام را بر سهولت نهاده، چنین نهیی را قرار نداده و دلیل آن هم این است که اصلاً عمل مذکور از مجرای حلال و ازدواج مشروع نه تنها گناه و لغو تعریف نشده است، بلکه از جهت حفظ فرد و جامعه از مفاسد، خود منشاء مصلحت و طهارت اجتماعی است و می توان گفت: ثوابی هم که در روایات بر آن مترتب شده به جهت حفظ پاکدامنی و مصالح فردی و اجتماعی است.
ب) متعه در قرآن کریم
این متعه در قرآن عطیه ای است از سوی شوهر به زن مطلقه ای که اولاً برای او مهری تعیین
نشده و ثانیاً مورد استمتاع جنسی قرار نگرفته؛ در این صورت شوهر باید بر حسب حال و شرایط مناسب خویش و زوجه، چیزی را از مال یا خادم یا پوشاک یا خوراک به زن بدهد تا حقوق انسانی زن رعایت شده باشد و اگر از جهت مال و یا جایگاه و موقعیت خویش متضرر شده، این عطیه جبران آن قرار گیرد و این خود نوعی دفاع از حقِ و حیثیت زن در اسلام است.
لذا می فرماید: «لاجناحَ علیکم اِن طلّقُتُم النساء مالَمْ تَمَسُوهنَّ اَو تَفْرِضوا لَهُنَّ فریضه و مَتِعُوهُنَّ عَلَی الموسِعِ قدره و علی المُقْتِرِ قدره مَتاعاً بالمعروف حقاً علی المحسنین» و قابل توجه است که بعد از بیان حکم، در مورد رعایت حقوق چنین خانمی می فرماید: این یک حق لازم است، که اعطاء این هدیه بایستی از سوی انسان های نیکو مرام رعایت شود و نیز در نوع متاع، قید «معروف» می آورد؛ یعنی از نظر عرف ممدوح است این عطیه برازنده زن باشد. و آیات و روایات دیگری هم در این زمینه است که جهت رعایت اختصار از آن صرف نظر می شود.
ج ) متعه و ازدواج در قرآن کریم
در این زمینه آیات متعددی را مفسرین به قرینه روایات وارده و سیاق آیات به «متعه» اختصاص داده اند. اما آیه ای که مورد اتفاق عامه و خاصه است، ولی اهل سنت به واسطه نهی خلیفه دوم آن را منسوخ دانستند، این آیه است که می فرماید: «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه ان الله کان علیماً حکیما» قبل از آنکه به بررسی این بخش از آیه بپردازیم؛ لازم است پیشینه موضوعی بحث در آیه قبل و صدر این آیه مورد ارزیابی قرار گیرد.
‌ در آیه قبل موضوع مورد بحث، زنانی است که ازدواج با آنها حرام است، که سیزده دسته را قرآن کریم ذکر می نماید ایشان بواسطه نسب یا به واسطه رضاع و یا به واسطه سبب ازدواجشان حرام می گردد سپس بدنبال آن می

دسته‌ها
مقالات و پایان نامه ها

فروش – ۱۱ معیار افزایش عملکرد فروش که بیشترین اهمیت را دارند

 
فروش
در حالیکه درآمد به ازای هر نماینده فروش نهایتا مهمترین معیار عملکرد فروش است، حوزه های دیگری نیز وجود دارند که مدیران فروش باید بر آنها تمرکز کنند. برخی مدیران در دام تمرکز بیش از حد بر گفته و “آمار سازی” می افتند که برخی از معیارهای حیاتی عملکرد را فراموش می کنند.
مدیران می توانند میزان بیشتری از کنترل را بر عملکرد فروش و معیارهای فعالیت اعمال کنند. با تمرکز بر این حوزه های کلیدی که در کنترل آنها هستند، مدیران فروش می توانند بهبودی را در عملکرد فروش و رشد عایدی خود داشته باشند.
به منظور کمک به شما جهت بهبود عملکرد فروشنده‌های خود، شماری از معیارهای مهم فروش و شاخص های مهم عملکردی (KIP ها) که باید بر آنها تمرکز کنید را مطرح می کنیم.

  1. زمان صرف شده برای فروش

برای اندازه گیری این موضوع که فروشنده شما چقدر وقت برای فروش صرف کرده است وقت بگذارید. این گام می تواند به شما کمک کند تا موضوعاتی را که مانع عملکرد فروش شما هستند را شناسایی کنید. از این گذشته، زمان مهمترین کالای ارزشمند فروشنده شما می باشد.
به دنبال برطرف کردن موانعی که بر سر راه فروش تان هستند باشید. به عنوان مثال، امروزه بسیاری از نمایندگان فروش تلاش می کنند تا محتوای مناسب پیدا کنند. تخمین زده می شود که نمایندگان فروش بین ۶٫۵ و ۸٫۸ ساعت در هفته را صرف جستجوی اطلاعات می کنند.
اگر موضوعات بازیابی محتوا بازدارنده تیم های فروش شما می باشند، در مورد معرفی نرم افزارهای توانمند سازی که این ناکارآمدی را از بین می برند و عملکرد فروش را بهبود می دهند فکر کنید.

  1. زمان پاسخگویی به مشتری راغب

امروزه کسب و کارها با سرعتی فزاینده در حرکت هستند. افزایش بازاریابی داخلی به این معنی است که شرکت ها دارند بیش از پیش بر تاکتیک های آنلاین برای تولید مشتری راغب (leads) می کنند.
با این وجود، تحقیقات نشان داده است که طول عمر یک مشتری آنلاین راغب می تواند بسیار کوتاه باشد. سرعت پاسخدهی امری کلیدی است.
شرکت هایی که تلاش می کنند تا با یک مشتری راغب در یک ساعت پس از پرس و جوی اولیه تماس بگیرند، هفت برابر بیشتر از شرکت هایی که حتی یک ساعت بیشتر منتظر مانده اند احتمال دارد که آن مشتری را به دست آورند. شرکت هایی که ۲۴ ساعت صبر می کنند تا با مشتری راغب تماس بگیرند، نسبت به آنهایی که در ساعت اول پاسخ می دهند، ۶۰ برابر احتمال کمتری دارد که آن مشتری را به دست آورند.
زمان پاسخدهی سریع می تواند عملکرد تیم فروش شما را به طور قابل توجهی افزایش دهد. احتمال دارد که شرکت شما در حال انجام یک سرمایه گزاری قابل توجه در بازاریابی باشد تا یک حضور آنلاین داشته باشد، و تمامی رسانه های بازاریابی را توسعه دهید تا مشتریان احتمالی را مطلع کنید. اطمینان حاصل کنید که این سرمایه گزاری با پاسخ دادن سریع و موثر به مشتریان راغب جواب بدهد.

  1. استفاده از تمامی رسانه های بازاریابی

به گفته انجمن بازاریابی آمریکا (AMA)، ۹۰% محتوای بازاریابی توسط فروش استفاده نمی شود. در عین حال، سرمایه گزاری در بازاریابی محتوا همچنان رو به افزایش است و به گفته انجمن بازاریابی خدمات فن آوری اطلاعات، اکنون ۱۶% از بودجه کل را تشکیل می دهد. این نوع ناکارآمدی می تواند تاثیر عمدهی بر عملکرد تیم فروش شما داشته باشد.
پیاده سازی نسل بعدی نرم افزارهای مدیریت محتوای فروش راهی است برای افزایش سطح عملکرد فروش و بازاریابی. اولویت دادن به نرم افزارهایی که حلقه بازاریابی فروش را می بندد و به شما این امکان را می دهد تا استفاده از مجموعه رسانه های بازاریابی را اندازه گیری کنید. به معرفی سیستم ها و فرایندهایی فکر کنید که به رهبران بازاریابی این امکان را می دهند تا محتوای مناسب را مستقیما به سمت نمایندگان فروش سوق دهند.

  1. نرخ برنده شدن فرصت

نگه داشتن حساب نرخ برنده شدن فرصت بینش لازم در خصوص توانایی نمایندگان فروش تان برای بستن و انجام یک معامله را در اختیار شما قرار می دهد. توانایی بستن و انجام یک معامله بخش عمده ای از عملکرد فروش است. برخی از نمایندگان شما ممکن است در شبکه سازی و پیش بردن یک معامله عالی باشند، اما در زمان بستن و به انجام رساندن معامله ناکام باشند.
با زیر نظر داشتن این معیار شما می توانید با نمایندگانی که دائما نرخ های فرصت پایینی را گزارش می کنند کار کنید. گاهی اوقات انجام صحبت های تلفنی با این نمایندگان، یا فراهم کردن راهنمای هایی می تواند این روند را تغییر دهد. اگر عملکرد فروشنده شما همچنان به واسطه نرخ برنده شدن فرصت پایین مشکل دار است، می توانید در مورد انتقال دادن این فروشنده به یک نقش جدید به عنوان نماینده توسعه فروش (SDR) فکر کنید، جایی که او می تواند از توانمندی های خود به منظور حرکت دادن مشتریان راغب به سمت جلو استفاده کند.

  1. اندازه متوسط معامله

اندازه متوسط معامله انجام شده معیاری است که می تواند به سرعت معامله هایی که ممکن است ارزش دنبال کردن نداشته باشند را مشخص کند. یکی از اولویت های شما به عنوان مدیر فروش حصول اطمینان از این امر است که نمایندگان شما دارند زمان خود را تا حد ممکن به صورت خردمندانه مورد استفاده قرار می دهند. همچنین ممکن است متوجه شوید که نمایندگان شما دارند به سمت معامله های کوچک تر انحراف پیدا می کنند، چرا که انجام اینگونه معامله ها آسانتر است، به جای اینکه مهمترین فرصت های موجود را دنبال کنند.
اگر اندازه متوسط معامله شما کمتر از آن چیزی است که دوست دارید، وقت بگذارید تا تلاش های شرکت تان در تولید مشتریان راغب و اینکه چرا این تلاش ها به مشتریان راغبی منجر می شوند که معامله های کوچکی انجام می دهند را مورد ارزیابی قرار دهید. با قسمت بازاریابی در مورد راههایی که تولید مشتری راغب می تواند به نوعی تغییر داده شود تا عملکرد فروش را افزایش دهد صحبت کنید.

  1. ماتریس های چرخه فروش 

طول متوسط زمانی که لازم است تا نمایندگان فروش شما معامله را جوش دهند یک معیار کلیدی دیگر است، زمانی که موضوع اندازه گیری عملکرد نمایندگان فروش شما به میان می آید. شما باید میانگین زمانی که یک معامله طول می کشد تا از هر یک از مراحل مسیر فروش شما بگذرد را اندازه گیری کنید. با این معیار، شما به سرعت قادر خواهید بود که معامله هایی که احتمال کمتری دارد جوش بخورند را به واسطه مقدار زمانی که برای پیشرفت آنها لازم است مشخص کنید.
همچنین قادر خواهید بود که گلوگاه های فروش را شناسایی کرده و اقدامی در خصوص آنها انجام دهید. شاید نمایندگان شما به برخی راهنمایی های تخصصی نیاز دارند، یا اگر به نظر می رسد انجام یک معامله به سرمایه گزاری زمانی زیادی نیاز دارد اما احتمال برنده شدن آن معامله (بر اساس طول سیکل میانگین فروش) بسیار پایین است، ممکن است زمان آن باشد که فروشنده شما زمان خود را در معامله هایی سرمایه گزاری کند که انجام آنها به لحاظ آماری محتمل تر است. با مسلح کردن خود با این اطلاعات مهم چرخه فروش، شما می توانید به سرعت گلوگاه های فروش را از بین ببرید و به تیم خود در خصوص نحوه سرمایه گزاری کردن زمان خود جهت بدهید.

  1. هزینه فروش به نسبت درآمد

این معیار عملکرد فروش، کارآیی کلی بخش فروش را نشان می دهد. هزینه های کل حقوق ها، پورسانت ها، و هزینه های سازمان فروش شما را شامل می شود. در طول زمان این معیار می تواند به شما کمک کند تا سطح سرمایه گزاری مورد نیاز برای دست پیدا کردن به سطح عملکردی خاصی را اندازه گیری کنید. شما قادر خواهید بود بگویید چقدر سرمایه گزاری لازم است تا شرکت شما به یک عایدی سالانه دست پیدا کند.
هزینه فروش به نسبت درآمدتان را نسبت به میانگین این صنعت بسنجید تا سطح بهره وری فروش تان را اندازه گیری کنید.

  1. نشتی قیف فروش

به گفته فوکاس، نشتی قیف فروش یک معیار حیاتی برای اندازه گیری است، چرا که این معیار نشان می دهد که آیا سوراخ هایی در قیف فروش شما وجود دارند یا نه. با اندازه گیری درست، شما می توانید به طور دقیق تعیین کنید که این سوراخ ها کجا هستند، چه چیزی باعث ایجاد آنها شده است، و بینش لازم را در خصوص این موضوع به دست آورید که چطور می توانید جلو این نشتی ها را بگیرید – این سوراخ ها تنها باعث نشت مشتریان راغب بالقوه ارزشمند نمی شوند، بلکه باعث نشت عایدی و درآمد نیز می شوند.
در واقع دو معیار کلیدی وجود دارند که نسبت به نشتی قیف فروش بینش ایجاد می کنند: زمان پاسخ دادن به مشتری راغب (که در قسمت قبلی ذکر شد) و نرخ تماس های پیگیری. هر دوی این معیارها می توانند به سلامت و کارآیی نیروی فروش شما اشاره داشته باشند. کسب و کارهایی که به صورت فوری به مشتریان راغب واکنش نشان می دهند احتمال بیشتری دارد که معامله را جوش بدهند، و البته ثبات در این امر حیاتی است. آیا نمایندگان فروش شما فورا به مشتریان راغب واجد شرایط دست پیدا می کنند؟ چند وقت یکبار این مشتریان راغب را پیگیری می کنند؟ اگر زمان قابل توجهی بین این زمان های پیگیری وجود دارد و این مشتریان راغب از قیف فروش خارج می شوند پیش از آنکه واجد صلاحیت یا فاقد علاقه تشخیص داده شوند، شما یک فرصت خوب را برای افزایش آمار فروش تان با استفاده از جلوگیری از نشتی این سوراخ شناسایی کرده اید.

  1. معیارهای خاص اقدام   

ورای معیارهای مربوط به نتایج، حیاتی است تا عملکرد فروش بر اساس اقدامات قابل سنجش مورد ارزیابی قرار گیرند. به دلیل اینکه عواملی از قبیل زمانی که طول می کشد تا یک فروشنده یک مشتری راغب را پیگیری کند از تاثیری قابل توجه برخوردار است که آیا شرکت شما قادر به انجام یک فروش می شود یا نه، شناسایی کردن موثرترین اقدامات تاثیرگذار و تعیین کردن شاخص های مهم عملکردی بر اساس این اهداف، یک راه بسیار موثر برای نگه داشتن تیم فروش تان در مسیر درست می باشد.
شما می توانید اهداف مبتنی بر عمل عمومی یا اختصاصی (یا هردو) برای تیم فروش خود تعیین کنید. این اهداف عموما مبتنی بر شماری از اقدامات هدف و یک دوره مشخص (روز، هفته، ماه، غیره) می باشند. Geckoboard مثال هایی خوب از معیارهای مبتنی بر عمل را مطرح می کند:

  • # ایمیل های توسعه ای ارسالی
  • # تماس های نخست یا پیگیری صورت گرفته
  • # ایمیل های پیگیری ارسالی
  • # نشست های برنامه ریزی شه یا انجام شده
  • # طرح های پیشنهادی ارسال شده
  1. حجم فروش بر اساس مکان، کانال، یا منطقه

زمانی که موضوع افزایش فروش به میان می آید، بصیرت آفرین ترین معیارها اغلب آنهایی هستند که می توان آنها را به نماهایی گرانولار (تفکیک پذیر) تجزیه کرد، از قبیل تعداد مشتریان به دست آمده توسط هر نماینده، به ازای هر مکان، به ازای هر کانال یا منطقه فروش. بینش های به دست آمده از این داده های گرانولار  اغلب اقدام پذیر می باشند، و شرکت ها را قادر می سازند تا فرصت های جدید را به طور دقیق مشخص کنند یا سودآورترین کانال های فروش را شناسایی کنند. سپس، با متمرکز کردن بیشتر نیروی فروش و بازاریابی بر این کانال های سودآور یا سفارشی کردن پیام ها برای یک مکان خاص، شما می توانید تعمدا و مستقیما آمار و ارقام فروش ورودی به چرخه بعدی را تحت تاثیر قرار دهید.

  1. رضایت کارکنان

در حالیکه معیارهای مبتنی بر نتایج و اقدامات نشانگر سلامت سازمان فروش شما هستند، اندازه گیری رضایت کارکنان نیز اهمیت دارد. نهایتا، نمایندگان فروش شادتر، بهره وری بیشتری دارند و تمایل بیشتری برای جذب کردن مشتریان راغب و جوش دادن معامله دارند.
نشانه های اولیه کاهش در رضایت کارکنان تیم فروش شما می توانند نشانه های پیش بینی کننده زیان های آتی در عایدی شما یا کاهش در دیگر معیارها باشند. از این رو، انجام اقدامات سریع به منظور افزایش دادن روحیه کارکنان می تواند شرکت شما را از شماری افت ها حفظ کند.
 

  • مقاله ای از : تیم مشاوران مدیریت ایران IranMCT
  • نویسنده : دکترسیدرضاآقاسیدحسینی