دانلود پایان نامه

رفتار خشونت آمیز در جامعه دارند.
دریک تعریف کاربردی از خشونت بین فردی در طول یک جلسه مشورتی سازمان جهانی بهداشت می توان به تعریف زیر نیز اشاره نمود:
« خشونت ،‌استفاده عمدی از نیرو یا قدرت فیزیکی ، ارعاب یا تهدید برخود یا دیگری یا علیه یک گروه یا جامعه است. که منجر به آسیب ، مرگ ، آسیب روانی ، سوء رشد و تکامل یا محرومیت و یا احتمال زیاد وقوع این موارد می شد. در مواردی نظیر چهار نوع خشونت شناخته شده علیه کودکان در سطح جهان یعنی خشونت جسمی ، جنسی ، روانی و غفلت ، اعمال قدرت یا زور فیزیکی به اندازه کافی مشهود است. غفلت و سوء استفاده عاطفی از کودکان هر دو به رشد و تکامل کودکان آسیب رسانده و از اقدام عمدی بزرگسالان و قدرت آنهابه کودک سرچشمه گیرد. »(رفیعی فر،۱۳۸۰:‌ ۱۳۸)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با توجه به موارد فوق لزوم تعریفی اساسی از خشونت علیه زنان لازم و ضروری بنظر می رسد.
با توجه به اینکه به مسئله خشونت علیه زنان قبل از تصویب اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در هیچ یک از اسناد بین المللی به طور اخص اشاره نشده بود کمیسیون مقام زن یک گروه کاری را برای تهیه پیش نویس (اعلامیه رفع خشونت علیه زنان) در سپتامبر ۱۹۹۲ میلادی فرا خواند. نکته قابل توجه آن است که هیئت‌های ۴۸ کشور عضو شرکت کننده در این اجلاس از ۴۱ مرد و۵۸ زن تشکیل شده بود. ماحصل این تجمع قطعنامه ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۳ می باشد که در ماده یک آن به طور واضح خشونت علیه زنان چنین تعریف شده است.
«…. عبارت خشونت علیه زنان به معنای هر عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت است که سبب بروز یا سبب احتمال بروز آسیبهای جسمانی ، جنسی یا روانی یا رنج و آزار زنان از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی محرومیتهای اجباری یا اختیاری ( در شرایط خاص) از آزادی در زندگی عمومی یا در زندگی خصوصی می گردد»
از سویی دیگر بعضی از صاحبنظران معتقدند که خشونت در خانواده بر حسب شدت و شرایط آن که منجر به ایجاد مسئولیت حکومتی می گردد می تواند همان شکنجه یا رفتار یا تنبیه ظالمانه ، غیر انسانی و تحقیر کننده قلمداد شود. چنین نگرشی این پیش فرض را که خشونت افراد محرم و صمیمی به یکدیگر شکل ملایم تر یا بهتری از خشونت‌های مستقیم حکومت است. به چالش می طلبد.
در این مفهوم گفته شده است که :
اولا : خشونت در خانواده همانند شکنجه ،‌عموما شامل شکلی از زجر روانی یا جسمی و در برخی موارد حتی مرگ نیز می شود.
ثانیا – خشونت در خانواده همانند شکنجه رفتاری است به منظور خاص که از روی قصد و اراده انجام می گیرد، چرا که مردانی که همسران خود را کتک می زنند عموما در سایر مکانها انگیزه هایی آنی خود را کنترل می کنند و برای همین است که هدف آنها غالبا به همسر یا فرزندشان محدود می شود.

ثالثا – خشونت در خانواده به طور کلی برای منظورهایی خاص صورت می گیرد مانند تنبیه ارعاب و تحقیر شخصیت زن.
نهایتا – خشونت در خانواده همانند شکنجه زمانی روی می دهد که دست اندرکاران حکومتی به سبب مداخله خاموش خود جدیت وایجاد امنیت مساوی در جلوگیری از بدرفتاری در محیط خانواده را اعمال نمی کنند. این نظریه هم چنین با چنین برخوردی مبارزه می کند و خشونت در خانواده را شکلی از شکنجه می داند. (رفیعی فر، ۱۳۸۰: ۱۵۱)
۲-۲- ساختار خانواده در ایران و جهان
در تمامی جهت‌گیری‌های محافظه‌کارانه رسم بر این است که خانواده را به عنوان یکی از اساسی‌ترین نهادهای هر جامعه، دارای نقشی غیر قابل انکار در حمایت عاطفی و تأمین امنیت روانی افراد می‌پندارند.
در نظر بسیاری، خانواده به منزله تنها قلمرو شناخته شده و قابل اعتماد زندگی اجتماعی است که فرد در‌ آن خود را از محدودیت‌های جهان اجتماعی آزاد می‌بیند، ( روزن بام، ۱۳۶۹ :۶۱)
این در حالی است که خانواده در مقام یکی از معدود بقایای ثبات اجتماعی می‌کوشد تا در مقابل هجوم نیروهای انتزاعی مدرنیته و فشار فزاینده غیرشخصی شدن روابط، به وظایف و گرایش‌های خود همچون تأکید بر همنوایی و هماهنگی میان اعضا، “جلوگیری از عواقب سوء ناشی از اتکا به نفس بیش از حد و تصمیم‌گیری‌های خودسرانه” پای‌بند باشد. تا بدین‌جا می‌توان پذیرفت که خانواده مأمن و پناهگاه فرد در دنیایی سراپا رقابتی است، اما به نظر می‌رسد این تنها بخشی از موضوع باشد، چرا که در هر نظام خانوادگی، درهم‌تنیدگی مجموعه‌ای از روابط قدرت، به ظهور ساختاری منجر می‌شود که ماهیت این گرایش‌ها را بنا به منطق درونی خاص خود شکل می‌بخشد.
روابط خانوادگی میان زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان، برادران و خواهران، یا میان خویشاوندان دور، در همان حال که می‌تواند گرم و ارضا کننده باشد، ممکن است به همان اندازه مملو از تنش‌هایی باشد که افراد را دستخوش نومیدی سازد و یا آنها را سرشار از احساس عمیق اضطراب و گناه کند (گیدنز،۱۳۷۸: ۱۲۱). به نظر می‌رسد که سرگذشت خانواده هسته‌ای را با توجه به سویه‌های تاریک آن، دیگر نمی‌توان “داستان موفقیت بی‌چون و چرا” تلقی کرد، هر چند آمیزه‌ای از ترکیب عواطف تند و شدید و صمیمیت شخصی، به عنوان ویژگی‌های اساسی خانواده هسته‌ای، راه را بر درک درست تجارب منفی و آزار دهنده موجود در متن مناسبات خانوادگی مسدود کرده است و شاید هم درست به همین دلیل، سرکوب، به میزان زیادی تحمل می‌شود و در بسیاری از موارد از سوی خانواده‌ها پنهان نگه داشته می‌شود.
۲-۲-۱- ساختار خانواده در گذشته
دورکیم معتقد است که خانواده گروهی طبیعی نیست بلکه نهاد پست اجتماعی که عواملی اجتماعی آنرا بوجود آورده‌اند. استروس نیز همین عقیده را داشته و ضمناً بیان می‌کند که خصوصیت بشر این است که به فرضیات و معلومات نظم و سامان بخشد نه آنکه از فرضیات و گرایشهای به اصلاح غریزی تبعیت می‌کند در نتیجه هیچگونه نهاد یا شکل زندگی اجتماعی که به غریزه زیستی محدود باشد یافت نمی‌شود. (میشل ، ۱۳۵۴: ۱۴۱)
با این مقدمه استروس معتقد است که اولین عملی که انسان برای تشکیل سازمان اجتماعی و فایق آمدن بر طبیعت انجام داد وضع قانون “منع زنای با محارم” بود. این قانون ساخت جدید و پیچیده‌تری را بوجود آورد که ساختهای ساده‌تر زندگی جسمی را کامل می‌کرد. قاعده معامله پایاپای بر مبنای این اصل شرکت گرفت. بدین صورت که بشر ابتدایی اقوام را به دو گروه تقسیم کرد، یک دسته آنها که می‌توانند همسر او باشند و دسته دیگر آنها که ازدواج با آنها منع شده است.
در حقیقت منع زنا با خواهر و با دختر ، ازدواج با دختر یا خواهر مرد دیگری را ملزم می‌سازد و در عین حال حقی را روی دختر یا خواهر مرد دیگر بوجود می‌آورد. بر طبق این قانون بود که برون همسری و خویشاوندی شکل می‌گیرد. (میشل، ۱۳۵۴ : ۴۲)
از متقدمان بررسی خانواده می‌توان از لوئیس هنری مورگان نام برد. وی که مطالعات خود را امریکای شمالی انجام داد و می‌توانست انواعی از خانواده را مشخص کند و ادعا کند که این اشکال در یک سیر تحولی ـ تکاملی قرار داشته‌اند. و نمایانگر تکامل خانواده از مراحل بدوی به پیشرفته می‌باشند. وی دو تقسیم‌بندی ارائه می‌دهد. در تقسیم‌بندی اول دوران زندگی بشر را بر اساس شاخص استفاده از تکنولوژی به سه دوره توحش بربریت و تمدن تقسیم می‌کند. سیر تحولی که او بیان می‌کند از استفاده از “زبان” برای ارتباطات مشروع و به زمان حاضر می‌رسد در این سیر همه چیز در حال تکامل است از جمله نهادهایی که در حال تغییر است می‌توان از خانواده نام برد در اینجا مورگان با استفاده از منطق نرماتیو (دستوری) تکامل‌گرایی خود برای خانواده نیز سیر تکامل را در نظر می‌گیرد و با اینکار دومین تقسیم‌بندی خود را ارائه می‌دهد. بزعم وی در دوران توحش منطقاً می‌بایست شکلی از خانواده وجود داشته باشد وی با اینکه نمونه تاریخی آنرا پیدا نکرد ولی از خانواده‌ای نام می‌برد که مشخصه‌ آن ازدواج خواهر و برادر با هم و منع ازدواج والدین با فرزندان است. پس از آن ، خانواده پونالوئن شکل می‌گیرد که در آن دامنه ممنوعیت‌ها افزایش می‌یابد منع ازدواج بین خواهر و برادر می‌رسد. (مطیع، ۱۳۷۶: ۷۶)
مورگان معتقد است که تاریخ بیانگر آنست که همواره رابطه مادر با فرزندان رابطه‌ای مشخص بوده ، در حالیکه در دوره‌ای از تاریخ پدر و فرزند معلوم نبود. و این دوره ایست که آن را مادرسالاری می‌نامند در این دوره ژانس (gens) ، که شامل حلقه خویشاوندان مادر و فرزندان است که ازدواج بین آنها تحریم شده ، شکل می‌گیرد و می‌توان گفت که ژانس از دل خانواده پونالوئن بیرون می‌آید.
با گسترش ژانسها شکل جدیدی از خانواده بنام “سیندیاسمیک” پدید می‌آید که در آن علاوه بر ممنوعیت‌های سابق ، ازدواج افراد یک ژانس با هم ممنوع شده است. این خانواده برای حفظ امنیت در یک مکان مشترک زندگی می‌کرده ، خانواده سیندیاسمیک در اوایل دوران بربریت شکل می‌گیرد و در دوره میانی بربریت با رایج شدن دامداری و کشاورزی ثروت و دانش اضافه ایجاد شده و برای اولین بار مسئله مالکیت مطرح می‌شود و به دنبال آن شکل خانواده عوض می‌شود. این تغییر به گفته انگلس به علت تولید اضافی بوجود می‌آید و تولید اضافی نیاز به نیروی کار را بوجود می‌آورد. در نتیجه به تدریج کلانهایی شکل می‌گیرد که در آن یک مرد با چند زن (نیروی کار) زندگی می‌کرده‌اند و ثروت خانگی از زن به مرد منتقل می‌شود. انگلس این دوران را انقلاب پدرسالاری نام نهاد. پس از خانواده پدرسالار در اوایل دوران تمدن ، خانواده تک همسری با مالکیت مطلق مردان شکل می‌گیرد. (مطیع، ۱۳۷۶: ۲۶)

مطلب مشابه :  منابع تحقیق درمورد عدالت اجتماعی

۲-۲-۱-۱- خانواده گسترده

تا اواسط قرن نوزدهم تصور عمومی از خانواده ، خانواده گسترده بود. این نوع خانواده با وجود تفاوتهایی که در نقاط مختلف جهان داشت در دو ویژگی ثابت بود اول آنکه مشتمل بر سه نسل و بیشتر بود که با هم در زیر یک سقف و بر محور یک فعالیت تولیدی جهت مصرف (واحد تولیدی ـ مصرفی) زندگی می‌کردند. دوم اینکه تمرکز قدرت در دست پدر و انتقال آن با پسر ارشد بود (سلسله مراتب جنسی ـ سنی) این نوع خانواده شکل مطلوب خانواده محسوب می‌شد و افراد خانواده گسترده پدر با همسر یا همسران خود ، پسران با همسران و فرزندانشان بودند در کنار این خانواده ، خویشاوندان پیر و سالخورده و معلول نیز زندگی می‌کردند. در این خانواده ، پدر تصمیم گیرنده مطلق اقتصاد خانه و زندگی تک تک اعضای خانواده بود. او فعالیتهای خانگی را تنظیم می‌کرد، وظایف هر یک از اعضاء را مشخص می‌کرد و در صورت قصور هر یک ، شخصاً بعنوان قاضی و داور جرم آنها را بررسی و مجازاتشان را تعیین می‌کرد. او حق تنبیه و طرد فرزندان و همسرانش را داشت. دخترها را شوهر می‌داد و برای پسرها زن می‌گرفت.
این خانواده بعنوان آخرین واحد اجتماعی که بقای آن سبب بقاء رشد و انسجام جامعه خواهد شد فرض گرفته می‌شد و نظام پدر سالار بهترین و کارآمدترین نظام برای اداره خانواده و کشور محسوب می‌شد. (اعزازی ، ۱۳۷۶ : ۱۲)
۱- همسرگزینی و جبر ازدواج : در این دوران همسر گزینی به شدت تحت فشارهای اجتماعی بوده و نه بر اساس علاقه بلکه به دلیل جبر اجتماع صورت می‌گرفته است. در این جوامع فردیت مطرح نبوده برای دختران ازدواج مرحله‌ای بود که از مجردی به کدبانوی منزل ارتقاء می‌یافتند، هرچند پس از ازدواج هم زنان متأهل تحت سلطه مادرشوهر و شوهر بودند اما به تدریج با انتقال اقتدار شوهر به زن ، و پس از فوت مادرشوهر زن به بالاترین مقام در خانه می‌رسید. برای مادر شدن نیز ازدواج مزایای اجتماعی فراوانی داشت که از مهمترین آنها استفاده از مایملک خانوادگی و فرزندانی که در آینده به پدر کمک خواهند کرد، بود.
۲- ازدواج و اتحاد خانوادگی : اصل ازدواج اتحاد خانوادگی بود، اتحاد خانوادگی چه از بعد سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی بسیار زیاد بود به حدی که برای ازدواج عشق و علاقه زن به شوهر و یا برعکس ضروری نبود.
سامویل جانسون در قرن ۱۸ ادعا می‌کند عشق کوچکترین تأثیری بر زندگی خانوادگی ندارد و به هر فردی می‌توان این مأموریت را داد تا برای مرد شریک همسری انتخاب کند زیرا هزاران زن وجود دارند که اگر یک مرد به جای همسر فعلی آنها ازدواج می‌کرد به اندازه ازدواج فعلی خود احساس آسایش
می کردند. (اعزازی، ۱۳۷۶: ۲۹)
۳- روابط بین افراد خانواده : در این دوران روابط زن و شوهری می‌بایست بر اساس نقش های خانوادگی‌شان می‌بود که بهترین شکل آن ، احترام همراه با ترس زن از شوهر بود، مردم هم باید وظیفه خود را بعنوان مالک اموال خانواده بخوبی انجام داده و به زن و فرزندان خود رسیدگی کند، درصد پایین بودن تکنولوژی وسایل تولید و بازده تولید ناچیز سبب می‌شد که افراد اکثر اوقات را در محیط کار بگذرانند بخصوص در روستاها و در فصول کار ، اما در شب های بلند زمستانی که میزان کار کمتر بوده مردان اوقات فراغت خود را در قهوه‌خانه‌ها می‌گذراندند، زنان نیز به ملاقات همسایه‌ها رفته و به فعالیت‌های سنتی و دستی می‌پرداختند.

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره مبارزه با مواد مخدر

۲-۲-۱-۱-۱- ویژگی‌های خانواده گسترده
۱- خانواده گسترده یک واحد تولیدی ـ مصرفی با نظام پخش کالا بود.
۲- این واحد دارای سلسله مراتب مشخص سنی و جنسی است.
۳- کلیه افراد از سنین پایین تا پیر سال در امر تولید مشارکت دارند.
۴- فعالیت‌های تولیدی از طریق مشاهده یاد گرفته می‌شود و با سرپرستی بزرگسالان انجام می‌گرفت و حالت خودکفایی داشت.
۵- مایملک خانواده معمولاً بصورت غیرمنقول (زمین) و متعلق به پدر خانواده بوده این مایملک از طریق ارث به او می‌رسیده و اهمیت پدر نیز ناشی از همین مسئله بوده است.
۶- اقتدار پدر و امکان امرار معاش تنها از طریق خانواده علت ماندن اعضاء در خانواده گسترده در کنار یکدیگر بوده است.

۲-۲-۱-۲- خانواده هسته ای
شوتز معتقد است، تفاوت خانواده مدرن هسته‌ای امروز با خانواده دوران قبل در دگرگونی شیوه خانه‌داری و اندازه خانواده نیست بلکه برای درک مطلب و شناخت ویژگی‌های خانواده امروزی باید به انحلال کل خانه یعنی خانه‌ای که در آن همسانی کامل میان کار و زندگی وجود داشت توجه کرد. در “کل خانه” فعالیتهای تولیدی و خانوادگی در یک مکان صورت می‌گرفت. کنشهای متقابل میان اعضاء نیز ناشی از وجود روابط کاری در درون خانواده بود. و کار و زندگی در یک مکان به کنشهای متقابل که وابسته به روابط کاری بودند منجر می‌شد. تنها با از میان رفتن روابط کاری در این واحد یعنی زمانیکه خانواده از مسایل تولید اقتصادی آزاد شد ، برای اولین بار در تاریخ احساسات و عواطف در روابط زن و شوهر و فرزندان مطرح شد. از قرن ۱۹ به بعد تغییر شیوه‌های تولید اقتصادی یعنی بوجود آمدن تولید انبوه برای فروش در بازار منجر به اضمحلال “کل خانه” و پیدایش “خانواده مدرن” شد. (اعزازی ، ۱۳۷۶ :۳۷) می‌توان اینطور این موضوع را بسط داد که به دنبال پیشرفتهای تکنولوژیک ناشی از انقلاب صنعتی عصر جدیدی آغاز گردید که حاوی دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی عمده‌ای بود و این دگرگونی‌ها نظام خانواده وخویشاوندی را نیز تحت تأثیر قرار داد. بطوری که بسیاری از کارکردهای سنتی خانواده به دیگر نهادها سپرده شد و با پیشرفت و توسعه صنعتی ساختار سنتی خانواده از نظر اقتدار حاکم بر آن به تدریج سست گشته بطوری که

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوع عبدالله بن زبیر

دیدگاهتان را بنویسید