دانلود پایان نامه

م تولیدکنندگی گفتمان را پوشش دهد. بنا بر نظریه گفتمان لاکلائو و موفه، این”گفتمان” است که تنها و تنها به وجود آورنده جهان اجتماعی است، حال آنکه نزد فرکلاف زبان تنها یکی از اشکال کنش اجتماعی است.
بعد از فوکو، ارنستو لاکلائو و شنتال موفه که به سنت فکری مارکسیستی تعلق دارند درکتاب “هژمونی و راهبرد سوسیالیستی به سوی سیاست رادیکال دموکراسی ) ۱۹ ۸۵ ( “همین نظریه فوکو را با وام گرفتن یکسری مفاهیم ازگرامشی، آلتوسر، دریدا، لاکان و سوسور بسط دادند. لاکلائو و موفه از طریق بازخوانی نظریههای این متفکران، نظریه گفتمانی خود را شکل دادند. بصورت عینیتر، نظریه لاکلائو و شنتال موف ریشه در دو سنت نظری مارکسیسم آلتوسری) مارکسیسم ساختارگرا ( و زبان شناسی سوسور دارد. درحالی که مارکسیسم مبنای اندیشه در امر اجتماعی را برای این نظریه فراهم میآورد، زبانشناسی ساختگرای سوسور نظریه معنایی مورد نیاز این دیدگاه را فراهم میکند. در گفتمان لاکلائو و موفه آمیخته شدن دو نظریه بالا، موجب پیدایش نظریه پساساختارگرایانهای میشود که براساس آن همه حوزه های اجتماع به مثابه شبکهای از فرایندهای متفاوت دریافت میشود که به تولید معنا میانجامد. بنابراین تحلیل گفتمان در علوم اجتماعی در قالب دو نظریه مشیل فوکو و لاکلائو و موفه ادامه یافته است. ارنستو لاکلائو و همسر وی، شنتال موفه، با بهره گرفتن از نظریه فوکو نظریه گفتمانی را به همه امور اجتماعی و سیاسی گسترش میدهند و میکوشند با بهره گرفتن از این نظریه جامعه معاصر را تحلیل و بازنگری کنند. در این دیدگاه امور اجتماعی و سیاسی و به طورکلی جهان واقعیت تنها در درون ساختهای گفتمانی قابل فهمند و گفتمانها به فهم ما از جهان شکل میدهند. آنها نظریه گفتمانی خود را ابتدا در کتاب فوق الذکر ارائه کردند. این کتاب میکوشد تا از طریق بازخوانی و ساختارشکنی نظریههای متفکرانی چون مارکس، گرامشی، آلتوسر، فوکو، دریدا، لاکان و سوسور راهبردی جدید برای چپ بحران زده اروپا فراهم نماید. به نظر لاکلائو و موفه، چپ نباید در مقابل سرمایهداری و نولیبرالیسم موضع انفعالی به خود بگیرد و آرمانهای خود را فراموش کند و از سوی دیگر اصرار بر مارکسیسم در شکل کلاسیک و یا حتی نظریات اخیر مارکسیستی نمیتواند راه مناسبی برای چپ تلقی شود.
آنها با بهره گرفتن از روش گفتمانی برای تبیین جامعه معاصر استراتژی رادیکال دموکراسی را بعنوان راهبردی مطمئن برای احزاب و متفکرین چپ در دنیای معاصر ارائه میکنند. رادیکال دموکراسی به دنبال نفی و طرد ارزشهای لیبرال دموکراسی همچون آزادی و برابری نیست بلکه درصدد نقد نظام سلطهای است که امکان تعمیق این ارزشها را از بین برده است. وظیفه چپ محکوم کردن ایدئولوژی لیبرال دموکراسی نیست بلکه برعکس تعمیق و گسترش آن در مسیر دموکراسی کثرتگرا و رادیکال است.
اگرچه نقطه آغاز کار لاکلائو و موفه مفهوم “گفتمان” فوکو بود، ولی آنها با به کارگیری نظریات متفکرانی همچون سوسور، دریدا، بارت، لاکان، گرامشی و آلتوسر، نظریه بسیار کارآمدی را شکل دادند که انسجام و قابلیت تبیین فو قالعادهای دارد. با این حال، نظریه لاکلائو و موفه فاقد ابزارهای تحلیل معنایی است. اما “تحلیل گفتمان نقشگرا” و “تحلیل گفتمان انتقادی” را میتوان از ابزارهای کارآمد تحلیل متن تلقی کرد. مطابق رهیافت آن دو مفهوم گفتمان نه تنها زبان بلکه کل حوزه اجتماع را در بر میگیرد. همان گونه که یک نشانه، وقتی در یک گفتمان مفصلبندی شد چنین به نظر میرسد که معنای آن ثابت و غیر مبهم است. در حوزه اجتماع نیز ما طوری عمل میکنیم که گویا واقعیت اطراف ما ساختی غیر مبهم و ثابت دارد، جامعه، گروه ها، هویتها همچون واقعیات عینی به نظر میرسند. اما همان گونه که نشانه و ساختار زبان ثابت نیستند پدیده های اجتماعی نیز انعطافپذیر و قابل تغییراند. از نظر لاکلائو و موفه گفتمان حوزهای است که مجموعهای از نشانه ها در آن به صورت شبکهای در میآیند و معنایشان در آنجا تثبیت میشود. هر نشانهای که وارد این شبکه میشود و در آنجا به واسطه عمل مفصلبندی با نشانه های دیگر جوش میخورد یک “وقته” خواهد بود. معنای نشانه های درون یک گفتمان در اطراف یک نقطه مرکزی به طور جزیی تثبیت میشود. نقطه مرکزی، نشانه برجسته و ممتازی است که نشانه های دیگر در سایه آن نظم پیدا میکنند و باهم مفصلبندی میشوند. تثبیت معنای یک نشانه در درون یک گفتمان از طریق طرد دیگر معانی احتمالی آن نشانه صورت میگیرد. از اینرو یک گفتمان باعث تقلیل معانی احتمالی میشود. گفتمان تلاش میکند تا از لغزش معنایی نشانه ها جلوگیری کند و آنها را در یک نظام معنایی یک دست به دام بیندازد. معانی احتمالی نشانه ها را که در گفتمان طرد میشوند حوزه گفتمان گونگی مینامند.
بنابراین براساس نظریه تحلیل گفتمان، هر جامعه متشکل از مجموعه های از گفتمانها و حداقل دو گفتمان است. هیچ پدیدهای و هیچ کردار اجتماعی بیرون از حوزه گفتمانی معنا ندارد. گفتمانها خود از مجموعه های از گزارهها و یا نشانه ها تشکیل شده است. در میان این گزارهها، یک گزاره بعنوان دال مرکزی، در هسته و مرکز قرار دارد و گزارههای دیگر که از آنها به دالهای شناور تعبیر میشود در پیرامون و اطراف دال مرکزی حلقه زدهاند.گفتمان مجموعهای معنادار از دالهای بهم مرتبط است که معنای خود را ازصورت بندی گفتمانی و در تمایز با گفتمانهای مخالف به دست میآورد. فهم انسان از جهان و عمل او ناشی از گفتمانها است. در جامعه پیوسته نزاعهای گفتمانی یا نزاع برای تفسیر جهان برقرار است و این نزاع سرنوشت جامعه را تعیین میکند… جهان اجتماعی عرصه امکان و تصادف است. چون گفتمانها همراه با اعمال قدرت و عمل طرد و غیریت سازی به وجود می آیند و از بین میروند. بنابراین هر گفتمان یک نظام معنایی است. گفتمانهای مختلف در جامعه بر سر خلق معنا، همواره در نزاع وکشمکش بسر میبرند. هر گفتمان با برجسته کردن خود و طرد گفتمان مقابل به تمام امور و پدیده ها، معنای متناسب با دال مرکزی خود میبخشد و از رهگذر همین تعارضات نیز کسب هویت میکند. هیچ گفتمانی نمیتواند دایمی و ابدی و ثابت باشد زیرا در مقابل او همواره گفتمانهای دیگری است که در تلاشاند واقعیت را به گونهای دیگر تعریف کنند و با براندازی این گفتمان، گفتمان جدید با نظام معنایی خاص خود جایگزین کند.

 

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عمدتا تحلیلگفتمان را هم به مثابه روش در نظر میگیرند و هم به مثابه نظریه و تفکیک چندان روشنی بین این دو در تحلیل گفتمان وجود ندارد (Paul Gee, 1999). در این خصوص این اعتقاد وجود دارد که روشها همراه با نظریه تغییر میکند و این امر حائز اهمیت است که یک روند الگوریتمی یعنی مجموعهایی از قواعد وجود ندارد که برای دستیابی به نتیجه تضمین شده به صورت مرحله به مرحله از آن پیروی کرد (Ibid, 6). از این رو پژوهشها خودشان و ابزارهای خاص تحقیق و استراتژیهایی را برای اجرای این نظریات سازگار میکنند (Ibil). چنین استراتژی ها و ابزارهایی مداوما و به شکل انعطاف پذیری خود را با موضوعات، مسائل و زمینه های خاص تحقیق سازگار میکنند و به واقع مداوما در عمل و در هنگام کاربرد، دگرگون میشوند. چنین وضعیتی پیشتر و در بخش مفصلبندی – به مثابه نظریه و روش- مورد بررسی قرار گرفت.
در پژوهش هایی که از روش های کیفی و به خصوص روش تحلیلگفتمان استفاده میشود، رهیافتهای متنوعی مورد استفاده قرار میگیرد. این رهیافتها عمدتا تلفیقی از نظریات و روش های مختلف در رویکردهای نظری گاها متفاوت است. مثلا کلایر (لیندلاف، ۱۹۹۹) منابع فمنیسم نظریه انتقادی مدرن و فرا ساختار گرایی را ترکیب میکند تا روابط درونی بین نطق و سکوت و ستم و مقاومت را بررسی کند. این نکته اهمیت فراوانی دارد که هیچ توافق قبلی در مورد بودن چنین ترکیبی وجود ندارد و محقق مسول تشریح و اثبات تناسب بین موقعیت ها و اهداف است. با این وجود فراگیری یک روششناسی آن هم بودن اینکه آن روش را در سنت فکریش قرار گیرد، مثل آموختن یک آلت موسیقی است بدون اینکه هنرمندانی که استفاده از آنرا شکل داده اند، سبکهای اجرا را مشخص کرده باشند(همان). هر فردی باید با برخی از اصول کار آشنا شود. علاوه بر این آموختن این سنتهای فکری به محققین کیفی تازه کار امکان انتخابهای بهتری را میدهد. بواقع محققین بصورت فزایندهای و در سطح مختلفی از انسجام و موفقیت سنتهای فکری را با هم ترکیب میکنند که برخی از آنها منطقی تر و موفق تر از سایرین است. از این رو در روش های کیفی بیش از هر چیز بر اقناع تاکید میشود و میزان موفقیت در این اقناع به استدلالات و ترکیباتی است که محقق به کار می برد.
۳-۲- تبارشناسی

نگارنده در بازخوانی فیلمهای حاتمیکیا هر بار به عقب برگشته و به بازخوانی فیلم و همچنین زمینهی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی که بنیان فیلم بر آن استوار است، میپردازد. این بازگشت به گذشته همیشه تاریخی و خطی نیست بل در بیشتر دقایق تبارشناسانه است. حال باید این پرسش را پیش کشید که تبارشناسی چیست؟ تبار شناسی نوع جدیدی از تاریخ است که در کارهای متاخر فوکو ظاهر میشود (میدمور و همکاران، ۲۰۰۰). تبار شناسی یا تاریخ اکنون به مثابه واحدی از دانش متبحر و حافظههای محلی توصیف شده است که به ما اجازه میدهد تا یک دانش تاریخی از تنازعات را تثبیت کنیم و استفاده از این دانش را از بعدی تاکتیکی ممکن میسازد(فوکو، به نقل از گوردون، ۲۱:۱۹۸۰).
عمده بحثهای فوکو در مورد این روش در مقالهای تحت عنوان «نیچه، تبار شناسی، تاریخ» (فوکو، ۱۳۸۴ الف) آمده است. فوکو در این مقاله پیش فرضها و بنانگارههای تاریخ نگاری سنتی و نظریههای عام و کلی را به چالش میکشد تا از این طریق شرایط به سخن درآمدن معارف و تواریخ تحت انقیاد را فراهم سازد. فوکو در این مقاله همچون نیچه مخالف طرح بحث “خاستگاه” است. چرا که خاستگاه چیزی گرانبها و اساسی را در آغاز پدیده ها فرض میکند و آن را قبل از هبوط در کنار خدایان قرار میدهد و تمام مراحل تاریخی، اتفاقات ناگهانی، نیرنگها و جزئیات را نادیده میگیرد. در صورتیکه تبار شناسی بدنبال در هم شکستن توهم خاستگاه است و از طریق مفهوم “تبار” وحدت نقطه آغازین و خط نسب واحد را در هم میشکند و تنوع و تکثر نسبتها، رخدادها، پیشامدها و انحرافات ناچیز را در خاستگاه عیان میسازد. تبار شناسی «چیزی را بنا نمیکند … آنچه را بیحرکت تصور میشد تکان میدهد. آنچه را واحد پنداشته میشد تجزیه میکند؛ ناهمخوانی آنچه را همخوان با خویش تصور میشد نشان میدهد» (همان، ۳۷۹).
در واقع در این روش «یافتن تبار، بنا نهادن یک بنیان نیست، بلکه به عکس، زدودن توهم ثابت بودن است، تکه تکه کردن آن چه پیش از این واحد به نظر میرسید؛ ناهمگون بودن آن چیزی را نشان میدهد که همگن به شمار میآمده است» (فوکو، ۱۴۶:۱۹۷۷ ، به نقل از شرت، ۲۰۶:۱۳۸۷). در اینجا سعی خواهم کرد تا رهیافت های انتقادی آن، و آنچه که در این پژوهش مطلوب واقع میشود را بیان کنیم.
تبار شناسی را بایستی به مثابه رویکردی و روشی انتقادی مورد توجه قرار داد که با نفی ارجاعی بودن و تاریخی کردن حقیقت و آنچه ضرورت به نظر میرسد، بنیان قدرت را مورد انتقاد قرار میدهد و ایجاد شبهه میکند و فضا را برای نقد هرگونه گفتمانی که ادعای مطلق بودن و حقیقت ناب دارد را فراهم میآورد. «تبار شناسی کشف این نکته است که ریشهی آنچه میشناسیم و هستیم به هیچ رو حقیقت و هستی وجود ندارد بلکه بیرون بودگی حادثه وجود دارد» (عالم و یحیوی، ۹:۱۳۸۷). تحلیل تبار، وحدت امور را کنار میزند و تنوع و تکثر رویدادهای تاریخی را نشان میدهد و فرض تداوم پدیده ها را نفی میکند. به گمان فوکو آنچه در بنیاد دانش و هویت ما نهفته است، حقیقت نیست، بلکه تنوع رویدادها است. تبار شناسی، آنچه را تاکنون یکپارچه پنداشته شده، متلاشی میکند و ناهمگنی آنچه را که همگن تصور میشود، برملا میسازد» (بشیریه، ۲۲:۱۳۷۶). معنا یا بنیادی در پس امور اشیاء نهفته نیست، تنها لایههایی از تفسیر در کار است که روی هم انباشته میشوند و شکل حقیقت به خود میگیرند. کار تبار شناسی فروریختن همین حقایق است. از همین نظر فوکو بیان میکند که «وظیفه من آن است که به مردم نشان دهم که آنان بیش از آنکه فکر میکنند، آزادند، و آنان موضوع هایی را به عنوان حقیقت یا بداهت میپذیرند که در یک لحظه خاص تاریخ ساخته شدهاند و این به اصطلاح بداهت را میتوان مورد نقادی قرار داد و از میان برداشت» (فوکو، ۱۰:۱۹۸۸).
از همین زاویه میتوان تبار شناسی را تاریخ سکوت و صداهای در حاشیه مانده و سرکوب شده دانست. از این منظر فوکو به جای توجه به رویدادها به گسستها توجه میکند، به جای مرکز حاشیه را برجسته میکند و به جای توجه به قدرت، از مقاومت سخن میگوید. با توجه به رویکرد تاریخی روش تبار شناسی در تحلیل، این روش به شکل بسیار مناسبی میتواند به ما در تحلیل فیلمها در طول سه دهه کمک کند. به واقع این رویکرد به خوبی میتواند تغییرات معنایی نشانه ها و دالها در درون یک گفتمان را در طول گذشت زمان نشان دهد و این رویکرد به خوبی با موضوع این پایان نامه همخوانی دارد.
۳-۳- شناسایی فضای تخاصم
اولین قدم برای تحلیل سیاسی در چارچوب این نظریه، شناسایی حداقل دو گفتمان متخاصم است که با هم رابطهای غیریت سازانه بر قرار کردهاند (سلطانی، ۱۳۸۳). گفتمانها همواره به واسطه «غیریت» هویت پیدا میکنند و نظام معنایی خود را بر اساس آن تنظیم میکنند. وجود گفتمانی که مطلقاً به تنهایی بر جامعهای حاکم باشد بر اساس این نظریه امکان پذیر نیست و هرگز نمیتوان سیر تحول یک گفتمان یا نظام معنایی آن را مورد بررسی قرار داد مگر آن که آن را در مقابل یک دشمن قرار داد. در حقیقت، برای بررسی ساختار نظام معنایی یک گفتمان باید آن را در مقابل ساختار نظام معنایی گفتمان رقیبش قرار داد و نقاط درگیری و تفاوتهای معنایی را پیدا کرد؛ این رویکرد به خوبی با موضوع مورد پژوهش در این تحقیق همخوانی دارد. البته باید توجه داشت که دشمن در اینجا تنها به معنای سربازان عراقی نیست (هرچند عراقی نیز یک دیگری است)، و در طول سه دهه گذشته و بر اساس تقابلات سیاسی و هر یک از گفتمانهایی که بر سرکار آمدهاند و هژمونی خود را کسب کردهاند، خود را در تقابل با یک دیگری تعریف و مفصلبندی کردهاند.
۳-۴- تعیین زمان و مکان
همزمان با شناسایی گفتمانهای متخاصم، باید مقطع زمانی و موقعیت مکانی گفتمانهای مورد نظر را نیز تعیین کرد. گفتمانها در زمان و مکان وجود دارند و برای بررسی آن حتماً باید محدوده زمانی و موقعیت جغرافیایی آنها را مدنظر قرار داد (همان، ۱۲)؛‌ گفتمانهایی که در پژوهش مورد توجه قرار میگیرند مربوط به سه دهه اول انقلاب هستند. در این پژوهش سه دهه مد نظر قرار گرفته است. تقسیم بندی این سه دهه تنها بر مبنای روایت گفتمانی بوده است که به نظر من میتوان تفکیکی بین گفتمانها در این سه دهه اتخاذ گردد. تقسیمبندی دهه ها نیز کاملا بر رویداد تقویمی منطبق نیست و بیشتر بر تحولات سیاسی که در این سه دهه رخ داد اشاره میکند این روش با روش نظریه گفتمان همخوانی دارد. از نظر لاکلائو و موفه گفتمان ها نظام معنایی خود را به گونهای شکل میدهند که بتوانند با نظام معنایی متغیر گفتمان رقیب مقابله کنند، از این رو باید دید نظام معنایی گفتمان حاکم و گفتمان رقیب در ابتدا و انتهای دوره زمانی مورد نظر چه تغییراتی داشتند برای نشان دادن این تغییرات معنایی لازم است مفصلبندی گفتمانهای متخاصم در چند مقطع زمانی مشخص شود و با هم مقایسه گردد. به همین دلیل باید توجه داشت که دالها (یا اسطورهها) ی یک گفتمان هیچگاه در طول زمان یک دست و ثابت باقی نمیمانند و باید توجه داشت که در طول زمان مفصلبندی دالها چگونه دالهای شناور را به هم متصل میسازد و هژمونی مورد نظر خود را کسب کند.
۳-۵- منازعات معنایی و تحولات اجتماعی
برای بررسی تغییر و تحول در گفتمانها، همان طور که بیان شد، ابتدا باید به شناسایی گفتمانهای متخاصم پرداخت و سپس دالهای مفصلبندی شده در این گفتمانهای متخاصم را در دوره های تاریخی متفاوت

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :مطالعات فرهنگی

پاسخی بگذارید