شايد ورشکستگي يک فرصت مناسب براي رهايي مدير بود که مي شد از آن اجتناب ورزيد. جامعه متخصصان ورشکستگي انگليس، هزار وهفتصد شرکت راکه طي سال۱۹۹۲ ورشکست شده بودند بررسي کرد و دريافت که مديريت شرکت بزرگترين دليل سقوط شرکتها بوده است. بعد ازآن به ترتيب بازار، فقدان سرمايه گذاري اضافي لازم وتامين مالي بلندمدت عوامل ورشکستگي شناخته شدند. نيوتن۱ (۱۹۹۸) عنوان کرد که مديريت ناکارا نمي تواند از عوامل ذيل جلوگيري کند وهريک از آنها ممکن است منجر به سقوط شرکت گردد:
*فروشهاي ناکافي (که منجربه ناکافي بودن سود براي باقي ماندن شرکت درعرصه تجارت مي گردد).
*قيمتگذاري نامناسب (که موجب پذيرش زيان روي يک قلم يا سود بسيار اندک مي شود).
*استفاده نادرست از دريافتيها و پرداختيها (عدم موفقيت درگرفتن تخفيفات عمده وعدم پرداخت بدهکاراني که داراي وضع وخيم هستند).
*هزينه هاي سرباروعملياتي بيش ازاندازه وهزينه بهره بدهيهاي درازمدت بيش ازاندازه (که همه هزينه هاي ثابت هستند که درمقابل درآمد قراردارند وباعث بالارفتن نقطه سربه سر مي شوند).
*سرمايه گذاريهاي بيش ازاندازه دردارائيهاي ثابت وموجوديها (که باعث محدوديت وجوه و دردسترس نبودن آن براي ايفاي سايرتعهدات مي گردد).
*سرمايه درگردش ناکافي و نقدينگي ضعيف (به خاطر بدهي جاري بيش ازحد درنتيجه تحصيل دارائيهاي ثابت با استفاده ازاعتبارات کوتاه مدت).
*ساختارسرمايه نامناسب (نسبت نامطلوب بدهي به سرمايه).
*پوشش بدهي نامناسب (درمقابل زيانهاي ناشي از آتش سوزي، سرقت و…).
*روشها و ثبتهاي نامناسب حسابداري (که باعث دسترسي نداشتن مديريت به اطلاعات مورد نياز براي شناسائي مشکل وپيشگيري ازآن مي گردد).
*رشد بيش ازاندازه (رشدسريع باعث نياز به وجه نقد بالا مي گردد که ممکن است شرکت درکوتاه مدت قادر به تامين آن نباشد وبراي دستيابي به آن متحمل هزينه بهره گردد).
*محدوديت ريسک (شرکتهايي که مصرف کنندگان متنوعي ندارند درصورت سوخت شدن يک فروش نسيه يا ورشکستگي يک مصرف کننده به سرعت ورشکست مي شوند).
۳- سرمايه ناکافي: درصورتي که سرمايه کافي نباشد شرکت ممکن است قادر به پرداخت هزينه هاي عملياتي وتعهدات اعتباري درسررسيد نگردد. بااين حال دليل اصلي مشکل، سرمايه ناکافي نيست وناتواني درمديريت اثربخش سرمايه، مسئله اصلي است.
۴- خيانت وتقلب: تعداد اندکي از ورشکستگي هاي با برنامه ريزي، ساختگي و بر اثر تقلب مي باشد (حاجيها، ۱۳۸۴،ص۶۴)۱٫
جدول ۱-۲ فهرست دلايل ورشکستگي را نشان مي دهد.
جدول شماره (۱-۲ ): دلايل ورشکستگي (همان منبع،ص ۶۴)۲٫

خيانت و تقلب
سرمايه ناکافي
مديريت ناکارا
ايجاد و توسعه بيش از اندازه اعتبار
دلايل درون سازماني
دلايل ورشکستگي
تصادفات
تأمين مالي
تغييرات در تجارت و بهبودها و انتقالات در تقاضاي عمومي
رقابت
ويژگيهاي سيستم اقتصادي/نوسانات تجاري
دلايل برون سازماني
جونا آيابئي۳ نيز شاخصهاي نشاندهنده ورشکستگي (وضع وخيم مالي) شرکت را به صورت زيرتقسيم کرده است:
*کاهش سودنقدي: اگرطي زمان، سود نقدي شرکت روبه کاهش مستمرباشد اين امر را مي توان نشانه اي براي ورشکستگي تلقي کرد.
*بستن کارخانه ها يا شعبه هاي شرکت.
*زيانها: زيانهاي عملياتي منجربه ناتواني از پرداخت سودهاي نقدي يا افزايش سرمايه گذاري مي شود. اين امر شرکت رابه سوي ورشکستگي سوق مي دهد.
*زياد بودن فصول کم کاري وتوقف عمليات.
*استعفاء مديران شرکت: مديران ارشد يک سازمان درجايگاهي هستند که مي توانند عملکرد بعدي سازمان را ببينند. بنابراين آنها مي توانند زودتراستعفاء دهند وبه شرکتهايي که پتانسيل بهتري براي مقاومت دربرابر ناملايمات اقتصادي دارند بروند. اين استعفاء مي تواند يک نشانه عملکرد ضعيف باشد.
*افت قيمت سهام: قيمتهاي سهام نشاندهنده ارزشي هستند که بازار براي شرکت قائل است، بي ثباتي و کاهش قيمت سهام ممکن است منجر به ترک شرکت ازسوي سهامداران با فروش سهام گردد و اعتبار دهندگان نيزعملکرد شرکت را با قيمت سهام ارزيابي مي کنند(حاجيها،۱۳۸۴،ص ۶۴)۱٫
۲-۲-۲ ابزارهاي شناسايي عوامل ورشکستگي
الف- تحليل روند:
يکي از رايجترين روشهاي بررسي اطلاعات در درون شرکت تحليل گزارشات مالي درطي چند سال مالي مي باشد. تا بدينوسيله تحليل روند امور، ملموس شود. درصورت استفاده ازيک سال خاص بعنوان مبنا، تحليل روند حسابهاي عمده به صورت ماهيانه يا فصلي صورت مي گيرد. روندهاي ترازنامه اصولاً تمايلات ورشکستگي را به صورت زير آشکار مي سازد:
* نقدينگي روبه ضعف.
* سرمايه جاري غيرمکفي.
* سرمايه گذاري بيش ازحد روي موجودي کالا يا حسابهاي دريافتني.
* گسترش بيش ازحد دارائي هاي ثابت.
* افزايش وام هاي بانکي و ساير بدهي هاي جاري.
* بدهي هاي درازمدت داراي پشتوانه وتعهدات (بدهي هاي) ثابت بيش از حد.
* سرمايه گذاري بيش از حد روي دارائي هاي ثابت.
* وابستگي وام هاي شرکت به بانکها واعتباردهندگان.
تغييرات درحساب درآمد که مي تواند تمايلات و روندهاي ديگري رابه سمت ورشکستگي آشکار سازد به شرح ذيل مي باشند:
* کاهش ميزان فروش.
* افزايش هزينه هاي عملياتي وهزينه هاي سربار.
* نرخ بهره وسايرهزينه هاي ثابت بيش از حد.
* برداشت ها وسود سهام بيش از حد درمقايسه با ميزان درآمد.
* درآمدخالص روبه کاهش ونرخ بازده پايين تر روي وجوهات سرمايه گذاري شده توسط صاحبان سرمايه.
* افزايش فروش ازطريق اعمال کاهش سود هر واحد.
ب- تحليل عمليات حسابداري
درارتباط باتحليل روند، برخي از نسبت ها يا عمليات مربوط به حسابداري درتعيين قدرت مالي مفيد مي باشند. نسبت هاي جاري ونقدينگي براي ترسيم توانايي شرکت درانجام تعهدات جاريش بکار برده مي شوند. کارايي دراستفاده ازدارئي ها اغلب ازطريق گردش دارائي هاي ثابت، گردش موجودي کالا و گردش حسابهاي دريافتني تعيين مي شود. هرچه ميزان گردش بالاتر باشد عملکرد بهتر است زيرا که مديريت مي تواند با درگيرنمودن ميزان کمي از وجوه فعاليت شرکت را تنظيم کنند. تحليل سنجش هاي مختلف مربوط به يک سال خاص، ممکن است ارزش خاصي داشته باشد. اما وقتي که اين سنجش ها، با موارد مشابه سال هاي قبل مقايسه مي شوند. درآن صورت روند امور ملموس تر شده که اين امر مي تواند بسيار پراهميت باشد.
درستي رابطه وجوه استقراضي وسهام سرمايه ازطريق نسبت هاي خاص حقوق صاحبان سهام به جمع بدهي ها وحقوق به دست مي آيد. نسبت هاي بدهي جاري، بدهي هاي بلندمدت، کل بدهي ها وحقوق صاحبان شرکت به کل حقوق صاحبان سهام مي تواند در ارزيابي توان بقاء شرکت، درمواقع بحراني وايفاي تعهدات کوتاه مدت وبلند مدت شرکت کمک نمايد. بايستي توازن هاي بين بدهي وحقوق صاحبان سهام برقرار باشد. افزايش منافع افراد خارج از شرکت مزيتي است براي مالکين شرکت زيرا که ايشان سود حاصل ازبازده دارائي ها يي را مي برند که توسط ديگران آورده شده است. با وجود اين دردرون اين مزيت ريسک زيادي وجود دارد. با تحليل ساختار حقوق صاحبان سهام وهزينه بهره، نسبت به ميزان نسبي قابليت اتکا وجوه مالکيت که اعتباردهندگان مي توانند درجلوگيري از زيانهاي احتمالي روي آن حساب کنند، مي توان نتايجي حاصل کرد.
مسئولين حسابداري شرکت بدهکارمي توانند ازطريق آماده نمودن اطلاعات لازم و يا دربرخي موارد با مروراطلاعات درکشف تمايلات ورشکستگي موثرواقع شده ومديريت را درپيش بيني وضعيت آتي وتنظيم عمليات وجريان نقدينگي دوره مالي بعد ياري نمايند. اين پيش بيني ها اغلب مسائل و مشکلات احتمالي را دربدو شروع يا پيدايش گوشزد مي نمايد که اين امرفرصت انجام اقدامات اصلاحي را دراختيارمديريت قرار مي دهد. اطلاعات براي پيش بيني روند آتي شرکت اگر واقع بينانه تهيه شده باشند بايستي پاسخگوي سوالات زير باشند:
– آيا مي توان به سود مورد نظر دست يافت؟
– چه حوزه اي ازهزينه ها ومخارج ممکن است سودآوري را با مشکل مواجه کرده وبايستي مراقب آن بود؟
– آيا منابع مالي کافي هستند؟
و نيز مهم است که گزارشهاي مالي ميان دوره اي نيز به گونه اي مفيد تهيه شوند و شرکت براي بررسي گزارشهاي مالي پايان دوره حسابرس هاي معتبر در اختيارداشته باشد.
رويدادهاي ذيل مي تواند قريب الوقوع بودن مشکلات مالي را به حسابداران گوشزد نمايند:
– پيش خريد حسابهاي دريافتني (چنانچه اين عمليات براساس حساب باز صورت پذيرد).
– صلح کردن مبلغ حساب هاي دريافتني به منظوردريافت پيش ازموعد.
– تبديل يا جايگزيني اسناد براي حسابهاي پرداختني.
– مجاز نمودن برخي ازطلبکاران عمده به دريافت بهره اوراق بهادار درقالب دارائي ها.
– عدم توانايي شرکت درسپرده گذاري به موقع وجوه اماني ازقبيل ماليات برحقوق ماهيانه کارمندان.
– مرگ يا خروج پرسنل کليدي ازشرکت.
– تعهدات خريد نامطلوب.
– عدم بازگشت هزينه هاي تحقيق وتوسعه.
– تغيير در روشهاي حسابداري توسط مشتري براي بهبود گزارش هاي مالي.
ج- تحليل مديريت
برخي ازويژگي هاي خاص مديريت ناکارآمد وغيرموثرنيزبه عنوان علائم هشداردهنده مشکلات احتمالي به کارمي آيند. کساني که به فکر ادامه فعاليت شرکت هستند بايستي آماده باشند تاچنانچه مشخص شد که مديريت درزمينه هاي فعاليت شرکت ازقبيل تفسير اطلاعات مالي، مديريت وجوه نقد، برنامه ريزي توليد وتحويل، هماهنگي فعاليت هاي بخش هاي مختلف وسايرعملکردهاي مديريت فاقد آموزش وتجربه لازم مي باشد به موقع اقدام لازم را بعمل آورند. درشرايط معمول يک مدير ممکن است درزمينه فني يک متخصص باشد اما ازميزان کمي توانايي هاي مديريتي براي اداره امور شرکت برخوردار باشد. ازجمله علائمي که نشان مي دهد مديريت ناکارآمد است ودرنتيجه احتمال مواجه شد شرکت با مشکلات وجود دارد عبارتند از: سيستم هاي اطلاعاتي ناکافي وغيرکارآمد، عدم توجه به اطلاعات عملياتي ومالي که دراختيار وي قرار مي گيرد، عمده علاقه به حفظ سطح قابل قبولي ازفروش، هزينه هاي ثابت زياد ناشي ازهزينه هاي بالاسري ياهزينه هاي عملياتي و يا بدهي زياد درساختار سرمايه و يا سيستم قيمت گذاري غيرمنطقي.
البته احتمال وجود علائم ديگري که نشان دهنده مديريت ناکارآمد مي باشند نيز مطرح است و در صورت وجود چنين علائم وعواملي بايستي مسئولين ادامه فعاليت شرکت را درحالت آماده باش نگه دارند.
ابزار عملي بررسي هاي مندرج دربندهاي الف، ب وج (مذکور) نسبتهاي مالي است (رهنماي رودپشتي وديگران،۱۳۸۵،ص ۴۵۸)۱٫
۳-۲-۲ انواع شکست
بطور کلي شرکتها ممکن است به يکي ازسه شکل مالي، اقتصادي و حقوقي باشکست مواجه شوند.
درشکست مالي، ضعف درايفاي تعهدات درزمان سررسيد، وجود حالت تنگناي مالي رانشان مي دهد.
معمولاً نشانه تنگناي مالي، فقدان سرمايه درگردش مي باشد. فقدان سرمايه درگردش، نشانه اي است که خود ناشي ازعلل ديگري مانند ساختارسرمايه اي ضعيف، استقراض جاري بيش ازحد، هزينه عملياتي بالا، وامثال اين موارد مي باشد. معمولاً بين شکست به معناي اقتصادي وشکست مالي واعتباري فرق گذاشته مي شود. بطورکلي، شکست تجاري همان شکست اقتصادي است، زيرا موسسه نتوانسته است براي سرمايه گذاري انجام شده، سودي مشابه آنچه که درجاي ديگر قابل دسترسي است را تحصيل کند. شکست ازنظرقانون، توقف درتاديه وجوهي است که برعهده تاجر مي باشد (رسول زاده،۱۳۸۰،ص ۵۰)۲٫
۴-۲-۲ مراحل ورشکستگي
نيوتن۳ (۱۹۹۸) مراحل نامطلوب شدن وضع مالي شرکت را به دوره هاي نهفتگي، کسري وجه نقد، نبود قدرت پرداخت ديون مالي يا تجاري، نبود قدرت پرداخت ديون کامل ودرنهايت ورشکستگي تقسيم کرد (شکل شماره۱-۲) گرچه اغلب ورشکستگيها ازاين مراحل پيروي مي کنند، اما برخي شرکتها ممکن است بدون طي همه مراحل به ورشکستگي کامل

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ پایان نامهاسترس، فیزیولوژی، کوتاه مدت

دیدگاهتان را بنویسید